دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۳ محرم ۱۴۲۵
Mon, Mar 15, 2004
حوادث
شماره ۲۷۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
سرقت مسلحانه
از پمپ بنزين
گروه حوادث: سارقان مسلح با حمله به يك پمپ بنزين، اقدام به سرقت ۵۰ ميليون ريال وجه نقد كردند.
اين حادثه نيمه شب پنجشنبه ۲۱ اسفندماه سال جاري در بلوار ميرداماد اتفاق افتاد. بنا به اين گزارش، ساعت ۳ نيمه شب پنجشنبه يكي از كارگران پمپ بنزين بلوار ميرداماد در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد چهار سارق مسلح با حمله به پمپ بنزين و تهديد آنها، اقدام به سرقت ميليوني از آنجا كرده اند. پس از اطلاع به كلانتري ۱۰۳ گاندي، اكيپي از مأموران در محل حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند. يكي از كارگران پمپ بنزين در بازجويي ها به مأموران گفت: ساعت ۳ نيمه شب بود و دو تن از همكارانم در اتاق مشغول استراحت بودند و من در پمپ بنزين مشغول كار بودم. هيچ اتومبيلي در جايگاه نبود، بعد از لحظاتي خودرو پيكان سفيدرنگي كه چهار سرنشين داشت، وارد پمپ بنزين شد و سه جوان وقتي از آن پياده شدند، ناگهان با قمه و شمشير به طرف من حمله كردند و با زور مرا در داخل اتاقي كه همكارانم در حال استراحت بودند، بردند و از ما خواستند تا در كمدهايي را كه پولها را در آن قرار مي داديم، باز كنيم. وي در ادامه گفت: وقتي در كمد را باز كرديم، آنها مبلغ ۵۰ ميليون ريال را سرقت كرده و پس از قطع كردن سيم تلفن، فرار كردند. پس از فرار آنها، خود را به يك تلفن عمومي رساندم و بلافاصله با پليس تماس گرفتم.
قتل يك زن جوان در كاشانك
157500.jpg
بازپرس عرفان؛ در حال بازجويي از متهم
گروه حوادث: دختر يكي از مسؤولان عاليرتبه بانك مركزي در آپارتمان مسكوني اش واقع در منطقه كاشانك تهران به قتل رسيد.
راز اين جنايت هنگامي فاش شد كه خواهر قرباني حادثه براي سركشي به خانه او مراجعه كرده و با در بسته آپارتمان روبرو شد. بنابه اين گزارش: اين زن وقتي ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه عصر روز شنبه ۲۳ اسفندماه سال جاري زنگ آپارتمان خواهر ۲۳ ساله خود را به صدا درآورد و كسي در را به رويش باز نكرد، احساس كرد بايد حادثه ناگواري رخ داده باشد.
وقتي دقايقي بعد وي به همراه سرايدار و يكي از همسايه هاي مجتمع آپارتماني شماره ۵ خيابان شيراز قفل در را شكستند و وارد آپارتمان طبقه دوم شدند، در جريان جست وجوي داخل آپارتمان، اثري از زن صاحبخانه بدست نيامد.
آنان در ادامه جست وجوهاي خود وقتي در كمد يكي از اتاق خواب ها را باز كردند با پيكر بي جان «الهام» روبرو شدند.
اين زن كه تصور مي كرد خواهرش بي هوش شده است، بلافاصله او را به بيمارستان لبافي نژاد انتقال داد ولي در جريان معاينات پزشكي مشخص شد كه ساعاتي از مرگ او مي گذرد. بنابراين مأموران پليس ۱۱۰ را درجريان ماجرا قرار داد. لحظاتي بعد اكيپي از مأموران كلانتري ۱۲۳ نياوران به سرپرستي سرهنگ حريري ـ رئيس كلانتري ـ خود را به محل حادثه رساندند.
مأموران وقتي وارد آپارتمان شدند هيچ نشانه اي از وقوع درگيري بين قرباني حادثه و عامل يا عاملان جنايت ديده نمي شد ولي نحوه چيده شدن ميوه ها روي ميز نشان مي داد كه صاحبخانه قبل از وقوع قتل ميهمان داشته است.
از طرف ديگر با توجه به اينكه هيچ نشانه اي از ورود به زور برروي در ورودي آپارتمان مشاهده نمي شد كارآگاهان دريافتند شخصي كه وارد محل جنايت شده است از قبل با قرباني حادثه آشنايي داشته است. بدين ترتيب خواهر قرباني جنايت از سوي پليس تحت بازجويي قرار گرفت.
وي در اين باره گفت: قبل از ظهر روز حادثه به همراه خواهرم به مطب دندانپزشكي رفته بوديم، پس از پايان كارمان او از من جدا شده و به خانه خودش رفت ولي در ميان صحبت هايي كه با هم داشتيم متوجه شدم يكي از بستگان شوهرش قرار بود براي انجام كاري به خانه آنها برود.
شوهرخواهرم براي مسافرت به كيش رفته بود و قرار بود عصر شنبه بازگردد.
من ساعت ۴ عصر بود كه با خواهرم تماس گرفتم ولي هيچ كس پاسخ تلفن را نمي داد. بنابراين نگران شدم و تصميم گرفتم شخصاً به خانه او بروم. وقتي هرچه در زدم كسي در را باز نكرد با كمك سرايدار و يكي از ساكنان مجتمع مسكوني با استفاده از پيچ گوشتي قفل در را شكستيم و وارد آپارتمان شديم.
* قاتلي با چشمان زاغ
ساعت ۲۰ شامگاه جنايت، وقتي به دستور بازپرس عرفان، تيم ويژه جنايي از اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران به اقدامات علمي اطلاعاتي پرداختند با پي بردن به اين كه يكي از بستگان «الهام» در خانه وي ميهمان بوده است به رديابي اين ميهمان دست زدند. در اين شاخه تحقيقي، كارآگاهان جنايي به بازجويي از همسايگان قرباني پرداختند و دريافتند آنان مردي با چشمان زاغ و موهاي جوگندمي را ديده اند كه وارد ساختمان شده و به خانه «الهام» رفته است. بدين ترتيب، متهم چشم زاغ تحت تجسس قرار داده شد و پليس جنايي دريافت عموي شوهر «الهام» داراي چنين مشخصاتي است و از جانب آنان به قتل متهم شد.
* متهم در محاصره پليس
كارآگاهان موفق به محاصره خانه متهم چشم زاغ در خيابان شريعتي شدند و او را دستگير كردند. اين مرد ابتدا در برابر تحقيقات جنايي سكوت كرد و خود را از ماجراي قتل همسر برادرزاده اش بي اطلاع نشان داد اما وقتي خود را با اطلاعات پليس مواجه ديد لب به اعتراف گشود و پرده از جزئيات جنايت برداشت.
* اعتراف سياه
عامل قتل «الهام» در بازجويي ها به پليس جنايي گفت: «من راننده هستم، حدود دو ماه پيش به خاطر تصادفي كه كرده بودم نيازمند ۴۰۰ هزار تومان پول شدم و از برادرزاده ام قرض خواستم، ابتدا به من قرض ندادند تا اينكه «الهام» به من زنگ زد و خواست به خانه اش بروم، او با دادن ۴۰۰ هزار تومان پول از من تعهد گرفت قبل از عيد پول را برگردانم.»
وي ادامه داد: «ساعت ۱۶ عصر بود كه من با شرمندگي به خانه برادرزاده ام رفتم، «الهام» در خانه تنها بود او از من پذيرايي كرد بعد وقتي شنيد كه پولي براي دادن بدهي ام ندارم و آمده ام از او مهلت بگيرم به اين كارم اعتراض كرد، نمي دانم چه شد كه كنترل رفتاري ام را از دست دادم از جا بلند شده بودم تا خانه را ترك كنم كه ناگهان به سمت او حمله كردم و گلويش را چسبيدم و آن را فشار دادم.»
اين مرد افزود: «وقتي فهميدم چه اشتباهي مي كنم كه «الهام» از پاي درآمده بود. پشيمان شده بودم حتي سعي كردم تنفس مصنوعي بدهم تا زنده شود اما هركاري كردم او كشته شده بود، جسد «الهام» را برداشتم و داخل كمد گذاشتم سپس با به هم زدن وسايل كمد و برداشتن اشياي كم حجم سعي كردم پليس را گمراه كنم، از خانه خارج شدم، اشياي مسروقه را در بزرگراه مدرس رها كردم و به خانه رفتم.»
«فراز» چگونگي قتل «آنديا» را بازسازي كرد
157497.jpg
گروه حوادث: جزئيات قتل «آنديا»ي ۱۶ساله توسط «فراز»، در بيابانهاي اشتهارد كرج بازسازي شد.
در اين جنايت، پسر ۲۲ساله اي پنجشنبه ۱۶بهمن ماه سال جاري بخاطر اعتراض به عدم سلطه پذيري دختر مورد علاقه اش او را با وارد آوردن ضربات سنگ از پاي درآورد، جسدش را سوزاند و آن را در عمق چاه ۲۲متري انداخت. ساعت ۱۶عصر شنبه ۲۳اسفندماه سال جاري «فراز» كه قتل «آنديا» را به گردن گرفته است در حالي كه پدرش، سروان درزي از اداره ۱۰پليس آگاهي تهران و تيم ويژه تشخيص هويت همراهش بودند به بازسازي صحنه هولناك قتل دختر ۱۶ساله پرداخت.
اين پسر در حالي كه بشدت گريه مي كرد در برابر چشمان اشكبار پدرش خودروي استيشن تشخيص هويت پليس آگاهي را راهنمايي كرد و به سمت قتلگاه «آنديا» كشاند. خودروي پليس بعداز پمپ بنزين وردآورد كرج به داخل خيابان فرعي خاكي و متروكه اي پيچيد و پس از پشت سر گذاشتن ۲۵۰متر در حاشيه جاده خاكي توقف كرد. «فراز» پياده شد و در حالي كه همراهانش اطراف او حلقه زده بودند و صدايش مي لرزيد گفت كه «آنديا» را در اين جاده از خودرو بيرون انداختم او به شكم و صورت روي زمين افتاد.
«فراز» به سمت غربي حركت كرد، از اينجا سنگي برداشتم نمي دانم چرا؟ اما مي خواستم خلاص شوم، دوضربه از پشت سر به او زدم بعد با ترس سوار خودروي پژو شدم، فرمان را چرخانم از محل گريختم. بعد از بازسازي اين صحنه ها،«فراز» بخش دوم اقدام شوم خود را اينگونه بازسازي كرد؛ در بار دوم كه بالاي سرجسد برگشتم او را درون صندوق عقب پژوگذاشتم. در اين بخش «فراز» به صورت فرضي نشان مي دهد كه روزنامه اي كف صندوق عقب انداخته و جسد «آنديا» را داخل آن قرار مي دهد. «فراز» در باغ پدري اش در محمد شهر كرج نيز گريه مي كند، در داخل باغ بطور فرضي موكتي را نشان مي دهد كه «آنديا» را از صندوق عقب خودروي پدرش بيرون كشيده و داخل آن پيچانده درحالي كه پدرش نيز نظاره گر كار اوست.
ساعت ۱۸عصر در تاريكي شب خودروي تشخيص هويت پليس آگاهي تهران، ماهدشت را پشت سر مي گذارد از پليس راه مي گذرد و پس از ۱۰دقيقه باراهنمايي «فراز» در يك خاكي دورافتاده بالاي سر يك چاه كه حاشيه خاكي دارد متوقف مي شود.
اينجا، «فراز» بيش از گذشته گريه مي كند: «جسد را در حاشيه چاه گذاشتم از ترس اينكه مبادا با پيدا شدن جسدش شناسايي شود و من كه به او نزديكتر از ديگران بودم دستگير شوم از پشت خودروي پدرم گالن ۴ليتري بنزين را برداشتم روي آن ريختم و كبريت كشيدم.»
فراز چگونگي به آتش كشيدن جسد «آنديا» را بازسازي مي كند: «چون دود زيادي بلند شد از دور پايم را دراز كردم و جسد را هل دادم كه داخل چاه افتاد.»
باخاموش شدن پروژكتور دوربين فيلمبرداري پليس و از كار افتادن فلاشهاي دوربين عكاسي، «فراز» سوار خودروي پليس شد و در تاريكي شب قتلگاه دختر مورد علاقه اش را ترك كرد.
گفت وگوي خبرنگار ما را با «فراز» دقايقي پس از بازسازي صحنه قتل در صفحه ۱۱ ويژه نامه حوادث بخوانيد.
حادثه ها
* تجسس روباه هاي بيابان براي يافتن اجساد زنان مكزيكي
گروه بين الملل: سه عضو يك خانواده مكزيكي با تشكيل گروه «روباه هاي بيابان» تجسس براي يافتن اجساد زنان در بيابان هاي مكزيكوسيتي را آغاز كرده اند. به گزارش خبرگزاري رويتر در ۱۰ سال اخير در شهري در حومه «مكزيكوسيتي» بقاياي اجساد ۳۰۰ زن پيدا شده است. اعضاي اين خانواده گروهي به نام «روباه هاي بيابان» تشكيل داده اند كه در اين مناطق جست وجو براي يافتن اجساد را انجام مي دهند. به گفته اعضاي اين گروه احتمالاً پليس مكزيكو در اين قتل ها دست داشته است زيرا هيچ تلاشي براي يافتن اجساد انجام نداده است. «آلانيس» سردسته اين گروه در مصاحبه با خبرنگاران گفت: هرجا تصادفي رخ دهد يا آتش سوزي شود يا هر حادثه ديگري صورت بگيرد ما حضور داريم و براي كمك آماده ايم. او عقيده دارد بسياري از اين قتل ها نتيجه خشونت و اختلافات خانوادگي است و بيش از ۱۰۰ مورد مربوط به قتل هاي زنجيره اي است. آنها از سگ هاي آموزش ديده براي يافتن اجساد مفقود شده استفاده كرده اند و اكثر اين اجساد در بيابان هاي اطراف و زير خاك ها پنهان شده بود. گروه «روباه هاي بيابان» شامل ۴۵ نفر است كه به طور رايگان فعاليت مي كنند. آلانيس ۳۷ ساله به همراه همسرش مارياي ۳۳ ساله رهبري اين گروه را برعهده دارند و پسر ۱۶ ساله شان نيز در اين راه آنها را همراهي مي كند. ماريا گفت: اكثر قربانيان در سنين بين ۱۶ تا ۱۸ سالگي بوده اند. آلانيس در همين گروه به «عقاب» و همسرش كه در رشته پرستاري تحصيل كرده، چون داراي موهاي مشكي است به «كلاغ» معروف است. آلانيس افزود: ما گروه باارزش و مفيدي براي جامعه هستيم و قصد داريم فعاليت خود را تا زماني كه امكان داشته باشد ادامه دهيم.
* زن هوشيار بود، راز مرد كلاهبردار فاش شد
گروه حوادث: هوشياري يك زن راز اقدامات فريبكارانه مأمور قلابي را فاش كرد. اين مردكلاهبردار با مراجعه به خانه اين زن ادعا كرده بود از افسران مافوق پسر اوست و مي تواند مدت خدمت سربازي پسرش را كاهش دهد. مرد فريبكار با جمع آوري اطلاعاتي درباره محل خدمت پسر جواني به خانه آنها رفته و با ارائه چند برگ فرم مخصوص يكي از نهادهاي نظامي خود را از افسران ارشد پادگان محل خدمت او معرفي كرده بود. وي براي جلب اعتماد اين زن ابتدا چند برگ را از اظهارات او پر كرده و سپس تقاضاي مبلغي پول و لباس هاي سرباز جوان نمود. مادر اين پسر جوان كه نسبت به حركات و رفتارهاي مرد مراجعه كننده مشكوك شده بود، بدون آنكه او متوجه شود با پادگان محل خدمت پسرش تماس گرفته و جوياي واقعيت شده بود. سرباز جوان با اطلاع از اين ماجرا خواستار تحقيق بيشتر در اين باره از سوي مادرش شد. مادر نيز در مواجهه با اين وضعيت پليس ۱۱۰ را در جريان ماجرا قرار داد. دقايقي بعد اكيپي از مأموران كلانتري ۱۱۵ رازي با حضور در محل مورد نظر مأمور قلابي را بازداشت كردند. اين متهم پس از حضور در شعبه ۱۰۱۵ مجتمع قضايي ولي عصر درباره چگونگي ماجرا به قاضي پناهي گفت: ابتدا از كسبه محل اطلاعات لازم را درباره خانواده هايي كه به تازگي فرزندشان به خدمت سربازي اعزام شده بود جمع مي كردم. سپس با فرم هاي جعلي كه داشتم خود را مأمور معرفي كرده و اقدام به كلاهبرداري مي كردم. با توجه به اعترافات اين متهم قاضي دادگاه تا انجام تحقيقات تكميلي درباره ساير اقدامات كلاهبردارانه اين مرد، وي را با صدور بازداشت موقت در اختيار پليس قرار داد.
* دستگيري كيف قاپ در قزوين
گروه حوادث: قزوين ـ خبرنگار «ايران»: سارق كيف قاپي كه اقدام به سرقت كيف مرد جواني كرد ه بود لحظاتي بعد از سرقت دستگير شد. شريعت فر رئيس شعبه۱۰۵ دادگاه عمومي جزايي قزوين با اعلام اين خبر گفت: دونفر راكب موتوسيكلت در چهارراه نادري با شناسايي طعمه مورد نظر اقدام به سرقت كيف مرد جواني كه مشغول خريد بود كردند و يكي از سارقان با برداشتن كيف آن را به همدستش داد ولي زماني كه قصد فرار داشت توسط مالباخته دستگير شد. وي افزود: متهم پس از دستگيري با قرار بازداشت روانه زندان شد و تلاش براي دستگيري همدست وي ادامه دارد.
* ۹ دانشجوي بنگلادشي غرق شدند
۹ دانشجو كه براي تفريح به منطقه اي ساحلي در خليج بنگال رفته بودند، بوسيله موج بزرگي كه آنها را با خود به درون دريا كشيد، غرق شدند. به گزارش خبرگزاري رويترز، دانشجوياني كه بيشتر آنها از دانشگاه خولنا بودند، روز شنبه براي گردش به منطقه «كاتكا» واقع درجنگلهاي ساحلي «ساندارباس» رفته بودندكه ناگهان موج بزرگ و قدرتمندي از درون دريا به ساحل آمد و گروهي از آنها را به درون دريا كشيد. شهر خولنا در فاصله ۳۵۰ كيلومتري جنوب غرب داكا، پايتخت بنگلادش قرار دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |