|
مانيفست فرهنگي براي مبارزه با اعتياد
درگفت وگو با علي اكبر ميهن خواه، استاد دانشگاه
حامد نصيري بخش دوم و پاياني علي اكبر ميهن خواه، دكتراي فيلمسازي و توليد در رسانه هاي تصويري، در نخستين بخش گفت و گو از آموزش در سينما سخن گفت و اينكه چگونه سينما مي تواند در راه كاهش ناهنجاري هاي اجتماعي مثل اعتياد، مؤثر باشد. واپسين بخش اين گفت و گو را نيز بخوانيد. \ سينما در برخورد با ناهنجاري ها علاوه بر تحقيق و پژوهش به چه امكانات ديگري نياز دارد؟ * مسأله اي كه شما مطرح مي كنيد مشكل كل سينماست يعني حتي سينمايي كه ربطي به اعتياد ندارد. در حال حاضر مشكل ما در سينماي ايران بحران تفكر و انديشه است پس طبيعتاً بايد انتظار چنين سريال هايي را داشته باشيم كه اصلاً ربطي به موضوع اعتياد ندارد و فقط مقداري پول در اين ميان رد و بدل شده است. حال كه مي گوييد امكانات ، من معتقد نيستم مثلاً كمبود تكنولوژي داريم، ما تقريباً همه لوازم فني را در سينما داريم البته در عرصه ويدئو و نه سينماي ۳۵ ميليمتري. امروزه ما در عصري زندگي مي كنيم كه عصر ارتباطات نام دارد و انسان در مسير بزرگترين شاهراه هاي اطلاعاتي قرار دارد. نتيجه اين كه از حيث تكنولوژي نظري از دنيا عقب نيستيم و با همين لوازم و تكنولوژي كه در ايران وجود دارد مي توان فيلمي مناسب براي مبارزه با ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي ساخت. محدوديت هايي نيز در نظام سياسي ما وجود دارد، البته گفتني است كه هر جامعه اي داراي نوع خاصي از محدوديت هاست و معيارها و ضوابط خاصي را داراست. هنر سينما اين است كه در چارچوب همين محدوديت ها و ضوابط بتواند سخن خود را به گونه اي بگويد كه براي بيننده مقبول و پسنديده باشد و اگر غير از اين باشد اصلاً هنرمندي وجود ندارد. شما سؤال كرديد كه به چه چيزهايي نيازمنديم؟ در اولين قدم بايد اعتياد وجود داشته باشد كه به فراواني در جامعه مشاهده مي شود سپس بايد سينمايي وجود داشته باشد كه اين امكان نيز ميسر است و به هرحال امروزه سينماي ايران به نوعي شهرت در سطح جهاني دست پيدا كرده است. بالاخره ما يكي از كشورهاي داراي سينما هستيم البته من شخصاً معتقد نيستم كه ايران داراي سينماست و مي توانم بگويم سينماي ايران شامل يك زنجيره از هم گسسته است كه گاهي اين زنجيره به هم مي پيوندد و يك اتفاق نادر رخ مي دهد و ما به آن مي گوييم سينما. اما به هرحال نسبت به كشورهايي كه هم تراز و در سطح ايران هستند ما داراي نوعي سينما هستيم. در ادامه به صحبت هاي قبل باز مي گرديم، پس اعتياد و سينما وجود دارد و چيزي كه باقي مي ماند وجود انديشه است. حال سؤال اينجاست، آيا به ضرورت انديشه پي برده ايم؟ نمي دانم.آيا انديشه اين كار وجود دارد؟ باز هم نمي دانم. به همين دليل است كه ما دچار بحران فيلمنامه هستيم و از حيث كارگرداني مشكلي نداريم يعني بايد يك اتفاق در ذهن و انديشه فيلمنامه نويس رخ بدهد. اما در اينجا نياز به يك ارگان متولي و حمايت كننده مالي براي اين فيلم ها و سريال ها احساس مي شود كه البته تاكنون نيز اين ارگان ها وجود داشته اند مانند: ستاد مبارزه با مواد مخدر و كميته كاهش تقاضا و ... . بالاخره سينما نياز به اين دارد كه از نظر مالي و درآمدي داراي پشتوانه هايي باشد. \ سينما در پنج سال ابتداي انقلاب به موضوع اعتياد از اين منظر مي پرداخت كه سران رژيم گذشته در رأس هرم قاچاق مواد مخدرند. به نظر شما آيا اين نحوه پرداختن به معضل اعتياد مناسب و كافي بود؟ * مي توان گفت كه در آن زمان برخي مسؤولان ما دچار نوعي سردرگمي بودند كه آيا بايد اعتياد را جرم تلقي كرد يا بيماري. در آن سال ها بيشتر از جنبه هاي جرم زايي به اعتياد نگريسته مي شد كه اين بينش در زمان حال منسوخ شده است. اما نكته بعدي اين است كه در آن زمان سينما از بعد عرضه مواد مخدر به موضوع مي پرداخت در حال حاضر من اگر مي گويم سينماي اعتياد منظورم سينماي عرضه مواد مخدر نيست، سينما در بسياري از كشورها از مبارزه با عرضه كنندگان خسته شده است يا به بيان ديگر شكست خورده، و نيروي خود را عمدتاً برروي محور كاهش تقاضا متمركز كرده است. بنابراين فيلم هايي كه به موضوع عرضه مي پردازند توانايي فرهنگ سازي در جامعه را ندارند و بهتر است كه مبارزه با عرضه به دست نيروهاي قضايي و انتظامي سپرده شود. ابزار سينما و تلويزيون زماني مطرح مي شود كه ما مي خواهيم با تقاضا مبارزه بكنيم و يك كار مؤثر فرهنگي انجام بدهيم. شايان ذكر است كه فرهنگ سازي به صورت يك عمل تدريجي و آرام پيش مي رود مثلاً اينطور نيست كه با نمايش يك فيلم بلافاصله آمار اعتياد كاهش پيدا كند پس به همين دليل بايد به يك برنامه بلندمدت فكر كرد و در اينجاست كه معتقدم نياز به يك مانيفست فرهنگي براي مبارزه با اعتياد در ايران احساس مي شود. \ اما وجود فاصله بين فيلمسازان به عنوان نخبگان جامعه با برخي نهادهاي رسمي كشور مشكلي جدي در راه پديد آمدن اين مانيفست به وجود آورده است. به نظر شما اين مانيفست بايد چگونه و در چه سطحي به وجود بيايد؟ * به نظر من راه به وجود آمدن چنين مانيفستي، احساس ضرورت نسبت به يك مفاهمه جامع است. پس اگر امروز يك شكاف بين مسؤولان و سينماگران وجود دارد جاي تعجبي نيست كه به كشور ما مي گويند عقب مانده يا عقب نگه داشته شده. يعني هنگامي كه ما توانايي مفاهمه و ايجاد مانيفست را نداريم پس يك عمل مؤثر نيز انجام نمي شود. يكي از نشانه هاي رشد يك جامعه وجود چنين مفاهمه ها و مانيفست هايي ست. جداي از اين مسأله گاه ديده مي شود كه ما دچار نوعي شعارزدگي شده ايم يعني حال كه چنين معضلاتي مانند اعتياد پيش آمده، براي رفع تكليف به يك شعار اكتفا مي كنيم. براي ايجاد چنين مانيفستي به يك همدلي و همكاري بين فيلمسازان يا مديران فرهنگي با مسؤولان كشور نياز است چون موضوع اعتياد يا فحشا يا فرار از خانه يك آسيب اجتماعي است كه تمام ايران را تهديد مي كند. \ سينما در امر مبارزه با اعتياد چگونه مي تواند فرهنگساز باشد؟ * توجه كنيد كه تمام مردم مي دانند كه تقريباً در سر هر چهارراهي عرضه كنندگان مواد مخدر وجود دارند و بنا را بر اين بگيريم كه نتوانسته ايم با آن مبارزه بكنيم، پس چه كار بايد كرد؟ ما بايد فرهنگي را بسازيم كه مصرف را محدود بكنيم يعني اين كه نخواهيم از مواد مخدر استفاده كنيم و سينماي دنيا نيز امروز به اين موضوع مي انديشد.
|