|
يادداشتپژوهش و كميته پژوهش
خانه از پاي بست ويران است!
محمدجواد بشارتي پژوهش در موسيقي، در عصر حاضر مراحل آغازين تكامل و تدوين خود را مي گذراند. پس از يك وقفه نسبتاً طولاني در زمينه تحقيقات مكتوب موسيقي، آغاز قرن حاضر، آغاز حركت مجدد در اين زمينه است. گردآوري و آوانگاري هاي اوليه با جنبه غالب كنجكاوي و جذابيتهاي ملودي و رويكرد تاريخي دوره بعد مسيري پنجاه ساله را طي مي كند تا در آغاز دهه پنجاه، تحقيق و پژوهش موسيقي، به صورت عرصه اي مهم، جلوه كند، اما اين عمر حدود سي ساله، هنوز نتوانسته است به تبيين و تعريف دقيق ماهيت خود بپردازد. عدم تعاريف مشخص، عدم كاركرد و جايگاه اشخاص، عدم تفكيك حوزه هاي مختلف مورد بررسي در موسيقي از اين نابساماني حكايت مي كند. با اين مقدمه، نقبي به دنياي اين مفهوم، جالب توجه خواهد بود.حوزه نوشتاري موسيقي را مي توان در شاخه هاي تحقيق و پژوهش، تاريخ نگاري، تصحيح و حاشيه نويسي متون كهن، گردآوري و تدوين، زندگينامه و شرح حال نويسي، روزنامه نگاري و خاطره نويسي مفروض دانست.اين فرض مشاغل و عناوين پژوهشگر (ايضاً محقق)، مورخ، مصحح، مدون (ايضاً گردآورنده)، مشرح (شرح حال!)، موورز (روزنامه نگار!) و موخطر (خاطره نويس) را الزامي مي كند. ضمن آنكه افراد داراي تخيل و رؤياپردازي را مي توان منجم در نظر گرفت. نكته قابل توجه در اين بحث در واژه پژوهشگر نهفته است. آرايش پيدا و نهان اين واژه و سنگيني پرطمطراق استفاده از آن، سبب كاربرد وسيع كلمه شده است. در واقع در اين حوزه، جزء به مثابه كل به كار مي رود و همه مصادر مشاغل فوق، به جاي استفاده از كلمات نامأنوس و گاه غير فارسي و اديبانه (نظير مشرح، مورخ، منجم وقس عليهذا) از واژه پژوهشگر در ذيل عنوان خود بهره مي برند. اين امر، احتمال درك و دريافت اين طيف را از برنامه «فارسي را پاس بداريم» افزايش مي دهد. به هر روي، در كميته پژوهشگران خانه موسيقي از اقشار مختلف ياد شده در اين نوشتار، نمايندگاني حضور دارند. بنابراين شايد تا حد زيادي حق با اعضا باشد تا از واژه پژوهشگر (به دليل عضويت در كميته پژوهشگران) در ذيل عنوان خود سود جويند. اين كميته در بدو تأسيس با پنج چهره شاخص اين حوزه (داريوش طلايي، محمدرضا درويشي، مجيد كياني، ساسان فاطمي و هومان اسعدي) فعاليت خود را آغاز كرد. كناره گيري سه نفر در دوره اول انتخابات و دو نفر ديگر در دور دوم زنگ خطر و هشداري جدي به كميته مذكور و خانه موسيقي محسوب مي شود. زنگ خطر از آن رو كه مقايسه اعضاي هيأت مديره در بدو تأسيس و هيأت مديره انتخابي فعلي در جدي ترين كميته خانه موسيقي، نياز به هيچ طول و تفصيلي ندارد. عدم انتشار يك اثر پژوهشي برجسته توسط هيچ يك از اعضاي انتخابي دلايل ما را در استفاده از عنوان پژوهشگر مشخص تر مي سازد. هيأت مديره خانه موسيقي، موظف است اين روند را به صورتي جدي پيگيري كند. در حقيقت اين روند فروكاهنده، موقعيت و نماي كلي خانه و شايد جامعه موسيقي ايران را به نمايش مي گذارد. نمايشي كه انزواي موسيقيدانان جدي را به دنبال داشته است. گو اينكه آسودگي خاطر هيأت مديره و توجه به ساختار اداري كميته ها، به فراموشي تدريجي موسيقيدانان برجسته انجاميده است. اختتاميه اين مطلب تبريك و تهنيت به اعضاي هيأت مديره انتخابي فعلي در كميته پژوهشگران است. تبريكي كه به واسطه آن، استفاده از عنوان پژوهشگر و عضو هيأت مديره كانون پژوهشگران را به امري الزامي و حياتي بدل مي كند تا به يك هويت غريبانه تن دهد. هرچند هيأت مديره پيشين نيز از كاربرد اين عناوين بر خود مي باليد، با اين حال خواننده اين مطلب هنوز از درك درست مفهوم پژوهش عاجز است.اين گناه نابخشوده، متوجه نويسنده بي انصافي است كه خود عضو اين كميته به شمار مي رود!
|