دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۳ محرم ۱۴۲۵
Mon, Mar 15, 2004
ويژه ۸
شماره ۲۷۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
فرياد هاي ملوان خون آشام
157350.jpg
گروه حوادث: جان اريك آرمسترانگ بزرگترين قاتل سريالي تاريخ است كه بيشترين
سفرها را براي ارتكاب جنايت در منطقه
وسيع جغرافيايي مرتكب شده است.
پليس آمريكا، هنگ كنگ، تايلند،
هاوايي و خاورميانه درحالي
در حال بررسي ۳۰ قتل
هستند كه اين جنايتكار
به آن اعتراف كرده است.

* كشف يك جسد
چند روز از آغاز سال نو ميلادي نگذشته بود كه پليس جسد زني را كه در حدود ۴۰ سال داشت در آب هاي آلوده رودخانه ژور در حومه شهرصنعتي ديترويت يافت. تحقيقات براي شناسايي هويت اين زن آغاز شد.
سرانجام پليس در اين تحقيقات دريافت جسد مربوط به زني ۳۹ ساله است كه «وندي جردن» نام دارد و زني خياباني است.
با شناسايي اين زن برادر وي «بوني جردن» در اداره پليس حاضر شد و گفت: نخستين روز از سال نو «وندي» به خانه ما آمده بود و با ما بود اما ۹ شب بود كه خانه مان را ترك كرد و رفت.
وي گفت: خواهرم از دوسال پيش وقتي اعتياد را ترك كرد، براي خودش كاري در يك پمپ بنزين در حومه ديترويت پيدا كرده بود و از اين راه امرار معاش مي كرد.
تحقيقات پليس نشان مي داد كه «وندي» قرباني يك بازي شوم شده است. پزشكي قانوني پس از بررسي جسد اعلام كرد: وندي را ابتدا خفه كرده و سپس جسدش را از بالاي يك پل كه مشرف به رودخانه بود، در آب پرتاب كرده بودند.
* گزارش چند قتل
چند گزارش كه مربوط به حمله هاي متعدد به زنان خياباني بود، باعث شد تا پليس تحقيقات لازم را در اين مورد آغاز كند.
اين تحقيقات با وجود محافظه كاري ها و رعايت مسائل اداري بيش از حد توسط دادستان ايالتي با تأخيرا نجام شد.
با چاپ خبر مربوط به سوء قصد عليه زنان خياباني، زنان خياباني ديترويت به وحشت افتادند. زيرا آنان اطمينان داشتند از آغاز سال نو شخصي در خيابانهاي ديترويت پرسه مي زند تا بتواند اين زنان را شكار كند.
روان شناسان اعتقاد داشتند زنان خياباني هميشه بهترين قرباني براي اعمال شوم و جنايتكارانه از سوي جنايتكاران و بيماران رواني هستند زيرا دسترسي به اين زنان آسان است و از سوي ديگر به همراه بردن اين زنان باعث شك كسي نخواهد شد.
* زني به نام كلي هود
با وجود وحشتي كه در ميان زنان خياباني ديترويت پديد آمده بود. يكي از اين زنان به نام «كلي هود» سرگرم كارهاي گذشته اش بود و به هيچ وجه از شرايط و جو سنگيني كه به وجود آمده بود هراس نداشت.
اين زن كه به صورت شديدي به موادمخدر اعتياد داشت، به كارهاي خلافكارانه اش ادامه مي داد تا بتواند پول مورد نياز را براي به دست آوردن موادمخدر تأمين كند.
«كلي هود» كه از چند سال پيش از ماسكگون به ديترويت آمده بود
پس از آشنايي با مردي با او ازدواج كرده بود و از او صاحب سه فرزند شده بود ولي بعد از فقر و بيكاري شديد وطولاني شوهرش، از پنج سال قبل با دختري به نام ليندا آشنا شده بود و همين آشنايي با «ليندا» بود كه باعث روي آوردن كلي هود به مواد مخدر شده بود.
«كلي» پس از اينكه در دام اعتياد غرق شد، ناچار به ترك همسر و سه فرزندش شد و راهي خيابان ها شد و به عنوان زني خياباني شناخته شد.
در يكي از شب هاي سرد زمستاني «كلي» در حال پرسه شدن در خيابان ها بود او به دنبال جايي گرم بود تا بتواند شب را به صبح برساند. در همين حال يك ماشين جيپ جلوي پاي او توقف كرد. «كلي» بعد از يك مكالمه كوتاه با راننده جيپ سياه رنگ وقتي مطمئن شد راننده اين ماشين پليس نيست، سوار خودرو جيپ شد. او هنوز از گرماي درون ماشين كاملاً لذت نبرده بود كه جيپ درون يك كوچه خلوت پيچيد. ماشين چند لحظه متوقف شد و بعد دست هاي نيرومند راننده دور گردن «كلي هود» حلقه شد. چند فشار كافي بود.
«كلي» غافلگير شده بود. او قدرت نشان دادن هيچ عكس العملي از خود نداشت و در حالي كه اين جمله را مي شنيد، جان سپرد:
ـ من از زنان خياباني متنفر هستم!
* تماس با پليس
هنگام جشن سال نو بود. پليس با تماس مردي متوجه كشف جسد زني شد كه در رودخانه روژ گزارش شده بود.
اين مرد ۲۶ ساله در تماس با پليس اعلام كرده بود: در حال قدم زدن بودم كه ناگهان حالم بد شد خودم را به پلي كه روي رودخانه روژ است رساندم ولي ناگهان متوجه جسدي شدم كه شش متر پايين درون رودخانه افتاده است.
يك گروه از پليس بلافاصله به محل كشف جسد اعزام شدند. تحقيقات مقدماتي نشان مي داد كه اين زن نيز مانند وندي جردن بعد از يك نزاع فيزيكي خفه شده بود. روي بدن اين زن آثاري از درگيري به چشم مي خورد.
پليس توانست سرنخ هايي را كه از قاتل بر جاي مانده بود، به دست آورد.
بقايايي از اليان رنگي برجاي مانده بود، با اين حال پليس نتوانست با اين سرنخ قاتل را شناسايي كند.
تنها چيزي كه پليس را مشكوك كرده بود، گزارش آرمسترانگ بود كه خبر كشف اين جسد را به پليس گزارش كرده بود.
چند شاهد در تحقيقات پليس ادعا كردند كه آرمسترانگ را روي پل رودخانه از ساعاتي قبل ديده اند.
پليس با اين ادعاها در مورد سابقه آرمستراگ تحقيقات خود راآغاز كرد. اين تحقيقات روشن كرد كه او به تازگي به ديترويت آمده است.
آرمسترانگ از نيروي دريايي اخراج شده بود و در قسمت سوخت رساني فرودگاه ديترويت كار مي كرد در حالي كه قبل از آن به عنوان نگهبان و فروشنده در اين شهر كاركرده بود.
* همسايگان چه گفتند؟
پليس براي تكميل تحقيقات، از همسايگان آرمسترانگ بازجويي كرد ولي آنان اطلاعات چنداني نداشتند. تنها يكي از همسايگان وي گفت: يك روز آرمسترانگ را ديدم كه ساعت ۵صبح از خانه اش بيرون رفت ولي يك ساعت بعد به خانه بازگشت پليس از اين مرد پرسيد: چه روزي بود؟
و او بعد از كمي فكر كردن گفت: سال نو بود.
پليس با اين نكته پي برد در همان روز جسد وندي جردن كشف شده است بنابراين از همسايگان اين مرد خواست تا رفت و آمدهاي او را تحت نظر بگيرند و هرگونه حركت مشكوكي را كه از او ديدند به پليس گزارش دهند.
*دعواي ساختگي
پليس با گزارش نتيجه DNA باقيمانده از قاتل روي جسد «وندي » و تطبيق آن با اليان به دست آمده كه متعلق به خودرو قاتل بود، راهي دشوار در پيش داشت.
بررسي رايانه اي از سوابق آرمسترانگ نشان مي داد كه او به علت ارسال گزارش جعلي به پليس تحت پيگرد بوده است.
او گزارش كرده بود كه براي جلوگيري از يك سرقت مداخله كرده است و مورد ضرب و شتم و جراحت واقع شده است.
پليس زماني كه به آن محل رسيده بود متوجه شد كه آرمسترانگ با استفاده از يك تيغ جراحي زخمهايي را به دست و صورت خودش وارد كرده است و تمام آنچه را كه گفته است ساختگي بوده است و مي خواسته كه با اين كار توجه همه را به خود جلب كند. اما اين كار آرمسترانگ باعث شده بود كه او كارش را از دست بدهد.
* نمونه برداري
پليس در ادامه تحقيقات خود به خانه آرمسترانگ رفت و از خودرو او نمونه برداري كرد. همچنين براي مطابقت DNA قاتل روي جسد «وندي»، پليس نمونه اي از خون آرمسترانگ را گرفت و اين نمونه ها را به آزمايشگاه جرائم جنايي پليس در ميشيگان فرستاد.
* چند جنايت ديگر
مونيكا جانسون كه ۳۱سال داشت، با قتل زنان خياباني روبرو شده بود. پليس اين زن جوان را بي حال و بيهوش در خيابان يافته بود، بدون آنكه بداند اين زن با قاتل سريالي ديدار داشته است.
مونيكا به بيمارستان منتقل شد اما قبل از آنكه بتواند حرفي بزند در بيمارستان جان سپرد. تعلل پليس باعث شد تا مرد جنايتكار فرصت كافي براي انجام قتلهاي ديگر به دست آورد.
در حالي كه تحقيقات پليس بر عليه آرمسترانگ ادامه داشت همسايگان خانه دو طبقه اين مرد اعتقاد داشتند اين مرد آرام و مهربان نمي تواند قاتل باشد زيرا سالها در كنار همسر و تنها پسرش زندگي را به آرامي گذارنده بود.
* نتيجه آزمايشات
پليس با وجود مشابهت زياد در شيوه قتل مقتولان و روشي كه قاتل براي از بين بردن طعمه هاي خود كه زنان خياباني بودند، هرگز اين امكان را كه با يك قاتل سريالي و زنجيره اي روبروست، به وجود نياورد و هيچ عجله اي براي تطبيق سرنخهايي كه در پرونده قتل وندي و ساير زنان خياباني بود به عمل نياورد.
با اعلام شدن اينكه نتايج آزمايشات مربوط به الياف به دست آمده از جسد وندي با رنگ اتومبيل جيپ سياه كه به آرمسترانگ تعلق داشت، يكي بود.
پليس اميدوار بود كه دادستان ايالت حكم دستگيري اين مرد را صادر كند ولي براساس قوانين دادستان تنها زماني حكم دستگيري را صادر مي كرد كه نتايج نهايي آزمايشات اعلام شود. از آنجا كه نتايج اعلام شده مربوط به آزمايشات مقدماتي بود اين اداره از صدور حكم دستگيري سرباز زد و اين به معناي آن بود كه آرمسترانگ آزادانه در خيابانها گردش كند.
* يك نجات يافته
درحالي كه پليس منتظر نتايج نهايي مربوط به آزمايشات و تطبيق DNA بود زني به نام «ويلهلمينادرين» مورد حمله قرارگرفت. اين زن درحالي كه منتظر سوارشدن به اتوبوس بود، با پيشنهاد مردي سوار ماشين او شد ولي در بين راه راننده دستان خود را به دور گردن آن زن حلقه كرده و قصد داشت او را بكشد. دراين زمان ويلهلمينادرين يك اسپري حشره كش از كيف خود بيرون آورد و آن را به سوي راننده پاشيد و توانست از فرصت پيش آمده براي فرار استفاده كند.
درحالي كه حلقه محاصره پليس بيشتر آرمسترانگ را در برمي گرفت با اين حال او باز هم دست از اعمال شيطاني اش نمي كشيد و دراين فاصله سه زن ديگر به نامهاي كلي هود، روزماري فلت، ونيكول يانگ به قتل رسيدند.
* تله
۱۰ آوريل سال دو هزارميلادي يكي از كساني كه سوار بر قطار باري حمل ونقل قطعات اتومبيل به كارخانه هاي واقع در حوالي شهرك صنعتي شهر ديترويت بود، متوجه سه جسد شد كه در اطراف خط آهن متلاشي شده بود.
وي فوراً پليس را باخبر كرد. اين سه جسد به هود، فلت و يانگ تعلق داشت. دراين ميان و به دنبال گسيل شدن نيروهاي ويژه، پليس جسد ديگري را نيز پيدا كردولي احتمال مي داد كه اين قتل با آن سه قتل هيچ ارتباطي ندارد.
نظريه متخصصان پزشكي قانوني نشان مي داد كه هود سه هفته قبل، فلت يك ماه قبل و ونيكول يانگ ۱۲ ساعت قبل از كشف اجساد به قتل رسيده اند.
با كشف اين اجساد بود كه پليس متوجه شد با يك قاتل سريالي روبرو است. با اين نظريه يك گروه ويژه از كارآگاهان و جرم شناسان براي پيگيري اين قتلها تشكيل شد در همين زمان بود كه پرونده هاي ديگري كه در آن زنان مورد حمله قرارگرفته بودند به اين سه پرونده اضافه شد.
پليس اطمينان داشت كه قاتل باز هم برمي گردد.
نيروهاي ويژه اي مشغول گشت زدن در محلهايي شدند كه زنان خياباني در اين محلها بيشتر تردد داشتند.
انتظار پليس زياد طول نكشيد و نيمه شب ۱۲ آوريل سال دوهزار بود كه پليس «آرمسترانگ» را درحالي كه سوار خودرو جيپ خود بود دستگير كرد. متهم پس از دستگيري به اداره پليس منتقل شد.
* اعتراف
دلايل زيادي عليه آرمسترانگ وجود داشت. بنابراين وي چاره اي جز اعتراف نداشت او شروع به گريه كرد و گفت:
ـ از صميم قلب پشيمان و متأثر هستم.
پليس ديترويت سه قتل اخير را هم به آرمسترانگ نسبت داده بود. با اين حال نمي دانست كه مردي تحت بازداشت است كه بزرگترين قاتل تاريخ است و اين مرد جنايتكار بيشترين سفرها را براي انجام قتل انجام داده و دامنه جغرافيايي وقوع جرائم او از همه گسترده تر است.
آرمسترانگ به قتل درايالت واشنگتن، هنگ كنگ، تايلند، هاوايي و خاورميانه اعتراف كرد.
157386.jpg
او در اعترافات خود به قتل يك مرد در سياتل واسپوكين نيز اشاره كرد.
تنها دو روز از دستگيري وي گذشته بود كه به بيش از ۳۰فقره قتل اعتراف كرد. او در اعترافاتش جزئيات ظريفي از لحظات وقوع قتل ها را بيان مي كرد كه تنها خود قاتل مي توانست از آن باخبر باشد.
* بزرگترين ناو هواپيمابر و قاتل تاريخ
وقتي كه روزنامه ها خبر مربوط به اين مرد جنايتكار را كه توسط پليس ديترويت دستگير شده بود به چاپ رساندند اين احتمال مي رفت كه او با سواربودن بر بزرگترين ناو هواپيمابرجهان به نام «نيميتز» به اقصي نقاط جهان سفر كرده ودر آن مناطق قتل هايي را مرتكب شده باشد.
از سراسر دنيا با پليس ديترويت تماس گرفته شد . بسياري از كشورها مي خواستند رازقتل هاي نامعلوم را در كشور خود پيدا كنند.
پليس كشورهاي خاور دور پرونده هاي به نتيجه نرسيده قتل را دوباره به جريان انداختند و۳۸ مركز پليس FBI در خارج از ايالات متحده مشغول تحقيق در مورد اين قتل ها شدند.
*بررسي علل جنايات و ملوان نمونه
محققان با بررسي سوابق زندگي شخصي آرمسترانگ مي خواهند تا عامل اصلي وقوع اين جنايات را ريشه يابي كنند. گزارشات گوناگوني از گذشته آرمسترانگ به اداره پليس مي رسد.
كاپيتان كشتي نيميتز مي گويد: آرمسترانگ يك بار به عنوان ملوان نمونه در اين كشتي انتخاب شد و سابقه كار او در مدتي كه دراين كشتي بود درخشان است . همسر او در حالي كه درانتظار تولد فرزند دوم خود است باور نمي كند كه سالهايي را در كنار يك مرد جنايتكار سپري كرده باشد به اين علت هرگاه كه پليس خواسته است او را مورد بازجويي قرار دهد ، وي با فريادهايي كه از سر ناباوري كشيده است اين جلسات را نيمه تمام گذاشته است.
*در زندان
آرمسترانگ كه در بخش بيماران رواني زندان ايالتي وين به سر مي برد ، تحت مراقبت ونظارت شديدي قرار دارد. او تنها در برابر خبرنگاران به گفتن متأسفم كفايت مي كند.
بازماندگان قربانيان جنايات اين ملوان اخراجي ازاينكه وي تنها در زندان است به شدت ناراحت هستند.
157446.jpg
* دادگاه
آرمسترانگ در دادگاهي كه در ماه مارس ۲۰۰۱ به مدت دوهفته به طول انجاميد به علت ارتكاب قتل درجه يك «وندي جردن» به حبس ابد بدون قيد و شرط محكوم شد اگرچه وكلاي آرمسترانگ سعي داشتند با ارائه اسناد وگزارشاتي از روانشناسان اثبات كنند كه وي از سلامت رواني برخوردار نيست ، ولي دادگاه اين دلايل را رد كرده ونپذيرفت.
* وضعيت دشوار
هيچ راه خلاصي براي اين مرد جنايتكار وجود ندارد زيرا در حالي كه او تحت مراقبت بوده است، اقدام به انجام سه فقره قتل ديگر كرده است.
وكلاي مدافع اين قاتل سريالي مي گويند: وي در كودكي مورد آزار واذيت پدرش قرار گرفته است به اين علت دچار توهم ، افسردگي ، كابوس و اعتياد والكل شده ومشكلات شخصيتي وخيمي او را رنج مي دهد و چون در خارج از شهرهاي بزرگ پرورش پيدا كرده است در برابر بازجويان وتهديدات آنان به سرعت تسليم شده است.
در برابر اين دفاعيات مقامات قضايي معتقد هستند كه اين جنايتكارتاريخ دچار هيچ مشكل شخصيتي و رواني نيست.
* انتظار
آرمسترانگ درحالي در زندان ايالتي با آخرين تدابير امنيتي به سر مي برد كه قرار محاكمه و دادگاه بعدي او مشخص نشده است. هاي ملوان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |