|
سردار انصاري:
|
|
|
|
انتقال مجروحان بمب گذاري عراق
|
|
|
|
رئيس نهاد قوه قضاييه:
|
|
|
|
درپي قتل يك كودك ۷ ساله در ساري
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سردار انصاري:
دسترسي به خودروهاي مسروقه با طرح تعويض پلاك خودروها عملي است
|
|
|
گروه حوادث: دراجراي طرح تعويض پلاك خودرو به ازاي هرخودرو يك پلاك به مالك آن تحويل داده مي شود و نقل و انتقال خودرو تحت نظارت پليس انجام مي گيرد. سردارانصاري معاون راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي صبح روزگذشته درهمايش سراسري فرماندهان ناجا ضمن اعلام اين مطلب گفت: از مزاياي طرح تعويض پلاك كه از دوم اسفندماه روي خودروهاي توليدي اجرامي شده است دسترسي سريع به مالك خودرو، آدرس مالك و راننده خودرو است و با اجراي اين طرح ۳۰۰هزارخودرو مسروقه دركشور شناسايي خواهندشد. وي افزود: با اجراي اين طرح، مسؤوليت پذيري افراد نسبت به نگهداري خودرو و پلاك خودرو افزايش يافته واز نقل و انتقال غيرقانوني خودرو جلوگيري مي شود. وي درادامه با اشاره به افزايش ۳۵درصدي خودروهاي سواري نسبت به سال گذشته گفت: با افزايش خودروها به چرخه ترافيك متأسفانه هيچگونه افزايش معابر نداشته ايم. سردارانصاري ادامه داد: درطرح جديد خودروهاي عمومي با پلاك سفيد، خودروهاي تاكسي و كاميون با پلاك زرد و خودروهاي دولتي با پلاك قرمز مشخص مي شوند و درطرح جديد پلاك خودروها طبق استانداردهاي بين المللي و با آخرين فن آوري روز دنيا توليد و نصب مي گردد و محدوديتي از نظر تعداد واگذاري وجودندارد به گونه اي كه مي توانيم تا ۸۵ميليون پلاك دركشور به افراد تحويل دهيم. وي در پايان گفت: طرح نوروزي پليس راه سراسركشور از ۲۸ اسفندماه سال جاري آغازخواهدشد.
|
|
|
|
|
انتقال مجروحان بمب گذاري عراق
با ۱۶ فروند هليكوپتر هوانيروز
فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران از استقرار ۱۶فروند هليكوپتر هوانيروز براي انتقال مجروحان بمب گذاري كربلا و كاظمين خبر داد. به گزارش روابط عمومي نيروي زميني ارتش، سرتيپ ناصر محمدي فر كه در جلسه اضطراري ستاد نيروي زميني به علت فاجعه شهادت و مجروح شدن جمع زيادي از زائران حضور داشت، گفت: با ابلاغ دستور به قرارگاه عملياتي غرب از ساعت سه بامداد روز گذشته يگانهاي مستقر در مرز، آمادگي انتقال مجروحان و پيكر شهدا را داشتند و پايگاه هوانيروز كرمانشاه و يگانهاي مستقر در مرز در آماده باش كامل هستند. فرمانده نيروي زميني ارتش گفت: در حال حاضر هفت فروند هليكوپتر در مهران و پنج فروند در خسروي و ۲بيمارستان صحرايي و چنددستگاه آمبولانس توسط گردانهاي بهداري لشگرهاي۸۱ و ۵۸ در اين مناطق مستقر شده اند تا به محض ورود مجروحان اقدامات اوليه درماني و سپس انتقال به شهر كرمانشاه صورت گيرد. سرتيپ محمدي فر اظهار داشت: چهار فروند هليكوپتر هوانيروز در فرودگاه مهرآباد مستقر شده اند تا پس از انتقال هموطنان مجروح توسط يك فروند هواپيماي نيروي هوايي از كرمانشاه به بيمارستانهاي تهران اعزام شوند. وي در ادامه گفت: بيمارستانهاي نيروي زميني ارتش در كرمانشاه و تهران نيز در آماده باش كامل هستند.
|
|
|
|
|
رئيس نهاد قوه قضاييه:
دستگاه قضايي نياز به اطلاع رساني بموقع دارد
با توجه به طبع كار دستگاه قضايي، قوه قضاييه نيازمند اطلاع رساني صحيح و بموقع براي بيان عملكرد و رويارويي با تنگناهاست. «محمود شيرج» ـ رئيس نهاد قوه قضاييه ـ روز چهارشنبه در مراسم تجليل از خبرنگاران حوزه قضايي رسانه ها اظهار داشت: اگر اطلاع رساني درباره عرصه قضا به درستي انجام شود، بسياري از گلايه ها و نارضايتي هاي مردم فروكش خواهد كرد. به گفته وي، اطلاع رساني دقيق علاوه بر اينكه باعث آگاهي مردم از عملكرد و برنامه هاي قضايي خواهد شد، ارتقاي فرهنگ قضايي جامعه را نيز در پي خواهد داشت. وي اين ديدگاه را كه اطلاع رساني در كار قضايي، قوه قضاييه را وارد عرصه سياسي مي كند، رد كرد و گفت: امروزه دنيا دنياي خبر است و نمي تواند دستگاهي خود را از اين مسائل بركنار كند.
|
|
|
|
|
درپي قتل يك كودك ۷ ساله در ساري
قصاص درملأعام براي پرورش دهنده كاكتوس
|
|
|
گروه حوادث ـ جونيان، خبرنگار «ايران»: مردي كه علاقه زيادي به پرورش گل كاكتوس داشت، وقتي متوجه شد كودكي گلهايش را نابودكرده است، او را از پاي درآورد. اوايل بهمن ماه سال جاري مردي به اداره آگاهي ساري مراجعه كرده و اعلام كرد: پسر ۷ساله اش به نام «رامياد» پس از تعطيل شدن مدرسه ناپديدشده و به خانه بازنگشته است. مأموران آگاهي كه احتمال مي دادند با يك آدم ربايي روبرو شوند، تحقيقات خود را درحالي دراين مورد آغازكردند كه ساكنان شهرك صنايع چوب و كاغذ مازندران دچار وحشت زيادي شده بودند. باگذشت چندروز مأموران اداره آگاهي ساري دريافتند جسدكودكي دريك گوني پيداشده است. آنان پس از اينكه خود را به محل كشف جسد كه شوفاژخانه يكي از آپارتمان هاي شهرك صنايع چوب و كاغذ بود رساندند و تحقيقات خود را درمورد هويت جسد به دستور حجت الاسلام تقوي ـ رئيس شعبه دوم دادگاه ويژه قتل ـ آغازكردند. جسد داخل گوني به پزشكي قانوني انتقال يافت و پس از بررسي توسط متخصصان پزشكي قانوني روشن شد، جسد به كودكي ۷ساله تعلق دارد. والدين رامياد پس از مشاهده جسد، توانستند او را شناسايي كنند. به دستور حجت الاسلام تقوي يك اكيپ از مأموران كشف جرائم اداره آگاهي زيرنظر سرهنگ حسيني به بازرسي از تمام ۲۱۰واحد آپارتمان اين شهرك پرداختند. آنان پس از اين بازرسي به ۱۰نفر مظنون شدند و تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت، تا اينكه يكي از ساكنان شهرك در بازجويي ها به قاضي تقوي گفت: مدتي پيش يكي از ساكنان شهرك پسري را به علت اينكه گلهاي خانه اش را كنده بود، به شدت كتك زد. با اين اطلاعات به دستور حجت الاسلام تقوي فرد موردنظر دستگير و تحت بازجويي قرارگرفت وي ابتدا هرگونه دست داشتن در قتل رامياد را انكاركرد. تا اينكه پس از ۳۵روز بازجويي فني و پليسي متهم كه مردي ۴۰ساله است لب به اعتراف گشود و گفت: مدتي قبل بود كه پسركي گل هاي گلخانه ام را خراب كرد و من او را موردضرب و شتم قراردادم. وي افزود: روزحادثه رامياد را ديدم كه دركنار آپارتمان من بود و كاكتوس هايي را كه به سختي پرورش داده و به آن علاقه زيادي داشتم كنده و دورمي انداخت در يك لحظه عصبي شدم به طرف او رفتم و يك سيلي به گوش او زدم. بر اثر اين ضربه پسرك به گوشه اي پرتاب شد. كنترلم را ازدست داده بودم. به شدت ناراحت بودم به طرفش رفتم و بعد او را خفه كردم و بعد جسدش را درون يك گوني قرارداده و در شوفاژخانه يكي از آپارتمان ها مخفي كردم. وي گفت: از كاري كه كرده ام پشيمان هستم و ديگر نمي توانم زنده بمانم و درچشم فرزندانم نگاه كنم. كاري كه من كرده ام جاي بخشش ندارد و مي خواهم كه قصاص ام كنيد. پس ازمحاكمه اين مرد با درخواست خانواده رامياد ـ مقتول ـ به قصاص نفس، حجت الاسلام تقوي متهم را به علت قتل عمد به قصاص درملأ عام محكوم كرد.
|
|
|
|
|
بازداشت زوج سرايدار به اتهام قتل زن صاحبخانه
|
|
|
گروه حوادث ـ كرج خبرنگار «ايران»: زن و شوهر سرايداري كه در جريان يك سرقت مرگبار زن صاحبخانه را به قتل رسانده بودند، دستگير شدند. راز اين جنايت به دنبال حمله سگ هاي صاحبخانه به يك رهگذر و مراجعه مأموران به اين خانه فاش شد. بنا به اين گزارش؛ مأموران پس از حضور در خانه ويلايي در منطقه ملارد با پيكر نيمه جان پسر جوان صاحبخانه روبرو شدند و او را به بيمارستان انتقال دادند. باتوجه به اظهارات اين جوان مجروح مأموران كلانتري ۲۰ وحدت داخل خانه ويلايي رفته و با جسد زن ۷۴ ساله صاحبخانه روبرو شدند. در جريان بررسي هاي پليسي در محل حادثه مشخص شد، صاحبخانه از يك هفته قبل زوج جواني را با معرفي يك شركت خدماتي استخدام كرده بودند ولي پس از حادثه آن دو به طور مرموزي ناپديد شده اند. مأموران كه احتمال مي دادند اين زن و شوهر در جريان سرقت از خانه صاحبخانه دست به جنايت زده باشند تحقيق در اين باره را در دستور كار خود قراردادند. به دستور «علي بصيرنيا» بازپرس شعبه نهم دادسراي كرج كارآگاهان آگاهي اين شهرستان تجسس براي رديابي دو متهم فراري را آغاز كردند. باتوجه به اطلاعات به دست آمده پليس تجسس هاي گسترده اي را براي رديابي دو متهم پرونده آغاز كرد تا اينكه مرد جوان را در منطقه سلطان آباد رباط كريم شناسايي ودستگير كردند. متهم بازداشت شده در بازجويي هاي نخست مأموران منكر هرگونه اطلاعي از ماجراي قتل شد ولي با ارائه مدارك مستند از سوي پليس لب به اعتراف گشود. با اعترافات اين متهم همسر وي نيز بازداشت شد و تحت بازجويي قرارگرفت. وي درباره چگونگي وقوع حادثه گفت: روز چهارم كار در آن خانه ما نقشه سرقت از آنجا را طراحي كرديم. شب روز ۷ اسفند بود به بهانه اينكه آبگرمكن ما روشن نمي شود، پسر صاحبخانه را به داخل ساختمان سرايداري كشانديم. وقتي او قصد بررسي آبگرمكن را داشت با چوب به سرش زديم. در اين هنگام زن صاحبخانه پايين آمد، شوهرم او را با خود بالا برد و با صندلي به سرش كوبيد. فكر مي كرديم هردو مرده اند خودرو سمند آنها را برداشته و فرار كرديم. تحقيقات درباره اين جنايت ادامه دارد.
|
|
|
|
|
آخرين جلسه محاكمه عامل گروگانگيري محموديه
|
|
|
گروه حوادث: آخرين جلسه رسيدگي به پرونده گروگانگيري محموديه صبح روز گذشته در شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايي تهران برگزار شد. در جريان اين گروگانگيري مسلحانه كه روز يكشنبه ۱۸ فروردين ماه سال ۸۱ اتفاق افتاده بود، پدر و پسري نقابدار پس از ورود به خانه يك كارخانه دار تهراني، اعضاي خانواده او را به گروگان گرفته بودند. ماجراي اين اقدام مسلحانه از ساعت ۱۲ ظهر روز يكشنبه تا ۱۱ صبح روز بعد به طول انجاميد و سرانجام با حمله مسلحانه مأموران يگان ويژه نيروي انتظامي به محل حادثه و مجروح كردن مرد گروگانگير خاتمه يافت. در جريان اين حادثه، مرد كارخانه دار، همسرش و سه عضو خانواده او مجروح شدند و يك مأمور نيروي انتظامي نيز به شهادت رسيد. در ابتداي جلسه اين دادگاه متهم گفت: قبل از سال ۱۳۷۴ با دو خواهر كه يكي از آنها همسر مرد كارخانه دار بود، آشنايي داشتم. از آن سال به بعد ارتباط ما كمرنگ تر شد و تنها از طريق تماسهاي تلفني از احوالات آنها جويا مي شدم. او اين اواخر هميشه از نامهرباني هاي شوهرش برايم صحبت مي كرد و مي خواست تا به نوعي به او كمك كنم. وي ادامه داد: او پيشنهاد داد تا به گونه اي شوهرش را تنبيه كنم. حتي خواست تا او را مصدوم كنم به خانه او در حوالي خيابان محموديه تهران رفتم. مي دانستم او در آن ساعت خانه نيست. پسرم هم به اصرار با من آمد. اسلحه اي كه پدرم از يكي از نهادهاي نظامي مجوزش را داشت، همراهم بود. هيچ انگيزه مالي نداشتم. قرار بود به محض آمدن مرد كارخانه دار، او را تهديد كرده و دست و پايش را ببندم. وي در ادامه گفت: ابتدا دختر خانواده آمد، عصر بود كه مرد كارخانه دار به خانه مراجعت كرد. وقتي تهديد مرا ديد، ابتدا فكر كرد شوخي مي كنم، ولي با مشاهده جدي بودن ماجرا، روي زمين خوابيد. دست و پاهايش را بستم. دقايقي بعد مرد كارخانه دار ادعا كرد تشنه است. از دخترش خواستم برود برايش نوشيدني بياورد. او از اين فرصت استفاده كرد و ماجرا را به پسرعمويش اطلاع داد. كمتر از يك ساعت بعد تمام حوالي خانه به محاصره پليس درآمده بود. خواستيم از پشت بام فرار كنيم، ولي آنجا هم در محاصره پليس بود. دقايقي گذشت، اوضاع داخل خانه شلوغ شده بود، با شليك يك گلوله هوايي سعي كردم اوضاع را آرام كنم. همسر مرد كارخانه دار هم مرا تحريك به مقابله كرد. ساعت حدود ۱۱ صبح روز بعد بود كه ناگهان مأموران حمله كردند. از سه طرف وارد خانه شده بودند. من سرپا ايستاده بودم. چند گلوله خوردم. بي اختيار چند گلوله شليك كردم، ولي انگيزه ام مجروح كردن كسي نبود. در ادامه جلسه، قاضي از همسر مرد كارخانه دار خواست تا در اين باره توضيح دهد. وي با رد اظهارات اين متهم گفت: او را مي شناختم، اما سالها بود كه خبري از او نداشتم. دو بار به خانه ما آمده بود. من اغفال شده بودم. قاضي اسماعيلي در پايان دادگاه متهم اصلي پرونده را خطاب قرار داده و گفت: با عنايت به مجموع تحقيقات به عمل آمده، اتهامات شما داير به ورود به عنف به خانه مرد كارخانه دار، تهديد، تمرد و مقابله با پليس، ايراد ضرب و جرح عمدي در اثر شليك گلوله كه بعضاً منجر به نقص عضو شده است و همچنين داشتن ارتباط نامشروع، از خود دفاع كنيد. متهم گفت: اتهام ورود به عنف را قبول ندارم، چون با هماهنگي و به درخواست زن صاحبخانه به آنجا رفتم. در مقابل مأموران هم فقط نخواستم تسليم شوم. تهديد را قبول دارم، ولي ضرب و شتم نكردم. ارتباط ما هم در حد صحبت كردن بوده است. به گزارش خبرنگار ما، قرار است بزودي رأي دادگاه در اين باره صادر شود.
|
|
|
|
|
ماجراهاي تلخ پس از ازدواج فاميلي
|
|
|
گروه حوادث : يك زن كه با در آغوش داشتن طفلي در دادگاه خانواده حاضر شده بود ، وقتي داستان زندگي وتصميم اش را به طلاق اعلام كرد ، همه را تحت تأثير قرار داد. اين زن جوان در حالي كه كودكي هشت ماهه را در آغوش داشت ، جلوي ميز قاضي فرهبد ـ رئيس شعبه ۲۳۹ دادگاه خانواده يك ـ ايستاد و گفت: آقاي قاضي! من طلاق مي خواهم. شوهر جوان زن با ناراحتي حرف همسرش را قطع كرد وگفت: اصلاً ازدواج ما با هم درست نبود. من اشتباه كردم. قاضي فرهبد از زن خواست دليل اين تصميم گيري اش را به دادگاه بگويد. اين زن گفت: از چندسال پيش بود كه با شوهرم به هم علاقه مند بوديم. ما با هم فاميل وآشنا بوديم و عشق وعلاقه اي خاص ميان ما به وجود آمده بود. به همين خاطر وقتي تصميم مان را به ازدواج اعلام كرديم، هيچكس مخالفتي نكرد. تنها پدر من اصرار كرد كه آزمايشات ژنتيك بدهيم وبعد ازدواج كنيم. وي افزود: ما هم آزمايش ژنتيك داديم وبه ما گفتند كه به هيچ وجه نبايد با هم ازدواج كنيم زيرا بچه مان حتماً ناقص مي شود. مدتي گذشت با اينكه هم من وهم همسرم مي دانستيم كه درصورت ازدواج بچه مان ناقص خواهد شد ولي به علت علاقه زيادي كه به هم داشتيم فكر كرديم با هم ازدواج كنيم ولي صاحب فرزند نشويم. بعدازاينكه بالاخره همه را راضي كرديم باهم ازدواج كرديم. بچه مان به دنيا آمد ومن حالا ديگر به خاطر اينكه شوهرم مرا كتك مي زند حاضر به زندگي با او نيستم. مرد جوان با ناراحتي ادامه مي دهد: ـ آقاي قاضي! من واين خانم با هم ازدواج كرديم ولي بعداز مدتي همسرم گفت از كجا معلوم است كه بچه مان آنطور كه پزشكان گفته اند ناقص شود ودر خيلي از موارد پزشكان اشتباه مي كنند. او مي گفت احساس مادري اش را چه كند ومن كه تحت تأثير قرار گرفته بودم با خودم فكر كردم شايد همسرم درست بگويد وخدا به ما فرزندي بدهد كه سالم باشد وخوشبختي ما تكميل شود. اين بود كه با هم ازدواج كرديم. وي افزود: وقتي انتظارمان پايان يافت وفرزندمان به دنيا آمد ، متوجه اشتباهي كه كرده بوديم شدم. بچه ما ناقص بود. او خيلي از اندازه طبيعي يك بچه كوچكتر بود. همسرم بعداز آن دچار ناراحتي روحي شد. دائم گريه مي كرد. هر وقت كه از سر كارم به خانه برمي گشتم با چهره خسته و اعصاب تنگ او مواجه مي شدم. ديگر از آن عشق خبري نبود. بچه مان را به چند پزشك بردم، ولي پزشكان گفتند اين بچه تنها تا ۵سالگي زنده مي ماند و هيچ كاري براي مداواي او نمي شود كرد. وي افزود: همسرم روز به روز عصبي تر مي شد تا اينكه يك روز به من گفت ديگر نمي تواند از اين بچه نگهداري كند. از اين حرف او خيلي ناراحت شدم. به همين علت براي اولين بار او را كتك زدم. اين مرد جوان گفت: كم كم آرامش از زندگي ما روي برگرداند. بچه اي كه فكر مي كرديم باعث تكميل شادي مان مي شود، آرامش مان را گرفت و از مدتي قبل كار من و همسرم دعوا و كتك كاري شده است. زن جوان با گريه گفت: آقاي قاضي! ديگر تحمل ندارم. بچه ام را كه مي بينم جگرم آتش مي گيرد. از طرف ديگر نگهداري از او خيلي سخت است، در برابر تمام اين رنجهايي كه مي بينم زخم زبان از اطرافيان مي شنوم و شوهرم به جاي اينكه شرايط مرا درك كند، مرا كتك مي زند. مي دانم كه بچه ام تنها چند سال ديگر زنده مي ماندو به همين خاطر مي خواهم از شوهرم و زندگي سختي كه داريم، خودم را نجات دهم. وي با گريه اضافه كرد: هيچ وقت فكر نمي كردم عاقبت عشق چندساله ام مرا در جهنمي اينگونه زنداني كند. قاضي فرهبد پس از شنيدن حرفهاي زن جوان و علاقه مرد به ادامه زندگي مشترك به او گفت: شوهرت از رفتاري كه با تو داشته پشيمان است. حيف است كاشانه اي را كه با عشق بنا كرده ايد و اين همه هم سختي براي حفظش كشيده ايد به خاطر يك فشار روحي و از روي يك تصميم كه به خاطر ناراحتي است، خراب كنيد. تو اگر مادر هستي و از بزرگ كردن بچه ات كه دچار مشكل است اينگونه ناراحتي مي كشي، چگونه محبت مادري ات را راضي مي كني او را به دست ديگران بسپاري كه معلوم نيست چگونه از او نگهداري كنند. قاضي فرهبد افزود: شوهرت نيز از اين مسأله ناراحت است ولي ما از او تعهد مي گيريم تا ديگر تو را كتك نزند تا تو در كنار او فرزندت را نگهداري كني. به گزارش خبرنگار ما شوهر پس از دادن تعهد به همسرش و دادگاه مبني بر اينكه او را كتك نزند، با رضايت زن به ادامه دادن زندگي مشترك دادگاه را ترك كردند.
|
|
|
|