|
|
|
|
|
دلايل رويگرداني جوانان از اسطوره ها
|
|
|
|
|
پرجمعيت ترين ها
آيا شما مي دانيد كدام يك از شهرهاي دنيا در فهرست پرجمعيت ترين ها قرار مي گيرند؟ البته تعريف شهر در فرهنگ ها و كشورهاي مختلف متفاوت است. در بعضي از كشورها،شهر به محدوده اصلي آن محدود مي شود و در بعضي ديگر مناطق اطراف شهر كه در واقع خارج از محدوده اصلي آن قرار دارند نيز جزو محدوده شهر به حساب مي آيند. آنچه قصد داريم در ده امروز براي شما فهرست كنيم، شهرهايي هستند كه بيشترين جمعيت را در محدوده داخلي خود جاي داده اند و در اين فهرست ساكنين مناطق خارجي شهر به حساب نيامده اند. ۱۰) شهر نيويورك در ايالات متحده آمريكا با جمعيتي حدود ۷/۳ميليون نفر در مناطق پنجگانه خود توانسته است راهش را به اين فهرست باز كند. اگر مناطق اطراف نيويورك را هم در نظر بگيريم، جمعيت به رقمي حدود۱۹/۵ميليون نفر مي رسد. نيويورك در سال ۱۶۲۵ تأسيس شده است و بنابراين قدمتي حدود ۳۷۹سال دارد. ۹) شايد عجيب باشد كه نام استانبول را نيز در اين فهرست ببينيم. شهر استانبول واقع در تركيه كه بخشي از آن در اروپا و بخش ديگر در آسياست جمعيتي حدود ۷/۸ميليون نفر را در خود جاي داده است. استانبول در سال ۶۰۰ پيش از ميلاد مسيح توسط استعمارگران يوناني به نام بيزانس تأسيس شد. پس از آن به قسطنطنيه و نهايتاً در سال ۱۴۵۳ به استانبول تغيير نام پيدا كرد. ۸) توكيو در ژاپن با قدمت ۹۰۰ساله در مركز خود محل سكونت جمعيتي حدود ۸ ميليون نفر مي باشد. اگر جمعيت ساكن در محدوده هاي خارج شهر را نيز به اين مقدار اضافه كنيم، رقم غيرقابل باور ۲۹/۴ميليون نفر به دست مي آيد. اگرچه خود توكيو در مقام هشتم قراردارد، اما به لحاظ تراكم جمعيت در نواحي اطراف آن متراكم ترين شهر دنيا محسوب مي شود. ۷) شهر شانگهاي در چين جمعيتي حدود ۸/۲ميليون نفر دارد. علاوه برآن يكي از بزرگترين بنادر دنيا محسوب مي شود. اين شهر اكنون در حال بازسازي كلي است. ۶) مكزيكوسيتي واقع در مكزيك با جمعيتي حدود ۸/۶ميليون نفر مقام ششم را در اين فهرست به خود اختصاص داده است. مكزيكوسيتي كه بزرگترين شهر امريكاي شمالي محسوب مي شود، در مناطق مركزي و نيز حومه اي خود جمعيت باورنكردني ۲۶ميليون نفر را در خود دارد كه از اين لحاظ پس از توكيو قرارمي گيرد. ۵)مسكو، پايتخت روسيه نيز محل سكونت بيش از ۹ميليون نفر است. مسكو با قدمتي بيش از ۸۵۰سال يكي از معدود شهرهاي جهان است كه مناطق حومه اي آن جمعيت زيادي را در خود جاي نمي دهند. در حومه مسكو تنها جمعيتي حدود ۲ميليون نفر ساكن هستند. ۴) جاكارتا پايتخت اندونزي توانسته با جمعيتي حدود ۹/۴ميليون نفر در رده چهارم جاي بگيرد. جالب است كه اين شهر كه حدود ۱۶۰۰سال پيش تأسيس شده، در مقايسه با ديگر شهرهاي جديدتر تا به حال رشد جمعيت فزاينده اي نداشته است. ۳) جمعيت ساكن سائوپائولو در برزيل حدود ۹/۸ميليون نفر است. اين شهر كه در سال ۱۵۵۴ توسط پرتغالي هاي تأسيس شد، اكنون بزرگترين شهر آمريكاي جنوبي است و نكته جالب اينكه همين شهر تا اواسط قرن نوزدهم در حد يك شهر كوچك بود و از آن پس به سرعت رشد كرد و گسترش يافت. اگر جمعيت مناطق حومه اي را نيز در نظر بگيريم،سائوپائولو با جمعيت ۲۳/۷ميليون نفر در مقام سوم قرارمي گيرد. ۲) بمبئي در هند با اختلاف ناچيزي از سائوپائولو سبقت گرفته است. جمعيت ساكن اين شهر ۴۷۰ ساله كه بازهم توسط پرتغالي ها تأسيس شده است، رقمي حدود ۹/۹ميليون نفر مي باشد. ۱) و بالاخره پرجمعيت ترين شهر دنيا در آسياي جنوب شرقي قراردارد. سئول پايتخت كره جنوبي با جمعيت ساكن حدود ۱۰/۳ميليون نفر اين مقام را از آن خود كرده است. با در نظرگرفتن مناطق حومه اي، سئول با جمعيتي بالغ بر ۲۰/۷ميليون چهارمين شهر پرجمعيت جهان محسوب مي شود.
|
|
|
|
|
دلايل رويگرداني جوانان از اسطوره ها
هيچ كس عكس «برادپيت» را روي ديوار نمي زند!
|
|
|
منبع: نيوايج ترجمه: نادر بهرماني
به نظرمي رسد كه جوانان يك دهه اخير چه در غرب و چه حتي در سرزمين هايي كه با فرهنگ غرب بيگانه هستند، به قهرمان ها و آنهايي كه هميشه اسطوره ناميده شده اند، روي خوشي نشان بدهند. ديگر كسي مثل دوران سينماي كلاسيك عاشق كلارك گيبل و همفري بوگارت و گرتا گاربو نيست. اگرچه بازيگران سينما همچنان جزو پرطرفدارترين شخصيت هاي جوانان سراسر دنيا هستند اما ديگر كسي به لئوناردودي كاپريو، برادپيت، مت ديمون و … به عنوان يك اسطوره دست نيافتي نگاه نمي كند. روابط دنياي نوين بويژه از زماني كه ماهواره ها و اينترنت جايگزين وسايل ارتباط جمعي قديمي شده اند، گويي همه چيز را به هم زده است. هرچند كه از اسطورگي قهرمانان ديروز كاسته شده است. براي جوانان غربي كساني مثل جيمز دين و الويس پريسلي هنوز جزو قهرمانان خيالي و اسطوره اي هستند اما از بين امروزي ها ديگر كسي به آن حد نمي رسد. يك آمارگيري توسط مؤسسه National America Foundation صورت گرفته كه نشان مي دهد ۷۶/۸ درصد از طرفداران «امي نم» حاضر نيستند پوستر بزرگ او را برديوار اتاقشان نصب كنند، هرچند كه مجموعه CDها و ويديوهاي او را نگهداري مي كنند. درباره قهرمانان فوتبال نيز چنين اتفاقي رخ داده است. هنوز مارادونا يا حتي زيكو پرطرفدارتر از سوپر دوندگاني چون زيدان، فيگو و مالديني هستند (شايد در اين بين تنها ديويد بكهام يك استثنا باشد كه توانسته محبوبيت فراواني بين جوانان سراسر دنيا به دست آورد.) جامعه شناسان و كارشناسان امور رواني جوامع معتقدند كه ميزان ارتباط جوانان با وسايل ارتباط جمعي و سرعتي كه اين رسانه ها در معرفي شخصيت هاي جديد دارند باعث شده تا ديگر سيستم اسطوره سازي كاربري لازم را نداشته باشد. اما عده اي ديگر از اين كارشناسان عقيده دارند كه جوان امروز به همه آنچه كه مي خواسته رسيده است و بزرگترين مشكل او در عصر مدرن مشكل اختلال هويت است كه اين مشكل با اسطوره سازي حل نمي شود بلكه اين اسطوره زدايي از زندگي است كه به هويت نسل معترض جوان كمك مي كند. اين اعتراض ذاتي كه در وجود جوانان قراردارد در عصر مدرن به اعتراضي وسيع تر پيوندخورده كه به اعتراض به كل اصول بشريت منجر مي شود. از همين روست كه شخصيت هاي معترض، بيش از پيش در نگاه جوانان طرفدار دارند. هنوز هم «ارنستو چه گوارا»، چريك مبارز آرژانتيني الاصل كه سهم بسزايي در پيروزي انقلاب كوبا داشت، جزو پرطرفدارترين قهرمانان جوانان به حساب مي آيد. عكس چه را مي توان روي ديوار اتاق بسياري از جوانان در غرب و شرق پيدا كرد. ژرارد، راننده فرانسوي كه در رالي دور اروپا عكس چه گوارا را روي ماشين خود نقاشي كرده بود درباره علت تصميم خود مي گويد كه چه گوارا قهرمان دوران كودكي او بوده است و هنوز هم از او به عنوان شخصيتي كه مثل او را نمي توان يافت ياد مي كند. لري كينگ روزنامه نگار و گوينده حرفه اي شبكه تلويزيوني CNN در گفت وگويي كه چندي پيش در برنامه خود با وكيل و برادر مايكل جكسون داشت به نكته ظريفي اشاره كرد. او گفت: «مايكل جكسون با مسأله اي كه به بارآورده است، نقطه پاياني برقهرمان پردازي، ستاره سازي و اسطوره نگري در بين جوانان داشت!» آيا عصر بدون اسطوره ها بهتر از دوران اسطوره هاست؟
|
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمي كه هست
|
|
|
|
|
داريوش Daryoush
اگرچه داريوش به ظاهر خيلي ساكت و آرام به نظرمي رسد، اما هيچوقت اجازه ندهيد اين ظاهر او شما را متقاعد كند و باور كنيد كه او هميشه همين اندازه آرام و مظلوم است. اگر كمي به او فرصت دهيد و رفتارش را زيرنظر بگيريد، متوجه خواهيدشد كه آنقدرها هم ساكت نيست. بلكه برعكس، زماني كه داريوش شروع به صحبت كند، به سختي مي توانيد جلوي او را بگيريد تا براي صحبت كردن به شما هم نوبت برسد، در مجموع داريوش به راحتي آنچه را در درونش احساس مي كند ابراز مي كند و هيچ ترديدي در بيان افكارش به خود راه نمي دهد. در بسياري موارد هم آنچه داريوش مي گويد في البداهه است. او معمولاً از پيش به آنچه مي خواهد بگويد نمي انديشد و به همين دليل در بعضي موارد گفته هايش به نظر ديگران رك و نيشدار مي آيد. اما حتي در اين شرايط هم بايد بدانيد كه در بدن داريوش حتي يك استخوان بدخواهي هم وجود ندارد. او ذاتاً آدم خوش طينتي است و اگر در مواردي به نظر شما خلاف اين مي آيد، آن را به حساب ملاحظه كار نبودن او بگذاريد.
همانطور كه گفتيم، داريوش به ندرت درباره آينده و آنچه قرار است انجام دهد فكر مي كند. براي او برنامه ريزي و تهيه مقدمات جهت انجام كارها كاملاً بي معني است. او تمام تصميماتش را در لحظه مي گيرد و يك ثانيه بعد هم آنها را اجرا مي كند. به همين دليل تلاش هاي داريوش تابع احساس دروني او در همين لحظه است. اگر به نظرش برسد در اين لحظه، درست زماني كه يك كار مهم را شروع كرده، فعاليت ديگري وجود دارد كه مي تواند جالب تر و هيجان انگيزتر باشد و يا به هر دليل ديگري براي او اهميت بيشتري داشته باشد. كار فعلي اش را بلادرنگ رها مي كند. اصولاً براي داريوش گذراندن اوقات خوش و انجام آنچه دوست دارد در درجه اول اهميت قراردارد. به همين دليل هم كارهايي كه داريوش انجام مي دهد در بسياري موارد انسجام كافي ندارد و به نتيجه مطلوب نمي رسد. البته اين مشكل داريوش دليل ديگري هم دارد. براي داريوش انجام يك كار ثابت براي مدت طولاني غيرممكن است. بنابراين داريوش بايد به اين نكته توجه كند و براي خودش اهداف كوتاه مدت در نظر بگيرد تابتواند به آنها برسد وگرنه پيش از محقق شدن اهداف بلندمدتش از تلاش براي رسيدن به آنها دست كشيده و به سراغ مورد ديگري خواهدرفت.
و اما نكته آخر: خلاقيت و نوآوري از ويژگي هاي جدايي ناپذير داريوش هستند كه آنها را در اغلب جنبه هاي زندگي اش نيز اعمال مي كند. بنابراين اگر در زمينه هاي هنري فعاليت كند، استعدادهايش به فعليت مي رسند و موفقيت در انتظار او خواهدبود. به خصوص اينكه انجام فعاليت هايي كه به نوعي به احساسات دروني وابسته باشند، برايش جذابيت خاصي دارد و اين تنها كاري است كه داريوش مي تواند براي مدت طولاني تري انجام دهد.
|
|
|
|
|
|