شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۱ محرم ۱۴۲۵
Sat, Mar 13, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش «ايران» از تبعات حذف ويندوز و جايگزيني لينوكس در رايانه هاي ايران
بروز ۷ خطا در ۹۷درصد رايانه هاي كشور
احمد جلالي فراهاني
157158.jpg
آنطور كه دبيرشوراي عالي انفورماتيك ايران مي گويد: قرار است تا پايان سال ۱۳۸۴ سيستم عامل جديدي تحت عنوان «سيستم عامل ملي» جايگزين سيستم مايكروسافت شود.
دكتر سپهري كه مشاور رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور هم هست اخيراً اعلام كرده براي اجراي اين پروژه بيش از شش ميليارد و ۲۰۰ميليون ريال هزينه شده است و با اين حساب بايد سال ۱۳۸۴ را ازهمين حالا سالي مهم براي صنعت انفورماتيك ايران قلمدادكرد. ولي واقعيت اين است كه با اتمام پروژه اي كه شوراي عالي انفورماتيك ايران به رهبري مركز ICT پيشرفته دانشگاه صنعتي شريف در سال ۸۰ كليدزده دردسري تازه براي كليه كساني شروع مي شود كه سالهاست به استفاده از سيستم عامل ويندوز عادت كرده اند؛ ويندوز سيستمي است كه درحال حاضر بيش از ۹۷درصد از رايانه هاي شخصي و غيرشخصي در سراسر كشور به آن مجهز است و به دليل زبان ساده و سرعت بالا توانسته جاي خود را درميان كاربران ايراني بازكند.
حال سؤال اين است كه ضرورت تغيير سيستم از ويندوز به لينوكس با صرف مبالغ هنگفت و زمان طولاني چيست؟ و آيا سيستم لينوكس مي تواند پاسخگوي نيازهاي كاربران ايراني باشد؟
سيستم عامل ملي
«سيستم عامل ملي» نامي است كه شوراي عالي انفورماتيك كشور بر روي سيستم عامل لينوكس گذاشته است و سيستم لينوكس را شايد خيلي از كاربران ايراني كه هرروز با انواع محصولات انفورماتيكي ازقبيل نرم افزار و سخت افزار سروكار دارند، نشناسند. بهتر است قبل از آشنايي بيشتر با اين سيستم و مقايسه آن با سيستم ويندوز از دلايل و انگيزه هاي شوراي عالي انفورماتيك براي اجراي چنين پروژه اي آگاه شويم.
دكترمحمدسپهري دبير اين شورا دراين خصوص مي گويد: درحال حاضر عمده رايانه هايي كه موردبهره برداري قرارمي گيرد رايانه هاي شخصي است و سيستم عامل مورداستفاده در اين رايانه ها تقريباً بدون استثنا سيستم عامل ويندوز است.
استفاده از اين سيستم مشكلاتي به همراه دارد كه عمده ترين آنها عبارتند از اينكه اولاً منبع اين سيستم دراختيار ما نيست و حفره هاي امنيتي در آن وجوددارد. از اين رو ممكن است اين حفره ها براي كاربران مشكل ايجادكند و اطلاعات آنها درمعرض نفوذ خرابكاران قرارگيرد.
ثانياً در ايران قانوني كه از نرم افزارهاي خارجي حمايت كند وجودندارد و اين نرم افزارها به طور رايگان تكثير مي شوند و همه از آن استفاده مي كنند. اگر ايران بخواهد به سازمان تجارت جهاني (WTO) بپيوندد، قطعاً ادامه اين روش امكانپذير نيست و كشور مجبور خواهدشد براي استفاده ازنرم افزارهاي خارجي، بهاي آن را بپردازد.
دكتر سپهري دلايل ديگري را هم تحت عنوان دلايل فرعي عنوان مي كند و اجراي پروژه سيستم عامل ملي را تصميمي براي روزهايي مي داند كه با شرايطي متفاوت نسبت به امروز روبرو خواهيم بود.
او مي گويد براساس تجاربي كه در دنيا وجوددارد و همچنين تجارب كشورهايي كه كم و بيش با چنين مسائلي مواجه بوده اند، چنين سيستم عاملي بايد براساس سيستم عامل هايي كه منبع آنها باز است، ساخته شود.
تهيه يك سيستم عامل ملي توسط ايران امكانپذير نيست.به دليل اينكه كار بسيار فني و پيچيده اي را مي طلبد. اما سيستم عاملي وجوددارد كه منبع آن دراختيار همگان است و به صورت مداوم توسط علاقه مندان به اين حرفه بهبود پيدامي كند و ابزارها و امكانات جديدي براي آن فراهم مي شود.
و حالا لينوكس
سيستم عاملي كه دكتر سپهري از آن سخن مي گويد «لينوكس» است.
گذشته از اينكه اين سيستم اصلاً يك سيستم خوب و كم نقص است يا نه چندسؤال درمورد گفته هاي سپهري قابل طرح است و آن اينكه اولاً اگر اين سيستم كه وي آن را سيستمي با حداقل مشكلات مي داند درخارج از ايران طراحي شده است چه اصراري بر اطلاق عنوان ملي به آن داريم؟
ديگر اينكه تقاضاي ايران براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني سالهاست كه در انتظار تصويب اين سازمان مانده و باتوجه به سياستهاي ايران و آمريكا بعيد است كه تا سالهاي بعد بتوانيم وارد مراحل اوليه اين سازمان شويم و چطورشده است كه شوراي عالي انفورماتيك از حالا به فكر روزي افتاده است كه معلوم نيست كي هست و بالاخره اينكه اگر اين شورا تا اين اندازه درمورد كپي رايت و حقوق مرتبط با آن حساس است چرا نسبت به نقض قوانيني كه همواره درعامل انفورماتيك كشورمان رخ مي دهد حساس نيست و به فكر چاره اي براي آن نيست؟ از اين گذشته، آيا واقعاً سيستم لينوكس ارزش اين همه صرف هزينه و انرژي و زمان را دارد؟ براي پاسخ به اين سؤالات بهتر است كمي درباره لينوكس بيشتر بدانيم.
سيستم عالم لينوكس متعلق به شخصي است به نام لينوكس بنديكت توروالدز (Linus Benedct Torvalds) وي در سال ۱۹۹۱ و درحالي كه دانشجوي سال دوم علوم كامپيوتر دانشگاه هلسينكي فنلاند و يك هكر خودآموخته بود در راهي قدم گذاشت كه هدف آن ايجاد حركتي براي فراهم كردن نرم افزارهاي رايگان و درعين حال با كيفيت بود.
پروژه اي كه در دنيا تحت عنوان پروژه گنو (GNU) توسط ريچارد استالمن (Richard Stallman) آغازشده بود.
وي معتقد بود برخلاف ساير توليدات انفورماتيك، نرم افزار بايد از محدوديت هاي كپي و ايجاد تغييرات در آن آزاد باشد تا بتوان روزبه روز نرم افزارهاي بهتر و كارآمدتري توليدكرد.
نام پروژه GNU مخفف Unix Gnuis Not است كه استالمن آن را با اعلاميه معروف خود در سال ۱۹۸۳ آغازكرد تا با فلسفه خودش بتواند به توليد و ارائه نرم افزار بپردازد.
او با جادوگري افسانه اي خود به تنهايي توانست ابزاري را ايجادكند كه از تمام ابزارهايي كه گروههاي برنامه نويس تجاري ايجاد كرده بودند برتر بود.
با اين حال پروژه GNU درحالي كه تا سال ۱۹۹۱ نتوانسته بودسيستم عامل رايگاني را به بازار ارائه كند، ناگهان سيستم عامل جديدي پيدا شد كه آن جوان هكر ۲۱ ساله فنلاندي نام آن را لينوكس گذاشت. با پشتيباني نرم افزارهاي پروژه GNU، لينوكس تحت مجوز GPL قرار گرفت و با اين مجوز همه توانستند كدهاي منبع لينوكس را به رايگان داشته باشند، برروي آنها مطالعه كنند و آنها را تغيير دهند.
گفته مي شود اين جوان فنلاندي كه حالا ۳۳ ساله شده هنوز يك شهروند ساده است و برخلاف «بيل گيتز» صاحب كمپاني مايكروسافت ميلياردر شماره يك جهان نيست اما آقاي توروالدز هنوز پر طرفدارترين و مشهور ترين برنامه نويس جهان است. او در حال حاضر و با حمايت شركتهاي بزرگ به طور تمام وقت بر روي سيستم ابداعي خود كار مي كند. امروزه لينوكس ميليونها كاربر در دنيا دارد و شركت IBM كه زماني بزرگترين دشمن جماعت Open Source به شمار مي رفت، حالا سرمايه گذاري هاي عظيمي در زمينه توسعه راه حل هاي "Open Source" تحت لينوكس مي كند.
لينوكس ياويندوز
در حال حاضر انتخاب اصلي براي خدمات ميزباني وب يا hosting در ايران بيش از هر چيز استفاده از سرورهاي ميزبان ويندوز است و به گفته دكتر سپهري تمام رايانه هاي شخصي تقريباً بدون استثنا از سيستم عامل ويندوز استفاده مي كنند. بنابراين اصرار براي استفاده از سيستم عامل لينوكس به اعتقاد بسياري از كارشناسان انفورماتيك غير اصولي است. اين درحالي است كه جهانگرد دبير شوراي عالي اطلاع رساني و مشاور رئيس جمهور در اين حوزه عقيده ديگري دارد. او با اشاره به تمام انتقادها و ترديد هايي كه در برابر جايگزيني لينوكس با ويندوز در كامپيوتر ايراني ها وجود دارد مي گويد: « در حال حاضر يك اختلاف بزرگ جهاني بر سر استفاده از سيستم مايكروسافت و ساير سيستم ها با عنوان Open Source يا همان منبع باز وجود دارد و تقريباً تمام كشورهاي دنيا تمايل دارند از انحصار مايكروسافت خارج شوند ما هم به دليل امنيتي و اقتصادي تمايل داريم سيستم هاي منبع باز مانند لينوكس را در ايران تقويت كنيم.»
اين در حالي است كه بسياري از كارشناسان صرف اينگونه هزينه ها را براي جايگزيني سيستم لينوكس بيهوده مي دانند. در اين باره «جلال حاجي غلامعلي» مي گويد: سيستم لينوكس با تمام شهرتي كه دارد از هفت خطاي اساسي رنج مي برد كه اين هفت خطا عبارتند از: ۱ـ انتخاب اسم رمز ساده و يا اسامي رمز پيش فرض، ۲ـ بازگذاشتن درگاه هاي (Port) شبكه، ۳ـ استفاده از برنامه هاي ناامن و يا پيكر بندي شده به صورت نادرست، ۴ـ ناكافي بودن منابع يا نامناسب بودن ارجحيت ها، ۵ـ استفاده از نرم افزارهاي قديمي ، ۶ـ نگهداري User ID هاي قديمي و غير لازم و تهيه شناسه هاي عمومي، ۷ـ به تعويق انداختن فعاليت هاي مهم در زمينه ايجاد امنيت.همچنين اخيراً سه نقطه ضعف جديد در سيستم عامل لينوكس معرفي شده است كه به يك كاربر ساده اجازه مي دهد تا كنترل كامل يك سرور يا ايستگاه كار لينوكس را به دست بگيرد.
در اينجا گفته مي شود دو مورد از اين نقطه ضعف ها مربوط به نحوه مديريت حافظه در Kernel سيستم عامل است و اين دو نقطه ضعف در تمام نسخه هاي لينوكس وجود دارد كه نقطه ضعف سوم نيز مربوط به نحوه ارتباط Kernel سيستم عامل با كارت گرافيكي ATIRage است. البته باوجود اهميت اين نقاط ضعف جديد، امكان سوءاستفاده گسترده و همگاني از آنها در محيط لينوكس وجود ندارد و يك فرد خرابكار در نهايت مي تواند تنها يك رايانه آسيب پذير را مورد هدف قرار دهد. اين در حالي است كه در محيط هاي ويندوز هر نقطه ضعف كوچكي مي تواندبه صورت گسترده و فراگير مورد سوءاستفاده افراد خرابكار و ويروس ها قرارگيرد و در نهايت مجموعه بزرگي از رايانه هاي آسيب پذير را تحت تأثير قراردهد.
البته طرفداران استفاده از سيستم لينوكس، مهمترين ويژگي اين سيستم را نسبت به سيستم هاي عامل انحصاري در اين نكته مي دانند كه اين سيستم نرم افزار آزاد است و هيچ شركت، دولت يا گروهي صاحب آن نيست. آنها همچنين امنيت بسيار بالا به دليل وجود ديواره آتش در هسته سيستم عامل لينوكس و همچنين وجود لايه هاي امنيتي مختلف در آن، تعداد انگشت شمار ويروس هاي رايانه اي شناخته شده براي آن، پايداري بسيار بالا به دليل طراحي درست هسته ، سرعت بالاي سيستم عامل، قيمت بسيار پايين آن و توانايي بهره وري از ۸ پردازنده به صورت همزمان را از نقاط قوت اين سيستم مي دانند.
اين در حالي است كه بسياري از كارشناسان اعتقاد دارند امنيت بالاي لينوكس به اين دليل است كه هنوز مورد توجه خرابكاران قرارنگرفته و اگر اين سيستم مانند ويندوز كاربرد فراوان داشته باشد، بدون شك معايب امنيتي و ديگر نواقص آن مشخص خواهدشد. همچنين دكتر سپهري درخصوص موانع اصلي در راه استقرار سيستم لينوكس ملي مي گويد: «نفوذ سيستم عامل ويندوز بسيار گسترده است. بنابراين گسترش دادن سيستم عامل ملي براساس لينوكس به سهولت انجام نمي شود و مدتها طول مي كشد تا كاربران غيرحرفه اي ترغيب شوند با اين سيستم كار كنند.» گرچه او معتقد است كه مي توان اين سيستم را طوري ساخت كه به سهولت كاربري سيستم هاي مبتني بر ويندوز را هم داشته باشد.
عبور از پل فيروزه
غسل تعميد ايرانيان
آيين ها و مراسم مربوط به سور و سوگ جمعي، به عنوان بخشي از عناصر فرهنگي يك قوم، بطور تدريجي در طول زمان نشو و نمايافته، از هزاره ها و سده ها گذشته و اسطوره وار به صورت كنوني به دست نسل امروز رسيده است.
به رغم تمام دگرگونيهاي ژرف در سده هاي اخير، ما هنوز هم دم گرم نياكان دور خود را در زندگي روزانه احساس مي كنيم؛ در زباني كه بدان سخن مي گوييم؛ در باورهايي كه به طور نقلي يا عقلي پايبنديم؛ در خوراك و پوشاكي كه براي زيست و ساز فراهم مي آوريم؛ در پيوند زناشويي، جشن و سوگ خانوادگي، قومي و ملي؛ در آميزه رنگ ها و آهنگها و خلاصه در ميراث فرهنگي، مادي و معنوي، اثر انگشتان و نفس نافذ نياكان كهن خود را مي يابيم. ما، به عنوان انسان انس گيرنده، نه تنها از فرهنگ قومي به مثابه «آب حيات اجتماعي و غسل تعميد» جمعي جان گرفته ايم، بلكه پيوسته در دريايي از سنن و آدابي شناوريم كه در هر قطره آن جان اقوام واجداد خودي و بيگانه نهفته است. به همين سبب مي گويند: «مردگان بر زندگان حكومت مي كنند.»
سنن و آداب كنوني هر قوم كه قديمي باشد يادماني از گذشته هاي دور دارد، حتي اگر گذشت زمان رنگ وجلاي آن را زدوده يا رنگ نويي بدان زده باشد. گرچه بسياري از آداب و رسوم در جريان تحول، اهداف ظاهراً ديني يا دولتي يافته اند ولي هرگز نقش اساسي خود، به عنوان عنصر پيوندگر اعضاي يك قوم يا افراد ملت را از دست نداده اند.
دكتر داورشيخاوندي، پژوهشگر علوم اجتماعي ـ ۱۳۸۰


|   شناسنامه   |   آرشيو   |