پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۲ - ۱۹ محرم ۱۴۲۵
Thu, Mar 11, 2004
گفت و گو
شماره ۲۷۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
در ميزگرد گروه اجتماعي «ايران» با عنوان بم چرا فرو ريخت مطرح شد
تخريب ، آري
هجوم آوار ، هرگز
156933.jpg
دكتر «عباس مهدويان»، عضو گروه مهندسي آب و استاد دانشگاه شهيد عباسپور، ۲۵سال است در زمينه خطر زلزله براي سازه هاي مهم مانند سد، نيروگاه، پل و راهها تحقيق و بررسي مي كند. او هم مانند دكتر «احمد نيك نام» در تهيه نقشه پهنه بندي خطر زلزله ايران فعاليتهايي داشته است. دكتر نيك نام، عضو هيأت علمي دانشگاه علم و صنعت، هرچند عضو كميته دائمي آيين نامه ساختماني ۲۸۰۰ است اما برخي انتقادها از ضوابط موجود را درست مي داند. اين دو استاد دانشگاه به همراه دكتر «محسن علي شايان فر»، كارشناس سازه مهندسي زلزله و عضو كميته ايمني شوراي شهر تهران، در ميزگرد گروه اجتماعي روزنامه ايران با عنوان «بم چرا فرو ريخت»، حضور يافته اند تا مانند بسياري از متخصصان نگران ديگر، دغدغه هاي خود را از خطر وقوع زلزله اي مانند آنچه در رودبار و بم روي داد، بيان كنند. دكتر شايان فر كه به تازگي از منطقه زلزله زده بم بازگشته، اين شهر را آزمايشگاهي بسيار دقيق و علمي براي كارشناسان و دست اندركاران ساختمان سازي مي داند و اصرار دارد مهندسان و ناظران ساخت و ساز حتماً از بم بازديد كنند تا به چشم خود ببينند تنها يك نيم طبقه بار اضافه به ساختمان يا بالكن غيراستاندارد و حذف يكي از ستونها چگونه مي تواند ساختماني مهندس ساز را فرو پاشد و به دنبال آن خانواده و كانون گرمي را. و پس از آن هزاران انسان غم ديده بمانند و زيانهاي اقتصادي انباشته و دلهاي نگران از اتفاقي دوباره كه هميشه قابل پيش بيني و پيشگيري است.


\ زلزله بم چه ويژگي داشت كه اين اندازه تخريب بر جاي ماند؟
* دكتر مهدويان: اين زلزله هم مانند ساير زمين لرزه هايي كه در ايران رخ داده، در عمق كم اتفاق افتاد كه به دليل وضعيت خاصي كه ايران دارد، متأسفانه با اين پديده روبرو هستيم طوري كه طبق آنچه تاكنون از زلزله هاي بزرگ ايران به ثبت رسيده، اين زلزله ها در ژرفاي كمتر از ۲۰كيلومتر قرار داشته اند و به نظر من يكي از دلايلي كه در كشورهاي بزرگ مثل ژاپن كه كشوري لرزه خيز است و زلزله هاي بزرگ به وقوع مي پيوندد خرابي وخسارت كمتر ديده مي شود، همين نكته است كه بسياري از زلزله ها در اعماق زياد رخ مي دهند. مسأله دوم ساخت و ساز چوبي كشور ما است. در بررسي زلزله هايي كه تا كنون داشته ايم و بازديدي كه بعد از وقوع زلزله بم، داشتم، متوجه اين مسأله شدم و واقعاً جاي تعجب تأسف دارد كه با گذشت سالها و مشخص شدن وضعيت لرزه خيزي جز در حد صدور آيين نامه ها و دستورالعملهايي ارائه شده، بر ساخت و سازهاي جديد نظارت دقيقي وجود ندارد و براي ساخت و سازهاي قديمي نيز فكري نشده يا اگر شده بسيار محدود بوده است. روزي كه وارد شهر بم شدم و خرابه هاي شهر بم را ديدم بسيار متأسف شدم از اينكه در مملكتي زندگي مي كنيم كه هنوز بسياري از مردمان آن در زير سقف خانه هاي خشت و گلي زندگي مي كنند و طبيعتاً اينگونه ساختمانها به دليل آن شرايط خاص مصالح مقاومتي در مقابل زلزله ندارند و با كوچكترين نيرويي تخريب مي شوند. اميدوارم دولت محترم در مقابل اينگونه ساختمانها فكري بكند تا در آينده شاهد چنين خساراتي نباشيم.
\ در بم، حتي ساختمانهاي نوساز هم فرو ريخته اند، به نظر شما دليل آن رعايت نكردن استاندارد ۲۸۰۰نبوده است؟
* دكتر شايان فر: زلزله بم، به لحاظ قرار گرفتن در نزديك گسل جزو نوادر زلزله هاي روي داده در ايران است. حتي در آيين نامه ۲۸۰۰هم بحث نزديكي به گسل يا دور بودن از آن هنوز لحاظ نشده است. آيين نامه هايي مانند آيين نامه آمريكا اين بحث را الآن تفكيك كرده اند. زلزله هايي كه در نواحي نزديك گسل روي مي دهد از لحاظ محتواي فركانسي و خصوصيات لرزه اي ويژگي هاي خاصي دارند از جمله در همين زلزله مشاهده كرديم كه مؤلفه قائم زلزله بسيار بسيار قابل توجه بوده چيزي كه معمولاً در استانداردها از آن غافل هستيم البته اين به اين معنا نيست كه اگر ساختمانهاي بم را براساس استاندارد ۲۸۰۰مي ساختيم، خراب نمي شدند، خير چنين نيست. به اعتقاد من اگر ساخت وسازهاي بم براساس همين ضوابط موجود ۲۸۰۰هم صورت مي گرفت، هرگز شاهد اين فاجعه نبوديم. نكته ديگري كه بايد از زلزله بم آموخت، نهضت مقاوم سازي در كشور است. من در سخنراني سال قبل در كنفرانس مهندسي عمران در زاهدن هم به اين نكته اشاره كردم كه ما به هر حال نهضت هاي مختلف مثل بسيج كشاورزي، سازندگي داشتيم ولي الآن وقت آن است كه با فرهنگ سازي به ملت آگاهي دهيم كه به خانه هاي خود بيشتر توجه كنند. ما حتي در داشتن به دليل آيين نامه ضدزلزله هم سابقه چنداني ندارم. ويرايش اول آيين نامه ۲۸۰۰ سال۱۳۶۷بوده كه حالا بعد از پروسه اي كه به تصويب هيأت دولت رسيده، رسماً در خصوص ساختمانهاي دولت ابلاغ شده درمورد كليه ساخت و سازها مورد استفاده قرار مي گيرد. بنابراين مي توان گفت سابقه كل آيين نامه ۱۵سال است. البته در استاندارد ۵۱۹هم كه بعد از زلزله بوئين زهرا در سال۱۳۴۱ بيرون آمده بخش بسيار كوچكي تحت بارهاي ناشي از زلزله داشتيم. در نتيجه اين قراين همگي نشان مي دهد غالب ساخت و سازهاي ما نياز به بازنگري دارد و ابزار اين كار نيز موجود است. الآن بحث مقاوم سازي در دنيا بحث كاملاً آكادميك و جاافتاده اي است كه با ابزار موجود مي توان وضعيت آنها را ارزيابي كرد و تمهيداتي براي مقاوم سازي آنها انديشيد. من ازجامعه مطبوعات كشور صميمانه خواهش مي كنم اين نهضت را شروع كنند. اين نهضت در دولت با مقاوم سازي ساختمانهاي دولتي شروع شده است. ما در سال۷۹ دستورالعمل بهسازي لرزه اي سازه ها را داشتيم كه به جامعه فني كشور عرضه شده و الآن مراحل اجرايي آن را شروع كرده اند و بسياري از دستگاههاي اجرايي كه ۱۶وزارتخانه هستند بحث مقاوم سازي ساختمانهاي دولتي و سازه هاي مهم و شهركهاي حياتي و شريانهاي حياتي را آغاز كرده اند.
\ گفته مي شود شرايط ويژه بومي منطقه و ساختار خشت و گلي در وسعت تخريب تأثير بسيار مهمي داشته است كه البته اين وضعيت در بسياري شهرهاي كوچك و حتي بزرگ مانند يزد و... ساير استانها مشاهده مي شود و...
* بله، درست است. منطقه بم، منطقه اي است قومي كه شغل اصلي مردم آن باغداري است. خانه اي از پدربزرگ به فرزندان مي رسد و به دليل ويژگيهاي فاميلي و قومي تخريب نمي شود و براي ايجاد مقاومت در برابر رطوبت و بارندگي نيز هر سال چند سانت كاهگل روي آن قرار داده مي شود اين رسم مناطق جنوب كشور است. به اين ترتيب در ۱۵ تا ۲۰سال ضخامت زيادي از كاهگل روي سقف قرار مي گيرد. اين ويژگيهاي ساختمانهاي سنتي است ضمن اينكه ساختمانهاي به اصطلاح مهندسي هم در شهر خيلي زياد است و اين ساختمانهاي مهندسي هم اينطور نيستند كه فقط جوشكار محلي يا بناي محلي روي آنها كار كرده باشد. در ايران رسم بر اين است كه نيروهاي اجرايي از مناطق سردسير مثل اردبيل وميانه در زمستان به طرف جنوب كشور مي روند و كار مي كنند و تابستان در مناطق خودشان هستند. بنابراين در قسمتهاي مهندسي ساز ساختمان سازي توسط تمام نيروهاي اجرايي ايران رخ داده و خاص آن منطقه نيست. در ارتباط با ويژگي و اين زلزله كه شايد حدود ۲۰۰۰سال سابقه چنين رخدادي نداشته همانطور كه عزيزان فرمودند، ژرفاي كانوني خيلي كمي داشته حدود ۸ تا ۱۴ كيلومتر كه اين باعث مي شود انرژي زلزله كاملاً صرف تخريب ساختمان شود تا از بين برود. اگر زلزله در عمق زياد باشد مقدار كمي از آن انرژي آن به سطح زمين مي رسد. در مقايسه با زلزله هاي مشابه ضمن اينكه مؤلفه افقي اين زلزله همان نيرويي است كه ساختمان بايد تحمل بكند همان نيرويي كه در ضوابط طراحي وجود دارد به مراتب از عددي كه در ضابطه آمده، بيشتر است. ببينيد يك اتومبيل براي ظرفيتي طراحي مي شود و اگر بخواهد بار بيشتري تحمل بكند، به ويژه وقتي با مانعي برخورد مي كند، وضع سنگيني از طرف مانع روي آن قرار مي گيرد و اتومبيل خراب خواهد شد. اين دور از انتظار نيست. به بيان ديگر اين زلزله به دليل وجود نيروي قائم كه قبلاً پيش بيني نشده نبود و فقط نيروي افقي پيش بيني شده بود و به دليل اينكه اين نيروي قائم از حالت عادي خيلي بيشتر است، به اندازه شتاب«يكG» داشته و خيلي طبيعي است كه اين ساختمانها و به طور طبيعي و قطع و يقين ساختمانهاي سنتي از بين بروند حتي به عقيده من ما نمي توانيم خرده بگيريم و از مهندسين طراحي كه ساختمانهاي مهندسي ساز طراحي كردند و آنها فروريخته است، انتقاد كنيم، گواينكه در اجرا شاهد ضعفهاي زيادي بوديم. در شهر بم در كنار ساختمانهاي سنتي بسيار، ساختمانهاي فولادي و بتوني هم وجود داشت و همانطور كه آقاي دكتر فرمودند، در هر موردي تعدادي از ضوابط طراحي لحاظ شده كه مهندس طراح آنها را در نظر گرفته و اين پيش بيني ها در اجرا مخدوش نشده يعني عضوي كه قرار است ساخته بشود همان عضو استفاده شده و عملكرد بسيار خوبي داشته است. به اعتقاد من بم به ويژه خيابان امام خميني آن يك آزمايشگاه بسيار بسيار شفاف از عملكرد اين طراحي هاي مهندسين است و مهندسين مي توانند براحتي آنچه را كه پيش بيني كردند، با چشم ببينند كه اين اعضايي كه در ساختمان طراحي شده تخريب ۸۰درصدي بم پس از اينكه زلزله اي با حدود ۶ريشتر نشان از واقعيتي دارد و آن اينكه ساختمانهاي شهر هيچگونه مقاومتي در برابر زلزله نداشتند. اينجا نكته مهمي وجود دارد و آن اينكه كل كشور ما چنين بافت ساختماني دارد. شما به هر كجاي ايران مراجعه كنيد، با همين شرايط روبرو هستيد. آيا در چنين شرايطي امكان مقاوم سازي چنين ساختمانهايي وجود دارد يا خير. اين بحث بسيار جدي است و تاكنون كسي به آن پاسخ نداده است و فقط بر مقاوم سازي تأكيد مي شود ولي اينكه چگونه مي توان ساختمانهاي خشت و گلي را مقاوم كرد سؤالي است كه بايد در اين بحث به آن جواب داد.
*دكتر مهدويان: اصولاً در كار مهندس سطوح طراحي لرزه اي تعريف شده است. اين انتظار كه سازه ها در بروز زلزله هيچ خسارتي نبينند، انتظار غيرممكني است. يعني اصلاً قادر نخواهيم بود چنين بودجه اي را صرف كنيم. سطوح طراحي تعريف شده هستند. مي گويند سازه ها را به نحوي طراحي كنيد كه اگر در دوران عمر مفيد سازه زمين لرزه مخربي آمد، اين سازه و ساختمان فرونريزد و جان انسانها حفظ شود به همين خاطر براي اين مدل و اين سطح طراحي ارتباط مستقيمي بين عمر مفيد سازه و درصد خطرپذيري آن سازه يا كارفرماي آن وجود دارد. ما در آيين نامه ۲۸۰۰ ايران تقريباً دوره بازگشت پانصدساله رامنظور كرديم. بنابراين اگر زلزله اي رخ داد كه دور بازگشتش بيش از اين است ، طبيعي است آن سازه خسارتهاي عمده اي ببيند.
من سالهاست در زمينه خطر زلزله براي سدها مطالعه مي كنم.
سد سفيدرود خسارت ديد و با هزينه اي كه دولت پرداخت كرد آن سد مجدداً ترميم شد و امروزه از آن بهره برداري مي كنند. يك سطح ديگري ما داريم و سطح حداكثر زمين لرزه محتمل هست. اين سطح حداكثر پتانسيل زمين لرزه اي را كه ممكن است در آن منطقه رخ بدهد، تعيين مي كند. در منطقه اي مثل بم خيلي راحت مي شود برآورد كرد كه پتانسيل لرزه خيزي در اين منطقه حداكثر چقدر است زلزله هاي رخ داده داراي دور بازگشت بسيار طولاني هستند و ما در اينجا مي پذيريم كه سازه خسارت ببيند ولي حتي اگر سدي هم در اين منطقه باشد، نمي پذيريم كه اگر چنين زمين لرزه اي رخ داد به آن سد هم خسارت عمده اي برساند بلكه بايد اين زمان را داشته باشيم تا بتوانيم مردم را تخليه و آب را به مرور از پشت سد خالي كنيم. در مورد ساير سازه ها هم به همين نحو است. امكان ندارد سازه ها را طوري طراحي كنيم كه اگر زلزله هم آمد تا بدانيم سازه خسارت نبيند اين اصلاً از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست اگر چنين انتظاري هم از جامعه مهندسان وجود داشته باشد اين انتظار بجا نيست. مگر ما با سازه هاي مهمي مثل نيروگاههاي اتمي روبرو شويم كه بنده مدت چهارسال مدير مطالعات سايت نيروگاه اتمي بوشهر بودم و به خوبي آنجا را مطالعه كرديم و سازه با اين زلزله طراحي و كنترل شده است. اين سازه نبايد خسارت ببيند ولي براي ساير سازه ها فرق مي كند.
در بم سازه اصلي ساختمان مخابرات كاملاً پابرجا مانده است.
وليكن ديوارهاي جداكننده اتاق ها، يعني بخشهاي غيرسازه اي يا سقف هاي كاذب خسارت ديده اند. اين كاملاً از نظر مهندسي مؤيد اين است كه اين ساختمان به خوبي عمل كرده و اگر اين انتظار را داشته باشيم كه اين ساختمان هم حتي اين مقدار خسارت نبيند، اين منطقي نيست. بنابراين در آيين نامه ۲۸۰۰ به شتاب قائم خيلي توجه نكرديم ان شاء الله امسال در جلسات حتماً به اين مسأله توجه بيشتري خواهيم كرد. توجه داشته باشيد كه اينگونه زلزله ها مانند بم دور بازگشت طولاني دارند. روي اين خيلي تأكيد دارم و طراحي براي سازه ها و ساختمانها و غيره با يك چنين شتاب هايي كه در اينجا ثبت شده از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيستند.
\ آقاي دكتر طبيعي است كه بايد آيين نامه ۲۸۰۰ رعايت شود اما شكل كنوني اين است كه هيچ كدام از سازه هاي سطح كشور براساس آن اين آيين نامه ساخته نشده اند و ما چگونه مي توانيم اينها را مقاوم بكنيم؟
* تا آنجا كه من مي دانم آيين نامه هايي براي سازه هاي موجود، حتي خشت و گلي و غيره نيز تعيين شده كه طبيعتاً رعايت اين استانداردها و آيين نامه ها مي تواند كمك بكند ولي به گمان من دولت و مجلس محترم بايد قضيه را در سطح كلان ببينند و بودجه هايي را اختصاص بدهند و به مرور مناطقي را كه داراي چنين بافتي هستند، بخصوص در جنوب كشور، با يك برنامه ريزي درست و اختصاص بودجه هاي لازم تخريب كنند و مجدداً ساختمانهاي جديد بسازند. اين خارج از حيطه بنده است.
\ به لحاظ فني فكر مي كنيد اين مسأله عملي باشد؟
* بالاخره بايد يك روزي مثل كشورهاي پيشرفته اين حركت را شروع كنيم. در بم از فردي كه ساختمانش تخريب شده بود و تعدادي از عزيزانش را از دست داده بود، پرسيدم شما كه مي دانيد زندگي در خانه خشت و گلي مي تواند چنين عواقبي داشته باشد، چرا نسبت به ساخت خانه جديدتر اقدامي نكرديد. گفت: كارمندي هستم كه ماهي صدهزارتومان حقوق مي گيرم و داراي تعدادي فرزند هستم چگونه مي توانم با اين پول ساختمان خوبي بسازم. اينجا بايد مسؤولان محترم يك تفكري داشته باشند و آنها اقدام بكنند و خارج از توان اقتصادي مردم است.
\ بافت شهرهاي كشور ما بافت روستايي و خشت و گلي است. قبل از انقلاب هم كه بحث تجميع اين روستاها مطرح شد، به خاطر همين مسأله بود كه امكان نبود اين روستاها را بياوريم در روستاهاي جديد و با يك استانداردهاي روز درست بكنيم. آقاي دكتر توضيح دادند در مورد نهضت مقاوم سازي اين نهضت از كجا بايد شروع شود و مجاري عملي آن چيست؟
* شايان فر: آغاز نهضت مقاوم سازي به يك كار فرهنگي نياز دارد و ما بايد به مردم آموزش بدهيم كه خطر بيخ گوش آنهاست و ساختمانهايي كه در داخل آن نشسته اند، چه خطراتي دارد.
يكي از سيستم هايي كه براي زدن سقف در كشور متعارف است سقفي است كه معروف به طاق ضربي است و در آن تيرهايي را به صورت عرضي مي اندازند و به وسيله آجر فاصله بين تيرها راپر مي كنند كه اصطلاحاً به آن مي گويند طاق ضربي. در اين نوع سازه شما تيري داريد كه در انتهاي آن دوتا تكيه گاه مفصلي وجود دارد اين در جلسه اول تحليل سازه ها، در درس مهندسي عمران مطرح مي شود و از آن تحت عنوان سازه اي ناپايدار ياد مي شود. يعني اينكه اين درست است كه بار ثقلي را كه عمود هست يعني همين بار وزن را تحمل مي كند ولي اگر كوچكترين مؤلفه افقي به اين تير وارد شود، اين تير راه مي افتد. همانطور كه در بم و شمال كشور ديديم كه ديوارها سرپا است ولي سقف روي مردم فروريخته است. يعني مؤلفه افقي زلزله كه وارد شد. اين تير به صورت يك غلتك حركت كرده و فروريخته است. در فصل سوم استاندارد ۲۸۰۰نيز اين نكته دقيقاً قيد شده است.
متأسفانه در ساخت وسازهاي جديد باتوجه به تجاري شدن مسكن، ساختماني را كه قبلاً دوطبقه بوده به راحتي سه طبقه كرده اند. كه ازاين كارها درخيابان امام خميني بم بسيار انجام شده است . در آنجا ساختماني بود به نام مجتمع كيميا كه نكات جدي بسياري در آن وجود دارد كه مي شودتوجه كرد. مثلاً صاحبخانه براي اينكه فضاي جديدي براي خودش ايجاد كند، در پشت بام يك طبقه اضافه كرده آن هم نه به صورت كامل . نصف سطح بنا را گرفته يك طبقه احداث كرده كه ما اين را اصطلاحاً در مهندسي سازه در ارتفاع نامتقارن مي گوييم. در پاركينگ تير را در قاب حذف كرده بود چون اگر حذف نمي كرد، براي داخل شدن اتومبيل با مشكل مواجه مي شد. ما ندانسته اين چيزها را حذف مي كنيم ونمي دانيم چه پتانسيل آسيبي در ساختمان به وجود مي آوريم. اين تغيير سختي دقيقاً باعث مي شود در همان محل اتصالات و سطح آن طبقه، نقطه بحران به وجود بياوريد. انسان عاقل از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود، در تمام زلزله هاي رخ داده، در مملكت مامي بينيد همه مسؤولان مي گويند بايد بودجه اختصاص يابد، بايد رسيدگي ونظارت شود اما بعداز مدتي همه صحبت ها فراموش مي شود. ا لآن شهرداريها برنامه اي به نام «خريد خلافي» دارند، در صورتي كه اين برنامه فاجعه آفرين است. اتفاقاً همين ساختمان كيميا آمده قسمتي را كه در طرح اوليه بادبند بوده، حذف و به جاي آن آسانسور ايجادكرده است. ظاهراً شهردار هم مجوز داده بود كه بادبند حذف شود.مگر شوخي داريم كه به پيمانكار اجازه بدهيم هربلايي دوست داشت به سر سازه ساختمان بياورد و بعداز طريق پول فلان خلاف را انجام بدهد. اين مسأله را بايد در نطفه خفه كرد. يعني بايد رفت ودرشهرداريها وصورتجلسه هايي كه تنظيم شده مواردي اينطوري را استخراج كرد . در ۲۸۰۰ اتفاقاً مؤلفه قائم را براي «تره» هم لحاظ كرده ولي محدوديت كرده كه تراس شما نبايد ازاين حد بيشتر باشد ولي مي بينيم طرف دوبرابر آن را ايجاد مي كند وشهرداري هم خلافي آن را مي گيرد.
\ چرا ساخت وساز را دست هركه خواستيم مي دهيم؟
* دكتر نيكنام: بله ماشين سازي را به دست هرشخص يا هرگروهي نمي دهيم ولي ساختمان سازي را چرا. دليلش هم خيلي واضح است . براي اينكه ديسيپليني كه لازم است ، قانونمند نشده. اگر شناسنامه اي براي ساختمان صادر شود و آن سازنده تا روزي كه اين ساختمان هست مسؤول باشد نه اينكه كسي ساختماني بسازد وبفروشد و ديگر رفع مسؤوليت شود. اين مسائل پيش نخواهدآمد. اشكال ندارد هركس مي خواهد در ساختمان سرمايه گذاري بكند ولي بايد رعايت اصول و ضوابط طراحي وشناسنامه اي درجايي ثبت شود. اگر من كه در سازندگي تبحر وتخصصي ندارم ، بدانم اگر ساختمان ۲۰سال ديگر خراب شد، به سراغ من مي آيند بدون شك درصدي از كساني كه مي خواهند فقط استفاده سرمايه گذاري داشته باشند كنار مي روند وكار بتدريج به طرف آنهايي مي رود كه اين جرأت را دارند واين شهامت را دارندكه بگويند بله اين ساختمان ۵۰سال خواهد ماند . (دوره عمر معمولي ساختمان حداقل ۵۰سال است).
\ برج مسكوني … و بيمارستان … روي گسل قرار دارند، چه كسي به اينها اجازه ساخت و ساز داده يا مثلاً گسل هاي نياوران كه ۶۰تا ۷۰شكستگي فرعي در هرگسل دارند . يا منطقه شهرك غرب كه در صورت وقوع بحران امداد رساني آن محدود به يك بيمارستان مي شود كسي پاسخگو است.
* دكتر محمديان : من مي خواهم يك مقدار ديدگاه را نسبت به ترس و وحشتي كه نسبت به گسل وجود دارد ، عوض كنم هرگسلي لرزه زا نيست اگراين را بپذيريم در آن صورت خيلي راحت تر با قضايا برخورد خواهيم كرد. گسل لرزه زا تعريف دارد . گسلي است كه در ۱۰هزار سال گذشته تا امروز فعاليتي داشته زمين لرزه اي روي داده باشد. دوم اينكه طول گسل خيلي مهم است . در تهران چندگسل عمده وجود دارد ومن بخصوص در رابطه با طرح مطالعات شبكه گاز تهران چون درگير هستم، درباره آن كار كردم و تمام اطلاعات را در اختيار دارم . گسل هاي كوچك ابتدا به ساكن حركتي نخواهند داشت . ولي اگر گسل بزرگي مثل گسل «مشاء» ، گسل شمال تهران يا گسل شمال و جنوب ري فعاليتي بكنند . اين احتمال كه گسل هاي كوچك هم به نحوي حركتي داشته باشند بسيار است واگر ساختماني برروي اينها واقع شده باشد آنها هم حركت خواهند كرد پس اگر ديدگاه را عوض كنيم كه هرگسلي نمي تواند لرزه زا باشد، راحت تر مي توانيم با قضايا برخورد كنيم. به هرحال به هيچ وجه نبايد روي اين گسل ها ساخت وسازي صورت بگيرد اما متأسفانه درهمين تهران من ساختمانهاي دولتي سراغ دارم كه همين الآن برروي گسل شمال تهران در حال ساخت وساز هستند . الآن ساختمان مهمي در منطقه دارآباد درست روي گسل شمال تهران ساخته شده است كه نمي دانم چطور تصميم گرفتند شايد قوانين لازم جهت برخورد با اين مسأله وجود ندارد . يك نقشه اوليه اي را شهرداري تهران تهيه كرده و ارائه داد.اين نقشه جاي بحث و سؤال بسياري دارد وبايد روي آن كار بشود. مثلاً مي گويند اگر فاصله از اين گسل حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ متر باشد اجازه ساخت وساز نمي دهيم. سؤال من اينجاست آيا همه گسل ها عمودي هستند، راستا لغز هستند. گسل بم راستا لغز بود. اينگونه نيست گسلي كه در شمال تهران داريم، گسل فشاري است و شيب اش به سمت شمال است يا گسلي كه در جنوب و ري داريم باز يك گسل فشاري است اينها نسبت به گسل بم گسل هاي خطرناك تري هستند. ما صرف نزديكي به گسل را در نظر مي گيريم در حالي بادر نظر گرفتن شيب گسل كانون زلزله مي تواند در فاصله دورتري قرار داشته باشد. مسأله بعدي مسأله شرايط ژئوتكنيكي محل است. به هر حال بايد بررسي شودو ببينند آيا آن خاك يا زميني كه ساختماني روي آن بنا مي شود منطقه امواج را تقويت خواهد كرد يا خير. به اعتقاد من در منطقه بم امواج زلزله تقويت شدند چون شرايط خاك و منطقه شرايطي مستعد براي تقويت امواج هستند. پس در رابطه با تهران بايد جميع مسائل را با هم ديد. صرف نزديكي به گسل و يا هر گسلي با هر طولي را نمي توانيم مبنا قرار بدهيم و بعد هم بگوييم به هيچ وجه ساختماني در اين منطقه ساخته نشود.
\ در ميان صحبت ها به مقاوم سازي بناهاي حساس و ساختمانهاي دولتي اشاره شد اما به نظرمي آيد در اين زمينه، دست كم در بخش تجهيزات اقدام جدي انجام نشده باشد.
* دكتر مهدويان: درست است پس از زلزله بم كه از ساختمان مخابرات بازديد كردم . ديدم اسكلت اصلي ساختمان پا برجاست. اما تمام تجهيزات مخابراتي در اين ساختمان منهدم شده و از بين رفته است. در ساختمان بي سبي مخابرات روبروي مسجد تجهيزاتي نصب شده و بعد از آن كف كاذب تجهيزات را مهار كردند و تجهيزات در آن سالم مانده اما تجهيزات در ساير ساختمانها كه مقاوم نبودند از بين رفته است. تصور كنيد اگر اين اتفاق در تهران يا شهر بزرگ ديگري بيفتد، واقعاً ميلياردها دلار سرمايه را ازدست خواهيم داد. در بم منبع سوخت ژنراتور در نزديكي يك ژانراتور قرار داشت به محض اينكه برق قطع مي شد، ژنراتور شروع به كار مي كرد در بررسي متوجه شدم اين منبع سوخت ۴ ـ ۵ هزار ليتري بر روي پايه اي قرار دارد كه اصلاً مهاربندي ندارد حتي چهار تا پيچ پايه هاي آن وجود ندارد خيلي راحت بر مي گردد. زلزله مي آيد برق قطع مي شود اين دستگاه بطور اتوماتيك بعد از چند ثانيه شروع به كار مي كند و روشن مي شود واين منبع همزمان بر مي گردد روي آن ژنراتور ببينيدچه وضعي پيش مي آيد و چه آتش سوزي اتفاق خواهد افتاد. تأكيد دارم در كنار مقاوم سازي ساختمان ها به بحث مقاوم سازي تجهيزات، ملزومات و تأسيسات هم توجه بسياري شود.
* دكتر شايانفر: درادامه صحبتهاي دكتر مهدويان بايد اشاره كنم چيدمان وسايل خانه هاي شخصي، نيز استاندارد دارد. فرضاً تلويزيون يا يخچال را چطور در محل مربوطه نصب كنيد اينها تمهيداتي مي طلبد چون همين يخچال بعد از زلزله ممكن است صدمات جاني پديد بياورد. به نظرم اينها را مي شود مثل ساير آموزشها ، چون كنكور پيش دانشگاهي و... به تدريج به صورت عناوين مطبوعات مطرح كرد و مردم را آموزش داد تا بدانند چيدمان خانه شخصي چگونه بايد باشد.
\ تجهيزات شبكه آب، گاز و سدهاي تهران در صورت زلزله تهران در همان ابعاد بزرگ خيلي صدمه مي بيند چه تدابيري براي اين موضوع انديشيده شده وديگر اينكه گفته مي شود مناطق امن تهران مشخص شده است اين مناطق كجاست؟
* دكتر مهدويان : بله، يكي از مسائل خيلي مهم بحث شبكه گاز تهران هست كه خوشبختانه از سال گذشته قراردادي كه امضا شد همين دانشگاه شهيد عباسپور و شركت گاز اوزاكاي ژاپن از يك طرف و شركت گاز تهران بزرگ مطالعات شروع شد. تا به امروز نتايج خيلي خوبي هم به دست آورديم آزمايش هاي متعددي روي لوله ها ، علمك ها وتأسيسات مختلف گازي شد و همه اينهار ا مستند كرديم وسعي مي شود راهكاري ارائه شود كه اگر خداي نكرده اتفاق ناگواري رخ داد، بتوانند خيلي سريع اين شبكه گاز را مهار كنند تا آتش سوزي ايجاد نشود. از جمله مي توان تهران را به چند منطقه تقسيم كرد و در صورت وقوع سانحه ،گاز همان منطقه را قطع كرد. مثلاً مي توان جايي كه گسل لوله اصلي گاز را قطع مي كند، در اطراف گسل يعني پايين و بالاي لوله شيرهاي اتوماتيك نصب كنيم كه اگر لوله قطع شد ، به صورت خودكار دو طرف لوله بسته شود و گاز بيرون نيايد. خوشبختانه لوله هاي مدفون در شهر تهران شرايط خوبي ندارند بعد از استخراج نتايج تا اواخر امسال يا اوايل بهار سال ۸۳ آنها را به اطلاع مي رسانيم. برخي مناطق شهر تهران بدليل همان شرايط ژئوتكنيكي خاك و بافت شهري، وضعيت بدتري دارند و تمام نتايج استخراج شده و در اختيار شهردار و دولت هست برنامه ريزان مي توانند تصميمات لازم را اتخاذ كنند.
\ ببينيد وقتي مي گوييد ايمن شايد منظورتان اين است كه بخشي از تهران زلزله نمي آيد يا اگر زلزله مي آيد، شديد نيست.
* بله مي شود گفت درمناطقي كه اشاره شد مانند منطقه خيابان آزادي و جمهوري خطر به طور نسبي كمتر است ولي يادتان نرود كه هيچ قطعيتي ندارد. براي اينكه مي ترسم اگر با چنين قطعيتي بگوييم يك مرتبه زمين هاي آنجا چهار برابر شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |