|
نوروز جشن است نه تعطيلات
در گفت وگو با ناصر تكميل همايون، پژوهشگر بخش دوم و پاياني / اسماعيل آزادي
|
|
|
در نخستين بخش گفت و گو با دكتر تكميل همايون، زمينه هاي اجتماعي پيدايش نوروز مورد بررسي قرار گرفت. واپسين بخش اين گفت و گو نيز اختصاص به جايگاه مذهبي نوروز و زمينه هاي جهاني شدن اين آيين دارد كه در پي مي آيد. نوروز از نظر مذهبي چه جايگاهي داشته است؟ * نوروز ريشه اسطوره اي دارد. مانند داستان جمشيد و كيومرث و... ولي اين جشن با رسيدن به دوران مادها و هخامنشي، نهادينه شده و جاافتاده بوده است و نمي توانست از جامعه و حكومت منفك شود. زيرا فرهنگ، آن را كاملاً اجتماعي كرده و به همه جا برده و اعتقادي كرده است. حتي دين زرتشت هم آن را پذيرفت و يك جنبه آرماني نيز پيدا كرد. طبيعي است كه حكومت پديد آمده از اين جامعه سعي مي كرد در بزرگداشت نوروز و برگزاري جشنها و مراسم آن، هم جشن را زنده تر كند و هم براي خود حقانيت سياسي و حكومتي ايجاد كند. اين كار در دوران اشكانيان كاملاً رواج داشته و در دوره ساسانيان نيز وجود داشته است. شايد بتوان گفت در اين دوره ها نوروز يك جشن ملي و مذهبي بوده در حالي كه اكنون فقط يك جشن ملي است. يعني در آن دوره، مليت، ناسيوناليزم ملي و تاريخ ايراني با مذهب و اعتقادات عجين بوده است. با آمدن اسلام چه تغيير و تحولاتي در نگرش به نوروز ايجاد شد و اصولاً چرا، اسلام نوروز را پذيرفت؟ * همانطور كه قبلاً گفتم، نوروز در ايران باستان براي تمام اقوام ايراني و اقوامي كه در ايران زندگي مي كردند و يا مجاور ايران بودند، طبيعت، فرهنگ و اعتقادات نوروز را به صورت جشني سراسري در منطقه درآورد و براي يك ايراني كه مي خواست استقلال، هويت و تماميت ارزي خود را حفظ كند، نوروز يكي از مهمترين اين دستاويزهاي فرهنگي بود. قبل از آمدن اسلام، مردم سرزمينهاي عرب نشين مثل مدينه و يمن، نوروز را مي شناختند. در واقع سرزمينهايي كه زير نظر ايرانيان اداره مي شد با عيد نوروز آشنايي داشتند. پيغمبر اكرم نيز مسلماً اين عيد را مي شناخته است. روايتهايي وجود دارد كه نشان مي دهد اسلام با عيد نوروز موافق بوده است. بعضي مي گويند چون اسلام نوروز را تأييدكرده پس جشن خيلي خوبي است. اسلام هر چيز انساني، فرهنگي و نجات دهنده را قبول كرده است. وقتي آنها راجع به نوروز پرسيدند و متوجه شدند كه ايرانيان در نوروز با آدابي مثل خانه تكاني، نو كردن ظروف كهنه و ... به استقبال نوروز مي روند و اسلام نمي توانسته با آن مخالف باشد. در روايات نيز آمده كه بر مسلمانان ايران لازم است كه نوروز خود را جشن بگيرند زيرا مغاير با طبيعت و روحيه انسان دوستي اسلامي نبوده است. البته بعد از قبول كردن، چيزهايي را به آن اضافه مي كنند مثلاً همان طور كه ايرانيان مهرگان و نوروز را روز خلقت جهان مي پندارند. شيعيان نوروز را با غديرخم مقارن مي دانند. «هاتف » در قصيده اي مي گويد: گمانه روز نوروز است امروز به فيروزي بر اورنگ خلافت كرد شاه لافتي مأوا و به اين روز جنبه مذهبي مي دهند. در بعضي جاها نيز روز تولد حضرت علي را با نوروز همزمان مي دانند. همه اينها نشانه تقدس نوروز است.در اسماء و العالم به نقل از امام موسي بن جعفر آمده كه «اين روز، روزي بسيار كهن است، در نوروز خداوند از بندگان پيمان گرفت تا او را پرستش كنندو براي او شريك قائل نشوند و به آيين فرستادگانش درآيند و دستورشان را بپذيرند و آن را اجرا نمايند. در واقع نوروز روز پيمان گذاري است و آن روز نخستين روزي است كه آفتاب بدمد و بادهاي باردهنده بوزند و گلها روي زمين پديد آيند و هم جبرئيل بر پيامبر نازل شود. در واقع با اين گفتار به اين روز ابعاد و وجهه اسلامي مي دهند. وقتي اسلام با نوروز پيوند مي خورد، قرآن نيز روي سفره هفت سين جا مي گيرد، سپس دعا درست مي شود. يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال. در واقع اين تقدسها به هم گره مي خورد؟ *بله. همين طور است . يعني ناسيوناليزم فرهنگي ايراني با اسلام گره مي خورد و نه تنها نوروز از بين نمي رود بلكه حيات جديدي را آغاز مي كند. چنانچه مي بينيم، در الجزاير و شمال آفريقا «ني روز» دارند زيرا فاطمي ها، تحت تأثير فرهنگ ايران، اين عيد را به آن منطقه برده اند. كردهاي عراق به اعتبار ايراني بودن و شيعيان به اعتبار شيعه بودن، در تركيه عثماني به دلايل متعددي كه سلجوقيان در ايران تحت تأثير اين فرهنگ قرار گرفتند، اين عيد را به سراسر بوسني و هرزگوين و بالكان و هرجايي كه خود فرهنگ ايراني يا از طريق دين تشيع نفوذ كرده بودند همان طور كه جشن كريسمس مسيحي كه فقط به معناي ديني در سراسر جهان مسيحيت اهميت ويژه اي دارد، نوروز نيز با همين كيفيت در جهان اسلام، بالكان، ايراني و ترك اهميت دارد. در خود جامعه تركيه، نوروز جايگاه خود را دارد و در سرتاسر آسياي مركزي، قزاقستان، هند و پاكستان همه جا حضور دارد. درواقع نوروز پتانسيل جهاني شدن را دارد؟ * بله. اين پتانسيل را دارد و همان طور كه گفتم اگر گلوباليست ها بخواهند روزي را انتخاب كنند، بهتر از نوروز پيدا نمي كنند. از زاويه ديگري بحث را دنبال كنيم و آن اين كه نوروز از نظر ما ايرانيان يك همسويي و استفاده بهينه ازطبيعت است. اكنون با توجه به اين كه عملكرد فرهنگ جديد و مدرنيته به جاي آن همسويي، براحساس فرهنگ غلبه بر طبيعت است و بشر امروزي به نوعي به جنگ طبيعت رفته است. (كه برخي از طبيعت استفاده و برخي آن را نابود مي كنند) اگر قرار باشد پيوندي بين مدرنيته و مفهوم نوروز برقرار شود اين پيوند چگونه مي تواند باشد؟ * مدرنيته به معني واقعي كلمه جنگ با طبيعت را انتخاب نكرده بلكه نوعي صنعتي شدن است كه مقداري چهره طبيعت را دگرگون مي كند. هر چند ما ايرانيان به معناي واقعي نه صنعتي و نه مدرن شده ايم. بهتر است به اين وضعيت صنعتي شدن بگوييم تا مدرنيته. البته امروزه در دنيا، نهضت هاي سبز، فضاي سالم، و نهضت هايي براي مخالفت با اين خرابكاري ها به وجود آمده است. يعني بشر متوجه شده است كه اين پيشرفت هاي صنعتي كه طبيعت را به شدت از حالت خود خارج كرده است، بايد متوقف شود و بايد با طبيعت آشتي كنيم و به دامن طبيعت برويم. اتفاقاً زنده كردن اعيادي مثل نوروز، مي تواند حركت جديدي را در جهان به وجود بياورد كه مدرنيته يا صنعتي شدن را در جايگاه حقيقي و درست آن قرار دهد و از نابودكردن طبيعت جلوگيري كند. به نظر من بايد نوروز رابه گونه اي احيا كرد كه حداقل در جهان پيرامون ما كاركردي داشته باشد كه بتواند از آسيب هاي وارده بر طبيعت جلوگيري كند. نوروز پتانسيلي دارد كه مي تواند محور انديشه هايي باشد كه در جهت حفظ محيط زيست و زنده كردن همسويي با طبيعت تلاش كند. درواقع با تكيه بر طبيعت گرايي نوروز مي توان انديشه هاي نهضت هاي سبز را غنايي فلسفي بخشيد! * بله، بشر از مدرنيته اي كه به وسيله صنعت به هر چه بيشتر استفاده كردن از طبيعت توجه دارد از اين كه طبيعت و زيبايي، جنگلها، حيوانات، گلها، گياهان و … روبه نابودي مي رود ناراحت است. لذا نهضت سبز و نهضت فضا را ايجاد كرده اند و معتقدند ما حق نداريم طبيعت رابه كيفيتي كه اقتصاد و صنعت اقتضا مي كند، از بين ببريم. بلكه بايد طبيعت را محترم بشماريم تا بتواند به حيات خود ادامه دهد. با توجه به پيدايش چنين فضايي ما بايد سعي كنيم تمام آرمان ها، جشنها و مراسمي كه در ارتباط با طبيعت پديد آمده ا ند، زنده شوند و رونق پيدا كنند. درواقع دفاع از طبيعت بايد شكل آرماني و اعتقادي پيدا كند. در همين زمينه مي توان از مراسم جشن هاي قوم هاي ديگر كه به طبيعت مربوط مي شود براي نجات زمين استفاده كرد، لذا بايد به جشن هايي مثل نوروز برگرديم و حتي «مهرگان» را نيز زنده كنيم. اينها مي تواند مدرنيته واقعي را درجامعه رواج دهد. درواقع يك مدرنيته همسو با طبيعت را به وجود آوريم؟ * بله دقيقاً. اين همان چيزي است كه امروز بسياري از جامعه شناسان به دنبال آن هستند و راجع به آن صحبت مي كنند. درواقع مي توان به آقاي خاتمي به عنوان شخصيتي كه مقوله گفت وگوي تمدنها را مطرح كرده پيشنهاد كرد كه با توجه به ضرورت گسترش صلح و دوستي، نوروز را به عنوان روز صلح جهاني، روز دوستي جهاني و پاكي به سازمان ملل پيشنهاد كند؟ * در عين اين كه نوروز ما بايد بتواند آسيب ها و تخريب هاي پديدآمده در جهان را از بين ببرد. اول بايد فكر كنيم جريانات جهاني و زندگي امروز ما چه آسيب هايي به نوروز زده است. گذشته از نياكانمان در حال حاضر سال به سال شاهد بي رونق تر شدن نوروز هستيم. مثلاً مردم بلافاصله به سفر مي روند و خود را از ديد و بازديدها و مراسم آن دور مي كنند. اصلاً نوروز به شكل تعطيلات در آمده كه با شكل جشن آن فرق دارد. جشن از كلمه «يسن»به معني عبادت، پرستش، نيايش و دوست يابي بوده كه اكنون قدري به هم خورده است. قبل از گفت وگوي تمدنها، اول بايد گفت وگوي پاره فرهنگ هاي جامعه خودمان را در نظر بگيريم كه در حال حاضر خيلي ضعيف شده است. ما بايد ابتدا نوروز را در ميان قوميت هاي خود اعم از منطقه اي، نژادي، قومي و مذهبي (اقليت هاي قومي و مذهبي) و سپس فرهنگ هاي اطرافمان نهادينه كنيم، آنگاه وارد بحث تمدن شويم. يعني به نوعي از استحاله فرهنگي نوروز جلوگيري كنيم بعد به بخش جهاني آن بپردازيم؟ * بله، دقيقاً همين طور است. نوروز حتي در دوران اساطيري نيز بوده است. با آمدن زرتشت، زرتشتي گري نوروز، قوت مي گيرد يعني نوروز مي ماند ولي رنگ زرتشتي مي گيرد و از حالت «مهري» بيرون مي آيد. مسلماً زرتشتي دوران ساساني با زرتشتي دوران هخامنشي فرق داشته و رنگ ديگري پيدا كرده است. با آمدن اسلام نيز شكل ديگري پيدا مي كند و … و امروز كه جهان متأثر از مدرنيته شده است… * و امروز كه جهان متأثر از مدرنيته شده است بايد نوروز را قدري مدرن كنيم. البته ما نمي توانيم اين كار را بكنيم بلكه خود جامعه اين كار را مي كند. در گذشته به علت كوچك بودن شهرها در دوران بچگي خودم به ياد دارم در شهر قزوين تقريباً در ۱ يا ۲ روز مي توانستيم همه فاميل ها را ببينيم و آنها نيز بيايند و ما را ببينند و واقعاً پنج روزي كه ابوريحان بيروني نيز به آن اشاره كرده است براي اجراي تمام كارها وسنت ها كافي بود وگاهي از روز ششم كارها شروع مي شود تا روز سيزدهم كه مخصوص خود بود. اما درحال حاضر به علت بعد مسافت وپراكندگي اقوام ودوستان اين امر عملي نيست. در واقع فرهنگ جديدي از نوروز درحال به وجود آمدن است؟ * بنده مي ترسم اين تغييرات به نوروز آسيب بزند. اكنون ديگر ديد وبازديدها مثل گذشته نيست ودر يك روز با بيشتر از دوسه خانه نمي توان ديدني كرد و مردم قضيه را با تلفن حل مي كنند و به جاي آن مسافرت مي روند. در واقع بچه هاي ما لذت هايي را كه ما از نوروز مي برديم نمي برند. بايد انديشيد كه چه بايد كرد تا هم لذت هاي نوروز برقرار بماند و هم آسيبها به حداقل برسد. سپس بايد نوروز را درميان خود ايران وقوميت هاي مختلف آن تبليغ وبعد در قوم هاي همجوار تعريف كرد. مثلاً در اين راستا بايد با تاشكند، دوشنبه، عشق آباد، آلماآتا، آستانه واز طرف ديگر با بحرين، قفقاز، باكو وگنجه روابط برقرار كنيم. يعني تلاش كنيم تا در جغرافياي فرهنگي ايران نوروز را زنده كنيم؟ * بله . اين فرهنگ ابتدا بايد درون پاره فرهنگهاي خود، سپس فرهنگ ايراني وبعداز آن تمدن بزرگ ايران زمين وهمسايگان استحكام پيدا كند ودر ادامه با ايجاد ارتباطات واز طريق راديو تلويزيون، رفت و آمد، فستيوال ها وجشن هايي كه تمام قوم ها، لباسها، سنت ها، آوازها و سروده هاي خود فرهنگ نوروز را در دنيا ترويج كنيم. مثلاً در جاي نمادين مثل «تخت جمشيد» جمع شده واين آيين ها را برگزار كنيم؟ * بله وبه اين ترتيب اين آئين ها زنده شود وحيات پيدا كند وبعد، آن را به صحنه جهاني بكشانيم وبگوييم در يك گوشه اي از جهان كه چندين صدميليون انسان زندگي مي كنند، داراي چنين عيدي هستند كه پيوندمستقيمي باانسانيت، بشردوستي و صلح دارد وسپس آن را به روز صلح تبديل كنيم وهرقدر از جنبه سياسي آن كم شود نتيجه بهتري خواهد داشت. زماني كه رئيس جمهور آمريكا به همه زبانها وحتي فارسي مي گويد: «عيدشما مبارك» جنبه سياسي دارد وبراي ايرانيان مقيم آنجا تأثيرگذار است. درحالي كه ما بايد آن را فرهنگي كرده و به يونسكو وصل كنيم تا از طريق يونسكو، نوروز ما به عنوان روزي جهاني اعلام شود. چنانچه اخيراً عيدقربان را به عنوان يك عيد بزرگ قبول كرده اند. |آيا اين ضرورت احساس نمي شود كه ابعادي از نوروز كه با زندگي امروز ايرانيان تناقض دارد، تعديل و حتي شايد بخش هاي جديدي از جنس نوروز به آن اضافه شود؟ * اين عيد نوروز مربوط به مسلمانان نبوده و متعلق به گبرها و زرتشتي ها بوده است. ولي مردم با فكر وانديشه خود آن را به روز كردند، قرآن را سرسفره هفت سين گذاشتند و احاديث و رواياتي در اين زمينه روايت شد تا نوروز جنبه تقدس پيدا كند وبماند كه همين طور هم شد و نوروز باقي ماند. امروز نيز بايد با احاديث مدرنيزه، راههايي براي ماندن آن پيدا كنيم. به اين صورت نباشد كه تعطيلات ۱۳روزه نوروز فقط براي رفع خستگي واحياناً مسافرت باشد البته اينها را نيز مي توان ضمن نوروز انجام داد ولي بايد حتماً روزهايي براي خود، خانواده واقوام باقي بماند. |آيا دراين موارد پيشنهادي نيز داريد؟ * درمورد ديد و بازديدهاي عيد بايد از تكرارهايي كه وقت گير نيز هست بپرهيزيم . به عنوان مثال يكي از دوستان روز سوم عيد مي نشينند و دوباره همگي به آنجا مي روند وافرادي را كه روزهاي قبل ديده اند را مي بينند. همچنين فرد ديگري روز چهارم مي نشينند و دوباره همگي به آنجا مي روند و افرادي را كه روزهاي قبل ديده اند را مي بينند. مرحوم مهندس بازرگان كار جديدي كرد. ايشان چندساعت را در يك روز معين براي ديدار تمام دوستان همفكر وهم انديش مشخص كرد كه با رفتن به اين مجلس همه ، همديگر را مي ديدند. زمان مرحوم دكتر مصدق نيز احزاب همين كار را كردند. هرحزبي يك روز را براي ديدار هم انديشان و همرزمان خود مشخص مي كرد. اكنون فاميل ها نيز مي توانند همين كار را بكنند. لازم است دراين مورد كار پژوهشي انجام بگيرد؟ * بله، مي توان روي اين موارد مطالعه كرد كه بهتراست چگونه همه، همديگر را ببينند و به هم تبريك بگويند و عيد را با هم باشند و به سفر نيز بروند. |البته نوروز اين قدرت را دارد كه بتواند اين روند را به شكلي نهادينه كند ولي بايد با كار كارشناسي، اهرم هاي تسهيل كننده و پيشنهادهاي فرهنگي ، اين روند را سرعت بخشيم. * بله همين طور است .
|