دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۳ محرم ۱۴۲۵
Mon, Mar 15, 2004
افق
شماره ۲۷۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
شادياخ، نشانه عظمت نيشابور كهن
ملاحظاتي براي بازسازي ارگ بم
157482.jpg
حميدرضا حسيني
ميراث فرهنگي ايران حال وروز خوشي ندارد. امكانات واعتبارات براي حفظ واحياي بيش از يك ميليون اثر تاريخي محدود است . محوطه هاي باستاني به شكل گسترده اي مورد هجوم قاچاقچيان اموال فرهنگي قرار گرفته اند واين اواخر سرقت از موزه ها ـ حتي به طور مسلحانه ـ باب شده است . هيچ نيروي مؤثري هم براي جلوگيري از تعديات وجود ندارد . بسياري از پروژه هاي نوين سازي به بهاي نابودي يادمانهاي تاريخي به اجرا درمي آيند وسازمان كوچك ميراث فرهنگي (كوچك از نظر امكانات وبزرگ از نظر وظايف) برسرمداخله در بافتهاي تاريخي در تعارض با وزارتخانه هايي مانند راه وترابري ، مسكن وشهرسازي ، نيرو، جهاد كشاورزي و شهرداريها قرارگرفته است. دراين شرايط به يكباره فاجعه اي رخ مي دهد وارگ بم به عنوان يكي از شاخص ترين وارزشمندترين آثار تاريخي ايران تاحدود ۹۰درصد خراب مي شود. هشت روز پيش از زلزله بم درهمين روزنامه ايران از قول مدير پروژه ارگ بم نوشته شد كه سازمان ميراث فرهنگي براي مرمت بخش هاي مختلف ارگ با كمبود شديد بودجه روبروست؛ حال درنظر آوريد وقتي عملاً ارگي به جا نمانده، اين سازمان چگونه خواهد توانست آن را از نو بسازد؟!
اما وضعيت بدتر و بدتريني هم قابل تصور است . بدتر اين كه بخش عمده اي از امكانات ونيروي انساني سازمان ميراث فرهنگي با بازسازي ارگ بم درگير خواهد شد وكمبودي در ساير بخش ها به وجود خواهد آمد كه كمترين اثرش متوقف ماندن ياكندشدن بسياري از پروژه هاي مرمت و ساماندهي آثار تاريخي است. بدترين آن كه توجه رسانه ها، افكارعمومي و مديران ميراث فرهنگي به ارگ بم موجب خواهد شد عده اي با استفاده از اين فرصت آسيبهايي را به آثار تاريخي وارد آورند.يعني درهمين وانفسا ممكن است برج جهان نماي اصفهان كه بعد از آن همه زحمت متوقف مانده، دوباره قد بكشد! يا آن جاده اي كه قلب شهر تاريخي بيشاپور را شكافته، تبديل به بزرگراه شود يا حفاران غيرمجاز دوباره مثل مور و ملخ به جان تپه هاي باستاني جيرفت بيفتند و قس عليهذا! شايد اكنون كه نخستين گامها را براي بازسازي ارگ بم بر مي داريم، بهتر باشد برخي تهديدات را كه مسبوق به سابقه هم مي باشند، مرور كنيم:
۱ ـ تخريب ارگ بم رخدادي است كه تا به حال در ايران نظير نداشته و از اين رو بازسازي اش نيز دراين سطح بدون تجربه قبلي صورت مي پذيرد. گستردگي كار به گونه اي است كه علاوه بر مشاركت افراد، گروهها وسازمان هاي داخلي، مشاركت خارجيان را هم ضروري مي سازد. بنابراين در داخل كشور نبايد به روال گذشته تمام وزن كار بر دوش سازمان ميراث فرهنگي سنگيني كند وسازمانهاي ديگر پا پس گذارند. تجربه گذشته نشان مي دهد كه شهرداري ها در حفظ و احياي بافتهاي تاريخي، سازمان مديريت وبرنامه ريزي در اختصاص اعتبارات لازم، وزارت امور خارجه در پي گيري پرونده هاي بين المللي ميراث، سازمان اوقاف در مرمت آثار مذهبي و تاريخي وسازمانهاي ديگر در امورديگر چندان كه بايد وشايد در كنار سازمان ميراث فرهنگي نبوده اند واگر در مورد ارگ بم نيز چنين رويه اي ادامه يابد، نه تنها نسل حاضر ، بلكه سه، چهار نسل آتي ايرانيان نيز ارگ بازسازي شده را به چشم نخواهند ديد.
۲ ـ مشاركت سازمانهاي داخلي و خارجي در بازسازي ارگ بم همچنان كه بسيار راهگشاست مي تواند تبديل به يك «بليه بزرگ» شود و آن زماني است كه فكر ومديريت واحدي براي بازسازي وجود نداشته باشد وهركس مطابق سليقه خود كار كند. هم منطق حكم مي كند و هم قانون مقرر مي دارد كه مديريت كار برعهده سازمان ميراث فرهنگي باشد. نمونه هايي مانند بازسازي ساختمان مجلس شوراي ملي دربهارستان تهران كه خارج از نظارت سازمان مزبور صورت گرفت و به صورتي نامعقول و غيراصولي مرمت شد، هنوز از ياد نرفته ونشان مي دهد كه چنين وضعيتي تا چه حد براي ارگ بم فاجعه بار خواهد بود.
۳ ـ مشاركت يك امر دو سويه است؛ يعني همچنان كه يك طرف براي مشاركت اعلام آمادگي مي كند، طرف ديگر نيز بايد پذيراي اين مشاركت باشد. اگر سازمان ميراث فرهنگي بخواهد مانند بسياري از پروژه ها با اين پيش فرض كه متخصص در امور مرمت، خارج از سازمان، وجود ندارد يا بسيار كم است، به سراغ بازسازي ارگ بم برود و با معيارهاي غير شفاف مشاركتهاي داخلي و خارجي بهره جويد، كار عاقبت خوشي نخواهد يافت. نيز اگر قرار باشد كه اهتمام سازمان ميراث فرهنگي به بازسازي ارگ بم، چندان مديران مختلف سازمان را درگير كار سازد كه از كارهاي ديگر باز بمانند، مصيبتي بدتر از خرابي ارگ در راه است و از اين حيث لازم مي نمايد تا مشخص شود دقيقاً كدام بخش از سازمان و به چه نحوي درگير بازسازي ارگ بم خواهد شد و دخالت بخشهاي ديگر در چه محدوده اي خواهد بود.
۴ـ اگر خرابي ارگ بم براي مردم ايران و دوستداران تاريخ و فرهنگ، تلخ و ناگوار است به همان نسبت براي آنها كه در كمين آثار تاريخي نشسته اند، كمال مطلوب به شمار مي رود تا در شلوغي ها و اشتغالات فراوان مسؤولان از آب گل آلود ماهي گرفته و ضربات كاري بر پيكر ميراث فرهنگي ايران وارد آورند. در سالهاي اخير مطبوعات به مثابه سيستم عصبي ميراث فرهنگي كشور عمل كرده اند و با انتشار اخبار تخريبها و غارتها و معرفي عاملان آنها، از بسياري حوادث ناخوشايند جلو گرفته اند. اين نقش پذيري اكنون با دشواري و حساسيت بيشتري توأم شده و رسانه هاي عمومي را برآن مي دارد تا تحركات تمام افراد، گروهها و سازمانهايي را كه اقداماتشان در تعارض با اصول صيانت از آثار تاريخي قرار دارد دراقصي نقاط كشور زير نظر گيرند و اجازه ندهند كه توجه مردم و مديران مربوطه به مسائل ارگ بم، فضا را براي آسيب رساني به ساير آثار تاريخي كشور مهيا سازد.
شادياخ، نشانه عظمت نيشابور كهن
سر از خاك برآورد
157479.jpg
زهره الوندي
نيشابور يكي از كهن ترين شهرهاي ايران است كه در خراسان شمالي واقع شده است. قدمت اين شهر را كه بر سر راه جاده ابريشم قراردارد، به دوران ساماني و شاپور اول نسبت داده اند.
براساس آخرين يافته هاي باستان شناسي در محوطه اين شهر تاريخي، منطقه باستاني «شادياخ» در سمت غربي، نيشابور كنوني سر از خاك درآورد. شادياخ طبق بررسي هاي تاريخي در آخرين سالهاي قرن هفتم هجري و در ۶كيلومتري غرب ويرانه هاي شهر تركمن نيشابور بنا شده است. اين منطقه به دوره شكوه صدر اسلام تا دوره خوارزمشاهي مربوط مي گردد كه به عنوان موزه اي صحرايي در قسمتي از شهر نيشابور خودنمايي مي كند.
رجبعلي لباف خانيكي، سرپرست هيأت كاوش شادياخ كه در حال حاضر مشغول چهارمين فصل كاوش و حفاري در اين منطقه مي باشند، درخصوص يافته هاي سه فصل گذشته مي گويد: كاوشهاي ما از بهار ۱۳۷۹ آغاز شده بود به اقتضاي لزوم حفظ بقاياي معماري، حفاريها در بالاترين لايه و عمق متوسط حدود يك متر صورت گرفت. البته يافته هاي ما در آن سطح نيز بيانگر اوضاع نابسامان يورش مغولها و سپس زلزله و جنگ و ستيز بود. وي مي افزايد: بنا به نوشته منابع معتبر تاريخي در زلزله مهيبي كه در سال ۶۶۹ هـ.ق عارض شد، شادياخ به كلي ويران شد و باقيمانده اهالي به محل كنوني نيشابور كوچ كرده و بنياد شهر جديد نيشابور را پايه گذاري كردند. او تأكيد مي كند: آنچه وقوع آن زمين لرزه را تأييد مي كند اسكلت هايي است كه روي كف دروازه شادياخ جامانده است. وي ارزش مطالعاتي كاوشهاي گذشته در شادياخ را بسيار با ارزش عنوان مي كند و مي گويد: يافته هاي معماري قرن هفتم هجري به دليل اينكه حوادث گوناگون و متوالي در آن دوره پرآشوب را حكايت مي كند، از ارزش مطالعاتي بسيار زيادي برخوردار است، اما كاوشهاي سه فصل گذشته بازگوكننده شكوه و عظمت شادياخ به عنوان مكاني كه حدود ۵۰۰سال حكم دارالحكومه نيشابور را داشته نبودند. در آن سطح كاوشها تنها قطعات گچ نقاشي شده و گچبري و قطعات اشياي نفيس مشاهده مي شدند كه همراه با مصالح ساختمان از لايه هاي زيرين به سطح انتقال يافته و بازگوكننده جريان زندگي توأم با تفنن در قرون اوليه تا قرن هفتم هجري بودند. او تصريح كرد: در چهارمين فصل كاوش مجموعه معماري پراهميتي ظاهرشد كه احتمالاً پس از تخريب در اوايل قرن هفتم هجري جهت بازسازي مجدد تسطيح شده است. بطوريكه در بعضي فضاها بيش از دو متر از ارتفاع ديوارها برجاي مانده است. لباف خانيكي در مورد ويژگي هاي معماري يافته شده در منطقه شادياخ اظهار داشت: برخلاف معماري لايه هاي سطحي ديگر كه با استفاده از قطعات سنگ و آجرهاي مستعمل و نامنظم ساخته شده بودند در اين بخش فضاهاي معماري بسيار منظم و مستحكم ساخته شده و در يك واحد ساختماني علاوه برحياط و اصطبل تمامي فضاهاي كاربردي مورد نياز نيز احداث شده اند كه به دليل محدوديت فضاي خاكبرداري هنوز هويت مجموعه معماري كاملاً شناخته شده نيست. اما تزئينات معماري و اشياي يافت شده در آن نشان دهنده اين واقعيت است كه زندگي توأم با اشرافيت در آن مكان جريان داشته است.
سرپرست هيأت كاوش در شادياخ ادامه مي دهد: اگرچه هنوز در مورد يافته ها قادر به اظهارنظر قطعي نيستيم، با اين وجود برخي از شواهد بروجود تأسيسات صنعتي مفصل دلالت دارد كه احتمالاً نياز خانواده هاي اشرافي ساكن در شادياخ را پاسخ داده اند. همچنين گچبريهاي بسيار پركار و زيبا استعداد و خلاقيت هنرمندان ايران و اشيا و ظرفهاي شيشه اي و فلزي و سفالي يافت شده در آن مكانها شيوه زندگي پرزرق و برق ساكن شادياخ تا اوايل قرن هفتم هجري را تأييد مي كند.
رجبعلي لباف خانيكي در خاتمه مي افزايد: متأسفانه قسمتي از زمينهاي اطراف منطقه شادياخ متعلق به مالكين خصوصي مي باشد كه كاوشگران را با محدوديت خاكبرداري مواجه كرده است و بيرون آوردن تحفه هاي اين سرزمين نيازمند پشتيباني و حمايت جدي ميراث فرهنگي است. چرا كه شادياخ نيشابور ريشه در تاريخ و پنجه در افلاك ايران بزرگ دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |