سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۴ محرم ۱۴۲۵
Tue, Mar 16, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
مريم پاپي
تصويرگري كتاب كودكان
تخيل و خلاقيت در نقاشي كودكان
مريم پاپي
157602.jpg
دست هاي كوچك روي كاغذ مي لغزد تا نقشي از خيالي كودكانه را نمايان كند، خيالي كه مثل هيچكس نيست و آزاد است تا خط هاي ناموزون بكشد يا از رنگ هاي نامتعارف استفاده كند، آدم ها و خانه هاي نقاشي هم زميني براي ايستادن نمي خواهند. نقش اين دست هاي كوچكي كه حتي نمي توانند مداد رنگي را بدرستي نگه دارند، آنقدر رهاست كه برخي از نقاشان بزرگ آرزو مي كنند همچون آنها باشند، به دوران كودكي بازگردند و روش كودكان را در نقاشي پيش بگيرند.
اين دستان كوچك و ارزشمند همان دستاني است كه گاهي مجبور مي شوند به دليل ناشناخته ماندن دنيايشان ازروي دست بزرگترها كپي برداري كنند، اما نقاشي كودك به خودي خود نقاشي كودك است، بدون هيچ دخالتي! كودك آنقدر ساده نقاشي مي كند كه ممكن است بي اهميت جلوه كند، از آن خطوط كج و معوج، هيچ چيز به شكل واقعي خود در نمي آيد. با اين حال، يك دخالت ناانديشيده بزرگسالانه، باعنوان آموزش نقاشي، كه مي تواند بسيار كوچك هم به نظربرسد، كودكانه بودن را از نقاشي كودك مي گيرد و شخصيت او را دستخوش تغيير مي سازد، حال آنكه آينده كودك به همين نقاشي ها وابسته است.در مورد سن فراگيري نقاشي و چگونگي اين آموزش اختلافاتي در ميان صاحبنظران وجود دارد، گروهي كودك را همچون بزرگسالان و تنها با تمرينات ساده تر آموزش مي دهند و گروهي ديگر به آموزش سختگيرانه به كودك اعتقادي نداشته و تنها نظارتي هوشمندانه برنقاشي كودكان را صحيح مي دانند. كارشناسان معتقدند كودكان به نوعي آموزش خاص نيازمندند، بطوري كه مربي نقاشي نمي تواند صرفاً با دانستن هنر نقاشي كودكان را هدايت كند.يك روانشناس در اين خصوص مي گويد: «نحوه آموزش نقاشي به كودكان بسيار حساس است چون بچه ها تخيل و خلاقيت خود را در نقاشي بروز مي دهند و اگر هنگام نقاشي كردن اين ويژگي ها به هم ريخته شوند ممكن است اعتماد به نفس و قدرت تصميم گيري آنها براي هميشه آسيب ببيند.»
وي مي افزايد: «اگر كودك با شرايط مناسب از نظر مكاني، فضا و مواد و مصالح كه حتي در يك روستا نيز مي توانند فراهم شوند در مسير كار خلاق قرار بگيرد، در آينده اگر در هر رشته اي فعاليت كند مي تواند اين خلاقيت ها را به كار بگيرد. در واقع نقاشي آزار كودكان در نوع فكر كردن و تصميم گيري آنها براي هميشه تأثيرگذار خواهدبود.»دنياي كودكان ايراني به همراه كودكان ۲۷كشور دنيا ، چندي پيش برديوارهاي هفتمين نمايشگاه بين المللي نقاشي كودكان آويخته شده بود، آدم هايي با لباس هاي كردي، بلوچي، كيمونوهاي ژاپني و نمادهايي از فرهنگ هاي مختلف در اين نقاشي ها پيدا مي شدند. كودكان به صورت ناخودآگاه هرآنچه را كه با آنها زندگي مي كردند به روي كاغذ آورده بودند، حتي ميان اين نقاشي هاي ناشيانه مي شد در هواي دوردست ها نفس كشيد، و اين همان هدف مورد نظر برگزاركنندگان اين جشنواره بود: آشنايي كودكان و مربيان با فرهنگ هاي مختلف دنيا. نقاشي كودكان حرف هاي زيادي براي گفتن دارد و به همان اندازه نيز مي تواند كودكان را پرورش دهد.
به همين دليل است كه سيد مهدي مجتهد، دبير هفتمين جشنواره نقاشي بين المللي كودكان كه سالها در خصوص نقاشي كودكان كار كرده معتقد است در نقاشي كودكان حاصل كار مهم نيست، بلكه زمان نقاشي كشيدن اهميت دارد و تأثيرات نقاشي كردن برروي بچه ها، همچون افزايش خلاقيت، چندان ديدني نيست. وي مي گويد: «هر نقاشي كودكانه حاصل هزاران بار پرواز ذهن كودك است، نقاشي كودك يك كشف است كه بايد هر بار به يك نتيجه تازه برسد و با نقاشي هاي كپي برداري و كاردستي هاي تكراري نمي توان به اين كشف رسيد. به همين دليل اگر مربي توانايي هاي كودكان را نشناسد و نداند كه دخالت مستقيم نداشتن در كار كودكان خودش يك روش است، به كودك آسيب مي رساند و در اين صورت نبود مربي نقاشي بهتر از حضور اوست.»
داوران نمايشگاههاي نقاشي كودكان
با اين ديدگاه است كه بيش از هر چيز، وجود ويژگي هاي خاص كودكانه در آثار آنان است و بر همين اساس كارشناسان نيز مقايسه كار بچه ها با بزرگترها را اشتباهي بزرگ مي دانند.ميان نقاشي هاي كودكان ايراني و خارجي شركت كننده در نمايشگاه تفاوت هايي به چشم مي خورد؛ تكنيك هاي مورد استفاده موارد به كار رفته و نوع اجرا از مواردي است كه به نظر مي رسد موجب برتري كار بچه هاي برخي كشورها نسبت به آثار كودكان ايراني است. اما دبير اين جشنواره كه ۳۵نفر از ۱۰۸برنده آن ايراني هستند معتقد است اين موارد در نقاشي كودكان چندان حائز اهميت نيست و اگر كودكان ايراني نيز با همان تكنيك هاي خاص كار كنند ممكن است كارهايي شبيه بچه هاي خارجي ارائه دهند. مجتهد به موفقيت كودكان ايراني در جشنواره هاي خارجي نيز اشاره دارد. او مي گويد: «كار كودكان اگر بطور خالص كودكانه باشد تا سن معيني در هيچ جاي دنيا فرقي نمي كند، چنانكه از نقاشي كودكان ايراني در پارك هاي كشورهاي خارجي تنديس هايي ساخته و نصب شده است.»برگزاركنندگان جشنواره نقاشي كودكان، برگزاري اين مسابقات و نمايشگاهها را در واقع نوعي ارزيابي براي مربيان و بچه ها مي دانند.
***
دخترها و پسرهاي كوچك، به شادي همان نقاشي ها، زيباترين لباس هايشان را پوشيده و آمده اند تا جوايز خود را از برگزاركنندگان جشنواره نقاشي بين المللي كودكان دريافت كنند. دنياي آنها با يك جعبه مداد رنگي هم رؤيايي مي شود.
تصويرگري كتاب كودكان
طرحي از رؤيا در بيكران چشم هايي كوچك
آرزو پاك
مي داند كه زندگي رؤيايي بيش نيست و شادي و بي خيالي زيباترين حس ممكن براي اوست. انگشتش را روي صفحات كتاب بزرگ اما كم ورقش مي سراند، رودخانه آبي رنگي را كه پر از ماهي هاي قرمز است نشان مي دهد و از ته دل مي خندد و مي خواند.حال به رؤيايي مي انديشد كه چند خط ساده با رنگ هايي شاد در برابرش ترسيم كرده اند تا چشمش مصمم تر، آواز، ترانه يا قصه اي را از بركند و آن را تا سال هاي سال به خاطر بسپارد.او با چشمان كوچك و درخشانش از همان خطوط و طرحهايي كه گاه تصويرگرش آنها را در نهايت صرفه جويي در نقاشي خود به كار گرفته اندوه را حس مي كند، صداي ناله و زاري بزبزقندي را، مهرباني مادر بزرگ را با آن خط هايي كه صورتش رانرم و چروكيده كرده، حتي شادي را از عمق چشمان برجسته قورباغه و غرور و زيبايي را از بال هاي مخملي پروانه كتابش مي خواند و حس مي كند.
گويي تصاوير خلاقانه به ويژه در قصه ها، حكم كيميا را دارد كه رؤياپردازي و اخلاق گرايي را در كودكان پرورش مي دهد. وقتي قرار است تراژدي يك دختر بچه در قالب شخصيت يك «پري» نقل شود تا كودك با آن انس بگيرد و فقر و فلاكتش را به هيچ انگارد، اين معجزه تصوير است كه او را ترغيب مي كند تا بارها وبارها كتاب را ورق بزند و با دقت در تمامي صفحات آن نگاه بيندازد.برخي از تصويرگران كتاب كودك معتقدند:« بازتاب رفتار متخصصان در عرصه بين الملل نشان مي دهد تصويرگران ما به دليل كسب جوايز متعدد جهاني در رشته خود بسيار حرفه اي عمل كرده اند. چنانكه شكل گيري درست ماهيت شخصيت افراد قصه توسط تصاوير در ذهن كودكان و نوجوانان دليل اين ادعاست.بيهوده نيست كه مهندس «جعفر علاقه مندان» معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي در خصوص تصوير سازي در كتابهاي درسي نيز به صراحت از علاقه مندان دعوت مي كند:« آن ها كه آرزوهاي بزرگ براي كودكان دارند، بيايند!»
اين مقام آموزشي با اعتراف به اين كه سازمان آموزش و پروش در كتاب درسي كودكان كه مخاطبان اصلي در دوره آموزش ابتدايي هستند، ضعيف عمل كرده و حتي به لحاظ جهت گيري و نگاه علمي و حرفه اي با مشكل مواجه است، مي گويد: «در فضاي كشور ما مسائل كودك بايد مورد عنايت بيشتري قرار بگيرد.»
روانشناسان كودك نيز در آثار متعدد خود آورده اند:« كودك نيازمند حرف زدن از طريق تصوير است و تصاوير كتاب ابزاري براي يادگيري و سرشار كردن ذهن و آرامش رواني كودك است.»
امروزه تصوير كتاب كودكان رو به تخصصي شدن پيش مي رود، چنانكه مسؤولان آموزشي از طريق همين نقاشي هاي جذاب مخاطبان كم سن و سال خود را به آموزش دعوت مي كنند تااحساسات، ذهن و منطق او را با سؤال مواجه كنند. انگار متخصصان تصويرگري كتاب كودكان حق دارند بگويند:« تصوير مانندلوحي مكتوب براي آموزش عمل مي كند.» آنها بارعايت شعار: انساني نگاه كردن، علمي انديشيدن و حرفه اي عمل كردن در صدد هستند ايران را در عرصه تصويرگري كتاب كودكان مطرح تر از اين سازند كه اكنون هست.
ـ ابوالفضل همتي آهويي» از تصويرگران كتاب كودك و نوجوان كانون پرورش فكري براي نشان دادن اهميت تصويرگري در كتاب نقبي به گذشته مي زند و با پيش كشيدن سابقه ديرين نقاشي و تصويرسازي در كشور به مينياتور و نگارگري ايران اشاره مي كند و مي گويد:« چاپ سنگي و نقاشي هاي قهوه خانه اي، به انضمام آغاز تصويرسازي غربي در مدرسه دارالفنون زمينه اي براي پا گرفتن اهميت تصوير در كتاب ها، بويژه كتاب كودكان و نوجوانان بود.»
اين تصويرگر كتاب كودك مخالفت جدي خود را با طراحي بعضي كتب كودكانه كه در كيوسك هاي روزنامه فروشي به فروش مي رسند،ابراز مي كند و مي گويد: با تصاوير ناموفق تعداد اندكي از كتاب هاي كودكان نبايد نگرش مخاطب را صرفاً به انتقاد ناصحيح آن هم از كتاب هايي با تصاوير موفق، سوق داد.
همتي آهويي به نقش تصوير در تفهيم مطالب به بچه ها پافشاري مي كند ومي افزايد: برخي از كتابها فقط با زبان تصوير با كودكان صحبت مي كنند چنانكه كودكاني كه هنوز به مدرسه نمي روند و با خط و نوشتن كلمات آشنا نيستند با استفاده از تصاوير كتاب، زندگي مي آموزند.
وي با تأكيد بر اينكه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ارزش خاصي براي كودكان زير سنين دبستان قائل است، توضيح مي دهد متون آنچنان با تصوير مطلب را به كودك تفهيم مي كنند كه مخاطب كم سال ناخودآگاه از طريق آن وارد فضاي داستان مي شود.
مسؤول واحد گرافيك كانون با بيان با اينكه حضور نيروهاي جوان، فعال و علاقه مند در عرصه تصوير گري كتاب كودك چشم انداز آتي اين هنر را بسيار اميدواركننده ترسيم مي كند، مي گويد: هرگز در باره تصويرسازي آن هم در كتاب كودكان به طور قطعي صحبت نكنيد.تصويرگران مي گويند:« با رنگ و خطوط، عشقمان را نثار كودكان مي كنيم تا حقيقت پيرامونشان را بپذيرند. وي مي افزايد:« براي رسيدن به دنياي كودكانه روزها وشب ها خيال مي بافيم و باران تماشا مي كنيم تا ورقي از كتاب را با چشمان ريزبين خردسالان پيوند بزنيم.»
آنها كم مي خوابند. زياد راه مي روند و فكر مي كنند تا به طرحي كه مي خواهند برسند. كمتر تصويرگري مايل به گفت و گو با خبرنگاران است. آنها دوست دارند به دنياي كودكان رؤيا هديه كنند تا آرزوي فردايشان زودتر محقق شود.
عبور از پل فيروزه
حقوق مالكيت فردي
بررسي تاريخ معاصر ايران نشان مي دهد كه گام نهادن جامعه ما به دنياي جديد (نهضت مشروطيت) و تحولات بعدي آن تا به امروز، توأم با تأسيس، تحكيم و گسترش حقوق مالكيت فردي، بخصوص در عرصه صنايع، نبوده است. هرج و مرج سالهاي پس از انقلاب مشروطيت، اهداف، پيامها و آرمانهاي اصيل انقلاب را تحت الشعاع قرار مي دهد. حكومت استبدادي رضاشاه با شعار ايجاد امنيت و نوسازي جامعه ايران، دست به ايجاد يك نظام متمركز دولت مدار مي زند. سيطره دولت بر فعاليتهاي اقتصادي جامعه، از توليد كارخانه اي گرفته تا تجارت (داخلي و خارجي) روز به روز گسترده تر مي گردد. علاوه بر صنايع زيربنايي مانند راه آهن، تأسيس صنايع تبديلي نوپا (از قبيل نساجي و توليد قند، چاي، دخانيات و غيره)، با كنترل و سرپرستي مستقيم يا غير مستقيم دولت صورت مي گيرد. مالكيت صنعتي در ايران از آغاز تاكنون با مالكيت دولتي عجين بوده است. حقوق مالكيت فردي، حلقه مفقوده نظام صنعتي و اقتصادي ماست. حلقه اي كه در فقدان آن كارايي و بهره وري را نمي توان به فعاليتهاي توليدي صنعتي پيوند زد.
در مجال و فرصتهاي جديد اما كوتاه و ناپايداري كه دولت براي فعاليتهاي خصوصي ايجاد نمود، به عنوان مثال در سالهاي ،۱۳۴۰ نتايج نامنتظر و چشمگيري به دست آمد، اما با افزايش درآمدهاي نفتي دولت (۱۳۵۵ ـ ۱۳۵۲)، موج جديدي از دولت مداري در نظام اقتصادي ايران حاكم شد. سراب ايجاد «تمدن بزرگ» از طريق سرمايه گذاريهاي عظيم دولتي، نهال كاشته شده در دهه پيشين را در زير بار سنگين ماشين اقتصادي دولت خرد نمود.
دكتر موسي غني نژاد، پژوهشگر اقتصاد سياسي ـ ۱۳۷۷

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   جوان   |   چشم انداز   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |