سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۷ محرم ۱۴۲۵
Tue, Mar 9, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
نگاهي به دلايل نا امني در عراق
انفجار پس از سه دهه استبداد
156720.jpg
گزارش : حميده احمديان راد
بعد از سالها تحمل حكومت استبدادي ، براي اولين بار بود كه شيعيان اجازه پيدا كردند در همايشي كه بزرگترين اجتماع مسلمين پس از حج لقب گرفت شركت كنند. منتها دوميليون شيعه از سراسر جهان روز عزاداري عاشورا را با دهها كشته در قتلگاه هاي كربلا، بغداد و كاظمين به پايان بردند. اين واقعه به همراه شهادت آيت الله حكيم و دههابيگناه ديگر و كشته شدن ۱۰۵ كرد در اربيل و تعدادي بيشمار حملات ديگر برضد شهروندان عراقي و حتي نيروهاي ائتلاف موضوع تداوم ناامني و دلايل آن را در اين كشور نيمه ويران وجنگ زده، به معضلي پيچيده تبديل كرده است.
تا به حال هيچ كس و هيچ گروهي مسؤوليت سوءقصدها و بمب گذاري هايي را كه از زمان حضور نيروهاي ائتلاف در عراق انجام شده اند، به عهده نگرفته است. ظاهراً آمريكايي ها موضوع را به خود مي گيرند. بوش به دنبال بمب گذاري هاي اخير گفت:« دشمنان ما مجروحند اما در هم شكسته نشده اند. آنها هنوز آرزو دارند به آمريكايي ها ضربه بزنند.»
به اين ترتيب رئيس جمهوري آمريكا واقعه اخير را تداوم حملات ۱۱ سپتامبر قلمداد مي كند كه هدف آن «خشونت بار كردن فضاي عراق» و به قول تحليلگران آمريكايي جلوگيري از ايجاد دموكراسي در اين كشور است.
از يك منظر مظنون اصلي شمار زيادي از بمب گذاري ها برضد شهروندان عراقي ، «الزرقاوي» يك فلسطيني متولد شده در اردن و مرتبط با تشكيلات القاعده است، به ويژه حمله به شيعيان استراتژي الزرقاوي است. وي به اين وسيله آتش كينه ميان سني و شيعه را شعله ور و عراق را بي ثبات مي كند. زيرا در صورتي كه شيعيان هم دست به عمليات متقابل بزنند جنگ داخلي كشور را فرا مي گيرد. از طرف ديگر الزرقاوي با اين حملات به دنبال جلب حمايت اكثريت خاموش سني هاي عراق است تا از به قدرت رسيدن يك حكومت شيعه جلوگيري كند. شيعيان اكثريت جمعيت عراق را تشكيل مي دهند ولي تا كنون يعني تا زمان اشغال عراق به دست آمريكا از رسيدن به مصادر بالاي حكومتي محروم شده بودند . از مدتي پيش اطلاعات منابع خبري حاكي از آن بود كه القاعده بخش بزرگي از امكانات و نيمي از بودجه خود را از افغانستان به عراق منتقل كرده است. البته مظنون شماره دو حملات به شيعيان گروه تروريستي كرد انصار الاسلام است. به اين ترتيب آمريكاييان پيش بيني مي كنند دايره بمب گذاري ها و نا امني تا روز ۳۰ ژوئن و انتقال قدرت به حكومت مردمي ادامه يابد و بنابراين تصريح مي كنند به هيچ وجه زمان انتقال قدرت را به تعويق نخواهند انداخت.
دكتر صادق زيبا كلام استاد دانشگاه در باره اوضاع پيش آمده درعراق پس از سرنگوني صدام مي گويد:«نوع امنيتي كه در زمان صدام وجود داشت مثل امنيت دوره هيتلر و آتا تورك است. به ضرب سرنيزه و بستن افرادي مي توانيد امنيت ايجاد كنيد. اتفاقاً كشور خيلي هم امن مي شود. اما اشكال كار اين است كه امنيتي كه در پرتو سرنيزه به وجود مي آيد،ريشه دار و پايدار نيست. تا علل سركوب و سرنيزه كنار مي رود، جامعه ناامن مي شود. نتيجه سركوب اين است كه حال اگر آمريكايي ها شروع به ترك عراق كنند اين كشور به هم خواهد ريخت. امنيت به تدريج به وجود مي آيد و حالا مشكلاتي كه ناامني بعد از صدام به وجود آورده، بهايي است كه عراقي ها بابت نهادينه شدن آزادي مي پردازند و از آمريكايي هاانتظار مي رود اين امنيت را ايجاد كنند.
وگرنه دستگيري مظنونان از شيعه و سني متعصب و طرفداران صدام تنها به ايجاد زنداني بزرگ و امنيتي ناپايدار خواهد انجاميد. به هر حال مردم عراق سه دهه زير يوغ صدام بودند و انتظار رفتارهاي مدني از برخي از گروههاي سياسي خوشبينانه است. با آنها طي سه دهه با زبان زور صحبت شده و به زبان ديگري آشنا نيستند. در حال حاضر هم يكي از انگيزه ها براي نا امن كردن عراق اين است كه شيعيان به جايگاه واقعي خود بر حسب جمعيت شان نرسند. گروه هايي هم كه از صدام و رژيم صدام ـ به خاطر اعتقاد و يا به دليل اينكه منافعشان از بين رفته حمايت مي كنند، نمي خواهند عراق امن و دمكراتيك شكل بگيرد. ايران نيز بيشترين ضرر را از ناامني عراق مي برد. عراق با ثبات با بازار ۲۲ ميليوني به صنايع و تجار ايراني كمك مي رساند و باعث رونق اقتصادي مي شود. به هر حال راه ايجاد امنيت استوار در عراق راهي است كه آمريكا شروع كرده كه پرهزينه و دشوار است و تاكنون تلفات زيادي به بار آورده ولي عراق را به لحاظ سياسي و اجتماعي به كشوري مدرن تبديل مي كند. آمريكا مي خواهد امنيتي بلند مدت و نهادينه شده در اين كشور بوجودآورد. البته به مجرد اينكه اولين ساختار حاكميت سياسي و نمودهاي دمكراتيك و انتخابات در عراق شكل بگيرد، دليلي براي ادامه حضور آمريكا نيست.»
چندي پيش امام جماعت يكي از مساجد اهل سنت بغداد، انفجار در مساجد را غير قابل قبول دانست و تأكيد كرد عراقي هايي كه مرتكب اين نوع جنايت ها مي شوند از سوي نيروهاي بيگانه خريده شده اند. آيت الله سيستاني رهبر كاريزماي شيعيان عراق نيز عمليات مسلحانه در عراق را تروريستي دانست. وي حتي علي رغم تأكيد زياد بر برگزاري انتخابات عمومي تا اوايل تابستان با پذيرش غير عملي بودن طرح، پيروان خود را به سوي خشونت پيش نبرد.
لذا به قول بي.بي.سي عراقي ها معتقدند جناياتي مثل بمب گذاري در كربلا نمي تواند به دست پيروان ديگر مذاهب اسلامي و يا حتي عراقي ها صورت گيرد و عده اي معتقدند حتماً خارجي ها در اين حملات دست داشته اند.
توني بلر، نخست وزير انگليس بهترين توصيف را از وقايع اخير كربلا به كاربرد و آن را درگيري ميان خير و شر خواند.
دكتر حميد احمدي استاد دانشگاه و كارشناس مسائل خاورميانه مي گويد:« آمدن آمريكايي ها به عراق مثل انقلاب بود. فشارها تا حدودي برداشته شد و قوميت هايي كه حالت انقلابي هم دارند، اينك احساس بازگشت به خويشتن پيدا كرده اند. بعضي از اين قوميتها در زمان صدام هم فعاليت سياسي داشتند. كردها نوعي خودمختاري گرفتند و شيعيان هم با صدام جنگيدند. به اين قوميتها دارو دسته صدام را كه تشكيلاتي دارند و منافعي را هم از دست داده اند و نيز بعضي از گروهها ي تند رو مربوط به القاعده ـ كه آمريكا آنها را عامل بسياري از حملات مي داند و در آن جاي بحث است ـ را هم بايد افزود. آمريكا در عراق مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و مترصد فرصتي است تا مهره هاي خودش را بگذارد. اگر امنيت برقرار شود، آمريكا بايد عراق را ترك كند كه تمايلي به آن ندارد. به ويژه آنكه با وضع غيرمنتظره اي هم رو برو شده است. يعني عراقي ها با هم اختلافاتي دارند ولي حول اين محور مشتركند كه آمريكا عراق را ترك كند. در حالي كه آمريكا تلاش زيادي به خرج داد و سرمايه اي صرف كرد كه وارد عراق شود. بنابراين آمريكا به ناامني بين طرفهاي متخاصم دامن مي زند تا بفهماند كه وجودش لازم است و دنبال فرصت است تا مهره هايش را بچيند. ولي آمريكا در عمل نشان داده نمي خواهد عراق پاره پاره شود وگرنه كردها از چنين موقعيتي برخوردار بودند. عراق از موقعيت استراتژيك و نفت و معادن غني برخوردار است و آمريكا مي خواهد عراق كشور آرامي با حكومتي متمايل به آنها باشد. در مقابل ايران مي خواهد عراق امن باشد، انتخابات برگزار شود و گروهها و قوميتها بويژه شيعيان در جاي خودشان قرار گيرند. عراق پاره پاره نشود و آمريكا هم زودتر عراق را ترك كند.»به جز نمونه كربلا تا كنون تعداد زيادي عمليات خشونت بار ديگر عليه نيروهاي نظامي آمريكايي وعراقي و نيز فرقه هاي مختلف از جمله كردها رخ داده است. حمله انتحاري مقابل پاسگاه پليس در اسكندريه در جنوب بغداد با ۵۵ كشته، قتل ۴۷ نفر مقابل مركز جديد عراق، برخورد كاميون حامل بمب به مقر پليس ايتاليا در ناصريه كه ۲۵ كشته به جا گذاشت و نيز حمله به بيمارستان ها و پزشكان و متخصصان كه خشم بسياري را برانگيخت از جمله عمليات هاي اخير بوده است. حملات مختلفي هم عليه كاروان هاي نظامي آمريكا صورت گرفته است.
تعدادنيروهاي آمريكايي در عراق ۱۳۲ هزار نفر و ۸۴ درصد كل نيروهاي ائتلاف است. جمعاً ۱۵۷ هزار نيروي خارجي از ۳۰ كشور مختلف در پوشش نيروهاي ائتلاف در عراق به سر مي برند. (منبع اينترنت)
ميشل پيترز جانشين اجرايي رئيس جمهور آمريكا در شوراي روابط خارجي اين كشور در مصاحبه اي كه در سايت اينترنتي واشنگتن پست منتشر شده، شكل و سياق حملات خشونت بار عراق را چنين تشريح مي كند:« شمار حملات برضد آمريكا و ديگر نيروهاي ائتلاف در چند ماه گذشته پايين آمده و در همان حال تعداد حملات به عراقي ها افزايش يافته. به اين ترتيب استراتژي حمله كنندگان به سوي شهروندان عراقي به ويژه اكثريت شيعه و عراقي هايي كه از سوي نيروهاي ائتلاف حمايت مي شوند تغيير جهت پيدا كرده.»
وي به سه گروه مظنونان حملات جنايت بار اشاره مي كند:«اول مجرمان معمولي كه در دوره اي كه اوضاع به سوي جنگ پيش مي رفت توسط صدام آزاد شدند و يا در طول هرج و مرج جنگ و بعد از آن فرار كردند. دوم جنگجويان خارجي تروريستها و گروه كرد انصارالاسلام و سوم افراد وابسته به رژيم سابق كه شامل بعضي از اعضاي حزب بعث هم مي شوند. كارشناسان باور دارند عمليات حزب بعث پيشين، در مقياس كوچك صورت مي گيرد و آنها صرفاً حملات بازدارنده اي بر ضد نيروهاي ائتلاف انجام مي دهند و از مواد منفجره و مانند اينها استفاده مي كنند. اما سوء قصدهايي مثل بمب گذاري هاي گسترده ممكن است به جنگجوبان القاعده و ديگر تشكيلات تروريستي اسلامي مربوط باشد.»
اين مسؤول آمريكايي تأكيد مي كندآمريكا آرزو داردعراق كشور با ثباتي باشد و برايش مهم است كه هر چه زودتر قدرت را به عراقي ها و حكومت قانوني عراق تحويل دهد موضوعي كه احتمالاً عراقي هاي خشمگين كه آمريكا را مسؤول ناامني عراق مي دانند به آن باور ندارند. منابع خبري مي گويند مردم مسؤوليت تأمين امنيت را متوجه آمريكا مي دانند و بدبينان مي نويسند آمريكا براي استمرار حضورش نمي خواهد اين كشور به ثبات برسد. آمريكايي ها مي گويند در پاسخ به نگراني هاي رهبران مذهبي محلي و عراقي ها ي ديگر مسؤوليت ايجاد امنيت در مساجد و اماكن مذهبي را به نيروهاي امنيتي عراقي واگذار كرده اند و آمريكا خود را مسؤول دستگيري سوء قصد كنندگان مي داند.
گمانه زني هاي زيادي در مورد تمايلات آمريكا در عراق وجود دارد. همانگونه كه نظراتي در مورد نيات ايران هم وجود دارد. به هر حال عراق ثروتمند براي بسياري از كشورهاي جهان اعم از قدرت هاي جهاني و همسايگان وسوسه برانگيز است. بنابراين راه برقراري امنيت در اين كشور استبداد زده و جنگ زده گذشت زمان، تمرين با هم زيستن، ايجاد دموكراسي و گذار اين كشور از شرايط ويژه اشغال و دخالت نيروهاي خارجي به روابط خارجي عادي و مبتني بر احترام متقابل است.
عبور از پل فيروزه
نوروز پيوندگر
«نوروز» به عنوان يك جشن كهن از اقوام متعدد منطقه به ميراث رسيده است و با رنگ و انگ ويژه خود «شناسنامه» ايراني گرفته و به نماد پيوندگر افراد و اقوام ايراني و ملت ايران تبديل شده است. ما از طريق «نوروز» در باورهاي زمان كهن و در تاريخ تفكر نفوذ مي كنيم و سلسله ها را نه در سده ها، بلكه در هزاره ها در نورديده، خود را با جمشيد ( جم + شيد) و جمشيد را با خود همبسته و يگانه مي پنداريم.
ما با بزرگداشت «نوروز»، پيوند و پيمان خود را با طبيعت، با سپهر گردون، با ورود خورشيد به برج بره بهاري، با زمين، با سبزه و سنبل و گل و مرغ و ماهي تجديد مي كنيم.
ما با روياندن سبزي در سراي خويش، گرداندن ماهي هاي رنگين در آب و نشاندن «سين» هاي هفتگانه در سفره نوروزي، طبيعت را در حرم و حريم خانه خود مي نشانيم و سپس در روز سيزدهم، به همراه سبزه خانگي به سوي طبيعت مي رويم و آن را به آب روان و پاك مي سپاريم.
ما نوروز را آغازگر رستاخيز طبيعت، گاه رويش و زايش باغ و بوستان مي دانيم و بر اين باوريم كه در نوروز، همگام با طبيعت، بايد روزگار نويي را با روان و نگرش نو، در تن پوش تازه اي بياغازيم. تكانشي نه تنها در خانه مسكوني، بلكه در خانه تن و جان مي دهيم و كين و كدورت از دلها بزداييم وتخم نيكي و مهر عاطفي و آسماني در آن بنشانيم. به همين جهت در ديدارهاي نوروزي، يا اخيراً با كارت هاي شادباش، با خويشان و اقوام دور و نزديك خود پيمان تازه اي مي بنديم و پيوندهاي پيشين را استوار مي گردانيم. در چنين فراشدي مقاصد مستوري نيز نهفته است، در جريان دهش و بخشش مربوط به آيين نوروزي، مهان توان قدرت و مسؤوليت خود را با «عيدانه» به نمايش مي گذارند و جهان با پذيرش آن، ضمن تأييد اقتدار، مراتب سپاس، قدرداني و حق شناسي خود را نشان مي دهند. چنين پديده اي در اكثر نهادهاي جامعه، اعم از خرد مانند خانواده، يا كلان نظير دين و دولت با سلسله مراتب و تشريفات ويژه اي خودنمايي مي كند، تا مبادا تزلزلي در روابط خرد و كلان يا فرمانبران و فرماندهان پديد آيد.
دكتر داور شيخاوندي، پژوهشگر علوم اجتماعي ـ ۱۳۸۰


|   شناسنامه   |   آرشيو   |