سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۴ محرم ۱۴۲۵
Tue, Mar 16, 2004
ويژه ۸
شماره ۲۷۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
گفت و گوي «ايران» با سفير سودان در تهران
گفت و گو از حسن يوسفي
آرژانتين، مقابله با بانكداران جهاني و صندوق بين المللي پول
«نستور كرچنر» رئيس جمهوري آرژانتين به عنوان كسي شناخته مي شود كه داراي نقشي اساسي در مشكلاتي بوده است كه صندوق بين المللي پول و سودجويان مؤسسه هاي خصوصي آمريكاي جنوبي در آرژانتين ايجاد كرده اند. او در ماه مه سال ،۲۰۰۳ قدرت را با آرايي كم تر از يك چهارم رأي دهندگان به دست گرفت، ولي اكنون طبق نظر پرسي هاي انجام شده، ۸۵% حمايت مردمي را داراست كه اين امر، بيش تر به دليل تصميم اش به مقابله باسياست نئوليبرال هاست كه منجر به از هم پاشيدن اقتصاد كشور در سال هاي ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ شد. در اين دوران بحراني، قسط هاي وام هاي آرژانتيني كه به بيش از ۱۴۰ ميليارد دلار مي رسد، پرداخت نشده است. كرچنر، با اين اظهار كه سرمايه گذاران خصوصي كه در دهه ۱۹۹۰ حدود ۵۰ ميليارد دلار اوراق قرضه دولتي را خريداري كرده اند، تنها ۲۵ درصد ارزش اسمي سهام خود را دريافت خواهند كرد، دولت هاي «گروه ۷» را دچار نگراني و سردرگمي كرده است.
كرچنر استدلال مي كند كه در روزهاي سرمستي دولت نئوليبرال «كارلوس منم» به اوراق قرضه بيش از ۳۰ درصد سود پرداخت مي شد، بدون توجه به اين امر كه پرداخت اين بهره هاي گزاف چه بر سر مردم آرژانتين خواهد آورد. در اين دوران، دارندگان اوراق قرضه بر سر هستي آرژانتين قمار كرده اند. او مي گويد كه آنها اكنون بايد حاصل سفته بازي ها ودلال بازي ها خود را كه به از هم پاشيدن اقتصادآرژانتين انجاميد، درو كنند. در سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ ، صندوق بين المللي پول، بانك جهاني و ساير سازمان هاي پولي بين المللي وام هاي جديدي را به آرژانتين دادند به اين اميد كه كشور در صدد برنيابد از سيستم اقتصادجهاني خارج شود. حتي نشانه هايي بود از اين كه بعضي از سازمان هاي پرداخت وام از سياست پيشين خود، يعني تحميل كاهش هاي چشمگير در برنامه هاي اساسي اجتماعي و گذاشتن بار سنگين ايجادموازنه در بودجه بر دوش بينوايان، عقب نشيني كرده اند. در نخستين ماه هاي سال ،۲۰۰۳ بانك توسعه درون قاره اي آمريكا وامي به مبلغ ۱‎/۵ ميليارد دلار به آرژانتين پرداخت تا كمكي باشد به برنامه هاي اجتماعي دولت از جمله پرداخت ماهيانه ۵۰ دلار به هر سرپرست خانواده بدون شغل باشد. اقتصاد داخلي تا حد زيادي به اصرار دولت، در درجه اول اهميت قرار داشت و اين گونه هزينه هاي اجتماعي نياز به افزايش داشت. در نتيجه، رشد اقتصادي كشور پس از اين كه در سال هاي ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ تا يك چهارم كاهش داشت در سال ۲۰۰۳ تا ۷‎/۵ % افزايش يافت، ولي درست در هفته گذشته وزراي اقتصاد گروه ۷ كه در «مونتري» مكزيك ملاقات داشتند، اصرار ورزيدند كه دولت آرژانتين بايد در مذاكرات مجددي براي پرداخت ديون خود به سازمان هاي خصوصي و به صاحبان اوراق قرضه «انعطاف بيشتر»ي داشته باشد. به دستور كشورهاي گروه ،۷ صندوق بين المللي پول و بانك جهاني به دولت فشار مي آورند كه روش خود را تغيير دهد. صندوق بين المللي پول «روبرتو لاواگنا» وزير اقتصاد آرژانتين را به «واشنگتن» احضار كرد تا در مورد واگذاري وامي به مبلغ ۸ميليارد دلار به اين كشور مذاكره كنند، در حالي كه بانك جهاني وامي به مبلغ ۵ميليارد دلار را كه در برنامه داشت در ۱۱فوريه به آرژانتين بپردازد، به تأخير انداخته بود. اگرچه دولت از تغيير موضع خود نشانه هايي بروز داده و اشاره به اين امر داشته كه ممكن است حتي بازپرداخت وامهاي خود به بانك جهاني و صندوق بين المللي پول را به تأخير بيندازد، در ۴فوريه، لاواگنا گزارشي منتشر كرد كه در آن خاطر نشان شده بود كه اين سازمانها به خشكاندن و هدر دادن منابع مالي كشور ادامه مي دهند. حتي در اين زمان كه بحران اقتصادي شديدي در كشور حاكم است. در سالهاي ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ آنها به كشور ۹‎/۳ ميليارد دلار وام داده اند در حالي كه ۱۶‎/۶ ميليارددلار از بابت قسطهاي بازپرداخت وامهاي پيشين دريافت داشته اند. به سخن ديگر، بر اثر پرداخت بهره به سازمانهايي نظير صندوق بين المللي و بانك جهاني، كشور ما متحمل از دست دادن بيش از ۷ميليارد دلار شده است. اين واقعيت كه كرچنر سياستمداري با شهرتي اندك، ازناحيه كم جمعيت «سانتاكروز » عهده دار مخالفت با تسلط و نفوذ سازمانهاي بين المللي شده، به ميزاني بسيار زياد، مديون اين واقعيت است كه مردم آرژانتين عليه دولتهاي قبلي طغيان كرده بودندو آشكارا در خيابانها در مخالفت با پرداخت ديون خارجي به صندوق بين المللي و سازمانهاي مشابه بسيج شده بودند. مفهوم يكي از شعارهاي مردمي در سال۲۰۰۲ آن بود كه تمامي سياستمداران و پشتيبانان مالي آنها بايد از كشور بيرون انداخته شوند. شعارهاي ديگر، بانكهاي خصوصي بين المللي نظير بانك «بوستون »و «سيتي بانك» را به خاطر نقش شان در جلو انداختن و تسريع بحران كشور محكوم مي كردند. بيكاران معترض، رهبران اين شورش هاي مردمي هستند و مردمي كه در شورشهاي خياباني شركت مي كنند، از طبقات پايين جامعه اند، جامعه اي كه بار ۲۰درصد بيكاري بر دوشش سنگيني مي كند. آنها به خيابانها مي ريزند، رفت و آمد را به خاطر به دست آوردن شغل، كمكهاي دولتي براي خانواده هايشان و زمين براي روياندن موادغذايي موردنيازشان مسدودمي كنند. اعتقادات سياسي كل كشور با اين بحران ها متزلزل شده است. گردهمايي هاي مردمي، تشكيل شركتهاي تعاوني، پولهاي رايج متفاوت، تصرف كارخانه ها و اداره آنها به وسيله كارگران و همين طور نهادهاي خودگردان محلي بسيار، در كشور ريشه دوانده است و در عين حال مردم براي فايق آمدن به فقر اقتصادي گرسنگي را تحمل مي كنند. «خوزه لوييس كوراييكو» استاد اقتصاد كه به مطالعه اقتصادهاي متفاوت اشتغال دارد، اظهار مي دارد: «گامهايي كه به وسيله مردم برداشته مي شود، بيشتر حالت دفاعي دارد، ولي بذرهاي نويني را مي كارد كه اگر دولت تصميم بگيرد آنها را براساس يك اقتصاد مردمي قرار دهد، شكوفامي شوند.»
حتي وزير امور خارجه فرانسه «دومينيك دوويلپن » كه نسبت به جنگ آمريكا عليه عراق موضعي مخالف گرفت، در ديداري كه اخيراً از آرژانتين به عمل آورد، اين نهادهاي مردمي را مورد تأييد قرار داد. او در اجتماعي مردمي «سان آنسلمو » در ناحيه «بوئنوس آيرس» شركت كرد و كمكها و همكاريهاي ويژه اي را به غذاخوريهاي رايگان اين مجمع و همچنين برنامه هاي آموزشي و فرهنگي آنها اعلام كرد. يكي از محبوب ترين مبارزان اين اجتماع، رهبر مجمع سان آنسلمو، به دوويلپن گفت: «ما خيابانها را به اشغال خود درآورده ايم تا به اين نمونه اقتصادي و منافعي كه آرژانتين را به فقر كشانده و كشور ما را در معرض فروش گذاشته است، پايان دهيم. ما اين اجلاس را سازمان داده ايم، زيرا نياز داريم در برابر كوشش هايي كه براي خصوصي سازي حتي فضاهاي سياسي مشاركت مي شود، مقاومت كنيم» فقط اين موضوع در اين اجلاس گفته نشد كه يكي از علل اين كه دو ويلپن چنين موضعي راگرفت، حفظ منافع سرمايه گذاري هاي فرانسه در شركت آب و نظاير آن بود كه در زمان حكومت منم خصوصي شده بود. بيكارشدگان معترض آرژانتين، مبارزاني ويژه هستند كه اغلب برنامه هاي دولت را در بهترين حالت رفورميستي مي دانند و دولت را محكوم مي كنند، به خاطر اين كه هنوز تا آن جا پيش نرفته است كه با منافع خارجي و گروههاي بيگانه اي كه بر كشور تسلط دارند، به مخالفت برخيزد. در نخستين روزهاي فوريه چندين گروه از اين معترضان وزارت كار را براي اعتراض و محكوم كردن تصميم دولت به حذف پرداخت ماهيانه ۵۰ دلار به حدود ۲۵۰ هزارخانواده، به تصرف خود درآوردند. اين امر در شبي اتفاق افتاد كه لاواگنا در واشنگتن بود و قرار بود با صندوق بين المللي پول در مورد توزيع وام جديد گفت وگو كند. دولت مي گويد بي نظمي هايي در بسياري از اين پرداخت ها وجود داشته است، ولي معترضان خواهان تجديدنظري مردمي در مورد كساني هستند كه از كار كنار گذاشته شده اند. «مانريك سالواري» روزنامه نگار سياسي نويسي كه در كنگره آرژانتين هم عضويت دارد، مي گويد:«در حال حاضر، كرچنر از پشتيباني مردم درسطحي بالا برخوردار است، ولي اگر تسليم صندوق بين المللي پول شودو در اقتصاد تغييراتي بنيادين ايجاد نكند، كشور شاهد وقوع شورشهايي از سوي كارگران بيكار و معترض خواهد بود»
* راجر بورباخ نويسنده كتاب «ماجراهاي پينوشه» است كه سال گذشته ميلادي منتشر شد.
نوشته: راجر بورباخ *‎/منبع سازمان «كانترپانچ»
برگردان: پوراندخت مجلسي
گفت و گوي «ايران» با سفير سودان در تهران
اميد به برقراري صلح در قلب آفريقا
گفت و گو از حسن يوسفي
157539.jpg
سودان با ۲ميليون و ۵۰۵هزار و ۸۱۰كيلومتر مربع وسعت، وسيع ترين كشور قاره آفريقا است كه در منطقه اي راهبردي در شمال شرقي اين قاره قرارگرفته است. بيش از ۲۰سال است كه جنگ داخلي در سودان، اين كشور را با بحراني جدي روبرو كرده و اكنون تلاش براي صلح به مسأله اي مهم در سودان تبديل شده است. براي آگاهي از آخرين تحولات روند صلح سودان و چگونگي برگزاري آن با «حامدعلي محمدالتني» سفيرسودان در تهران، گفت وگويي ترتيب داده ايم كه متن آن از نظر خوانندگان مي گذرد.
| درباره چگونگي شكل گيري و موضوعات مهم مورد بحث در گفت وگوهاي صلح سودان كه هم اكنون درجريان دارد، توضيح دهيد.
* در ابتدا از حمايتهاي جمهوري اسلامي ايران از گفت وگوهاي صلح سودان تشكر مي كنم و اميدوارم كه اين حمايتها ثمربخش باشد. جنگ داخلي سودان در ماه مه سال ۱۹۸۳ آغازشد. در ماه سپتامبر سال جاري از طرف دولت، اجراي احكام اسلامي اعلام شد.
از همان ابتداي جنگ، دولت به اين جنگ به عنوان جنگي مذهبي نگاه نمي كرد. البته غرب مي خواهد از اين جنگ، جنگي مذهبي به تصوير بكشد. اما اين مسأله واقعيت ندارد و از زمان به قدرت رسيدن دولت كنوني اهتمام ويژه اي به صلح براي پايان دادن به اين جنگ شروع شده است. به همين دليل، پس از تنها چندماه از شروع جنگ، كنگره جامعي با حضور انديشمندان و متفكران سوداني براي برقراري صلح برگزارشد. در اين نشست جامع، نكات اساسي مطرح شد كه از طريق آنها جنگ سرانجام پايان يافت. اين نكات مهم و كليدي شامل:
۱ـ نظام حكومتي در سودان به صورت غيرمتمركز يا حكومت ايالتي باشد.
۲ ـ حق شهروندي به عنوان حق پايه اي براي همه سوداني ها صرفنظر از دين و نژاد محترم شمرده شود.
۳ ـ رابطه و تعريف دين و دولت تعريف شود و در اين چارچوب به اكثريت مسلمان حق برخورداري از احكام شريعت اسلامي داده شوند. در عين حال اقليت غيرمسلمان از اجراي اينگونه احكام معاف باشند.
۴ ـ ميزان صلاحيتها و وظايف حكومت مركزي سودان و دولتهاي محلي مشخص شود.
۵ ـ ثروتهاي ملي به صورت عادلانه ميان ايالتها تقسيم شود و به ايالتها اين حق داده شود كه از منابع خود درصدي را براي توسعه خود دريافت كنند. باتوجه به اين نكات مهم، دولت سودان گفت وگوهايي را با شورشيان جنوب با ايفاي نقش ازسوي «جيمي كارتر» در آمريكا انجام داد. پس از آن نيز گفت وگوهاي ديگري با ميانجي گري «ابراهيم بابانگيدا» رئيس جمهوري پيشين نيجريه برگزارشد كه هيچكدام از آنها به نتيجه نرسيد تا اينكه دولت سودان پيشنهاد كرد كه گفت وگوهاي صلح با ميانجيگري سازمان «ايگاد» (جامعه بين الدولي براي توسعه) پيگيري شود. در واقع، دور اخير گفت وگوهاي صلح سودان زيرنظر ايگاد برگزارشد، اما اين گفت وگوها در ابتدا متأسفانه نتيجه نداد چرا كه ايگاد پيشنهاد كرد كه حكومت مركزي سودان، حكومتي سكولار باشد و براي منطقه جنوب نيز حق جدايي قائل شده بود. با اين حال و باتوجه مشكلات موجود، دولت مركزي سودان و شورشيان جنوب به اين نتيجه رسيدند كه بايد براساس برنامه اي كاري گفت وگو كنند كه در دوسال گذشته، اين كار انجام شد كه مهمترين اقدام در اين گفت وگوها امضاي پروتكل يا قرارداد صلح در «ماچاكاس» كنيا بوده است. اين قرارداد براساس نتايج كنگره جامع ملي كه سالهاي پيش برگزار شده بود، به امضا رسيد و مهمترين نكات اين كنگره از جمله حق شهروندي و تقسيم قدرت در آن گنجانده شد. همچنين براساس قرارداد ماچاكاس، رابطه جديد دين و دولت در مناطق شمالي و جنوبي تعريف شد. به اين صورت كه احكام اسلامي براي اكثريت مسلمان در شمال اجرا مي شود، اما در مناطق جنوبي اجراي احكام اسلامي لازم نيست.
يكي ديگر از نكات مهم قرارداد ماچاكاس، آن است كه شش ماه پس از حكومت انتقالي در جنوب سودان، همه پرسي در اين منطقه براي تعيين سرنوشت آن برگزار شود.
در اين همه پرسي، مردم جنوب به باقي ماندن در چارچوب كشور واحد سودان يا استقلال و جدايي رأي خواهند داد.
در دور هاي بعدي گفت وگوهاي صلح، موضوعات باقي مانده مطرح شد تا اينكه توافقنامه ترتيبات امنيتي به امضا رسيد كه به موجب آن، نوعي ادغام ميان نيروهاي دولتي و شورشيان به وجود مي آيد كه در برخي مناطق مانند مناطق جنوبي، مناطق سه گانه مورد اختلاف و همچنين «خارطوم» ( پايتخت سودان) اين نيروهاي مشترك مستقر خواهند شد. اما ساير مناطق زير نظر دولت مركزي اداره خواهند شد. همچنين همه نيروهاي شبه نظامي كه زير نظر يكي از طرفين درگير فعال بودند، در نيروي مشترك ادغام خواهند شد.
پس از آن به تازگي توافقنامه تقسيم ثروت به امضا رسيد كه به موجب آن، هر ايالت يا منطقه اي كه داراي منابع طبيعي فراوان است، دو درصد از درآمد حاصل از اين منابع را دريافت و صرف توسعه همان ايالت مي كند. ساير درآمدهاي حاصل به صورت مساوي ( ۵۰ ـ ۵۰) بين دولت مركزي در شمال و دولت محلي در جنوب كشور تقسيم مي شود. اعطاي ۵۰ درصد ثروت به مناطق جنوبي به اين دليل بود كه اين مناطق به مدت طولاني در زمان جنگ از امكانات محروم بودند و به خاطر همين منابع مالي به آنها اختصاص يافته است كه اين منطقه به توسعه برسد. يكي از مسائلي كه اكنون باقي مانده، اختلافات طرفين درباره مناطق سه گانه است كه اين مناطق در واقع، در شمال سودان قرار دارند، اما متأسفانه در دستور كار گفت وگوها گنجانده شده اند. دليل اين كار نيز تلاش قبايل جنوب براي در اختيار گرفتن اين مناطق راهبردي داراي نفت است و در عين حال، اصليت بسياري از فرماندهان و رهبران شورشيان جنوب به اين مناطق باز مي گردد. ولي دولت سودان تلاش دارد كه وضع ويژه اي را بر اين مناطق مستقر كند و از پيوستن آنها به جنوب جلوگيري نمايد.
اكنون تنها موضوع مهمي كه ميان دولت و شورشيان جنوب درباره آن توافقي حاصل نشده، تقسيم و توزيع قدرت در سودان است كه بايد مشخص شود كه وضع دولت انتقالي و سهم آن در دولت مركزي چگونه خواهد بود و اينكه چگونه سياست خارجي و ساير وظايف اساسي دولت تدوين خواهد شد. همچنين سهم دولت انتقالي در رياست جمهوري چگونه مي شود. تاكنون پيشنهادهايي براي حل اين اختلاف نظر مطرح شده، اما توافقي تاكنون در اين زمينه حاصل نشده است.
| سؤال مهم واساسي درباره قرارداد ماچاكاس وجود دارد. براساس اين قرارداد، دولت مركزي سودان موافقت كرده است كه به جنوب، ۶ سال خودمختاري بدهد وپس از ۶ سال نيز براي تعيين سرنوشت اين منطقه، همه پرسي برگزار شود. در عين حال، دولت باواگذاري نيمي از ثروتهاي سودان به منطقه جنوب مواقت كرده است. آيا اين موافقت باعث استقلال جنوب نخواهد شد. نظر شما در اين باره چيست؟
* در اين مورد چون حق تعيين سرنوشت مطرح است، بايد همه احتمالات را در نظر گرفت و اما دولت مركزي سودان مي داند كه گزينه استقلال و جدايي دور از انتظار است. بخصوص آنكه اگر دولت از فرصت ۶ ساله دوره انتقالي استفاده كند و توسعه جنوب را عملي كند، در اين صورت، گزينه استقلال منتفي است. لذا دولت سعي دارد، درخواست از كشورهاي جهان براي سرمايه گذاري در بازسازي مناطق جنوبي سودان، درواقع گزينه جدايي را از ذهن مردم اين منطقه پاك كند، دولت سودان مطمئن است كه مردم جنوب هيچوقت به گزينه جدايي يا استقلال رأي مثبت نخواهد داد، زيرا ۳ ميليون نفر از مردم جنوب پس از شروع جنگ داخلي به جاي آواره شدن در كشورهاي همجوار به مناطق شمالي كوچ كرده اند و اين نشان مي دهد كه مردم جنوب و شمال داراي روابط خوب و برادرانه اي باهم هستند. لذا آنها سعي نخواهند كرد كه اين رابطه را ناديده بگيرند. همچنين مردم جنوب سودان اگر زيرنظر دولت مركزي قراربگيرند، از حقوق شهروندي مانند ساير شهروندان سوداني برخوردار خواهند بود. لذا ما مطمئن هستيم كه مردم جنوب به جدايي رأي نخواهند داد. در اينجا به اين نكته بايد اشاره كرد كه اتحاديه عرب در اجلاس بيروت تصميم گرفت كه صندوق عربي بازسازي جنوب سودان را تأسيس كند. همچنين شركتهاي بخش خصوصي كشورهاي عربي در زمينه بازسازي جنوب سودان نقش فعالي خواهند داشت و از اين جهت، نقش كشورهاي عربي و مسلمان در حفظ وحدت سودان از طريق بازسازي مناطق بسيار مهم و حايز اهميت است. البته كمكهاي خارجي مكمل نقش دولت سودان در بازسازي جنوب خواهد بود كه دولت براي رسيدن به اين مهم، صندوق ملي بازسازي جنوب را تأسيس كرده و اميدوار است كه با امكانات داخلي و خارجي بتواند وحدت كشور را تحكيم كند.
| اشاره كرديد كه احتمال استقلال جنوب بسيار كم است، اما مسائلي وجود دارد كه اين احتمال را افزايش مي دهند. در واقع، حمايت كليساي جهان از مسيحيان جنوب باوجود آنكه جنابعالي اشاره كرديد كه جنگ جنوب، جنگ مذهب نيست، حمايت كشورهاي غربي از شورشيان جنوب و اختصاص كمكهاي مالي و نظامي به آنان شرايط جديدي را در تحولات سودان به وجود آورده است كه در نهايت مي تواند زمينه ساز استقلال جنوب باشد. نظر شما در اين زمينه چيست؟
* ما اين جنگ را شروع نكرديم، اما غرب تلاش دارد با زدن رنگ مذهبي به جنگ، آن را به عنوان جنگي بين شمال مسلمان و جنوب مسيحي نشان دهد. اين مسأله در همه رفتارهاي كشورهاي غربي قابل مشاهده است. حمايت كليسا، برخي كشورهاي همسايه آفريقايي و برخي ديگر از كشورها از جمله اروپايي ها از شورشيان جنوب يك واقعيت است و آن را نمي توان انكار كرد.
اما ما مطمئنيم كه غرب در تلاشهاي خود براي تحميل جنگ مذهبي در سودان شكست خورده است. زيرا دولت موفق شد كه در سال ۱۹۹۷ موافقتنامه اي را با هشت گروه و سازمان مسلح امضا كند و اين مسأله به ما اطمينان داد كه اين جنگ، جنگ مذهبي نيست، بلكه به دليل برخي بي عدالتي ها در بخشهايي از سودان، شكل گرفته و اكنون دولت درصدد جبران آنها از طريق توسعه است. البته تلاشهاي برخي كشورهاي غربي همدلي را در ميان مردم سودان از بين نبرده است. اين حق هموطنان مسلمان است كه با احكام اسلامي زندگي كنند. اما نبايد حق ديگر اقليتهاي غيرمسلمان را نيز ناديده گرفت. هركسي كه ادعاي دموكراسي داشته باشد، نمي تواند بر شمال مسلمان آن چيزي را كه نمي خواهد، به زور تحميل كند. جنبش شورشيان جنوب حمايت قابل توجهي را از برخي كشورهاي جهان و حتي برخي كشورهاي عربي و آفريقايي كسب كرده است. ولي همه اين كشورها به اين نتيجه رسيده اند كه نمي توان مشكلات سودان را با جنگ حل كرد. به جز اسرائيل كه سعي مي كند با برافروختن آتش جنگ در مناطق ديگر سودان، مانند مناطق غربي با همكاري اريتره، جنگ در سودان را ادامه دهد. همين موضوع ثابت كننده موضع ما است، زيرا همه مردم منطقه «دارفور» (در غرب سودان) مسلمان هستند و حتي يك مسيحي در اين منطقه زندگي نمي كند. در واقع، ادامه جنگ در غرب براي منافع گروه خاصي در جريان است. همچنين مردم جنوب سودان مي دانند كه اين كشور وطن آنان است و مي توانند به عنوان هم ميهن در كنار ساير هموطنان شمالي خود زندگي كنند و اگر بي عدالتي وجود داشته باشد، از طريق توسعه و دريافت منافع مالي بيشتر، مي توانند مشكلات را برطرف كنند.
| شما در سخنان خود به درگيريهاي منطقه «دارفور» اشاره كرديد. با توجه به اينكه دولت سودان براي حل مشكل جنوب راه مسالمت آميز و گفت و گو را انتخاب كرده، چرا دولت در منطقه غرب سياست سركوب و برخورد نظامي را در پيش گرفته است؟
* سياست مذاكره براي صلح از زمان روي كار آمدن دولت، مطرح بوده است. در مسأله دارفور نيز دولت، سياست گفت و گو را در پيش گرفته است، زيرا آقاي «عمر البشير» رئيس جمهوري سودان برگزاري كنگره اي ملي را براي برقراري صلح در دارفور پيشنهاد كرده و تا پايان ماه مارس جاري نيز قرار است همه احزاب و نيروهاي سياسي و گروههاي شورشي در اين كنگره شركت كنند تا تمامي مشكلاتي كه باعث به وجود آمدن جنگ در دارفور شده است، برطرف شوند. در واقع، سياست صلح و گفت و گو، سياست راهبردي است كه دولت از زمان روي كار آمدن تاكنون بر مبناي آن فعاليت كرده است. مشكل دارفور اكنون توسط برخي نيروهاي دشمن مانند رژيم صهيونيستي و نيروهاي وابسته به كليساي جهاني برافروخته باقي مانده است و آنها تلاش مي كنند از اين طريق باعث ادامه جنگ در سودان شوند. دشمنان ما مي دانند كه سودان قلب آفريقاست و اگر سودان بتواند به صلح و ثبات برسد، در آن صورت، كل قاره آفريقا از ثبات برخوردار خواهد بود. لذا رئيس جمهوري سودان براي حل مشكل دارفور، دستور داده است كه همه شورشيان شامل عفو عمومي شوند. اميدواريم كه شورشيان با دادن پاسخ مثبت به درخواست براي شركت در كنگره صلح، تلاشهاي دشمنان را براي ادامه جنگ در سودان ناكام بگذارند.
| تا حدود دو سال پيش، روابط آمريكا و سودان با مشكلات بسياري روبرو بود و حتي آمريكا نام سودان را در فهرست كشورهاي ياغي قرار داد و دشمني خاصي ميان دو كشور وجود داشت. اما از دو سال پيش به اين سو، به نظر مي رسد كه سياست دولت آمريكا در قبال سودان تغيير كرده است و اكنون واشنگتن از برقراري صلح در اين كشور حمايت مي كند. شما دلايل تغيير در سياست واشنگتن را چه چيزهايي مي دانيد؟
* تغيير در سياست واشنگتن از طرف خود آمريكاييها صورت گرفت و هيچ تغييري در مواضع دولت سودان شكل نگرفته است. همانطور كه مي دانيد، آمريكا بر اساس منافع اين كشور شكل مي گيرد. در دولت سابق آمريكا رياست جمهوري «بيل كلينتون» بود، اين دولت بر اساس موضوعات ايدئولوژيك رفتار مي كرد و همچنين در زمان كلينتون، نام هفت كشور اسلامي در فهرست كشورهاي ياغي قرار گرفت كه اين اقدام براي جلب رضايت اسرائيل بود. سودان به عنوان يك كشورمسلمان استثنايي در اين زمينه نبود. اما هم اكنون كه دولت آمريكا تغيير كرده و جمهوريخواهان در رأس قدرت هستند، به دليل وابستگي به شركتهاي نفتي و تجاري، منافع خاص خود را دنبال مي كنند. بر اين اساس، دولت آمريكا تلاش مي كند با تغيير سياستش منافع خاص خود را نيز به دست آورد. با روي كار آمدن جمهوريخواهان، دولت آمريكا به اين نتيجه رسيد كه براي اين كشور برقراري صلح در سودان بسيار بهتر از ادامه جنگ است. به اين علت، كنگره آمريكا ۳۰۰ ميليون دلار براي كمك به شورشيان سودان تصويب كرده كه اگر دولت در مذاكرات شركت نكند و يا قرارداد صلح را امضا نكند، به شورشيان اعطا شود. يك بار ديگر تأكيد مي كنم كه سياست سودان از ابتدا تغيير نكرده است و هنوز نيز بر ارزشهاي خود اصرار دارد. آمريكا به تازگي ثابت كرده است كه مي خواهد ميانجيگر بي طرف در گفت و گوهاي صلح سودان باشد و اين همان چيزي است كه دولت سودان آن را مي خواهد. اين نكته را بايد اضافه كرد كه سودان به دليل مصوبه كنگره آمريكا موسوم به «قانون صلح سودان»، گفت وگوهاي صلح را پيگيري نمي كند. بلكه ادامه گفت وگوهاي صلح از سياست دولت سودان سرچشمه مي گيرد و به خاطر همين، دولت سودان سعي مي كند در اين گفت وگوها، خود را به عنوان نماينده همه ملت سودان معرفي كند. در صرتي كه شورشيان براي تحقق منافع خود پاي ميز مذاكره مي نشينند.
| يك نكته مبهم در روابط آمريكا و سودان وجود دارد و آن درباره نقش آقاي «حسن ترابي» در ساختار قدرت سودان است. درواقع، تا زماني كه آقاي حسن ترابي در رأس مجلس سودان قرار داشت و به عنوان يك قطب قدرت در اين كشور مطرح بود، سياست خصمانه آمريكا ادامه داشت. اما با كنار گذاشتن ترابي و طرفداران وي، سياست آمريكا تغيير كرده و اكنون دولت آمريكا به دنبال صلح در سودان است. نظر شما در اين رابطه چيست؟
* من با اين تحليل شما موافق نيستم. هيچگونه اختلاف فكر و مذهبي با آقاي ترابي وجود ندارد. ولي اختلافي كه وجود داشت، در نحوه اداره دولت و چگونگي اداره مناسب دولتي بود. همچنين اختلاف ديگري كه وجود داشت، اين بود كه كشور با مباني و ارزش هاي خود پايبند باشد و يا نه. دولت به اين نيتجه رسيد كه اگر آقاي ترابي يا نوع تفكر ايشان در مجلس باقي بماند، در اين صورت كشور نابود خواهد شد. البته بزرگترين اختلاف موجود ميان دولت و جناح ترابي اين بود كه آيا سودان باقي بماند يا از بين برود. چون هرگونه تحركي براي زير سؤال بردن وحدت سودان، غيرقابل قبول است. آقاي البشير رئيس جمهوري سودان كه با انتخابات سال ۱۹۹۶ و سال ۲۰۰۰ از سوي مردم برگزيده شد، به عنوان شخص مسؤول در حفظ وحدت و يكپارچگي آن بايد تصميم مي گرفت. لذا تصميم گرفته شد كه حالت فوق العاده در سودان برقرار و مجلس نيز منحل اعلام شود. در اين شرايط، آقاي ترابي تصميم گرفت كه از مجلس كناره گيري كند و حزبي سياسي به عنوان حزبي مخالف دولت تأسيس كند. بنابراين خود آقاي ترابي تصميم گرفت كه از دولت و مراجع تصميم گيري كناره گيري كند. شايد بعضي ها فكر مي كنند كه تغيير سياست آمريكا در رابطه با كنار رفتن آقاي ترابي باشد. درحالي كه دولت آمريكا براساس منافع خود، سياستش را تغيير مي دهد. همچنين انديشمندان آمريكايي مي گويند، هيچ فرقي ميان وضع كنوني و وضع زمان آقاي ترابي وجود ندارد و هر دو آنها داراي يك رويكرد اسلامي هستند. در واقع، چيزي در سودان تغيير نكرده است و سياست دولت اين كشور و پايبندي به ارزش ها همچنان پابرجا هستند. اما در شرايط كنوني كه سودان در آستانه برقراري صلح قرار دارد، بهترين فرصت براي سرمايه گذاري و فعاليت هاي تجاري بوجود آمده است. لذا آمريكا سعي مي كند منافع خود را از طريق صلح در سودان حفظ كند و ما اكنون خوشحال هستيم كه ديگران نتيجه گرفتند كه سودان داراي حق است و اين مسأله منافع ما را تأمين مي كند.
| اكنون با توجه به مجموع مشكلات در سودان از جمله ادامه اختلاف نظر ميان دولت و شورشيان درباره تقسيم قدرت و مناطق سه گانه، ادامه درگيري ها در منطقه دارفور، برخي تحركات خارجي و نوع فعاليت هاي احزاب مخالف، نظر شما درباره آينده روند صلح در سودان چيست؟
* ما خيلي به آينده صلح درسودان اميدوار هستيم. بدون هيچ ترديدي، سرانجام صلح در سودان برقرار خواهد شد. زيرا اراده ملت سودان برقراري صلح است و حتي كشورهاي جهان و جنگ افروزان كه زماني به ادامه جنگ اميد داشتند، اكنون به اهميت صلح پي برده اند و ما از اين جهت خوشحال هستيم. براين اساس، مطمئن هستيم كه صلح در آينده، صلحي فراگير و عادلانه خواهد بود و وحدت شمال و جنوب را به طور داوطلبانه فراهم خواهد كرد. سرانجام نيز تمامي كشور سودان از توسعه برخوردار خواهد شد. اميدوارم حمايت هاي كشورهاي دولت و برادر كه در زمان جنگ از سودان حمايت مي كردند، ادامه پيدا كند تا تلاش ها براي توسعه در جنوب و همه مناطق سودان به بار بنشيند تا كشور همچنان يكپارچگي خود را حفظ نمايد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   جوان   |   چشم انداز   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |