سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۴ محرم ۱۴۲۵
Tue, Mar 16, 2004
ويژه ۲
شماره ۲۷۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
نگاه
نگاه
شكستي براي پيروزي
كاوه احمدي علي آبادي
انقلاب كبير فرانسه يكي از بزرگترين وقايعي است كه تاريخ جهان به خود ديده است. آرمان خواهي آزاد انديشانه هنگامي كه در اذهان نه تنها روشنفكران فرانسوي، بلكه انديشمندان اروپايي شكوفه داد، ظهور عيني انقلاب فرانسه، تجلي چنان جنبشي بود كه به زودي در اقصا نقاط جهان، جوامع بسياري را متحول كرد. پس از به بار نشستن انقلاب تازه دستاوردهايي از آن به دست رسيد كه پيش از آن كسي انتظارش را نمي كشيد. مدت مديدي نگذشت كه آحاد مردم فرانسه و حتي روشنفكران آن، خود نخستين كساني بودند كه از انقلاب دلزده و نا اميد شده بودند. چرا كه اوضاع در بسياري از عرصه ها، بهبود كه نيافته بود هيچ، بدتر نيز شده بود. وضع اقتصادي مردم تنزل يافته بود، زندانها همچون پيش از انقلاب، از زندانيان انباشته بود و تنها زندانيان جديدي جاي محكومان پيشين را گرفته بودند، هنوز گيوتين حرف آخر را مي زد و مهمتر از همه، انقلاب اين بار فرزندان راستين خود را زير چرخ هاي خويش قرباني مي كرد. مردم مي انديشيدند انقلاب تنها مشتي حرف و شعار برايشان به ارمغان آورده است. اما انقلاب فرانسه در نزد روشنفكران اروپايي جايگاه ويژه اي داشت و همه را سخت هيجان زده كرده بود. نه تنها روشنفكران اروپايي، بلكه انديشمندان، اهل قلم و حتي هنرمندان اروپايي آن را تجلي عيني بسياري از آرمانهاي خود مي ديدند. حتي پس از انعكاس واقعي دستاوردهاي نه چندان مطلوب انقلاب، آنان هنوز به انقلاب مي انديشيدند و تاوانهاي آن را براي كسب اهداف و آرمانهاي آتي اش اجتناب ناپذير مي دانستند. بسياري از روشنفكران فرانسوي كه با تجربه واقعيت موجود انقلاب، آ ن را سرشار از آرمانهاي تحقق نيافته ديده و از آن مأيوس شده بودند، پس از خروج از فرانسه با قرار گرفتن در فضاي فكري اي كه بر انديشه روشنفكران اروپايي در مورد انقلاب فرانسه حاكم بود، دوباره به انقلاب و دستاوردهاي آن اميدوار مي شدند. اما وقتي ناپلئون با اعلام امپراتوري و تعقيب كشورگشايي هاي خود، تمامي آرمانهاي انقلاب را بر باد داد، ديگر خوشبين ترين آرمانگرايان نيز همه چيز را از دست رفته مي ديدند. سرخوردگي شديد توأم با يأسي كه از پوچي تلاش هاي انساني حكايت داشت، در همه جا سوسو مي زد. اما پژواك غيب عقلانيت ندا داد كه : «هر انقلاب شكستي است در راه پيروزي».شكست است، چون آنچه در اذهان مي گذرد هرگز در واقعيت تحقق نخواهد يافت، ولي پيروزي است چون وضع موجود را تغيير مي دهد و تحولاتي را در تاريخ تحقق مي بخشد كه برگشت پذير نيست. اين تاريخ بود كه از زبان هگل سخن مي گفت. آنچه را كه امروزه به عنوان حقوق برابر انسانها و منشور حقوق بشر مي شناسيم، كه اكنون در بسياري از جوامع نهادينه شده است و برخي از جوامع نيز در پي تحقق آن اند، يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب فرانسه است. با گذشت سالها از انقلاب فرانسه اكنون با نگاه به دستاوردهاي آن مي توانيم دريابيم كه هگل درست مي انديشيده است. پيروزي بزرگ آن زمان ناپلئوني نيست كه به عنوان يك ديكتاتور فرصت طلب در اذهان نقش بسته است، بلكه آزادانديشان و انقلابيوني بودند كه آرمانهاي آن روز انقلاب فرانسه را واقعيت امروز جامعه ما ساختند. اشخاصي كه ممكن است حتي نامشان نيز در اذهان بسياري از مانمانده باشد. اكنون تمامي كساني كه در جوامعي برخوردار از حقوق بشر زيسته و از تبعيضهاي غير انساني چون گذشته رنج نمي برند، آن مبارزان گمنام در شادي آنان سهيم اند.
ما در ساليان گذشته در جامعه خود شاهد تحولات عديده اي بوديم كه برخي از آنها در افق ديد كنوني مان گنجيده و برخي نيز نمي گنجد؛ تحولاتي كه در عرصه هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و حتي سياسي به وقوع پيوسته و موافق و مخالف دانسته يا نادانسته گام در تحولات آن گذاشته اند واكنون تنها به موارد اختلاف خود مي انديشيم و معيارهاي آن را ملاك ارزيابي خود قرار داده و از بسياري از تحولاتي غافليم كه جملگي به گونه اي مشترك در آن وارد شده و كم و بيش در تحقق شان دخيل بوده ايم. اگر اشخاص يا گروه ها بر اين تصورند كه براي هميشه بر اريكه اي تكيه مي زنند كه باني تحولات آن بوده اند، از حافظه تاريخي برخوردار نيستند و بزودي در خواهند يافت كه هرگز آنچه در اذهان مي گذرد، به وقوع نمي پيوندد و آنان تنها نقشي در تحولاتي ايفا مي كنند كه وراي تصميمات آنهاست. اشخاص و نسلهاي مختلفي مي آيند و مي روند و چه بسا شكست خورده امروز، همان برنده ديروز آن باشد و برعكس. در اين عرصه، چنين نسبتي در پيروزي و شكست است كه براي هيچ شخص يا گروهي، جهنمي مطلق نمي سازد و مهمتر از آن، موجب مي شود كه جملگي مداوم در حال تصحيح و تكميل خود باشيم. بايد بپذيريم كه جملگي ما انسانيم و شكست دائمي هيچ يك از افراد و گروهها را شايسته و حتي منصفانه نمي دانيم، چرا كه همگي ما داراي نواقصي هستيم همان گونه كه از برخي صفات شايسته كه در نزد همه انسانها مشترك است برخورداريم. به مأيوسان اصلاحات بايد گفت نقد و تعامل مكرر گروهها و طيف هاي مختلف توسط يكديگر است كه مي تواند موجب شود در گذشته يا حال در جا نزنيم. البته به شرطي كه براي همگان ميدان سالمي جهت تعامل و رقابت وجود داشته باشد. به بيش از حد خوشبينان اصلاحات نيز بايد هشدار داد كه براي عبور از معبر خروشان بحرانهاي اصلاحات، تصميمات به موقع و سنجيده آنهاست كه تعيين كننده است و همواره با لبخند درماني نمي توان از پس بحرانهاي آن بر آمد. علاوه بر همه اين ها بايد افزود، با وجود آنكه هيچ كس پيروز يا شكست خورده مطلق تحولات اخير نيست، جايگاه بازيگران آن نيز يكسان نيست.
پيروز اصلي اين ميدان، كساني هستند كه با گذشت سالها از قيل و قال وقايع زودگذر آن، بيش از سايرين، از منافع شخصي خود گذشتند و در راه كسب و نهادينه شدن اهداف والاي انساني، تاوان دادند و شكست خوردگان بزرگ آن كساني اند كه منافع شخصي و گروهي خود را محور تصميمات خويش كنند و ارزشهاي والاي انساني را قرباني نمايند و روزي چشم باز كنند و دريابند كه ديگر دير شده است و آنان چه ارزان فروختند؟!
احمدماهر: فقط به زمان نياز داريم
157560.jpg
فرشاد محمودي
محمدخاتمي در كاخ سعدآباد در حالي رياست اجلاس سران كشورهاي عضو گروه «دي ـ۸» را از مصر تحويل گرفت كه سه سال ديگر رئيس جمهوري آينده ايران، اين سمت را در شهر «داكا» به رئيس جمهوري اندونزي خواهدسپرد.
چهارمين اجلاس سران كشورهاي عضو گروه «دي ـ۸» درساختمان «حافظيه» با نيم ساعت تأخير آغاز شد. رئيس جمهوري ايران در آغاز اين نشست در حالي كه پشت ميزي كه يك سوي آن وزير خارجه مصر و سوي ديگر معاون اقتصادي وزيرخارجه ايران نشسته بودند، به مهمانان عاليرتبه اش خيرمقدم گفت و پس از تحويل تشريفاتي رياست اجلاس از مصر به ايران كه در غياب «حسني مبارك» رئيس جمهوري مصر، وزيرخارجه اين كشور مأمور آن شده بود، ميز رياست را ترك كرد و پشت تريبون به عنوان نخستين رئيس اجلاس چهارم سخنراني كرد. گرچه پيش درآمد سخنراني خاتمي چون هميشه با مايه اي فلسفي و مضموني شاعرانه آغاز شد، اما فراز مياني و پاياني سخنان وي در سخنراني هفت ميهمان ديگر وي تكرار شد.
«مگاواتي سوكارنو» رئيس جمهوري اندونزي، «ابواسانچو» رئيس جمهوري نيجريه، «احمدنجدت سزر» رئيس جمهوري تركيه، «عبدالله بداوي» نخست وزير مالزي و سپس «ظفرالله خان جمالي» نخست وزير پاكستان از سخنرانان بعدي اجلاس بودند تا نوبت به «احمدماهر» وزيرخارجه مصر و خبرآفرين ترين ميهمان ايران رسيد. (مشاور وزيرخارجه بنگلادش، كشوري كه پايين ترين سطح هيأت اعزامي به تهران را داشت، واپسين سخنران بود.)
پس از خروج سران كشورها از تالار حافظيه سعدآباد ضيافت ناهار رئيس جمهوري ايران در ساختمان ديگري در سعدآباد برگزارشد. خبرنگاران حاضر در اجلاس تنها به سراغ آن دو نفر رفتند محمدخاتمي و احمدماهر.
رئيس جمهوري ايران در حالي كه در خروجي تالار حافظيه را گم كرده بود، در ميان حلقه خبرنگاراني كه از آينده روابط ايران و مصر مي پرسيدند، در صحبت هاي كاملاً ديپلماتيك، روابط ايران و مصر را به نفع دو كشور و جهان اسلام و دنياي عرب خواند.
محمدخاتمي كه عباي خاكستري براقي به تن داشت، دو كشور ايران و مصر را از نظر جمعيت و موقعيت جغرافيايي در جايگاه ممتازي خواند و گفت: فكر مي كنم آنچه تاريخ و فرهنگ معين كرده پيوستگي و همبستگي دو ملت ايران و مصر است؛ به گفته خاتمي، ايران و مصر اكنون «روابط عاطفي» دارند كه هيچ گاه منقطع نشده و نخواهدشد.
از نظر رئيس جمهوري ايران، هيچ دو ملتي در دنياي اسلام به اندازه دو ملت ايران و مصر به يكديگر نزديك نيستند.
محمدخاتمي وقتي با اصرار خبرنگاران براي اعلام زمان ازسرگيري روابط ديپلماتيك تهران و قاهره مواجه شد، تنها به اين نكته اشاره كرد كه امروز دولتهاي ما در مسيري گام گذاشته اند كه ان شاءالله به يكديگر نزديك تر شوند.
مراسم ضيافت رئيس جمهوري ساعت دو بعدازظهر آغاز شده بود. چند دقيقه مانده به ساعت دو وزيرخارجه مصر از محل اقامتش به لابي حافظيه رسيد و ناچار در جمع خبرنگاران به سؤالات آنها پاسخ گفت.
ايران و مصر موضوع مهم گردهمايي
وزيرامورخارجه مصر را رئيس دفتر حفاظت از منافع اين كشور در تهران همراهي مي كرد. ماهر چندان عجله اي براي هيچ كار نداشت و سرفرصت به سؤالهاي خبرنگاران پاسخ مي گفت. او از محمد خاتمي تشكر كرد و گفت كه امروز صبح فضاي بسيار دوستانه و مثبتي بر گفت وگوهاي مشترك من با آقاي خاتمي حاكم بود.
ماهر كه عازم ضيافت ناهار بود، به خبرنگاران حاضر در تهران گفت كه از استقبال خاتمي قدرداني مي كنم و بايد بگويم كه ما شاهد پيشرفت روزافزون روابط هستيم و براي فراهم آوردن زمينه براي ازسرگيري روابط كامل سياسي پيش مي رويم. وي گفت كه چنين رخدادي، يعني آغاز مجدد روابط قاهره و تهران، رخ خواهدداد، ولي نمي توانم زمان آن را مشخص كنم.
وزير امورخارجه مصر كه ديركرده بود و بايد به ميهماني خاتمي مي پيوست، خبرنگاران را رها كرد و به سمت اتومبيلي رفت كه وي را به محل ضيافت مي برد.
با خروج ماهر از حافظيه، سالن وارد دو ساعت آرامش شد. هنگامي كه وزيرامورخارجه مصر و فرستاده حسني مبارك به تهران از ضيافت دوساعته خاتمي بازگشت، پس از استراحت كوتاهي در سوئيت هيأت مصر به سؤالات«ايران» پاسخ گفت:
احمدماهر در پاسخ به اين سؤال كه چرا برخلاف همه انتظاراتي كه پس از ديدار خاتمي و مبارك در ژنو انجام شد، رئيس جمهوري مصر به تهران نيامد؟ اين موضوع راچنان عادي ديد كه گفت: شما وضعيت فعلي را مي دانيد. آقاي مبارك نتوانست برنامه خود براي سفر به ايران تنظيم كند چرا كه ايشان در حال حاضر به گفت وگو و مذاكره براي وضعيت بهتر در فلسطين مي پرداخت و بايد چند سفر به كشورهاي عربي انجام مي داد و آنها را براي اجلاس با سران كشورهاي غرب آماده و هماهنگ مي كرد. لذا با آقاي خاتمي تماس گرفتند و دلايل عدم حضورشان را شرح دادند و از من خواستند كه به عنوان نماينده مصر در اجلاس تهران حاضر شوم.
وزيرامورخارجه مصر كه طي چند هفته اخير مكرراً از مسائل باقيمانده ميان تهران و قاهره سخن گفته بود، در پاسخ به سؤالي درباره اين كه اين موضوعات باقيمانده چيست، گفت: «دولت مصر ابراز كرده كه هنوز مسأله به قوت خود باقي است. من هنوز به جزئيات نمي پردازم. قطعاً مي خواهم بگويم كه دو كشور تصميم خود را براي عادي سازي روابط گرفته اند. برخي پيش نيازها هم بايد انجام شود و ما هم توافق كرده ايم كه كارها به تدريج پيش مي رود و اين امور هم نياز به زمان دارد. وقتي با آقاي خاتمي ملاقات كردم، به اين نتيجه رسيدم كه تاريخ از سرگيري روابط و زمان آن، مهم نيست. مهم، قصد ما براي ارتباط ديپلماتيك است. در حال حاضر، در حال مشاوره و همكاري براي افق هاي جديد روابط فرهنگي هستيم و زمينه بين المللي روابط را دنبال مي كنيم. هرچند در مسير درست خود پيش مي رود.
آن گونه كه صاحبنظران مسائل سياست خارجي عنوان مي كنند «بازداشت شدگان القاعده كه با تابعيت مصري در ايران» هستند از موضوعات مهم و مسائل باقي مانده است.
وزيرامورخارجه مصر مي گويد: «البته اين مهم است چرا كه افرادي هستند كه مرتكب جنايت در كشور ديگري شده اند و به كشور ديگري فراركرده اند. نمي گويم كه اين پيش شرط هاي ما است. بعد از برقراري ارتباط ديپلماتيك انتظار داريم برخي ازمشكل ها حل شود. ارتباطي مبني براعتماد متقابل شكل دهيم و عميق كنيم.»
احمدماهر در ادامه اين پرسش «ايران» گفت كه تمامي مشكلات بين ايران و مصر حل خواهدشد و ما سمت و سوي درستي انتخاب كرده ايم.
در حالي كه رئيس دفتر حفاظت منافع مصر از احمدماهر مي خواست كه آماده حضور در جلسه دي ـ ۸ پشت درهاي بسته شود، ماهر در پاسخ به سؤال ديگري درباره انتخاب شدن سفيرمصر در ايران گفت: ما دفتري در تهران داريم كه تحت نظر مصر اداره مي شود. نمي دانيم طرز كار چگونه خواهدبود، ولي هنوز هيچ تصميمي در اين رابطه گرفته نشده است. شخصي كه دفتر مصر را هدايت مي كند، به كار خود ادامه خواهدداد و علي القاعده نبايد مشكل خاصي وجود داشته باشد.
ماهر پس از اين پاسخ عازم سالن اجلاس شد و در راه در مقابل آسانسوري كه وي را به سران دي ـ۸ مي رساند، درباره تغيير نام دو خيابان در تهران و قاهره كه مايه كدورت دو كشور بود، اظهارنظر نكرد.
***
ساعت به ۴رسيده بود و در طبقه دوم حافظيه، سران از جمله رئيس جمهور خاتمي منتظر بودند تا واپسين ساعت اجلاس را برگزاركنند كه مهمترين دستور كار آن تنظيم بيانيه پاياني اجلاس تهران بود؛ نشستي كه پس ازنيم ساعت با حضور سران در محل تالار اصلي بصورت علني برگزارشد و صحبت هاي پراميد محمدخاتمي پايان يافت.
محمدحسين عادلي معاون اقتصادي وزيرخارجه ايران پس از پايان اجلاس به دستاوردهاي نشست تهران كه قرار بود طي ۴۸ساعت برگزارشود، اما به يك روز تقليل پيدا كرده بود پرداخت.
احمد ماهر و ميرظفرالله خان جمالي شب را نيز در كاخ حافظيه مجموعه سعدآباد ميهمان ايران بودند تا روز پس ازآن تهران را به قصد قاهره و اسلام آباد ترك كنند. «ظفرالله خان جمالي» نخست وزير پاكستان كه اخيراً پدرهسته اي كشورش توسط «پرويز مشرف» عفو شده است، چندان در ميان خبرنگاران حضور نيافت و از پاسخگويي دراين باره پرهيز كرد. «كمال خرازي» وزيرخارجه ايران هم چندان تمايلي به گفت وگو با خبرنگاران نشان نداد. بايد گفت كه ديپلمات هاي كشورمان پيش از آن، روزهاي پركاري را پشت سرگذاشته بودند. در حالي كه روز شنبه اجلاس همسايگان عراق در كويت برگزارمي شد، اجلاس كارشناسان دي ـ ۸ در تهران جريان داشت و خرازي بلافاصله پس از ورود به تهران و ترك كويت نشست وزيران «دي ـ۸» را افتتاح كرده بود. برگزاري دو همايش خليج فارس و هند و سپس اجلاس سران «دي ـ۸» آن هم ۴۸ساعت پيش از انتخابات مجلس هفتم در ايران، انگار به تمام برنامه هاي ديپلماتيك جاري سرعتي كاذب داده بود كه مانع تمركز بردستور كارها شد.
مهمترين دستاورد نشست دي ـ ۸ در تهران به غير از شتابي كه به از سرگيري رواط ايران و مصر داد، تصميم كشورها براي تشكيل «منطقه آزاد تجاري اسلامي» بود، منطقه اي كه با قاهره از شمال آفريقا آغاز مي شود، با تركيه و ايران در خاورميانه ادامه و با اندونزي در جنوب شرقي آسيا پايان مي يابد.
وين يا نيويورك ؛ انتخاب بين بد وبدتر
• بقيه از صفحه ويژه ۱

برداشت شهروندان و افكار عمومي ايران از توافقنامه تهران اين است كه اروپايي ها در مقابل تعهد ايران براي امضاي پروتكل الحاقي و تعليق داوطلبانه فرايند غني سازي اورانيوم، تعهد كرده اند كه در راه دستيابي ايران به تكنولوژي هاي مورد نياز در امور هسته اي غيرنظامي به تهران كمك كنند، اما واقعيت آن است كه اروپايي ها مي گويند كه چنين تعهداتي در توافقنامه تهران به صراحت قيد نشده است.
اطلاع رساني غيرشفاف، گسترده گي ابهامات
واقعيت آن است كه عدم انتشار اخبار واطلاعات جامع ،دقيق و سريع از سوي مسؤولان و تمامي رسانه هاي جمعي ايران ، عامل عمده و اساسي اين ابهام است. هنگامي كه توافقنامه تهران امضا گرديد، توضيح دقيق و شفاف مفادآن به افكار عمومي، قرباني روند موفق و پيروز نشان دادن تيم مذاكره كننده شد.البته انتقاد مذكور به اين مسأله محدود نمي شود. عرف اطلاع رساني در ايران تاكنون بر اين پايه قرار داشته كه «موضع گيري »در برابر چالش هاي اساسي و بنيادي سياست خارجي ايران مهم تر از «تشريح دقيق جزئيات چالش ها واجزاي اين چالش ها» بوده است ، لذا افكار عمومي در مواردي در انتظار «پيروزي» و يا حتي «فضاي مساعد» براي تيم هاي مذاكره كننده ايران در نشست ها واجلاس هايي نظير اجلاس شوراي حكام و يا مذاكرات مربوط به تعيين رژيم حقوقي خزر است كه بسياري از كارشناسان و مسؤولان مي دانند كه قادر به پاسخگويي مطلوب و اين انتظارات نيستند، لذا هنگامي كه روند اخبار و گزارش ها از جلسه اي نظير شوراي حكام، مطابق با پيش گفته ها ويااظهارات برخي مسؤولان نيست، بر ابهام هاي افكار عمومي افزوده مي شودو دچار نوعي سردرگمي مي شوند. اين در حالي است كه برخي رسانه هاي جمعي به عمد به جاي آگاه ساختن شهرندان از «جزئيات اخبار و تصميمات نشست هاي مربوط به ايران در سطوح منطقه اي و بين المللي» ، خبرها را مي جويند تا با كلي گويي و يا بزرگ نمايي خبرهاي فرعي وحاشيه اي، بازهم بر ابهام شهروندان بيفزايند و برخي از رسانه هاي جمعي ديگر نيز كه خود دسترسي اندكي به اطلاعات اوليه ومستقيم دارند، در اين راه وتلاش براي اطلاع رساني صحيح، كمتر راه به جايي مي برند.
اين در حالي است كه اگر مسؤولان مرتبط با برنامه هاي هسته اي، به قدر كفايت و پيش از شروع اجلاس هاي مهمي نظير نشست اخير شوراي حكام وين، رسانه هاي جمعي وشهروندان رااز فضا، شرايط و محيط حاكم براجلاس وقطب بندهاي دروني و بيروني آن آگاه كنند، به جاي ابهام زايي، قادر خواند بودكه افكار عمومي را به عهوان يك متغير مهم در معادلات بين المللي با قدرت و توان بيشتري در حمايت ازمنافع ملي وتيم مذاكره كننده به كار گيرند.
آمريكا واروپا: اشتراكات و افتراقات
يكي از اين اصول حاكم بر مذاكرات نشست وين ، تفاوت تاكتيكي و اتحاد راهبردي آمريكا و اروپا در مورد برنامه هاي هسته اي ايران است. در حالي كه اروپا، برخورداري ايران از توانايي هسته اي صلح آميز را رد نمي كند، آمريكا حاضر به پذيرش چنين حقي براي ايران نيست، اما واقعيت آن است كه هر هنگام كه فشار آمريكا بر اتحاديه اروپا تشديد مي شود و يااز نگاه اروپا، ايران جديت لازم را در همكاري با اروپا وآژانس بين المللي انرژي اتمي نشان نمي دهد. اروپايي ها حاضر نمي شوند كه حق برخورداري ايران از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي را به طور مكتوب بپذيرند و يا آن را دراظهارات ديپلماتيك خود بگنجانند.
براي مثال، در اجلاس اخير وين، در حالي كه انتظار مي رفت اروپايي ها پس از مراودات وتعاملات ماههاي اخير همانندگذشته در برابر فشارهاي آمريكا عليه ايران مقاومت كنند، بسيار زودتر از آنچه پيش بيني مي شد به سمت قطعنامه مشترك با آمريكا حركت كردند اگرچه در زمينه «نوع وچگونگي اعلام تخلفات ايران» ومجازات يا عدم مجازات ايران به رايزني هاي مستمر و چند روزه مبادرت كردند.
نكته حائز اهميت ديگر در اين ميان كه بخش ديگري از واقعيت نگاه اروپا به برنامه هاي هسته اي ايران است ومتأسفانه طي ماههاي اخير بدان پرداخته نشده، آن است كه اروپايي ها صرف نظر از چالش هاي ايران و آمريكا وديدگاههاي تند واشنگتن به برنامه هاي هسته اي تهران، خود نيز به طور مستقل نگراني هايي از برنامه هاي هسته اي ايران دارند.اگر چه نوع و ماهيت اين نگراني ها ممكن است با تهديدات آمريكا عليه ايران متفاوت باشد، اما مانبايد در تجزيه و تحليل هاي خود بويژه هنگامي كه درصدد اقناع افكار عمومي هستيم بر آن چشم بپوشيم و اگر اينچنين فقط بخشي از واقعيت را بزرگ نمايي و از تشريح سنجش ديگري از آن خودداري كرديم، هنگامي كه اروپايي ها در كنار آمريكا وعليه ايران قرار مي گيرند، درتوضيح آن براي افكار عمومي دچار مشكل خواهيم شد. بنابراين همانگونه كه مي پذيريم، آمريكا فشارهاي شديدي را بر اروپاييان وارد مي كند تا از تهران فاصله بگيرند ودر اعمال فشار بر ايران با واشنگتن همسو شوند و اروپايي ها مدت ها است در برابر اين فشارها مقاومت مي كنند، از سوي ديگر، بپذيريم كه اروپايي ها مستقل از آمريكا نيز فشارهايي را بر ما وارد مي آورند.
البته در حالي كه آمريكايي ها خواهان كشاندن مسائل هسته اي ايران به شوراي امنيت هستند، اروپايي ها اعم از فرانسه، انگليس و آلمان وايتاليا موافق اين روند نيستند. سقف انتظارات اروپايي ها، مهار برنامه هاي هسته اي ايران از طريق مكانيسم هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي است. حتي انگليسي ها كه در ساير معادلات بين المللي نظير مسأله عراق، همسويي كاملي با آمريكا از خود نشان مي دهند و حاضر هستند كه براي منزوي كردن محور برلين ـ پاريس، يك صف آرايي اروپايي را با همراهي راست گراهاي حاكم بر ايتاليا و اسپانيا واعضاي تازه وارد ناتو شكل دهند، در مسأله ايران، نگاه متفاوتي دارند. انگليسي ها كه با محروميت شركت هاي آمريكايي از بازار ايران، همانند ساير اروپايي ها در حال رقابتي سخت وميلي متري براي بدست آوردن قراردادهاي اقتصادي در ايران هستند، نمي خواهند كه ريسك كنند و خطر محروميت از بازار ايران را امتحان كنند.
پاريس و برلين نيز كه ساليان متمادي، شركاي اقتصادي ويژه و طرف اصلي رايزني هاي سياسي ايران واروپا بوده اند، مايل به ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت نيستند، زيرا به خوبي بر اين حقيقت واقفند كه در شوراي امنيت، معركه گردان اصلي آمريكايي ها هستند ونه اروپايي ها كه در شوراي امنيت فقط فرانسه بدون آلمان را دارند و انگليسي كه حاضر به چالش جدي آمريكا نيست.
چشم انداز
اروپايي ها همانندگذشته اصرار خواهند ورزيد تا ايران با اجراي كامل تعهدات، مانع از غلبه ديدگاههاي تندروانه آمريكا بر آژانس و شوراي حكام شود، اما اين موضوع كه اروپايي ها، تعهدات خاصي را در قبال همكاري بيشتر ايران با آژانس بپذيرند، دشوار به نظر مي رسد.
سياست اروپايي ها، باز نگه داشتن پرونده ايران، ضمن جلوگيري از ارسال آن به شوراي امنيت است. اروپايي ها از يك سو، خود راتحت فشار آمريكا نشان مي دهند واز سوي ديگر، ايران را از ديدگاههاي تندروانه آمريكا بر حذر مي دارند و در اين ميان، هم مي خواهند خود را با آمريكا همراه نشان دهند و هم به ايران نشان دهند كه راهي جز استمرار تعاملات با اروپا ندارند، اين در حالي است كه افكار عمومي ايران نيز به تدريج در حال تغيير موضع درقبال اروپايي ها است.
از سوي ديگر، حل و فصل برنامه هاي هسته اي ايران و بسته شدن پرونده ايران در شوراي حكام با توجه به استمرار چالش هاي راهبردي ايران وآمريكا دشوار به نظر مي رسد و آمريكايي ها، شوراي حكام و آژانس را همچنان به عنوان يك كانون فشار مستمر و فرساينده بر ايران نگاه خواهند كرد.
در اين ميان اگرچه قدرت مانور و سطح بازي ، محمد البرادعي و بازرسان آژانس نسبت به وزن و جايگاه آمريكا و اتحاديه اروپا به عنوان دو بازيگر اصلي آژانس بسيار محدود تر است، اما اين واقعيت را نبايد ناديده گرفت كه گزارش هاي برادعي و مأمورانش و لحن مثبت يا منفي وي، مي تواند بر فضاي كلي اجلاس هاي شوراي حكام مؤثر باشد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   جوان   |   چشم انداز   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |