جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۳ محرم ۱۴۲۵
Fri, Mar 5, 2004
آذين
شماره ۲۷۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
ماجراي زندگي
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
تست
سفر
يادداشت
اقبال
تست
چرا «اعتماد به نفس» نداريم؟
داشتن «اعتماد به نفس» شايد مهمترين چيزي است كه به انسانها پروبال مي دهد وباعث مي شود آنها در زندگي پله هاي موفقيت را يكي بعداز ديگري طي كنند. اعتماد به نفس باعث مي شود آدمها براي ادامه زندگي از چيزي نترسند وهرگز تحقير را تحمل نكنند. اعتماد به نفس باعث مي شود هرشخص خودش را دوست بدارد وبراي خودش ارزش قائل باشد. در مجموع اعتماد به نفس، نكات مثبت ومؤثر بسيار زيادي دارد كه به واقع نمي توان آنها را شمرد. گاهي آنقدر اين حس در درون شما ظريف عمل مي كند كه نمي توانيد آن را در درون خودتان بيابيد.
اين تست و سؤالات تا حدودي مي توانند براي گامهاي اوليه شما در جهت كسب اعتماد به نفس عمل كند. به اين معني كه موقعيت شما را مشخص مي كند كه اعتماد به نفس شما اكنون در چه وضعيتي قرار دارد. دقت كنيد هنگام پاسخ به اين سؤالات بايد كاملاً صادق باشيد وحتي اگر موقع پاسخ ممكن است به شما كمي فشار بيايد ، بازهم غرور را كنار بگذاريد وبه خودتان راست بگوييد . اين قدم اول براي رسيدن به اعتماد به نفس است.
۱ـ آيا شما خودتان را فردي مي دانيد كه صاحب اعتماد به نفس است، يا نه؟
۲ ـ تشريح كنيد كه چه چيزهايي را نداريد كه فكر مي كنيد ديگران دارند. همان چيزهايي كه اعتماد به نفس شما را خدشه دار مي كند ، بنويسيد.
۳ ـ چه چيزهايي را نداريد كه خانواده شما به شما فهمانده اندكه بايد داشته باشيد وهمانها اعتماد به نفس شما را گرفته است.
۴ ـ آيا روابط با دوستان شما ، برايتان به قيمت تحقيرشدن ويا احساس تحقيرشدن تمام مي شود؟
۵ ـ عموماً چه چيزهايي اعتماد به نفس شما را مي گيرد؟ نداشتن پول وثروت ويا نداشتن زيبايي ويامسائل اخلاقي ورفتاري؟
۶ ـ وقتي اعتماد به نفس خود را از دست مي دهيد،چه احساساتي برشما غالب مي شود؟ از خجالت سرخ مي شويد؟ به ديگران احساس تنفر مي كنيد؟ از خودتان بيزار مي شويد؟ ويا دوست داريد منزوي باشيد وهيچ كس را نبينيد.
۷ ـ آيا در ارتباط باجنس مخالف خود فردي هستيد كاملاً بي اعتماد به نفس؟
۸ ـ جست وجو كنيد كه چه چيزهايي اعتماد به نفس شما را در ارتباط باجنس مخالف مي گيرد؟
* اگر مرد هستيد، آيا اشكالي در رفتار مادر خود مي ديديد؟
* اگر زن هستيد، آيا اشكالاتي در رفتار پدر شما ديده مي شده است؟
* آيانداشتن زيبايي اعتماد به نفس شما را در ارتباطتان گرفته است؟
* يا اين كه شما اشكالات متعددي را در خود مي بينيد وفكر مي كنيد كه هركسي كه در ارتباط با شما قرار مي گيرد، از شما برتر است و شما لياقت او را نداريد؟
۹ـ در پايان به ريشه هاي اصلي عدم اعتماد به نفس تان فكر كنيد و آنها را جست وجو كنيد. ريشه يابي در شناخت مشكلات شما بسيار مي تواند كمك خوبي باشد. براي راهنمايي سه عامل را به شما اشاره مي كنيم تا براي ريشه يابي خودتان ابتدا به آنها رجوع كنيد.
* پدر و مادرتان در كودكي چه رفتاري با شما داشته اند؟ آيا آنها خجالتي بودن، ساكت بودن و زيادي سربه زيربودن بچه هايشان را يك فضيلت مي دانستند؟
*در مدرسه و در دوران ابتدايي ، اولين معلمان شما با شما چه رفتاري داشته اند؟ آيا به شما براي ابراز خودتان پر وبال مي دادند، يا افرادي سركوبگر بودند؟
* در دوران نوجواني ، آيا از طرف مدرسه ودر اجتماع بين دوستان واطرافيانتان تحقير مي شديد؟ آيا در آن دوران به خاطر شيطنت هاي دوران نوجواني از طرف خانواده ، مدرسه و جامعه زياد متنبه شده ايد؟
سفر
متني كه پيش رو داريد
يكي از اسطوره هاي معروف يوناني است آتالانت
156342.jpg
«اسكنه»شاه زن گرفت تا پسري براي او بياورد. زنش دختر زاييد و او سخت نوميد شد و با بي اعتنايي بسيار گفت: «اين كودك را هر كاري مي خواهيد بكنيد.من كاري به كارش ندارم. نمي خواهم ببينمش! تا روزي كه خود نخواهم او را پيش من مياوريد!» و چون خدمتكاران اين سخن را از دهان سرور خود شنيدند توجه و اعتنايي به دخترك نكردند و او را در كوهستاني دورافتاده به ميان بوته زاري انداختند و خود را از رنج نگهداري و پرستاري وي رهانيدند.
ماده خرسي نوزاد را كه «آتالانت» نام داشت شيرداد و بزرگ كرد و سپس شبانان كه هميشه به حمايت و نگهداري كودكان رها شده وبي پناه برمي خاستند، او رابه نزد خود بردند و بزرگش كردند.
دختر سكنه، بدين گونه در دل جنگلها بزرگ شد و به شكار علاقه اي فراوان رسانيد و دختري زيبا و چست و چالاك گشت. تا آن روز زني به تيزپايي و چالاكي او ديده نشده بود، چندان كه مردان نيز در دويدن به گرد پاي او نمي رسيدند.
آتالانت گذشته از چالاكي و تيزپايي دلير و بي باك هم بود.
ديان كه از رفتار «مله آگر» پسر «اونه» و «آلته» خشمگين شده بود گرازي را به كشور او «كاليدون» واقع در سرزمين اتولي، فرستاد تا آن را ويران كند و هراس در دلها بيفكند.
هر شب گراز، درروشنايي ستارگان لانه خود را ترك مي گفت و از جنگل تاريك بيرون مي آمد و با نيشهاي هراس انگيز خويش تاكستانها و چمنها و كشتزاران سرراه خود را چنان زيرورو مي كرد كه نشاني از خوشه هاي انگور و محصول و سبزه و گياه بر جاي نمي ماند.
مله آگر تواناترين و كارآزموده ترين شكارافكنان را گرد آورد وبه تعقيب گراز پرداخت. آتالانت نيز بدين گروه پيوست و در تيراندازي و دويدن چندان چيره دستي و تيزبيني و چالاكي نشان داد كه همه را در شگفت انداخت. نخست او تيري كشنده بر آن جانور غول پيكر زد و سپس مله آگر خود را به گراز رسانيد و توانست به آساني كارش را بسازد.
پس از اين دلاوري نمايان، كه از دختري جوان بسيار عجيب مي نمود، آتالانت به پيش پدر و مادر خود رفت و سكنه او را كه شكارافكني چيره دست و دختري زيبا شده بود، با احترام و اعزازي بسيار و مهري آميخته به شرم وپشيماني به نزد خود پذيرفت.
چون جوانان آوازه چالاكي و زيبايي او را شنيدنداز هر سو به خواستگاريش شتافتند و در جلب توجه او با يكديگر به رقابت برخاستند، ليكن دختر سكنه كه تا آن روز در جنگلهاي انبوه و دور از مردمان به سر برده بود، جز به شكار جانوران به چيزي دلبستگي نداشت و از معاشرت با مردمان لذتي نمي برد و از آنان دوري مي گزيد.
با اين همه در برابر اصرار و ابرام بيش از حد و تملق آميز و اغواكننده خواستگاران حاضر شد كه مردي را كه در دويدن بر او پيشي گيرد به همسري خود برگزيند و تن و جانش را به او ببخشد، ليكن آن مرد اگر در اين مسابقه از او عقب مي ماند و شكست مي خورد جانش را مي باخت.
همه خواستگاران اين شرط را با اينكه شرطي سخت و هراس انگيز بود پذيرفتند و همه آنان يكي پس از ديگري در مسابقه دو از او شكست خوردند و سر در اين راه باختند.
با اين كه كشتار شوم جوانان نگرندگان اين مسابقه هراس انگيز را از ترس و وحشت برجاي خود خشك كرده بود، جواني «هيپومن» نام كه چون ديگران شاهد اين دليري هاي بدفرجام بود دست از جان شست و خواست در اين مسابقه شركت جويد و بخت خويش را بيازمايد.
او با خود گفت: «بخت و اقبال تنها به دليران و بي باكان لبخند مي زند!»
و از ونوس، مادينه خداي عشق ياري خواست. ونوس را دل بر آن جوان دلير سوخت و سه سيب زرين به هيپومن داد تا از آنها به بهترين وجهي سود جويد. هيپومن منظور ونوس را دريافت. اين ميوه هاي دلفريب از باغ «تا مادر» زيباترين نقطه جزيره قبرس كه در آن پرستشگاهي باشكوه به نام ونوس برافراشته بودند، چيده شده بود.
دو رقيب در ميدان مسابقه حاضر شدند و در پس مرز جاي گرفتند. شيپورها به نوا درآمد و مسابقه آغاز يافت. آتالانت و هيپومن با شور و حرارت بسيار پاي به دويدن نهادند. چنان تند و چالاك گام برمي داشتند كه گفتي پاي بر زمين نمي نهادند.
آتالانت بزودي بر رقيب خود پيشي گرفت. هيپومن يكي از سيب هاي زرين را به سوي او انداخت، دختر جوان براي برداشتن آن سيب راه خود را كج كرد و اندكي از رقيب خود عقب ماند.
تماشاگران دست زدند و بر هپيومن آفرين خواندند، ليكن آتالانت در اندك زماني فاصله خود را با هيپومن از ميان برد و خود را بدو رسانيد. هيپومن سيب دوم را، كه فريبنده تر از سيب نخستين بود پرتاب كرد و آتالانت اين بار نيز نتوانست خود را از وسوسه به دست آوردن سيب برهاند، ليكن اين بار نيز توانست خود رابه حريف برساند و بر او پيشي بگيرد. تا مقصد فاصله اي بسيار نداشتند. تقريباً به انتهاي ميدان رسيده بودند و آتالانت خود را پيروز مي پنداشت كه ناگهان هيپومن سومين سيب را نيز پرتاب كرد. دختر سكنه دمي چند در برداشتن سيب ترديد كرد. ليكن درخشش سيب زرين او را مسحور كرد. با خود گفت كه اين بار نيز مي تواند خود را به رقيب برساند و براو پيشي گيرد. چون سيب را برداشت با سرعتي بسيار و كوششي نوميدانه خواست خود را به رقيب برساند ليكن بسيار دير شده بود. هيپومن خود رابه مقصد رسانيده بود و تحسين و تمجيد حاضران را برانگيخته بود و تاج افتخار را به دست آورده بود.
آتالانت شكست خود را شادمانه پذيرفت و به قول خود وفا كرد و حاضر شد با حريف پيروز خود زناشويي كند، ليكن دو جوان كه مست سرور و شادماني بودند فراموش كردند در راه ونوس قرباني بكنند و ونوس از ناسپاسي و حق ناشناسي آنان در خشم شد و ناگهان آن دو را به صورت شيري نر و شيري ماده درآورد.
تائوته چينگ مي گويد
156339.jpg
استاد، ذهنيتي از خودش ندارد.
او با ذهن مردم كار مي كند.
او با اشخاصي كه خوب هستند، خوب است.
هم چنين با اشخاصي كه خوب نيستند، خوب است.
اين است خوبي واقعي.
او به اشخاصي كه قابل اعتماد هستند، اعتماد مي كند.
همچنين به اشخاصي كه قابل اعتماد نيستند، اعتماد مي كند.
اين است اعتماد واقعي.
ذهن استاد، مانند فضاست.
مردم، او را درك نمي كنند.
آنها به او نگاه مي كنند و صبر مي كنند.
او با آنها مانند بچه هايش رفتار مي كند.
استاد خودش را صرف هر آنچه در لحظه است مي كند. او مي داند كه خواهد مرد ...
استاد خودش را صرف هر آنچه كه در لحظه است، مي كند.
او مي داند كه خواهد مرد.
يادداشت
تعهد از جنس آزادي
در عمل «تعهد دادن» ، دوحركت وجود دارد. يكي اصل تعهد دادن به چيزي يا به كسي و دوم عمل كردن به آن تعهد. كه اين دومي حتي شايداز اصل كلمه نيزمهم تر باشد. چون تا زماني كه عمل در حرف جاري نشده است، حرف كاملاً خاصيت خود را ازدست مي دهد. انساني كه تعهدات خود را فقط در حرف جاري مي سازد، انساني بي اراده و به قول ما تهراني ها اهل «هارت و پورت» است! طبل توخالي كه آرزوها وخواسته هايش در جريان بازگو كردن آنها از طريق زبان ، همان جا مي ميرد و هرگز تحقق نمي پذيرد.
اما اين سؤال پيش مي آيد كه چرا ما انسان ها بايد تعهد و حس تعهدپذيري داشته باشيم؟ آيا تعهد با آزادي ما وتمايل ما به آن، منافات دارد؟
«تعهد» چيزي است كه در آن انتخاب وجود دارد. يعني ما اگر بخواهيم درباره چيزي يا كسي احساس تعهد مي كنيم.(با مقولاتي كه از ما به زور تعهد گرفته مي شود، كاري نداريم چون آن مقولات احتمالاً چندان ارزش تعهد دادن و گرفتن را ندارندو گرنه نظام اخلاقي انساني حتماً خود پيش از اين حرف ها آن را شناخته بود و به آن تعهد داده بود!)
وقتي انسان چيزي يا كسي را مي شناسد و به آن احساس وابستگي، اشتراك و مهر مي كند، براي نگه داشتن و يا زيباتر كردن آن تعهد مي بندد.
زيبايي اين واژه در «انتخاب» آن است ووقتي ما خودمان چيزي را انتخاب مي كنيم، حتماً مايليم كه بر سر تعهدات خود بايستيم. چون اعتقاد مان رادوست داريم. مگر آن كه خلافش ثابت شود! انساني كه به تعهدات خود عمل مي كند، انساني با اراده ومعتقد است. اما گاهي همين حس تعهد انسان را به گمراهي مي كشاند. اگر سال ها پيش تعهدي را بسته اي كه اكنون ديگر به آن اعتقادي نداري، چرا بايد باز هم بر سر تعهد گذشته خود جان بكني. اما اشكال دراين جاست كه بسياري از آدم ها براي نقض تعهد و فرار از مسؤوليت هاي آن دورويي و تزوير را جايگزين آن مي كنند. اما اين كار توهين به شعور آدمي ماست.
چگونه مي شود كه انساني نداند چه چيز را دوست دارد وچه چيز را دوست ندارد؟
اين فقط از سردرگمي وبلاتكليفي انسان ها سرچشمه مي گيرد.
اما انسان بي اراده و بلاتكليف نمي تواند در همه چيز نظر درستي داشته باشد وديگر براي جامعه اش مفيد نيست. اگر قرار باشد همه آدم ها در عدم تمركز و بلاتكليفي هاي خود غرق باشند، پس تكليف جامعه چه مي شود؟ آيا اين تزلزل، جايي گريبان ما را نخواهد گرفت؟!
اقبال
به اميد دل ببنديم
156345.jpg
فروردين
اين روزها آشفتگيهاي فكري زيادي پيدا كرده ايد. دلتان مي خواهد به سرعت به تمامي اهداف زندگيتان برسيد و يك شبه ره صدساله را برويد. اما بايد بدانيد كه شما براي انجام كارهايتان و رسيدن به هدفهايي كه در زندگيتان داريد، احتياج به برنامه ريزي داريد و هيچ كس بدون سعي و تلاش به خواسته هايش نمي رسد. اين خود شما هستيد كه اين آشفتگي ها را مي سازيد. اگر آشفتگي دروني خود را حل كنيد، همه چيز حل خواهد شد.
ارديبهشت
بهتر است وقتي كه نمي توانيد چيزي را تغيير دهيد، به راحتي و بي تفاوت از كنار آن بگذريد. البته شايد اين كار به راحتي انجام پذير نباشداما به هر حال شما چاره اي جز صبوري نداريد. بنابراين اين مسائل را رها كنيد و به سمت و سوي خود برويد، از خصلت بي تفاوتي خود استفاده كنيدو نگذاريد افكار مزاحم در شرايط فعلي انرژي و توان شما را بگيرد، مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد.
خرداد
اين روزها انرژيهاي مثبت فراواني در اطراف شما وجود دارد كه به شما اعتماد به نفس زيادي خواهد داد. اگر انرژيها و افكار درون شما مثبت باشد، مطمئنا ً هر انرژي مثبتي را به صراحت حس مي كنيد و آن را دريافت مي كنيد همه چيز در اين جهان بستگي به فكر شما دارد، اگر فكر شما مثبت باشد همه چيز مثبت خواهد شد، بنابراين بايد همه مسائل منفي اي كه در زندگيتان وجود دارد را دور كنيد تا بتوانيد زندگي خوبي داشته باشيد.
تير
در روزهاي اين هفته شما تصميمات قاطعانه و مهمي را كه مدتهاست به آن فكر مي كنيد، مي گيريد و به آنها جامه عمل مي پوشانيد، به هر حال همه چيز به اراده و همت خودتان بستگي دارد و اين شما هستيد كه تعيين كننده هستيد البته در زندگي شما تغييراتي به وجود مي آيد كه ممكن است شما را ناراحت كند اما شما بايد خودتان را با اين تغييرات سازگار و آدابته كنيد تا بتوانيد به هدف نهايي تان در زندگي برسيد.
مرداد
روزهاي خوبي انتظار شما را مي كشد روزهايي كه با سعي و تلاش خودتان، چيزهايي را كه مي خواهيد، به دست خواهيد آورد. بهتر است كه شما با روي باز به استقبال اين روزها بشتابيد كه چون شانس و اقبال فقط يك بار در خانه آدم را مي زند. اين روزها شما تجربيات زيادي به دست مي آوريد و مي توانيد كاملا ًخودتان را بشناسيد تا ديگران روي شما تأثير نگذارند. تجربه در زندگي اين مسائل را به شما مي آموزد.
شهريور
در اين هفته به اطرافيانتان خوبي هاي زيادي مي كنيد. مطمئن باشيد كه خوبي ها و نيكي هاي شما بدون جواب نخواهد ماند، حتي اگر تا به حال پاسخي در مقابل مهربانيهايي كه كرده ايد نگرفته ايد، باز هم از محبت كردن به اطرافيانتان دريغ نكنيد. همواره به ياد داشته باشيد كه عشق يكي از اركان اساسي زندگي انسان است، وقتي كه خيلي احساس تنهايي مي كنيد كسي هست كه شما را دوست دارد و شما اين را مي دانيد.
مهر
شايد شما احساس مي كنيد، افعالتان با افكارتان جور درنمي آيد و كارهايي مي كنيد كه دوست نداريد اما آدم ها هميشه به همان چيزهايي عمل مي كنند كه به آن اعتقاد دارند و اگر نتوانيد در زندگي تان تنوع ديد داشته باشيد حرف ديگران را نيز نمي فهميد و نمي توانيد با دنياي بيرون از خود ارتباط داشته باشيد شما بايد ياد بگيريد و بياموزيد كه در اين دنيا افكار مختلفي وجود دارد كه هر كدام از جهاتي قابل تأمل هستند.
آبان
در روزهاي اول هفته شما خيلي تصادفي دوستي را ملاقات خواهيد كرد كه سالهاست از او بي خبر هستيد. اين دوستي براي شما خاطرات زيادي را زنده مي كند و شما را بسيار خوشحال و مسرور خواهد كرد. شما بسيار زياد تحت تأثير اين دوستي قرارمي گيريد كه البته اين اصلاً خوب نيست و شما نبايد برنامه هاي زندگي تان را تحت الشعاع اين اتفاق قرار دهيد. به هرحال هر چيزي جاي خودش.
آذر
اين هفته دوره جديدي براي شما و زندگي تان است. شما در اين روزها خودتان را حسابي در كارتان غرق مي كنيد و از بسياري از مسائل جانبي و حتي اساسي و مهم زندگي غافل مي شويد. اين طرز رفتار شما به شدت از سوي اطرافيانتان مورد اعتراض قرار مي گيرد و شما بسياري از لحظات شيرين زندگي را از دست مي دهيد، به خاطر داشته باشيد كه شايد زندگي شما تنها متعلق به خودتان باشد اما ديگران نيز سهمي در آن دارند.
دي
هنگامي كه تصميم مي گيريد كاري را شروع كنيد، از درستي تصميم خود مطمئن شويد و بعد كارتان را شروع كنيد. بي گدار به آب نزنيد و اگر دانش و علم شما نسبت به آن كار كم و ناقص است، ابتدا برآن شويد تا اطلاعاتتان را تكميل يا بيشتر كنيد. روي تصميمتان فكر كنيد. تحقيق كنيد و مشورت كنيد. سپس اگر اطمينان حاصل كرديد كه تصميم درستي گرفته ايد، به آن عمل كنيد.
بهمن
اين روزها با وجود صحبتهايي كه به ديگران كرده ايد، در مقابل آن خوبي ها هيچ پاسخي نگرفته ايد بنابراين احساس نوميدي و توأم با شكست در خود احساس مي كنيد و از تمام اطرافيانتان مأيوس و دل خسته شده ايد اما بهتر است زود قضاوت نكنيد زيرا با شروع هفته جديد اتفاقات جديدي نيز درزندگي شما رخ مي دهد و دوستان و اطرافيانتان نه تنها شما رافراموش نمي كنند بلكه كاملاً متوجه خوبي هاي شما شده و به تمام نيكي هايي كه در حقشان كرده ايد جواب خواهند داد.
اسفند
اين هفته شما اتفاقات خوبي را پيش رو داريد و با توجه به اينكه شما در ماه خودتان نيز هستيد به راحتي مي توانيد انرژي هاي مثبت اطرافيان را جذب و دريافت كنيد. بنابراين روزهاي زندگي تان را با توجه بيش از حد به مسائل پيش پا افتاده خراب نكنيد و اجازه ندهيد كه سوءتفاهمات موجود در زندگي شما را از پا دربياورد. هميشه خوب بينديشيد تا اتفاقات خوب برايتان بيفتد و يادتان باشد كه اين ماه، ماه شماست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |