شنبه ۹ اسفند ۱۳۸۲ - ۷ محرم ۱۴۲۵
Sat, Feb 28, 2004
موسيقي
شماره ۲۷۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
يادمان
نغمه
• محمد جواد بشارتي
يادمان
در سوگ بنان
يادبادآن همدمي، آن همدلي، آن همرهي
ساز محجوبي و آواز بنان، شعر رهي
غلامحسين بنان در ارديبهشت سال۱۲۹۰ در تهران، متولد شد. از كودكي نزد پدر خود، كريم خان بنان الدوله، فراگيري آواز و نزد مادر خود فراگيري پيانو را آغاز كرد.
سپس نزد مرحوم ضياءالذاكرين رثايي و مرحوم ناصر سيف با رديفهاي آوازي و موسيقي ايران آشنا شد.
بنان از سال،۱۳۲۱ خوانندگي در راديو را آغاز كرد. همكاري با اركستر انجمن موسيقي (به پيشنهاد روح الله خالقي)، گلهاي جاويدان (به پيشنهاد داود پيرنيا) گلهاي رنگارنگ و برگ سبز اهم فعاليتهاي او را تشكيل مي دهد و در اين برنامه ها حدود ۴۵۰ اجرا داشته است. بنان از سال۱۳۳۲ در هنرستان موسيقي ملي به تدريس آواز پرداخت و مدتي نيز رئيس شوراي موسيقي راديو شد. اهميت و اعتبار بنان از چندمنظر قابل بررسي است:
۱ـ بنان از قديمي ترين خوانندگان راديو است. او از جمله كساني است كه مردم موسيقي رسانه را با شنيدن صداي او تجربه كردند. اين مسأله سبب شهرت، تأثيرگذاري و جذابيت در طول حدود سه دهه شد.
۲ـ در دهه بيست و سي، آوازهاي بنان، از جمله آوازهاي قابل تأمل در موسيقي آوازي است. درست ادا كردن كلمات شعر، توجه به معنا و محتواي اشعار، اجراي متناسب هر شعر با گوشه موردنظر، سبك او راممتاز مي كند. هنرمند گرامي محمدرضا لطفي او را از بزرگترين خوانندگاني مي داند كه به درك صحيحي از تلفيق شعر و موسيقي دست يافته بود. محمدرضا شجريان نيز در مصاحبه اي ضمن بيان اين مطلب، به فراگيري نكاتي در اين خصوص از او، اشاره كرده است.
۳ـ پس از دهه چهل، گرايش به عامه پسندي در موسيقي ايراني، شكل گسترده اي يافت. بنان از جمله كساني بودكه به دلايل مجهول به اين سو كشانده شده و ترانه هايي نظير الهه ناز، باز آ، دگر چه مي خواهي را اجرا كرد. اين مسأله اگرچه او را از موسيقي جدي در عرصه آواز دور ساخت اما مشتاقان بسياري را براي او و موسيقي ايراني به وجود آورد.
بنان از نگاه ديگران
روح الله خالقي: صداي بنان بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش آهنگ است. كوتاه مي خواند ولي در همين كوتاهي، ذوق و هنر بسيار نهفته است. غلت ها و تحريرهاي او چون رشته مرواريد غلطاني، به هم پيوسته و مانند آب روان است. من با صداي او مسحور مي شوم، لذتي بي پايان مي برم كه فوق آن متصور نيست. تصور نمي كنم خواننده اي به ذوق و لطف و استعداد بنان در قديم داشته باشيم و به اين زوديها هم پيدا كنيم. بنان در موسيقي ما از گوهر گرانبها، گرانبهاتر است.
ساسان سپنتا: بنان به رديف موسيقي ايراني وارد بود و در تلفيق شعر و موسيقي آوازي حسن سليقه و مهارت داشت. او وزن قطعه را به درستي رعايت مي كرد و داراي گوش دقيق بود و در مركب خواني برنامه هايي اجرا مي كرد. طنين صداي او مردانه، گرم و پخته بود كه شنونده را تحت تأثير قرار مي داد. بنان به حالات و اجراي قطعات سنجيده ساخت استادان آهنگساز ايراني واقف بود و با حسن اجراي آن قطعات، آثاري پايدار از خود باقي نهاد.
