شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۱ محرم ۱۴۲۵
Sat, Mar 13, 2004
موسيقي
شماره ۲۷۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
يادداشتپژوهش و كميته پژوهش
يادمان
گزارشي از آغاز تا آخرين كنسرت گروه دستان
به بهانه كنسرت بهار۸۳
يادداشتپژوهش و كميته پژوهش
خانه از پاي بست ويران است!
محمدجواد بشارتي
پژوهش در موسيقي، در عصر حاضر مراحل آغازين تكامل و تدوين خود را مي گذراند. پس از يك وقفه نسبتاً طولاني در زمينه تحقيقات مكتوب موسيقي، آغاز قرن حاضر، آغاز حركت مجدد در اين زمينه است. گردآوري و آوانگاري هاي اوليه با جنبه غالب كنجكاوي و جذابيتهاي ملودي و رويكرد تاريخي دوره بعد مسيري پنجاه ساله را طي مي كند تا در آغاز دهه پنجاه، تحقيق و پژوهش موسيقي، به صورت عرصه اي مهم، جلوه كند، اما اين عمر حدود سي ساله، هنوز نتوانسته است به تبيين و تعريف دقيق ماهيت خود بپردازد. عدم تعاريف مشخص، عدم كاركرد و جايگاه اشخاص، عدم تفكيك حوزه هاي مختلف مورد بررسي در موسيقي از اين نابساماني حكايت مي كند. با اين مقدمه، نقبي به دنياي اين مفهوم، جالب توجه خواهد بود.حوزه نوشتاري موسيقي را مي توان در شاخه هاي تحقيق و پژوهش، تاريخ نگاري، تصحيح و حاشيه نويسي متون كهن، گردآوري و تدوين، زندگينامه و شرح حال نويسي، روزنامه نگاري و خاطره نويسي مفروض دانست.اين فرض مشاغل و عناوين پژوهشگر (ايضاً محقق)، مورخ، مصحح، مدون (ايضاً گردآورنده)، مشرح (شرح حال!)، موورز (روزنامه نگار!) و موخطر (خاطره نويس) را الزامي مي كند. ضمن آنكه افراد داراي تخيل و رؤياپردازي را مي توان منجم در نظر گرفت. نكته قابل توجه در اين بحث در واژه پژوهشگر نهفته است. آرايش پيدا و نهان اين واژه و سنگيني پرطمطراق استفاده از آن، سبب كاربرد وسيع كلمه شده است. در واقع در اين حوزه، جزء به مثابه كل به كار مي رود و همه مصادر مشاغل فوق، به جاي استفاده از كلمات نامأنوس و گاه غير فارسي و اديبانه (نظير مشرح، مورخ، منجم وقس عليهذا) از واژه پژوهشگر در ذيل عنوان خود بهره مي برند. اين امر، احتمال درك و دريافت اين طيف را از برنامه «فارسي را پاس بداريم» افزايش مي دهد. به هر روي، در كميته پژوهشگران خانه موسيقي از اقشار مختلف ياد شده در اين نوشتار، نمايندگاني حضور دارند. بنابراين شايد تا حد زيادي حق با اعضا باشد تا از واژه پژوهشگر (به دليل عضويت در كميته پژوهشگران) در ذيل عنوان خود سود جويند. اين كميته در بدو تأسيس با پنج چهره شاخص اين حوزه (داريوش طلايي، محمدرضا درويشي، مجيد كياني، ساسان فاطمي و هومان اسعدي) فعاليت خود را آغاز كرد. كناره گيري سه نفر در دوره اول انتخابات و دو نفر ديگر در دور دوم زنگ خطر و هشداري جدي به كميته مذكور و خانه موسيقي محسوب مي شود. زنگ خطر از آن رو كه مقايسه اعضاي هيأت مديره در بدو تأسيس و هيأت مديره انتخابي فعلي در جدي ترين كميته خانه موسيقي، نياز به هيچ طول و تفصيلي ندارد.
عدم انتشار يك اثر پژوهشي برجسته توسط هيچ يك از اعضاي انتخابي دلايل ما را در استفاده از عنوان پژوهشگر مشخص تر مي سازد.
هيأت مديره خانه موسيقي، موظف است اين روند را به صورتي جدي پيگيري كند. در حقيقت اين روند فروكاهنده، موقعيت و نماي كلي خانه و شايد جامعه موسيقي ايران را به نمايش مي گذارد. نمايشي كه انزواي موسيقيدانان جدي را به دنبال داشته است. گو اينكه آسودگي خاطر هيأت مديره و توجه به ساختار اداري كميته ها، به فراموشي تدريجي موسيقيدانان برجسته انجاميده است.
اختتاميه اين مطلب تبريك و تهنيت به اعضاي هيأت مديره انتخابي فعلي در كميته پژوهشگران است. تبريكي كه به واسطه آن، استفاده از عنوان پژوهشگر و عضو هيأت مديره كانون پژوهشگران را به امري الزامي و حياتي بدل مي كند تا به يك هويت غريبانه تن دهد. هرچند هيأت مديره پيشين نيز از كاربرد اين عناوين بر خود مي باليد، با اين حال خواننده اين مطلب هنوز از درك درست مفهوم پژوهش عاجز است.اين گناه نابخشوده، متوجه نويسنده بي انصافي است كه خود عضو اين كميته به شمار مي رود!
يادمان
تقي بينش
پژوهنده متون كهن
157233.jpg
تاريخ مختصر موسيقي ايران و شناخت موسيقي ايران، عنوان دو اثر از مرحوم تقي بينش است. ايجاز در بيان و شرح مختصري از موضوعات مهم در موسيقي، از ويژگيهاي اين دو اثر است. شايد براي گروه غالب كساني كه به موسيقي مي پردازند، يعني نوازندگان، فرصت چنداني براي غور و تعمق در تاريخ و متون كهن موسيقي، فراهم نباشد. از اين رو، دو كتاب مذكور گذري و نظري در اين زمينه است تا مدخل بحث را بگشايد.سيد محمد تقي بينش متولد ۱۳۰۰ شمسي است. او تحصيلاتش را در علوم حوزوي، علوم اسلامي و زبان عربي در مشهد و تهران گذراند. در ابتدا مقالاتي در زمينه هاي ادبي و تاريخ و جغرافياي خراسان نگاشت. پس از مدتي به دليل آشنايي به زبان عربي و علاقه به متون كهن به تصحيح و تدوين رسالات كهن موسيقي پرداخت.حاصل اين كوششها تصحيح و ارائه كتابهاي مقاصد الحان و جامع الحان (عبدالقادر مراغي)، شرح ادوار (صفي الدين ارموي) ۳ ساله موسيقي (علايي، كنزالتحف، اخوان الصفا) و رساله در موسيقي (كمال الدين بنايي هروي) است. اهميت اين رويكرد براي پژوهندگان و فرهنگ شناسان حوزه موسيقي كهن بر كسي پوشيده نيست. چه او با اين عملكرد، آثاري ارزشمند را براي تحقيق و مطالعه در اختيار پژوهشگران قرار داد.كتاب شناخت موسيقي ا يران، حاوي گذري در نظام فواصل موسيقي ادوار گذشته و نظام دستان بندي اسحق موصلي، يعقوب كندي، فارابي و ابن سينا است. ايقاع و نظام ادواري بخش ديگري از كتاب را تشكيل مي دهد و سرانجام مباحثي مربوط به تصنيف، تاريخ و سازها مطرح مي شود.كتاب دوم يعني تاريخ مختصر موسيقي ايران، حاوي اطلاعات تاريخي است. اين كتاب از دوران باستاني و اساطيري آغاز و پس از شرح حكومتهاي پيش از اسلام در دوران اسلامي ادامه يافته و به دوران معاصر ختم مي شود. هرچند روش بررسي و نگارش مرحوم بينش بخصوص در كتاب اخير مورد نقد بوده و مواردي قابل ابهام نيز در آن وجود دارد، با اين حال، هر دو اثر حاوي اطلاعاتي سودمند در اين زمينه است.سيد محمد تقي بينش در ۲۴ اسفند سال ۱۳۷۴ چشم از جهان فرو بست. يادش گرامي باد.
دستان نغمه و پشت كار
گزارشي از آغاز تا آخرين كنسرت گروه دستان
به بهانه كنسرت بهار۸۳
157230.jpg
هرچند گروه نوازي به شكل نوين، پديده اي نو با قدمت حدود هشتاد سال در موسيقي ايران است اما امروزه به يك سنت تثبيت شده در اين موسيقي بدل شده است. اين پديده نخستين بار به شكلي تقريباً ناخودآگاه، در كنسرت هاي انجمن اخوت رخ مي نمايد. سپس اركستر هنرستان موسيقي وزير است كه از تركيب سازهاي ايراني و غربي پديد آمده بود. شايد اولين گروه موسيقي به شكلي كه مدنظر ماست با تركيب سازهاي ايراني، اركستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستي فرامرز پايور باشد. در اين گروه، سازهاي ايراني و سازهاي مهجوري نظير عود، رباب و قيچك به كار مي رفت. ويلن نيز در اغلب آثار ضبط شده، مورد استفاده قرار مي گرفت.
تشكيل دو گروه مشهور شيدا به سرپرستي محمدرضا لطفي (۱۳۵۳) و عارف (۱۳۵۴) به سرپرستي حسين عليزاده و بعدها پرويز مشكاتيان، طليعه حركتي بود كه از اواخر دهه چهل شكل گرفته بود. رجوع به گذشته و توجه به اصالت و سنت هاي موسيقايي، در رأس توجه دانشكده موسيقي و مركز حفظ و اشاعه قرار داشت.
اين دو گروه با دو رويكرد متفاوت، آثاري متعدد و ارزشمند در موسيقي سي سال اخير پديد آوردند. اما به دلايل متعدد، حركت اين دو گروه، به تدريج روبه نقصان گذارد تا با كنسرت ۱۳۷۶ گروه عارف (كه البته فقط پرويز مشكاتيان از نسل قبل باقي مانده بود) روند روبه گسترش فرهنگ گروه نوازي، تا حد زيادي متوقف شود. گروه دستان، در آغاز دهه هفتاد، به عنوان گروهي منسجم، فعال و با حضور چند چهره شاخص، فعاليت خود را آغاز كرد. اين گروه پيش از آن با تكيه بر موسيقيدانان ايراني خارج از كشور شكل گرفت. حميد متبسم و كيهان كلهر از اعضاي اصلي گروه بودند. پس از مدتي محمدعلي كياني نژاد و پشنگ كامكار نيز به گروه پيوستند تا در اوايل دهه هفتاد كنسرت هايي را با آواز مرحوم ايرج بسطامي در داخل و خارج از كشور برگزار كنند. در آن زمان مرتضي اعيان نوازندگي تنبك گروه را برعهده داشت و گاه نوازندگان ديگري با گروه همكاري داشتند. بوي نوروز و بامداد (ساخته حميد متبسم) و سرو سيمين (ساخته محمدعلي كياني نژاد) محصول اين دوران است. اين گروه نشان داد حركتي پويا و منسجم را آغاز كرده است. در مرامنامه نانوشته آن حقوق اعضاي گروه، همدلي و همراهي، عدم سرپرست مشخص و تثبيت شده و رعايت مساوات، مدنظر بوده است. بامداد به عنوان اثري مهم در موسيقي ۲۰ سال اخير مطرح مي شود.
قطعه ونوشه (براي سه تار و گروه سازهاي ايراني) يك اثر مهم و جدي در عرصه گروه نوازي و موسيقي تنظيمي است. پس از چندي برخي اعضا گروه، از تركيب آن خارج شده و مسير مستقل خود را طي مي كنند از آن جمله كيهان كلهر كه با اثر شب، سكوت، كوير، به عنوان هنرمندي مستقل و صاحب ايده در موسيقي مطرح مي شود.
حميد متبسم، نوازنده تار و سه تار كه فعاليت حرفه اي خود را در كانون چاوش زيرنظر محمدرضا لطفي و حسين عليزاده آغاز كرده است.
عضو ثابت گروه دستان است. او كه سال هاست در خارج از كشور به سر مي برد، كنسرت هاي متعددي برگزار كرده است از اين رو نام دستان و نام وي، در هم گره خورده است.
گروه دستان، پس از چند سال فراز و نشيب، از سال ۱۳۷۹ فعاليت مجدد خود را با تركيب تازه اي از سر گرفت.
حميد متبسم (تار و سه تار)، سعيد فرجپوري (كمانچه)، حسين بهروزي نيا (عود)، پژمان حدادي (تنبك) و بهنام ساماني (دف)، گردهم آمدند تا با اجراي نغمه هاي محلي، بار ديگر اعلام حضور كنند. شوريده عنوان دو اثر بود كه با خوانندگي سركار خانم واعظي در خارج از كشور، مورد توجه واقع شد. قطعات دشتي (متبسم) و افشاري (فرجپوري) اين مجموعه در فرانسه، از طرف مجله لوموند صاحب عنوان شناخته شد. اعلام عنوان «شوك»، از سوي مجله مذكور، مباحثي را نيز برانگيخت. همچنين ديپلم افتخار، وزير فرهنگ و هنر فرانسه نيز به آن اعطا شد.
اين گروه، بهمن ماه امسال نيز مجموعه كنسرت هايي را در كانادا و آمريكا برگزار كرد و اعلام آمادگي خود را براي اعطاي ۵۰ درصد از عوايد كنسرت به نفع زلزله زدگان بم، عنوان كردند. اكنون اين گروه خود را آماده كنسرت بهار ۸۳ مي كند. از اولين روز بهار ،۸۳ گروه دستان مجموعه شوريده را در شهرهاي لندن، پاريس و برلين اجرا خواهد كرد. در ادامه، گروه مذكور، مجموعه مستقل ديگري را در آواز دشتي با صداي شهرام ناظري دربرلين، هانوفر، آمستردام، بركسل، كلن، سوئيس، فرانكفورت، وين و مونيخ اجرا مي كند.
حميد متبسم طي گفت وگويي از انتشار اين اثر در آينده اي نزديك خبر داد. او همچنين از اثر ديگري با صداي صديق تعريف سخن گفت كه ضبط آن پايان يافته و مراحل ميكس و پالايش خود را مي گذراند. متبسم روح همدلي و همكاري اعضاي گروه را عاملي مهم در موفقيت گروه دانست. سعيد فرجپوري، ديگر نوازنده گروه، نيز از اجراهاي آينده گروه سخن گفت. او در مورد گروه چنين توضيح داد: «حس احترام به يكديگر، رعايت حقوق ديگران، دوستي و صميميت، ما را به هم نزديك كرده است. با وجود آنكه اعضاي گروه در شهرهاي دور از هم به سر مي برند، اما با ارتباط مداوم، احساس نزديكي مي كنيم.» او در مورد شيوه تمرين و اجرا چنين پاسخ داد: «قبل از اجرا، آثار را به صورت نت يا كاست براي يكديگر فرستاده و تمرين مي كنيم. سپس چند روز قبل از اجرا، در يك نقطه مشخص گردهم آمده و گروهي، اثر را شكل مي دهيم تا براي اجراي صحنه اي مهيا شود.»
گروه دستان در كنسرت بهار آينده، علاوه بر آواز دشتي قطعاتي از موسيقي كردي را نيز اجرا خواهد كرد. فرجپوري كه به تازگي اثري با عنوان «ژوان» در زمينه موسيقي كردي منتشر ساخته، تنظيم اين بخش را برعهده دارد.
گروه دستان، از فعالترين گروه هاي موسيقي ايراني است، اين گروه كه عمده فعاليت خود را در خارج از كشور متمركز كرده است، در ايران با انتشار آثاري، موقعيت و حضور خود را خاطرنشان مي سازد. همكاري با خواننده هاي مختلف و تعدد خواننده و در حقيقت عدم وابستگي به خواننده از ويژگي هاي اين گروه است. هرچند درنظام خواننده سالاري، حضور خوانندگان مشهور، موقعيت و جذب مخاطب را تضمين مي كند. همكاري با خوانندگاني نظير مرحوم بسطامي و شهرام ناظري را نيز بايد از اين منظر، نظاره كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |