دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۳ محرم ۱۴۲۵
Mon, Mar 15, 2004
فرهنگ و هنر
شماره ۲۷۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
درباره «چارليز ترون»، برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر زن سال
درباره «چارليز ترون»، برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر زن سال
عين يك قاتل حرفه اي!
157491.jpg
منبع : لس آنجلس تايمز
چارليز ترون هنرپيشه زن ۲۹ساله متولد آفريقاي جنوبي هميشه يك بازيگر سطحي شناخته مي شد. پس چگونه شد كه امسال به خاطر ايفاي درخشان و منطبق براصول وحقيقت نقش ايلين وورنوس يك قاتل زنجيره اي زن واقعي در «هيولا»، اسكار بهترين بازيگر زن نقش اول سال را برد؟ در پاسخ بايد موارد ذيل را ارائه داد:
ترون به رغم سن نه چندان زيادش فاصله بين مزرعه محل رشدش در آفريقاي جنوبي تا بالاترين سكوي افتخار در هاليوود را با مرارت زياد و در مدتي بسيار طولاني پيموده است. تحت هر شرايطي او هيچگاه با عامل خشونت كه در «هيولا» آ ن را به بهترين شكل به نمايش مي گذارد، ناآشنا نبوده است. او وقتي فقط ۱۵سال داشت، شاهد كشته شدن پدرش به دست مادرش بود. پدر وي در حالت مستي به خانه بازگشته و مي خواست چارليز و مادر وي را بكشد و مادر در دفاع از خود و دخترش به وي شليك كرد.
ترون كه امسال جايزه گولدن گلاب بهترين هنرپيشه دراماتيك زن سال را نيز به خاطر بازي در «هيولا» برده، با جمع آوري اين موارد گفته است: «اين رويدادها و توفيق تازه من واقعاً عجيب و ديوانه كننده است، هرچه باشد من از يك محل كوچك در آفريقا مي آيم. آن مكان كجا و مراسم اسكار و گولدن گلاب و اول شدن در آنها كجا؟»
يك تحول عظيم
با اين حال بايد پذيرفت او ديگر آن آدم كوچك سابق نيست و بازي او در «هيولا»، فيلمي كه وي براي ايفاي نقش ايلين وورنوس در آن ۱۴كيلو به وزن بدنش اضافه كرد، گريم سنگيني را برچهره اش حك كرد، دندان هاي مصنوعي زشتي را مورد استفاده قرارداد و از لنزهاي تيره سود جست (تا چشم هاي روشنش را پنهان كند و كاملاً مثل وورنوس شود) تحول عظيمي در كار وي بوده و زندگي هنري او را زير و رو كرده است و از يك بازيگر معمولي و شبيه به دكور، بازيگري ساخته كه حالا از معتبرترين بازيگران در هاليوود و متعلق به جمع ۱۰بازيگر اول زن اين شهر سينمايي است.
عين وورنوس
ترون براي اين كه كاملاً به نقش بخورد و عين وورنوس شود، مطالب زيادي راجع به وي مطالعه كرد و بويژه نامه اي را كه او درباره خودش و زندگي اش نوشته و يك شب مانده به اعدامش (در زنداني در فلوريدا به سال ۲۰۰۲) به پتي جنكينز كارگردان زن سازنده «هيولا» داده بود، به دقت خواند. نتيجه آن است كه ترون در اين فيلم، خود وورنوس است. همانقدر محكم، تند، رنج كشيده و قاتل. همان زني كه براي جبران ظلم هاي رفته بروي برطبق مدارك و پرونده هاي اداره پليس آمريكا حداقل ۶ مرد را كشت و سرانجام بازداشت، محاكمه و اعدام شد.
***
چارليز ترون متولد منطقه بنوني در حومه ژوهانسبورگ در ۷آگوست ۱۹۷۵ است كه او را در خردسالي به يك مدرسه متوسط شبانه روزي فرستادند. او بسيار زود به كارهاي هنري علاقمند شد و از ۱۴سالگي به طراحي لباس پرداخت و سپس به اروپا رفت و از ۱۸سالگي وارد لس آنجلس شد و كار بازيگري را در آنجا آغاز كرد. مي گويند يك مدير استعداديابي وابسته به استوديوهاي سينمايي روزي ترون را در بانكي ديده، در حالي كه با مأمور يكي از باجه ها برسر نقد كردن چك اش دعوا مي كرده و همان جا وي را براي بازي در فيلم و سينما مناسب تشخيص داده است.
و البته همين خوي تند كه در تضاد با ظاهر آرام و آراسته وي نشان مي دهد و عزم محكم ترون، مشخصه ممتاز او و دليل اصلي توفيق هاي وي بوده است. به آرامي بازي ترون در فيلم هاي مختلف مطرح و شروع شد و از آن جمله مي توان به «شريك شيطان» در كنار كيانو ريوز در سال ،۱۹۹۷ «شهرت» كار سال ۹۸ وودي آلن و «شغل ايتاليايي» ديگر فيلم سال ۲۰۰۳ وي اشاره كرد و «قواعد خانه سايدر» را نيز در سال ۱۹۹۹ از قلم نيندازيم.
