|
|
|
ريشه هاي تعارض جوانان با والدين (بخش دوم و پاياني)
همانندسازي ضد اجتماعي
• مي توان از بسياري از تعارضها و كجرويهاي جوانان جلوگيري كرد
|
|
|
دكتر آذردخت مفيدي در مواردي سير رشدي بهنجار است اما جوان نابهنجار از آب درمي آيد. مانند والديا والديني كه رفتارهاي بزهكارانه دارند و كودك با آنها همانندسازي مي كند. اين كودك به سن نوجواني كه رسيد مستعد آن مي شود كه آن نوع الگوبرداريهاي اجتماعي را انجام دهد كه او را در مسير بزهكاري قرار دهد. مانند والدين سيگاري و معتاد كه فرزندانشان حشيش و ماري جوانا مصرف مي كنند و به جاي درس خواندن در پارتي هاي شبانه شركت مي كنند. حتي اگر رفتار والدين و احساسات آنها اندكي ويژگي هاي بزهكارانه داشته باشد، چون نوجوان الگوبرداريهاي اجتماعي را هم به آن اضافه مي كند بسيار بيشتر از والدين در مسير بزهكاري و رفتارهاي ضداجتماعي قرار مي گيرد. سعيد ۲۶ساله توسط پدرش مراجعه كرده است با اين شكايت كه درس نمي خواند و هدفي در زندگي جز خوشگذراني ندارد. در ايران به زور ديپلم گرفته، علي رغم نمرات خوبش در دوران ابتدايي و راهنمايي، در دبيرستان افت شديد درسي داشته، به دانشگاه نرفته، پدر و مادر او را به كانادا فرستاده و به كالج وارد شده است ولي نتوانسته ادامه تحصيل دهد و هنوز نان خور پدر است. سعيد فرزند اول يك خانواده ۴نفره است از دوران دبيرستان او را به سوئيتي در طبقه بالاي خانه انتقال دادند تا در موقع ميهماني هاي ديرهنگام پدر و مادر او بتواند درس خود را بخواند! در خانه به قول پدرش دموكراسي كامل حكمفرما بوده! (يعني نظم و ديسيپلين وجود نداشته است). سعيد را همه جوره آزاد گذاشته بودند تا او در يك فضاي آزاد رشد كند! سعيد ناامن در خانه، امنيت خود را بيرون از خانه جست وجو كرد. دوستان نابابي پيدا كرد و كشيدن موادمخدر را از همان سالها شروع كرد... آنچه تا به حال گفته شد موارد خلاصه اي بود از سير رشدي بهنجار، كه ديده شد جوان لزوماً بهنجار از آب درنمي آيد. حال چندنمونه اي مثال زده مي شود از مواردي كه خود سير رشدي بهنجار نيست. در تمام اين مسير رشد، مي تواند اختلال به وجود آيد. اگر گرفتن عشق و امنيت در سالهاي اول كودكي به هر دليلي مختل شود مثلاً به دليل اضطراب شديد مادر و استرسهاي او، فرزند يا جنون مي گيرد يا رفتارها و شخصيت ضداجتماعي پيدا مي كند. اغلب در اين موارد والدين اظهار مي دارند كه فرزند ما از اول اينگونه بوده. لجباز و عصبي و بدبوده است اما هيچ نوزادي از بدو تولد چنين خصوصياتي ندارد. كودك لجباز و عصبي والدين را عصبي مي كند و والدين در نتيجه نمي توانند رابطه صميمانه اي با كودك داشته باشند. در اين جا كودك با هر آنچه خصوصيات خلاف والدين خود است همانندسازي مي كند وبدتر مي شود. مثلاً در بستر يك رابطه غيرصميمانه با پدر، اگر پدر با مسؤوليت است، پسر غيرمسؤول مي شود. زيرا الگوبرداري تنها در بستر يك رابطه نزديك وعاطفي انجام مي گيرد. بسياري مي بينيم والدين متمدن و درستكاري را كه فرزندان بد و بزهكار دارند. اينها در چنين چرخه بسته اي قرار گرفته اند و خود نمي دانندعلت اينكه علي رغم تمام تلاشهايشان فرزندشان بد از آب در آمده چه بوده است. چنين كودكي در نوجواني جذب گروههاي مانند خود به اصطلاح خلاف مي شود و در مسير بزهكاري مي افتد. در مواردي همانندسازي با والد همجنس مختل مي شود. كودك، والد قوي، مهربان و خوشحال مي خواهد. هر كدام نباشد اين همانندسازي مختل مي شود. پدران و مادران بسيار سختگير يا جوانان له شده به جامعه تحويل مي دهند كه به نوعي بزرگ نشده اند يا جوانان عصيانگر با ويژگي هاي ضداجتماعي و يا هر دو. سختگيري بيش از حد با كودكان از رشد رواني آنها جلوگيري كرده و آنان را در جواني، كودك باقي مي گذارد. حس مسؤوليت پذيري و پذيرش اصول و بايدهاي زندگي را از آنها مي گيرد و اغلب نقطه مقابل اين والد به بار مي آيند. مثلاً يكي از اين نوع معضل ها، پدران خود ساخته هستند. پدراني كه از كودكي با جامعه درگير بوده و سرانجام در زندگي بسيار موفق شده و تلاش بسيار كرده اند، به اين نتيجه مي رسند كه تنها راه موفقيت راه آنان است و همين را مي خواهند به پسر خود القا كنند و نمي دانند كه با اين روش فرزند آنها خلاقيت و بلوغ خود را از دست مي دهد: مهرداد ۱۸ساله توسط خواهرش معرفي شده است. با اين شكايت كه درس نمي خواند. دائماًِ ماشين را از پدر و مادرش مي گيرد و بيرون با دوستان خود دور مي زند. شبها مي خواهد به ميهماني برود. ماري جوانا مي كشد و... پدر، كارخانه داري خود ساخته و بسيار موفق است و مادر خانه دار. مهرداد تك پسر خانواده است و دوخواهر دارد. در اولين مصاحبه، پدر فرياد مي كشد كه پسر من عقل يك گنجشك را دارد به اندازه يك پسر ۱۰ساله نمي فهمد. مهرداد زير بار قدرت بيش از حد پدر كه به سختي بر او اعمال مي شود، كودك باقي مانده و رشد نمي كند. از دوران كودكي باهر فردي همانندسازي مي كند كه مثل پدر نباشد. نه تنها مثل پدر نباشد كه ضد پدر باشد. حال موردي را در نظر بگيريد كه پدر بسيار كمرنگ و منفعل است. والدي كه قوي نباشد فرزند خود را نفر اول در خانه مي سازد و اين سمي مهلك در شريان رشد رواني كودك ايجاد مي كند. قدرت مثبت و متعادل، نظم و ساماندهي توسط والدين بايد بر خانه حكمفرما باشد. اگر فرزند احساس كند كه مي تواند بر قدرت والدين غلبه كند رفتارهاي ضداجتماعي پيدا مي كند: سيامك ۱۶ساله توسط والدينش مراجعه كرده است. درس نمي خواند. دائماً ماشين مي خواهد برود بيرون، يكبار ماشين را دزديده و به شمال رفته. لباسهاي عجيب و غريب مي پوشد. با افراد ناباب معاشرت مي كند. فحشهاي ركيك مي دهد و يكبارمادرش را كتك زده، هر چه مي خواهد بايد به او بدهند در غير اين صورت دست به خودزني و خودكشي هاي نمايشي و شكستن لوازم منزل مي زند. در مصاحبه، پدر بسيار آرام و بيش از حد متمدن به نظر مي رسد. به گونه اي كه اگر در قبال كارهاي سيامك به او اعتراض اندكي! هم كند بلافاصله از او عذرخواهي مي كند. بسيار منفعل است و فقط به كارهاي خود مي پردازد. در بررسي روانشناختي مشخص شد كه از پدر خود مي ترسيده و حالا از پسر خود مي ترسد. سيامك در وي قدرتي نديده تا وجود او را براي همانندسازي به رسميت بشناسد. هيچ گونه نظم و ساماندهي در منزل براي سيامك وجود ندارد و از پرخاشهاي او مي ترسد. سيامك در اين خانه نفر اول شده و كنترل اوضاع ازدست همه بيرون رفته است. همه اين موارد نمونه هايي بود از مواردي كه به گونه اي همانندسازي با والدين مختل مي شود و راه براي همانندسازيهاي ضداجتماعي باز مي شود. در يك والدين نسبتاً بهنجار با روابط نسبتاً بهنجار، كودك به گونه اي بزرگ مي شود كه امكان همانندسازيهاي اجتماعي نابهنجار در او به حداقل مي رسد. در جامعه اي زندگي مي كنيم كه امكان دستيابي به بخش نابهنجار فرهنگ غربي كه بسيار شديد به سوي ما فرستاده مي شود تقريباً براي هر نوجوان و جواني وجود دارد. گرچه ديدگاه اين مقاله روانكاوي بوده و تنها در سطح خانواده بررسي به عمل آمده است اما اگر تنها به اين بعد پديده موردنظر هم توجه داشته باشيم مي توان از بسياري از تعارضها و كجرويهاي جوانان جلوگيري كرد. اينكه جواني علاقه به موسيقي داشته باشد كه به نظر ما عجيب و غريب است يا به موهايش ژل بزند و پسري گردنبند آويزان كند اگر مسير اصلي زندگيش را به روشني پيش ببرد آن قدرها مهم نيست ديگران و حتي فرزندان ما مي توانند مخالف ما فكر كنند اما اگر خود ما نسبتاً بهنجار عمل كرده و رابطه اي خوب و متعادل با آنها داشته باشيم اين مسائل منجر به كجرويهاي اساسي در زندگي آنان نمي شود. *روانپزشك و روانكاو
|
|
|
|
|
|
نگاهي به خبرها
|
|
|
|
|
نقش «قارچ» در مبارزه با بيماري قلبي
تحقيقاتي در ژاپن نشان مي دهد كه مواد شيميايي موجود در قارچها از تجمع رسوبات چربي خطرناك در سرخرگها جلوگيري مي كند.
به گزارش بي بي سي نيوز، دانشمندان دانشگاه كيت سائو در ژاپن به اين نكته دست يافته اند كه نوعي مواد شيميايي موسوم به «بيوريولايد» Beauveriolide در پيشگيري از بيماريهاي قلبي و سكته مؤثرند، زيرا انسداد سرخرگها يا تصلب شرايين مهمترين علت بروز اين بيماريها هستند.
در مراحل اوليه بروز تصلب شرايين، سلولهاي Macrophage، كلسترول و اسيدهاي چرب را ذخيره مي كنند كه اين موضوع، به انسداد شرايين مي انجامد.
محققان دريافتند مواد شيميايي موجود در قارچ ها، مانع از تبديل شدن كلسترول و اسيدهاي چرب به قطرات ريزي مي شود كه سلولها آنها را ذخيره مي كنند. اين مواد شيميايي همچنين با جلوگيري از فعاليت مؤثر آنزيم مهمي به نام آكات ACAT، مانع از جذب اين قطره ها به سلولها مي شود.
دكتر كريس نيومان رئيس انجمن تصلب شرايين انگلستان مي گويد: تركيبات جديد كه مي تواند از تجمع چربي در سلولهاي ماكروفاژ جلوگيري كند، دست كم قابليت كاهش مشكلات باليني مرتبط با تصلب شرايين را دارد.
مشروح اين مطالعه در نشريه انجمن ملي علوم آمريكا به چاپ رسيده است.
خطر استعمال دخانيات براي زنان باردار
احتمال بارداري زنان سيگاري نسبت به زنان غيرسيگاري، ۴۰ درصد كاهش مي يابد. به گزارش ايسنا، سيگار كشيدن و حتي در معرض دود سيگار قرار گرفتن، موجب ناتواني جنسي مردان نيز مي شود.
انجمن پزشكي انگليس اعلام كرد: مردان نيز مانندزنان بر اثر سيگار كشيدن دچار افت قدرت باروري مي شوند. اين انجمن از دولت انگليس خواست با نصب هشدارهاي تصويري، خطر استعمال دخانيات و ارتباط آن با كاهش قدرت باروري را به طور جدي تر مطرح و گوشزد كند. به گفته اين انجمن، زنان بارداري كه سيگار مي كشند ممكن است دچار سقط جنين و يا زايمان زودرس نيز بشوند.
يبوست دوران ميانسالي نشانه اي از سرطان روده بزرگ است
يبوست در دوران ميانسالي مي تواند يكي از نشانه هاي سرطان روده بزرگ باشد.
به گزارش ايسنا، دكتر كارخانه در اين زمينه گفت: وضعيت اجابت مزاج در افراد مختلف، بسيار متفاوت است. بنا بر اين به كار بردن اصطلاح يبوست يا اسهال مفهومي نخواهد داشت مگر اينكه با عادت قبلي مقايسه شود. كاهش تعداد دفعات اجابت مزاج با فشار زياد يا درد همراه است كه اين يبوست مي تواند به صورت حاد يا مزمن ايجاد شود.
وي فشار رواني را علت اصلي تغيير وضعيت اجابت مزاج عنوان كرد و دردهاي شكمي، تهوع، احتباس ادراري يا عدم كنترل ادرار و عفونت ادراري را از علائم يبوست دانست.
دكتر كارخانه علل يبوست را عدم تحرك و ورزش، سركوب ميل اجابت مزاج، اختلالات كه باعث درد هنگام اجابت مزاج مي شود مثل بواسير، داروها و شربت هاي معده حاوي آلومينيوم، داروهاي خواب آور، تركيبات آهن دار و بعضي از قرص هاي فشار خون، بيماري هاي مزمن مثل ديابت، كم كاري تيروئيد، مسموميت با سرب، كمبود آب بدن، بعضي بيماري هاي عصبي مثل فلج مغزي، ام.اس، ناكافي بودن سلولز و سبوس غذا و سرطان هاي روده بزرگ دانست.
وي به افراد دچار يبوست توصيه كرد غذاهاي پرفيبر همچون سبزيجات و ميوه جات را بيشتر مصرف كنند و در صورت بي اثر بودن اين نوع غذاها، به پزشك مراجعه كنند.
|
|
|
|
|
|