|
سفر و تعطيلات نوروز در ميان جوانان
نمي خواهم لحظه تحويل سال بين راه باشم
|
|
|
«سفر؟ كجا بريم؟ شمال، جنوب؟ يا نه يك كم آن ورتر بهتره؟، مثلاً دوبي، تركيه و ... بازاركيش و قشم هم داغ داغ است. نه اصلاً دور سفر را يك خط قرمز گنده بكش، توي عيد كه نبايد سفر رفت آدم توي خونه خودش باشه بهتره، اينطوري بيشتر مي چسبه.» خب حالا چه كاركنيم؟ بالاخره مسافرت برويم يا نرويم؟ «صدف» مخالف است. خيلي هم سفت و سخت. «آخه عيدها تازه تهران خلوت مي شه، آدم مي تونه يك نفس راحت بكشه و ...». اما عوضش «سعيده» از اينكه امسال نمي تواند تعطيلات نوروز را در سفر بگذراند حسابي دمخ است. «همه اش زير سر اين كنكور كوفتي است، امسال برادرم بايد درس بخونه و به اين خاطر هم ما مي توانيم بريم مسافرت.» «سعيده» درست برخلاف نظر صدف، عقيده دارد تهران طي تعطيلات عيد خيلي خلوت و دلگير مي شود. او سفر عيد را براي فرار از اين سكوت و دلگيري دوست دارد. «اين صدف را من مي شناسم خيلي بي حال و حوصله است مثل تابلوي حرف زدن ممنوع بيمارستانها است.» خب اما مسأله اساسي اين است كه تكليف ما با جوانهايي مثل «صدف» روشن است . آنها اهل سفر كردن در عيد نيستند. اما فكر مي كنيد بچه هاي گروه دوم كجاها را براي گذران تعطيلات نوروز انتخاب مي كنند؟ گروهي كه در جواب اين سؤال كه «چرا سفر مي كنيد؟» «يك ترجيع بند را مدام تكرار مي كنند «خسته شديم، مي خواهيم يك كم تفريح كنيم، تنوع و ...» شمال؛ جنگل و كوه و دريا دريا، شمال اولين جاهايي هستند كه به نظر جوانها مي رسند. نمي دانم چه حسابي است همه يا نه بيشتر جوانها دوست دارند حتي اگر شده يك روز از تعطيلات نوروز را راهي شمال كشور شوند؟ «مونا» مي گويد: «من عاشق موج و دريا هستم به همين خاطر دوست دارم حتماً راهي شمال بشويم.» او از دريا لذت مي برد چراكه همواره متلاطم است و مواج: «درياي شمال برخلاف خليج فارس و ... خيلي مواج است، اين رفت و برگشت موجها، يك حس خوبي به من مي دهد.» «سپيده» هم با اينكه تمام دوران دانشجويي اش را همراه دوستانش در جنگل و دريا گذرانده بازهم دوست دارد تعطيلات امسال را ميان جنگلهاي بلوط و افرا بگذراند. «من عاشق بوي مرطوب نعناهاي جنگلي ام.» جنوب؛ غروبها لب شط... بله، بازهم حرف شط و خليج و ... است. خيلي ها دوست دارند حتي براي يك ساعت هم كه شده غروبهاي خليج و شط كارون و ... را تجربه كنند. «مينا» يكي از همان خيلي ها است. «نگاه كردن غروب خورشيد كنار آب و هواي نمناك و آوازهاي ماهيگيرها يك حال و هواي ديگري دارد.» «مينا» عاشق سكوت و سكون خليج است.» ما حتماً توي اين تعطيلات سري به جنوب مي زنيم.» شرق؛ لحظه تحويل سال و صداي نقاره ها نمي دانم تا حالا عيدها، مشهد بوده ايد يا نه؟ مخصوصاً لحظه تحويل سال. آنها كه رفته اند مي گويند: «ديدني است.» «موقع تحويل سال، بيشتر مردم جمع مي شوند در حرم امام رضا(ع)، رو به گنبد مي ايستند. باورتان نمي شود، هيچ كس با ديگري حرف نمي زند، نگاهها به سمت گنبد است و زير لب زمزمه مي كنند. وقتي هم كه به قول معروف توپ درمي رود، صداي نقاره خانه دل آدم را مي لرزاند.» اينها را «سعيد» مي گويد. او يكبار در كودكي اين حال و هوا را تجربه كرده است. «سعيد» آرزو دارد امسال هم بتواند لحظه سال تحويل را در مشهد باشد و زير لب زمزمه كند....» غرب؛ سپيده «زريبار» و شبهاي «آبيدر» وقتي حرف سفر مي شود كمتر كسي از غرب ياد مي كند. نمي دانم مشكل از كتابهاي جغرافيا است كه اينطور ما را بي اطلاع گذاشته يا از تنبلي خودتان است. به هرحال آنهايي كه گذارشان به سمت غرب افتاده، بد جور عاشق كوهها و جنگل هاي اين مناطق شده اند. «مرتضي» عاشق شبهاي خنك «آبيدر» سنندج است. «من زياد درباره مناطق ديدني و توريستي غرب اطلاعات نداشتم اما براي اردوي فارغ التحصيلي دانشگاه ، غرب ايران را انتخاب كرديم، واقعاً ديدني است. او دوست دارد عيد امسال سري به درياچه زريبار مريوان بزند. «صبحها كه آفتاب درمي آيد، درياچه ديدني مي شود، پيشنهاد مي كنم شما هم عيد امسال غرب را انتخاب كنيد؟» كيش ـ قشم؛ جنگل حرا، دلفين و ... چندسالي است بدجور دچار تب كيش و قشم شده ايم. بعضي ها به هواي خريد و تجارت و البته تعدادي هم دنبال جنگلهاي حرا و دلفين ها راهي مي شوند. اما آنهايي كه كنار گزينه كيش و قشم را علامت مي زنند با بقيه يك فرق نه چندان جزيي دارند و آن هم قضايايي جيبي است. «مارال» معتقد است تورهاي دانشجويي به راحتي با هشتاد هزار تومان اين مشكل را حل كرده اند. اما مسأله اين است كه همين مقدار ناچيز از نظر او براي خيلي از جوانها مسأله مهمي است. او عيد پارسال را همراه يكي از اين تورها در كيش گذرانده است و آنطور كه تعريف مي كند، خيلي خوش گذشته و امسال هم قصد دارد تعطيلات را كنار جنگل هاي حرا و دلفين هاي بازيگوش بگذراند. كمي آن ورتر؛ دبي، تركيه، ارمنستان، تايلند و ... براي آنها كه مسائل جيبي اشان واقعاً حل شده است، دبي، تركيه و ... به عنوان مقصد چند روزه براي گذران تعطيلات عيد حتماً مورد توجه است. اين را تعداد آگهي آژانس هاي مسافرتي و توريستي موجود در صفحات آگهي روزنامه ها مي گويند. نمونه اش همين «مهرداد» كه در بدر دنبال يك آژانس درست مي گردد تا بتواند عيد امسال را در ارمنستان باشد. او پارسال با يك تور دانشجويي و با پرداخت ۱۵۰۰۰۰ تومان راهي تركيه شد و البته سال تحويل را در يكي از هتل هاي بين راه تركيه گذراند. «ولي امسال اميدوارم سال تحويل بين راه نباشم، اينجوري آدم آرامتر است.» به هرحال اگر اهل سفريد و مايه تيله هم داريد، بجنبيد جا نمانيد. يك كوله پشتي و يك كم خرت و پرت. خيلي بار اضافي هم برنداريد بلكه جا براي چپاندن سوغاتيها داشته باشيد اگر هم اهل سفر كردن نيستيد و دوست داريد در خانه هايتان ميخكوب شويد، لطف كنيد كمتر مقايسه آدمهاي بي حال و حوصله غم باد گرفته را به خود بگيريد. در هر دو صورت خوش باشيد. • سحر طلوعي
|