|
|
|
|
|
نگاه
|
|
|
|
|
راه خطاي بوش در تشويق اعراب به دموكراسي
نويسنده: ژبيگنو برژينسكي دولت جرج بوش به خاطر تعهد بلند مدت خود براي برقراري دموكراسي در خاورميانه شايسته تحسين و تقدير است. اماحتي يك نظريه خوب نيز مي تواند با راه كار اجرايي نامناسب، خزاب و بي اعتبار شود. بدتر آنكه مي تواند نتايج معكوسي نيز به همراه داشته باشد، به ويژه اگر مردم احساس كنند كه انگيزه هاي پشت پرده در اين كار دخالت دارد. اين دقيقاً همان چيزي است كه در مورد «طرح خاورميانه بزرگ» بوش در حال اتفاق افتادن است، طرحي كه اقداماتي را كه ايالات متحده و متحدانش در گروه هشت كشور صنعتي جهان مي توانند انجام دهند تامنجر به ارتقاي آزادي سياسي، بهبود حقوق زنان، گسترش آموزش همگاني و فضاي بازتر اجتماعي در خاورميانه شود، تبيين مي كند. اقدامات اين طرح شامل ايجاد مناطق آزاد تجاري، كمكهاي مالي جديد براي شركتهاي كوچك و كمك به نظارت بر انتخابات است. پس از آنكه پيش نويسي از اين طرح در روزنامه عرب زبان «الحيات» (چاپ لندن) در ماه گذشته منتشر شد، رهبران عرب بي درنگ و با ناخرسندي به آنچه كه از نظر آنها تلاش آمريكا براي تحميل تغييرات در منطقه بود، واكنش نشان دادند. «حسني مبارك» رئيس جمهوري مصر تا آنجا پيش رفت كه اين طرح را «رياكارانه» توصيف كرد. خوشبختانه هنوزفرصت باقي است تا دولت بوش اقدام به اصلاح اين طرح كرده، اين پروژه بالقوه ارزشمند را نجات دهد. اما اين كار را بايد به سرعت انجام دهد، به ويژه اگر كه مي خواهدنظر مساعد گروه G8 را در اجلاس ماه ژوئن جلب كند. شكي نيست كه دولت بوش اين طرح را براساس ضروريات و نيازهاي خود ارائه داده است. اول آنكه، طرح برقراري دموكراسي در خاورميانه توسط بوش و به شيوه اي قيم مآبانه و از موضع برتري ارائه شد. وي از اين طرح در مقابل شنوندگاني مشتاق در مؤسسه آمريكايي «انترپرايز» پرده برداشت، يك مؤسسه تحقيقاتي در واشنگتن كه به شدت طرفدار جنگ در عراق بود و به هيچ وجه از اعراب حمايت نمي كند. اين تصور كه آمريكا با حمايت اروپا و تأييداسرائيل به اعراب خواهد آموخت كه چگونه مدرن و دموكراتيك شوند، در خوشبينانه ترين حالت، واكنشهاي متفاوت و متضاد را برمي انگيزد (به هر حال، خاطرات مربوط به دوران استعماري انگليس و فرانسه هنوز در اين منطقه زنده وجاري است). اگر چه قرار است كه اين طرح، اختياري باشد، برخي از آن بيم دارند كه اجباري شدن آن چندان هم بعيد نيست. دلايل ديگري نيز براي خطرات و مشكلات اين طرح وجود دارد. هنگامي كه دموكراسي عجولانه تحميل شود، مي تواند پي آمدهاي ناخواسته اي را به دنبال داشته باشد. اگر فلسطينيها مي توانستند در يك انتخابات حقيقتاً آزاد، رهبر خود را انتخاب كنند، آيا رهبر حماس را انتخاب نمي كردند؟ اگر انتخابات آزاد به سرعت در عربستان برگزار شود، آيا امير عبدالله كه يك اصلاح طلب است، مي تواند بر اسامه بن لادن و يا يك رهبر اسلامگراي نظامي ديگر چيره شود؟ دموكراسي در صورتي كه به همراه اصول حكومت مبتني بر قانون اساسي (مشروطه) برقرار و توسط آن تقويت نشود، مي تواندرو به انحطاط گذارد و تبديل به يك همه پرسي شود كه تنها باعث افزايش مشروعيت تندروها و اقتدارگراها مي شود. آنچه كه مشكل راحادتر مي كند، اين سوءظن است كه تمركز ناگهاني بر دموكراسي به اين علت بوده است كه برخي اعضاي دولت بوش تمايل دارند تا هر گونه تلاش جدي آمريكا را براي دستيابي فلسطينيها و اسرائيليها به يك موافقتنامه صلح واقعي به تأخير بيندازند. اين سوء ظن نه تنها در ميان اعراب، بلكه در ميان كشورهاي اروپايي اي كه ايالات متحده به دنبال جلب حمايت آنهاست نيز وجود دارد. سخنان اخير «ديك چني» معاون رئيس جمهوري آمريكادراجلاس مجمع جهاني اقتصاد در سوئيس نيز به اين بدگماني دامن زد. وي در سخنراني خود چنين گفت: گسترش دموكراسي «پيش شرط صلح و شكوفايي در اروپاي غربي» پس از جنگ جهاني دوم بود. سپس در ادامه تأكيد كرد كه اصلاحات دموكراتيك «براي حل مسالمت آميز منازعه طولاني اعراب و اسرائيل، يك نياز اساسي است.» استدلال چني مبني بر اينكه دموكراسي پيش شرط دستيابي به صلح است، از نظر بسياري، توجيهي براي به تعويق انداختن هرگونه كوششي به منظور حل منازعه اعراب و اسرائيل است به علاوه، استدلال وي از اين واقعيت تاريخي كه دموكراسي، تنها در محيطي آكنده از شأن و احترام سياسي مي تواند شكوفا شود، چشمپوشي مي كند. تا وقتي كه فلسطينيها تحت كنترل اسرائيل زندگي مي كنندو هر روز موردتحقير و توهين قرار مي گيرند، ارزشهاي دموكراسي برايشان جذابيتي نخواهدداشت. چنين موضوعي در مورد عراقيهاي تحت اشغال آمريكا نيز صادق است. براي اينكه طرح دولت بوش موفق شود، بايد هماهنگي بيشتري با واقعيتهاي منطقه داشته باشد. به اين منظور، اقدامات زير بايد انجام شود: اول آنكه، اين برنامه بايد با كمك كشورهاي عرب طراحي شود، نه آنكه تنها به آنها عرضه گردد. مصريها و سعوديها در صورتي كه احساس كنند كه ارزشهاي مذهبي و فرهنگيشان مورد توجه قرار نگرفته است، دموكراسي را نخواهند پذيرفت. كشورهاي اروپايي نيز بايد به طور كامل در اين فرآيند مشاركت داشته باشند و مذاكرات خاص خودرا با كشورهاي منطقه در مورد تبيين اهداف اين برنامه دنبال كنند. سپس هر گونه اختلاف روش مي تواند در اجلاس گروه هشت حل و فصل شود. دوم اينكه، اين طرح بايد قبول كند كه دموكراسي بدون شأن و احترام سياسي اي كه ناشي از خود اتكايي واستقلال رأي است، برقرار نخواهد شد. آلمانيها شأن و احترام سياسي خودرا در يك دوره زماني تقريباً كوتاه پس از جنگ جهاني دوم مجدداً به دست آوردند و به اين ترتيب، توانستند سنن و قواعد دموكراتيك قبل از دوره نازيها را بازيابي كنند. طرح برقراري دموكراسي براي اعراب در صورتيكه همراه باتلاش به منظور اعطاي استقلال به عراقيها و فلسطينيها باشد موفق تر بوده، مورد پذيرش گسترده تري قرار مي گيرد. در غير اين صورت، دموكراسي در نظر اعراب تنها اقدامي نمايشي براي ادامه سلطه قدرتهاي خارجي جلوه خواهدكرد. و سرانجام ، ايالات متحده بايد در ابتدا، اساس و چهارچوب يك موافقتنامه صلح رادر خاورميانه پي ريزي كند و سپس كوششي جدي براي اجراي آن به عمل آورد. با اين كار، انگيزه هاي سازنده موجوددر طرح ابتكاري دموكراسي در منطقه اعتبار بيشتري مي يابند. اين اقدام همچنين به كشورهاي خاورميانه نشان خواهدداد كه زمينه مشتركي براي همكاري واقعي با غرب دموكراتيك وجود دارد. تغيير ماهيت خاورميانه از بازسازي اروپا پس از جنگ جهاني دوم پيچيده تر خواهد بود، چرا كه بازسازي اجتماعي به طور ذاتي از تغيير ماهيت اجتماعي آسانتر است. بايد با سنن اسلامي، اعتقادات مذهبي و عادات فرهنگي با صبر و احترام برخورد كرد. تنها در اين صورت است كه خاورميانه مهياي پذيرش دموكراسي خواهد شد. منبع: روزنامه نيويورك تايمز مترجم: امير حسين نوروزي
|
|
|
|
|
خالد مشعل : نمي توان حماس را ناديده گرفت
|
|
|
«خالد مشعل» رئيس دفتر سياسي جنبش حماس در گفت وگو با روزنامه «الحيات» از حوادث ۱۱ سپتامبر، سخن مي گويد. وي هرگونه ارتباط با گروه القاعده را رد مي كند وفعاليت هاي «اسامه بن لادن» در مسأله فلسطين را ناشي از اهتمام تمام مسلمانان جهان در اين بحران مي داند. رئيس دفتر جنبش سياسي حماس برادامه مقاومت تا پايان اشغالگري تأكيد دارد و تمامي دولتهاي عربي ـ اسلامي رابراي حمايت از مردم فلسطين فرا مي خواند. در ذيل، گزيده اي از گفت وگوي خالد مشعل باالحيات از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد:
| آيا عمليات ۱۱ سپتامبر را يك عمليات شهادت طلبانه اسلامي مي دانيد؟ * ديدگاه حماس كه امروز، خشونت ناميده مي شود و تنها رويارويي با دشمن اشغالگر را مي پذيرد، جنگ با صهيونيستها را به خاطر اشغال سرزمين هايشان تأييد مي كند و با وجود ارائه اسلحه اعم از هلي كوپترهاي «آپاچي» و هواپيماهاي «اف ۱۶» از آمريكا ودستگيري دكتر «موسي ابوفرروق» با آمريكا وارد جنگ نشده وبه محدود كردن اشغالگري اسرائيل اكتفا كرده است. ما در مقامي نيستيم كه حكم به شرعي بودن عمليات ۱۱ سپتامبر بدهيم، زيرا اين امر برعهده علما ومردان ديني است، اما موضع هميشگي ما، جلوگيري از خشونت در داخل كشورهاي عربي و اسلامي و بر ضد فرزندان امت است. | آيا حماس به دنبال عمليات نظامي در خارج از سرزمينهاي فلسطين است؟ * حماس هرگز به دنبال اين عمليات نبوده و موضع حماس، محدود كردن اشغالگري صهيونيستها در داخل فلسطين است. | در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ كجا بوديد؟ * از «دوحه» وارد «دمشق» شده بودم، هنگام ورود به دمشق كانال الجزيره را براي ديدن اخبار ساعت ۴ گرفتم، در آن لحظه شاهد سقوط برجهاي دو قلو بودم. | در آن زمان، چه چيزي به ذهن شما خطور كرد؟ آيا از عظمت اين عمليات وحشت زده نشديد؟ * خبر، ناگهاني و حادثه، بسيار پيچيده بود. اما كم كم ابعاد آن مشخص شد. نسبت دادن حوادث به مسلمانان و اعراب عادت ديرينه غرب است. | آيا از ضربه خوردن آمريكا در حادثه ۱۱ سپتامبر خشنود شديد؟ * تفسير احساساتم در آن دوران بسيار مشكل است. تمام ملتها بويژه اعراب و مسلمانان از ستم آمريكا ضرر ديده اند، بنابراين احساسات منفي و دشمن گونه در مورد سياست هاي آمريكابسيار است، اما كشتار انسانها هيچ ارتباطي به تصميمات خصمانه آمريكا ندارد. | آيا «اسامه بن لادن» براي پيوستن به حماس تلاش كرده است و يا گفت وگويي ميان حماس با وي انجام گرفته است! * هرگز هيچ گفت وگويي صورت نگرفته است. البته تمام آزادگان جهان به مسأله فلسطين اهتمام دارند، بنابراين مانمي توانيم ميليونها انسان را از دخالت در بحران فلسطين منع كنيم. بن لادن يكي از ميليونها انساني است كه به مسأله فلسطين با ديدگاهي متفاوت پرداخته است. | آيا حماس، ديدگاه القاعده را كه مسلمين را به رويارويي با جهان دعوت مي كند، مورد تأييد قرار مي دهد؟ * جهان اسلام از تناقض و مشكلات رنج مي برد و حماس نمي تواند بر اين اختلافات چيره شود و يا به آن حكم كند. به صف كردن مردم و حكمراني بر آنها وظيفه حماس نيست. حماس مسأله فلسطين را با هدف يكپارچگي ميان مسلمانان آغاز كرده، اما تجربه انتفاضه فلسطين در برخي مناطق مانند اردن، سوريه، لبنان به درگيري منجر شده است. ما استفاده از تجربه خشونت مانند تجارب القاعده، هنگام رويارويي با دشمن اشغالگر را رد مي كنيم. ما قضاوت درباره القاعده و بن لادن رابه مردم جهان واگذار مي كنيم. بايد به ريشه هاي اختلاف ميان القاعده و اداره آمريكا توجه كرد. قضاوت در اين باره از عهده ما خارج است، زيرا در جهان عرب، انديشمندان بسياري براي بررسي اين موضوع وجود دارند. | به عنوان يكي از رهبران حماس، قرارگرفتن حماس توسط آمريكا و با مشاركت برخي از دولتهاي اروپايي در فهرست سازمانهاي تروريستي و انجام محدوديتهاي مالي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا فكر مي كنيد بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر به اشتباه در فهرست آمريكا قرارگرفته ايد؟ * با وجود منطقي بودن سؤال شما، ديدگاه ما از حوادث متفاوت است. مسؤوليت افزايش حصار و تدابير امنيتي عليه فلسطين برعهده حماس نيست، اتفاقات كنوني ظلمي است كه بر ملت فلسطين تحميل شده و سياستهاي كاخ سفيد در تمام شرايط، به جانبداري از اسرائيل پرداخته است. بنابراين قرارگرفتن ناعادلانه حماس درفهرست سازمانهاي تروريستي يك حركت سنتي بود و تفكري در آن ديده نمي شود اما در ميان دولتهاي اروپايي، انگليس، ايتاليا و اسپانيا هم جهت با آمريكا هستند. البته ميان اتحاديه اروپا و جنبش حماس، مذاكرات بسياري انجام شده است وبا وجود عدم تمايل رژيم صهيونيستي آنها به دنبال ايجاد ثبات پايدار در فلسطين، از راه پايان مقاومت هستند. اما شارون براي تحميل شكست بر فلسطين تلاش كرده و توقف انتفاضه را در سايه عدم واگذاري حقوق مردم فلسطين خواستار است، بنابراين با ادامه دشمني و اشغالگري اسرائيل، چاره اي جز مقاومت براي ملت ما وجود ندارد، كه در اين راه بايد تمام فشارها را متحمل شويم. | آيا حماس بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر،۲۰۰۱ توقف عمليات شهادت طلبانه را در دستور كار خود قرارداد؟ * بله. ما بعد از آن حادثه، تصميم توقف عمليات شهادت طلبانه را به صورت موقت اتخاذ كرديم زيرا درآن مرحله، شارون براي برقراري ارتباط ميان جهاد فلسطين با عمليات تروريستي تلاش مي كرد توقف عمليات براساس مصالح ملت بود. آرامش با هدف كاهش خسارت به مردم و گرفتن فرصت از شارون آتش افروز را انتخاب كرديم. | آيا واگذاري مسؤوليت بحران فلسطين برعهده حماس عاقلانه بود وشما حسابهاي بانكي ويژه اي براي انجام مبارزه داريد؟ * حماس دستگاههاي مالي پيچيده اي براي برطرف كردن نيازهايش در اختيار ندارد و دولتهاي عربي نيز در برابر هجوم وحشيانه آمريكا عقب نشيني كرده اند. مقاومت حماس و ديگر جنبشهاي فلسطين حركات تروريستي ناميده نمي شود. جنبش حماس عامل محاصره فلسطين و جهان عرب نيست. بلكه ملت فلسطين از نبود موازنه در قدرت و شدت درگيريها رنج مي برند و شارون نيز به دليل شكست در ايجاد اختلاف ميان جنبشهاي فلسطين در عذاب است. ما با يك دشمن عادي روبرو نيستيم. بنابراين براي دفاع مشروع از خاك و ملت از هيچ تلاشي فروگذار نخواهيم كرد. | آيا تحريمها در ادامه فعاليت شما تأثيرگذار بوده و برخورد دولتهاي خليج فارس با اين فشارها چگونه بوده است؟ * در حقيقت، تحريمها تأثير مستقيمي بر مردم فلسطين داشته و مؤسسه هاي خيريه اي كه كمكهايي را ارائه مي كردند، تحت فشار قرار داده است. اما انگليس از بستن يكي از حسابهاي مؤسسات خيريه خودداري كرده است. ما مي دانيم كه اروپا در حالت فشار قرار دارد، براي اينكه مؤسسات خيريه به دنبال ارائه خدمات انسان دوستانه به ملت فلسطين هستند. بنابراين هر دولتي كه به ما كمك كند، متجاوز شناخته مي شود. | آيا حمايت دولتهاي خليج فارس از ملت فلسطين به ويژه عربستان سعودي صحت دارد؟ * مشاركت عربي ـ اسلامي غيرقابل توصيف است. در طول تاريخ، مساعدت عربستان سعودي بي نظير بوده است، تا آنجا كه مقامات سعودي با تشكيل صندوق انتفاضه و قدس در كنفرانس عربي، وظيفه سنگيني را عهده دار شده اند. همچنان كه نقش دولتهاي عربي و اسلامي ديگر در سطح رسمي و ملي در حمايت از مردم فلسطين فراموش نشدني است. | آيا رژيم صدام حسين به خانواده هاي شهداي حماس كمك مي كرد؟ * وي به شهداي تمام گروهها بدون تفاوت كمك مي كرد. | نقش دستگاههاي جاسوسي اسرائيل براي ايجاد اختلاف در حماس را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا آنها موفق به اين كار شده اند؟ * بله، اسرائيل شكافهايي اندك را در گروه به وجود آورده كه بسيار ابتدايي است. اين امر در سايه درگيريهاي امنيتي ميان نيروهاي اشغالگر و مقاومت فلسطين بسيار طبيعي بود، زيرا دشمن ابزار جاسوسي، وارد كردن فشار، تهديد و نيرنگ را در اختيار دارد، اما پايبندي به اخلاق در جنبش حماس موانع بسياري را براي اسرائيل در رسيدن به اهداف به وجود آورده است. | به چه دليل گروههاي ۱۰گانه مستقر در سوريه، مخالف برنامه هاي ياسرعرفات هستند؟ * به دليل جغرافيايي. اين گروهها زماني طولاني در دمشق به سر برده اند. پيشينه طولاني تاريخي ريشه هاي اختلاف را به وجود آورده است. اما تصميمات ما براساس منافع و ضرورتهاي لازم در فلسطين بوده و قرارداد «اسلو » يك طرح اختلاف برانگيز است كه دستاورد آن ايجاد دودستگي در داخل و خارج فلسطين بوده است. | ايران و سوريه تاچه ميزان در تصميم گيريهاي حماس مؤثر هستند؟ * تصميمات حماس از واقعيتهاي فلسطين سرچشمه گرفته است و از هيچ فردي، تابعيت نمي كند، اما با توجه به اين حقيقت كه حماس بخشي از امت عربي است خلاصه اي از ديدگاههاي عربي ـ اسلامي را بدون وابستگي خاص به كشوري در دستور كار قرارمي دهد كه اين عملكرد به عنوان عامل موفقيت در برقراري روابط متوازن با دولتهاي عربي و ايجاد وحدت ميان ملت فلسطين ارزيابي مي شود. | آيا بخش ويژه اي در روابط حماس با سوريه و ايران وجوددارد؟ * روابط خوب ميان مابا سوريه و ايران دليل خاصي ندارد و تنها در سايه تحكيم روابط عربي ـ اسلامي قلمداد مي شود. | نقش شما در براندازي حكومت ابومازن تا چه ميزان بود و چرا بعد از استعفا با او ارتباط برقرار كرديد؟ * ما با شخصيتهاي مختلف فلسطين و رهبران حكومت ارتباط داريم با ابومازن در قاهره درباره به تعليق درآوردن عمليات نظامي به گفت وگو پرداختيم و سياست بي طرفي را در اختلافات داخلي حكومت فلسطين برگزيديم. ما ابومازن را به گذشت از اختلافات دعوت كرديم و زماني كه از دلايل وي براي كناره گيري قدرت اطلاع يافتيم، به برقراري روباط با او مبادرت ورزيديم و با وجود اختلاف سياسي، او را به خيانت و مزدوري متهم نكرديم. | اگر شما او را متهم به خيانت نكرديد، چه نسبتي به او داديد؟ * ما انتخاب روشن سياسي وي را ناصحيح مي دانستيم، اما او را به مزدوري متهم نكرديم. انتقاد از عملكرد سياسي دولتهاي فلسطين، حق مسلم ماست. | درباره عملكرد ابوعلاء چه نظري داريد؟ * حكومت فلسطين بدون توجه به دولتمرداني كه بر سر كار مي آيند، با بحران مواجه است . | روابط شما با جهاد اسلامي چگونه است؟ * حماس روابط ويژه اي با جنبش جهاد اسلامي دارد. اين نزديكي به دليل شيوه يكسان در مقاومت، پيشينه تاريخي مشترك و تفكر اسلامي هماهنگ است. | آيا طرح ادغام «حماس» و «الجهاد» وجود دارد؟ * بله، اين تفكر وجود داشته است و در برهه اي از زمان نيز مذاكراتي براي يكپارچگي دوجنبش انجام شد، كه نتيجه اي را در بر نداشت و اميدوارم در آينده، شرايطي براي تحقق اين امر فراهم شود. | آيا سازمان آزادي بخش تنها نماينده قانوني ملت فلسطين است؟ * سازمان آزاديبخش، خدمات فراواني در چهارچوب يكپارچه سازي مقاومت انجام داده، اما با مشكل مديريتي و سياسي مواجه است و افكار سياسي فراواني خارج از منشور سازمان و چشم انداز ملت فلسطين بر آن تحميل شده و سازمان را به حاشيه كشانيده است. سازمان براي حضور فعال در عرصه سياسي فلسطين بايد به جمع گروهها، شخصيتهاي ملي و اسلامي از جمله حماس و جهاد اسلامي بازگردد. | آيا اعضا ي حماس ديداري با مقامات آمريكايي داشته اند؟و چه موانعي در نزديكي مواضع شما و آنها وجود دارد؟ * ديداري انجام نشده است، زيرا هيچ منافعي در ديدار با مقامات آمريكايي براي ما وجود ندارد. | بعد از تصميم اتحاديه اروپا براي وارد كردن حماس در خدمت سازمانهاي تروريستي آيا روابط شما با اروپا متوقف شد؟ * به صورت كامل، نه. ديدارهايي با برخي از دولتهاي اروپايي بعد از اين تصميم داشته ايم. ما به دنبال فهماندن معناي درگيري عربي ـ صهيونيستي، به اروپاييان هستيم، زيرا آنها نمي توانند حماس را ناديده بگيرند. | آيا به نابودي درست اسرائيل فكر مي كنيد؟ * تمام مسلمانان، اعراب و فلسطيني ها به نابودي رژيم صهيونيستي و پايان اشغالگري فكر مي كنند. جهان نيز براي برقراري صلح پايدار تلاش مي كند و عدالت تنها در سايه بازگشت حق به صاحبانش تحقق مي يابد. ترجمه: حميدرضا رسولي
|
|
|
|
|
نگاه
آيا دشمني دمشق و تل آويو كاهش مي يابد؟
نادر كريمي جوني پس از گذشت چهارسال، مجدداً اميدها براي حل اختلافات سوريه و اسرائيل برانگيخته شده است. روزنامه تشرين ارگان حزب بعث سوريه كه نظريات دولت اين كشور را منعكس مي كند، از احتمال برقراري مجدد گفت وگوهاي صلح ميان سوريه و اسرائيل خبر داد و نوشت كه اين مذاكرات تحت نظارت سازمان ملل متحد در هفته هاي آينده برگزار شود. در اين حال، «عبدالحليم خدام» مرد شماره۲ سوريه در مصاحبه اي اعلام كرد كه دور جديد مذاكرات ميان سوريه و اسرائيل با حضور ايالات متحده به عنوان متحد اسرائيل و فرانسه به عنوان همپيمان سوريه برگزار خواهد شد. وي درباره تمايل سوريه به انجام اين مذاكرات يادآور شد كه سوريه طي پيامي و از طريق تركيه، آمادگي خود را براي آغاز مجدد مذاكرات با اسرائيل به تل آويو اعلام كرده است. ناظران مسائل خاورميانه درباره اين مذاكرات تنها شانس اندكي را براي به ثمر رسيدن آن پيش بيني مي كنند. آنان در اين باره خاطرنشان مي كنند كه در جناح سوريه، همچنان اراده اي قوي براي خارج ساختن اسرائيل از بلنديهاي جولان وجود دارد و سوري ها در اين ارتباط، خواستار برچيده شدن كامل شهركهاي يهودي نشين در اين منطقه و اخراج كامل يهوديان مهاجرت داده شده به اين بلندي ها هستند. دمشق همچنين بر ضرورت پايان كامل منازعات فيمابين لبنان ـ اسرائيل و خروج اسرائيل از مزارع شبعا اصرار مي ورزد و خواستار عقب نشيني كامل و توأمان اسرائيل از مناطق سوري و لبناني است. در مقابل، تل آويو همواره دمشق را به حمايت مادي و معنوي از مبارزان انتفاضه متهم كرده و از رهبران سوريه خواسته است تا از اين حمايتها دست بردارند. البته اسرائيلي ها براي وادار كردن سوريه به قطع حمايت هاي خود از مبارزان فلسطيني تنها به همان لفاظي هاي تكراري بسنده نكرده. هنگامي كه در ابتداي اكتبر گذشته، جهاداسلامي دست به انجام عملياتي عليه شهرك نشينان اسرائيلي زد، جنگنده هاي اسرائيلي يك اردوگاه آموزشي متروك در «عين الصاحب» در جنوب شرقي «دمشق« را بمباران كردند و مدعي شدند كه جهاد اسلامي از اين اردوگاه براي انجام مقاصد نظامي و تمرين عمليات هاي انتحاري سود مي جسته است. اسرائيل سپس به مقامات سوري هشدار داد كه حملات سخت تري عليه پايگاه به اصطلاح تروريست ها در خاك سوريه انجام خواهد داد. در همان وقت، سوريه اگرچه با سكوت هوشمندانه در برابر حمله اسرائيل كوشيد با استفاده از حمايت كشورهاي عرب طرح يك قطعنامه عليه اسرائيل را به شوراي امنيت ارائه كند اما پس از آنكه ايالات متحده به تندي از رهبران دمشق انتقاد و آنها را به خاطر حمايت از آنچه تروريست مي خواندند، محكوم كرد و در كمال ناباوري سوريه، فرانسه نيز حاضر به حمايت از اقدام دمشق نشد، «بشاراسد» از ارائه پيش نويس مذكور به شوراي امنيت منصرف شد. با اين همه، آيا تلاش هاي آغاز شده براي تجديد مذاكرات ميان دمش ـ تل آويو بايدنقطه اي براي كاهش تخاصمات محسوب شود؟ به نظر نمي رسد كه چنين باشد. اسرائيل همچنان به شهرك سازي در بلندي هاي جولانادامه مي دهدو مقامات نظامي اسرائيل تأكيد كرده اند كه حتي در صورت تخليه اين بلندي ها از يهوديان و شهرك هاي يهودي نشين، باز اسرائيل براي تأمين امنيت خويش نيازمند حفظ تجهيزات مخابراتي و شنودالكترونيك برفراز اين بلندي هاست. دراين خصوص، مقامات تل آويو به ويژه بر وجود خطري كه از جانب اعراب اسرائيل را تهديد مي كند، پافشاري مي كنند و عقب نشيني كامل از اين بلندي ها راغير ممكن مي دانند. در مقابل، سوري ها نيز نه تنها خواستار بازگشت كامل اين بلندي ها به سوريه هستند،بلكه حاضر نيستند از برگ برنده خود در منازعات خاورميانه، كه حمايت و رهبري دو فاكتور گروههاي مبارز لبناني و فلسطيني است، چشم پوشي كنند. براين اساس به نظر مي رسد در حالي كه لجاجت دو طرف، مواضع اين دو كشور متخاصم را متصلب و تغيير ناپذير كرده است، تجديد مذاكرات حتي در خوشبينانه ترين حالت نيز شانسي براي موفقيت نخواهد داشت.
|
|
|
|