|
درباره ممنوعيت استفاده از قليان در اماكن عمومي
انحراف تاريخي يا ابزار ابراز دوستي
|
|
|
لي لا ميركمالي عمو اكبر هميشه به قهوه خانه مي رود. به هواي خوردن چاي كمرباريك قند پهلو و كشيدن قليان. چاي اش را در آرامش مي خورد و قليان كه چاق مي شود، نطق او هم بازمي شود وبحث اش بادوستان پاتوقي اش در قهوه خانه گل مي اندازد. از خاطرات گذشته و اوضاع مختلف سياسي و هرچه كه دم دستش بيايد، حرف مي زند و آنكه بيشتر پاي صحبتش بنشيند، بازهم به صرف كشيدن قلياني ديگر مهمان مي شود. اين مرام قهوه خانه ايست و آنكس كه دوستش را قليان مهمان مي كند يعني حق دوستي را خوب به جا مي آورد.عمو اكبر شصت وپنج سال دارد و در عمرش لب به سيگار نزده. او هيچوقت حتي دور و بر آدمهاي سيگاري هم نپلكيده است. اما از نظر او اشكالي كه در سيگار وجوددارد، در قليان نيست. زن عمو اكبر هم قليان مي كشد. او هم در خانه، خانم هاي همسن و سال و قديمي خودش را به قليان دعوت مي كند. همه مي گويند زن عمو اكبر قليان چاق كردنش حرف ندارد. آنقدر سريع اين كار را مي كند و زغال ها را آنقدر خوب عمل مي آورد كه ميهمان منتظر قليان نمي ماند. تازه توتوني كه زن عمو استفاده مي كند، چيز ديگري است.هر قليان كشي آرزو دارد يك ساعت هم كه شده ميهمان زن عمو اكبر باشد و از توتون هاي ساخته خود او دمي بگيرد. او توتون تازه را با دارچين و عطرهاي ادويه جات كمياب مخلوط مي كند و توتون هاي تازه او بو و طعم بسيارخاص و مرغوبي دارند. منظورم از اين همه تعريف از قليان، خبري بود كه در روزنامه ها خواندم كه مصرف قليان دراماكن عمومي ممنوع شده است. پيشتر از اينها قليان كشيدن در اماكن عمومي تنها براي زنان ممنوع بود. اما حالا وضع فرق كرده است و چندروزي است كه عمواكبر پير براي كشيدن قليان از خانه به قهوه خانه نمي رود و با زنش گپ و گفت راه مي اندازد. اما دلش براي قهوه خانه قديمي خيلي تنگ شده و از اين كه ديگر نمي تواند بادوستانش دور هم بنشينند وقليان بكشند خيلي دلش گرفته است.از اين ماجراها كه بگذريم، درست است كه ساليان سال است كه قديمي ها دركشور ما قليان مي كشند و به آن هم خيلي علاقه دارند. هميشه قليان در بين قديمي تر ها وسيله اي بوده كه آدم ها را دور هم جمع مي كند و پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها قرار عقد فرزندانشان را باچاي لب سوز و لب دوز و قليان چاق بسته اند.اما اين قليان كه لب هاي عمو اكبر را رنگ چشم هايش كرده است، از زمان شاه اسماعيل صفوي وارد ايران شده وپرتغالي ها درجريان هجوم به بنادر و جزاير جنوب ايران، قليان را با خود به ايران آوردند. ابتدا قليان را فقط طبقات درباري و وابسته به دربار استفاده مي كردند اما در دوره قاجار مصرف قليان عمومي مي شود و آدم ها مزه تنباكو زير زبانشان مزه پيدامي كند.حالا ديگر همه فكرمي كنند قليان جزئي لاينفك از سنت ايراني است درحالي كه قليان بيگانه اي بوده كه با ما عجين شده است. اما بياييد به اين موضوع از زاويه ديگري نگاه كنيم. خيلي چيزها و خيلي فرهنگ ها هستند كه توجيه منطقي ندارند اما از ديد مردم شناسي كاملاً توجيه پذير و قابل بررسي اند. قليان هم يكي از همان چيزهاست كه با ورودش خرده فرهنگ هاي جالبي را به همراه آورده است. چپق را از دست مردمان گرفته و به جايش قليان جايگزين آن شده است.خيلي از قديمي ها عادتشان شده است كه غروب ها قليان شان را چاق كنند و پكي به آن بزنند. تازه جوانترها هم كه عادت به قليان كشيدن ندارند. كدام جواني را تا به حال ديده ايد كه اگر صبح به صبح قليان اش چاق نباشد، روزش شب نشود؟ قليان كشيدن فقط در قهوه خانه ها و سفره خانه هاي سنتي باب است و آن هم آدم ها فقط به عنوان يك چيز تفريحي نگاهش مي كنند و هيچ قلياني تا به حال هيچكس را معتاد نكرده! وقتي همه در روزنامه ها خواندند كه كشيدن قليان براي عموم ممنوع شد، همه با خود فكركردند كه سيگاركشيدن چرا ممنوع نمي شود؟ ردوبدل مواد مخدر مثل اكستاسي و حشيش در پارك ها، خيابان ها و در انظار عمومي چرا كنترل نمي شود؟ اگر در دوره قاجاريه تحريم تنباكو اعلام مي شود به هزار و يك دليل متفاوت است كه همه ما ايراني ها مي دانيم. در پس تحريم تنباكو مصرف خشخاش بوده و ترس از فراگيري اين تنباكو و تبعاتش. اما حالا كه غول هاي بي شاخ و دمي درموادمخدر وجوددارد كه قليان را به قول ما جوان ها سه سوت قورت مي دهد. مصرف قليان فقط به عنوان يك انحراف تاريخي ساده و كمي هم احمقانه مهمتر است يا مصرف ترياك و هروئين و اكستاسي و... هزار زهرمارديگر كه جوانها رامبتلا كرده است؟ اين حرف ها را مردي مي گويد كه درميدان دربند سفره خانه سنتي محقر و كوچكي دارد. چند تخت كه روي آنها قاليچه پهن شده و چند قليان قديمي كه بعد از چندپك زدن به آن راهش بسته مي شود و اگر خودت را هم بكشي، آن قليان ديگر برايت قليان نمي شود! او مي گويد: بعضي شب ها جواناني به اينجا مي آيند كه براثر استعمال زياد مورفين نمي توانند براحتي سرخود را بالا نگه دارند و اگر آنها را از مغازه خود دورنكنم ممكن است همانجا تا صبح بيهوش شوند. چرا بايد اين همه جوان دراين مملكت كه به نيروي جوان محتاج است، وجودداشته باشد؟ اين يك معضل است يا كشيدن قليان كه آن هم فقط در جاهاي تفريحي مثل دربند و دركه و فرحزاد پيدامي شود؟ «حسين آقا» دكه دار ديگري است در ميدان دربند كه صبح ها به كوهنوردان نيمرو و املت و صبحانه طبيعي مي دهد. در دم و دستگاه او قليان هم پيدامي شود. از او مي پرسم: از چندروز پيش تابه حال كسي به شما مراجعه كرده است كه بخواهد قليان ها را جمع آوري كند؟ مي گويد: ـ بله. كسي آمد كه تنها بود و خواست كه ديگر كسي دراينجا قليان نكشد. من هم قبول كردم اما من مشتري هايي دارم كه هرشب يا بعدازظهر مي آيند و ازمن كه حالا ديگر آشناي قديمي شان شده ام، چاي و خرما و قليان حاضر مي خواهند. اگر اين چيزها را از آنها بگيرم. آنها نيز ديگر پيش من نخواهندآمد. ـ مي داني، تاريخچه اين قليان ازكجاست؟ حسين آقا سرش را تكان مي دهد كه: من چكار به تاريخچه اش دارم؟ از وقتي ما بچه بوديم پدرمان جلوي مهمانهايش قليان مي گذاشته. من درهمين دربند به دنيا آمده ام و ۳ تا پسردارم كه هرسه آنها درهمين دربند زندگي مي كنند. من هم به رسم كار پدرم جلوي ميهمانانم كه به مغازه ام سرمي زنند اگر بخواهند، قليان مي گذارم. اما خودم هرگز لب به سيگار هم نزده ام. اگر توي قهوه خانه اي قليان نباشد به نظرشما آن قهوه خانه ديگر لطفي دارد؟ خانم پژوهشگري كه پژوهش هايي درزمينه روانشناسي و مردم شناسي انجام داده است، دراين باره مي گويد: براي تصحيح انحرافات تاريخي (اگر دليل ممنوعيت اين ماجرا واقعاً همين باشد) بايد به دو مسأله فكركنيم و آن اينكه آيا اين انحراف در برابر انحرافات تاريخي متعدد ما آنقدر به چشم مي آيد كه بخواهيم اقدامي براساس آن انجام دهيم؟ و ديگر آن كه يك منبع تفريح و استراحت آدم ها را از آنها بگيريم بدون آنكه دليل كافي و قانع كننده از نظر فرهنگي و هم از نظر پزشكي داشته باشيم.درقبال ممنوعيت اين عادت در بعضي مردمان اين كشور، آيا چيزي را داريم كه جايگزين آن كنيم؟ يا آنكه مردم بايد به جاي ترك قليان به سيگار و باقي موادمخدر روي بياورند؟ آيا مسؤوليني كه براي ممنوعيت قليان تصميم گرفته اند، به همه جوانب آن فكركرده اند؟ اميدواريم كه چنين باشد. در پايان اي كاش مي توانستيم انگيزه هاي واقعي تصميم گيرندگان را بدانيم و مردم نيز بدانند و پاسخي مناسب براي گرفتن يك فاكتور صرفاً تفريحي بدون جايگزين را دريافت كنيم.
|