|
|
|
|
|
نگاهي به مجموعه هاي تاريخي و مذهبي تلويزيون
|
|
|
|
برداشت اول
|
|
|
|
مصاحبه با محمدابراهيم سلطاني فر كارگردان آتش و شبنم
|
|
|
|
|
كلوزآپ
اگر مجلس بودجه صدا و سيما را كم كند ما هم پخش آگهي ها را كاهش مي دهيم قرار بود دكتر عبدالحميد انصاري مدير كل بازرگاني سازمان صدا و سيما در خصوص گزارش هاي صفحه تلويزيون ايران جمعه درباره تبليغات تلويزيوني مصاحبه اي داشته باشد اما به هر علتي ترجيح دادند كه مصاحبه انجام نشود. انصاري در يكي از مصاحبه هايي كه با خبرگزاري ايسنا داشت بيان كرده بود: «ارائه آگهي در صدا و سيما برحسب آيين نامه مربوطه انجام مي پذيرد كه به طور خلاصه شامل رعايت ضوابط قانوني، توجه به بهداشت و سلامت عمومي، ارتقاي سطح فرهنگ و اخلاق اجتماعي و تأكيد بر مقررات امنيت ملي از جمله اين ضوابط براي پخش آگهي در سازمان صدا و سيما است.» گويا در آيين نامه صدا و سيما در زمينه تبليغات در سالهاي اخير اين موضوع را اصلاً مد نظر قرار نداده اند كه گاهي اوقات آگهي هاي بازرگاني اقدام به تبليغ كالاهايي و بعضاً خوراكي ها مي كند كه در برخي از برنامه هاي آن رسانه چه به صورت بحث كارشناسي و چه به صورت زيرنويس مصرف آن مضر تلقي مي شود و به طور كلي به يك ضد تبليغ تبديل مي شود.مدير كل بازرگاني صدا و سيما در انتهاي صحبت هاي خود گفته است: «مجلس شوراي اسلامي رقم قابل توجه و غير قابل دستيابي را براي درآمد آگهي هاي بازرگاني صدا و سيما در سال هاي اخير در نظر گرفته است؛ در واقع سازمان مكلف به پخش آگهي براي جبران هزينه هاي جاري خود است، بدين جهت در صورتي كه رقم درآمد سازمان صدا و سيما از سوي مجلس كاهش يابد، صدا و سيما نيز حجم پخش آگهي ها را كاهش خواهد داد!»علي اكبر قاضي زاده مدرس روابط عمومي و استاد دانشگاه در اين باره مي گويد: «پخش آگهي هاي بازرگاني در سراسر دنيا اختصاص به رسانه هاي خصوصي دارد كه بايد هزينه هاي خود را تأمين كند. صدا و سيماي كشور ما كه يك سازمان دولتي است در رديف بودجه خاصي دارد، نيازي به ارائه اينگونه آگهي هاي تجاري ندارند و براي درآمد بيشتر، پخش آگهي هاي بازرگاني را قبول مي كند. بنابراين بايد چگونگي اين دريافت ها و پرداخت ها به صورت شفاف براي مردم كه تأمين كننده بودجه سازمان دولتي هستند مشخص شود. گويا صحبت هاي دكتر انصاري درباره اقدام مجلس خارج از هشدار جاي بررسي و تأمل بيشتر دارد. با عوامل تسويه حساب كنيد! چندي پيش خبر توقف سريال تاريخي امام حسين شنيده شد كه باعث تعجب مردم و مطبوعات شد. شهريار بحراني كارگردان سريال در اين باره به خبرگزاري ايسنا گفت: «حدود دوماه از فيلمبرداري سريال امام حسين(ع) مي گذشت كه يكباره با توقف ناگهاني آن مواجه شديم و از طرف مسؤولان سازمان صدا و سيما به ما اعلام شد كه به تهران بازگرديم. اين خبر براي دست اندركاران اين مجموعه حيرت انگيز بود. چون همه دست اندركاران اين سريال واقعاً با عشق به امام حسين(ع) در اين مجموعه وارد شده بودند. توقف ناگهاني آن، همه ما را شوكه كرد اما به دلايل مسائل خاص صدا و سيما و مسائل خاص سياسي در كشور سكوت اختيار كرديم.» بحراني در ادامه افزود: «بعد از اينكه ما از يزد به تهران آمديم گفته شد كه بايد چند مورد در فيلمنامه اصلاح شود. با توجه به اينكه سابقه ساخت سريال هاي مذهبي را داشتيم انتظار چنين كنش ها و واكنش هايي از سوي جامعه علمي و مذهبي كشور وجود داشت. قبلاً نيز تعاملاتي صورت گرفته بود و گروه سازنده تحت نظر فيلمنامه نويس مشغول رفع اشكال و كسب نظرات اصلاحي بودند، اما مدتي نگذشته بود كه دستور قطعي تعطيلي سريال را اعلام كردند و به تهيه كننده نيز گفته شد با عوامل تسويه حساب كند. در صورتي كه آقاي فرآورده نويسنده اين سريال براي نگارش آن ۴ سال زحمت كشيده و فيلمنامه اين سريال ۱۵ بار بازنويسي شده است.»
|
|
|
|
|
«سفر»ي به جهان بيني آدم ها
|
|
|
سحر ايزدي با دانشجويي به نام علي شيدايي كه درخارج از كشور مشغول تحصيل است، تماس مي گيرد تا براي انجام امور حقوقي بايد به ايران مراجعت كند. حضور شيدايي در ايران حوادث و اتفاقاتي را به وجود مي آورد كه ... فيلم تلويزيوني «سفر» كه توسط عليرضا سبزواري نوشته و كارگرداني شده در پايان مراحل فني خود قرار دارد. در اين فيلم قرار است ۴ انسان در مصاف با حوادث و اتفاقات پيش روي خويش براساس جهان بيني خاص خود با آن حوادث و اتفاقات برخورد داشته باشند و درنهايت براساس موقعيت اجتماعي و قدرت تحليل خود از خطر، آينده خويش را رقم بزنند. سبزواري كارگردان و نويسنده فيلم اعتقاد دارد اين فيلم قصد داشته تفاوت هر يك از آدم ها را كه تصميم گيريهايشان نشان دهد. اينكه هر كدام در هر موقعيت اجتماعي يك تصميم مي گيرند. زمان پخش فيلم تلويزيوني سفر كه به سفارش سينما فيلم تهيه شده است، هنوز مشخص نيست. عوامل اين فيلم تلويزيوني اين افراد هستند: تهيه كننده، مجري طرح، نويسنده و كارگردان: عليرضا سبزواري، تدوين: مهرداد خوشبخت.موسيقي: عليرضا كهن ديري، بازيگران: حميد رضا پگاه، نگين صدق گويا، الهام حميدي، يوسف مراديان، عليرضا كمالي نژاد با حضور افتخاري مهدي فقيه و عباس اميري. مشاور فيلمنامه: مسعود صباح، مدير توليد: جليل شعباني، مدير تصوير برداري: محمدرضا سكوت، طراح صحنه و لباس و گريم: نويد فرح مرزي، صدا بردار: سيامك نيازي، دستيار اول و برنامه ريز: سيد مهدي فرخ پور، گروه كارگرداني: فرامرز شاه قلعه، خشايار سبزواري، منشي صحنه: روح انگيز شمس، دستيار تصوير: عليرضا رنجبران، دستيار صدا: جاويد خوشدل، اجراي صحنه: امير حسين باباييان، گريم مژگان نيمروزي، محمد پيرايش، گروه تصويربرداري: علي حشمتي، علي مهدوي، حميد رضا كرماني، مسؤول فني: امير باقري، امور مالي وحسابداري: عباس سبزواري، جانشين توليد و مدير تداركات: مهدي مهابادي، تداركات: مجيد ملاسبزعلي. خدمات: رجب ذوالفقاري، حمل و نقل: محسن موسوي، عباس قليچ، حميد معروفي.درويش عكاس: عليرضا پروين .
|
|
|
|
|
نگاهي به مجموعه هاي تاريخي و مذهبي تلويزيون
چند روايت از يك واقعه تاريخي
|
|
|
هر سال تلويزيون با شروع ايام محرم سعي مي كند با پخش سريال هاي مناسب اين ايام به اين بخش از نيازهاي مردم پاسخ دهد. سريال هايي كه از اين رسانه پخش مي شود، به دو گروه سريال هاي تاريخي، مذهبي و اجتماعي مناسبتي تقسيم مي شود. با توجه به اين كه امسال صدا و سيما هيچ سريال تاريخي مذهبي مناسب اين ايام تهيه نكرد، براي رفع اين كمبودسعي شده با پخش دو سريال «فرستاده» از شبكه دو و «زمان شوريدگي» از شبكه اول سيما تعادلي ميان سريال هاي مناسبتي و تاريخي، مذهبي به وجود آيد. سريال فرستاده كه سال گذشته از تلويزيون پخش شد، جواد شمقدري آن را كارگرداني كرد و محسن علي اكبري تهيه كنندگي آن را برعهده داشت. از آنجا كه بارها در فيلم ها و سريال هاي مختلف به نوعي به داستان واقعه عاشورا و حوادث پيرامون آن اشاره شده است. اين سريال با بهره گرفتن از داستاني كه تقريباً كمتر كسي به سراغ آن رفته بود، توانست كاري جديد ارائه دهد. فرستاده درباره سليمان بن ابي زرين فرستاده امام حسين به بصره است كه حامل پيامي از طرف امام به پنج تن از سران بصره است. سليمان بعد از ورود به شهر بصره در منزل يكي از زنان ثروتمند و دوستدار امام به نام «ماريه بنت عبدالقيس» اقامت مي كند و ماجراهايي كه براي اين فرستاده اتفاق مي افتد، محور داستان سريال قرار مي گيرد. همانطور كه گفته شد استفاده از داستاني تقريباً بكر يكي از موفقيت هاي اين سريال است. هرچند كه در سال گذشته به دليل تراكم سريال هاي مناسبتي اين سريال آن گونه كه انتظار مي رفت، نتوانست مخاطبين زيادي داشته باشد اما امسال گمان مي رود بتواند با پخش مجدد بيشتر مورد توجه مردم قرار گيرد. هرچند داستان به طور مستقيم به واقعه عاشورا نمي پردازد، اما در داستان سرايي درباره اين حادثه آن هم درباره سفيري كه تاكنون كمتر به مردم معرفي شده است، مي تواند موفق عمل كند. با توجه به اينكه مخاطب در بخش هاي ديگر سريال متوجه مي شود سليمان فرزند زني به نام «كيشه» بوده كه زماني كنيز امام حسين بوده و بعدها توسط ايشان آزاد مي شود. بازي نقش سليمان توسط حسين ياري و نقش ماريه توسط زيبا بروفه، يكي از نقاط قوت اين مجموعه است. محمدعلي نجفي در «زمان شوريدگي» سعي كرده اقتباسي آزاد از واقعه عاشورا را داشته باشد. هرچند كه اين برداشت نگاه خود را به تاريخ تا پايان آن از دست نمي دهد اما نجفي با اين شيوه سعي در جذب مخاطب و استفاده از بافت هاي دراماتيك مي كند، داستان دو بخش دارد. در بخش اول جواني از قبيله بني كلب كه مسيحي است، شيفته حضرت علي مي شود و حتي در اين راه جان خود را از دست مي دهد و به دست حكومت اموي شهيد مي شود اما چند سال بعد زني مسيحي به نام وهب با فرزندش در واقعه عاشورا حضور دارند، سپس در واقعه كربلا كشته مي شود و وقتي اين خبر را به مادر مي دهند، مي گويد: «من او را در راه خدا قرباني كرده ام.» نجفي سعي مي كند اين دوپارگي داستان را در بخش دراماتيك آن حل كند. زن در زمان جواني رابطه اي عاطفي با جوان مسيحي عاشق اميرالمؤمنين دارد. كارگردان با اين كار سعي مي كند انگيزه وهب را براي حضور در كربلا به مخاطب پاسخ گويد. در برخي از فيلم ها و سريال هايي كه درباره امام حسين ساخته شده هميشه سعي شده از فردي مسيحي استفاده شود. در كنار هم قرار گرفتن اين دو دين و فرصت هايي كه اين تقابل به كارگردان و نويسنده مي دهد تا بافت درام و جلوه هاي بصري آن را زياد كند، هميشه مطلوب بوده است. اين سريال نيز در زمان پخش خود به دليل كمبود زمان و نبود شرايط مناسب براي پخش نتوانست موفقيت زيادي به دست آورد با اينكه كارگردان اين سريال، مجموعه بزرگي چون «سربداران» را در كارنامه خود داشت.
|
|
|
|
|
برداشت اول
سريال هاي جامانده از توليد
روال برنامه سازي در رسانه تلويزيون هميشه براين منوال بوده كه تهيه كنندگاني در اين راه موفق اند كه به نوعي شناخته شده باش روال برنامه سازي در رسانه تلويزيون هميشه براين منوال بوده كه تهيه كنندگاني در اين راه موفق اند كه به نوعي شناخته شده باشند. در نتيجه اكثر كارگردانان و تهيه كنندگاني كه در اين پروسه جايگاه خود را پيدا كرده اند و مي دانند مديران ارشد اين رسانه ملي چه كاري را به عنوان برنامه خوب و قابل پخش مي پسندند؛ با ساخت كارهايي يكنواخت با موضوع هايي چندبار مصرف آنتن را پرمي كنند. البته در اين ميان نيز هستند كارگردانان و تهيه كنندگاني كه كيفيت برنامه ها را بر كميت آن ترجيح مي دهند و هر از چندگاهي با به دست آوردن شرايط مناسب برنامه هايي در خور توجه مي سازند. امسال براي تلويزيون سال نسبتاً بدي بود. متوقف شدن چند پروژه بزرگ تاريخي، نبود طرح هاي مناسب و بطور كلي كندي روند توليد باتوجه به مسائل مالي كه اين برنامه ها با تلويزيون داشتند،آنطور كه بايد تلويزيون نتوانست كارنامه موفقي از خود نشان دهد. حتي گمان مي رود صدا و سيما در ايام عيد نوروز نيز با استفاده از برنامه ها و سريال هاي خارجي و البته درصد كمي برنامه هاي توليدي آنتن را پركند. اگر تلويزيون فرصت مي داد تهيه كنندگان با ايده هاي جديدتر وارد برنامه سازي تلويزيون شوند، چرخه توليد در اين رسانه به جاي توقف، حركت مي كرد. رسانه تلويزيون مي تواند با استفاده از بخش خصوصي كه توانايي ساخت برنامه هايي را با توان مالي خود دارند، با در نظرگرفتن معيارهاي موجود در امر برنامه سازي ضمن استفاده از طرح ها و ايده هاي نو تنوعي در برنامه هاي خود به وجود آورد. اگر نگاهي اجمالي به گروه فيلم و سريال هريك از شبكه ها بيندازيم بخوبي متوجه مي شويم طرحهاي زيادي توسط بخش خصوصي به تلويزيوني فرستاده مي شود به اين اميد كه فرصتي براي ساخت و حتي نگارش آنها پيش بيايد اما گويابيشتر مواقع تلويزيون تصميم مي گيرد اجراي اين طرح ها را به كساني واگذار كند كه شناخته شده هستند. باتوجه به اينكه قانون كپي رايتي هم در ايران وجود ندارد، بعد از گذشت مدت زماني همان طرح توسط فرد ديگري ساخته مي شود. در بعضي موارد كه مجري طرح موفق به ملاقات حضوري با گروه فيلم و سريال مي شوند و طرح آنها جهت بررسي و بازبيني گرفته مي شوند، مي بينند كه مشابه و يا اصل آن طرح مدتي بعد توسط فرد ديگري ساخته مي شود. به كار بردن اين روش باعث بدبيني بخش خصوصي به اين رسانه دولتي مي شود. البته در اين ميان طرح هايي نيز وجود دارد كه توسط شبكه ها تأييد مي شود و موافقت هاي لازم را به دست مي آورد اما يا هيچ وقت ساخته نمي شود و يا زمان اجراي آن به تعويق مي افتد. به عنوان مثال در سال ۷۹ طرح اورژانس تهران كه توسط بخش خصوصي آن هم در ابتدا باتقبل ساخت آن با كليه هزينه هاي موجود به تصويب مدير وقت شبكه دو مي رسد اما به دليل اينكه قراراست در اين طرح از تركيب بازيگران و تكنيسين اورژانس استفاده شود و تلويزيون تمايل دارد فقط از بازيگران استفاده كند، سالهاست به تعويق افتاده است. مجري اين طرح در اين باره مي گويد: «با اينكه طرح به تصويب شبكه دو سيما رسيد و داستان هاي آن مورد تأييد وزارت بهداشت و درمان قرارگرفت اما به دليل اينكه در اين كار قرار است از تركيب چند بازيگر و تكنيسين هاي اورژانس استفاده شود مورد موافقت قرارنگرفت. اين تهيه كننده خود هزينه ساخت سريال را تقبل كرده و حتي در آن زمان به مديريت شبكه دو در نامه اي عنوان كرده بود كه بعد از ساخت اين سريال قصد دارد دو دستگاه آمبولانس به اورژانس اهدا كند اما به دليل اعمال نظرهايي هنوز موفق به ساخت اين برنامه نشده است.
|
|
|
|
|
مصاحبه با محمدابراهيم سلطاني فر كارگردان آتش و شبنم
جاي خالي نقد تكنيكي
|
|
|
سريال «آتش وشبنم» اصلاً يك سريال جنگي نيست. اين را محمدابراهيم سلطاني فر، كارگردان مجموعه با قاطعيت مي گويد. البته دلايل زيادي را براي اثبات اين موضوع مي گويد. آتش وشبنم قصددارد با بهره گرفتن از فضاي جنگ آن هم در چند قسمت ابتدايي خود سيروسلوك يك انسان را از زمين به سوي مسائل ماوراي انساني و خداوند نشان دهد. حدود ۳ساعت با اين كارگردان صحبت كرديم و شايد نزديك به يك ساعت از اين گفت وگو صرف صحبت برروي استفاده از «بيان سينمايي » درتلويزيون و... شد. مثل يك كلاس درس بود. ترجيح داديم چكيده اي از آن همه گفت وگو را كه به نوعي تخصصي بود، براي خوانندگان «ايران جمعه» چاپ كنيم. \ آقاي سلطاني فر به نظر مي رسد در آتش و شبنم سعي داشتيد به غير از داستان سريال توجه مخاطب را به مسائل ديگري جدا از شكل و ظاهر داستان جلب كنيد؟ * در آتش و شبنم سعي كردم به يك بيان سينمايي برسم. به عبارت ديگر مي خواستم در پرداخت داستان شرايط و موقعيت هايي به وجود آورم كه براي مخاطب جذاب و ديدني باشد. \ تعريف شما از بيان سينمايي چيست؟ و فكرمي كنيد استفاده از اين شيوه چقدرمي تواند در تلويزيون موفق باشد؟ * بيان سينمايي همان تكنيك هايي است كه از ذات سينما نشأت مي گيرد. مثلاً انتخاب زاويه دوربين و يا لنزهاي متفاوت كه جزو تكنيك هاي سينمايي است، مي تواند به بيان سينمايي كمك كند و تحليلي را به مخاطب ارائه دهد كه از نظر محتوايي به او در درك مناسب كمك كند. به عنوان مثال براي نشان دادن انتظار؛ نشان دادن شخصيتي پشت پنجره و فضاي بيرون از پنجره و... اين مفهوم را به تماشاگر القا مي كند. در صحنه اي از سريال كه مي خواستم رفتن سعيد و انتظار را براي نامزدش نشان دهم. در قاب پنجره چشمان منتظر فريبا و انعكاس خدشه دار فضاي بيرون مي تواند به بيننده اين حس را منتقل كند كه اين انتظار مي تواند زياد خوشايند نباشد. \ اما استفاده از نشانه ها و يا بيان سينمايي نمي تواند براي تمام تماشاگران به يك صورت رمزگشايي شود. امكان دارد آنچه براساس تجربه از پرداخت سينمايي و نشانه هايي كه در سريال ارائه كرده ايد، برداشت مي كنم با فردديگري متفاوت باشد. دراين صورت مخاطب عام چه مي شود؟ * بحث مخاطب در يك اثر تلويزيوني تعيين كننده است. يك اثر هنري بايد بتواند با تمام قشرهاي جامعه ارتباط برقراركند. بايد عامه تماشاگر را ارضا و تفهيم كند. اما اين موضوع را نيز بايد درنظرداشت كه تلويزيون بايد فراتر از درك عوام حركت كند و خواص را نيز درنظر گيرد. \ درحقيقت براساس گفته هاي شما به نظرمي رسد رمزگشايي نشانه هايي كه در سريال به كاربرده ايد را براي تماشاگر خاص درنظرگرفته ايد؟ * بله. انتظاردارم منتقدين از اين سريال نقد تكنيكي كنند. من از تماشاگر عام انتظار ندارم به عنوان مثال ازحركت مرغابي در فلان صحنه بتواند منظور مرا بفهمد. فقط مي خواهم حس آن صحنه را بگيرد. در «آتش و شبنم» تمام اشياء و وسايل مفهومي دارند. \ در سينما به دليل گستردگي پرده و فضايي كه تماشاگر در آن قرارمي گيرد، درحقيقت با تمام حواس جذب آن فيلم مي شود درنتيجه حتي اگر كارگردان از يك بيان سينمايي به شكل پنهان استفاده كند، مخاطب البته خاص به خوبي آن را درك مي كند. به عنوان مثال حتي پس زمينه هم به اندازه شخصيت ها اهميت پيدامي كند. اما در تلويزيون به دليل محدوديت تصوير و عدم تمركز مخاطب برآن استفاده از اين شيوه به نوعي باعث كندشدن ريتم سريال مي شود؟ * البته قبول دارم كه بايد به دنبال شيوه هاي مناسب تري براي بيان نشانه ها در مديوم تلويزيون بود و اينكه از نظر تكنيكي وسايل و امكانات تلويزيون اصلاً رشد نداشته است. اما اين را هم بايد درنظرداشت كه تماشاگر ما به ديدن كارهاي ساده و بدون تفكر عادت كرده است. در صورتي كه رسالت تلويزيون اين نيست. تلويزيون بايد ديدگاه و فرهنگ مردم را افزايش دهد. اما گويا بيشتر تمايل دارد همسطح مردم شود و به كارهاي سهل و آسان روي آورده است. اين را هم مي پذيرم كه گاهي اوقات براي نشان دادن پس زمينه يا نشانه ها به دليل مديوم خاصي كه تلويزيون دارد، ريتم كاركند شده است اما تماشاگر را خسته نمي كند. \ مسأله ديگري كه در سريال آتش وشبنم وجوددارد، نوع انتخاب بازيگران است. به نوعي انتخاب علي دهكردي به عنوان شخصيت اصلي سريال باتوجه به داستاني كه اين شخصيت در سريال دارد، مخاطب را به ياد فيلم كرخه تا راين ابراهيم حاتمي كيا مي اندازد. درنتيجه بازيگر با پيش زمينه اي كه از آن كار دارد، تلاش براي ارائه نقشي جديد و ابتكار در ارائه نقش ازخودنشان نمي دهد؟ * اين انتخاب از روي تعمدبود. چون اين بازيگر در فيلم ازكرخه تا راين وجهه خود را نزد مردم به دست آورده بود. مي خواستم در همان قالب قراربگيرد تا براي مخاطب باورپذير باشد. داستان سريال هم به نوعي تداعي كننده همان شخصيت است. مي خواستم از اين پيش زمينه مردم درباره اين بازيگر استفاده خوب بكنم. \ درمقابل جعفر دهقان باتوجه به تفاوت هايي كه در بازيگري او شاهدبوديم در ارائه نقش متفاوت عمل كرده است؟ * جعفر دهقان در آتش وشبنم كارمتفاوتي ارائه كرده است و درواقع يكي از نقش هاي باورپذير در سريال است. جعفر دهقان هم نقش خوب بازي كرده و هم نقش منفي، در نتيجه در ذهن مخاطب تبديل به «تابو» نشده است. به عبارت ديگر تماشاگر انتظارندارد دركار بعدي او را درهمين تيپ و شخصيت ببيند. اما دهكردي از ابتدا در نقش هاي مثبت ظاهرشده و مخاطب انتظاردارد در كاربعدي نيز او را درنقش مثبت ببيند. \ فكرمي كنيد اين سريال چقدر توانسته نظرمردم را جلب كند و موفق باشد؟ * متأسفانه اين سريال آنطور كه بايد نتوانسته مخاطبين خود را به دست آورد، دراين مورد نه بازيگر مقصر است و نه كارگردان بلكه به سيستم پخش در تلويزيون بستگي دارد. اين سريال در سال ۷۹ آماده شد اما بارها زمان پخش آن به تعويق افتاد. شايد اگر در زمان خودش پخش مي شد، باتوجه به داستاني كه دارد، بيشتر موردتوجه قرارمي گرفت.
|
|
|
|