يكشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۵ محرم ۱۴۲۵
Sun, Mar 7, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش «ايران» از ناهمگوني بافت و سيماي پايتخت
شهر ملال آور
سيماي تهران، آلوده و بي هويت شده است
156561.jpg
• بسياري از نشان هاي تزئيني كه با استفاده از شيلنگ هاي نوري در تهران ايجاد شده با ريشه هاي فرهنگي و تاريخي ما ناسازگار است
• الحاقات غيراصولي دودكش ها، كانال هاي كولر و سيستم هاي تهويه، حصاركشي بالكن ها و تغيير شكل خودسرانه فضاهاي عمومي موجود در نماي ساختمان ها و تبديل آنها به انباري و بناهاي نيمه كاره و فضاهاي رها شده و متروكه كه همچون هتل بين المللي مجاور پل سيدخندان، نيز از عوامل مهم افزايش آلاينده هاي بصري در سيماي امروز شهر تهران هستند كه هيچ راه حل قطعي براي مهار آنها پيش بيني نشده است
چهره كوچه ها آشفته است، ديوارها با رنگ هاي تند نارنجي و قرمز، نقش شابلون هاي تبليغاتي شركتهاي خدمات شهري را در خود حك كرده اند. خانه هاي كوتاه و بلند با پنجره هاي بدقواره و شيشه هاي رنگ به رنگ بي هيچ تناسبي كنار هم چيده شده اند و پوسترها و برچسب هاي تبليغاتي تا بلندترين ارتفاع تيرهاي چراغ برق و درهاي فلزي خانه ها چشم را مي آزارد.ساختمانهاي ناهمگون با بافت هاي مجاور، افزايش حجم تبليغات محيطي و بي توجهي به شيوه هماهنگ آذين بندي و زيباسازي شهر در سالهاي گذشته غالب بافت هاي شهر تهران را به چشم اندازهايي آشفته و ملال آور تبديل كرده است. گويا در شهري بي هويت كه پناهگاه تمام فعاليتهاي غيرقانوني و كنترل ناپذير است زندگي مي كنيم. شهري كه در جريان پرشتاب توسعه شهري، تمام علقه ها و وابستگي هاي فرهنگي و حتي چهره تاريخي اش را پشت سر مي گذارد و مي رود.
نبود ضوابط مشخص براي كنترل كيفي نماي ساختمان هاي تهران در سالهاي گذشته از يك سو و حاكميت فرهنگ بسازبفروشي، اعمال سليقه مالك يا كارفرما و استفاده از مصالح و مواد نامرغوب از سوي ديگر بخش قابل توجهي از ارزشهاي بصري قابل تأمل در فضاي زيستي شهر را مخدوش كرده و كيفيت بدنه هاي شهر تهران را در غياب طرح جامع معماري كاهش داده است.
در چنين شرايطي مالكان و كارفرمايان ساختمان ها هستند كه كيفيت بعد سوم بنا، يعني نماي آن را تعيين مي كنند و اعمال سليقه هاي شخصي در اين زمينه چنان آشفتگي را بر سيماي بصري تهران تحميل كرده است كه نماي هر ساختماني بي هيچ هماهنگي با نماهاي مجاور و موقعيت اقليمي حاكم بر آن، ساز خود را مي زند. نكته اي كه مهندس «مهرداد هاشم زاده همايوني» عضو هيأت مديره جامعه معماران ايران در مورد آن مي گويد: «تهران شهري است كه پيش از اين چهره مشخص تاريخي و معماري داشته و در سي سال گذشته داراي هويت و سبك هاي معماري مشخص در دوره هاي مختلف تاريخي و شهرسازي خود بوده است اما هم اكنون نبود ضوابط مشخص براي اجراي نماي سازه هاي شهري و عدم تناسب ارتفاع ساختمانهايي كه در يك بافت محدود محلي و منطقه اي احداث مي شوند، سيما و منظر شهر تهران را مخدوش كرده است و شايد تهران تنها پايتختي در جهان باشد كه بدون ضابطه و براساس نگرش هاي مقطعي و سليقه اي اداره مي شود تا جايي كه هر كس مي تواند در هر نقطه اي از شهر، بنايي را به هر شكلي و با هر مصالحي كه مي خواهد بسازد. اين درحالي است كه نماي يك بنا جزو حقوق مالكانه افراد نيست، بلكه فضايي عمومي محسوب شده و متعلق به همه شهروندان شهر است.»
بي توجهي مديريت شهري و ساير مسؤولان متولي مانند وزارت مسكن و شهرسازي در كنترل ساخت و سازهاي ناهمگون كه حالا ديگر حتي كوچه پس كوچه هاي شش متري هم از گزند آن در امان نمانده، تهران را به شهري فاقد چهره تاريخي و سبك مشخص در معماري دوران معاصر تبديل كرده كه تنها مي توان آن را معماري «دوران اغتشاش» خواند. درحقيقت معماري تهران و اجراي بناهاي ساختمانهاي جديد در سالهاي گذشته تابعي از مصالح موجود در بازار و همچنين مد روز بوده به گونه اي كه زماني نماي خانه ها با شيشه هاي آينه اي سبز و آبي و زماني ديگر با گچبري ها و اجراي ستون هاي نماي رومي بر ميزان اغتشاش بصري در جامعه افزوده اند. همچنين كپي برداري ناشيانه از الگوهاي معماري و مصالح ساختماني مدرن و تركيب نامناسب آن با معماري سنتي و ايراني كه اغلب بدون توجه به ويژگي هاي اقليمي مناطق مختلف تهران انجام شده، سيمايي عاريه اي و بي هويت را بر تهران تحميل كرده است كه هيچ تناسبي با هويت وفرهنگ بومي مردمانش ندارد.
مهندس «مهتا ميرمقتدايي» عضو هيأت علمي مركز تحقيقات ساختمان و مسكن وزارت مسكن و شهرسازي در مورد طرح ساماندهي نماي ساختمانهاي شهري مي گويد: «قوانين مربوط به طراحي شهري به طور مداوم در حال تغيير است براي مثال در يك دوره ساختمانها موظف به عقب نشيني شدند اما در دوره ديگر اين قانون به كلي فراموش شد. ضمن اينكه قوانين محدود كنوني هم داراي ضمانت اجرايي قوي نيستند. تهران نيازمند تدوين قوانين مختلف مبتني بر اصول معماري مناطق مختلف شهري آن است همانطور كه در قوانين ساير كشورهاي جهان، طراحي شهري براي هر منطقه اي به طور جداگانه در نظر گرفته شده و محدوديت ارتفاع و استفاده از مصالح در برخي از بافت ها و محلات و براي حفظ سيماي شهري مطلوب به طور جدي و دائمي اعمال مي شود. البته براي تهران هم راه حل هايي هست و هنوز هم مي توان با احياي بافت هاي ماندگار و ميراث طبيعي دامنه هاي البرز، بخشي از فضاهاي شهر را در قالب اماكني هويت بخش احيا كرد.»
به گفته اين كارشناس معماري و شهرسازي الحاقات غيراصولي دودكش ها، كانال هاي كولر و سيستم هاي تهويه، حصاركشي بالكن ها و تغيير شكل خودسرانه فضاهاي عمومي موجود در نماي ساختمان ها و تبديل آنها به انباري و بناهاي نيمه كاره و فضاهاي رها شده و متروكه كه همچون هتل بين المللي مجاور پل سيدخندان، نيز از عوامل مهم افزايش آلاينده هاي بصري در سيماي امروز شهر تهران هستند كه هيچ راه حل قطعي براي مهار آنها پيش بيني نشده است.
سيطره تبليغات بر سيماي پايتخت
اكنون تبليغات عنان گسيخته، محدودترين فضاهاي قابل استفاده تهران را نيز در سيطره خود گرفته است. ديوارهاي شهر، صندوق هاي پستي و حتي ديوارهايي كه عبارت «هرگونه تبليغات در اين مكان پيگرد قانوني دارد» بر پيكر آنها حك شده نيز از هجوم برچسب هاي تبليغاتي در امان نمانده اند و به رغم گسترش اين معضل و اعتراضات دائمي شهروندان در مورد تبليغات مزاحم، سازمان زيباسازي شهر تهران تاكنون نتوانسته در اقدامي هماهنگ براي ساماندهي و يا حتي كنترل اين معضل اقداماتي اساسي، زيربنايي و يا حتي مقطعي اثرگذار انجام دهد.
دكتر «علي آبادي» معاون طرح و برنامه سازمان زيباسازي ضعف قانوني براي برخورد با متخلفان در اين زمينه را مهمترين مانع در راه كنترل اين تبليغات مخرب مي داند و مي گويد: «به دليل نبود قوانين بازدارنده براي برخورد با متخلفان در اين زمينه، منظر شهري كه بايد حريم امن زندگي شهروندان باشد، جولانگاه پيام هاي تبليغاتي شده و كنترل اين اقدامات با تكيه بر اين قوانين امكانپذير نيست. اجرايي شدن قطعي اين برنامه ها نيازمند بازنگري در قوانين موجود و همكاري مستمر دستگاههاي قضايي و تصويب قوانين جديد است.»در ساير كشورهاي جهان تعرض به فضاهاي عمومي و ايجاد آلودگي هاي بصري مجازات هاي سنگين و قابل توجهي را به دنبال دارد. اين درحالي است كه براساس ماده ۹۲ قانون شهرداري ها تنها مبلغ ده هزارريال جريمه براي متخلفان تبليغات غيرقانوني و برچسب هاي ديواري در نظر گرفته شده كه هم اكنون، قطع تلفن، پرداخت جريمه پانصدهزارريالي و الزام متخلف به پاكسازي برچسب ها و تبليغات مزاحم نيز به آن اضافه شده اما همچنان وجود اين قانون در شرايط فعلي، به تنهايي براي ساماندهي عرصه ناهماهنگ تبليغات تهران چندان كارآمد نخواهد بود. «رسول خادم» رئيس كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران در اين مورد مي گويد: «ساماندهي فضاهاي تبليغاتي در تهران و آرام سازي چشم اندازهاي بصري شهر، نيازمند طي فرآيند علمي و كارشناسي شده و همچنين همكاري همه دستگاههاي متولي و پرهيز از موازي كاري ها در اين زمينه است. تاكنون طرح جامع يا چارچوب مشخصي براي تبليغات در تهران وجود نداشته و به همين دليل اغلب تبليغات بدون توجه به اصول كارشناسي و ترافيكي و همچنين تأمين بهداشت رواني جامعه انجام شده است.»
در بررسي آلاينده هاي بصري سيماي تهران نقش سياست هاي اجرايي سازمان زيباسازي و شهرداري در اجراي مبلمان هاي شهري نيز در خور توجه جدي است. زيرا تركيب عناصر زيبايي شناختي، استفاده مناسب از رنگ ها در طراحي و اجراي بسياري از پل هاي ارتباطي و ساير المان هاي موجود در شهر و احداث پلهايي همچون پل عابر پياده واقع در بزرگراه حقاني (ورودي ايستگاه مترو ميرداماد) كه نوعي تنوع بصري در شهر ايجاد كرده درساير نقاط تهران كمتر مورد توجه قرارگرفته است. همچنين نبود سياستگذاري واحد براي زيباسازي مناطق مختلف شهر نيز به نوعي به اغتشاش در سيماي بصري تهران دامن زده است. استفاده بي رويه از شيلنگ هاي نوري در پايتخت و طراحي حساب نشده المان هايي كه همچون درختان نخل، نمادي كه ريشه بنيادين درفرهنگ ما ندارد نشان از نبود طرح مشخص براي آرايش و پيرايش فضاهاي عمومي تهران دارد. نكته اي كه يكي از استادان دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در مورد آن مي گويد:«بسياري از المان هاي تزئيني كه با استفاده از شيلنگ هاي نوري در تهران ايجاد شده با ريشه هاي فرهنگي و تاريخي ما ناسازگار است براي مثال درخت ملي در فرهنگ ما سرو يا چنار بوده و اساساً نمي توان نخل هايي را كه در تهران به صورت نمادين طراحي شده اند به عنوان المان هايي براي طراحي سيمايي ايده آل، آرام و مبتني بر فرهنگ بومي تهران مناسب دانست زيرا اين طرح ها به دليل آنكه اغلب بدون مطالعات كارشناسي فرهنگي و اجتماعي اجرا شده اند، خود عامل افزايش آلودگي هاي بصري در سيماي شهر مي شوند.»
در هرحال نگاهي گذرا به كيفيت فضاهاي بصري در تهران نشان دهنده بي توجهي اغلب برنامه ريزان شهري نسبت تنزل ارزش هاي سيما و منظر شهري در سالهاي اخير است. معضلي كه اغلب فضاي عمومي تهران را به محيطي ملال آور و استرس زا براي شهروندان تبديل كرده است. ضمن اين كه ايجاد فضاهاي چشم نواز در تهران قطعاً با برگزاري چند سمينار و همايش با موضوع «سيما و منظر شهري» كه اغلب به ارائه راهكارهاي اجرايي منتهي نمي شوند، ميسر نخواهد شد بلكه ايجاد شهري با بناهاي متوازن و هماهنگ، نيازمند همكاري نزديك دستگاههاي متولي چون وزارت مسكن و شهرسازي و شهرداري و حضور مؤثر تشكل هاي غيردولتي پرهيز از بخشي نگري در اين مورد است.
• شيده لالمي
عبور از پل فيروزه
دولت خادم دولت جبار
موقعيت استراتژيك و ژئوپليتيك ايران از زمان هاي بسيار كهن، امكان گذار اقوام متعددي را از شرق به غرب، يا از غرب به شرق فراهم آورده است. درنتيجه، بسياري از اين اقوام كوچنده به شيوه هاي خويش «ردپا» يا «اثرانگشت» خود را به طور مادي يا معنوي به جا گذاشته و گذشته اند و يا در اين سرزمين پهناور، پركوه، كوير و دشت مسكن گزيده اند و براي قرن ها امكان ارتباط، هم زباني و همدلي اندكي داشتند. تعدد اقوام ايران پراكنده بر پهنه ايران زمين، رهاورد تاريخ تحرك و پويايي آنان از مبدأ كوچ، سكونت و توقف در فلات ايران است. هر قومي داراي فرهنگ ويژه خود بوده است و به صورت اجتماعات سنتي و «بي دولتي»، با همياري و همكاري هم تباران و همگنان روزگار مي گذرانده اند. شبه دولتي هاي شحنه جز امنيت و اطاعت از «رعيت» انتظار چنداني نداشتند و مسؤوليت اندكي در قبال آنان احساس مي كردند.
اعتلاي رعيت به حد كشوروند (شهروند)، عضو ملت و منشأ قدرت دولت، يك استنباط جديد، آمده از غرب است. اگر ]كساني مانند[ ميرزا ملكم خان و ذكاءالملك فروغي بر «تربيت ملت» تأكيد دارند ناشي از تجدد است و تغيير مفهوم دولت جبار به دولت قانونمند مسؤول و خادم مردم.فروغي از «دولت»، به عنوان يك نهاد قدرت مردمي و ملت، به عنوان مجموعه افرادي كه در قلمرو دولت قرار دارند، نام مي برد. از سرزمين يكپارچه و واحدي، با مرزهاي شناخته شده به نام كشور سخني نمي گويد و آن را بديهي مي پندارد.
دكتر داور شيخاوندي، پژوهشگر علوم اجتماعي ـ ۱۳۸۰


|   شناسنامه   |   آرشيو   |