ويژگيهاي آواز او به طور خلاصه عبارت است از: صداي گرم و قابل انعطاف، تن مطبوع و خوش آهنگ كه حاكي از شيوه مطبوع خوانندگي بود. در كنترل داشتن صدا و اندامهاي صوتي براي اجراي ملودي، درك مفاهيم شعر و قدرت عرضه آن به شنونده، مناسب خواني و تحريرهاي مشخص و سنجيده ، خلاقيت هنري و حفظ احترام هنر و هنرمند.
|غلامحسين بنان، روز ۸اسفند سال۱۳۶۴ ، چشم از جهان فروبست. يادش گرامي باد.
نغمه
موسيقي مازندران
گردآوري: احمد محسن پور
متن: ساسان فاطمي
انتشار آثار صوتي در زمينه موسيقي نواحي ايران، كاري است ارزنده كه موجبات شناخت فرهنگ موسيقايي، مناطق مختلف را فراهم مي آورد. اين نوع موسيقي علاوه بر عمق و غناي فرهنگي آن، براي شنونده حرفه اي موسيقي جذابيتهاي مختلفي دارد. ضمن آنكه به عنوان مقوله اي پژوهشي نيز مي تواند مرجعي شنيداري محسوب شود. با اين مقدمه، اكنون مي توان مجموعه موسيقي مازندران را كه احمدمحسن پور گردآوري كرده است، مورد توجه قرارداد.
محسن پور كه خود از نوازندگان برجسته كمانچه در مازندران است، با تأثير از موسيقي شهري آثار متعددي منتشر كرده است. در مجموعه حاضر، او به گردآوري نمونه هايي قديمي بكر و حتي الامكان اصيل پرداخته است. در اين مجموعه شماري از برجسته ترين راويان موسيقي سازي و آوازي مازندران حضور دارند و اين خود به غناي مجموعه افزوده است.
نگارش متن اين اثر صوتي برعهده ساسان فاطمي بوده است. او كه پيش از اين كتابي با عنوان موسيقي و زندگي موسيقايي مردم مازندران منتشر كرده بود، پس از مقدمه اي در مورد موسيقي منطقه، اطلاعات مفيد و سودمندي در مورد هر اجرا، نگاشته است. درواقع كتاب مذكور يك اثر پژوهشي قابل توجه به شمار مي رود و نگاه مؤلف به ويژه در ز مينه مسأله تغييرات در موسيقي منطقه، آن رابه اثري ارزشمند در موسيقي شناسي قومي بدل كرده است. كتاب او اثر صوتي حاضر به نوعي مكمل هم محسوب مي شوند و علاقه مندان به موسيقي نواحي، فرهنگ شفاهي و موسيقي مازندران، مي توانند با مطالعه و شنيدن اين دو اثر، نقبي به دنياي پررمز و راز موسيقي بگشايند.
موسيقي و تعزيه
• محمد جواد بشارتي
155868.jpg
شيعيان در دهه اول محرم به عزاداري مي پردازند. روضه، نوحه، دسته گرداني و تعزيه، از جمله مراسم رايج در اين دهه است. تعزيه با جنبه هاي نمايشي قوي خود، از قديمي ترين و اصيل ترين جلوه هاي فرهنگ ايران در عرصه نمايش هاي سنتي است. اما پيوند موسيقي و نمايش، ساختار اصلي اينگونه نمايش را تشكيل مي دهد. آوازهاي مذهبي، از جمله موارد، شناخت موسيقي در ادوار كهن است. نوشته زير نگاهي كوتاه به موسيقي تعزيه، دارد:
باوجود منع مذهبي و مسائل مربوط به حرمت موسيقي، موسيقي مذهبي ايران از عمق و غناي سرشاري برخوردار است. انواع مختلف موسيقي عبادي و موسيقي تعزيه (بخصوص بخش آوازي) از ويژگي هايي برخوردار است كه علاوه بر جنبه مذهبي و اعتقادي، آن را به يك جريان موسيقي مهم و قابل توجه در عرصه موسيقي ايران مي كند.
تعزيه از جمله مواردي است كه موسيقي مذهبي در آن رخ مي نمايد. ضمن آنكه تعزيه، محل تلاقي نمايش و موسيقي نيز هست. زمان پيدايش تعزيه، به روشني مشخص نيست. اما با بررسي دقيق مي توان به سير تكامل تدريجي آن پي برد. در واقع تعزيه، از تكامل تدريجي چندمراسم سوگواري نظير نوحه سرايي، شبيه سازي، شمايل گرداني، روضه و حتي نقالي، شكل گرفته است. شايد قديمي ترين، مورد مربوط به انجام يك مراسم سوگ، نوحه خواني باشد كه در مجالس وعظ و خطابت، پديدآمد. پس از به وجود آمدن روضه خواني و تكامل آن از سويي و دسته گرداني محرم از سوي ديگر، با ادغام جنبه هاي مختلفي از اين مراسم، تعزيه در قرن ۱۳هجري شكل نهايي خود را تثبيت مي كند.
در قرن۴ قجري و از زمان آل بويه مراسم سوگ و شبيه گرداني آغاز مي شود. واقعه محرم در سال۶۱ هجري و قيام امام حسين (ع) مضمون اصلي تعزيه است. هر چند در دوران تكامل آن، حكايتها و داستانهاي ديگري از انبيا و اوليا وارد آن شد در دوران قاجار، حتي نمايش هاي شادي آور (تعزيه مضحك) نيز، گاه اجرا مي شد.
از روي نوشته جهانگردان و سياحان اروپايي، مي توان، جنبه هاي مختلفي از هنر تعزيه را پيگيري كرد. اين جريان تقريباً از زمان صفويه (قرن۱۶م) آغاز مي شود.
نكته ديگري كه در مورد تعزيه و جنبه هاي نمايشي يا موسيقايي آن بايد در نظر گرفت، تأثيرپذيري از رسوم و آيين هاي كهن است. سوگ سياوش، نقالي و شاهنامه خواني، سنت خنياگري (بخصوص نقلهاي تراژيك)، به نوعي در تكامل تعزيه دخيل بوده اند.
موسيقي در تعزيه:
متن تعزيه (اغلب به صورت شعر)، كاركردهاي نمايشي و موسيقي سه عنصر اصلي تشكيل دهنده تعزيه هستند. موسيقي در اينگونه نمايش، از چندجهت اهميت فراوان دارد.
با وجود آنكه، جنبه نمايشي تعزيه، وجه غالب آن است، اما جذابيت هاي اجرايي، تأثيرگذاري و نقش پوشي شخصيت ها به واسطه موسيقي، امكانپذير شده است. شايد اين ارتباط دروني ميان متن و موسيقي، سبب اهميت موسيقي آوازي نسبت به موسيقي سازي در تعزيه شده است.
موسيقي آوازي:
مهمترين منبع مورد استفاده در آوازهاي مربوط به تعزيه، رديف موسيقي دستگاهي بوده است. از اين رو، تعزيه خوانان قديم اغلب به آواز و رديف موسيقي تسلط و آگاهي داشتند.
اين امر تا اوايل قرن حاضر نيز ادامه داشت. بسياري از خوانندگان مشهور اواخر عهد قاجار نظير سيداحمدخان و اقبال آذر كه از آنان صفحات موسيقي نيز باقي مانده است. از اجراكنندگان توانمند تعزيه بوده اند.
در زمان ناصرالدين شاه وجود پايگاهي براي اجراي تعزيه، يعني تكيه دولت، سبب شد خوانندگان توانا و صاحب ذوق از سراسر كشور به تكيه دولت دعوت شوند. اين امر خود موجب بروز دو مسأله شد. از طرفي، تأثيرات متقابل موسيقي آوازي رديف و موسيقي تغزيه و انتقال خصايص هر كدام به ديگري و از سوي ديگر، جلوه هايي از موسيقي مناطق مختلف به تعزيه وارد شد. البته مورداخير در تغزيه هايي كه در برخي نواحي اجرا مي شد، حضور پرر نگ تري داشت در مناطقي نظير آذربايجان، گيلان و مازندران، بسياري از نغمه هاي محلي به موسيقي تعزيه راه يافت. ضمن آنكه در اينگونه مناطق سازهاي محلي نظير سرنا و كرنا نيز مورد استفاده قرار گرفت.
حالت ها و نغمه هاي مختلف موجود در موسيقي آوازي، اين امكان را به تعزيه خوانها مي داد كه هر شخصيت، با استفاده از يك مقام يا گوشه آوازي به اجراي نقش خود بپردازد.
البته اين مسأله بيشتر در مورد موافق خوانها ـ نقش هاي اوليا و صحابه و خاندان پيامبر ـ صادق است. مخالف خوانها ـ نقش هاي دشمنان و كافران ـ از فرمي دكلمه مانند و حالت هايي كه به اشتلم خواني شهرت دارد، استفاده مي كرده اند. اين فرم تأثير پذيرفته از نقالي و قوالي است. لازم به ذكر است نقل مذهبي چون داراي حالت هاي تراژيك و همراه با سوز وغم است توسط مظلوم يا موافق خوان و نقل حماسي كه داراي بيان غلو شده، تحكم آميز و پر طمطراق است، توسط اشقيا يا مخالف خوان، خوانده مي شد در تعزيه هاي پيشرفته، اجراي نوحه خواني بصورت سؤال و جواب بين تك خوان و گروه رايج بوده است.
اين شيوه كه به پيشخواني معروف است، شامل بسياري از نغمه ها و قطعاتي كه ريتم مشخصي داشتند، مي شد . اين نوع آواز جمعي از جهت ارتباط باتصانيف قديمي و نغمه هاي ريتميك اهميت خاصي دارد. پيش خواني زمينه را براي شروع تغزيه فراهم مي كند.
موسيقي سازي:
بر خلاف موسيقي آوازي، موسيقي سازي درتغزيه از قدمت و پيشينه چنداني برخوردار نيست. ضمن آنكه اصولاً اجراي موسيقي سازي، ارتباط چنداني با متن تعزيه نداشته است. تا قبل از حضور سازهاي موزيك نظام، از نقاره خانه شاهي استفاده مي شد و انواع سازهاي كرنا، سرنا، دهل ونقاره مورد استفاده بود.
در دوران قاجار پس از سازهاي بادي و كوبه اي از موزيك نظام استفاده شد و تا مدتي، هر دو دسته فوق، در كنار يكديگر فعاليت مي كردند تا به تدريج، سازهاي غربي، موقعيت خود رادر تغزيه تثبيت كردند. اين روند تا به امروز ادامه دارد. انواع ترمپت و ترومبون، كلارينت، سنج و انواع طبل رايج ترين سازهاي مورد استفاده در تعزيه اند. نكته مهم در مورد موسيقي سازي اين است كه اساساً اين موسيقي ارتباطي به تعزيه نداشته و بيشتر بواسطه جنبه تشريفاتي، تقويت فضاهاي نمايشي و ايجاد جذابيت آن و حجم صدايي، سبب استفاده از اين سازها شد. ضمن آنكه سازها، هيچگاه آوازهاي تعزيه را همراهي نمي كنند. البته گاه به ندرت برخي سازهاي بادي، به اجراي جواب آواز مي پردازند.
با وجود حضور قومي و گسترده موسيقي آوازي در تعزيه سازهاي موسيقي ايران، هيچگاه به تعزيه راه نيافتند. منع مذهبي و بحث غنا در موسيقي و حجم صدايي كم، مهمترين دلايل اين مسأله است .
ضمن آنكه، سازها در تغزيه بيشتر وظيفه فضاسازي و اجراي جلوه هاي صوتي را برعهده داشتند و اين مسأله خود به حضور نوعي خاص از موسيقي سازي انجاميده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |