|
|
|
|
|
نگاه اجتماعي به فيلم«در حال فرار»
|
|
|
|
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
|
|
|
|
يك فيلم جنايي
|
|
|
|
محاكمه رئيس
|
|
|
|
دزدي فيلم ها در آمريكا
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جان كوزاك از فيلم هاي پليسي و گنگسترها مي گويد
|
|
|
|
|
|
براي يافتن ردي از رباينده الهه صورت گرفت
|
|
|
|
مأموريت پزشكان قانوني
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پل نيومن؛ نماد يك وكيل باكلاس و خاص قصه تبهكاراني كه بدون جنجال دستگيرمي شوند
|
|
|
بدون هيچ شكي، «حكم» فيلم سال ۱۹۸۲ سيدني لومت كارگردان مشهور كه سابقه ۵دهه فيلمسازي اغلب موفق را دارد، به رغم گذشت ۲۲سال از اكرانش ازباكلاس ترين، موفق ترين و بهترين كارهاي ژانر جنايي ـ پليسي و با تمي متمركز بركار وكلا و معطوف به يك دادگاه است و در اين زمينه طي ۳دهه اخير كمتر فيلمي ارائه شده است كه از حدود و ثغور «حكم» بگذرد. نقطه قوت اصلي «حكم»، بازي حساب شده و بسياردرخشان پل نيومن هنرپيشه اصلي فيلم درنقش يك وكيل بالنسبه پير و معتاد به مشروبات الكلي است كه در پاييز كم فروغ شغلي اش، با پيروزي بسيار غيرمنتظره اش در يك پرونده جنايي ـ قضايي مهم ناگهان زنده مي شود و بدون اين كه حقيقتاً بتواند زندگي تازه اي را شروع كند، با فتح يك پرونده سر از لاك غمگين خود و رخوت وحشتناكي كه لومت با هنرمندي هرچه بيشتر طي فيلمش آن را به تصويركشيده است، درمي آورد و درعين حال و درتمام مراحل قصه و باوجود بيماري، كندي و نااميدي اي كه در سكنات وي به چشم مي خورد، او حتي براي يك لحظه از اجراي عدالت و توجه به آن و مبنا قراردادن اصول صحيح كاري طي پرونده مهم محوله به وي، دست برنمي دارد. حتي با يك نگاه ساده «حكم» براساس رماني از بري ريد و سناريوي پر از ابداع و ابتكار ديويد مامت نمايشنامه نويس مدرن و مشهور از روي اين رمان ساخته شده و بجز نيومن كه حتي با يك نگاه ساده اش نيز مي تواند فيلم را قبضه كند، شارلوت رامپلينگ، جك واردن، جيمزميسون، ميلو اوشي، ادوارد بينز، جولي بوواسو، ليندسي كروز، روكسان هارت و جيمز هاردي هم در فيلم بازي مي كنند. اما اگر بجز هنر و تسلط نيومن يك حسن بزرگ در فيلم مي جوييد آن را در روش كار و نوع تصويربرداري لومت پيداكنيد.او با لانگ شات هاي كند و آرام و پر از عمق اش، همان قدر در دل سكانس هاي خود از عامل سكوت سود مي جويد كه از ديالوگ و گاهي زوم كردن دوربينش روي نيومن. زماني كه وي پشت ميزش نشسته وقدري لايعقل و غرق در تفكر پيرامون پرونده قضايي محوله به وي است، همان قدر براي بيننده گويا است كه حرف هاي ساير كاراكترهاي او درسكانس هايي ديگر. نتايج يك اشتباه به نظرمي رسد اين وكيل ازكارافتاده و منفي بافنده اين رقابت باشد و پرونده اي را كه اين همه وقت او را گرفته، از دست بدهد اما بروز يك اشتباه ازسوي مقصران اصلي در كارنامه پزشكي مردي كه مرده است و لاپوشاني آنها دراين قضيه، ماجرا را به نفع كاراكتر نيومن برمي گرداند و او با همان آرامش توأم با فكر و اشرافش بر قضايا، به هيأت ژوري و قاضي دادگاه ثابت مي كند كه تبهكاران اصلي پشت قضيه چه كساني هستند و... تا دلتان بخواهد، در دل اين ماجرا و درمسير سناريوي مامت و دربطن قصه سرايي تصويري تيره و تار و فاقد رنگ هاي شاداب لومت، حفره هايي همچون قطعات يك پازل خودنمايي مي كند. اما حتي پس از پيروزي نيومن و سرفرازشدن او درموضوعي مهم و در سالهايي كه به نظرمي رسد سالهاي آخر عمر حرفه اي اين وكيل باشد، لومت هيچ شكوهي را به اين قضيه نمي بخشد و مسأله وفيلم همان قدر آرام و بي شكوه پايان مي يابد كه شروع شده بود تا فيلم يك نماي كاملاً كلاسيك بيابد. جايزه اي با ۴سال تأخير ظريف انديشان و آگاهان، بسيار هوشمندانه و صحيح به اين نكته اشاره مي كنند كه جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد ۱۹۸۶ كه به خاطر درخشش نسبي پل نيومن در فيلم «رنگ پول» نصيب وي شد، به واقع همان اسكار ۱۹۸۲ و مرتبط با فيلم «حكم» بوده است كه به خاطر اهداي ناگزير اسكار۸۲ به بن كينگزلي (براي فيلم مشهور «گاندي») با ۴سال تأخير به نيومن تعلق گرفته است. حقيقت و رايزني صحيح هرچه بوده باشد، اين را مي توان گفت كه «حكم» لومت از بهترين نمونه هاي هنرسينما است كه توانسته دغل و رياي حاكم بر كار چند تبهكار پنهان رابا شيوه اي خاص و آرام و بدون جنجالي كه كارهاي هاليوودي به آنها معروف و شهره است و همچون يك چيستان و معما شايد درست مثل يك كتاب سنگين، حل و آشكاركند.
|
|
|
|
|
هنرمند بلژيكي حكم مي راند
|
|
|
لوكاس بلوو بلژيكي و مبتكر را بايد باني وخالق اصلي و همه كاره و مرد حاكم بر اين فيلم جذاب جنايي ـ اجتماعي دانست، چون هم سناريو را نوشته و كارگرداني كرده و هم بازيگر نقش نخست (محكوم فراري از زندان) است وهمه چيز طي قصه به او ختم مي شود و هر حركت ورويدادي در طول فيلم با اقدامات وي آغاز مي گردد و اين تريلوژي شايد نقطه اوج كار هنري او باشد. با اين حال اكثر بازيها در فيلم او خوب و حساب شده است و بجز كساني كه نام شان در ستون معرفي فيلم آمده است. بايد به كاترين فرو، اين كلاسنر ، اوليويه داريمون ، پاتريك دشان، كريستين هنكار، هرو ليوه و الكسيس توماسيان نيز اشاره كرد كه اغلب يا نقش اهالي گرنوبل را بازي مي كنند ويا وابستگان دو كاراكتر اصلي (محكوم فراري و پليس اصلي) را. خوش فرم فيلم به طول مدت ۱۱۷ دقيقه از اديتي قوي و موازي و سريع نيز سود مي جويد و به ندرت مي توان نماهايي اضافي و يا زايد را در آن يافت و اغلب صحنه ها، بجا و لازم و خوش فرم هستند و به خوبي به يكديگر پيوند خورده و پشت هم سوار شده اند واين را هم بايد مديون بلوو دانست كه نامش حتي در جمع گروه اديتورهاي فيلم نيز، نخست مي آيد. اين فيلم در اواسط سال ۲۰۰۲ كامل شد و اولين نمايش بين المللي اش را در فستيوال تورنتوي همان سال ودر ماه سپتامبر تجربه كرد و سپس جايزه بهترين فيلم سال (۲۰۰۳) فرانسه وعنوان مربوطه (جايزه لويي دولو) را تصاحب كرد و قرار بود از تابستان ۲۰۰۳ (۸۲) در آمريكااكران شود اما اين كار با تأخير همراه گشت وسرانجام از ۱۵ بهمن امسال توسط كمپاني مگنوليا در تعدادي از ايالات اصلي اين كشور و در سطح كانادا اكران شده و عكس العمل هاي بالنسبه خوبي را نيز برانگيخته است. اتفاقات ناب تاريخ اكران دو قسمت بعدي كه وصف شان رفت وما را با برونو و پاسكال و سايرين در شرايطي متفاوت روبرو مي كند،هنوز اعلام نشده اما قدر مسلم اين كه در آنها نيز مي توان اتفاقات نابي را انتظار كشيد.
|
|
|
|
|
نگاه اجتماعي به فيلم«در حال فرار»
نمايي از آشفتگي اجتماعي در اروپا
سبك سينماي پليسي فرانسه در اخص و اروپا بطور اعم، زمين تا آسمان با آثار جنايي هاليوودي فرق دارد و معمولاً بار آرتيست بازي وكتك كاري كاراكترهايش كمتر و در عوض غناي سوژه بيشتر وسناريوهاي آن فرهنگي تر و مبتني برزندگي حقيقي مردم منطقه است . در «حال فرار» نيز در تعريف فوق مي گنجد وما در بطن ومركز ثقل فيلم، با رودرروايستادن يك محكوم فراري از زندان و پليسي در زحمت كه زندگي خصوصي اش به هم ريخته است ، در شهر زيباي گرنوبل وارتفاعات اطراف آن مواجه هستيم. اما تفاوتي كه فيلم لوكاس بلوو بانمونه هاي مشابه دارد، اين است كه محكوم فراري در درجه اول به خاطر كارهاي سياسي اش به زندان افتاده بود وپس از رهايي از زندان به سراغ تسويه حساب با دشمنانش مي رود و از آن پس به دليل برخوردهاي مكررش با قوانين و آن چه خطاهاي مدني ودر سطح شهر خوانده مي شود، تبديل به يك خلافكار عادي از ديدگاه پليس مي شود و بلوو با فيلمش به مامي گويد كه در نهايت براي پليس اروپا ومنجمله فرانسه فرقي نمي كند هدفي كه تعقيب مي كند، پيشينه سياسي داشته است يا جنحه وجنايت وبرخوردش با تمام سوژه ها وفراري هايكي است . فرضيه جذاب فراركردن فرد متواري از دست پليس در منطقه اي وسيع كه هيچ مهار و در و پيكري نمي توان برآن زد، زماني جالب تر مي شود كه درمي يابيم برونو سالها دراين منطقه زيسته وبهتر از پليس ها مي تواند از هرجاي آن بي سروصدا سردر بياورد وبه مقصودش برسد. بدون صدور حكم با اين حال بلوو هيچ حكم قاطع اجتماعي صادر نمي كند و به بيننده ها نمي گويد كه در كارزار ستيزهاي اجتماعي وسياسي در فرانسه و در جامعه اي كه فراروي ما قرار داده ، چه كسي به حق وكدامين نفر مردود است وتماشاگر نيز قادر به برآورد صحيح موضوع ويافتن پاسخ سؤال فوق نيست زيرا مثل اكثر موارد مشابه هيچ قانون مداري اي حتي نزد مأموران پليس ديده نمي شود و همه چيز رها و تمام زندگي كاراكترها لحظه اي است وفيلم بدل به يك دوئل شخصي فاقد رسالت از سوي هردوطرف مي شود. بد نيست بدانيد لوكاس بلوو هر۳قسمت تريلوژي اش را يك جا و با هم ساخته است. قسمت دوم كه « زوج فوق العاده » نام دارد، برخلاف قسمت اول به نوعي يك كمدي بزن بكوب است و بخش سوم را «بعداز زندگي » نام گذاشته اند و مانند «در حال فرار» يك كار دراماتيك وبسيار جدي است. ولي همان طور كه گفتيم، تمام كاراكترهاي فيلم نخست به شكلي در دو قسمت بعدي از نو سربرمي آورند وحتي زمان وقوع اتفاقات هر۳فيلم نيز تقريباً يكي است والبته اين اتفاقات به كلي متفاوت با رويدادهايي است كه در دوقسمت ديگر مي بينيم. ادغام كمدي و درام هدف فيلمساز بلژيكي از اين كار چه بوده است؟ به نظر مي رسد او مي خواهد آشفتگي حاكم برجامعه كنوني اروپا را به معرض نمايش و بوته نقد بگذارد وبطور غيرمستقيم به مابگويد كه بنيادهاي اجتماعي دراين قاره چنان به هم ريخته است كه ديگر نمي توان سره را از ناسره تشخيص داد و در دنياي او حتي كمدي و درام با يكديگر آميخته اند. همان طور كه پليس ها وتبهكارانش راهي براي تعيين تكليف طرف مقابل نمي يابند.
|
|
|
|
|
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
دوئلي بدون برنده
|
|
|
«درحال فرار» عنوان يك فيلم جديد پليسي ـ جنايي است كه فرانسوي ها و بلژيكي ها آن را تهيه كرده اند و كارگردانش لوكاس بلوو بلژيكي است و تمي گنگستري و سياسي دارد و ازهيجان قابل توجهي بهره مي برد. كاراكتراصلي اين فيلم يك انقلابي به نام برونو لورو (با بازي خود لوكاس بلوو) است كه از زندان فراركرده و به گرنوبل و ارتفاعات آلپ پناه برده است تا درآنجا هم با دشمنان قديمي اش تسويه حساب كند و هم زن محبوبش را بازيابد. اما يك پليس به نام پاسكال مانيس (ژيلبرملكي) كه همسرش اگنس (دومينيك بلان) از اعتياد به مورفين رنج مي برد، سفت و سخت درپي اوست و تمام نيروهاي امنيتي منطقه را به حالت آماده باش درآورده است. آنچه پليس نمي داند با اين وجود پاسكال نمي داند كه برونو بسيار حساب شده كارمي كند و باتوجه به آشنايي كاملش با منطقه موفق به برقراري ارتباط با اگنس شده و از اين طريق توانسته اجازه اقامت پنهاني درهمان منطقه و دريك خانه روستايي متعلق به دوست وي سيسيل كاستس (اورنلا موتي) را كسب كند و ازهمان جا اقداماتش را برعليه رقبايش هدايت كند و هرموقع خواست در دل شب بيرون بزند و ضرباتش را به دشمنان خود واردكند و بدون جلب توجه پليس به مخفيگاهش بازگردد و پس از آن يك تعقيب و گريز سخت درمنطقه و درهمواري هاو يا ارتفاعات آن براي يافتن برونو شروع مي شود، اما برونو درتمام موارد يك قدم از پليس كه حالا او را متهم به سرقت و قتل نيز كرده و آن را بر پرونده و اتهام قبلي اش (فرار از زندان) افزوده، پيش است و به نظرمي رسد كه منطقه و اهالي آن بيشتر با دزد همراهند تا با پليس و امور مختلف بيش از اين كه در استيلاي قانون و مأموران آن باشد، درتسخير برونو است. منتظر نباشيد با اين حال منتظر پايان قصه و تعيين تكليف آن و ترسيم سرنوشت برونو و پاسكال و ساير كاراكترهاي فيلم «درحال فرار» در اين قسمت نباشيد، زيرا اين فيلم بخش نخست از تريلوژي اي است كه بلوو ساخته و كاراكترهايش در دو قسمت بعدي نيز به شكل هايي تقريباً متفاوت دوباره سربرمي آورند. ولي اين فيلم را مي توان پليسي ترين قسمت تريلوژي و درتشريح و رثاي دوئل پايان ناپذيري دانست كه پليس ها و تبهكاران هم در دنياي حقيقت و هم درجهان سينما طي تمام اين سالها داشته اند و برونو و پاسكال جديدترين نمونه هاي اروپايي آن هستند و اين جنگ، عجالتاً برنده اي ندارد.
|
|
|
|
|
يك فيلم جنايي
و پرسرو صداي تازه
يك فيلم جديد جنايي ـ اجتماعي اين روزها سرو صداي زيادي را به راه انداخته و حتي در فستيوال معتبر برلين آلمان كه اواخر بهمن پايان گرفت، جايزه بهترين بازيگر زن را نصيب هنرپيشه اول و جوان خود به نام كاتالينا ساندينو موره نو كرد و از جانب اغلب منتقدان تحسين شده است.اين فيلم «مارياي باوقار» نام دارد و برعكس اسمش درباره دختري ۱۷ساله است كه براي امرار معاش در يك كارگاه پرورش گل در شهر بوگوتاي كلمبيا كار مي كند اما مخارج خانواده اش به قدري زياد و مسؤوليت هاي خود او بقدري سنگين است كه ناگزير به سوي كار و شغل مذموم اما پرسودتري همچون قاچاق و فروش مواد مخدر كشيده مي شود و با پليس درگيري پيدا مي كند و… كارگردان اين فيلم جاشوا مارستون نام دارد و با بودجه مشتركي از كلمبيا و آمريكا تهيه شده است و قرار است از اوايل بهار سال آينده در آمريكا و اروپا اكران عمومي شود.
|
|
|
|
|
محاكمه رئيس
يك شركت سينمايي
يك قاضي ايالتي در لس آنجلس هفته پيش قسمتي از اتهامات وارده به كودي كلاف رئيس يك شركت تجاري ـ سينمايي به نام «اينترتين منت دي لوپ منت» را رد كرد و در توجيه كارش گفت كه اين اتهامات و عبارات ذكر شده در پرونده تكراري بوده است . با اين حال كلاف هنوز متهم به اين است كه قسمتي از بودجه اين سازمان را به مصارف شخصي اختصاص داده و نگذاشته است اين نهاد كه در سال ۱۹۹۵ و با كمك دولت و به قصد كمك به توليد آثاري بهتر در سينماي آمريكا تأسيس شد، حقيقتاً به وظايف اش در اين خصوص عمل كند.ماركسوركز من وكيل كلاف گفته بود دادستانان سعي داشته اند اندك مدارك موجود برعليه كلاف را آنقدر بزرگ و تكراركنند كه به نظر عظيم بيايد و قاضي آن را پذيرفت.در جلسات بعدي دادگاه مشخص خواهدشد كه آيا كلاف مي تواند جوابگوي اين مسأله باشد كه چرا بخشي از سرمايه اين شركت را به يك حساب بانكي متعلق به خود ريخته است يا خير.
|
|
|
|
|
دزدي فيلم ها در آمريكا
ادامه دارد
دزدي فيلم هاي مشهور سينمايي و فرستادن غيرقانوني آنها به روي خطوط اينترنت همچنان ادامه دارد.در جديدترين تحول در اين خصوص، هر نسخه عالي و مرغوب از فيلم «خانه شن و مه» روي يك خط اينترنت در معرض فروش علاقه مندان قرار گرفته است و روي يك خط ديگر نيز «كوهستان سرد» قابل داون لود كردن (البته در ازاي مبلغي مشخص) است. مشكل از آنجا فاش مي شود كه نسخه هاي مورد بحث «اسكرينر» خوانده مي شوند و همان نسخه هاي شفاف و مرغوبي هستند كه فقط براي اعضاي آكادمي علوم سينمايي و هنرهاي تصويري فرستاده مي شوند و هدف از اين كار تماشاي دقيق اين آثار توسط اين افراد براي اعلام يا عدم اعلام اسامي آنها و هنرمندان شان براي جوايز اسكار است. پيشتر نسخه هاي شفاف «آخرين سامورايي» و «ناخدا و فرمانده» نيز روي خطوط اينترنت به معرض فروش گذاشته شده بود. تحقيقات پليس آمريكا براي يافتن بانيان اين قضيه همچنان جريان دارد.
|
|
|
|
|
هنرپيشه افسرده هاليوود همچنان ناپديد است
۲ ماه پس از ناپديد شدن اسپالدينگ گري هنرپيشه و فيلمنامه نويس آمريكايي هنوز هم اثري از وي يافت نشده است. او از ۲۰۰۱ كه در يك تصادف رانندگي آسيب ديد، بيش از پيش دچار افسردگي و پريشاني روحي شده بود، تا اين كه اواسط دي ماه ناگهان غيب شد و هرچه به درب خانه اش در منهتن نيويورك سر زدند، او را نيافتند. گري ۶۳ ساله كه پليس نيويورك با اوصاف فوق وي را «مرده يافت نشده» مي انگارد، استاد در نمايش هاي يك نفره و بيان ديالوگ هاي كوتاه و پرمعنا و از چهره هاي مطرح در هاليوود بود. با اين حال پس از تصادف مذكور، گري چنان دچار نااميدي شد كه يك بار در اكتبر ۲۰۰۲ نيز سعي كرده بود خودش را از روي يك پل در نزديكي خانه مسكوني اش در لانگ ايلند نيويورك به پايين پرت و خودكشي كند و دوبار نيز به خاطر همين عوارض و روحيات بسيار منفي در كلينيك هاي رواني بستري شده بود.
|
|
|
|
|
مرگ يك تهيه كننده و بازيگر فيلم هاي جنايي
رابرت اف كولز بري جوينور تهيه كننده پر تجربه فيلم هاي اكشن و پليسي و خالق سريال تلويزيوني جنايي «سيم» و كسي كه خودش نيز گاه به گاه در فيلم هايش بازي مي كرد، هفته پيش براثر عوارض برخاسته از عمل جراحي قلب در ۵۷ سالگي از اين دنيا رفت. كولز بري در سريال «سيم» نقش يك كارآگاه جنايي شهر بالتيمور به نام ري كول را بازي مي كرد و تهيه كننده سريال «كوشه» نيز بود كه در آن فساد تشكيلاتي و اجتماعي در شهر بالتيمور به نمايش نهاده مي شد. مهمتر اين كه او فيلم هاي سينمايي پليسي ـ جنايي ـ اجتماعي «ميسي سيپي در آتش» ، «ساعات نيمه شب» و «۶۱» را نيز توليد كرد كه دوتاي اول به كارگرداني نامداراني چون آلن پاركر و مارتين اسكورسيسي بودند.
|
|
|
|
|
تقاضاي ۱۰ ميليون دلار غرامت براي دست بردن در يك سناريو
كلايو كاسلر نويسنده آثار اكشن و جنايي و پر ماجرا كه تا به حال كتاب هايش در اين زمينه بيش از ۱۲۵ ميليون نسخه به فروش رسيده اند، از شركت توليد فيلم كروسيدر به دادگاه شكايت برده و مدعي شده سناريويي كه از روي يكي از كتب او نوشته شده و به تأييد وي رسيده بود، بعداً بدون جلب رضايت وي به كلي تغيير داده شده و هويت كاري و هنري او را زير سؤال برده است و به همين خاطر ۱۰ ميليون دلار از كروسيدر غرامت خواسته است. مقر كروسيدر در بورلي هيلز لس آنجلس و تملك آن با يك ميليارد از شهر دنور به نام فيليپ آن شوتز است. نام سناريوي مورد اشاره كاسلر مشخص و اعلام نشده است اما چند ماه پيش كروسيدر تصريح كرده بود كه ساخت فيلمي از روي رمان «صحرا» ي كاسلر را با كارگرداني برك ايسنر و با بازي متيو مك كانافي در دست اقدام دارد و افزوده بود كه حق ساخت فيلم هايي از روي ساير كتاب هاي وي را نيز خريداري كرده است.
|
|
|
|
|
جان كوزاك از فيلم هاي پليسي و گنگسترها مي گويد
در يك دادگاه هم مي توان دزدي كرد!
|
|
|
اشاره:جان كوزاك هنرپيشه مرد ۳۸ ساله آمريكايي از خانواده اي مي آيد كه حداقل ۴ تن از اعضاي آن مثل خود او بازيگر سينما بوده اند. در ژانرها و سبك هاي مختلف بازي كرده ولي مردم همواره گفته اند او متخصص نقش ها و آثاري بوده است كه بايد صرفاً به نام خود او و با عبارت «آثار جان كوزاكي» نامگذاري شوند. اما به ياد ماندني ترين رل هاي كوزاك، مواردي بوده كه نقش خلافكارهاي جز ولي شيك و مرموز و واسطه ها و دلال هاي آشكار و پنهان اجتماعي را همچون فيلم «گريفترز» (محصول ۱۹۹۰) بازي كردن و نمونه جديدتر آن، آخرين فيلم او به نام «هيأت ژوري فراري» است كه از موفق ترين آثار سبك جنايي ـ پليسي ـ گنگستري در سال جاري و متمركز بر يك دادگاه است.در اين فيلم كه به كارگرداني «گري فله در» ساخته شده، كوزاك نقش نيك ايستر را بازي مي كند و مرد جواني است كه همراه با نامزدش (راشل وايژ) خود را وارد يك هيأت ژوري و شروع به اقدام مي كند تا رأي اعضاي هيأت را بخرد و آن را به گونه اي تغيير دهد كه موجب آزادي يك گنگستر بزرگ تحت محاكمه شود. ببنيم خود كوزاك چه مي گويد.
* در كتاب رمان جان گريشام كه «هيأت ژوري فراري» براساس آن ساخته شده گنگستر تحت محاكمه به كار توليد سيگار و دخانيات اشتغال دارد، اما در اين فيلم حرفه او به توليدكننده سلاح تبديل شده است. چرا؟ * براي زيادتر كردن اثر فيلم و غليظ تر كردن بار منفي و ميزان اثرگذاري تبهكاران، با اين كه سيگار كشيدن هم بسياركشنده است اما مردم در طول تاريخ بيشتر با شليك اسلحه ها كشته شده اند تا با دود سيگار. * «فله در» گفته است شما براي ايفاي نقش واسطه ها و دلال گنگسترها جان مي دهيد. نظر خودتان چيست؟ * من فقط اين را مي دانم كه محبوس كردن من در يك ژانر واحد و محدود دانستن من بر يك موضوع و تم مشخص، كار و ادعاي صحيحي نيست، زيرا من در فيلم هايي با تم هاي مختلف و متنوع بازي كرده ام. شايد عده اي دوست داشته باشند مرا محدود كنند و بگويند من مناسب كمدي ـ رمانتيك هايي هستم كه ديده اند و خودشان مي پسندند. اما من چنين طبقه بندي و خط كشي اي را نمي پسندم. * خب، چرا اين قدر در فيلم هاي اين همه متفاوت بازي كرده ايد؟ * به اين دليل كه با پول توفيق برخي از آنها بتوانم فيلم هايي را بسازم و بازي كنم كه دوست شان دارم ولي مي دانم كه به دلايلي نمي فروشند. مثلاً من در فيلم موفق تجاري Serendipity بازي كردم تا امكان بازي در «مكس» برايم فراهم شود. فيلمي كه در آن حضور مي يابم، بايد اشتياق و شوري بزرگ را در من ايجاد كند. * آيا «هيأت ژوري فراري» اين حالت را برايتان داشته است؟ * صددرصد واقعاً فيلمي هوشمندانه و خوش ساخت است و ديديد كه فروش اش نيز بد نبود زيرا از نظر فني و محتوايي روي آن به خوبي كار شده و براساس يكي از داستانهاي گريشام است كه معمولاً فيلم هاي ساخته شده از روي كتاب هاي وي در گيشه خوب جواب داده اند. * شما ۲۵ سال بيشتر نداشتيد كه يك سازمان نمايشي و تئاتري به نام نيوكرايم (جنايت نوين) را بنا نهاديد. آيا هنوز در اين وادي ها هستيد؟ * اگر وقت داشته باشم، بسيار مايلم به مديوم تئاتر و كار روي صحنه و بخصوص بازي در نمايش هاي جنايي ـ اجتماعي و مرموز كه كار هنري ام را نيز در همين زمينه شروع كردم، بازگردم، اما سينما و بازي در فيلم هاي مختلف وقتي را برايم باقي نگذاشته است. البته من در اين حدفاصل يك كمپاني فيلمسازي را نيز با همين نام تأسيس كرده ام كه كار اولش فيلم موفق «گراس پونيت بلنك» با بازي خودم، خواهرم (جووان كوزاك) و دان ايكرويد بود. * به عنوان هنرمندي كه كار بازيگري اش را از ۱۲ سالگي شروع كرده و حتي پدرش يك فيلمساز مستند بوده و كارهاي نخستين اش آثاري كمدي ـ اجتماعي (همچون «كلاس» و «۱۶ شمع») بوده است، چه تعريفي از يك فيلم پليسي موفق به دست مي دهيد؟ * تعريف اين قضيه سخت است، چون در سينما هرگز نمي توانيد به حاصل كارتان مطمئن باشيد. وقتي براي كلينت ايست وود معروف در فيلم «نيمه شب در باغ نيك و شر» بازي مي كرديم، همه يقين داشتيم يك اثر «تريلر» (دلهره آور) عالي خواهد شد اما ديديد كه نگرفت. برعكس همگي فكر مي كرديم «گريفترز» يك كار معمولي باشد اما تبديل به يك «فيلم نوآور» مدرن شد. هر فيلمي از هر ژانري بايد حتماً براساس سلايق روز باشد و با مردم ارتباط برقراركند وگرنه به رغم داشتن محتواي غني و عميق به جايي نخواهد رسيد. * شما را بيشتر بازيگر ايده آل فيلمهاي «مستقل» و دور از سيستم هاي هاليوودي مي شناسند و حتي شماري از كارهاي موفق ترتان از درون همين دنيا سر برآورده است. آيا در آن راحت تر هستيد؟ * ببينيد، من در كارهاي بزرگ و پرهزينه استوديوهاي هاليوودي نيز مثل «كان اير» بازي داشته ام، اما فكر مي كنم در كار فيلمسازان مستقل و جوانتر حرفهاي بيشتر و بهتري را براي گفتن مي توان يافت كه ارزش شنيدن را داشته باشد. * اگر قرار باشد خودتان «هيأت ژوري فراري» را در يك عبارت توصيف و به سينماروها معرفي و تبليغ كنيد، از كدام واژه ها سود مي جوييد؟ *مي گويم دزدي و آدم ربايي در يك دادگاه است. * از چه نظر؟ * چون گنگسترها از طريق كاراكتر من مي خواهند روند كار و رأي صادره در هيأت ژوري را به سود رئيس شان كه در حال محاكمه شدن است، عوض كنند، دزدي حتماً نبايد در يك خانه و يا بانك و خيابان باشد. شما مي توانيد در يك محل قانوني و حتي در صحن يك دادگاه و در روز روشن، يك سرقت پنهان و خلاف بزرگ را با هنرمندي طراحي و اجرا كنيد. فيلم جديد من چنين احتمال و قصه اي را مطرح مي كند.
|
|
|
|
|
خواستگار دختر مورد علاقه اش را ربود
گروه حوادث: قزوين ـ خبرنگار «ايران»: خواستگار جوان وقتي با مخالفت خانواده دختر مورد علاقه اش روبرو شد با طراحي نقشه اي او را ربود. بنابراين گزارش، صبح روز دوشنبه ۴ اسفندماه مرد جواني با مراجعه به كلانتري تاكستان قزوين اعلام كرددختر ۱۸ ساله اش در راه بازگشت ازمدرسه به طرز مرموزي ناپديد شده است. با اعلام شكايت اين مرد اكيپي از مأموران تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند و در بررسي هاي خود متوجه شدند پسر ۲۵ ساله اي از مدتها قبل به دختر اين خانواده علاقمند شده وچند بار نيز از وي خواستگاري كرده است. مأموران در نخستين اقدام با گرفتن دستور قضايي خانه خواستگار جوان را تحت بازرسي قرار داده و دختر جوان را در آنجا پيدا كردند. مأموران پس از بازداشت پسر جوان وي را تحت بازجويي قرار دادند . وي ضمن اعتراف به ربودن دختر مورد علاقه اش گفت: پس از آن كه چند بار با مخالفت خانواده اش روبرو شدم با دوستانم او رادر راه بازگشت از مدرسه ربوديم. به گزارش خبرنگارما، پس از اعترافات متهم مأموران همدستان وي را دستگير كردند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
براي يافتن ردي از رباينده الهه صورت گرفت
احضار ۶ شاهد به بازپرسي جنايي
|
|
|
گروه حوادث: دوتن از شاهدان ماجراي ربوده شدن دختربچه هفت ساله از برابر مدرسه اش در بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران حضور يافتند و تحت تحقيق قرار گرفتند. با ادعاهاي مشابه اين دوشاهد كه هر دونامادري را همان رباينده الهه، شناخته اند بازپرس ويژه قتل دستور احضار چهارشاهد ديگر در اين پرونده مرگبار را صادر كرد. بنا به اين گزارش؛ ظهر يكشنبه ۱۳اسفندماه سال جاري «الهه» وقتي در برابر مدرسه اش واقع در مجيديه شمالي از مادربزرگ خود جدا شد به پيشنهاد زني آشنا به همراه او رفت تا اينكه صبح شنبه ۱۹اسفندماه پيكر بي جان او در منطقه شيان جنگلهاي لويزان در حاليكه زنده به گور شده بود، كشف شد. از نخستين مرحله تحقيقات پليسي براي رديابي «الهه» كارآگاهان سرنخ هايي از نامادري دختربچه به دست آوردند كه وي را در ربودن الهه و قتل وي متهم مي شناخت. اين زن جوان وقتي به همراه برادرش بازداشت شد هرگونه دخالت در ماجراي مرگ «الهه» و در برابر اتهام خود سكوت كرد و ادعا كرد قتل «الهه» و پيدا شدن جسد او در نزديكي خانه آنها يك توطئه است. اين ادعا از سوي نامادري «الهه» در حالي بيان شد كه تحقيقات شاخه ديگري را نشان مي داد. ۶شاهد وجود داشت كه در چندين مرحله بازجويي و تحقيق پليسي گفته بودند نامادري دختربچه را كاملاً مي شناختند و مدعي بودند كه او بود «الهه» را از برابر مدرسه با خود برد. * ۲شاهد در دادسرا صبح ديروز ۲تن از شاهدان دخترربايي و ناپديد شدن «الهه» در بازپرسي چهارم دادسراي امور جنايي تهران در برابر بازپرس هنرمند حضور يافتند و بازجويي شدند. سرايدار مدرسه كه يكي از شاهدان اصلي در اين پرونده است به بازپرس هنرمند گفت: «من نامادري «الهه» را كاملاً مي شناسم او بودكه دختربچه را به همراه خود برد آن روز برخلاف گذشته چادر به سر كرده بود و من ديدم كه «الهه» دست او را گرفت و با اين زن رفت.» زن جواني كه شاهد دوم بود در زمان ربوده شدن «الهه» در برابر مدرسه او بود با تأييد ادعاهاي سرايدار مدعي شد كه از قبل نسبت به نامادري و «الهه» شناخت داشته و روز ربوده شدن اين دختربچه به چشم خود ديده كه نامادري او را با خود برده است. اين دوشاهد وقتي بازپرس هنرمند، آنان را در برابر مادر اصلي «الهه» قرار داد و براي رفع شبهه مبني بر اينكه اين دومادر شباهت بسياري به يكديگر دارند خواست نظر خود را درباره مادر اصلي «الهه» بگويند، هردوگفتند كه قادرند اين دوزن را از هم تشخيص بدهند و زن دخترربا هيچ كس جز نامادري «الهه» نبوده است. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما؛ بازپرس هنرمند با صدور دستور قضايي خواستار احضار ۴شاهد ديگر ماجراي ربوده شدن «الهه» توسط نامادري شده است.
|
|
|
|
|
مأموريت پزشكان قانوني
«آنديا»ي ۱۶ ساله چگونه كشته شد
|
|
|
گروه حوادث: پزشكي قانوني تهران مأموريت يافت تا با كاوش هاي تخصصي و آزمايشات علمي علت اصلي مرگ دختر ۱۶ ساله را روشن سازند. اين اقدام در حالي صورت گرفته است كه عامل جنايت ادعا كرده است با كوبيدن سر دختر مورد علاقه اش به شيشه خودرو او را از پاي درآورده است. بنابراين گزارش؛ ماجراي هولناك عشق خونين پسر ۲۲ ساله به نام «فراز» به دختري با نام «آنديا» از نيمه هاي شب پنج شنبه ۱۶ بهمن ماه سال جاري تحت تحقيق قضايي و پليسي قرار گرفت و با پيدا شدن پيكر سوخته وي در عمق ۲۲ متري چاه وارد مرحله جنايي شد. «آنديا» دختر جواني بودكه پس از جدايي پدر ومادرش در رفت و آمدهايي كه با دوستانش داشت با محدوديتي روبرو نبود تا اينكه «فراز» وارد زندگي اوشد وبا ابراز علاقه براي ازدواج با «آنديا» او را تحت سلطه خود قرار داد. «آنديا » در دو سالي كه با «فراز» آشنا بود، رفت و آمدهايش با او رانزد پدر ومادرش و ديگر بستگان خود به حالت عادي در آورد به گونه اي كه تصور مي شد اين دو دختر و پسر با يكديگر نامزد هستند و قرار است بزودي با هم ازدواج كنند. اين باور در ذهن «فراز» نيز وجود داشت تا جايي كه اين پسر با سلطه وايرادهاي غيرعادي خود عرصه را بر «آنديا» تنگ كرده بود و دختر جوان حتي اجازه معاشرت عادي با بستگان خود را نداشت. «آنديا» كه با رفتارهاي عاشقانه و پرنوسان «فراز» روبرو شده بود ابتدا رفتارهايش را با خواسته هاي او مطابقت داد اما وقتي ديد اين پسر رفتاري غيرعادي دارد سعي كرد از او دوري كندو خود را از سلطه «فراز» نجات دهد. «فراز» احساس مي كرد شكست خورده و سعي مي كرد سلطه قبلي اش را باز گرداند بخاطر همين با « آنديا» قرار ملاقات گذاشت و وقتي آنان سوار بر خودروي پژوي پدر «فراز» بودند او شروع به بازخواست و تهديدكرد. پسر ادعا مي كند كه اين بار «آنديا» زير بار خواسته هاي او نرفت و بي اعتنايي كرد كه من سرش را به شيشه خودرو كوبيدم و او به قتل رسيد. اين اعتراف كه در حد ادعاست با توجه به ابهاماتي كه در مرحله تحقيقات پليس است تجسس هاي پليسي و قضايي را روي خود متمركز كرد و بازپرس مجيد متين راسخ از شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران كه پرونده در اين مرحله از قتل در اختيار وي قرار گرفته دستور ويژه اي را براي پزشكي قانوني تهران صادر كرد. در اين دستور قضايي، از متخصصان پزشكي جنايي خواسته شده با توجه به اينكه جسد «آنديا» كاملاً سوخته است و چگونگي جنايت مشخص نيست با اقدامات تخصصي مشخص كنند اين دختر به چه علتي كشته شده است. پليس و دادگاه با توجه به اينكه پدر و پسر ادعاهاي مشابهي مطرح مي كنند با اين درخواست از پزشك جنايي مي خواهند اگر «فراز» و پدرش در پاره اي از اعترافاتشان حقيقت را نگفته اند به بيان جزئيات بپردازند. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما با دستور بازپرس متين راسخ پرونده اين جنايت در اختيار اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران قرار گرفت تا كارآگاهان جنايي با تحقيقات ويژه جزئيات بازگو نشده را فاش كنند.
|
|
|
|
|
عليزاده: از اعلام تعداد پرونده ها و زندانيان كشور شرمنده ايم
رئيس كل دادگستري استان تهران، ديروز، با اشاره به انبوه پرونده هاي موجود در مجتمع هاي قضايي، گفت: از اعلام تعداد پرونده ها و زندانيان يك كشور اسلامي به ديگران شرمنده ايم. به گزارش خبرنگاراجتماعي ايرنا، حجت الاسلام والمسلمين عباسعلي عليزاده در مراسم افتتاح مجتمع شوراي حل اختلاف منطقه ۱۸ تهران گفت: وجود اين حجم از پرونده هاي قضايي در كشور در حالي است كه دين اسلام ۱۴۰۰ سال پيش بر ضرورت صلح و سازش بين انسانها بويژه مسلمانان تأكيد كرده است. وي، به سفر دو سال پيش خود به كشور «سوئيس» اشاره كرد و با مقايسه وضعيت پرونده ها و زندانيان موجود اين كشور با جمهوري اسلامي ايران گفت: هيأت ايراني براي آگاهي از وضع رسيدگي قضايي ژنو درخواست ديدار از يك محكمه را كرده بود، ولي مسؤولان اين كشور اعلام كردند كه امروز اصلاً پرونده اي براي رسيدگي در اين شهر وجود ندارد. رئيس كل دادگستري استان تهران مجموع تعداد زندانيان شهر «ژنو» را ۵۵ نفر ذكر كرد و افزود: اين در حالي است كه تعداد زندانيان استان تهران با لحاظ كاهش ۱۰ هزار نفري، به ۲۶ هزار نفر رسيده است. حجت الاسلام والمسلمين عليزاده، با بيان اينكه در كشور انگليس هم بيش از ۸۰ درصد اختلافات از طريق صلح و سازش حل مي شود، اين سؤال را مطرح كرد كه چرا ما با داشتن فرهنگ غني اسلامي و اعتقادات ديني، چنين وضعيتي را داريم؟ وي در ادامه تأكيد كرد: بايد اذعان كنيم كه كشورهاي اسلامي نسبت به كشورهاي متمدن جهان از نظر فيزيكي عقب هستند و اين مسأله اي دردآور است. در اين مراسم، مسؤول شوراهاي حل اختلاف استان تهران نيز با اشاره به افتتاح مجتمع شماره ۱۸ شوراهاي حل اختلاف تهران، گفت: اين مجتمع يازدهمين مجتمع افتتاح شده اين استان محسوب مي شود. «مسعود ستايشي» گفت: قرار بود در هر مجتمعي ۲۰ شعبه شوراي حل اختلاف فعاليت كند ولي با تدابير صورت گرفته و با همكاري شهرداري تهران، اين شعبات به ۵۰ مورد افزايش خواهد يافت.
|
|
|
|
|
دستگيري دزدان خانه پيرمرد روستايي
گروه حوادث: قزوين ، خبرنگار «ايران»: دزدان خانه پيرمرد روستايي در جريان اقدامات پليسي دستگير شدند. شب دهم اسفندماه سالجاري دو سارق وارد خانه پيرمردي در روستاي «كيخنان» در ۲۲ كيلومتري قزوين شدند. سارقان مطلع شده بودند كه پيرمرد چند روز پيش گله اي از گوسفندانش را فروخته و مبلغ هنگفتي را در خانه نگه مي دارد. نيمه هاي شب سارقان وارد خانه پيرمرد شدند و پس از چند ساعت جست وجو موفق به پيدا كردن ۱۵۰ هزار تومان پول شدند وپا به فرار گذاشتند. پيرمرد پس از سرقت به پاسگاه كوهين رفت وشكايتي تنظيم كرد، پليس پس از چند ساعت تلاش موفق به شناسايي سارقان شد.
|
|
|
|