جمعه ۸ اسفند ۱۳۸۲ - ۶ محرم ۱۴۲۵
Fri, Feb 27, 2004
افق
شماره ۲۷۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
آموزشي
اينترنت
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
يادداشت
سفر
تست
اقبال
يادداشت
اعتقادي كه
با بي اعتقادي درگير است
ل ـ م
فكر مي كنيد، وقتي مي گويند «كسي به چيزي معتقداست» يعني چه؟من فكر مي كنم كه آدم ها همين طوري به چيزي اعتقاد پيدا نمي كنند.بايدساليان بگذرد و خاصيت آن اعتقاد بر اشخاص مشخص شود تا بتوانيم بگوييم فلان كس به فلان چيز معتقد است.
آدم ها ياتحت تأثير خانواده واجتماع اعتقادي را كسب مي كنند و يا آنكه در جريان زندگي به اعتقادي دست پيدا مي كنند كه مختص خودشان است و براي آن زحمت كشيده وتلاش كرده اند.اما اعتقاد دور از همه اين حرف وحديث ها فرايندي است كه مجموعه هويت انسان ها را تشكيل مي دهد. اعتقاد با نيروي اراده نيز رابطه مستقيم دارد. كسي كه به چيزي اعتقاد دارد چنان آن را باور كرده ودر سرفصل نحوه هاي رفتاري خود قرار داده كه آن را هرگز از خود جدا نمي كند واعتقادش برايش ارزشي است كه مي تواند با آن به معرفي خود بپردازد.
دراين ميان واژه تعصب هم پديد مي آيد. يعني كسي ، آنقدر بر اعتقادات خود اصرار كند كه اعتقادات هيچ كس و يا هيچ گروهي برايش مهم نباشد.
چنين شخصي فقط براي آنچه خودش مي انديشد، ارزش قائل است واعتقادات مخالف با عقيده خودش را به تمسخر مي گيرد. گرچه اين جابا متعصب هاكاري نداريم.چون حرف اصلي من درباره اعتقاد است! من مي گويم اگر درارتباط با انسان هاي ديگر بر اعتقادات خود تكيه مي كني و مي گويي اين اعتقادات مجموعه چيزهايي هستندكه هويت تو را تشكيل مي دهند، پس هرگز نبايدعملي را انجام بدهي كه برخلاف اعتقادات باشد. چون در آن صورت توانساني بي اراده هستي كه به قول ما ايراني ها، باد به هر سمت كه بوزد، همان طرف خواهي رفت . اين يعني بي اعتقادي و بي اعتمادي به آنچه كه معتقدي! اگر از كسي يا گروهي براي سهيم شدن با خودت هيچ استقبالي نمي كني، پس نبايد در موقعيتي ديگر آن را حمايت كني. چون آن وقت تو، يعني ما، گروهي انسان سست اراده ايم كه ديگران از حماقت و بي ارادگي هاي ما به بهترين وجه سوء استفاده مي كنند.يعني اين كه تو خيلي خيلي راحت تر از آنچه كه بتوان فكرش را كرد، به خودت دروغ مي گويي و دمدمي مزاجي ات جلوي پيشرفتت را در زندگي مي گيرد.اين يعني اين كه نمي داني در زندگي ات چه مي خواهي؟ نمي داني از خانواده ات، جامعه ات وكشورت به درستي چه انتظاراتي داري ودائم از اين شاخه به شاخه مي پري. اعتقاد داشتن به چيزي آن گونه كه بايد به درستي اعتقاد بورزي ـ كار ساده اي نيست. اگر نمي تواني انساني معتقد باشي ـ چون نمي داني دقيقاً بايد به چه چيزي اعتقاد داشته باشي ـ لغت متعصب و معتقد را از پسوندنام خودت بردار تا حداقل آنقدر سبك شوي كه بتواني راهي به سوي آنچه هستي باز كني. من اگر جاي تو باشم در اين همه دورنگي و چندگانگي ، در اين بازار كه هر كسي بي اعتقادي اش را به اسم اعتقاد عرضه مي كند، همه چيز را از ذهن خود پاك مي كردم و به جاي آن عشق را در سرلوحه اعتقاداتم قرار مي دادم. تاعشق مرا به هويت ام نزديك كند . تا عشق مردمان زيبا و با اراده و معتقد را به همديگر نزديك كند. دراين همه دورنگي...
سخنان خردمندانه تائوته چينگ
اگر كشوري با خردمندي اداره شود
ساكنانش قانع خواهند بود
و از كار و زحمتشان لذت خواهند برد
و وقتشان را صرف ابداع دستگاههاي خودكار نخواهند كرد.
از آنجايي كه آنها عميقاً خانه شان را دوست دارند،
علاقه اي به مسافرت ندارند
ممكن است قطار و قايقي هم در دسترس باشد
ولي آنها جايي نمي روند
ممكن است انبار اسلحه اي باشد
ولي هيچكس هرگز از آنها استفاده نمي كند.
مردم از غذا لذت مي برند
از بودن با خانواده شان خرسندند،
اواخر هفته، وقتشان را صرف كار در باغچه هايشان مي كنند
و از اعمال همسايه شان مسرورند
هرچند كشور همسايه شان به قدري نزديك است
كه مردم صداي بانگ خروس و پارس سگهايشان را مي شنوند،
اما آنها قانعند و در سنين بالا مي ميرند،
بدون اين كه قبلاً به آنجا بروند و آنجا را ببينند.
سفر
افسانه يوناني «پرومته» در زنجير
155697.jpg
آسمان و زمين نوه اي داشتند به نام «پرومته». خدايان سلطنت مي كردند اما از بيكاري ملول و دلتنگ مي شدند. خوشبختي كه در اين جهان نبود. در بارگاه خدايان نيز ديده نمي شد. خدايان از آسمان و زمين خواستند تا جنب وجوشي در طبيعت پديد آورند.
نام پسر آسمان و زمين «ژاپه» بود. پدر و مادر «ژاپه» اين افتخار را به پسرشان واگذار كردند و او نيز كه كارهاي مهمتري در پيش داشت، اين فرمان را به فرزند خود باز گذاشت. كاري كه بايد انجام گيرد، عبارت از اين بود كه از آميزش خاك و آتش و ديگر عناصر موجوداتي جاندار لكن ميرنده پديد آيند و هر يك به فراخور وجودشان نيروهايي داشته باشند. «اپيمته» كه برادر «پرومته» بود از در همكاري درآمد. اما از آنجا كه همه چيز را ساده مي گرفت، اين كار را هم بسيار ساده و آسان پنداشت و به تدريج كه موجودات تازه پيش او آمدند به بعضي زور داد و چالاكي نداد، به بعضي ديگر چالاكي بخشيد و زور نبخشيد.
به گروهي ابزارهاي دفاع و به ديگران امتحان حفظ و نگهداري خود را داد. ناتوانان مي توانستند به كمك بال و پري كه داشتند به هوا بروند و بگريزند و يا در سايه اندامي نرم و باريك و خزنده به زيرزمين فرو بروند. قد و هيكل بزرگترها مطمئن ترين وسيله دفاع آنان بود.
منظور اين بود كه اين موجودات در برابر يكديگر مصونيت داشته باشند. پس بايد آنان را نخست از گزند و آزار يكديگر مصون داشت و سپس در برابر گرسنگي و تشنگي و سردي و گرمي هوا! اپيمته نخست به اين امر توجهي نكرد، ليكن سپس تغيير رأي داد و به هر نوعي از جانوران به تناسب ساختمان بدنشان بال و پر يا پشم يا پوستي محكم و نفوذناپذير داد تا بتوانند خود را از گزند دشمنان برهانند.
او كه از كار خود بسيار خشنود بود، برادر خويش را فراخواند تا نتيجه كار خود را به او نشان دهد، اما وقتي پرومته به آنجا آمد، ديد همه چيز به جانوران اعطا شده اما به مردمان هيچ داده نشده است. اين غفلت چگونه جبران مي شد؟
انسان برهنه به حال خود رها شده بود، نه سلاحي داشت و نه وسيله دفاعي و نه زور و نيرويي. پرومته برآن شد كه در جبران غفلت برادر بكوشد. پس پنهاني به جزيره «لمفوس» رفت و به كنار كوره هاي آهنگري «ولكن» خزيد و در موقعي كه او سرگرم كار خويش بود، جرقه اي از آتش را ربود و آن را به مردمان بخشيد. مردمان كه تني ناتوان داشتند و ليكن از نعمت خرد و هوش برخوردار بودند، در سايه آتش توانستند در برابر سرما ايستادگي كنند، غذاهاي خود را بپزند و براي دفاع از خود جنگ افزارها و براي انجام كارهاي هنري ابزارها بسازند و به زندگيشان شور و حرارتي ديگر راه يابد.
در آغاز كار ميان خدايان و مردمان سازش و دوستي بسيار وجود داشت. ليكن مردمان چون از موهبت تازه برخوردار شدند خود را با خدايان برابر دانستند و اين خودپسندي بر ژوپيتر سخت گران آمد و او را خشمگين ساخت. او بر آن شد كه پرومته را كه با ربودن آتش و دادن آن به مردمان غرور و خودپسندي در دل آنان برانگيخته بود، كيفري بسزا بدهد. پرومته تحت مراقبت و با ميانجيگري ولكن بر فراز كوه هاي قفقاز با زنجير به تخته سنگي بسته شد. در آنجا او جز آسمان بيكران چيزي نمي ديد و هر روز عقابي غول پيكر و تيزچنگ بر سرش فرود مي آمد و پهلويش را مي دريد و جگرش را مي خورد و چون شب مي شد، جگر پرومته به جاي خود باز مي گشت تا بامداد فردا دوباره طعمه عقاب شود.
اين شكنجه هراس انگيز بايد هزار سال طول بكشد، اما چون سي سال بدين منوال گذشت، «مركور» روزي كه سرور او لمپ شادمان و سرحال بود، فرمان عفو پرومته را از او گرفت و بدين سان او را كه سوگند خورده بود ديگر گرد كارهاي پيشين خود نگردد، به زندگي عادي بازگردانيد.
تست
تا چه اندازه مستقل هستيم
چقدر تا به حال توانسته ايد در زندگي تان استقلال داشته باشيد؟؛ استقلال داشتن به اين معني نيست كه افكار مستقل داشته باشيد در حالي كه نمي توانيد استقلال مالي داشته باشيد و زندگي تان در هر حال وابسته به ديگران است. استقلال كامل داشتن يعني اينكه از هر نظر خود را مستقل از ديگران بدانيد. يعني اينكه شما در انتخاب راه زندگي و شيوه آن چنان قوي شده ايد كمك ديگرنيازي به كمك ديگران نداريد. اين تست موقعيت شما را در اين مسأله بسيار مهم به طور نسبي نشان مي دهد. ۴سؤال اول را فقط با بله و خير پاسخ دهيد و ۴سؤال دوم را تشريح كنيد. در پاسخ به اين سؤالات خود شما متوجه وضعيت تان درباره داشتن استقلال يا نداشتن آن مي شويد.
۱ـ آيا در حال حاضر خود را فردي مستقل مي دانيد؟
۲ـ آيا ديگران شما را فردي مستقل مي دانند؟
۳ـ آيا از اينكه مستقل شويد، مي ترسيد و وحشتزده هستيد؟
۴ـ آيا فكر مي كنيد، هرگز نمي توانيد فردي مستقل باشيد؟
۵ـ به نظر شما چه عواملي مي تواند به مستقل شدن شما كمك كند؟
۶ـ آيا پدر و مادرتان در خانواده افرادي مستقل هستند؟ شما بيشتر تحت تأثيركداميك قرار داريد؟
۷ـ آيا در كودكي تان والدين شما از اين كه كاري را به شما بسپرند، وحشت داشتند؟
۸ـ آيا در ارتباط برقرار كردن با جنس مخالف تان فردي مستقل هستيد؟ اگر پاسخ شما منفي است، براي خودتان علل عدم استقلال تان را بار ديگر بنويسيد.
اقبال
اگر طلب كنيد، به دست مي آوريد
فروردين
با عبور زمستان و خلع كارو زندگي شما هم بهتر خواهدشد. اين ركود رابه حساب خواب زمستاني طبيعت بگذاريد و خود را براي شنيدن خبرهاي خوب و البته تلاش بيشتر آماده كنيد.
دراين يك ماه آخر سال كه درآن هستيم، سعي كنيد كه با انرژي هاي مثبت به سمت هدفتان، تاريخ برآورده شدن هدف و يا آرزويتان را جلو بيندازيد.

ارديبهشت
فردا صبح كه ازخواب بيدارمي شويد، انرژي كيهاني ديگر به غير از ماه تولدتان برشما فرمان مي راند. اين تغيير ممكن است، باعث شادي يا افسردگي شما بشود.
درحالي كه نمي دانيد علت شادي يا افسردگي تان چيست. اين حالت ممكن است تا چندين روز ادامه داشته باشد. حال كه علت اين تغيير را فهميديد، سعي كنيد از فردا همه چيز را زيبا ببينيد و روح شادي را درخودتان تقويت كنيد. اگر انرژي كيهاني بيگانه را درخود بپذيريد، مطمئن باشيد اتفاقات عجيبي در زندگي شما خواهدافتاد.

خرداد
درگذشته اي نه چندان دور، دوستي را ازدست داده ايد. حال آن شخص ممكن است با شما برخورد عاطفي داشته باشد و يا آن كه از دوستان عادي شما باشد. اما نيروهاي برتر زندگي به شما اين مژده را مي دهد كه دوست قديمي تان به سمت شما بازخواهدگشت و شما بارديگر از احساس خلأعاطفي كه به آن دچار شده ايد، نجات پيداخواهيدكرد. اين اتفاق را به فال نيك بگيريد و شادي خود را نيز به ديگران انتقال دهيد.

تير
ديگر وقتي براي ترديد نداريد. بهتر است تكليف خود را با دودلي هايتان روشن كنيد تا بتوانيد زندگي راحت و روبه رشدي داشته باشيد. اگر مي خواهيد ثروتمندشويد، اگر مي خواهيد با زن موردعلاقه تان ازدواج كنيد، اگر مي خواهيد سفركنيد و يا اگر مي خواهيد فقط و فقط خوش بگذرانيد، بهتر است تكليف خود رامشخص كنيد و هرچه زودتر همان كاري را انجام دهيد كه بايد انجام دهيد.
ترديد و دودلي دركارها تنها به شخصيت شما لطمه مي زند و شما را از پيشرفت بازمي دارد.

مرداد
رنگين كمان وجود شما، درماه اسفندماه روبه زردي مي گرايد. اين علامت بسيارخوبي است. يعني رنگ زرد كه رنگ شادي است دراين ماه بر روان و روح شما مستولي مي شود.
پس شما درماه اسفند بي توجه به هرگونه كمي و كاستي مي توانيد شادي را در دل خود احساس كنيد و به دنبال آن روابط شما با همه كس و همه كارخوب خواهدشد.
از اين فرصت استفاده كنيد و براحتي آن را ازدست ندهيد.
شهريور
رهاشدن از شر تعصبات بيهوده و آن چيز كه درخانواده يا اطرافيان، به شما به ارث رسيده است، بدون آنكه خودتان بخواهيد، كاري است كه هم اكنون، پيش از آغاز سال جديد، برعهده شماست.
اين رهايي به شما كمك هاي شاياني خواهدكرد. روابط تان را با كساني كه با شما هم عقيده نيستند، بهتر خواهدكرد و راه روبه رشد شما روشن تر خواهدشد.

مهر
در سكوت و آرامشي بي اتنها به سرمي بريد. از نظر دروني احساس آرامشي طولاني با چاشني اضطرابي بسياركمرنگ داريد. بهتر است براي برطرف كردن اضطرابتان به انگيزه هاي اصلي زندگي فكركنيد. شايد شما پيش از هرچيز نياز به يك يار واقعي داريد كه دركنارتان باشد و شما را از تنهايي نجات دهد.
امايادتان باشد كه براي نجات ازتنهايي به هرروشي كه آسان تر است تن ندهيد و در جست وجوي دوست و همسري مناسب براي خودتان باشيد.

آبان
روحيه شما از چندروزپيش بسياربهتر شده است.
حالا مي توانيد آسوده تر بخنديد و راحت تر غم را ازخودتان دوركنيد. اما منتظر يك دوره جديد باشيد كه ممكن است شما را كمي از شادي دوركند. اما اين يادتان باشد كه اين دوره بسيار براي شما لازم است و دراين دوره جديد است كه مي توانيد مسير اصلي زندگي تان را كاملاً روشن كنيد. از نيروهاي برتر زندگي عميقاً بخواهيد كه شما را در پيروزي تان در زندگي همراهي كند و جلوي اشتباهات كودكانه را بگيريد.

آذر
كاري را به تازگي آغازكرده ايد كه بيشتر با روحيات شما تناسب دارد. اينكار را دنبال كنيد و از ادامه آن نترسيد. اما به اين نيز بايد فكركنيد كه اساس و غايت كار شما و ادامه زندگي تان نبايد همين كاري باشد كه الآن مي كنيد. دراين راه يا بايد كار موردنظرتان را گسترش و بسط بدهيد و يا آن كه به كارهايي فكركنيد كه بلندپروازي هاي شما را بيشترارضا كند.

دي
شما استعداد شاعرانه اي داريد. مطمئناً با داشتن اين استعداد اگر مي خواستيد، حتماً مي توانستيد هنرمند قابلي باشيد. اما اين استعداد شاعرانه در بسياري مكان ها و زمان ها مي تواند به ياري شما بيايد كه ممكن است خودتان نيز خبر نداشته باشيد.
درمسائل عاطفي تان اين حس شاعرانه است كه شما را از گزند لرزش ها درامان نگه مي دارد و رابطه شما را آرام نگه مي دارد. سعي كنيد اين حس زيبا را به موارد ديگر زندگي تان هم تعميم دهيد.

بهمن
در روحيه شما هميشه حس گذشتن لحظه ها و ميرايي زمان وجودداشته است. شما بهمن ماهي ها به راحتي مي توانيد نسبت به همه چيز بي تفاوت باشيد و يا آنكه حساسيت هايي بيش ازاندازه داشته باشيد. بنابراين در بعضي موارد بهتر است كه ازحجم بي تفاوتي تان كم كنيد و همينطور حساسيت هايتان را نيز تعديل كنيد. اما درنهايت اين خصلت شما هميشه مانع از آن مي شود كه زيادي خودخوري كنيد. اين بسيارخوب است و از رنج شما از گذشتن زمان كم مي كند.

اسفند
درماه خودتان به هرچه كه بخواهيد دست مي يابيد. مي توانيد از آرزوها و يا خواسته هاي كوچك شروع كنيد و آنها رازمينه اي براي رسيدن به خواسته هاي بزرگتر كنيد. دركارتان اگر مشكلي پيش آمده است دراين ماه برطرف خواهدشد.
اما حواستان به شخصي كه بسيار به شما نزديك است، اما از پشت به شما خنجر خواهدزده، باشد! تيزهوشي شما باعث خواهدشد كه ديگران بيشتر به شما احترام بگذارند. اين روزها را دريابيد.
مغزها با چه ملاتي؟!
155754.jpg
\ اگر كسي بيمار شود، براي درمان او از دارو و باند و ساير لوازم اوليه پزشكي استفاده مي كنند مگر نه؟ حالا اگر ساختماني خراب شود چكار مي كنند؟
* من چه مي دانم. لابد آن را مي كوبند و دوباره مي سازند.
\ حالا اگر آن ساختمان خيلي قيمتي باشد چه؟ نمي توانند آن را بكوبند كه.
* لابد به ميراث فرهنگي يا يك چيزي توي اين مايه ها زنگ مي زنند كه بيايند و آن ساختمان را مرمت كنند.
\ به نظر تو كار با يك زنگ زدن راه مي افتد؟ آخر كجاي اين مملكت كار با يك تلفن راه مي افتد.
* البته خيلي كارها با تلفن راه مي افتد. تقريباً همه كارها را با تلفن راه مي اندازند.
\ بله، «ولي» كارهاي دولتي را تنها با تلفن راه نمي اندازند كه بايد سال ها آن راه را بروي و بيايي و زيرميزي بدهي تا كارت راه بيفتد. حالا بالاخره اگر ساختماني خراب شود چكارش مي كنند؟
* اگر بخواهند آن را مرمت كنند، بستگي به خرجش دارد. اگر خيلي زياد خرج بردارد، يا بي خيال مي شوند يا به جاي ملات استفاده شده در خود بنا از ماست استفاده مي كنند.
\ ماست؟
* ماست ماست كه نه. يعني آب به آن مي بندند. مثلاً اگر ملاتش گچ است، از چيز ديگري استفاده مي كنند كه ارزان تر دربيايد.
\ حالا منظورت از همه اين حرف ها چيست؟
* خبر رسيده كه يك گروه براي مرمت اهرام مصر مي خواهد به آنجا برود.
\ نه! راست مي گويي؟ اگر پول خوب مي دهند، بيا ما هم برويم.
* معلوم است كه ما مي رويم. اتفاقاً قرار است از كشور ما هم چند نفر بروند و در مرمت آن كمك و همكاري كنند.
\ ملات اهرام مصر از چي ساخته شده؟
* از سنگ ساخته شده. قرار شده هرگروه باستان شناسي كه مي تواند يكي از هرم ها را مرمت كند به آنجا برود و پول خوبي به جيب بزند. اما ما كه نمي توانيم سنگ مرغوب را با سنگ هاي قديمي عوض كنيم. بنابراين كار ديگري مي كنيم.
\ من مي گويم اگر چيزي دور هرم ها ببنديم، كارمان خيلي سبك مي شود و كلي در هزينه صرفه جويي شده.
* راست مي گويي. اين طوري ديگر سنگ ها براثر مرور زمان نمي ريزند. چون اصلاً اگر بريزند هم آن چيزي كه دورش بسته ايم، جلويش را مي گيرد.
\ اصلاً اي كاش چسبي اختراع مي شد كه از بالاي هرم چسب را خالي مي كرديم و تا پايين هرم همه سنگ ها به هم مي چسبيدند.
* حالا كه همچين چيزي اختراع نشده. پس چه كار كنيم؟
\ همان طرح باندپيچي از همه چي بهتر است. تازه مي توانيم در بافت باندها هم دست ببريم و باند را از پارچه هاي خيلي خيلي ارزان قيمت سفارش بدهيم.
* ببين من فكر بهتري دارم. مي گويم چطور است باند گچي سفارش بدهيم كه خارجي ها هم وقتي مي بينند از ابتكار ما كف كنند.
\ آخ گفتي! راست مي گويند كه ايراني ها خيلي باهوشند. تازه باند گچي ديگر شوخي بردار نيست كه! استحكامش عمري است. عجب فكر بكري كردي.
* اما من مي دانم آخرش يك جايزه جهاني به ما ايراني ها مي دهند.
\ من مي گويم بعد از اين پروژه تحقيق كنيم ببينيم آخر ملات مغز ما ايراني ها را از چه ساخته اند كه اينقدر ناز و باهوشيم!
* آخ چه كيفي كردم از اين همه تعريف بجا و درست. حتماً بعد از پروژه باند گچي و اهرام مصر فكري براي مغز بكرمان مي كنم كه بلكه راهي باشد كه مغز ما تا هزاران سال ديگر هم سالم بماند.
\به به، چنين بادا تا هزاران هزار سال ديگر....


|   شناسنامه   |   آرشيو   |