|
بازپرس ويژه قتل:
|
|
|
|
|
|
با به دست آمدن سرنخ هاي جديد توسط پليس تعقيب مي شود
|
|
|
|
مخالفت با انتقال
|
|
|
|
|
بازپرس ويژه قتل:
در چند قدمي قاتل مادر و كودك خردسالش هستيم
|
|
|
گروه حوادث: پليس با به دست آوردن رد پاهايي از ماجراي جنايت شبانه كه در آن مادري با پسر خردسالش به طرز مرموزي به قتل رسيده اند، در چندقدمي قاتل قرار گرفت. اين جنايت، ساعت ۲۳ شب جمعه ۸ اسفندماه در خانه شماره ۳۴ در خيابان شانديز فلاح فاش شد كه در آن مادر ۲۳ ساله اي به نام «شهناز شاكري» و پسر ۳ ساله اش به نام «عليرضا كبيري» در اتاق بسته اي به قتل رسيده بودند. بنا به اين گزارش، تيم عملياتي پليس جنايي تهران به تجسس در قتلگاه اين مادر و پسر پرداخت و پي برد كه قاتل يك آشناست، چون شهناز به هنگام قتل، پوشش كامل داشته و هيچگونه آثار تدافعي در صحنه قاتل مشاهده نشده و همسايگان نيز سر و صدايي نشنيده اند. از سوي ديگر، وقتي تجسسها نشان داد كه زن جوان بسيار مؤمن و متدين بود، نداشتن روسري در زمان وقوع قتل اين شاخه را مبني بر اينكه قاتل مي تواند از نزديكترين بستگان «شهناز» و پسربچه اش باشد، در برابر پليس قرار داد. پيكرهاي بي جان مادر و پسر آرام كنار هم در حالي كه «شهناز» دست خود را روي «عليرضا» انداخته بود و او را به آغوش كشيده بود، به دست آمد و نشان داد كه قربانيان وقتي در خواب بودند يا بي هوش شده بودند، از سوي يك آشنا به قتل رسيده اند. ادعاهاي خانواده صاحبخانه كه در طبقه بالايي قربانيان زندگي مي كند نيز اين فرضيه را قوي تر كرده است. آنان گفته اند كه هيچ صداي درگيري و داد و فريادي نشنيده اند، درحالي كه پنجره اتاق خواب كه به سمت حياط بود، نيمه باز بود و كوچكترين داد و فريادي نه تنها از سوي ساكنان آن ساختمان، بلكه از سوي ديگر همسايگان نيز شنيده نمي شد. بازپرس متين راسخ كه دستورات ويژه اي براي رديابي عامل اين جنايت صادر كرده است، در گفت و گويي به خبرنگار جنايي ما گفت: «با توجه به سرنخهايي كه به دست آورده ايم، مطمئن باشيد تا ۱۰ روز ديگر قاتل را معرفي خواهيم كرد و در حال حاضر در چندقدمي قاتل هستيم.»
|
|
|
|
|
گلوله پليس، سركرده باند سرقت را كشت
گروه حوادث: يكي از سركردگان شرور شبكه هاي كيف قاپي و سرقت در تهران در جريان درگيري مسلحانه با پليس هدف گلوله قرار گرفت و از پاي درآمد. بنابه اين گزارش؛ پليس در اقدامات اطلاعاتي و علمي توانست ۴۰ تن از سارقان حرفه اي شبكه اي را كه ردپايشان در سرقت هاي مختلف تهران، كرمان، مشهد، اصفهان، يزد و ديگر شهرها به دست آمده بود به دام اندازد. يكي از گردانندگان اين باند كه در خردادماه سال ۸۲ دستگير شد و پس از مدتي بازداشت موفق به فرار شد، در بازجويي ها اطلاعات تازه اي دراختيار كارآگاهان قرار داد و گفت كه شرور كيف قاپي به نام امير، در قالب تيمي سارق كه اعضاي آن «يدي كرده»، «علي كلنگ» و «هادي شيشه» هستند با وي به ۴۶ فقره سرقت مختلف دست زده اند كه «امير» ۶۹ ميليون و ۳۰۰ هزار تومان سهم برده است. اين عضو فراري گفت كه سرقت طلا به ارزش يك ميليون و ۴۰۰ هزار تومان و ۲۲۰ سكه بهار آزادي از سرقت هاي شاخص اين سارقان بوده است. وقتي مأموران اداره ششم عمليات پليس آگاهي تهران توانستند «امير» را كاملاً شناسايي كنند همزمان با اداره يكم و ۱۸ پليس آگاهي به تعقيب وي پرداختند تا اين كه تيم سه نفره و ويژه اداره ششم با اطلاعاتي كه از پاتوق «امير» و دوستانش در پارك بي سيم واقع در ميدان خراسان به دست آورده بودند ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه روز ۹ اسفندماه سال جاري به اين پارك اعزام شدند. تيم سه نفره پليس در پاتوق اشرار با «امير» و ۱۰ تن از دوستان او مواجه شدند كه بين آنان درگيري مسلحانه به وجود آمد و هواخواهان «امير» با قمه و قداره به سمت مأموران حمله بردند و اين شرور سارق نيز سعي كرد سلاح يكي از مأموران را به زور بگيرد كه كارآگاهان پس از شليك تير هوايي و اخطار، شرور كيف قاپ را در حالي كه قمه در دست داشت، عربده كشي مي كرد و مي خواست فرار كند هدف گلوله قرار دادند.مأموران كيف قاپ مجروح را داخل خودرو انداختند و درحالي كه گروه هاي موتورسوار به تعقيب خودروي پليس پرداخته بودند توانستند از معركه دور شوند و «امير» را به بيمارستان سينا انتقال دهند.«امير» در بيمارستان تحت درمان قرار گرفت اما به خاطر خونريزي شديد روي تخت از پاي درآمد.
|
|
|
|
|
با به دست آمدن سرنخ هاي جديد توسط پليس تعقيب مي شود
رد پاي يك زن آشنا
|
|
|
گروه حوادث: دختربچه هفت ساله اي كه براي مرگ ازبرابر مدرسه اش ربوده شده بود، از سوي عامل جنايت زنده به گور شده است. اين فرضيه قوي و هولناك درحالي از سوي پليس و پزشك جنايي مدنظر قرارداده شده كه هنوز چگونگي اين توطئه شوم فاش نشده است . بنا به اين گزارش؛ ظهر يكشنبه ۳ اسفندماه سال جاري وقتي مادر بزرگ «الهه» او را به مدرسه اش در مجيديه شمالي رساند و به خانه بازگشت زني آشنا سراغ اين دختر دانش آموز رفت و او را با خود برد.اين دختربچه ديگر به خانه بازنگشت و با مراجعه پدر وي به پليس، سرنوشت وي وارد مرحله جنايي شد تا اينكه ساعت ۶ و۳۰ دقيقه شنبه ۹ اسفندماه سال جاري پيكر بي جان دختربچه زير خروارها خاك در جنگل هاي لويزان پيدا شد. * «شيان» قتلگاه دختربچه وقتي كارگر شهرداري در منطقه شيان جنگل هاي لويزان دست و پاي كودكانه اي را ديد كه از زير خاك بيرون است پليس را در جريان قرارداد. در بررسي هايي كه بالاي سر گور خاكي دختربچه صورت گرفت، در كمتر از ساعتي مشخص شد كه قرباني اين جنايت خاموش همان «الهه» است كه پليس جست وجوي گسترده اي را براي يافتن ردپايي از او در دستور كار داشته است. جسد دختربچه درحالي كه كاملاً برهنه بود با دستور بازپرس هنرمند و با اعزام تيم پزشكي از پزشكي قانوني تهران به جنگل هاي لويزان، تحت معاينه قرارگرفت و آنان وقتي هيچ گونه آثار كبودي و جراحت روي بدن «الهه» مشاهده نكردند، خود را در برابر يك معماي تخصصي علت مرگ ديدند. * يك متهم با پيداشدن جسد «الهه» پرونده ناپديد شدن وي وارد مرحله جنايي شد و نامادري دراين جنايت به عنوان مظنون شماره يك شناخته شد.اين زن ۲۴ ساله به اتهام قتل «الهه» بازداشت شد و براي تحقيق در اختيار مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران قرارگرفت.از سوي ديگر، كارآگاهان جنايي برادر جوان اين زن را نيز كه تجسس ها نشان مي داد ممكن است وي همدست خواهرش باشد، دستگير كردند و تحت بازجويي قراردادند. * اعتراف به توطئه آدم ربايي برادر اين زن وقتي تحت تحقيق قرارداده شد ادعا كرد هيچ اطلاعي از جزئيات و چگونگي قتل «الهه» نداشته است اما مي داند خواهرش به خاطر كينه اي كه از خانواده شوهرش داشت، مي خواست به آنها ضربه وارد كند. اين پسر جوان گفت: «حدود يك ماه پيش خواهرم كه از شوهرش طلاق گرفته بود نزد من گفت كه مي خواهد برادر شوهرش را ادب كند و از من خواست با نقشه اي او را بدزديم و پس از اذيت و آزارش او را رها كنيم.» وي ادامه داد: «من با وجود اصرارهاي زياد خواهرم، نپذيرفتم و با گفتن اينكه برادر شوهرش در يك محله با ما زندگي مي كند و ربودن او دردسرساز است از انجام خواسته اش سرباز زدم.» با اين اعتراف، پليس و دادگاه وجه تشابهي بين انگيزه نامادري در ربودن برادر شوهرش با «الهه» پيدا كرد. اين زن باتوجه به خردسال بودن دختر ناتني اش متهم است كه با همان انگيزه قوي ضربه زدن به خانواده شوهرش، وي را به قتل رسانده است . اين فرضيه در حالي مطرح شد كه تحقيقات نشان داد در مدت كمي كه زن جوان همسر پدر «الهه» بود اين دختربچه را كتك مي زد و با او بدرفتاري مي كرد تا اينكه شوهرش به خاطر اين رفتارهاي كودك آزار اين زن را طلاق داده و در واقع نامادري از «الهه» نيز كينه به دل داشته است. نامادري «الهه» براي چندمين بار تحت بازجويي قرارگرفت و وقتي شنيد برادرش پرده از انگيزه هولناك او برداشته است ناچار لب به اعتراف گشود و با پذيرفتن اينكه مي خواست برادر شوهرش را بدزدد و از او به خاطر دخالت در زندگي اش انتقام بگيرد هرگونه دخالت در ربودن «الهه» و قتل اين دختربچه را نپذيرفت. * پنج شاهد از ابتداي روز ربوده شدن «الهه» پليس توانسته است پنج شاهد را شناسايي كند كه همگي ادعا دارند نامادري را در حين ربودن دختربچه ديده اند يا او را هراسان در خانه اش يافته اند. يكي از اين شاهدان كه مدعي است نامادري را مي شناسد ، سرايدار مدرسه اين دختربچه است. او در بازجويي ها به پليس گفت: «من كاملاً نامادري «الهه» را مي شناسم وقتي هنوز طلاق نگرفته بود هر روز دختربچه را به مدرسه مي آورد. امكان ندارد اشتباه كرده باشم، روز آدم ربايي او را ديدم سراغ «الهه» آمد و او را كاملاً شناختم، «الهه» هم چون اين زن را مي شناخت با او رفت.» دو معلم از اين مدرسه نيز شاهدان ديگري هستند كه مدعي اند ، ديده اند نامادري «الهه» را با خود مي برد. آنان نيز مشاهدات خود را در اختيار پليس قرارداده اند. شاهد ديگر يك دستفروش است كه او نيز ادعاهاي مشابهي مطرح كرده است. آخرين شاهد، زني از ساكنان ساختماني است كه خانه پدري نامادري آنجا است، اين زن گفته است كه ساعت ۱۳ و۱۵ دقيقه ظهر روز ناپديد شدن «الهه» اين زن را ديده است كه هراسان به خانه آمده و با تعويض لباس به سرعت آنجا را ترك كرده است. * فاصله ۶۰۰متري پليس وقتي خانه نامادري را شناسايي كرد به نكته جالب توجهي برخورد. خانه اين زن در فاصله ۶۰۰متري محل دفن «الهه» در منطقه شيان لويزان است. * زنده به گور شدن دختربچه پليس و پزشك جنايي در فاش ساختن علت مرگ «الهه» با ابهام مواجه شده اند، اما فرضيه اي بسيار قوي در اختيار دارند و آن زنده به گور شدن دختربچه در «شيان» لويزان است. اين فرضيه با توجه به پرشدن مجراهاي تنفسي دختربچه از خاك كه نشان از مكش هوا در زير خاك دارد، مدنظر قرارگرفته است. * سكوت نامادري و برادرش صبح يكشنبه ۱۰ اسفندماه سال جاري، در شعبه چهارم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران در برابر بازپرس هنرمند حضور يافتند. زن جوان در بازجويي ها گفت: «برادر شوهرم و مادرشوهرم من را خيلي اذيت مي كردند حتي از آنها كتك هم خورده بودم به خاطر همين وقتي با فشارهاي آنها شوهرم من را طلاق داد به فكر افتادم انتقام بگيرم اما نه ربودن «الهه» و قتل او، اين دختربچه با من كاري نداشت اصلاً چنين روحيه اي ندارم، او را دوست داشتم، من «الهه» را نكشته ام همه اشتباه مي كنند.»
|
|
|
|
|
مخالفت با انتقال
افسانه نوروزي به زندان اوين
|
|
|
گروه حوادث: با انتقال «افسانه نوروزي» به زندان اوين در تهران موافقت نشد. «مصطفي جهانگيري» شوهر اين زن زنداني در گفت وگو با خبرنگار ما با بيان اين مطلب گفت: صبح شنبه ۹ اسفندماه سال جاري براي گرفتن پاسخ تقاضانامه اي كه به معاون دادستاني امور زندان نوشته بودم به آنجا مراجعه كردم ولي متأسفانه با انتقال همسرم از زندان رجايي شهر به زندان اوين موافقت نشد. وي افزود: حدود يك ماه قبل يعني روز انتقال همسرم از زندان بندرعباس به زندان اوين ساعت ۲۰ عصر او را تحويل مسؤولان زندان اوين داديم، صبح روز بعد يكي از زندانيان با خانه ما تماس گرفته وماجراي انتقال او به زندان رجايي شهر كرج را اطلاع داد. با اطلاع ازاين ماجرا به زندان اوين مراجعه كردم مسؤولان زندان ادعا كردند همسرم با مأموران زندان اوين درگير شده بنابراين او را به رجايي شهر كرج انتقال داده اند . اين درحالي بود كه همسر من تنها يك شب را در زندان اوين اقامت داشت. به دنبال اين ماجرا نامه اي براي قائم مقام دادگستري استان تهران نوشتم ، او هم دستور رسيدگي براي معاون دادستان امور زندانها صادر كرد ولي آنها با تقاضاي من كه انتقال مجدد به زندان اوين بود موافقت نكردند درحالي كه من در تقاضايي كه نوشته بودم ، موافقت با انتقال از بندرعباس به زندان اوين بود. وي ادامه داد: همسرم هم اكنون از نظر روحي در وضعيت بسيار بدي به سر مي برد و من مي ترسم نتواند محيط زندان رجايي شهر را تحمل كند و اتفاق بدي برايش رخ دهد.
|
|
|
|