چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۵ محرم ۱۴۲۵
Wed, Mar 17, 2004
چشم انداز
شماره ۲۷۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
به انگيزه تحويل سال نو
احمد اسلامي
برگردان: كاظم چايچيان
بخش پاياني
به انگيزه تحويل سال نو
نوروز و پندآموزي رستارگرايانه
احمد اسلامي
157734.jpg
طبيعت به عنوان كتاب «بيوتكنيك »كانون الهام بخش زندگي و كابين معناداري و ماندگاري آن است و به نص قرآن كريم بايد چونان يك متن، منبع كاوشهاي نظري قرار گيرد تا قواعد و قوانين زايندگي، سازندگي، مانايي و پايندگي از آن استخراج شده و تدوين و تقويم گردد.
رويكرد معرفتي و شناختي به طبيعت نشان مي دهد قوام و دوام هرچيز در گرو قالب شكني و قالب گيري مستمرو شدن تجددگرايانه و توسعه گرايانه است.
هر سال كه «نوروز» مي آيد در واقع ميرش و زايشي در عرصه طبيعت صورت مي گيرد. زمستان، فصل ميرش تقويم و قالب سال كهن است و بهار فصل زايش تقويم و قالب سال نوين است. ماندگاري و جاودانگي هستي در گرو جريان اين سنت مرگ و زندگي است.
تجربه حركت كمال گرايانه هستي نشان دارد و مي دهد كه نوزايي محتوايي و شعوري خود را در نوآوري شكلي و شعاري به نمايش درآورده و نمايان مي سازد چرا كه هر گوهر و جوهري، ظرف ويژه خويش را مي طلبد و به ناچار قالب تهي كرده و قالب مي گيرد و چنان است كه در زبان وحي از سنت همواره آفرينش به «انشا» ياد و تعبير شده است، چه آنكه «انشا» به معني «نوزايي، نوآفريني و دگرديسي ماهوي» در پديده هاست.
كمال گرايي مستمر هر انسان به شرط تبديل و تحولات بدني و فيزيكي است. چنان كه كمال گرايي و ماندگاري ماهوي دين خدا نيز در گرو عرضه نوين شريعت متناسب با نيازهاي عصري و بصري هر نسل است.
جمال و كمال طبيعت، شريعت و شخصيت به شكستن قالبهاي كهن و گرفتن قالبهاي نوين است و اين درس بزرگ نوروز است و گوياي آن است كه حركت به سمت بهروزي و بهبودي و دست يازي به آن قله بلند آفاقي و رهايي تا بيكرانگي به شرط نوزايي شعوري و شعاري اتفاق افتاده و صورت مي گيرد.
اين نوزايي در حوزه طبيعت به گونه اي قهري و قشري صورت گرفته و مي گيرد، اما در حوزه شخصيت و به تبع آن در حوزه شريعت به شرط تكاپوي ارادي، تجربي و علمي اتفاق مي افتد و تابعي ازتوليد انديشه است.
خود بنيادي عقلي، خودفرماني و خودسالاري و رسيدن به آن نقطه آفاقي و آرماني كه به تعبير امام علي(ع) هر انساني بتواند خويشتن را تراز اندازه گيري، ارزيابي و داوري مناسبات و روابط درست انساني قرار دهد، هدف اساسي در حركت رستارگرايانه كاروان بشري است. دست يازي به اين مهم، آن هم در فرايندي از جهاني شدن زندگي به موجب راهبرد توليد انديشه، تعادل شخصيت و تعالي جامعه ممكن و مقدور است. بي گمان حركت به آن نقطه و قله افق مانند كه گوهر و جوهر همه داده هاي وحياني و يافته هاي عقلاني است مستلزم پويايي و نوزايي فكري و علمي و نيز فعال سازي هنر خلاقيت، آفرينندگي و فن آوري است و به بيان ديگر، فعليت ظرفيت شدن كمال گرايانه انسان وفعال سازي هنر خلاقيت و توانمندسازي وي بر حمل بار امانت و خلافت (رهايي تا مرز بيكرانگي) به شرط مرجعيت عقل و علم ميسور و مقدور مي شود.
بدين ملاحظه و با توجه به ويژگي هاي سرشتي و ساختاري انسان از قبيل زيباگرايي، پيشرفت گرايي و آرمانخواهي و … لازمه معناداري و مانايي زندگي نوفهمي، نوآوري و ايجاد و انجام دگرگوني و دگرديسي و گذر مستمر از وضع موجود به سمت وضع مطلوب است.
براين پايه، گرچه سير و مدار حركت و قواعد بنيادي حيات آدمي در هندسه هستي فيكس و ثابت باشد، اما گونه حركت وساز و كار حيات و راهبردهاي زندگي نمي تواند اين گونه باشد و از فرم و هيأت ثابت و شكل و قالب از پيش تعريف شده پيروي كند و بدين نسق دانشوري و دانشمندي به عنوان شرط بايسته و شايسته و نوع نهينه رويكرد انسان نسبت به دنياي پيرامون، خود يك جنبش انساني و لازمه نوزايي و نوگرايي است و اين يكي از امتيازات و ويژگيهاي اصلي انسان است چرا كه انسان در جنبش رفع نياز با حيوان مشترك و مشابه است ولي آنچه او را ويژه مي سازد و اصالت و قداست مي بخشد، ارتقا و سطح جنبش به جنبش ارادي، عقلاني و عملي است.
دانش فرآيند تعامل انسان شيفته زيبايي و مانايي است كه به بهانه جنبش رفع نياز در برخورد با دنياي پيرامون قرار مي گيرد و به تدريج بارور مي شود و موجب مي شود آدمي همواره درگذر از وضع موجود به سمت وضع مطلوب حركت كند وبدين گونه دانش با زعامت و زمامداري بينش، مركب راهوار شدن كمال گرايانه انساني است كه به افق سپيد بهروزي چشم دوخته و چنين است كه كنش فضاگرايانه انسان «مرجعيت علم» را مي طلبد و اين ـ يعني پذيرش مرجعيت دانش در زندگي ـ يكي ازشرايط الزامي كارايي و مانايي دين درحيات انفرادي و اجتماعي بشر است.
دانش به معناي گسترده و فراگير گرچه فرآيندي ديرينه و ديرپا ست، اما در ادبيات نوين كلاسيك، ناظربر نوعي جنبش عقلاني ضداسكولاسيكت (كه به نام خدا و با قدس انگار فهم خويش از دين و مذهب، دانش و مرجعيت آن را در زندگي عرفي بشر انكار كرده و او را زمين گير مي كرد) نيز است.
بدين بيان، رويكرد انسان به دانش نوعي جنبش رستارگرايي و به موجب آفرينش روز نو بوده است. چنانكه رويكرد جامعه جهاني پس از شكست تابوي كليسا و نيز رويكرد جامعه ايراني به ويژه در پي تحولات مشروطيت به دانش نوين و دانشگاه نيز نوعي جنبش ضدايستارگرايي و رستارگرايانه بوده و هست.
برپايه اين ملاحظات لازمه الهام گيري از طبيعت و عبرت آموزي رستارگرايانه از سنت نوروز پذيرش مرجعيت دانش است. چرا كه اين پيش نياز گذر از سنت به صنعت و از پيشامدرن به مدرن و پسامدرن و پيش شرط عبور همواره از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و پالايش قالب هاي كهن و آرايش به قالب هاي نوين است.
بيانيه گروهي از اعضاي شيعه شوراي موقت عراق پس از امضاي قانون اساسي موقت
برگردان: كاظم چايچيان
بخش پاياني
متن ذيل درباره ايرادهايي است كه گروهي از اعضاي شوراي حكومتي مطرح كردند. اين موضوع باعث به تعويق افتادن قانون اداره كشور عراق طي مرحله انتقالي در روز ۲۰۰۴‎/۳‎/۵ شد.
۲ـ و اما در مورد مسائلي كه در آخرين ساعت ها مطرح شد و فرصت كافي براي بررسي آن داده نشد، مي توان به يك نمونه آن اشاره كرد كه مربوط به بند «ج» ماده شصت و يكم است كه دلالت دارد بر اين كه پيش نويس قانون اساسي دائمي زماني همه پرسي نسبت به آن موفق خواهد بود كه موافقت ملت را كسب كند و دو سوم رأي دهندگان در سه استان يا بيشتر، آن را رد نكنند.
با صراحت و روشني مي گوييم كه احتياط ما نسبت به اين متن به منظور بستن راه در برابر برادران كرد ما براي تحقق يافتن فدراتيو يا حق آنها در تعيين سرنوشت خود يا سرنوشت امور ايالت كردستان ـ آنگونه كه بعضي ها تصور كردند ـ نيست. ما تأكيد مي كنيم كه ملت كرد همه اين حقوق را دارا است، زيرا در كنار يكديگر براي استوار ساختن اين حق مبارزه كرديم و در زماني كه دفاع از حقوق ملت كرد جان انسان را مي گرفت، براي دفاع از آن ملت، تلاش به عمل آورديم و اين همان چيزي است كه آيت الله العظمي «سيدمحسن حكيم » قدس سره و شهيد «سيدمحمد باقر صدر» و شهيد محراب «سيدمحمدباقر حكيم » و بقيه مراجع عظام و گروههاي مبارز ملت به آن دست زدند.
خون ما با خون برادران كرد ما در هم آميخته شده، همانگونه كه با خون برادران عرب اهل تسنن يا تركمانها يا آشوريها يا مسيحيان يا ديگر اقوامي كه در اين سرزمين ساكن هستند آميخته شده است.
اعتراض و مخالفت ما ـ همان گونه كه توضيح داده ايم ـ اين است كه چنين متني، راه را در برابر برپايي حاكميت قانون اساسي سد مي كند و در نتيجه، كشور را در خلأ و وضع دائمي انتقالي قرار مي دهد. زماني كه به سه استان حق داده مي شود تا سد راه اكثريت مطلق شوند معني اش اين است كه كمتر از ۱۰درصد از جمعيت تصميم اكثريت مطلق ملت عراق را از كرد گرفته تا عرب و سني و شيعه و تركمان و غيره خنثي مي كنند. تعداد واجدين شرايط رأي دادن در بعضي از استانهاي كشور از نيم ميليون نفر تجاوز نمي كند و معني اش آن است كه ـ در صورت مشاركت همگان ـ كمتر از يك ميليون نفر شهروند تصميم ۱۴ ميليون موافق را خنثي مي كنند و اين عدم پذيرش ممكن است از منطقه كردنشين و غيره نباشد، بلكه شايد از سه استان ديگر قد علم كند. اگر چنين اتفاقي روي دهد، ماده مزبور، نظر به انحلال شوراي ملي انتقالي و انتخاب شوراي تازه اي را مي دهد كه به نوبه خود پيش نويس قانون اساسي دائم جديد را تدوين كرده يا به گونه اي كه در بالا ذكر شد، به نظر ملت برسد و اين امر نشانه چرخيدن در يك دايره خلأ است كه گريزي از آن نيست و منتهي به تعطيل كشاندن تشكيلات مطرح شده و ابقاي كشور زير حكومت قانون انتقالي شده و كشور را از داشتن قانون اساسي دائم محروم مي كند.
در تمام ساعات روز ۲۰۰۴‎/۳‎/۵ ـ و قبل از آن ـ سعي كرديم اين نكته را براي همه طرفهاي ذيربط توضيح دهيم، ولي نتيجه اي نداشت. ناگفته نماند كه ما پيشنهادهاي جايگزيني هم براي تضمين حقوق همگان و حل مشكل قانون اساسي و حقوق برادران كرد ارائه داديم.
مايليم در پايان يادآور شويم كه در شامگاه روز جمعه گذشته ۲۰۰۴‎/۳‎/۵ در امضا ،تأخير نشان داديم، زيرا نسبت به وحدت ملي حريص بوديم. در برابر رشته تروريسم هايي كه مي خواهد اين اقدامات را به تعطيلي بكشد، ناچاريم پيشاپيش قوايي قرار گيريم كه مي خواهند به جلو روند. خون شهداي عاشورا هنوز گرم است و درس هاي آن عبرت آموز و اتخاذ روش مسؤوليت دار در برابر آن يك ضرورت ديني و ملي براي ما و ديگران به شمار مي رود. به همين جهت از برادران خود در شوراي حكومتي خواستيم كه فرصت كافي بدهند تا بتوانيم نسبت به آنچه قرار است امضا كنيم، بررسي وگفت وگو نماييم و ما ضمن ارج گذاشتن به درك موضوع از طرف همه طرفين ذيربط ، براي همگان تأكيد مي كنيم كه هدف ما فراهم آوردن مناسب ترين فضاها به منظور پيشبرد اقدامات سياسي و آنچه كه بازيافت حاكميت وساخت عراق دموكرات فدرالي با چند قانون اساسي را تضمين مي كند، است . به گونه اي كه ملت عملاً الهام بخش قوا است و حقوق تمام گروههاي ملت بدون تجاوز دسته اي بردسته ديگر فراهم شود. به همين جهت اعلام مي كنيم كه امضاي قانون توسط ما با احتياط همراه بود، بويژه در مورد اشكال هايي كه طبق دو بند فوق درباره يافتن راه حل آنها با مسؤولان در شوراي حكومتي وخارج از شورا همكاري خواهيم كرد، مطرح كرده است و در پايان به درگاه خداوند رب العالمين سپاس مي گوييم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
بغداد ۲۰۰۴‎/۳‎/۸


|   شناسنامه   |   آرشيو   |