سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۴ محرم ۱۴۲۵
Tue, Mar 16, 2004
ويژه
شماره ۲۷۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
مروري بر سياست خارجي ايران در سال۱۳۸۲
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك» را در صفحات ويژه بخوانيد.
يادداشت
مروري بر سياست خارجي ايران در سال۱۳۸۲
در هياهوي سانتريفيوژ و القاعده
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك» را در صفحات ويژه بخوانيد.
157542.jpg
سال۱۳۸۲ را مي توان سال دستاوردهاي «ديپلماسي همسايگان» ايران بويژه در افغانستان و عراق دانست، روابط با قدرتهاي محوري جهان عرب نظير عربستان، سوريه و مصر رو به گسترش و تكامل داشت، مراودات اقتصادي فارغ از سياست با شركتهاي عظيم اقتصادي اروپا و چشم بادامي هاي شرق آسيا آرام و بي صدا توسعه يافت و «ال جي» و «سامسونگ» و «پژو» نفوذ خود را بدون توجه به چالشهاي سياسي ـ امنيتي ايران با آمريكا و اتحاديه اروپا بر سر مسائل هسته اي و هياهوي سانتر يفيوژو پلوتونيوم و اورانيوم، صلح خاورميانه، تروريسم وحقوق بشر در بازارهاي ايران گسترش دادند و در خزر همچنان بر مواضع پيشين پاي فشرديم، بدون آنكه مشخص شود كه سرانجام، ۲۰درصد يا كمتر از اين دريا را به دست مي آوريم. صرفنظر از تداوم حمايت ايران از انتفاضه فلسطين و يا پيدا كردن يك رفيق جديد در ۱۰هزار مايل آن سوتر در خيابانهاي «كاراكاس» و يا تثبيت روابط ساكت و آرام سالهاي اخير با برادران هم زبان (جناح رحمانف) و يا برادران هم كيش (جناح نهضت اسلامي) در «دوشنبه»، سال۸۲ را بايد سال چالشهاي هسته اي ايران با اروپا و آمريكا دانست؛ چالشي كه انتقادات آمريكا و اروپا از انتخابات مجلس هفتم نيز بدان افزوده شده است.
* سال بدون صدام
خوشحال كننده ترين خبر سال۸۲ براي ايراني ها، سقوط رژيم بعث و سرنگوني صدام و سپس بازداشت وي بود. ايران اگرچه از حمله آمريكا به افغانستان و عراق راضي نبوده ونيست، اما از حذف طالبان و رژيم بعث عراق خرسند است. حذف صدام نه تنها به لحاظ عاطفي واحساسي براي بسياري از ايرانيان خوشحال كننده به شمار مي رفت، بلكه به دليل حذف يك كانون تهديد و ناامني دائمي براي برخي از دول و مردم منطقه نيز احساس مشابه اي را در برداشت. حذف صدام از يك سو به بازگشت آوارگان عراقي از ايران كمك خواهد كرد و از سوي ديگر، با ورود بسياري از دوستان وافراد نزديك به ايران به شوراي حكومتي عراق، ماهيت روابط ايران وعراق متحول شد. اكنون شيعيان عراق به عنوان گروه اكثريت در عراق فرصت يافته اند تا نقش و جايگاه به سرقت رفته خود را در ۸۰سال گذشته به دست آورند. ايران كه به طور آشكارتري از مجلس اعلاء نسبت به ساير گروههاي شيعه و از شيعيان نسبت به ساير گروههاي قومي و مذهبي حمايت مي كند، سال۸۲ استراتژي خود را در عراق بر «خروج هر چه سريعتر نيروهاي بيگانه، برگزاري هر چه سريع تر انتخابات آزاد و تشكيل دولت منتخب مردم عراق » قرار داد. ايران همچنين ضمن مخالفت با تشكيل دولت مستقل كرد در عراق، از تنش با طالبان و بارزاني پرهيز كرده و درصدد است با تأمين بخشي از نيازمنديهاي اقتصادي عراق در دوران بازسازي بويژه در حوزه برق، سوخت و مايحتاج مصرفي مردم عراق، حضور خود را در بازار اين كشور حفظ كند. بازيگراني چون انگليس نيز كه محيط عراق را بهتر از آمريكايي ها مي شناسند، براي حفظ امنيت، ثبات و آرامش بصره، افزايش تعاملات مسؤولان محلي بصره با همتايان خود در خوزستان ايران را تشويق مي كنند. در مقابل، ايران نيز كه در گذشته و در دوران صدام توجه خود را بيشتر بر مبادلات از طريق بازارچه هاي مرزي متمركز كرده بود، اكنون كانون توجهي را به سه گذرگاه و گمرك رسمي شلمچه (خوزستان) مهران (ايلام) و خسروي (كرمانشاه) معطوف كرده است.
از سوي ديگر، گرچه در آخرين روزهاي سال،۸۲ برخي محافل ايراني به مفاد قانون اساسي موقت عراق معترض و منتقد بودند، اما بار ديگر، سياست رسمي ايران نسبت به اين تصميم شوراي حكومتي عراق نسبت به مواضع ساير همسايگان عراق مثبت تر بود.
* همسايه شانزدهم
سال۸۲ از يك نظر شبيه ۲۴سال ديگر پس از پيروزي انقلاب اسلامي بود و آن قرار داشتن چالشهاي آمريكا و ايران در صدر مسائل سياست خارجي ايران بود. آمريكا در سال۸۲ به تعريف همسايه شانزدهم ايران نزديكتر شد و پس از حضور جدي در افغانستان و در نزديكي مرزهاي شرقي ايران، با حذف صدام حسين و استقرار حدود ۱۴۰هزار نيرو در عراق ودهها هزار نيروي ديگردر خليج فارس و درياي عمان به يك بازيگر جدي در معادلات مناطق پيراموني ايران تبديل شد. به طور متقابل، ايران نيز در چالشهاي عمده اي كه روياروي سياست خاورميانه اي آمريكا است، يك بازيگر ذي نفوذ و مؤثراست كه قابل ناديده گرفته شدن نيست. آمريكايي ها نيز با علم بر اين واقعيت، بارها در سال۸۲ اعلام كردند علي رغم عدم رضايت از سياست هاي منطقه اي ايران در فلسطين، افغانستان و عراق و با وجود اعلام ايران به عنوان مهمترين كشور حامي تروريسم، در موارد خاص و ويژه (افغانستان و عراق) حاضر به همكاري با ايران هستند. سال۸۲ همچنان شاهد رويارويي ديدگاههاي تندروانه تر افرادي چون چني، رامسفلد، و ولفوويتس، پرل وكلاوسون عليه ايران با ديدگاههاي معتدل تر كالين پاول بود و حتي سناتورجان كري نامزد اول دموكراتها در انتخابات آتي رياست جمهوري آمريكا نيز اعلام كرد كه حاضر به بررسي مذاكره با ايران و تغيير سياستهاي بوش در اين زمينه است، اما تمديد تحريمهاي نفتي ايران از سوي بوش در روزهاي آخر اسفندماه نشان داد كه رويه حاكم بر كاخ سفيد نسبت به ايران، همچنان سخت گيرانه و توأم با بدبيني و سوظن شديد است. تداوم چنين نگرشي باعث شده است كه در ساير حوزه هاي فرعي نيز چالشهاي ايران و آمريكا تداوم يابد، در خزر، آمريكايي ها همچنان از عدم انتقال نفت وانرژي ازخاك ايران و دفاع از خط لوله باكو ـ جيحان اصرار مي ورزند، در عراق، هراز چند گاهي،ايران را به كوتاهي در كنترل مرزهاي خود و قصور نسبت به بازداشت تروريست ها متهم مي كنند، در خاورميانه، عدم پيشبرد فرايند صلح را به كارشكني هاي ايران و گروههاي نزديك به تهران نسبت مي دهند و در پرونده برنامه هاي هسته اي ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي، مدعي اصلي عليه ايران به شمار مي روند.
در چنين فضا و شرايطي، انتظار نمي رود كه سطح چالش هاي ايران و آمريكا كاهش يابد، اما باتوجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري آمريكا، تشديد اين چالش ها نيز بعيد به نظر مي رسد و بوش در ماههاي آتي كه رقابت هاي رياست جمهوري در آمريكا تشديد مي شود، به سمت پذيرش ريسك در سياست خارجي نخواهد رفت. نكته ديگر آنكه دولت بوش، تلاش خواهد كرد در حوزه هايي كه امكان پيشبرد سياست هاي برتري جويانه آمريكا وجود دارد، بدون تعامل با ايران و ساير بازيگران به اين پيشبرد مبادرت ورزد و در مقابل، در مواردي چون عراق و افغانستان تعاملات تاكتيكي با ايران را تشويق و ترغيب كند.
* سوءظن و همكاري
سال ۸۲ براي ايران و روسيه، همانند سالهاي گذشته، سال سوءظن و همكاري بود. در حالي كه روسها هنوز به تعهدات خود در تكميل و راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر به عنوان مهمترين پروژه همكاري بين دو كشور پاي بند هستند، اما تأخير و دير كرد آنها، بسياري را در ايران كلافه كرده است. اعتقاد عمومي در ايران بر اين است كه تكنولوژي روسي از ظرافت، دقت و كارايي لازم نسبت به انواع غربي و اروپايي خود برخوردار نيست، اما نكته مهم آن است كه روابط ايران و روسيه طي سالهاي اخير در واكنش به تحريم ها و مجازات هاي اقتصادي و تكنولوژيك غربي ها عليه ايران شكل گرفته و گسترش يافته است. كارشناسان بسياري بر اين امر خرده گرفته و خواهان نگاهي مستقل به اين روابط هستند، اما همه مي دانند كه اگر روابطي عادي بين ايران وجهان غرب استوار بود، روسها نقشي كمتر از آنچه اكنون دارند، در مراودات خارجي ايران داشتند. در سال ،۸۲ روسها اگرچه به دلايل اقتصادي و تا حدودكمتري به دلايل سياسي ـ امنيتي، در مقابل فشارهاي آمريكا براي قطع همكاريهاي هسته اي با ايران مقاومت كردند، اما با تأخير ها و شرط گذاريهاي مكرر براي تحويل سوخت هسته اي و امضاي قرارداد ويژه مربوط به آن و كارشكني هاي بوروكراتيك بر سر راه ارسال قطعات اصلي راكتور نيروگاه بوشهر، به نوعي اتلاف وقت برا ي خريد زمان در مقابل ايران و آمريكا مبادرت ورزيدند. تماس تلفني پوتين و خاتمي در جريان اجلاس اخير شوراي حكام نيز بارديگر نشان داد كه روسها به خوبي درصدد بهره برداري از نقش مسكو بين ايران، آمريكا و آژانس بين المللي انرژي اتمي هستند. واقعيت آن است كه روسها در سال ۸۲ نيز همانند سالهاي گذشته به بخش اقتصادي روابط با ايران علاقه بيشتري نشان دادند، اما در حوزه همكاريهاي امنيتي به عنوان علاقه ويژه اي از خودنشان نمي دهند و ترجيح مي دهند كه از روابط با ايران وجه المصالحه با آمريكا بهره گيرند، اگرچه نفع اصلي خودرا در ادامه بازي و مانور در ميان اين دو مي بينند، نه انتخاب قطعي يكي و كنار نهادن ديگري.
* ديپلمات هاي كاسب
در ايران، نيز همه، اعم از نخبگان، كارشناسان، مسؤولان و مردم كوچه و بازار مي دانند كه اروپايي ها در ايران بيش از هر چيز در پي منافع اقتصادي خود هستند و در اين بين تفاوتي عمده بين آلماني، فرانسوي، ايتاليايي و انگليسي نيست. اما اين به معناي ماهيت ساده وغير پييچيده روابط ايران و اتحاديه اروپا نيست، زيرا متغيرهايي كه بر اين روابط تأثير گذارند، پيچيدگي و تنوع خاصي بدان مي بخشند. اهم اين متغيرها عبارتند از: ۱ ـ روابط راهبردي و استراتژيك اتحاديه اروپا و آمريكا (شراكت تاريخي دوسوي آتلانتيك در معادلات سياسي ـ امنيتي جهان پس از جنگ جهاني دوم) ۲ ـ منافع ويژه قدرت هاي اروپايي در حفظ روابط با ايران بخصوص در حوزه اقتصادي ۳ ـ نگراني هاي مستقل اروپايي ها از برنامه هاي هسته اي ايران (گزارش آخرين وضعيت اين پرونده را در همين شماره ايران ديپلماتيك بخوانيد) ۴ ـ احساس دين تاريخي برخي از كشورهاي اروپايي نظير آلمان به صهيونيست ها و يهودي ها و نقش حاشيه اي اروپا در فرايندصلح خاورميانه ۵ ـ نگراني هاي محور برلين ـ پاريس از تبديل شدن خليج فارس و خاورميانه به يك كلوپ و باشگاه آمريكايي ۶ ـ نگاه ويژه و خاص انگليس به ايران براي حفظ امنيت مناطق شيعه نشين عراق بويژه بصره.
با توجه به متغيرهاي فوق الذكر، مدتي است كه نخبگان و كارشناسان ايراني به اين باور رسيده اند كه اروپا به سطح ويژه و كنترل شده اي از تنش در روابط ايران و آمريكا معتقد است. اروپايي ها نه مطلوب خود مي دانند كه تنش ايران و اروپا پايان يابد و روابط ايران و آمريكاعادي شود، زيرا در اين صورت، جايگاه ويژه و قدرت مانور خودرا بين ايران و آمريكا از دست خواهند داد و به احتمال بسيار شركت هاي اروپايي در صورت حضور شركت هاي آمريكايي در ايران به شدت متضرر خواهند شد. از سوي ديگر، آنها خواهان غيرقابل كنترل شدن چالش هاي ايران و آمريكا و ورود دو كشور به عرصه تضادها و تعارض هاي بيش از اين هستند. در واقع، منافع اروپا در حفظ وضع موجود است، شرايطي كه شركت هاي اروپايي بدون حضور رقباي آمريكايي در بازار ايران در پي كسب منافع خويش باشند و از سوي ديگر، تهران براي مهار تهديدات آمريكا، ناچار به پذيرش مراودات مستمر با اروپا باشد. درست به همين دليل است كه قدرت هاي اروپايي خلاف ۲۵ سال اخير حتي در مواردي كه دچار چالش هاي سسياسي ـ ديپلماتيك با ايران شده اند، اين چالش ها را به حوزه اقتصادي نكشانده اند وشركت هايي نظير پژو، توتال، زيمنس، هنكل، دايلمر بنز، آني، اجيپ، فيات، شل و ..... به شركاي دائمي و تقريباً ثابت تجارت خارجي و حتي صنعت داخلي ايران تبديل شده اند.
اما نكته ديگر آن است كه اروپايي ها در بسياري از مواردهمان اتهامات چهارگانه آمريكا عليه ايران راتكرار مي كنند، با اين تفاوت كه در سالهاي اخير، بويژه سال ،۸۲ حساسيت آنها به برنامه هاي هسته اي ايران به صدر فهرست دغدغه ها يشان ارتقا يافته است و مواردي چون حقوق بشر را با اهميت درجه دوم پي گيري مي كنند.
* القاعده؛ مهمترين سؤال۸۲
شايدمسؤولان وزارت خارجه ايران به هيچ سؤالي به اندازه موضوع بازداشت عناصر القاعده در ايران، در سال۸۲ پاسخ نداده باشند. كمتر مصاحبه اي از وزير امور خارجه و يا سخنگوي وي را مي توان به ياد آورد كه خبرنگاران در آن موضوع القاعده و بازداشت تعدادي از عناصر آن را مطرح نكرده باشند. بازار شايعات بازداشت عناصر ارشد القاعده در ايران داغ داغ بود. بارها شايع شد كه اسامه بن لادن در ايران است و تحت حمايت يا بازداشت. در روزهاي پاياني زمستان نيز در حالي كه شايع شده بود كه وي در كرج اقامت داده شده، از مرزهاي پاكستان و افغانستان خبر رسيد كه در محاصره است. شايعه بازداشت «ايمن الظواهر » مرد شماره۲ القاعده نيز مدتي بر سر زبان بود اما شايع ترين خبر، بازداشت فرزند بن لادن و مسؤول جديد بخش عمليات القاعده بود؛ مردي كه شايع شده بود از ايران، انفجارهاي رياض را هدايت كرده است.
پاسخهاي تهران به اين سؤالات و شايعات در ابتدا كلي و توأم با خويشتنداري بود، اما هرچه به پايان سال نزديك مي شديم، مسؤولان ايراني به ناچار به طور جزيي تري به سؤالات خبرنگاران پاسخ مي دادند. اما وجه مشترك تمامي اين پاسخها رد حمايت ايران از القاعده و شعبات ديگر آن نظير انصار اسلام در عراق بود. در اواخر سال، هنگامي كه بحث محاكمه و يا استرداد اعضاي القاعده جدي تر شده شنيده شد كه القاعده نيز تهديد به برخي بمب گذاريها و يا حمله به سفارتخانه هاي خارجي در تهران كرده است، اما وزارت خارجه ايران، تشديد حفاظت از سفارتخانه ها را امر معمول دانست. در حالي كه در روزهاي پاياني اسفند، انفجارهاي مادريد بار ديگر مسأله دخالت القاعده در اين نوع انفجارها را به روزنامه ها و رسانه ها كشاند، اما هنوز هم القاعده، ايران و آمريكا ، سه ضلع يك مثلث خبرساز هستند، آمريكايي ها ايران را متهم به عدم همكاري جدي در امر مبارزه با تروريستهاي القاعده مي كنند، القاعده به تهديدات آشكار و نهان عليه ايران و تا حدود بيشتري آمريكاادامه مي دهد و ايران درصدد سبك و سنگين كردن كارتهاي خود در اين معادله است.
*دوست مشترك ايران و آمريكا
سال،۸۲ سال تثبيت قدرت و زمامداري حامدكرزاي در افغانستان بود و ايران از اين فرايند خرسندو راضي است. بدون ترديد، كرزاي، انتخاب مطلوب و نهايي ايران نبود و بيش از آنكه به قدرت رسيدن وي محصول اراده ايران باشد، كرزاي قدرت خودرا مديون آمريكا و زلماي خليلزاد نماينده ويژه سابق آمريكا در افغانستان و سفير كنوني واشنگتن در كابل است. اما اين بدان معنانيست كه ايران با زمامداري كرزاي مخالف باشد. تثبيت زمامداري كرزاي كه با تشكيل لويه جرگه و انتخاب دوباره كرزاي به سمت رياست دولت همراه بود با منافع ملي ايران همسو و همراه است. از نگاه تهران، به هر ميزان كه ثبات و امنيت در افغانستان فراگيرتر شود، زمينه براي بازگشت صدها هزار آواره افغان مهيا خواهد شد و تهران از تحمل هزينه هاي ۲۵ساله ناشي از حضور آوارگان مذكور رها خواهد شد. از سوي ديگر، اگر يك دولت مركزي باثبات، نيرومند و مسؤوليت پذير در كابل قدرت را به دست داشته باشد، دولت ايران قادر خواهد بود تا در سه سطح بين المللي، ملي (دوجانبه) و حتي استاني خواهان مسؤوليت پذيري افغانها در مسأله مبارزه با قاچاق موادمخدر شود كه مركز اصلي توليد و ترانزيت موادمخدر به سوي مرزهاي ايران است. در همين چارچوب است كه ايران در سال۸۲ سعي كرد ضمن حفظ روابط ويژه با برخي از ولايات همجوار در افغانستان به ويژه هرات و نيمروز، انرژي اصلي خود را معطوف به تحكيم روابط با دولت مركزي كابل كند. در مقابل، حامد كرزاي نيز مهارت ويژه خود را در بازي و مانور بين بازيگران ذي نفوذ در افغانستان حفظ كرده است و علي رغم فشارهاي بي شماري كه بر وي وارد آمده تا موضع گيري هايي در مورد دخالت ايران در افغانستان و عليه دولت مركزي اتخاذ نمايد، كرزاي هيچگاه وارد اين عرصه نشد و حتي قبول نكرد علي رغم حمايتهاي آشكار و نهان و گذشته و حال پاكستان از طالبان، به طور علني، صريح و رك و بي پرده از پاكستاني ها انتقاد كند.
در سال،۸۳ آنچه كه مهمترين مسأله در روابط تهران ـ كابل خواهد بود، انتخابات رياست جمهوري افغانستان است. در حالي كه آمريكايي ها از كرزاي حمايت مي كنند، تهران بايد بين چهره هاي وابسته به «ائتلاف شمال» وكرزاي، دست به انتخاب بزند. اگرچه شواهد و قرائن نشان مي دهد كه تهران نيز بر روي گزينه اي كه بيشتر شانس پيروزي خواهد داشت متمركز خواهد شد و اين گزينه از ديدگاه اغلب كارشناسان، كرزاي است، زيرا او نامزد اول قوم برتر افغانستان يعني پشتونهاست و از طرف ديگر، ساير اقوام يعني تاجيكها، ازبكها و هزاره ها منسجم نيستند.

• مرادويسي

• بقيه درصفحه ويژه ۶
يادداشت
وين يا نيويورك
انتخاب بين بد وبدتر
چند هفته پيش از شروع اجلاس اخير شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در «وين»، شواهد وقرائن نشان از فروكش كردن ديدگاه هاي تند آمريكا و فشارهاي اتحاديه اروپا بر برنامه هاي هسته اي ايران داشت، اما به يكباره و درست پيش از شروع اجلاس ، سخنان «محمد البرادعي» اوضاع را تغيير داد؛ سخناني كه نشان مي داد، اوضاع براي تيم ايراني حاضر در وين دشوارتر از آن چيزي خواهد بود كه انتظار مي رفت. برادعي ايران را همراه ليبي متهم كرد كه درصدد نقض مفاد پادمان هاي NPT برآمده اند.
قراردادن ايران در كنار ليبي، هم مقامات تهران را خشمگين كرد وهم به معناي آغاز فشارهاي شديدتر اجلاس بر ايران بود.
«كمال خرازي» وزير امور خارجه ايران، قرار دادن تهران در كنار طرابلس را نادرست خواند وگفت كه تهران با طرابلس كه به صراحت پذيرفته است درصدد دستيابي به سلاح هسته اي بوده، نمي تواند با يك چشم نگاه شود، زيرا ايران هرگز درصدد دستيابي به سلاح اتمي نبوده است. بااين وجود، نوع سخنان البرادعي كه با گفته هاي پيشين وي متفاوت بود، همان بهانه اي بود كه آمريكايي ها مدت ها انتظارش را مي كشيدند. در گذشته، هر گاه كه آمريكايي ها فشار بر شوراي حكام و آژانس را تشديدمي كردند و خواهان اعمال تشديد فشارها واعمال مجازات عليه تهران بودند، ديدگاههاي البرادعي واروپايي ها، ترمز و بازدارنده به شمار مي رفتند، اما اكنون به نظر مي رسد هم البرادعي جملات وعبارات مورد انتظار تهران را نمي گويد و هم اروپايي ها دست از كشمكش هاي گذشته با آمريكايي ها برداشته اند، و گر نه همسويي كامل، اما مقاومت كمتري در برابر ديدگاههاي تند روانه آمريكا از خود نشان مي دهند.
* بازيگران اصلي و قدرت هاي محوري
شوراي حكام يك نهاد ۳۵ عضوي است كه مهمترين مكانيسم تصميم گيري در آژانس بين المللي انرژي اتمي به شمار مي رود. با وجود آنكه كشورهاي متعددي در اين شورا عضويت دارند، اما آنچه كه در تصميم گيري هاي اين نهاد مهم است، وزن و نقش وجايگاه متفاوت اعضا در اين تصميم گيري ها است.در درون شورا، چهار بازيگر مؤثر را مي توان شناسايي كرد:
۱ ـ ايالات متحده آمريكا
۲ ـ اتحاديه اروپا (اعضاي اروپايي شوراي حكام)
۳ ـ مدير كل آژانس و گزارش هاي وي و بازرسان آژانس
۴ ـ گروه غيرمتعهدها
بدون ترديد، تصميمات شوراي حكام، خارج از جلسه رسمي اين نهاد ودر جريان معادلات كلان سياسي ـ امنيتي بازيگران عمده آن گرفته مي شود. در شرايطي كه آمريكا مؤثرترين بازيگر تصميم ساز در سازمان ملل متحد ونهادهاي وابسته به آن به شمار مي رود، طرف اصلي ايران در شوراي حكام نيز آمريكايي ها هستند. در واقع، مسأله برنامه هاي هسته اي ايران بيش از آنكه يك بحث فني وتخصصي و حتي مسأله اي امنيتي بين آژانس و يكي از كشورهاي عضو باشد، تابعي از چالش ها و تضادهاي ۲۵ ساله ايران و آمريكا است. آمريكايي ها كه چهار اتهام اصلي را متوجه ايران كرده اند (حمايت از تروريسم ، تلاش براي دستيابي به سلاح هاي كشتار جمعي، مخالفت با روند صلح خاورميانه ونقض حقوق بشر) ، نگاه خود به برنامه هاي هسته اي ايران را در يك چارچوب كلان و راهبردي تعريف و اجرا كرده اند.
از ديدگاه آمريكايي ها، آنچه كه در اين ميان مهم است، نه چهار موضوع فوق، بلكه يك مسأله اساسي تر است و آن «نوع نگاه ايران به معادلات سياسي ـ امنيتي خاورميانه و جهان » است؛ نگاهي كه نه تنها با راهبردهاي منطقه اي و بين المللي آمريكا همسويي ندارد، بلكه حتي غيرهمسو و متضاد ومتعارض است.بنابراين، برنامه هاي هسته اي ايران را نيز در چارچوب الگو و مفهوم «محور شرارت» تعريف مي كنند ودر مقابل، يك قدرت هسته اي داراي سلاح هاي كشتار جمعي نظير اسرائيل را بدون آنكه تحت فشار قرار دهند، شريك راهبردي و استراتژيك ايالات متحده به شمار مي آورند و حفظ امنيت وبرتري اسرائيل را در خاورميانه، يكي از ثابت ترين اصول سياست هاي خارجي و دفاعي خود تلقي مي كنند. اين در حالي است كه اسرائيل نه عضو «ان پي تي» است ونه پروتكل الحاقي آن را امضاكرده و نه حتي يك بازرس آژانس تاكنون موفق به بازديد از تأسيسات اتمي اسرائيل شده است.
نگاه اروپايي ها به برنامه هاي هسته اي ايران نيز به همين ترتيب و درچارچوب راهبردهاي سياسي ـ امنيتي و اقتصادي كلان اعضاي اتحاديه اروپا بويژه اعضاي مؤثر و ذي نفوذ آن نظير فرانسه، انگليس و آلمان اتخاذ شده و رفتار و مواضع هيأت هاي اروپايي دراجلاس اخير وين را نيز نمي توان بدون توجه به سه مسأله درك و تجزيه و تحليل كرد:
۱ ـ نگراني هاي ويژه اروپايي ها از برنامه هاي هسته اي ايران
۲ ـ تفاوت تاكتيكي و اتحاد راهبردي آمريكا واروپا در موضوع جلوگيري از تكثير و توليد سلاح هاي كشتار جمعي
۳ ـ نگاه ويژه اروپايي ها به روابط با ايران
اتحاديه اروپا كه همانند ساير موضوعات مهم و راهبردي پيش رو ، در مسأله برنامه هاي هسته اي ايران تا حدود زيادي تابع نظر و ديدگاه سه عضو اصلي و قدرتمند آلمان، فرانسه وانگليس است، در اجلاس اخير شوراي حكام نيز تلاش كرد بين ديدگاه تندروانه آمريكا وضرورت حفظ تعاملات و مراودات با ايران، به يك جمع بندي ور اه حل تركيبي مبادرت ورزد. اما در حالي كه ايران توجه اصلي خودرا به توافقات تابستان گذشته با وزيران امور خارجه آلمان، فرانسه وانگليس معطوف كرده است، اروپايي ها توافقنامه تهران را در بردارنده تعهدات خاصي براي خود در مقابل ايران نمي بينند.

• بقيه در صفحه ويژه ۲

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   جوان   |   چشم انداز   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |