سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۴ محرم ۱۴۲۵
Tue, Mar 16, 2004
گفت و گو
شماره ۲۷۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
سينماي ضد اعتياد
در گفت وگو با علي اكبر ميهن خواه، استاد دانشگاه
157593.jpg
حامد نصيري
شمار مصرف كنندگان مواد مخدر ـ كه بين سه تا شش ميليون نفر برآورد مي شوند ـ نشان مي دهد صرف ميلياردها دلار هزينه براي مبارزه با عرضه و مصرف مواد مخدر، كم و بيش بيهوده بوده است.
مي توان گفت در تمام اين سال ها همه راه ها براي كاهش تمايل به مصرف مواد مخدر آزموده شده اما نتيجه هيچ گاه آن طور كه انتظار داشته ايم نبوده. اكنون صاحبنظران معتقدند براي رهايي از اين وضعيت بايد تدابير فرهنگي در راه مبارزه با مواد مخدر را پررنگ تر كرد. در اين ميان رسانه ها قطعاً جايگاه ويژه اي دارند. حال آيا رسانه سينما در ايران با قابليت هايي كه دارد مي تواند به كار گرفته شود؟ سينماي ايران اگرچه از همه ابزارها براي مبارزه با ناهنجاري هاي اجتماعي برخوردار نيست اما به عقيده دكتر علي اكبر ميهن خواه سينماي ايران مي تواند در قالب يك مانيفست فرهنگي، سهم بسزايي در حل بعضي از ناهنجاري هاي اجتماعي و از جمله اعتياد داشته باشد.علي اكبر ميهن خواه، دكتراي فيلمسازي و توليد در رسانه هاي تصويري از آمريكا و عضو هيأت علمي دانشگاه هاوايي است. گفت وگو با او را بخوانيد.

\ سينما به عنوان يك رسانه داراي چه ويژگي هايي است كه علاوه بر كاركرد سرگرمي براي مخاطب، مي تواند در امر آموزش نيز مؤثر باشد؟
* يكي از عملكردهاي سينما به عنوان يك رسانه، موضوع آموزش است. در واقع صرفنظر از اين كه سينما مدعي چه چيزي است نوعي كاركرد آموزشي را به دنبال دارد. و به نظر من مهمترين عملكرد سينما در حال حاضر عملكرد آموزشي است چون به نوعي خواسته يا هدفي را در سطح جامعه القا و پيگيري مي كند. سينما رسانه اي است كه ايده ها و نظرها را به طور مستقيم از كارگردان و نويسنده به عنوان ورودي دريافت كرده و القا را به صورت خروجي سيستم خود به جامعه تحويل مي دهد. در واقع «القا» از جمله عناصر كوچك تشكيل دهنده فرهنگ يك جامعه است و به همين دليل مي توان گفت كه سينما داراي قدرتي است كه مي تواند فرهنگ يك جامعه را تحت تأثير قرار بدهد و از اين رو مي توان نتيجه گيري كرد كه هر نوع سينمايي با هر ادعايي، نوعي كاركرد آموزشي را دارا است.
\ حتي اگر فيلمساز در اثر خود به دنبال انتقال آموزش نباشد آيا مي توان گفت كه اين اثر داراي پيام است؟
* فيلمساز حتي اگر دنبال پيام نباشد باز هم اثر داراي پيام است. به طور مثال اگر فيلمساز بخواهد سينماي سفيد بسازد كه داراي هيچ گونه پيامي نيست و همين كه مي خواهد بگويد اثر داراي پيام نيست بدين معناست كه ما در عصري زندگي مي كنيم كه نبايد هيچ پيامي داشت و اين باز هم يك كاركرد آموزشي است و فيلمساز باز هم قصد دارد يك نظري را القا بكند. در واقع شايد در يك اثر فيلمساز اصلاً نخواهد مطلب خاصي آموزش بدهد ولي مردم به هرحال از رسانه ها مي آموزند.
اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه سينما يك هنر شخصي نيست به طور مثال شما اگر شاعر باشيد مي توانيد شعر خود را روي يك ورق كاغذ بنويسيد و به چند نفر نشان بدهيد اما فيلم مي سازيد تا اكران شود و اصلاً جايي به نام سينما وجود دارد كه ديگران بيايند و اثر فيلمساز را ببينند و به اين دلايل باز هم تأكيد مي كنم در سينما صرفنظر از هر ادعايي مهمترين كاركرد، آموزش است.
\ حال ممكن است كه اين آموزش به نوعي تبديل به بدآموزي شود.
* بله. من هم گفتم آموزش؛ يعني اين آموزش مي تواند خوب باشد يا بد. به طور مثال سينما مي تواند القا كند جوانمردي بد است يا خوب، يا بهشت جاي بدي است و جهنم جاي خوبي است وبالعكس. وقتي گفته مي شود آموزش، منظور يك سري چيزهاي خوب و مقايسه با يك سيستم اخلاقي نيست.
به هرحال آموزش، آموزش است. چه پيرامون چيزهايي كه خوب به نظر مي آيند چه پيرامون چيزهايي كه بد به نظر مي آيند و سينما ابزاري است كه مي توان با آن چنين كارهايي را انجام داد.
\ سينما چگونه مي تواند دربخش آموزش تأثيرگذاري بيشتري داشته باشد؟
* من اصرار ندارم كه براي سنجش آموزش سينما اين چنين گفته شود. سينما، سينماست. سينما ابزاري قدرتمند است كه در حد استطاعت و توانش مي توان از آن بهره برداري كرد مانند قلمي كه در دست شماست. مي توانيد بنويسيد شيطان و يا بنويسيد فرشته.
سينما هم دقيقاً همين كارايي را دارد و اين موضوع قطعاً يك كاركرد آموزشي هم به همراه دارد. زيرا سينما يك رسانه است و رسانه دو سو دارد: فرستنده پيام و دريافت كننده پيام. پس چه شما بخواهيد و چه نخواهيد و چه كارگردان اهميت بدهد و يا خير سينما براي دسته اي از مخاطبان نوشته مي شود و صددرصد گروهي از مخاطبان از شما الگوبرداري مي كنند و هيچ فرقي نمي كند كه مخاطبين خاص باشند يا عام. منظور اين است كه يك اثر ممكن است براي نخبگان يك جامعه طراحي شده باشد و يا اين كه براي عوام. كه باز هم نياز به اين است كه اثرگذاري سينما حفظ شود.
\ ارتباط سينما با روايت بعضي از ناهنجاري ها مانند «اعتياد» چگونه است؟
* اعتياد يك نوع آسيب اجتماعي است و سينما نمي تواند در برابر حوادثي كه بر مردم جامعه مي گذرد بي اعتنا باشد. سينما رسانه اي است كه از مردم جامعه و بسياري از نهادها از جمله سياست، دين، فلسفه و آموزش و پرورش و .... تأثير مي پذيرد و سينما در تعامل دائمي با اين نهادهاست. يعني اين كه سينما همانقدر كه به آموزش و پرورش مي آموزد همانقدر هم از آن فرا مي گيرد، همانقدر كه از فلسفه درون جامعه فرا مي گيرد همانقدر هم مي تواند به آن بياموزد. ضمن اين كه سينما مدام سيستم خود را مطابق با روز تغيير مي دهد به همين دليل است كه اين سيستم هميشه نو و پويا باقي مي ماند. حال اعتياد يك موضوع خاص است و در جامعه به عنوان يك معضل وجود دارد پس سينما طبق رسالت خود بايد به اين موضوع بپردازد.
صرفنظر از حاكميت و رژيم سياسي در هر كشوري اعتياد معضلي است كه بايد با آن در تمام جوامع مبارزه شود و اكنون در ايران تقريباً از هر چند نفر، يك نفر درگير اين آسيب اجتماعي است و سينما بايد با تمام استطاعت و قدرت خود به مقابله با اعتياد اين بلاي خانمانسوز بپردازد و حتي نه تنها اعتياد بلكه ديگر آسيب هاي اجتماعي نظير فحشا و ...
\ آيا براي سينما يك نوع رسالت در مبارزه با ناهنجاري هاي اجتماعي تعريف مي شود؟
* استنباط من اين نيست كه لزوماً سينما يك پديده مقدس است. سينما، سينماست. مسجد، مسجد است و كليسا هم كليساست. معضلي مانند اعتياد يكي از پديده هاي ذاتي دوران مدرنيته است و اگر يك فيلمساز با تفكر مدرن در عصر مدرنيته زندگي كند بايد به راهكارهايي براي بهبود اوضاع اجتماع بپردازد مانند فيلمسازاني چون: كيش لوفسكي، آندره تايكوفسكي و بسياري ديگر.
\ آيا سينما كه به بعضي از ناهنجاري ها مانند اعتياد مي پردازد وارد ژانر اجتماعي مي شود؟
* بهتر است اسمي انتخاب نكنيم تا مجبور نشويم مسقف فكر كنيم. به طور واضح تر اين كه هر اسم يك پرچم خواهد ساخت و اين پرچم يك مباني و محدوديت هايي را داراست. بايد براي مبارزه از تمام ابزار استفاده كرد حال اين ابزار مي خواهد تكنولوژي باشد يا دوربين و نظريه سينمايي و ....
\ به نظر شما سينمايي مانند سينماي هاليوود كه در رساندن پيام به مخاطب بسيار موفق است چرا به موضوعاتي مانند اعتياد كمتر توجه دارد؟
* اتفاقاً برعكس؛ اين كاررا انجام مي دهند نه تنها در سينماي آمريكا بلكه در بسياري از كشورهاي ديگر. اما در سينما توجه به موضوع هايي مانند آسيب هاي اجتماعي و اعتياد لزوماً بايد از يك نوع حمايت دولتي برخوردار باشد. مثلاً شما مي توانيد فيلمسازاني را در ايران پيدا كنيد كه علاقه مند به كار در رابطه با موضوع اعتياد باشند اما واقعيت اين است كه امكان دارد به لحاظ اقتصادي مشكل وجود داشته باشد و احساس كنند كه سرمايه آنها برگشتي نخواهد داشت پس نتيجه اين كه از سوي ارگان هاي متولي بايد نوعي همياري و كمك وجود داشته باشد.
حال شما مي بينيد كه كشوري مانند ايالات متحده در سال ۱۹۸۵ حدود بيست و پنج ميليون معتاد طبق آمار ثبت شده داشته است درحالي كه با همين ابزارهاي فرهنگي از جمله سينما و تلويزيون ده سال بعد در سال ۱۹۹۵ توانستند تعداد معتادين به مواد مخدر را به حدود ده ميليون كاهش دهند يعني پانزده ميليون معتاد درمان شده و به داخل خانواده ها فرستاده شدند. در اين راه سينما تنها نيست و به عنوان يك ابزار تلويزيون، ويدئو و رسانه هاي نوشتاري نيز نقش مهمي ايفا مي كنند.
در سينماي هاليوود در گستره هاي وسيع و در بخش بين الملل كمتر به مواد مخدر پرداخته مي شود اما در عرصه داخلي و با استفاده از تلويزيون و فيلم هايي كه گستره وسيعي ندارند براساس فرهنگ ملي و قومي خود تلاش هاي شگفت انگيزي انجام داده اند و اين كار را ادامه مي دهند.
نكته قابل توجه اين است كه هر كشوري داراي يك راه حل ملي است مثلاً فرمول آمريكا يا هر كشور ديگري در مورد مبارزه با اعتياد در ايران جواب قانع كننده اي نخواهد داد به دليل اين كه فرهنگ ما، مليت ما و ويژگي ما حتي تاريخ و جغرافياي ما با آمريكا و كشورهاي ديگر متفاوت است و در اينجا بايد متفكران و دانشمندان و متخصصين و سينماگران ما با همفكري يكديگر، فرمول و راه حل ملي براي ايران پيدا بكنند.
\ به چه دليل بيننده ها از فيلم هايي كه در رابطه با اعتياد ساخته مي شود استقبال چنداني نمي كنند؟
* خوب ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه از هر چند نفر، يك نفر درگير اين مسأله است اگر واقعاً فيلمي ساخته شود كه در شأن مخاطب باشد بيننده استقبال مي كند و دليل اين كه مردم به اين فيلم ها توجه نمي كنند اين است كه سينما از مردم عقب افتاده و نتوانسته است جوابگوي خواسته آنان باشد پس بايد گفت فيلم هايي كه تا به حال ساخته شده كارايي كافي نداشته است. در سينماي امروز بحث تخصصي آسيب اجتماعي جدي گرفته نمي شود مگر مي توان بدون تحقيق مستدل اجتماعي و بدون كارشناسي علمي، فيلمي درباره فحشا، اعتياد و دختران فراري ساخت؟ متأسفانه فيلم هايي كه امروزه ساخته مي شود طبق سياست هاي برنامه سازان تلويزيوني است و اين سياست ها يعني تقليل هزينه هاي مختلف به صورتي كه براي تهيه كننده سود قابل قبولي داشته باشد و اين بلايايي است كه بر سر سينما و تلويزيون اعتياد ما آمده.
\ گاه در تلويزيون فيلم هايي از اعتياد مشاهده مي شود كه نه تنها داراي پيام منفي نيست بلكه باعث الگوبرداري اشتباه از سوي برخي طيف ها نيز مي شود.
* شما به نكته مهمي اشاره كرديد. بله به نوعي قهرمان مي سازند مثلاً شخصيتي خلق مي كنند در رابطه با عشق و عاشقي و رمنس و موتور و تيپ يا چينويي، و مردم اصل قضيه را فراموش مي كنند و من تعجب نمي كنم كه نويسنده يك سريال مي گويد كل فيلمنامه ۲۶ قسمتي را طي يك ماه نوشته است. نظر من اين است كه مي گويم وقتي نكاشته ايم چرا انتظار برداشت و درو داشته باشيم. امروزه سريال ها يا به گونه اي مبتذل ساخته مي شوند كه مردم اصلاً ارتباط برقرار نمي كنند يا اين كه مثلاً سريال داستاني ساخته مي شود كه يك شخصيت فرعي، معتاد است و اغلب مردم حوادث داستاني را دنبال مي كنند. متأسفانه به ريشه هاي علمي اعتياد اشاره نمي شود و يك تحليل درست جامعه شناختي ارائه نمي شود مثلاً در رابطه با موضوعاتي همچون اينكه در چه خانواده اي و براساس فقدان كدام مهارت هاي زندگي يا فقدان كدام نوع دانايي و نگرش فرد به اين معضل دچار مي شود، فيلمي ساخته نمي شود.
\ آيا فكر نمي كنيد فيلم ها و سريال هايي كه ساخته مي شوند به نوعي كليشه اي است؟ مثلاً در اكثر سناريوها و فيلمنامه ها يك معتاد وجود دارد كه در حال ترك است؟
* بله داستان ها كليشه اي شده است و حتي با مسأله ترك مواد مخدر هم به درستي برخورد نمي كنند. البته گفتني است كه هم اكنون در ايران هم نگرش ها تغيير كرده و به معتاد، به ديده يك بيمار نگريسته مي شود نه يك مجرم و بايد هم با معتاد مانند يك بيمار برخورد شود. پس اشكالي ندارد كه حتي، از او يك شخصيت موجه نشان داده شود اما به يك شرط، و آن اين كه همه قواعد بازي رعايت شود كه متأسفانه تنها بخشي از قواعد ساخت سريال هاي تلويزيوني رعايت مي شود و تلويزيون هم برخورد سنجيده اي با اين قضيه ندارد.در رابطه با اين موضوع هروقت كه مي گوييم سينما بايد تلويزيون را هم در كنار آن و مدنظر قرار بدهيم چون تلويزيون گستره وسيعتر و مخاطبين بيشتري را داراست. پس وقتي مي گوييم سينماي اعتياد، تلويزيون هم در ماجرا دخيل است.
ادامه دارد

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   جوان   |   چشم انداز   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |