وصال روحاني
روز دوشنبه هفته آينده برابر با ۱۱اسفند طي مراسمي در تالار كداك شهر لس آنجلس آمريكا و در حضور بسياري از چهره هاي سرشناس سينماي جهان هفتاد و ششمين دوره توزيع جوايز معتبر و بسيار مورد توجه اسكار برگزار مي شود.
كدام فيلمها و هنرمندان شانس بيشتري براي دريافت اين جوايز دارند؟ در پاسخ بايد گفت به نظر مي رسد امسال، سال «ارباب حلقه ها۳» باشد. در ماههاي اخير كه ساير جوايز عمده سينمايي توزيع شده، بسياري از آنها به اين فيلم و كارگردان نيوزيلندي آن پيتر جكسون رسيده و حتي آكادمي فيلم بريتانيا كه جوايز سالانه اش «بافتا» خوانده مي شود و گمان مي رفت «ارباب حلقه ها» را تحويل نگيرد، «بافتا»ي بهترين فيلم را به اين اثر اختصاص داد.
موضوع وقتي جدي تر و محتمل تر مي شود در نظر بگيريم اتحاديه تهيه كنندگان فيلم آمريكا (با نام اختصاري P.G.A) نيز در پانزدهمين دوره اهداي جوايزش، هم «ارباب حلقه ها۳» را بهترين فيلم سال شناخت. در ۱۴دوره قبلي اهداي اين جايزه، در ۱۰مورد برنده آن بعداً اسكار بهترين فيلم را نيز تصاحب كرده بود.
فقط ۶بار
و باز لازم است بدانيد كه اتحاديه كارگردانان آمريكا (با نام اختصاري "D.G.A") نيز در جديدترين دوره اهداي جوايزش پيترجكسون را بهترين كارگردان سال شناخت، اين جايزه و گزينش اتحاديه مزبور از ۱۹۴۹ به بعد به راه افتاده و طي اين مدت بالنسبه طولاني فقط ۶بار اتفاق افتاده كه فرد منتخب اين نهاد بعداً جايزه اسكار بهترين كارگرداني را هم تصاحب نكند. (البته ۳بار از اين «۶مرتبه نادر»، در ۸سال اخير روي داده است!)
اين همه سود
به اينها بيفزاييد اين نكته را كه هاليوود خودش را مديون تريلوژي «ارباب حلقه ها» مي داند و بايد از خجالت آن به در آيد! درست است كه ۴اسكار اختصاص يافته به دوقسمت قبلي اين فيلم، نوعي پاسخگويي محبت آميز از سوي آكادمي علوم سينمايي وهنرهاي تصويري تلقي شده است، اما آن جوايز تماماً در شاخه هاي فني و جنبي و درجه دوم بوده است و آكادمي آن را براي اثر هنري اي كه دوقسمت اول آن مجموعاً يك ميليارد و ۸۰۰ميليون دلار فروخته و قسمت سوم (و انتهايي) آن نيز رقم يك ميليارد دلار را در سطح جهان ردكرده و به دومين فيلم پرفروش تاريخ بدل شده است ، ناكافي مي داند و بايدحتماً دوجايزه اصلي (بهترين فيلم و بهترين كارگرداني) را نيز به اين فيلم بدهند تا وظيفه خود را ادا شده و انجام يافته تلقي كنند!
حذف هدفمند اپيك مينگلا
گروهي حتي بر اين باورند كه حذف غيرمنتظره نام (كوهستان سرد) اپيك تازه آنتوني مينگلا از شاخه هاي بهترين فيلم و بهترين كارگرداني دقيقاً در همين راستا و براي رسيدن به اين هدف و آسانتر كردن راه پيروزي فيلم جكسون بوده است. در حالت فعلي، بعيد است هيچ يك از ۴فيلم ديگري كه براي اسكار بهترين فيلم نامزد شده اند، قادر به غلبه بر هياهوي ترسناك تبليغاتي ارباب حلقه ها باشند و اين فيلم پرماجرا و پرزد و خورد كه درباره جنگ گروهها و مخلوقات عجيب و متفاوت براي تصاحب نقطه اي به نام مركز زمين است، واقعاً نفس كش مي طلبد!
حتي «رودخانه مرموز» كار باكلاس جنايي كلينت ايست وود كه اين هفته جايزه «سزار» (اسكار فرانسه) را به عنوان بهترين فيلم خارجي برد و «ناخدا و فرمانده» فيلم دريايي و تاريخي و ظاهراً حقيقي پيتروير نيز به رغم كانديدايي در ۱۰شاخه اسكار توانايي غلبه بر كار جكسون را ندارند و شايد همان «بافتا»يي كه بريتانيايي ها به پيتروير كارگردان استراليايي آن فيلم به عنوان برترين كارگردان سال دادند، سقف و حد نهايت پيروزيهاي متصور براي آن فيلم بوده باشد.
جايزه بهترين فيلمبرداري براي «سي بيسكوئيت»
«سي بيسكوئيت» يك داستان حقيقي ديگر كه درباره پيروزيهاي يك «اسب مسابقه اي» در دهه۱۹۳۰ است و «گمشده در ترجمه» فيلم شگفتي ساز امسال كه ليست كانديداها را كامل مي كنند، به نظر مي رسد هيچ اقبالي براي كسب اسكار اين رده ندارند. ۳هفته پيش كه اتحاديه فيلمبرداران آمريكا جايزه سالانه اش را اهدا كرد، برخلاف انتظار آن را به «سي بيسكوئيت» و مدير فيلمبرداري آن جان شوارتزمن سپرد ولي در صورت تكرار اين پيروزي براي سي بيسكوئيت در روز دوشنبه آينده در تالار كداك، باز هم توان و شانس اين فيلم «درخشان اما آرام» براي غلبه بر «ارباب حلقه ها»ي پرسر و صدا در شاخه هاي اصلي تر اسكار بسيار كم و بعيد به نظر مي رسد.
پس از نوشتن صدها مشق
مواردي كه بر شمرديم، شما را بايد به اين باور برساند كه در شاخه اسكار بهترين كارگرداني نيز شانس پيترجكسون ۴۳ساله از همه بيشتر شده است. البته رقباي او، اغلب معروف و بسيار توانمند هستند و حتي تا ،۲ ۳ماه پيش اين فرضيه بسيار پرطرفدار بودكه جايزه اسكار بهترين كارگرداني را به ايست وود خواهند داد. «رودخانه مرموز» شايد حد نهايت كارهاي پليسي و جنايي او و پس از ۳۵سال بازي در اينگونه آثار و كارگرداني آنها باشد و انگار او پس از نوشتن صدها مشق و خلق سري فيلمهاي پليسي پرفروش اما نه چندان فوق العاده موسوم به «درتي.هري» در دهه هاي۱۹۷۰ و ،۸۰ سرانجام بهترين ديكته و مشق پليسي خود را با كار آخرش به نگارش درآورده و به خطري بالقوه و جدي براي جكسون بدل شده است!
نامزديهاي سمبليك
اما گذشت زمان، آن احتمال را كاهش داده و حتي كساني كه معتقدند سوفيا كاپولا دختر ۳۰ساله فرانسيس فورد كاپولاي مشهور اين اسكار را به خاطر كار پرابتكار و توأم با نوجويي خود (گمشده در ترجمه) خواهد برد و به اولين زن برنده اسكار بهترين كارگرداني در طول تاريخ بدل مي شود، به آرامي كاهش يافته اند. وير نيز در همين قالب و تعريف مي گنجد و كانديدايي فرناندو ماي ريلس برزيلي براي ارائه فيلم «شهر خدا» نيز به نظر مي رسد كه سقف توفيق او بوده باشد و بيشتر يك كانديداي سمبليك است. با اين اوصاف اگر قرار باشد يك نفر جشن پيروزي جكسون و تلاقي آدمها و اركها، الفها و هابيت ها و ساير مخلوقات او در «ارباب حلقه ها» را ناقص و كمرنگ كند و اسكار كارگرداني را از اين جمع دور كند، آن فرد همانا ايست وود ۷۲ساله است.
در اينجا به ساير شاخه هاي عمده اسكار۲۰۰۴ و شانس داران فتح آن نيز نگاهي مي اندازيم:
بهترين بازيگر مردنقش اول
در ميان ۵هنرپيشه كانديداي اسكار اين رده، رقابت اصلي بين دونفر است: يكي شون پن براي بازي در «رودخانه مرموز» و در نقش پدر زخم خورده اي كه براي انتقام گرفتن مرگ دختر نوجوانش، دوست ايام كودكي خود را كه گمان مي كند فرد قاتل باشد، مي كشد و ديگري بيل موري در بهترين بازي عمرش در رل يك هنرپيشه فروغ از دست داده و پرت افتاده و سرگردان در توكيو در فيلم «گمشده در ترجمه»، فيلم اجتماعي و غريب و سنت شكن سوفيا كاپولا.
اكثر جوايز سازمانهاي بزرگ سينمايي نيز طي ۳ماه اخير به يكي از همين دوبازيگر اختصاص يافته است. رجحان پن بر موري اين است كه اصولاً در شاخه بازيگري بر كارهاي دراماتيك بسيار بيشتر از فيلمهاي كمدي ـ رمانتيك ارج مي نهند و فيلم كاپولا از شاخه دوم است. اما پيروزي جك لمون در «اوانتي» به سال۱۹۷۲ و جك نيكولسون در «بهترين شكل ممكن» به سال۱۹۹۷ كه كارهاي اجتماعي و رمانتيكي بودند، باعث مي شود موري نااميد نباشد.
پن اين امتياز جنبي و ناپيدا را نيز دارد كه در «۲۱گرم» فيلم دراماتيك ريناريتوي مكزيكي هم درخشيده و هر چند مستقيماً براي آن كانديدا نشده اما امكان ندارد رأي دهندگان «آكادمي» در موقع صدور رأي خود اين مسأله را ناديده گرفته باشند.
كانديدا شدن جاني دپ براي فيلم پرفروش اما سطحي «دزدهاي دريايي كارائيب» در نگاه نخست اتفاقي عجيب و حتي يك شوخي به نظر مي رسد و به قيمت حذف راسل كرو دريانورد سرسخت فيلم «ناخدا و فرمانده» كه برابر دپ براي نامزدي صلاحيت داشت، تمام شده است ولي موضوع وقتي جالب تر شد كه اتحاديه بازيگران سينماي آمريكا اين هفته جايزه بهترين بازيگر مرد سال را به وي داد و همين اتحاديه و اعضاي آن هستند كه با آراي خود فاتح اسكار اين رده را نيز تعيين مي كنند! «جادلاوبا» اينكه براي «كوهستان سرد» و بازي در نقش يك سرباز فراري از جنگهاي داخلي آمريكا در دهه۱۸۷۰ كانديدا شده اما خودش نيز پذيرفته و اعتراف كرده كه شايستگي پن از او بيشتر است. بن كينگزلي بريتانيايي هم كه براي بازي درنقش يك مهاجر ايراني در فيلم «خانه شن و مه» كانديدا شده است، ظاهراً بختي براي تكرار پيروزي يكطرفه سال۱۹۸۲ خود (براي بازي در فيلم گاندي) ندارد.
بهترين بازيگر زن نقش اول
اينجا هم رقابت اصلي بين دونفر است. اولي چارليز ترون ۲۹ساله از آفريقاي جنوبي براي ايفاي كاملترين و پرشورترين بازي عمرش در نقش يك قاتل زنجيره اي زن در «هيولا» فيلم مبتني بر يك ماجراي حقيقي پتي جنكينز و دومي دايان كيتون ۵۹ ساله از آمريكا براي ايفاي نقش زني همسن خودش كه مورد توجه همزمان دو مرد متفاوت (يكي جك نيكولسون پير و ديگري كيانو ريوز جوان) قرار مي گيرد، در فيلم «بايد چيزي بدهي».
قانوناً و انصافاً اين جايزه بايد به ترون تعلق گيرد زيرا اودر نقش ايلين و ورنوس قاتلي كه پس از كشتن دهها مرد سرانجام در سال ۲۰۰۲ اعدام شد، بسيار موفق بوده و ارتقاي او ازدرجه و رتبه هنرپيشه سطحي و دكور مانند فيلم هاي نيمه دوم دهه ۱۹۹۰ به بازيگر عميق و شوكه كننده فيلم جنكينز شايد بزرگترين تحول سينمايي سال بوده باشد واتحاديه بازيگران سينماي آمريكا نيز با همين باور دوشنبه اين هفته جايزه نخست خود را در جمع زنان به وي داد.
اما هاليوود و آكادمي عادت دارند ناظران و مردم را متحير كنند و تاكنون بارها اتفاق افتاده كه گزينش شان چيزي خلاف انتظار بوده است. به علاوه تك پيروزي قبلي كيتون در جوايز اسكار نيز براي فيلمي اجتماعي و رمانتيك ( «آني هال» ، كار سال ۱۹۷۷ وودي آلن) بوده و همين مسأله ظاهراً به همه مي گويد كه چنين پيروزي اي بي سابقه نبوده و لاجرم قابل روي دادن مجدد است.
كيشاكسل هيوز، بازگير «ويل رايدر» («سواركار نهنگ») با كانديدا شدنش در ۱۳ سالگي تبديل به جوان ترين كانديداي اين رده در تاريخ شده است وعده اي معتقدند تقسيم آرا بين ترون وكيتون و رقابت حاد آنان ممكن است به سود كسل هيوز تمام شود. اگر اين را يك احتمال بسيار ضعيف بدانيم، بايد اذعان داريم كه نائومي واتس در نقش زن معتاد ورنج كشيده فيلم «۲۱ گرم» فروغ چشمگيري داشته اما او نيز تحت الشعاع دو كانديداي اصلي فوق الذكر است و سامانتامورتون كه براي فيلم «در آمريكا» ، كار اتوبيوگرافي وار جيم شريدان ايرلندي كانديدا شده، كم شانس ترين نامزد است و انگار فقط براي اين نامش را آورده اند تا ليست، كامل و ۵ نفره شود!
بهترين بازيگر مرد نقش دوم
به نظر مي رسد كه به احتمال قوي تيم رابينز آمريكايي اسكار اين شاخه را ببرد و اگر چنين شود، او نيز مانند شون پن فاتح محتمل اسكار بهترين بازيگر نقش اول مرد، مديون كلينت ايست وود خواهد شد. در «رودخانه مرموز» فيلم مرموز و جذاب وي، رابينز مردي است كه رنج دوران كودكي اش را هر گز و در بزرگسالي هم از ذهن نزدوده و همان مردي است كه گفتيم كاراكتر شون پن به خيال اين كه وي قاتل دخترش بوده است، از پاي درآورد. هرچه هست، اتحاديه بازيگران سينماي آمريكا روز دوشنبه او را به عنوان بهترين بازيگر مرد نقش دوم سال برگزيد.
۴ كانديداي ديگر هر يك صلاحيت هايي داشته اند اما تحت الشعاع بازي پر رنج و محزون رابينز قرار گرفته اند وكارشان دشوارتر شده است. آنها الك بالدوين كازينو دار فيلم «كولر» ، بني چيو دل تورو مرد ناآرام و معتاد فيلم «۲۱ گرم»، ژيمون هانسو مرد مهاجر فيلم «در آمريكا» و كن واتانا به سامورايي سرسخت و معلم تام كروز در فيلم «آخرين سامورايي» هستند.
بهترين بازيگر زن نقش دوم
در اين شاخه نيز يك نفر بر بقيه به شدت سنگيني مي كند و او رنه زل ويگر آمريكايي و ۳۴ ساله است كه در «كوهستان سرد» حتي بر دوهنرپيشه نقش اول(نيكول كيدمن و جاد لاو) سايه انداخته وتبديل به ستاره فيلمي شده است كه قرار بوده فقط هنرپيشه مكمل آن باشد.اودختر روستايي اي است كه كاراكتر كيدمن براي كمك به امر مزرعه داري خود دراين فيلم استخدام مي كند وانگار پس از دوبار كانديدا شدن متوالي براي فيلم هاي «خاطرات بريژيت جونز» و «شيكاگو» و نبردن اسكار اين سالها(۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ ) سرانجام نوبت پيروزي زل ويگر براي «كولدماون تين» و طي رقابت امسال رسيده است. او روز دوشنبه دردهمين دوره اهداي جوايز اتحاديه بازيگران سينماي آمريكا درشهر لس آنجلس جايزه هنرپيشه برتر زن نقش دوم سال را بر همان اساس و روال كه گفتيم به خود اختصاص داد.
ايران هم در اين رده يك كانديدا دارد.او شهره آغداشلو است كه در دهه ۱۳۵۰ شمسي در فيلم هاي تهيه شده در كشورمان بازي مي كرد اما سالها است كه ساكن خارج از كشور شده وامسال براي بازي در «خانه شن ومه» و ايفاي نقش يك زن ايراني (و همسر كاراكتر بن كينگز لي) در آن نامزدبزرگترين جايزه سينمايي دنيا شده است. آغداشلو به اين اكتفا نكرده واخيراً جوايزهر دو سازمان بسيار معتبر «مجمع منتقدين نيويورك » و «مجمع منتقدين لس آنجلس» را به عنوان بهترين بازيگر زن نقش دوم سال برده است امااين كه«آكادمي» حاضر باشد يك كار سينماي مستقل و پنهان را بر يك كار پر زرق و برق استوديويي بزرگ «كوهستان سرد» وستاره آن «زل ويگر» ارجح بشمرد، موردترديد اساسي قرار دارد.
در ميان ۳ كانديداي ديگر اين شاخه، پاتريشيا كلاركسون از سوي تعداد قابل توجهي ازنهادها ومحافل سينمايي به خاطر بازي چشمگيرش در «قطعه هاي اوريل» بهترين بازيگر زن نقش دوم سال شناخته شده است و نمي تواند به كلي نااميد باشد. اما مارسياگي هاردن كه براي «رودخانه مرموز» نامزد شده و هالي هانتر برنده اسكار ۱۹۹۳ كه براي فيلم «۱۳» به جمع كانديداها پيوسته، در عمل شانسي براي پيروزي ندارند.
بهترين سناريوي اوري ژينال و برترين سناريوي اقتباس شده
پيش بيني در اين دو شاخه دشوارتر از شاخه هاي قبلي است و بر همين اساس امكان شگفتي و اختصاص يافتن اسكار به كساني كه انتظارشان نمي رود، نيز بيشتر مي نمايد.
اما اگر اسكار بهترين كارگرداني را به سوفيا كاپولا ندهند (كه البته نمي دهند! ) بعيد نيست كه به جبران آن اسكار سناريوي اوري ژينال (اقتباس نشده) را به او تقديم كنند و اتحاديه سناريست هاي آمريكا روزيكشنبه اين هفته در پنجاه و ششمين دوره اهداي جوايز خود چنين كرد ولي شايد هم «آكادمي» بدش نيايد كه سناريوي خاندان شريدان را براي فيلم «در آمريكا» كه داستان حقيقي كوچ سالها پيش آنان به اين كشور است، گرامي دارد.
در قسمت سناريوي اقتباس شده، مراقب گري راس فيلمنامه نويس و كارگردان «سي بيسكوئيت» باشيد. وقتي آكادمي نتواند جايزه بهترين فيلم را به اين اثر بدهد (كه البته باز هم نمي تواند! ) بايد يكجور آن را جبران كند و يك راهش، دادن اسكار سناريو به آن است. هرچند اتحاديه سناريست هاي آمريكا اين هفته خلاف اين عمل كرد و جايزه خود را در اين رده به فيلم «شكوه آمريكايي» ارزاني داشت.
بهترين فيلم كارتوني
به احتمال قريب به يقين اين اسكار را به «پيدا كردن نمو» مي دهند، فيلمي كه نه فقط پرفروش ترين انيميشن تاريخ شده بلكه بيشتر از هر فيلمي در سال ۲۰۰۳ در سطح جهان فروش داشت و اگر «ارباب حلقه ها» در اين زمينه الآن از آن جلو زده، به اين خاطر است كه ادامه فروش چشمگير آن سال ۲۰۰۴ را نيز در بر گرفته است. رقباي كم شانس و نه چندان اميدوار « پيدا كردن نمو» ، فيلمي كه قصه تلاش يك ماهي سرد وگرم چشيده براي يافتن پسر بچه بازيگوش اش است، «برادر خرس» و «سه قلوهاي بلويل» هستند.
چند نكته ديگر
وارد ساير شاخه هاي ۲۴ گانه نمي شويم زيرا نه جاي آن را داريم و نه به اهميت موارد فوق هستند و با گفتن چندنكته ديگر اين دفتر را مي بنديم:
به رسم هر ساله برنده چند جايزه اسكار از قبل تعيين و اعلام شده اند ودر روز دوشنبه شماري از اين برندگان بدون اضطراب و فقط براي دريافت مجسمه هاي طلايي به كلاك پاي مي گذارند. آنها عبارتند از :
* جايزه «گوردون اي ساير» (در مورد دستاوردهاي تكنيكي و فني در سينما) : به پيتر دي. پاركز
* جايزه «اوارد. اف. مريت» (باز هم پيشرفت هاي فني) : به سازمان دي جي ديزاين و به بيل توندرو . (جوايز اين شاخه ۲ هفته پيش طي مراسمي مجزا اهداشد) .
* جايزه اسكار افتخاري: به بليك ادواردز كمدي ساز مشهور .
و سرانجام اين كه پس از «ارباب حلقه ها ۳ » و «ناخدا و فرمانده» كه به ترتيب نامزد ۱۱ و ۱۰ اسكار شده اند، به نامهاي «كولد ماون تين» و « سي بيسكوئيت» هر يك با ۷ كانديدايي ، «رودخانه مرموز» با ۶ نامزدي و «گمشده در ترجمه» با ۴كانديدايي در جدول كلي برخورد مي كنيم . با اين حال باز هم همه چيز تحت الشعاع ارباب حلقه ها و شكوه ولو فانتزي و بيش از حد غيرقابل لمس آن قرار مي گيرد. تام اونيل مفسر و پيش بيني كننده برجسته جوايز اسكار اين هفته مي گفت: «به واقع هيچ حريف پاياپايي براي كار پيتر جكسون ظهور نكرده است ومن هيچ يك از ساير نامزدها را در اندازه خلع فيلم وي نمي بينم. ضمن اين كه در ۲۰ سال اخير ۱۸ بار فيلم هايي كه بيشتر از سايرين كانديدايي به دست آورده اند ، در نهايت جايزه اصلي را هم برده اند».
جالب تر اين كه يك استثنا از ۲ استثناي موجود درقاعده كلي مورداشاره اونيل، شامل حال جكسون و ارباب حلقه ها يك مي شود كه اسكار بهترين فيلم۲۰۰۱ «و برترين كارگرداني سال» را به «يك ذهن زيبا» كار ران هاوارد باختند!