|
چهارشنبه سوري
• ويژه نامه حوادث را در صفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
|
پس از بازسازي صحنه جنايت
|
|
|
|
|
|
|
چهارشنبه سوري
آميزش آتش و شادماني
• ويژه نامه حوادث را در صفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
مريم ساماني شب چهارشنبه آخر سال يكي از شب هاي بسيار دلپذير و شيرين ايراني است. در اين شب مردم شادي مي كنند و آداب و مراسم مخصوص انجام مي دهند. اين آداب و مراسم درهر نقطه در هر شهري رنگي مخصوص به خود مي گيرد. در اين شب در تمام شهرها و روستاها ايرانيان آتش مي افروزند و با خواندن اشعار شيرين و گرفتن فال و انجام مراسم ديگر نحوست و بدبختي و پليدي را از خود دور مي سازند و در عوض خوشبختي و تندرستي و طالع نيك براي خود آرزو مي كنند. از آنجا كه آتش از قديم الايام نزد ايرانيان مقدس و مظهر فروغ يزدان است ايرانيان معتقد بودند كه قبل از تحويل سال بايد آتش افروخت و زشتي و پليدي سال كهنه را سوزانيد اما در مورد اينكه چرا ايرانيان شب چهارشنبه را براي اين كار انتخاب كرده اند روايت مختلفي است. عده اي معتقدند كه مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خون خواهي شهداي كربلا قيام كرد براي آن كه مخالف و موافق را از هم تميز دهد و بركفار بتازد دستور داد كه شيعيان بالاي بام خانه خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن به بعد مرسوم شد كه ايرانيان مراسم آتش افروزي را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا كنند. آداب چهارشنبه سوري دو قسم است يكي آتش افروزي كه همه در آن شركت مي كنند وديگر آدابي كه مخصوص زنها ست و مردان حق شركت در آن را ندارند. در خراسان در مراسم عمومي درشب چهارشنبه سوري نزديك غروب آفتاب هفت يا سه بوته آتش در وسط كوچه يا صحن حياط گذاشته مي شود و به اصطلاح «بوته روشن مي كنند» و بعد همه از روي آن پريده و براي رفع پليدي مي گويند: زردي ما از تو / سرخي تو از ما پس از آن آتش را مي گذارند كه تا آخر بسوزد زيرا خاموش كردن آتش وفوت كردن آن را بد مي دانند وقتي آتش تا آخر سوخت و خاكستر شد يكي از اعضاي خانواده خاكسترش را سر چهارراه مي ريزد تا باد آن را ببرد. اين مراسم در همه جاي ايران با مختصر تفاوتي در اشعار برگزار مي شود. بعد از مراسم آتش افروزي براي دفع قضا و بلا مقداري زغال كه علامت سياه بختي است و اندكي نمك كه علامت شور چشمي است و كوچكترين سكه رايج كه علامت تنگدستي است را در كوزه سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده كوزه را يكبار دور سر مي چرخانند و نفر آخر آن كوزه را به بالاي بام مي برد و در كوچه مي اندازد و مي گويد: درد و بلاي خانه را در كوچه ريختم. بعد از آن اهالي خانه دور هم جمع مي شوند و شادي مي كنند و آجيل مي خورند. آجيل چهارشنبه سوري بي نمك است و شامل انجير، كشمش، خرما، توت خشك، فندق، پسته، بام خام... است در اين شب چهار رنگ پلوكه شامل رشته پلو، عدس پلو، زرشك پلو، ماش پلو است درست كرده و براي اقوام نزديك مي فرستند. در مراسم خصوصي كه مخصوص زنان است بيشتر مربوط به حاجت گرفتن و بخت گشايي و رفع درد و بلاست. اگر در خانواده اي مريض باشد. يك زن در اول شب چادر رختخوابي به سر مي كند و به نيت شفا يك ملاقه دست مي گيرد و به درخانه همسايگان مي رود و بدون زدن حرف چهار مرتبه با ملاقه به در مي كوبد. صاحبخانه با آن ملاقه مقداري خوراكي براي او مي آورد. اين را به مريض مي دهند و اعتقاد بوده كه بيمار شفا مي گيرد. اگر آن صاحبخانه بيمار داشته باشد يا شخصي در سفر داشته باشد از دادن خوراكي صرفنظر مي كند. مراسم بخت گشايي دختران با بستن قفل به گردن و نشستن سر چهار راه به گردن دو دختر و شكستن گردو يا نشستن روي چرخ كوزه گري انجام مي شود. در اهواز آش رشته مي پزند يا شمع به سقاخانه مي برند. در بروجرد از روي يك جناز حيوان يا تابوت دختر كم بخت را عبور مي دهند. در يزد دختران با خريدن گردو و بادام بالاي مناره مسجد مي روند و نماز حاجت مي خوانند و روي هر پله يك گردو يا بادام مي شكنند. در آمل به مقبره خضر مي روند و نماز مي خوانند و شمع روشن مي كنند و تا چهل شب چهارشنبه اين كار را تكرار مي كنند. \ \ \ دومين بخش از ميزگرد مراسم ملي چهارشنبه سوري را در اين شماره به چاپ مي رسانيم. توجه به آداب و سنن و عادات هر ملتي نشانگر شيوه تفكر آنان است. در لزوم حفظ اين سنن، هيجانات جوانان، نقش آتش در زندگي انسان و فرهنگ ايرانيان در شماره پيش و اين شماره ميزگردي با حضور كارشناسان و متخصصان داشتيم. در اين ميزگرد دكتر فدايي ـ روانپزشك ـ «سرهنگ روز بهاني ـ معاونت اجتماعي تهران بزرگ ـ ، محمدبيات ـ معاونت آموزش و تحقيقات سازمان آتش نشاني ـ دكتر مريم رامشت ـ روانشناس ـ نقطه نظرات جامعي را مطرح كردند كه بخش پاياني آن پيش روي شماست.
• بقيه در صفحه ويژه ۴
|
|
|
|
|
پس از بازسازي صحنه جنايت
در گفت وگو با خبرنگار «گروه حوادث» فاش شد جزئيات آشنايي و قتل «آنديا» از زبان «فراز»
|
|
|
گروه حوادث ـ مهدي ابراهيمي: «فراز» هنوز باور ندارد دختر مورد علاقه خود را به قتل رسانده است، او وقتي حرف مي زند گريه مي كند و از عشق خونين خود و «آنديا» مي گويد. دقايقي بعد از بازسازي صحنه قتل «آنديا» ي ۱۶ ساله فراز متهم به قتل وي در گفت وگويي اختصاصي به پرسش هاي خبرنگار جنايي ما پاسخ داد:
\ دقيقاً از چه زماني با «آنديا» آشنا شدي؟ * دو سال و نيم پيش با او آشنا شدم و اين آشنايي از طريق يكي از دوستانم بود. \ سن كم او از نظر تو مهم نبود؟ * در آن زمان يكي از دوستان من با همكلاسي «آنديا» دوست بود. وقتي با هم چهار نفري بيرون رفتيم من و «آنديا» با هم آشنا شديم و از آن به بعد باهم بوديم! \ خانواده هايتان چطور با اين مسأله كنار آمدند؟ * از همان هفته نخست، من ابتدا با برادر «آنديا» سپس با مادرش و بعد با پدر و ديگر بستگانش آشنا شدم و در واقع يكي از آنها شدم، اين ارتباط خيلي صميمي بود تا جايي كه من و او به همراه مادرش به كنسرت و شهربازي مي رفتيم و حتي در اسباب كشي مادرش من بودم كه با خودروي خودم اثاثيه بردم. نمي دانيد همه كارها را من كردم. جعبه هاي سنگين را به تنهايي حمل مي كردم. \ او چطور وارد فاميل شما شد؟ * «آنديا» هم با خانواده من و حتي برخي از بستگانم راحت بود. چند روز قبل از قتل در مراسم عزاداري مرگ دايي ام حاضر شد و آنهايي كه او را نمي شناختند از نزديك «آنديا» را ديدند. \ وقتي با «آنديا» بوديد بيشتر به كجا ها مي رفتيد؟ * بيشتر به فرحزاد مي رفتيم و كنار هم مي نشستيم و حرف مي زديم. باور كنيد هيچ مشكلي بين ما نبود. \ چه زماني مي خواستي آشنايي خودت با «آنديا» را شرعي كني؟ * قرار مان اين بود كه امسال او ديپلم بگيرد و من توسط خانواده ام به طور رسمي از او خواستگار ي كنم. \ به نظرت پدرش مي پذيرفت؟ * دليلي براي مخالفت نبود، پدرش مي گفت جاي پسرش هستم، من را زياد قبول داشت. \ شنيده بودي او مي خواست به آمريكا برود؟ * او همه حرف هايش را به من مي زد، با من درد دل مي كرد و هميشه افسرده بود. او به من گفته بود بعد از درس وقتي نامزد كرديم و خواستگاري رسمي شد من و او با هم به آمريكا برويم.
• بقيه در صفحه ويژه ۲
|
|
|
|
|
همسراني كه در قانون ايران مجرد هستند
|
|
|
حسين خاني باورتان مي شود، دختراني كه سالها قبل ازدواج كرده اند و بعضي از آنها حتي چند بچه دارند، ولي باز هم مجرد به حساب مي آيند. تعجب نكنيد. اين عين واقعيت است. هر سال تعداد زيادي از دختران ايراني پس از مسافرت به كشور خارجي در جريان آشنايي با يك ايراني يا تبعه همان كشور با او ازدواج مي كنند. اين ازدواج باعلاقه مندي دوطرف يعني دختر و پسر صورت مي گيرد آنان در حالي كه رؤياهاي بسياري براي آينده خود بافته اند پس از مراجعه به محاكم محلي به عقد هم در مي آيند، ولي دختر از اين مهم آگاه نيست كه اگر روزي سقف زندگيش فرو ريخت و شرايط به گونه اي كه او تصور مي كرد پيش نرفت و تمام رشته هايش پنبه شد، بدون ثبت شرعي و قانوني اين زوجيت در مراجع نمايندگي ايران، چگونه مي تواند براي طلاق و جدايي از شوهر در محاكم ايران اقدام كند. چرا كه او طبق قوانين موجود در دستگاه قضايي ايران مجرد به حساب مي آيد. زنهاي جوان بسياري هم اكنون در راهروهاي دادگاه خانواده مضطرب و نگران تلاش مي كنند تا بتوانند به طريقي مدركي مبني بر جدايي و طلاق از شوهر خود را به دست آورند. زن جوان در گوشه اي از راهرو نشسته و نگران چشم به در دادگاه دوخته است. وقتي سر صحبت را باز مي كنم، از لحن كلامش مي شود عصبانيت را حس كرد. تقريباً فرياد مي زند. سه سال است دوندگي مي كنم، آخر تاكي بايد تاوان ندانم كاري و ناآگاهي از قوانين را بپردازم. پنج سال قبل به همراه خانواده براي يك سفر ۱۰ روزه به كويت رفتيم. در آنجا با مرد تاجري آشنا شدم كه به من علاقه مند شده بود. پس از چند جلسه صحبت، خانواده ام موافقت خود را باازدواج ما اعلام كردند. صبح يك روز تابستاني به اتفاق هم به محضر رفتيم و با هم زن و شوهر شديم. تمام رؤياهايي كه از زندگي با او در ذهنم داشتم پس از گذشت دو سال رنگ باخت و دانستم او مرد ايده آل زندگيم نيست. در خواست كردم از هم جداشويم. ولي او نپذيرفت . شرايط زندگي هر روز برايم سخت تر مي شد تا اينكه سرانجام با وجود داشتن يك فرزند تصميم گرفتم به ايران برگردم وقتي وارد كشور شده و براي تشكيل پرونده طلاق به دادگاه خانواده مراجعه كردم تازه فهميدم كه چه سدي در سر راهم واقع شده است. وقتي دادخواستم را به دادگاه ارائه دادم در كمال تعجب متوجه شدم چون ازدواج من ثبت شرعي نشده و فقط براساس قوانين كويت ازدواج كرده ايم، از نظر دستگاه قضايي ايران مجرد محسوب مي شوم. اين در حالي است كه من در بين بستگان و فاميل متأهل هستم و براي اينكه ثابت كنم از همسرم جدا شده ام بايد مدرك طلاق داشته باشم. از طرفي جرأت بازگشت به كويت را هم ندارم چرا كه مي ترسم شوهرم مرا ممنوع الخروج كند. حالا سه سال است كه دوندگي مي كنم بدون آنكه نتيجه اي بگيرم. اينگونه سرگردان ماندن به طوري كه نداني چه كار بايد بكني تا از كلاف پيچيده يك سراب رهايي يابي شامل حال بسياري از دختران مهاجر و سفر كرده شده است. يك زن در حالي كه دو فرزندش را در كنار خود نشانده در باره دادخواست طلاق خود به قاضي دادگاه مي گويد: در حالي كه دو فرزند از شوهر اولم داشتم او به يك باره تصميم به ترك ايران گرفت. با هم اختلاف پيدا كرديم. او مرا طلاق داد خود بار سفر بست و به آمريكا رفت. چند سال به هر طريقي بود زندگي به اين صورت را تحمل كردم. تا اينكه برادرم از سوئد تماس گرفت و اطلاع داد قصد دارد ازدواج كند. چون پدر و مادرمان سالها قبل فوت كرده اند و من تنها خواهر او هستم. خواست تا به سوئد بروم. بليت رفت و برگشت برايم فرستاد. بچه ها را هم با خودم بردم. در جريان برگزاري مراسم عروسي دوست برادرم به من علاقه مند شد. با هم ازدواج كرديم. به درخواست او در آن كشور مانديم. دو سال پس از اين اتفاق بود كه خانواده شوهر سابقم از ايران تماس گرفته و ضمن اظهار پشيماني خواست تا برگردم. اول نپذيرفتم ولي وقتي تهديد كرد بچه ها را از من مي گيرد به همين دليل به ايران برگشتم. قصدم اين بود كه در ايران براي طلاق از شوهر اروپايي ام اقدام كنم. تا بار ديگر با شوهر سابقم ازدواج كنم ولي در دادگاه متوجه شدم چون ازدواجم ثبت شرعي نشده است، نمي توانم براي طلاق اقدام كنم. از طرفي شوهرم اصرار دارد كه حتماً بايد مدرك طلاق ارائه دهم. با شوهر اروپايي ام هم در اين باره صحبت كردم او به هيچ وجه حاضر به اين جدايي نيست. به همين دليل ۲ سال است كه در برزخ اين اتفاق گرفتار شده ام. يك زن ديگر كه سرنوشتي مشابه دو مورد قبل دارد، در اين باره مي گويد: سالها قبل به كشور آلمان سفر كردم. در آنجا با جواني از شهر هامبورگ ازدواج كردم. هدفم اين بود كه بتوانم با اين ازدواج اقامت بگيرم. ولي تنها پس از ۶ ماه او براي يك سفر كاري به كانادا رفت و ديگر بازنگشت. تلاش هاي من براي پيدا كردن او بي نتيجه ماند به همين دليل تصميم به بازگشت گرفتم. در ايران دوستان و آشنايانم مي دانستند كه ازدواج كرده ام، وقتي براي دادخواست طلاق به دادگاه مراجعه كردم، فهميدم آنها مرا مجرد مي دانند چرا كه هيچ چيز در شناسنامه ثبت نشده بود. مدرك ازدواج محلي هامبورگ را ارائه دادم، گفتند اين مدرك دراين جا قابل قبول نيست. درحالي كه با گذشت نزديك به يك سال هنوز نتوانسته ام براي تشكيل پرونده و ارائه دادخواست طلاق در ايران اقدام كنم مرا به وزارت امور خارجه ارجاع دادند. ولي در آنجا هم كار چنداني نشد. تنها از من خواستند تقاضايي را براي دادگاه شهر هامبورگ بنويسم و تقاضاي طلاق كنم تا در آنجا دادگاه برايم طلاق صادر كند، ولي با گذشت چند ماه از اين حادثه، هنوز موفق به اين كار نشده ام. اين سردرگمي تأثير روحي بسيار بدي بر من و زندگي ام گذاشته است. گاهي اين فشار آنقدر زياد مي شود كه دلم مي خواهد به زندگي ام خاتمه بدهم. همه زنهايي كه به گونه اي در اين چرخه گرفتار شده اند، با پرسشهاي بي پاسخ زيادي روبرو هستند، اينكه چه مرجعي قبل از وقوع اينگونه ازدواجها بايد تحت مشورت قرار بگيرد، چه راهي براي آگاهي از قوانين موجود در اين ارتباط وجود دارد، طرح دعوي در اين موارد چگونه بايد صورت بگيرد و آيا رواست كه به خاطر يك اشتباه، اينگونه در دادگاهها سرگردان شويم. درباره شرايط و چگونگي ازدواج يك ايراني با تبعه اي از كشور ديگر در سايتهاي مختلف اينترنتي، مقالات و مطالب زيادي آمده است، ولي در ميان آنها هيچ اشاره اي به اينگونه ازدواجها نشده است. يك مقام آگاه در وزارت امور خارجه معتقد است: «زن ايراني اگر به ايران باز گردد، با مشكل آنچناني روبرو نخواهد شد. آنان اگر قصد ازدواج مجدد دارند يا نياز به برگه اي كه نشان دهد طلاق گرفته اند، دارند، مي توانند با مراجعه به «محضر» تقاضاي اجراي طلاق شرعي كنند.» اما موردي در اين ميان سؤال برانگيز است، توجه به اين نكته كه اگر روزي شوهر اين زن به ايران مراجعه و ادعايي در مورد همسرش مطرح كند، چه اتفاقي مي افتد. ديگر آنكه حق و حقوق زن ايراني از قبيل مهريه و... چه مي شود. اين مقام وزارت امور خارجه مي گويد: «در اين باره زن بايد اول دادخواست اثبات زوجيت بدهد و در آن بگويد كه ازدواج او ثبت قانوني (شرعي) نشده است، با توجه به مدركي كه از ازدواج در كشور ديگر دارد، مي تواند اين موضوع را ثابت كند. وقتي ازدواجش در ايران ثبت شد، آن هنگام مي تواند تقاضاي طلاق بدهد. حتي مي تواند دادخواست ثبت و طلاق را با هم به دادگاه ارائه كند. در اين صورت، ديگر ازدواج خارج از كشور او باطل محسوب شده و او با خيال راحت مي تواند ازدواج مجدد كند. وي در ادامه با اشاره به اينكه در وزارت امور خارجه ما آماده ارائه راهنمايي هاي لازم درباره ازدواج با افرادي از كشورهاي ديگر هستيم، مي گويد: كارشناسان اين وزارت، اطلاعات جامع و كاملي از قوانين حقوقي كشورهاي مختلف دارند و كساني كه قصد سفر به كشورهاي ديگر و ازدواج با تبعه آن كشور را دارند، مي توانند ضمن مراجعه از مشاوره رايگان اين كارشناسان بهره مند شوند. لازمه اين كار، مراجعه زنان قبل از هرگونه اقدام است، چرا كه بسياري از آنها پس از اينكه در گرداب اين مشكل افتادند، ناچاراً به ما مراجعه مي كنند كه در آن هنگام حل اين مشكلات با دردسرهايي روبرو مي شود. اين اظهارنظرها در حالي مطرح مي شود كه يك مقام قضايي در دادگاه خانواده دادگستري شهر ري وقوع واقعه ازدواج يك زن ايراني با تبعه اي از كشور ديگر بدون اجازه وزارت كشور را جرم مي داند. وي در اين باره مي گويد: تمام افرادي كه قصد ازدواج با تبعه اي از كشور ديگر را دارند، بايد از وزارت كشور كسب اجازه كنند. البته زنهايي كه به هر دليل در سالهاي اول ازدواج خود موفق به ثبت ازدواج خود به صورت قانوني نشده اند، بايد با مراجعه به دادگاه به اين كار اقدام كنند تا در صورت بروز مشكل بتوانند از طريق محاكم قضايي داخل كشور اقدام كنند. در غير اين صورت آنان مجبور مي شوند، براي گرفتن طلاق به كشوري كه واقعه ازدواج در آنجا صورت گرفته است، مراجعه كنند كه اين كار بسياري از اوقات با مشكلات عديده اي روبرو مي شود. گرفتن وكيل در كشوري كه از نظر فرهنگي با آن بيگانه هستيم، از يك طرف و نا آشنايي با مجموعه قوانين مدني و زبان آن كشور از طرف ديگر، طرف ايراني را با مشكلاتي روبرو مي كند كه سرانجام خوشي براي آن متصور نيست. از سوي ديگر، طبق قوانين و مقررات رايج در اغلب كشورها، وكلاي آن كشورها براي قبولي وكالت موكلين خود از كشورهاي ديگر هزينه بالايي را تقاضا مي كنند كه پرداخت آن براي شاكيان ايراني ميسر نيست. اين درحالي است كه قوائد حقوق مدني در كشورهاي مختلف اجازه گرفتن وكيل تسخيري براي پرونده هاي حقوقي را نمي دهد.
|
|
|
|