|
بزرگان انديشه (۲۱)
رودولف اوتو Rudolf otto مفهوم امرقدسي
|
|
|
مفهوم مقدس يا امر مينوي به عنوان مقوله اي براي شناخت گوهردين را «رودولف اوتو» براي نخستين بار به شكلي منجسم و نظام مند دراثر كلاسيك اش به نام «مفهوم امر قدسي» (das Heilige) درسال ۱۹۱۷ مطرح كرد. اوتو درواقع اصطلاح numinous(مينوي) را وضع كرد كه اكنون كاربرد عام يافته است. تأثير اوتو بر دين پژوهي و ساير حوزه هاي فكري و فرهنگي ازكارل گوستاويونگ روانشناس برجسته سوئيسي (۱۸۷۵ـ۱۹۶۱) تا مؤسس مكتب شيكاگو در تاريخ دين، ميرچا الياده (۱۹۰۷ـ۱۹۸۶) دين پژوه بزرگ رومانيايي امتداد دارد. اوتو براين عقيده بود كه ما با وجود متعالي نه صرفاً به واسطه اخلاق يا امور والا و زيبايي شناختي بلكه به مدد احساس حضور امرقدسي كه خصلتي منحصربه فرد دارد و ذاتي دين است، ارتباط پيدامي كنيم. اوتو، الهيات دان مسيحي و محقق تاريخ و پديدارشناسي دين در سال ۱۸۶۹ درآلمان زاده شد. او يكي از دو منبع اصلي تأثيرگذار در آلمان طي سالهاي پس از جنگ جهاني اول بود، دركنار الهيات كارل بارت، كتاب مفهوم امرقدسي اوتو das Heilige (ترجمه انگليسي باعنوان the idea of the holy در ۱۹۱۷) و كتاب Romerbrief (تفسيربر نامه روميان) بارت سالها از كتب اصلي درمباحث الهياتي بودند. البته درجهت هاي متفاوت، و شايد بتوان گفت دامنه و شدت تأثير كتاب مفهوم امرقدسي بسياربيشتر ازكتاب بارت بوده است. درحالي كه بارت تأكيد الهيات ليبرال بر مسيحيت به عنوان يك دين را مردود مي شمرد، اوتو زندگي علمي اش را بر فهم و شناخت سرشت و گوهردين و جلوه هاي متنوع و متفاوت آن در اديان جهان و اهميتش براي الهيات و سلوك مسيحي متمركزساخت. اوتو در ارلانگن و گوتينگن تحصيل كرد و درگروههاي الهياتي دانشگاههاي گوتينگن و برسلاو به تدريس پرداخت تا آنكه در ۱۹۱۷ به دانشگاه ماربورگ رفت و تا آخر عمرش در سال ۱۹۳۷ درآنجا ماند. او هرگز ازدواج نكرد. ازجمله قوي ترين تأثيرات بر او ابتدا مي توان از لوتر نام برد كه موضوع رساله اوتو در سال ۱۸۹۸ باعنوان نظر لوتر درباره روح القدس بود. اوتو از لوتر چيزهايي راجع به اهميت شهود ديني و حس حضور باطني خدا آموخت. دومين منشأ تأثير بر او اشلاير ماخر بود. اوتو نسخه اي ازكتاب اشلاير ماخر باعنوان « گفتار در باب دين » را در سال ۱۸۹۹ منتشرساخت و بعدها نوشت كه اشلاير ماخر اهميت و نقش احساس را درتجربه ديني از نو كشف كرده است. تأثير غالب انديشه كانت هم بخصوص در آثار اوليه اوتو آشكار است و نيز تأثير ياكوپ فريس (۱۷۷۳ـ۱۸۴۳) فيلسوف آلماني كه اوتو از او مفهوم Ahndung يا شور و اشتياق را به عنوان حالتي از ادراك كه معني و هدف وجود را درك مي كند، برگرفت. اوتو نظرات اين دو فيلسوف را دركتابي به سال ۱۹۰۹ به نام فلسفه دين مبتني بر كانت و فريس به طورخاص موردبررسي قرارداد. اوتو برخلاف بسياري ازساير الهيات دانان زمان خود به اديان غيرمسيحي جهان نيز علاقه مند بود. او سانسكريت آموخت، نوشته هاي مهم آيين هندو را مطالعه و بررسي و ترجمه كرد و درجست وجويش براي فهم تجربه ديني چندين سفر گسترده به هند، برمه، چين، ژاپن، مصر، اورشليم و نقاط ديگر انجام داد. شايد تأثير عظيم سفرهايش به آسيا در سالهاي ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و پژوهش هاي اوليه اش راجع به متون سانسكريت بوده كه او را به تحليل تجربه ديني كه نخستين بار دركتاب مفهوم امرقدسي شرح و بسط يافتند سوق داد. اوتو در اين كتاب كه تأثير و نفوذ بسيار گسترده داشته است كوشش كرد عنصر مشخصاً ديني را با پرداختن ويژه به عامل غير عقلي (nonrational) به روشني توصيف كند، چيزي كه پس از كنار نهادن عناصر عقلي باقي مي ماند. البته اين سخن بدين معني نيست كه اوتو وجوه عقلي دين را ناديده گرفته است. در واقع اثر اوليه اش به طور عمده به تحليل ابعاد عقلي دين مي پردازد و اين كتاب به طور خاص در باره ارتباط وجه عقلي با وجه غير عقلي در تجربه ديني سخن مي گويد. اوتو خاطرنشان مي كند كه اصطلاح holy (مقدس) كه بايد قاعدتاً دال بر بعد خاص ديني باشد معناي اوليه اش را از دست داده و عمدتاً به وجوه اخلاقي و خودبيني در امور اخلاقي دلالت مي كند. او دريافت كه معني اصلي و اوليه اين كلمه از دايره ادراكات مفهومي مي گريزد، به همين خاطر واژه جديدي به نام numinous (مينوي) برساخت كه معادل holy منهاي عامل اخلاقي اش بود و هيچ وجه «عقلي» نداشت. اين عنصر مينوي برطبق نظر اوتو منحصر به خويش است يعني قابل تحويل و فروكاستن به هيچ عنصر و عامل ديگري نيست. تنها در صورتي مي توان شناختي از آن داشت كه تجربه اي وجودي از آن وجود داشته باشد. اوتوسپس به شرح و توصيف متعلق يا مابه ازاي خارجي اي (object) كه آگاهي مينوي معطوف به آن است مي پردازد. اين متعلق يا مابه ازا راز هيبتناك (mysterium tremendum) است، رازي كه حسي قوي از احساس مخلوقيت در آدمي بر مي انگيزد و انسان در برابر آن برخود مي لرزد. اين تجربه بنابر نظر اوتو شامل پاسخي دو وجهي به امر قدسي است: يكي عنصر هراس و هيبتناكي يا دافعه (mysterium tremendum) و ديگري عنصر جذبه و مسحور و خيره كنندگي (mysterium fascinans) است. به ديد اوتو اين تجربه مينوي از امر قدسي نقشي اساسي در همه تجربيات ديني دارد و از اين رو مقوله اي پيشين يا ماقبل تجربي در هر دو جنبه عقلي و غير عقلي آن است. اوتو بر آن است كه انسانها قوه مخصوصي دارند كه به مدد آن مي توانند به نحوي اصيل امر قدسي را در نمودهايش تشخيص دهند. اولين قوه را قوه غيب گويي يا شهود الهي (divination) اصطلاح كرد. اين قوه غيب گويي كه اوتو تا اندازه اي آن را از مفهوم شور و اشتياق و مفهوم احساس درنزد اشلاير ماخر اخذ كرده بود وسيله اي است كه انسان به ياري آن معني، ارزش و هدف وجود مينوي را حس مي كند. از آنجا كه تجربه مينوي خصلتي غير عقلي دارد از هر گونه صورتبندي و قالب ريزي مفهومي مي گريزد. سرشاري معنا را فقط به مدد آنچه اوتو آن را تصوير نگار (ideogram) مي نامد مي توان بيان كرد يعني مفاهيم يا آموزه ها و نظراتي كه نه به طور منطقي بلكه فقط به نحو نمادين و رمزي مي توان آنها را شناخت. اوتو پس از ارائه اين تحليل بسيار تأثير گذار و نافذ ، مقوله مينوي را در جنبه هاي گوناگون دين به كار برد. او در مجموعه مقالاتي كه طي ۱۵ سال بعد منتشر ساخت بسياري از مباحث مربوط به تجربه ديني در مسيحيت و ساير اديان را به همين نحو تحليل كرد و نشان داد كه كشف مجدد بعد مينوي چگونه مفاهيمي مانند گناه و گناهكاري را از محدوده اخلاقي رها مي كند و پرتويي نو بر آنها مي افكند. براي مثال گناه صرفاً به معناي تنزل يا خطاي اخلاقي نيست. گناه در اين بستر نو، نوعي احساس دنيوي بودن (Profaneness) مطلق است كه مستلزم قاطع ترين قضاوت راجع به قصور و خطاي انسان در مقام يك مخلوق و توأم با والاترين ارزيابي از امر مينوي به عنوان راز مقدس است. بدين سان آمرزش و بخشش مستقيماً از امر مينوي سرچشمه مي گيرد، از خشوع و خشيت ايستادن در برابر راز هيبتناك با حسي از بي ارزشي و ناچيزي فرد. بخشي از ياري اوتو به پژوهش هاي ديني در تحقيقات او راجع به امر مينوي آنگونه كه در اديان عمده جهان بويژه هندوييسم جلوه گر شده نهفته است. او پاره اي از متون مهم ديني را به آلماني برگرداند و سعي كرد تصويري زنده از تجربه ديني اي كه اين متون برآنها گواهي مي دهند ارائه كند. مخصوصاً به مفهوم رستگاري يا تجربه ديني اي كه آنها ارائه مي كردند، علاقه و توجه بسيار نشان مي داد. اوتو افزون براين ترجمه ها تحقيقاتي هم راجع به تاريخ اديان انجام داد و آثار تطبيقي يا مقايسه اي شايان توجهي به رشته تحرير درآورد. اوتو در مطالعه و بررسي اديان جهان نظريه اي راجع به مشابهت ها و صورتهاي متناظر در اديان جهان شرح و بسط داد. او نمونه هايي از سنت هاي متنوع انتخاب كرد تا نشان دهد كه چگونه تجربه هاي ديني مشابه، از حس مشترك انسان در مواجهه با امر مينوي سرچشمه گرفته است . اما در عين حال سعي مي كرد به دقت نشان دهد كه اين صورتهاي متناظر يا مشابه تحت تأثير پويايي و ساز و كار هر دين خاصي شكل گرفته اند. در نظر او مورخ اديان بايد نسبت به هم مشابهت و هم تفاوت ها حساس باشد و هيچ يك را فرونگذارد. خود اوتو الگوهايي از اين روش شناسي تطبيقي يا مقايسه اي به دست داد. در كتاب مهمي كه در ۱۹۲۶ منتشر كرد به نام « عرفان شرق و غرب » مقايسه اي جامع از ميان فيلسوف مهم هندو شانكارا و عارف مسيحي قرون وسطي مايستر اكهارت انجام داد. در ۱۹۳۰ دومين پژوهش مقايسه اي مهم او با عنوان «دين فضل و احسان هند و مسيحيت» منتشر شد كه اوتو در آن به مقايسه دينداري خداباورانه و شخصي هند موسوم به بهكتي (bhaki) و خاستگاه مشابه آن در مسيحيت پرداخت، اگرچه اين دو سنت تلقي مختلفي دارند راجع به وضعيتي كه در آن انسان به رهايي و رستگاري مي رسد: رهايي از گناه و معصيت در مسيحيت و رهايي از چرخه باززايش و عالم ظواهر در آيين هندو. آخرين اثر اوتو به نام حكومت خدا و پسر انسان (چاپ به زبان آلماني در ۱۹۳۴) پژوهش عمده اي درباره مسيح شناسي است و به شيوه اي نو و باتوجه به تاريخ اديان به بررسي عهد جديد (كتاب مقدس مسيحيت) مي پردازد. اوتو به خاطر علاقه اش به نمادها و تصويرنگارها، در ماربورگ مجموعه اي از دست ساخته ها و ابزارها و نمادهاي مذهبي اديان مردمان مختلف فراهم كرد. شناخت وسيع او از مشابهت ها و تفاوت هاي اديان او را به ارائه طرح «عهد و اتحادديني نوع بشر» سوق داد كه در آن پيروان همه اديان فراخوانده مي شوند تا در مقابل معضلات مشتركي كه پيش روي انسانهاست با يكديگر متحد شوند. كوشش اوتو در تحليل ذات دين و شرح و توصيف متعلق دين به عنوان حضور امرقدسي مورد نقادي محققاني قرارگرفت كه معتقد بودند ذات و گوهر دين و وجود الهي را نمي توان به روشهاي پديدارشناسانه تعريف و توصيف كرد. مع الوصف كارعلمي اوتو هنوز هم تحليل پرنفوذي از تجربه ديني و الگويي براي تحقيقات تطبيقي راجع به دين به دست مي دهد و برانگيزاننده انديشه هاست و نفوذ و تأثير خود را همچنان حفظ كرده است.
|