چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۵ محرم ۱۴۲۵
Wed, Mar 17, 2004
گفت و گو
شماره ۲۷۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
در گفت و گو با دكتر ناصر تكميل همايون، پژوهشگر
درگفت وگو با علي اكبر ميهن خواه، استاد دانشگاه
نوروز، ناجي زمين
در گفت و گو با دكتر ناصر تكميل همايون، پژوهشگر
157647.jpg
اسماعيل آزادي
ايرانيان باستان نوروزهاي متعددي همچون مهرگان و بهار داشتند. نوروز بهار، جشني سه هزار ساله است كه در ميان همه اقوام جغرافياي فرهنگي ايران ريشه دوانيده و آداب آن حامل شادي، شكفتن و پيروزي نور بر تاريكي است.
رويكرد نوروز به جهان، رويكردي شادي آفرين بوده و زنده كردن جشن هايي چون مهرگان، نوروز و... مي تواند مدرنيته واقعي همسو با طبيعت و روح لطيف انسان را در جهان رواج دهد.
نوروز وجه مشترك مردماني است كه در جغرافياي فرهنگي ايران زندگي مي كنند، از اين رو نوروز مي تواند فضايي را فراهم سازد كه همه ارزشهاي اين فرهنگ كهن را زنده و پويا ساخته بر بستر زمانه ما جاري سازد.
زمينه هاي اجتماعي پيدايش نوروز، نقش اسطوره ها در نوروز، جايگاه نوروز در جهان امروز و جهاني شدن، استحكام حوزه تمدن ايراني و... محور بحث ما با دكترناصر تكميل همايون نويسنده و پژوهشگر فرهنگي است كه در پي مي آيد.
| زمينه هاي اجتماعي پيدايش نوروز چگونه بوده است؟
* ريشه هاي زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم در سرزمينها و جغرافياهاي مختلف اعياد و روزهاي مختلفي را پديد مي آورد كه مختص به ايران نيست. اقتصاد آن دوره با كشاورزي و زمين ارتباط مستقيم داشت. در ايران تا روزگاران بعد از اسلام در عيد نوروز و «مهرگان» يعني از شروع به خواب رفتن طبيعت تا زمان بيدار شدن آن، جشن گرفته مي شد. چنانچه منوچهري در مورد نوروز مي گويد:
روز فرخنده فروردين است
روز بازار گل و نسرين است
يعني اين روز با اول فروردين هماهنگي داشته است. فخرالدين گرگاني نيز در منظومه «ويس و رامين» آورده:
سر سال و خجسته روز نوروز
جهان پيروز گشت از بخت پيروز
در واقع آن روز را آغاز سال حساب مي كردند و سالشماري از آنجا شروع مي شد. از نظر جامعه شناسي نيز اعياد يكي از پايگاههاي موسوم به «سوسياليزاسيون» يا منتقل كردن ارزشهايي از نسلي به نسل ديگر است. نه تنها ايراني بلكه ايراني مسلمان نيز داراي اعيادي چون فطر و قربان و حتي در تشيع عيدغدير است. اين روزها، باعث آشنا شدن نسل هاي جديد با ارزشها و سنت هاي كهن جامعه مي شوند.
| آيا عيدي كه اول تير بود بااين اعياد تفاوت داشت؟
* از آن جا كه هركدام از روزهاي ماه هاي ايراني، اسم مخصوصي داشت و ايرانيان روزهايي را كه اسم آن روز با اسم ماه يكي مي شد، جشن مي گرفتند مثلاً فروردين گان، ارديبهشت گان، خردادگان، تيرگان و ... يامهرگان يعني واقع شدن روز مهر در ماه مهر (۱۶ مهر).
روز مهر و ماه مهر و جشن خرم مهرگان
مهر بفسار اي نگارنازنين و مهربان
در ايران باستان هميشه جشن هاي داوزده گانه اي وجود داشته است و نوروز برجسته ترين آن و روز آغاز سال نو نيز بود. ريشه اين اعياد با زندگي مردم، جامعه، طبيعت وجغرافيا پيوند داشته است اما آن را با اسطوره و آرمان ها و اعتقادات خود و حتي جنبه هاي مابعدالطبيعي، شكل ديگري مي دادند و آن را آرماني و ايدئولوژيزه مي كردند.
| در واقع نقش اسطوره ها همين بود؟
* اين يكي از نقش هاي اسطوره ها بود. همين اسطوره ها و آئين ها، بعداً آن قدر قدرت پيدا كردند كه در جشن هاي طبيعت دخالت مي كردند و قدرت معنوي بر قدرت هاي مادي چيره مي شد و اين نشان دهنده اين است كه زندگي طبيعت، بر جغرافيا و اقتصاد نقش دارد و همچنين آرمان ها و اعتقادات و حماسه ها در گذشته و دوره هاي جديدتر در زندگي اقتصادي و طبيعي انسان دخالت دارد. نوروز نيز در دوران اسلامي اثرات جالب توجهي به جا گذاشته است.
| با توجه به تأكيد بر بخش اجتماعي نوروز آيا مي توان گفت، نوروز نوعي همراهي جامعه با طبيعت تصوير شده كه در تاريخ نهادينه شده است و آيا نگاهي سياسي نيز به نوروز وجود داشته و پادشاهان از آن بهره برداري سياسي مي كردند يا صرفاً امري مقدس و اجتماعي بوده است؟
* ابوريحان در التفهيم مي گويد:« نوروز نخستين روز از فروردين است و از اين جهت روز نو نام كردند زيرا نوروز پيشاني سال نو است و آن چه از پس اوست زين پنج روز همه جشن است.» جامعه ايران در سه چهار هزار سال پيش داراي قبيله، خاندان و تيره هاي مختلفي بود كه تعداد زيادي از آنها بوميان كهن اين سرزمين و تعداد ديگري آريايي ها بودند كه از شمال آسياي مركزي وارد ايران زمين شدند و بعد آميزش و التقاط پيدا كردند. آنها از پراكندگي و تشتت به سوي وحدت حركت كردند و اين حركت در همه ابعاد بود مثلاً خدايان متعدد به سمت اهورامزدا و خداي واحد ميل مي كند. حكومت از حالت شاهكان، شاهان و قبايل به سمت حكومت شاهي بزرگ و شاهنشاني و امپراطوري مي انجامد. اعياد نيز شامل اين وحدت مي شوند و عيدنوروز در تمام مناطق ايران زمين به صورت «عيد ملي» در مي آيد و اين عيد را در سيستان و بلوچستان، خوزستان، بدخشان، خوارزم و آتروپاتكان، كردستان و ... قبول داشتند. اين ملي شدن، قوام هويت ايراني را به وجود مي آورد. حكومت ما هميشه از بخش هاي نهادينه شده فرهنگ جامعه براي حقانيت خود استفاده مي كردند. شاهان در اين روزها، با انجام كارهايي سعي در موجه نشان دادن خود داشتند. اين امر نه تنها در مسائل ملي بلكه درمسائل مذهبي نيز وجود داشت مثلاً در كاخ گلستان روز عاشورا، روضه خواني بود و شاه در آنجا مي نشست و در واقع مي خواست با استفاده از عاشورا و امام حسين به مردم بگويد كه من مذهبي هستم. در مسائل ملي نيز همين طور است. اما نوروز به هيچ وجه جشن شاهي و شاهنشاني و حكومتي نبوده است. بلكه جشني برخاسته از بدنه جامعه و مردم به معني «فرهنگي» آن است. اين كار را در تخت جمشيد كه پايگاهي مذهبي و فرهنگي بود، انجام مي داد. (قبلاً فكر مي كردند تخت جمشيد فقط كاخ شاهان است و ربطي به مسائل فرهنگي و مذهبي ندارد) البته همه اينها مربوط به ايران باستان و قبل از اسلام است. زيرا با ورود اسلام هر كدام معني ديگري پيدا مي كند.
| جايگاه نوروز در جهان ديروز و دنياي امروز را چگونه مي توان تحليل كرد؟
* جشن نوروز، جشن شكفتگي و سرسبزي جهان ايراني و همزمان با بهار بوده است. و نوروز نه تنها در ايران زمين بلكه در سرزمينهاي همجوار نيز برگزار مي شده است. اين جشن در ميان نژادهاي ايراني، تاجيك، ازبك، تركمن، قزاق و حتي تا چين و از طرف ديگر افغانستان كه ايراني بودند تا سمت هند، متداول بوده است. آنها نيز با همين شدت و حدت ما عيد نوروز را گرامي مي داشتند. يا در كشورهاي عربي كه به آن «ني روز» مي گفتند حالت تقديس دارد. همان طور كه در ايران باستان نوروز را به باورهاي ديني پيوند مي زد، اين طرف نيز آن را به باورهاي ديني خود پيوند داده اند. اين جشن طبيعت كه فرهنگ ايراني نيز در آن انتقال پيدا مي كند به مرور تبديل به جشن انسانيت ساكنان آسياي مركزي و غربي مي شود و اهميت فوق العاده اي پيدا مي كند و به تدريج ايراني بودن محض بيرون مي آيد و قومهاي همجوار را نيز دربرمي گيرد. بيداري، خيزش، رستاخيز، پيشرفت، دادگري، مهرباني، روشنايي، آزادگي و آزادي در اين جشن تبلور پيدا مي كنند و با آتش افروختن و شادماني كردن نوروز را به قدرتي كه تاريكي ها را مي شكافد وجهان را با انديشه ، خرد، كوشش، روشنايي و عدالت پيوند مي دهد، تبديل مي كنند وبه گونه اي كه مي توان گفت جامعه ايراني را به سوي دروازه مدنيت جهاني هدايت مي كند و اگر حتي قرار باشدامروز يك جشن جهاني، بدون هيچگونه حد و مرز ملي، قومي، نژادي به وجود بيايد، روز اول بهار مي تواند براي سراسر دنيا جشني جهاني باشد و كساني كه طرفدار جهاني شدن هستند اگر راست بگويند و بخواهند يك روز را جشن جهاني اعلام كنند، بهتر از نوروز نمي يابند.
| نوروز از نظر مذهبي چه جايگاهي داشته است؟
* نوروز ريشه اسطوره اي دارد. مانند داستان جمشيد و كيومرث و... ولي اين جشن با رسيدن به دوران مادها و هخامنشي، نهادينه شده و جاافتاده بوده است و نمي توانست از جامعه و حكومت منفك شود. زيرا فرهنگ، آن را كاملاً اجتماعي كرده و به همه جا برده و اعتقادي كرده است. حتي دين زرتشت هم آن را پذيرفت و يك جنبه آرماني نيز پيدا كرد. طبيعي است كه حكومت پديد آمده از اين جامعه سعي مي كرد در بزرگداشت نوروز و برگزاري جشنها و مراسم آن، هم جشن را زنده تر كند و هم براي خود حقانيت سياسي و حكومتي ايجاد كند. اين كار در دوران اشكانيان كاملاً رواج داشته و در دوره ساسانيان نيز وجود داشته است. شايد بتوان گفت در اين دوره ها نوروز يك جشن ملي و مذهبي بوده در حالي كه اكنون فقط يك جشن ملي است. يعني در آن دوره، مليت، ناسيوناليزم ملي و تاريخ ايراني با مذهب و اعتقادات عجين بوده است.
ادامه دارد
مانيفست فرهنگي براي مبارزه با اعتياد
درگفت وگو با علي اكبر ميهن خواه، استاد دانشگاه
حامد نصيري
بخش دوم و پاياني
علي اكبر ميهن خواه، دكتراي فيلمسازي و توليد در رسانه هاي تصويري، در نخستين بخش گفت و گو از آموزش در سينما سخن گفت و اينكه چگونه سينما مي تواند در راه كاهش ناهنجاري هاي اجتماعي مثل اعتياد، مؤثر باشد. واپسين بخش اين گفت و گو را نيز بخوانيد.
\ سينما در برخورد با ناهنجاري ها علاوه بر تحقيق و پژوهش به چه امكانات ديگري نياز دارد؟
* مسأله اي كه شما مطرح مي كنيد مشكل كل سينماست يعني حتي سينمايي كه ربطي به اعتياد ندارد. در حال حاضر مشكل ما در سينماي ايران بحران تفكر و انديشه است پس طبيعتاً بايد انتظار چنين سريال هايي را داشته باشيم كه اصلاً ربطي به موضوع اعتياد ندارد و فقط مقداري پول در اين ميان رد و بدل شده است.
حال كه مي گوييد امكانات ، من معتقد نيستم مثلاً كمبود تكنولوژي داريم، ما تقريباً همه لوازم فني را در سينما داريم البته در عرصه ويدئو و نه سينماي ۳۵ ميليمتري.
امروزه ما در عصري زندگي مي كنيم كه عصر ارتباطات نام دارد و انسان در مسير بزرگترين شاهراه هاي اطلاعاتي قرار دارد. نتيجه اين كه از حيث تكنولوژي نظري از دنيا عقب نيستيم و با همين لوازم و تكنولوژي كه در ايران وجود دارد مي توان فيلمي مناسب براي مبارزه با ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي ساخت.
محدوديت هايي نيز در نظام سياسي ما وجود دارد، البته گفتني است كه هر جامعه اي داراي نوع خاصي از محدوديت هاست و معيارها و ضوابط خاصي را داراست. هنر سينما اين است كه در چارچوب همين محدوديت ها و ضوابط بتواند سخن خود را به گونه اي بگويد كه براي بيننده مقبول و پسنديده باشد و اگر غير از اين باشد اصلاً هنرمندي وجود ندارد.
شما سؤال كرديد كه به چه چيزهايي نيازمنديم؟ در اولين قدم بايد اعتياد وجود داشته باشد كه به فراواني در جامعه مشاهده مي شود سپس بايد سينمايي وجود داشته باشد كه اين امكان نيز ميسر است و به هرحال امروزه سينماي ايران به نوعي شهرت در سطح جهاني دست پيدا كرده است. بالاخره ما يكي از كشورهاي داراي سينما هستيم البته من شخصاً معتقد نيستم كه ايران داراي سينماست و مي توانم بگويم سينماي ايران شامل يك زنجيره از هم گسسته است كه گاهي اين زنجيره به هم مي پيوندد و يك اتفاق نادر رخ مي دهد و ما به آن مي گوييم سينما. اما به هرحال نسبت به كشورهايي كه هم تراز و در سطح ايران هستند ما داراي نوعي سينما هستيم. در ادامه به صحبت هاي قبل باز مي گرديم، پس اعتياد و سينما وجود دارد و چيزي كه باقي مي ماند وجود انديشه است. حال سؤال اينجاست، آيا به ضرورت انديشه پي برده ايم؟ نمي دانم.آيا انديشه اين كار وجود دارد؟ باز هم نمي دانم. به همين دليل است كه ما دچار بحران فيلمنامه هستيم و از حيث كارگرداني مشكلي نداريم يعني بايد يك اتفاق در ذهن و انديشه فيلمنامه نويس رخ بدهد. اما در اينجا نياز به يك ارگان متولي و حمايت كننده مالي براي اين فيلم ها و سريال ها احساس مي شود كه البته تاكنون نيز اين ارگان ها وجود داشته اند مانند: ستاد مبارزه با مواد مخدر و كميته كاهش تقاضا و ... . بالاخره سينما نياز به اين دارد كه از نظر مالي و درآمدي داراي پشتوانه هايي باشد.
\ سينما در پنج سال ابتداي انقلاب به موضوع اعتياد از اين منظر مي پرداخت كه سران رژيم گذشته در رأس هرم قاچاق مواد مخدرند. به نظر شما آيا اين نحوه پرداختن به معضل اعتياد مناسب و كافي بود؟
* مي توان گفت كه در آن زمان برخي مسؤولان ما دچار نوعي سردرگمي بودند كه آيا بايد اعتياد را جرم تلقي كرد يا بيماري. در آن سال ها بيشتر از جنبه هاي جرم زايي به اعتياد نگريسته مي شد كه اين بينش در زمان حال منسوخ شده است. اما نكته بعدي اين است كه در آن زمان سينما از بعد عرضه مواد مخدر به موضوع مي پرداخت در حال حاضر من اگر مي گويم سينماي اعتياد منظورم سينماي عرضه مواد مخدر نيست، سينما در بسياري از كشورها از مبارزه با عرضه كنندگان خسته شده است يا به بيان ديگر شكست خورده، و نيروي خود را عمدتاً برروي محور كاهش تقاضا متمركز كرده است. بنابراين فيلم هايي كه به موضوع عرضه مي پردازند توانايي فرهنگ سازي در جامعه را ندارند و بهتر است كه مبارزه با عرضه به دست نيروهاي قضايي و انتظامي سپرده شود. ابزار سينما و تلويزيون زماني مطرح مي شود كه ما مي خواهيم با تقاضا مبارزه بكنيم و يك كار مؤثر فرهنگي انجام بدهيم. شايان ذكر است كه فرهنگ سازي به صورت يك عمل تدريجي و آرام پيش مي رود مثلاً اينطور نيست كه با نمايش يك فيلم بلافاصله آمار اعتياد كاهش پيدا كند پس به همين دليل بايد به يك برنامه بلندمدت فكر كرد و در اينجاست كه معتقدم نياز به يك مانيفست فرهنگي براي مبارزه با اعتياد در ايران احساس مي شود.
\ اما وجود فاصله بين فيلمسازان به عنوان نخبگان جامعه با برخي نهادهاي رسمي كشور مشكلي جدي در راه پديد آمدن اين مانيفست به وجود آورده است. به نظر شما اين مانيفست بايد چگونه و در چه سطحي به وجود بيايد؟
* به نظر من راه به وجود آمدن چنين مانيفستي، احساس ضرورت نسبت به يك مفاهمه جامع است. پس اگر امروز يك شكاف بين مسؤولان و سينماگران وجود دارد جاي تعجبي نيست كه به كشور ما مي گويند عقب مانده يا عقب نگه داشته شده. يعني هنگامي كه ما توانايي مفاهمه و ايجاد مانيفست را نداريم پس يك عمل مؤثر نيز انجام نمي شود. يكي از نشانه هاي رشد يك جامعه وجود چنين مفاهمه ها و مانيفست هايي ست. جداي از اين مسأله گاه ديده مي شود كه ما دچار نوعي شعارزدگي شده ايم يعني حال كه چنين معضلاتي مانند اعتياد پيش آمده، براي رفع تكليف به يك شعار اكتفا مي كنيم. براي ايجاد چنين مانيفستي به يك همدلي و همكاري بين فيلمسازان يا مديران فرهنگي با مسؤولان كشور نياز است چون موضوع اعتياد يا فحشا يا فرار از خانه يك آسيب اجتماعي است كه تمام ايران را تهديد مي كند.
\ سينما در امر مبارزه با اعتياد چگونه مي تواند فرهنگساز باشد؟
* توجه كنيد كه تمام مردم مي دانند كه تقريباً در سر هر چهارراهي عرضه كنندگان مواد مخدر وجود دارند و بنا را بر اين بگيريم كه نتوانسته ايم با آن مبارزه بكنيم، پس چه كار بايد كرد؟ ما بايد فرهنگي را بسازيم كه مصرف را محدود بكنيم يعني اين كه نخواهيم از مواد مخدر استفاده كنيم و سينماي دنيا نيز امروز به اين موضوع مي انديشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |