دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۶ محرم ۱۴۲۵
Mon, Mar 8, 2004
فرهنگ و هنر
شماره ۲۷۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
درباره «شون پن»، برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد سال
حركت هنرمندانه روي لبه تيغ
برگرفته از: نيويورك تايمز
مترجم: وصال روحاني
156660.jpg
سرانجام در روز ۱۱ اسفند و در مراسم اهداي هفتاد و ششمين دوره جوايز سينمايي اسكار در شهر لس آنجلس، جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد سال به شون پن ۴۳ ساله و به خاطربازي تأثيرگذار او در نقش يك پدر انتقامجو و تا حدي آرمان طلب در «رودخانه مرموز» كار جذاب و جنايي و پليسي كلينت «ايست وود» مشهور اهدا شد.
پن از آغاز و از ماههاي قبل از اهداي اسكار هم اميددار نخست اين جايزه به شمار مي رفت اما مسائلي بخت وي را در هفته ها و روزهاي قبل از اهداي آن ظاهراً كاهش داده بود. مهمترين آنها يكي انتقاد شديد وي از دولت جورج دبليوبوش به خاطر تجاوز آمريكا به خاك عراق بود و ديگري بي اعتنايي هميشگي وي به مراسم و جوايزي از اين دست به طوري كه در هريك از ۳ مورد كانديدايي قبلي اش براي اسكار كه در سالهاي ،۱۹۹۵ ۹۹ و ۲۰۰۱ براي فيلم هاي «آخرين قدم هاي مرد محكوم به مرگ»، «شيرين و پست» و «من سم هستم» بود، اصلاً در مراسم اسكار حضور نيافته بود و حتي ۵ هفته قبل از اهداي اسكار امسال، براي دريافت جايزه گولدن گلاب خود نيز كه به خاطر بازي او در همين فيلم («رودخانه مرموز») به وي تعلق گرفته بود، به آن مراسم نرفته و همكارانش را نسبت به خود سردتر و نا اميدتر كرده بود.
شبهه ها بيشتر شد
سپس وقتي يك هفته مانده به اسكار امسال اتحاديه بازيگران سينماي آمريكا در يكي از مسخره ترين گزينش هاي خود جايزه بهترين بازيگر سال را از ديدگاه خود به جاني دپ براي بازي در فيلم پرفروش اما سطحي «دزدهاي دريايي كارائيب» داد (و از آنجا كه اعضاي همين آكادمي هستند كه در مورد اهداي اسكار بهترين بازيگران سال نيز تصميم مي گيرند) اين شبهه بيشتر قوت گرفته بود كه پن از اين جايزه كه البته دريافت آن حق او بود، دور خواهد ماند.
پن حتي در يك فيلم جنايي ـ اجتماعي ديگر به نام «۲۱ گرم» در ماههاي اخير درخشيده و بنابراين و با توضيحات فوق پيروزي بحق وي مي توانست قرباني مسائل جنبي و حاشيه اي و ملاحظات هاليوود كه خود برخاسته از سياستهاي روز آمريكا است، شود. اما چنين نشد و اعضاي آكادمي او را فراتر از دپ و همچنين بيل موري، بازيگر موفق فيلم سرگشته در غربت و ايفاگر نقش يك هنرپيشه گمگشته و دچار ابهام در شهر توكيو، صاحب اسكار ساختند.
بازهم سياسي
با اين حال پن حتي در زمان دريافت اسكار هم از خط و ربط سياسي فاصله نگرفت و گفت: «همه بازيگران علاوه بر اينكه مي دانند هيچ سلاح كشتارجمعي در عراق وجود نداشته است، اين را هم مي دانند كه در هنر بازيگري جيزي به اسم كمال مطلق و بهترين بازيگر وجود ندارد و اين قضيه نسبي و دائماً در حال تغيير است. شما فقط به اين نكته توجه كنيد كه ساير كانديداهاي اسكار امسال چه بازيگران برجسته اي هستند.»
مديون ايست وود
پن در «رودخانه مرموز» نقش پدري را بازي مي كند كه وقتي دختر نوجوانش كشته مي شود، ظن خود را نسبت به دوست ايام نوجواني اش و اين گمان را كه وي فرد قاتل بوده است، به يك يقين بدل مي كند و به حال و هواي گذشته اش كه يك جوان نا آرام دردسرساز بود، رجعت مي كند و خودش مجري آن چه عدالت مي پندارد، مي شود و آن دوست را مي كشد (تيم رابينز هم به خاطر ايفاي درخشان آن دوست، اسكار نقش دوم مرد را برد). هم او و هم رابينز را در اين افتخارات بايد مديون كلينت ايست وود دانست. چيزي كه پن منكر آن نيست. خودش مي گويد: «بايد از ايست وود تشكر كنم كه اين چنين وارد زندگي ام شد. چه از نظر هنري و چه از سلسله مراتب انساني.»
هرلحظه به سويي
و اين را هم هيچكس فراموش نمي كند كه پن در«۲۱ گرم» كار دلخراش ايناريتو مكزيكي هم در نقش يك بيمار قلبي در آستانه مرگ و در ارتباط با دو روح متلاطم ديگر و نگون بخت اجتماعي همچون خود نيز سيماي درخشاني دارد. اين اصولاً از تخصص هاي پن است كه نقش آدم هاي ناراحت و تحت مخاطره و كساني را كه در لبه تباهي هرلحظه به سويي چرخ مي خورند، به شكل نگران كننده اي هنرمندانه بازي كند و بسياري از كاراكترهاي او آدم هايي هستند كه روح شان دستخوش ابهام ها و تضادهاي عميقي است و اكثر آنها دور از مسير مرسوم اجتماعي و با فاصله گرفتن از طبقه اي كه آدم هاي مؤدب و عادي و اصولگراي اجتماع مي شناسيم، قدم در راههاي نامعلوم و معمولاً بدفرجام گذاشته اند و درست نقطه مقابل آدم هاي سنتي و قابل پيش بيني هستند.
اشغال خياباني!
در« آخرين قدم هاي مرد محكوم به مرگ» كار جذاب تيم رابينز، او يك زنداني در آستانه اعدام است كه نمي داند بايد پشيمان باشد يا نباشد و حتي لرزش و اشك اش نه نشانه ترس كه مولود وجود دهها تضاد در وجود وي است، در «راه كارليتو» فيلم درخشان جنايي سال ۱۹۹۳ برايان دي پالما، او عجيب ترين وكيل ممكن است كه حتي كاراكتر ال پاچينو با همه سابقه خلافكاري اش قادر به توصيف اش نيست، در «عقاب و مرد برفي» (۱۹۸۵) يك قاچاقچي موادمخدر است كه تبديل به جاسوس مي شود و در «پسران بد» (محصول ۱۹۸۳ و با فيلم هاي دوگانه اي كه با بازي ويل اسميت و مارتين لارنس طي ۸ سال اخير اكران شد، فرق دارد) يك آدم خياباني است كه از هرچيز و وسيله اي براي بقا در زاغه هاي شهر استفاده مي كند.
از اولين حضور تا كارگرداني
پن اولين فيلمش را به سال ۱۹۸۱ و در «تپش» كه اثري دراماتيك و در باره يك مدرسه عالي نظامي بود، بازي كرد و سال بعد از آن در فيلم مشهور « زمانهاي سريع در ريجمونت هاي» نقش كميكي را كه به او محول شده بود، به خوبي ايفا كرد. او در اين فيلم پرفروش ايفاگر كاراكتري به نام جف اسپيكولي است كه شعارش اين است: بيا، خوش باشيم!
پن فيلم هاي ناموفق نيز كم نداشته است. يكي از آنها «شگفتي شانگهاي» در سال ۱۹۸۷ است كه برخلاف حسابها و انتظارهاي استوديوهاي مربوطه، فروش مأيوس كننده اي داشت. اما در همان سالها بود كه پن داشت به آرامي جاي پايي در سينما و در هنر بازيگري مي يافت و نشان مي داد كه مي تواند اكتوري خوب باشد. فيلم پليسي «رنگ ها» در سال ۱۹۸۸ كه پن را روبروي رابرت دووال قرارداد، اولين نشانه هاي روشن اين قضيه بود. پن بتدريج وارد حرفه كارگرداني هم شد و ۳ فيلم بالنسبه جالب محصول اين رويكرد بوده است. اولي «دونده بومي» است كه در سال ۱۹۹۱ اكران شد و دومي و سومي كاري پليسي به نام «گارد مرزي» و «قول» محصول ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱ هستند كه نقطه قوت هر دو «بازي» جك نيكولسون در نقش هاي اصلي آنها است.
چگونه جوان تندخو آرام شد
پن كه در سالهاي جواني به تندخو بودن معروف بود و بارها با خبرنگاران و عكاساني كه در پي وي بودند، كتك كاري كرد، در سالهاي اخير رو به آرامش نسبي رفته است و شايد اين به خاطر مسن تر شدن وي باشد. پن سالها است با رابين رايت، هنرپيشه زن آمريكايي ازدواج كرده و همراه با وي و دو فرزندشان در شمال ايالت كاليفرنيا زندگي مي كند. كسي نمي داند پس از نقطه اوجي مثل اسكار امسال او به كدام سو مي رود اما حالا همه پذيرفته اند كه آن بچه سطحي و آشوبگر و كم ارزش اوايل دهه ۱۹۸۰ سينما بدل به يك مرد عميق شده است. اگر اوج هنر بازيگري او را مي جوييد، آن را در «من سم هستم» و در نقش يك آدم عقب مانده ذهني بجوييد. پن در اين فيلم آنقدر بيمار و هولناك است كه حتي از نقش اسكاري و نسبتاً مشابه داستين هافمن در فيلم «مرد باراني» (۱۹۸۸) نيز فراتر مي رود.
نمي دانيم. خيلي ها مي گويند اسكار امسال پن، همان اسكار «من سم هستم» است كه به رسم و سياق بسياري از موارد مشابه در هاليوود با چند سال تأخير و اينك و به مناسبت فيلم جديدش به او اهدا شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |