|
|
|
عادي سازي روابط ايران و مصر به تعويق افتاد
ادامه بازي براي كسب امتياز بيشتر
|
|
|
دو كشور خيلي دير به اين نتيجه رسيدند كه مي توان از منافع ناشي از روابط عادي بهره مند شد. بعد از ۲۵سال ايران و مصر به همت محمدخاتمي و حسني مبارك در اجلاس ژنو درباره از سرگيري مجدد روابط سخن راندند. در حالي كه روابط عادي با كشورهاي عربي از مدتها پيش برقرار شده بود. اما آيا نحوه موضع گيري بويژه آمريكا در قبال ايران و وجود گروه هاي تندرو اجازه گسترش روابط را به دو كشورخواهدداد؟ از هم اينك تورهاي مسافرتي، برنامه هاي سفر به شهرهاي مختلف دو كشور را تبليغ مي كنند. احمد ماهر وزيرامورخارجه مصر در اجلاس دي هشت متشكل از هشت كشور مسلمان مهم و پرجمعيت شركت كرد. هرچند كه همتاي او عمروموسي هم شش سال پيش در اجلاس سران كنفرانس اسلامي در تهران شركت كرده بود. مقامات وزارت امورخارجه دو كشور بارها از چشم انداز روشن روابط سخن گفته اند. آصفي مي گويد: « روابط تهران ـ قاهره در مسير درستي قرارگرفته و مرحله به مرحله پيش مي رود.» معاون اقتصادي وزيرامورخارجه نيز هنگام دعوت از مقامات مصري براي شركت در اجلاس دي ۸ گفت: «ما از اقدامات انجام گرفته كه مورد پشتيباني عالي ترين رهبران دو كشور است راضي هستيم. » وزيرامورخارجه مصر نيز در گفت وگو با العالم تأكيد كرد: «دوطرف مايلند عادي سازي روابط شتاب بيشتري بگيرد.» وي افزود: روابط دوجانبه مصر و ايران رامورد بررسي قرارداديم. اين روابط شاهد مراحل فراز است و نه مراحل نشيب. با اين وجود برخلاف انتظارات اوليه حسني مبارك براي شركت در اجلاس سران دي هشت به ايران نيامد و ماهر كه در اجلاس كشورهاي همسايه عراق شركت كرده بود، در جلسه افتتاحيه شركت نداشت. در واقع به نوشته روزنامه الوطن: «با احتمال كاهش سطح مشاركت مصر در اجلاس، معاون خرازي به جاي او براي دعوت از مسؤولان مصري راهي مصر شد.» الوطن افزود: «خرازي در تماس با همتاي مصري از سفر نكردن به قاهره براي دعوت مبارك به اين اجلاس عذرخواهي كرد و گفت به دليل برخي مسائل داخلي از جمله آمادگي براي اجلاس مزبور نمي تواند به قاهره سفر كند.»الوطن كه نشريه اي سعودي است، نوشته بود: «دليل عدم برقراري روابط ديپلماتيك بين دو كشور به اختلاف نظرهاي گروه هاي سياسي داخلي ايران بازمي گردد.» اين در حالي است كه الاهرام العربي به نقل از مقامات دولتي مصر ادعا كرده بود كه دولت مصر سفر وزيرامورخارجه ايران به آن كشور را در شرايط فعلي مناسب نمي داند.» موضوعي كه آصفي آن را رد كرد: «هيچ تلگراف يا پيامي ازسوي مصر درخصوص سفر وزيرامورخارجه ايران به مصر دريافت نشده است.» به اين ترتيب علي رغم تأكيد مقامات دو كشور برعادي سازي روابط، همچنان حدس و گمان هاي زيادي راجع به اين موضوع وجود دارد. مثلاً برخي وجود گروههايي در داخل دو كشور را مانع تحقق روابط عادي تلقي مي كنند . آنها مي گويند علي رغم تماسهاي دولت فعلي، اراده هايي وجود دارد كه رئيس جمهوري بعدي ايران، شروع كننده عادي سازي واقعي روابط دو كشور باشد و برخي نيز عقيده دارند طرف هاي مصري به جهت گيري وقايع پس از انتخابات مجلس هفتم و كنش هاي احتمالي غرب چشم دارند. چنانكه وزيرامورخارجه مصر تأكيد مي كند: «هنوز راهي در پيش داريم كه بايد براي رسيدن به مرحله مبادله سفرا بين دو كشور بپيماييم.» اين ابهام را روزنامه اماراتي البيان بخوبي مطرح مي كند: «اين سؤال مطرح است كه اگر دو كشور اهميت ازسرگيري روابط را درك كرده اند، چرا روابط بين دو كشور يك گام به جلو مي رود و دو گام به عقب بازمي گردد؟» دكتر سيداسدالله اطهري كارشناس مسائل سياسي مي گويد: «تاكنون رويه افراطيون دو طرف و بويژه ملاحظات نيروهاي امنيتي به ايجاد تفكر جنگ سرد بين دو كشور منجر شده بود. زيرا مصر روابطي با اسرائيل دارد و بيم آن مي رفت اطلاعاتي راجع به ايران از طريق مصر به اسرائيل منتقل شود. البته اين ديدگاه هنوز هم در ميان افراطيون ديده مي شود. در اين مدت مصر بارها از مالكيت امارات بر جزاير ايراني صحبت كرد و در جنگ عراق عليه ايران طرف عراق را گرفت. مصري ها قدرت گيري اسلام گرايان را ناشي از نفوذ ايران در شمال آفريقا ارزيابي مي كردند. از طرف ديگر نمايندگان سياست خارجي ايران و مصر و بويژه ايران تحولات جهاني را نيز ديردرك مي كردند. البته از اين به بعد هم معادله آمريكا و نيز اسرائيل در روابط ايران و مصر تأثيرگذار است. دو كشور آرمان هايي درباره فلسطين دارند ولي مواضع مصر مبتني برپذيرش روند صلح است.» وي در مورد تأثير آمريكا بر روابط دو كشور مي گويد: «اين كشور استراتژي اش در خاورميانه عوض شده. رژيم هاي عربي نظير عربستان و مصر پوسيده اند و همين احساس باعث شده به سمت ايران كه تغييرات دموكراتيكي را تجربه مي كرد روبياورند. يا حتي شاهديم در اقدامي شگفت آور ملك عبدالله به مسكو مي رود. با اين همه همچنان معادله روابط ايران با غرب براي اين كشورها مهم است. اين كشورها علي رغم شكل رژيم هايشان تحت فشار غرب به تغييرات روي آورده اند. در نتيجه اگر ايران در خلاف جهت دموكراسي حركت كند، ترجيح مي دهند در روابطشان با ايران محتاط باشند. شايد همين عوامل باعث شد، مبارك ترجيح دهد به جاي شركت در اجلاس دي ۸ در ايران راهي كشورهاي خليج فارس شود.»به اين ترتيب روابط بين دو كشور بيش از آنكه به تمايل آنها ربطي داشته باشد، به شرايط داخلي و جهاني بستگي دارد. تحليلگران مي گويند: مصر به ياري آمريكا و كشورهاي پيشرفته علي رغم چالش هاي داخلي توانسته ثبات خود را حفظ كند.ولي آمريكا به طوركلي نظام هاي اقتدارگراي عربي را سرزنش مي كند. چون اين كشورها دموكراسي و اپوزيسيون مستقل ندارند و مثلاً در مصر رئيس جمهوري پس از شش سال به همه پرسي گذاشته مي شود. اولين قدم: تغييرنام خيابان خالداسلامبولي شوراي شهر تهران بنا به ابتكار شوراي شهر قبلي،نام خيابان خالداسلامبولي ضارب رئيس جمهوري سابق مصر انورسادات را تغييرداد.حزب انورسادات موسوم به حزب دموكراتيك ازمعدود احزابي است كه دراين كشور فعاليت مي كند.نام خيابان خالداسلامبولي كه خياباني با مراكز بانكي و جايگاه برخي سفارتخانه هاست، سالها مانع بهبودي روابط دوكشوربود. اين درحالي است كه به قول خبرگزاري شين هوا، اسم سابق خيابان به نام وزرا در افواه عمو مي رايج بود. تغييرنام به منظور بهبود روابط با مصر مدتها دركانون بحث برخي محافل بود و سرانجام شوراي شهر جديد نام خيابان را به انتفاضه تغييرداد. گذشته روابط دو كشور روابط دوكشور كمي بعد از انقلاب ايران به خاطر امضاي موافقت نامه صلح كمپ ديويد توسط مصر تيره شد. از علل ديگر تيرگي سريع روابط نزديكي انورسادات به شاه ايران بود. انورسادات برخلاف رؤساي جمهوري پيشين مصر مثل شاه ايران راه نزديكي به غرب را پيمود و پس از جنگ ۱۹۷۳ سياست سازش با اسرائيل را درپيش گرفت كه برخي علت اين امر را تشويق شاه و پشتيباني آمريكا عنوان مي كردند. بعد از انقلاب، مصر ميزباني شاه مخلوع ايران را پذيرفت و پس از آن علي رغم موضع گيري اوليه مقابل جنگ ايران و عراق به كمك نظامي به عراق پرداخت.با گسترش فعاليت گروههاي اسلامگرا در مصر، مسؤولان اين كشور ايران را به دخالت درامور داخليشان متهم كردند. تا جايي كه دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي ايران در قاهره هم بسته شد.اما دفاتر حفاظت منافع دوكشور پس از حمله عراق به كويت و آزادسازي كويت، در ائتلافي به رهبري آمريكا مجدداً بازگشايي شد. پس از آن همكاري هاي محدودي بين دو كشور آغازشد.ساخت پنج كارخانه نيشكر از آن جمله بود.اين همكاري هاي محدود با حضور عمروموسي وزيرامورخارجه وقت مصر دراجلاس سازمان كنفرانس اسلامي درتهران وارد دور جديدي شد ولي به عادي سازي روابط نينجاميد تا زماني كه مبارك و خاتمي در ژنو با يكديگر ديدار كردند. از آن پس اظهارنظرهاي محمدعلي ابطحي معاون حقوقي رئيس جمهوري بيش ازديگران برجسته بود.ابطحي به رويترگفت: «با همكاري با هم، ايران و مصر مي توانند قدرت تأثيرگذاري درشرايط جهاني باشند.» وي به آسوشيتدپرس نيز گفت: «تصميم براي عادي شدن روابط درجلسه بين مبارك و خاتمي گرفته شد.»همچنين ابطحي به الجزيره گفت: «فكرمي كنم فلسطين و جهان اسلام ازهمكاري ايران و مصر بزرگترين حمايت را مي كنند. اگر دو كشور همكاري كنند خيلي ازمشكلات درمنطقه و جهان اسلام حل مي شود. به اين ترتيب ايران با مصر تنها كشور عربي و اسلامي كه با آن روابط عادي ندارد درمسير تجديد روابط قرارگرفتند. سياست خارجي مصر و ايران كريستين ساينس مانيتور مي نويسد: مبارك كه متحدكليدي آمريكا در خاورميانه است همواره ناچار است دوجبهه آمريكا و جهان غرب را مدنظر قراردهد.مبارك كه با اسرائيل نيز روابطي دارد، ازطرفي به عنوان يكي از رهبران كليدي جهان عرب مي كوشد از مواضع اعراب درقبال فلسطين، نظير طرح صلح عربستان، حمايت كند و ازطرفي مي ترسد درجهان عرب عليه متحد نزديكش يعني آمريكا، انفجاري صورت گيرد. مصر ازجانب آمريكا كمك هاي اقتصادي زيادي دريافت مي كند. چنانكه گفته مي شود بدون اين كمك ها مبارك نمي تواند با چالش هاي داخلي كشورش روبرو شود. درمقابل ايران نه با اسرائيل و نه آمريكا روابط ديپلماتيك ندارد و تنها در سال هاي اخير كوشيده روابطش را با اعراب بهبود بخشد. برخي عقيده دارند مصري ها با احياي روابط با ايران مي خواهند پنجره اي بين آمريكا و ايران بگشايند و خاورميانه را از انفجار جديدي نجات دهند.ازطرفي برخي تحليلگران غربي مي گويند دوكشور ازناحيه احياي روابط مي توانند درمورد برخي از اعضاي دستگيرشده القاعده در ايران بويژه عناصر مصري تدبيري بينديشند. البيان مي نويسد: وضع كنوني عراق و اشغال اين كشور توسط نيروهاي آمريكايي در نزديكي ايران و مصربي تأثير نيست.يك سايت اينترنتي اسلامي با خوشبيني معتقداست ايران و مصر اتحاداسلامي را محكم مي كنند.به عبارتي برخي عقيده دارند نگراني ها و علاقه هاي مشترك تهران و قاهره به نفع فلسطين و ملت هاي مسلمان خاورميانه است.اما مهمترين نكته را خاتمي در ديدار با ماهر بيان كرد: تفكر روشنگرانه و معتدل اسلامي بيش از هرجاي ديگر درمصر و ايران ديده مي شود.اما درصورتي كه برخلاف گفته خاتمي تفكرات معتدل و روشنگرانه در ايران و مصر جاي خود را به ديدگاههاي ديگر بسپارند، آيا گسترش روابط ممكن خواهدبود؟ دكتر دهقاني فيروزآبادي استاددانشگاه مي گويد: مصر اولين كشوري بود كه در سال ۱۹۷۸ با امضاي قرارداد كمپ ديويد، درواقع اسرائيل را به رسميت شناخت.درجريان اين قرارداد بحث خودمختاري فلسطين مطرح شد.اين درحالي است كه يكي ازاهداف محوري انقلاب و يكي از اصول سياست خارجي ايران مبارزه با صهيونيسم بود.ايران تصور مي كرد امضاي قرارداد كمپ ديويد باعث تضعيف جبهه عربي ـ اسلامي مي شود و اين موضوع سرآغازي براي عادي سازي روابط با اسرائيل است. اين موضوع باعث قطع روابط ايران و مصر شد. اين برداشت تا سال هاي اخير ادامه داشت. اما در يكي دوسال اخير به خصوص پس از واقعه ۱۱سپتامبر به نظرمي رسد قطع روابط كاركرد سابق را ندارد.دوكشور احساس مي كنند برقراري روابط بين دوكشور بزرگ اسلامي بيشتر به آرمان فلسطين كمك مي كند.هردوكشور به اهميت استراتژيك يكديگر درمنطقه و جهان و نيز اهميت همكاري با هم پي برده اند.آنها مي دانند اين همكاري باتوجه به شرايط خاورميانه اي باعث ايجاد توازن مقابل اسرائيل مي شود و مي توان اتحادهاي جديد درمنطقه به وجود آورد كه دوكشور حول آن همكاري كنند و اين موضوعات به طوركلي باعث تقويت مجموعه كشورهاي اسلامي مي شود.وي نتيجه مي گيرد باتوجه به اختلافات دوكشور بويژه درزمينه فلسطين روابط براساس حداقل شكل مي گيرد نه حداكثر. به قول اي.بي.سي نيوز درصورت برقراري روابط، گرمي روابط غيرمحتمل است چون مصر در اردوگاه آمريكا مي ماند. درحالي كه ايران سياست خارجي متفاوتي دارد.
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
سحرگاه تمدن
ايران واقعيتي است گسترده در زماني كه از دورترين لحظات تاريخ انسان بر روي اين كره خاكي آغاز مي شود و مستقر در مكاني است كه همچون فرشي پرنقش و نگار قلب آسيا را به باختر اين قاره پهناور مي پيوندد. برگهاي تاريخ اين سرزمين مشتمل است بر صفحاتي بي شمار كه هر يك نمايانگر حيات ملتي است كه ادوار تابناكي از عظمت و شكوه را توأم با دوره هايي از عسرت و رنج و مرارت سپري كرده است. تاريخي كه نخستين فصلش با چشم انداز سپيده دم معرفت و آگاهي آدمي پيوند مي خورد و در دل لحظات تاريك آن سحرگاه تمدن نهفته است.
سرزمين ايران مانند سينه آدمي كه در انشراح و انقباض است در لحظات حيات طولاني اين ملت شامل قلمرو گسترده اي بوده است كه مرزهاي آن طي فراز و نشيبها و سايه روشنهاي تاريخ كاست و فزود بسيار يافته است، ولي در هر حال سرزمين اصلي آن كه فلات ايران باشد، همواره برقرار و پايدار بوده و استمرار و پويايي حيات آن همچون سايه سرمديت بر ساحت زمان ادامه يافته است.
پروفسور سيدحسين نصر، فيلسوف ـ۱۳۵۴
|
|
|
|
|
|