تغيير يك روند
اما در اكثر قريب به اتفاق اين فيلم ها ترون نقشي معمولي و ظاهري را بازي كرده و چيزي بيش از اين را هم از او نخواسته بودند. «هيولا» تمامي آن روند را عوض كرده و براي اولين بار از او يك چهره عميق در هنربازيگري ساخته است. حسن او قدرت غلبه برمشكلات است. شايد براي هر زن ديگري ديدن به هلاكت رسيدن پدر مي توانست ويران كننده باشد ولي ترون مي گويد به رغم اين كه آن اتفاق جزيي از وجود وي است اما نگذاشته است برزندگي وي حكم براند.
حكم تقدير
ترون كه ساير فيلم هاي عمده اش «افسانه بگرونس» و «جويانگ قدرتمند» (فيلمي كينگ كنگ وار!) بوده اند، معتقد است وورنوس كه او نقش اش را در فيلم جنيكنز بازي كرده، انگار به حكم تقدير بايد يك زندگي تلخ و سخت و محكوم و منتهي به مرگ را از سرمي گذرانده است. او مي گويد: «زندگي وورنوس مثل جوي و نهري بود كه آب درون آن سرازير شده و به پيش مي رفت و پايان آن مشخص بود و تنها كاري كه وي كرد، تسريع حركت آب جوي بود. به هر حال وظيفه ما است كه در عالم فيلم و سينما قصه زندگي مردم دردمند و مشكل دار را شرح بدهيم و فقط قصه ها زيبا و بيش از حد رؤيايي و خيالي نينديشيم.»
به سمت سايه
به اعتقاد ترون و همچنين پتي جنيكنز، زندگي تلخ و بالنسبه كوتاه وورنوس نشانه و سندي براين حقيقت است كه چگونه قواعد اجتماعي معيوب و پر از ظلم آمريكا و نبود قواعد انساني و انصاف در اين كشور، مردم را به بيراهه مي كشاند و كساني را كه مي توانند بالقوه آدم هاي خوبي باشند، به جنايتكاران بالفطره و قاتلان زنجيره اي بدل مي كند و به گفته او اعدام اين گونه افراد نيز نه حلال مشكلات بلكه فقط پاك كننده صورت مسأله است. ترون مي افزايد: «بايد قواعد را طوري درست كرد كه تعداد خلاف ها و جنايات در درجه اول كم شود و مردم به اين سمت كشيده نشوند و گرنه اعدام به تنهايي مشكلي را حل نمي كند و حتي يك پيام بازدارنده براي ديگران نيست. وورنوس نمونه آدمهاي بيشماري است كه براثر مظام اجتماعي حاكم برغرب، به سمت سايه و زندگي در ظلمات كشيده شده و سپس به ناچار همان خلاف هايي را انجام داده اند كه ديگران در مورد آنها صورت داده بودند.»
تقليد از دونيرو
ترون معروف است كه براي بازي به نقش وورنوس، از بازي حساب شده و درخشان رابرت دونيرو در «راننده تاكسي» كارجذاب سال ۱۹۷۶ مارتين اسكورسيسي خط و الهام گرفته و بارها آن را ديده و براي خود الگو گذاشته و سعي كرده است نوع ستوه و پريشاني روحي كاراكتر دونيرو را كه در آن فيلم به قتل و محو برخي نشانه هاي فساد و تبهكاران در شهر نيويورك كشانده مي شود، در بازي خود جلوه گر كند. با اين حال كاراكتر وورنوس طوري با ترون آميخته شده كه بعيد است بزودي از وي جدا شود. حرف آخر را از زبان خودش بشنويم:
«آنقدر با وورنوس زندگي مي كردم و طي تمام ساعات كار او را با خود حمل مي كردم و حتي در اوقات استراحت وي را از خود دور نمي ساختم كه يك روز غروب جنيكنز رو به من كرد و گفت: «چارليز، آيا حواست جمع است؟ بچه ها همه به خانه رفتند، بخاطر دندان هاي مصنوعي زشت ات. لااقل حالا آنها را از دهانت خارج كن. ولي من حتي متوجه پايان كار در آن روز و رفتن ساير عوامل صحنه و كادرهاي اجرايي به خانه نشده بودم.»
سوفيا كاپولا واسكار
157485.jpg
مترجم: شيلا ساساني نيا
منبع: رويتر
پس از گذشت ده سال از زماني كه منتقدان بازي مكانيكي و غيرقابل انعطافش را در پدرخوانده سه به تمسخر گرفته بودند سوفيا كاپولا اين روزها باز هم خبرساز شده و با بردن اسكار «دردانه» هاليوود لقب گرفته است.
كاپولاي ۳۲ ساله، دختر فيلمساز شهير «فرانسيس فوردكاپولا» هفته گذشته نخستين اسكار خود رابه خانه برد. اسكاري در شاخه بهترين فيلمنامه غيراقتباسي براي فيلم گمشده در غربت كه داستان دو آمريكايي تنها و غريب را در توكيو روايت مي كند. سوفيا كاپولا همچنين نامزد اسكار بهترين كارگرداني بود، عنواني كه براي نخستين بار نصيب يك زن كارگردان آمريكايي شده بود اما در نهايت افتخار اين پيروزي به حريف قدرتمند تري به نام «پيتر جكسون» رسيد كه فيلم «ارباب حلقه ها»ي او در يازده شاخه مختلف اسكار گرفت.
«گمشده در غربت» كه دومين فيلم كاپولا در مقام كارگرداني به شمار مي آيد با بودجه بسيار كم چهارميليون دلار و در ظرف ۲۷ روز فيلمبرداري شد اما طي چند ماه اخير به خاطر اصالت داستان و طنز ظريفش با تحسين بسياري از منتقدان مواجه شده است.
حال كاپولاي جوان با دريافت اين اسكار از زير سايه شهرت پدر معروفش «فرانسيس فورد كاپولا» ـ كه همواره خود را مديون تشويق ها و كمك هاي او مي دانسته ـ بيرون آمده و عنوان افتخارآميز يك كارگردان زن جوان، مستقل و با استعداد را به دوش مي كشد. سوفياي خجالتي به هنگام دريافت اسكارش گفته بود: «نمي توانم باور كنم در اين جايگاه ايستاده ام. پدر به خاطر هر آنچه به من آموخته ايد از شما تشكر مي كنم!» او بعد در جمع خبرنگاران و درحالي كه هنوز در شوك اسكار به سر مي برد افزود:« واقعاً افتخار بزرگي است هيچ وقت فكر نمي كردم كه پدرم مرا در حين بردن اسكار تماشا كند و اين واقعاً هيجان انگيز است.» سوفيا كاپولا در اين جمع خاطرنشان كرد كه عليرغم آنكه همواره سر صحنه هاي فيلمبرداري پدرش حضور داشته و به عبارتي ديگر با فيلمسازي بزرگ شده بود هيچ وقت تا قبل از رفتن به كالج و ساخت يك فيلم كوتاه در همان زمان به فكر فيلمسازي نيفتاده بود. تا پيش از «گمشده در غربت» سوفيا كاپولا به خاطر بازي در نقش ماري كرلئونه در پدرخوانده ۳ (۱۹۹۰) معروف بود. كاپولا در حقيقت جايگزين وينونا رايدر در اين فيلم شده بود اما بازي ضعيف و غيرقابل انعطافش در اين فيلم واكنش منفي منتقدان را برانگيخت و فرانسيس فورد كاپولا به خاطر داشتن تعصبي كوركورانه در قبال دخترش متهم شد. نخستين فيلم بلند سوفيا كاپولا در مقام كارگرداني «خودكشي باكره ها» بود كه در سال ۱۹۹۹ به بازار سينما عرضه شد اما علي رغم آنكه واكنش خوبي از سوي منتقدان دريافت كرد به اكران بسيار محدودي درآمد.
كاپولاي جوان ماهها براي تشويق «بيل موري» به بازي در فيلم «گمشده در غربت» وقت صرف كرد، براي او فيلمنامه فيلم را صفحه به صفحه فكس مي كرد و توضيحات لازم را در هر قسمت به او مي داد تا اينكه فيلمبرداري در ژاپن انجام گرفت و موري بالاخره به بازي در اين فيلم تن داد. او در اين فيلم نقش هنرمندي را بازي مي كند كه سرگرم ساخت يك آگهي تجاري در مورد يك نوشيدني است و همين بازي درخشان به گفته منتقدان بهترين بازي او تا به اين لحظه بوده است. او حتي نامزد اسكار بهترين بازيگر مرد شد اما در نهايت اين تنديس طلايي به شون پن براي ايفاي نقش در فيلم «رودخانه مرموز» رسيد.
كاپولا با اشاره به اينكه هرگز فكر نمي كرد اسكاري دريافت كند يادآور شد كه تا پيش از «گمشده در غربت» فيلمنامه غيراقتباسي ننوشته بود. او گفت: «منظورم اين است كه واقعاً پلاتي وجود نداشت و من فقط سعي داشتم فيلمنامه را يك جوري تمام كنم.» كاپولا اين كارگردان جوان و مستعد درباره برنامه كاري خود در آينده مي گويد: «مي خواهم فيلم بسازم و از اين رو دريافت اين اسكار واقعاً دلگرم كننده است. مي خواهم دوباره كارم را با نوشتن فيلمنامه از سر بگيرم!»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |