گزارش تحليلي ايران از مواضع و اختلاف اخير كردها وشيعيان در شوراي حكومتي عراق
گروه بين الملل ـ مرادويسي: اصرار ۵ نفر از اعضاي شيعه شوراي حكومتي عراق بر ضرورت تغيير برخي مفاد قانون اساسي موقت عراق و از سوي ديگر، اصرار گروههاي كرد بر تثبيت فدراليسم و نوعي اختيارات ويژه براي ساكنان سه استان كردنشين «دهوك» ، «اربيل» و «سليمانيه» در موردحق وتو در تصويب قانون اساسي دائم عراق باعث به تأخير افتادن تصويب قانون اساسي موقت عراق شده است.
ديدگاه هاي اعضاي شيعه شوراي حكومتي تا حدود زيادي به تبع ديدگاه هاي آيت الله «علي سيستاني» تبيين مي شود و حتي اعضاي شيعه اين شورا روز شنبه به ديدار آيت الله سيستاني رفتند. شيعيان حال كه مي بينند به دليل مواضع برخي اعضاي شوراي حكومتي، شرايط براي برگزاري انتخابات و نيز تعيين شريعت اسلام به عنوان مرجع اصلي قانون گذاري آماده نيست، حاضر به پذيرش حق ويژه براي ساير اعضا نيستند و به نوعي، اكنون كه موضع برخي اعضا را در مورد دوايده خود درباره انتخابات وجايگاه شريعت اسلام در فرايند قانونگذاري ، نوعي كارشكني تلقي مي كنند، حاضر به تأييد روندي نشده اند كه حق ويژه اي را به كردها اعطا كند.
لذا اكنون و در شرايط كنوني، به نظر مي رسد عدم حمايت كافي اعضاي كرد شوراي حكومتي عراق از ديدگاههاي آيت الله سيستاني و شيعيان در مورد انتخابات، باعث رنجش جدي شيعيان شده است.
در واقع، كردها كه موضوع فدراليسم را به طور همزمان پيگيري مي كنند، از يك سو، مايل به رنجاندن شيعيان در شورا و بيرون شورا نيستند، زيرا به جلب حمايت آنان در تثبيت فدراليسم نياز دارند واز سوي ديگر، مايل نيستند با نزديكي بيش از حد به شيعيان و آيت الله سيستاني، آمريكا را كه نقش مهمي در بود ونبود فدراليسم خواهد داشت، از خود برنجانند. لذا به نوعي بندبازي بين شيعيان و آمريكا مبادرت ورزيده اند. در مقابل، شيعيان نيز به يك بده بستان مشابه با كردها توجه دارند، اما نكته آنجاست كه اهداف و راهبردهاي كلان شيعيان، كردها و اعراب اهل سنت با يكديگر متفاوت است. براي كردهاي عراق، مهمتر از هر مسأله اي پي ريزي نظام سياسي جديد عراق بر پايه فدراليسم است.
از نگاه شيعيان، اولويت اول، برگزاري انتخابات قبل از تشكيل دولت انتقالي است و براي اكثريت سني ها، هيچ چيز مهمتر از حفظ سهم سني ها در حكومت در برابر فشارهاي شيعيان و كردها كه خواهان سهم بيشتري نسبت به ۸۰ سال گذشته هستند، نيست. در اين ميان، آمريكانيزاين تفاوت نظرها واختلافات بين عراقي ها را معادل افزايش قدرت مانور و سطح بازي خود مي داند. در چنين شرايطي است كه نمايندگان كردها در شوراي حكومت انتقالي عراق برخلاف شيعيان با برگزاري سريع انتخابات مخالفند. اما «مسعود بارزاني» و «جلال طالباني» براي به خطر نيفتادن روابط خود با آيت الله سيستاني و «عبدالعزيز حكيم» ترجيح داده اند كه كمتر درباره انتخابات موضع گيري كنند و با واگذاري عرصه به چهره هاي درجه دوم كردها، انرژي اصلي خود را بر موضوع فدراليسم متمركز كنند. در همين چارچوب، «محمود عثمان» كه رهبر حزب سوسياليست كردستان عراق، و يكي از پنج نماينده جامعه كردها در شوراي ۲۵ نفره حكومت انتقالي عراق است، مي گويد: كردها با اصل انتخابات موافقند، اما مخالف برگزاري آن در اوضا ع كنوني هستند. عثمان كه سومين جناح قدرتمند كردها پس از بارزاني و طالباني نيز هست، تأكيد مي كند كه اين مخالفت، موضع جمعي ۵ عضو كرد شوراي حكومتي است.
به اعتقاد وي، ۵ عضو كرد شوراي حكومت انتقالي عراق با توجه به موانع موجود از جمله نبود حاكميت ملي، وخامت اوضاع امنيتي در سراسر عراق ونبود سرشماري دقيق و معتبر مخالف برگزاري انتخابات در حال حاضر هستند، زيرا رژيم گذشته تابعيت بيش از يك ميليون عراقي را سلب كرد و سه ميليون عراقي هنوز خارج از كشور زندگي مي كنند. البته نگراني جدي كردها وازجمله عثمان اين است كه در شرايطي كه بسياري از كردها در خارج از عراق بويژه دراروپا به سر مي برند وامكان حضور گسترده كردها در انتخابات وجودندارد، آن گونه كه مدنظر كردها هست، انتخابات منافع آنان را تأمين نكند، ضمن آنكه كردها معتقدند به دليل اجراي سياست «تعريب» (عربي سازي مناطق كردنشين) توسط رژيم صدام، جمعيت كردها در مناطق حساس چون «كركوك» نيز به شدت كاهش يافته است.
به همين دليل، كردها بيش از انتخابات ومسأله جايگاه شريعت اسلام در قانونگذاري برموضوع فدراليسم وجاانداختن آن به عنوان زيربناي نظام سياسي جديد عراق اصرار مي ورزند، لذا علاوه برارائه طرح فدراليسم به شوراي حكومتي عراق، جلسات دوجناح بارزاني وطالباني براي هماهنگي بيشتر وحتي اتحاد دو دولت خودخوانده «اربيل» و «سليمانيه» بيشتر شده است.
به اعتقاد عثمان وساير رهبران كرد عراق، فدراليسم بايد در كردستان عراق در چارچوب قانون اداره انتقالي حكومت وبامشخص كردن جزئيات آن اجرا شود . يكي از موارد مهم اين جزئيات از نظر آنان، بازگشت كركوك و مناطقي كه به استانهاي دياله (خانقين) و نينوا (موصل) ملحق شده اند ، به اقليم كردستان عراق است. كردها همچنين خواهان برچيدن آثار عربي كردن وكوچ اجباري در مناطق كردنشين هستند كه رژيم گذشته اعمال كرد ودهها هزار خانواده كرد را مشمول كوچ اجباري كرد. «هوشيار زيباري » وزير امور خارجه كرد تبار عراق نيز همانند ساير رهبران كردها، ديدگاه آيت الله سيستاني را غيرعملي مي داند، اگرچه همانند هرسياستمدار ديگر عراقي ترجيح مي دهدحتي در صورت قبول نداشتن ديدگاههاي آيت الله سيستاني ، از رويارويي مستقيم با وي بپرهيزد. لذا با احتياط مي گويد: من شخصاً اعتقاد دارم اين امكان وجود ندارد، زيرا در موقعيت كنوني نمي توان چنين انتخاباتي برگزار كرد، از مردم عراق سرشماري نشده است و برگزاري انتخابات مستلزم فراهم آوردن تداركات است. از اين رو، ما به وجود كارشناسان سازمان ملل متحد براي ياري دادن عراقي ها نياز داريم.
لذا در مجموع مهمترين اولويت كردها در روند تدوين قانون اساسي جديد، تحقق و تثبيت مسأله فدراليسم و ارتقا و تقويت هويت سياسي ـ حقوقي كردها در يك ساختار قانوني مادر يعني قانون اساسي عراق است. كردها در پي تأثيرگذاري بر روند تهيه وتنظيم قانون اساسي به نحوي هستند كه جغرافيا و اقليم كردستان عراق بويژه شهر كركوك در چارچوب ايالت فدرال كردستان قرار گيرد و نسبت به وضع موجود (خودگرداني) يك وضعيت ارتقا يافته يعني نوعي فدراليسم به رسميت شناخته شده و قانوني برقرار شود. از سوي ديگر، جناحهاي طالباني و بارزاني خواهان تقويت سهم كردها از سمتها و سمتهاي كليدي در دولت مركزي هستند و نسبت به جايگاه قانوني نهادهايي چون رياست دولت، فرماندهي ارتش و وزارت دفاع به شدت حساسند. با وجود چنين مخالفت هايي از سوي كردها با طرح آيت الله سيستاني و شيعيان، تجزيه و تحليل مخالفت هاي اخير شيعيان عضو شوراي حكومتي با حق ويژه كردها در مورد وتوي قانون اساسي دائمي عراق بهتر قابل تجزيه و تحليل است.
موضع آمريكايي ها
با وجود چنين چالشهايي، آمريكايي ها با نگاه ويژه خود به قانون اساسي عراق، وارد اين معادله مي شوند. مهمترين ديدگاه واشنگتن در مورد قانون اساسي جديد عراق، اعمال تفكرات و ديدگاههاي آمريكا در مورد رابطه دين و سياست در حكومت جديد عراق است. مطلوب آمريكا، استقرار يك رژيم لائيك در عراق است، ولي با توجه به واقعيات محيط عراق به عنوان يك كشور مسلمان ـ با اكثريت شيعه ـ امكان حذف مطلق شريعت اسلامي و دين اسلام از ساختار حكومت و جلوگيري از تأثيرگذاري آن بر اصول قانون اساسي ممكن نيست. لذا آمريكاتلاش مي كند از يك سو، صبغه ديني بودن قانون اساسي عراق را تا حد امكان كاهش دهد و از سوي ديگر، با توجه به واقعيات جامعه عراق آن نوع از احزاب و نخبگان شيعه را تقويت كند كه ديدگاههاي نزديكتري به آمريكا دارند.
در موضوع فدراليسم نيز با توجه به پذيرش اصل ديدگاه كردها به عنوان باني ايده فدراليسم از سوي اكثر گروهها و بازيگران ذي نفوذ در شوراي حكومتي و فقط وجودبرخي اختلاف ديدگاهها در مورد تعريف فدراليسم و مصاديق آن، آمريكا نيز مخالفتي باتشكيل عراق فدرال ندارد. تنها ملاحظه واشنگتن در اين موضوع، نگاه به مسأله فدراليسم در چارچوب كنترل و مديريت چالش هاي تركيه و كردهاي عراق از سوي آمريكا است. از سوي ديگر، آمريكا با توجه به مخالفت تركيه باتقويت هويت سياسي كردهاي عراق، درصدد جلوگيري از تبديل اين چالش به يك «كانون فعال منازعه» است. لذا پيش بيني مي شود در بحث تعيين سرنوشت كركوك و حقوق كردها و تركمان ها در قانون اساسي جديد، آمريكا طبق راهبرد كنترل و مديريت اين چالش عمل كند.
جمع بندي
مسأله قانون اساسي عراق از ديد احزاب و گروههاي عراقي داراي اهميتي بيش از مسأله دولت موقت است، چون دولت آينده عراق، موقتي است و كار ش به پايان مي رسد، ولي اين قانون اساسي كشور است كه باقي مي ماند و آينده و شكل دولت عراق و اختيارات طوايف و قوميت ها و احزاب رامشخص مي كند.
همه گروهها و احزاب عراقي در حال حاضر خواهان داشتن نقشي فعال تر و مهمتر در تدوين قانون اساسي هستند، زيراهمه آنها به خوبي مي دانند كه هر چه به عنوان قانون اساسي به مردم عراق ارائه شود به احتمال بسيار، مردم به آن رأي خواهند داد. بنابراين باتوجه به مشكلات وخيم و پيچيده اي كه ملت عراق با آن مواجه است، اين مردم نه زمان و نه نهاد جايگزيني را در اختيار ندارد تا در فرستي مناسب، قانون اساسي جامعي را تدوين كنند. لذا به نظر مي رسد حصول توافق بين تمامي طرف هاي عراقي در مورد قانون اساسي نيز بسيار دشوار باشد، حتي اگر در اين مرحله نيز نوعي توافق تاكتيكي به دست آيد، بيشتر به كنترل و مديريت چالش ها و اختلافات شبيه خواهد بود و نه حل و فصل آنها.