|
|
|
|
|
|
|
بازتاب
|
|
|
|
|
نامه به مسؤولان
دامهاي آلوده وارداتي در پاكدشت و ورامين دامداران شهرستانهاي ورامين و پاكدشت در نامه هايي از مسؤولان خواستار رسيدگي به مشكل خود شده اند. در يكي از نامه هاي اين خوانندگان روزنامه آمده است: پس از انقلاب، با حمايت بي دريغ و تخصيص سوبسيدهاي فراوان به منظور اصلاح نژاددامها عليرغم تحريم موجود، دامهايي توليدشد كه در نمايش جشنواره درخشيد و كشورهاي داراي اين صنعت را مات و مبهوت ساخت. اما اكنون چندسالي است كه در كشورهاي همجوار دامهاي آلوده اي توليد و وارد ايران مي شود و صنعت دامداري كشور را بشدت به خطر انداخته و ازجمله در شهرستان ورامين و پاكدشت با ايجاد تلفات و خسارات جبران ناپذير نگراني هايي ايجاد كرده است. با دخالت بخشدار مركزي پاكدشت كه شخصاً در روستاها حاضر شد و به ياري دامداران آمد، عاملين ورود دامهاي آلوده به منطقه شناسايي و طي شكواييه اي به دادسراي عمومي ورامين به شماره ۸۲ـ۲ب ـ۱۱۲ ارائه شد و در پي آن هزاران دام عراقي و روسي غيرمجاز كه بصورت قاچاق وارد شده بود توسط نيروي انتظامي و به دستور قوه قضاييه شناسايي شد. ما دامداران خواستار دخالت سازمان بازرسي كل كشور هستيم تا معين شود اين دامها چگونه و با چه حمايتهايي وارد كشور شده است. در نامه ديگر اين افراد نوشته شده: هم اكنون هزاران دام آلوده عراقي توسط واسطه گران و دلالان در چند نقطه ورامين و پاكدشت بطور قاچاق نگهداري و براي فروش عرضه مي شود كه كسي در ورامين قادر به تشخيص آلودگي آنها نيست. ما تقاضاي رسيدگي و مصادره اين دامها، پاكسازي منطقه و دريافت خسارات خود را داريم.
سند زمينهاي ما را بدهيد
۱۸خانوار ساكن درمنطقه سعادت آباد تهران درنامه اي به صفحه خوانندگان تقاضاي خود را از مسؤولان نوشته اند. درنامه اين شهروندان نوشته شده: ما ۱۸خانواده، در يك زمين ۴هزارمتري درمنطقه سعادت آباد، حدود ۲۰سال است كه براي دريافت سندزمين هايي كه درآن ساكن هستيم تلاش مي كنيم. اين زمين ها درقطعه اي واقع شده كه شماره آن ظاهراً به اشتباه از سوي ثبت شميران با شماره زمين مجاور عوض شده است. علي رغم تلاش فراوان و رجوع به مراجع مختلف اعم از زمين شهري، سازمان ثبت، وزارت مسكن و شهرسازي اين مشكل همچنان لاينحل باقي مانده است. اين زمين ها ۲۰سال قبل ازسوي حاكم شرع شهرداري به كاركنان برخي ارگان ها واگذارشده و به علت كم بضاعتي مالكان با حداقل مصالح ساختماني و غيراستاندارد ساخته شده است و با كمترين لرزش فروخواهدريخت. شهرداري محترم منطقه نيز باتوجه به نبود سندرسمي نمي تواند مجوز نوسازي صادركند و به همين دليل اين افراد قادر به نوسازي ساختمانهاي خود نيستند. از رياست محترم قوه قضاييه، شهردارمحترم، شوراي شهر، وزارت مسكن و شهرسازي، سازمان ثبت اسنادكشور و كليه مراجع ذيصلاح مصرانه خواهشمنديم باتوجه به زلزله خيزبودن تهران و اينكه منطقه سعادت آباد كاملاً روي خط زلزله واقع شده است نسبت به تعيين تكليف اين زمين ها دستوراقدام صادركنند.
|
|
|
|
|
متفاوت امان از ازدواج زوري
بهاره صداقتي دانشجو از تهران در نامه اي يكي از دردهاي اجتماعي را به صورت قطعه اي داستاني نوشته و براي صفحه خوانندگان فرستاده است. در نامه اين خواننده روزنامه نوشته شده: تلفن زنگ مي زند... مامان صدام مي كنه: دخترم بازم فكر كن. مگه نمي بيني چه آشفته بازاريه؟ محسن پسر بدي نيست مادر. ـ نه! مادر جان من دارم درس مي خونم. آخه مگه من چند سالمه؟ از اون گذشته... حوصله ام سررفته. بزار تلويزيونو روشن كنم. اخبار ساعت :۱۰ سازمان ملي جوانان اعلام كرد: تا چند سال آينده ۷ ميليون دختر ازدواج نكرده در كشور خواهيم داشت. آخ! چقدر سرم درد مي كنه. مامان اين تلويزيونو خاموش كن. بي اختيار ياد ليلا مي افتم. دوست خواهرم. دختري ۳۱ ساله كه حالا بعد از گرفتن مدرك فوق ليسانس و داشتن يه شغل پردرآمد، آرزوش نه درس و تخصصه، نه سفرهاي خارجي، نه يك شوهر پولدار و خوش تيپ و تحصيل كرده، بلكه منتظر يك مرد زن طلاق داده يا زن مرده است تا از حرف و حديث اين و اون راحت بشه. مادر از در وارد ميشه: دخترم نمي خواي بيشتر فكر كني؟ من با تزلزل مي گم: آخه مامان. من دارم ليسانس مي گيرم ولي اون ديپلم هم نداره. به خدا ما حرف همديگه رو نمي فهميم. مامان ميگه: راستي شنيدي دختر لطيفه خانم زن يه مرد زن و بچه دار شده؟ خدا ازش نگذره كه يه زن و چهار تا بچه رو بدبخت كرده. تلفن زنگ مي خوره. اين بار مريمه، دوست دانشگاهيم: خبرداري سحر خودكشي كرده؟ ـ شوخي مي كني؟ سحر عاشق زندگيه. ـ عاشق زندگي بود. ولي ميگن چند وقتي بود كه باباش بهش سركوفت مي زد كه عرضه نداشتي شوهر كني موندي ور دل خودمون. خدايا نه! سحر جان يعني همه آرزوهاتو بردي زير خاك؟ مادر دستي به سرم مي كشه: بازم فكر كن دخترم، لجبازي نكن مادر. بعد از يه سكوت طولاني مي گم: مامان به خدا ديدن اون هيچ حس خوبي به من نميده. آخه چه جوري يه عمر باهاش زندگي كنم؟ مادر: باشه. پس اين دفعه كه زنگ زدن آب پاكي مي ريزم رو دستشون. اما خدا كنه روزي نرسه كه پشيمون بشي. ياد تنهايي ليلا مي افتم، خستگي سحر و رسوايي دختر لطيفه خانم. ياد آرزوهاي مامان مي افتم كه مي خواهد دخترشو عروس ببينه. اين خواهر كوچيكه هم كه بدجوري منتظره من شوهر كنم. زندگي با اون نمي تونه از كابوس اون ۷ ميليون سخت تر باشه. هرچند هم كه سخت باشه حداقل سختيش فقط مال خودمه مال خودم تنهايي. گرچه شايد... كاش مي شد منتظر مي موندم. اما نه! ۲۴ سالمه. ديگه وقت انتظار نيست. مامان! بگو بيان. مامان مياد درآغوشم مي كشه. مباركه دخترم. اشكام رو پيرهنش مي چكه...
|
|
|
|
|
پرونده شكايت بسته نشد
|
|
|
يك فرهنگي از سنندج در نامه خود نوشته: چون فريادرسي بهتر از شما خصوصاً صفحه خوانندگان نديدم خواهش مي كنم با چاپ نامه ام فرياد دردمندانه ام را به گوش مسؤولان برسانيد. وي در ادامه نامه خود نوشته: بعد از عمري معلمي با حقوق ناچيز آموزش و پرورش توانستم ماشيني براي خودم دست و پاكنم كه كفاف رفت و آمدهاي روزانه ام را مي كرد و ديگر مجبور نبودم نصفي از حقوقم را هزينه تاكسي دربست كنم تا از كلاس جا نمانم. به هر حال چندماهي گذشت و بعد از ظهري كه در يكي از مدارس سطح شهر كلاس داشتم، طبق معمول ماشين را جلو مدرسه پارك كردم و خودم كلاس رفتم. بعد از حدوداً دو ساعت از مدرسه كه بيرون آمدم ديدم نه ماشيني هست و نه اثري از آن. مضطرب و نگران به هر سويي رفتم، اما گويا تنها چيزي كه در آن لحظه جواب نداشت فرياد دادخواهي بود. پليس ،۱۱۰ كلانتريها، نيروي انتظامي، آگاهي و اماكن مربوطه را در جريان گذاشتم. به هر دري سرزدم تا اينكه روزي داخل حياط آگاهي چشمم به جمال ماشينم روشن شد. انگار كه آب سردي به سرو رويم ريختند كمي به خودم آمدم و بعد از جست وجو جواب بنده اين شد: دوسال قبل شكايتي از ماشين شما شده و قرار توقيف آن صادر شده است و چون شكايت از تهران بوده براي حل آن بايد به تهران بروي با شرايط سخت كاري كه تقريباً تمام روزهاي هفته را كلاس داشتم چند روزي را مرخصي گرفتم و به دنبال كار ماشين راهي پايتخت شدم. (ديگر درد سر راه، مسافرخانه و ماندن در يك شهر غريب و هزينه هاي نتراشيده خود جاي بسي بحث است) تا اينكه پرونده شكايتي روشد كه: از اين ماشين در سال ۸۰ شكايتي جزئي شده كه صاحب وقتش آن را با شاكي حل و فصل كرده! اما به دليل نظم و انضباط كارهاي اداري پرونده بسته نشده. اين چنين به شخصيت و روان يك شهروند، بي حرمتي مي شود و چه بسيارند افرادي كه اين چنين به دليل برخي سهل انگاري ها شخصيت خود را خرد شده مي بينند و ساده ترين حقوق زندگيشان رعايت نمي شود.
|
|
|
|
|
بازتاب
روابط عمومي ستاد مركزي معاينه فني اعلام كرد: افزايش شيفت، در نقاط استراتژيك تهران
در پاسخ به نامه اي كه از سوي يكي از استادان دانشگاهها رسيده و در تاريخ ۲۲ آذرماه ۸۲ چاپ شده بود، روابط عمومي ستاد مركزي معاينه فني خودروهاي تهران جوابيه اي فرستاده است. در اين جوابيه آمده: «باتوجه به اينكه اعتبار كارت و برچسب معاينه فني يك سال بوده و شهروندان عزيز مي بايست در طول سال نسبت به انجام معاينه فني خوردوي خود اقدام نمايند و اين در حالي است كه در طول سال حدود۷۰% ظرفيت مراكز مكانيزه معاينه فني خالي بوده و باتوجه به اطلاع رساني هاي متعدد، شهروندان عزيز در زمان خلوتي به مراكز مذكور مراجعه نمي نمايند . بديهي است با عنايت به نرخ مراجعه متقاضيان كه متناسب با شرايط مختلف نظير اعلام اعمال قانون توسط اداره راهنمايي و رانندگي در خصوص برخورد با خودروهاي فاقد برگ معاينه فني دچار افزايش و نزول مقطعي مي گردد، تعيين زمان انتظار مراجعه كنندگان امر قطعي نمي باشد و سخنان مدير عامل ستاد مركزي معاينه فني خودروها در اين خصوص بيانگر متوسط زمان انتظار مراجعه كنندگان بوده كه اين زمان در شرايط خلوتي مراكز بعضاً كمتر از مدت اعلام گرديده نيز مي باشد. طبق برنامه ريزي هاي به عمل آمده هر ۱۲ دقيقه در هر خط معاينه فني ۳ خودرو مورد بازبيني فني قرار مي گيرد يعني در هر ساعت خط تعداد ۱۵ خودرو مورد بازبيني قرار گرفته كه با وجود ۲۶ خط معاينه فني در ۶ مركز مكانيزه تعداد ۳۹۰ خودرو در هر ساعت پذيرش مي شود بنابراين در يك شيفت كاري ۱۰ ساعته حدود ۳۹۰۰ خودرو و در طول يك سال حدود ۱/۱۷۰/۰۰۰ خودرو تحت معاينه فني واقع مي شود. اين در حالي است كه در صورت مراجعه شهروندان قابليت افزايش شيفت كاري و حتي شبانه روزي كردن مراكز نيز وجود دارد. به دنبال استقبال چند هفته اخير شهروندان به واسطه اعلام افزايش جريمه تردد با خودروي فاقد برگ معاينه فني اين ستاد اقدام به افزايش شيفت كاري مراكز خود در نقاط استراتژيك شهر تهران نموده و حتي برخي از مراكز معاينه فني به صورت آزمايشي شبانه روزي به شهروندان عزيز ارائه خدمات مي نمايند تا در صورت تداوم مراجعه شهروندان، اين روند به ساير مراكز معاينه فني تعميم داده شود. لكن پس از ازدحام مقطعي چند هفته گذشته، هم اكنون مراجعات به مراكز معاينه فني به كمتر از ۵۰% كاهش يافته است.»
|
|
|
|