|
ديويد گودستاين فيز يكدان برجسته آمريكايى در باره بحران انرژى هشدار مى دهد
يك پيام اضطراب برانگيز به جهان
|
|
|
> سوخت فسيلى در اين قرن به پايان مى رسد و ما هنوز هيچ جايگزينى پيدا نكرده ايم ترجمه كورش بهبودى نيوزويك ۱۷ فوريه ۲۰۰۴
ديويد گودستاين فيزيكدان برجسته آمريكايى و نايب رئيس دانشگاه كاليفرنيا در كتاب جديد خود با عنوان «به پايان رسيدن بنزين، پايان قرن نفت» هشدار مى دهد كه ذخاير نفتى جهان رو به اتمام است در حالى كه ما براى مقابله با بحران پيش رو هيچ كارى انجام نمى دهيم. او در كتاب خود همگان را از تمام منابع شناخته شده موجود براى جايگزينى سوخت فسيلى نا اميد مى كند، حتى انرژى خورشيدى، يا هسته اى، ذغال سنگ يا هيدروژن يا پيل و انرژى الكتريكى. پس چه بايد كرد؟ اين فيزيكدان اگر چه راه حلى سراغ ندارد، اما تنها به جهانيان يك پيام اضطراب برانگيز تر از اتمام سوخت فسيلى مى دهد. پيام اين است: «ما هنوز هيچ كارى نكرده ايم!» برايان بيكر گزارشگر نيوزويك در مقدمه اى بر اين گفت وگو چنين نوشته كه مى خوانيم.
سال ۱۹۷۳ را به خاطر داريد؟ اگر جواب مثبت است، دلايل زيادى وجود دارد كه آرزو كنيد كاش اين سال را به ياد نمى آورديد.در ماه اكتبر سال ۱۹۷۳ كشورهاى خاورميانه اى عضو اوپك از صدور نفت به آمريكا و ساير كشورهاى غربى خوددارى كردند. كمبود نفت كه به دنبال اين وضعيت ايجاد شد تأثيرات ويرانگرى داشت: قيمت بنزين طى چند ماه چهار برابر شد و از ۲۵ سنت به بيش از يك دلار افزايش پيدا كرد. «انجمن اتومبيل آمريكا» گزارش داد كه مدت يك هفته تا ۲۰ درصد پمپ بنزين هاى كشور سوخت نداشتند؛ در بعضى جاها رانندگان دو سه ساعت در صف مى ماندند. ساخت خانه هايى كه سيستم گرمايى شان سوخت فسيلى بود افت كرد. ولى اينها مربوط به دهه ۱۹۷۰ است و حالا ما در زمان اكنون به سر مى بريم، درست است؟ ولى «ديويد گودستاين» چنين اعتقادى ندارد. او در اين كتاب مى گويد، وقتى ذخاير نفتى جهان، احتمالاً تا چند دهه ديگر، رو به اتمام گذاشت، آن وقت تمدن متكى بر نفت ما به خود مى آيد. گودستاين مى نويسد: «همانگونه كه در سال ۱۹۷۳ آموختيم، تأثيرات كمبود نفت مى تواند فورى و حاد باشد. در حالى كه امكان دارد سال ها و حتى دهه ها طول بكشد تا بتوانيم زير ساخت گسترده توليد و توزيع و مصرف ۲۰ ميليون بشكه نفت را كه تازه فقط ما آمريكايى ها مى بلعيم، جايگزين كنيم. خواندن كتاب گودستاين خوشايند نيست ولى مهم است. او با زبانى ساده جنبه علمى پيش بينى هاى خود را توضيح مى دهد و مى گويد كه در صورت خشك شدن چاه هاى نفت، چرا ساير سوخت هاى فسيلى نمى توانند كار نفت را انجام بدهند. \ واقعاً ترسناك است. تو مى گويى كه توليد نفت به زودى به اوج خود خواهد رسيد. > اين پيش بينى كه توليد نفت به اوج خود خواهد رسيدـ به اين معنا كه روزى به اوج توليد نفت خواهيم رسيد، در حالى كه نصف ذخاير نفتى به پايان رسيده و اين سرآغاز بحران است ـ اين پيش بينى از لحاظ كمى و به طور يقين درست است. ولى اين سؤال كمى كه اين اوج توليد چه زمانى رخ خواهد داد كاملاً بستگى به عوامل غير قابل اتكا دارد. اعلام خبر كشف ذخاير نفتى به اصطلاح اثبات شده اى كه توسط كشور ها و شركت هاى گوناگون جهان وجودشان گزارش مى شود اغلب بر پايه حدس و گمان اند، حدس و گمان هايى كه در بسيارى موارد حتى صادقانه نيز نيستند. بعضى از تحليلگران پيش بينى كرده اند كه اوج توليد نفت همين امسال رخ خواهد داد؛ ديگر ان مى گويند در دهه آينده . ولى به نظر من ديرتر از اين پيش بينى ها رخ خواهد داد. \ بيا از مفاهيم بنيادى شروع كنيم. نفت چيست و آن را براى چه كارى استفاده مى كنيم؟ > نفت هيدروكربن هايى است كه درون زمين رشد كردند و اين اتفاق هنگامى افتاد كه صخره هاى پر از مواد ارگانيك تا عمق مناسب در زمين فرو رفتند و در گذر قرن ها در آنجا پختند. صدها ميليون سال طول كشيد تا ذخاير نفتى جهان توليد شود. نفت البته براى توليد بنزين به كار برده مى شود، ولى سوخت مورد نياز براى گرم كردن خانه ها، ديزل و ۹۰ درصد تمام مواد شيميايى ارگانيك كه ما استفاده مى كنيم از نفت به دست مى آيد؛ و اين شامل مواد دارويى، توليدات كشاورزى، پلاستيك، پارچه و... مى شود. اينها محصولات پتروشيمى هستند، يعنى از نفت به دست مى آيند. \ بنابراين بعيد است تقاضاى ما براى نفت، بدون در نظر گرفتن ميزان عرضه آن، به اين زودى ها كاهش پيدا كند. > نياز به آن مواد هيدروكربنى در طول ۱۵۰ سال اخير رو به افزايش بوده و بيشتر هم خواهد شد. مخصوصاً به اين دليل كه جمعيت جهان رو به افزايش است. قسمت هاى فقير تر جهان مى خواهند سطح زندگى خود را بالا ببرند كه ناگزير به معناى استفاده بيشتر از انرژى است. سوخت هاى فسيلى منبع اصلى انرژى ما هستند. \ تو از كلمه جالبى استفاده كردى: «نياز» آيا ما به نفت نياز داريم يا اينكه فقط به آن «وابسته» شده ايم؟ > يقيناً به آن وابسته شده ايم و اين تبديل به عادتى شده كه كنار گذاشتن آن بسيار بسيار مشكل است. \ با توجه به رفتار انسان ها و اينكه كنار گذاشتن عادت كار دشوارى است، به احتمال خيلى زياد اين عادت را كنار نخواهيم گذاشت. > به نظرم ما اين عادت را كنار نخواهيم گذاشت. يكى از دلايل اينكه اين كتاب را نوشتم اين اميد بود تعداد كافى از مردم با مشكل مزبور آشنا شوند و كمى آماده باشيم. \ به نظر تو مردم در شرايط حاضر چگونه بايد آماده باشند؟ > در حال حاضر ما آن رهبرى اى را كه ما را در مسير تغييرات اساسى قرار دهد در اختيار نداريم. ولى خودمان به عنوان يك فرد نيز مى توانيم كارهايى انجام بدهيم؛ مثلاً من خودم اتومبيل برقى استفاده مى كنم ولى در سطح جامعه كارهاى ديگرى بايد انجام بگيرد . مثلاً طرح شهرها تغيير كند و مردم نزديك محل كارشان زندگى كنند. همه جور كارى مى شود انجام داد. ما نفت را آنقدر اسراف كارانه مصرف مى كنيم كه با اندك تلاشى مى توانيم از مصرف انبوه مان بكاهيم، همانطور كه كاليفرنيايى ها بعد از آخرين بحران انرژى اين را ثابت كردند. ولى چيزى كه ما واقعاً به آن نياز داريم تحقيق بسيار گسترده در زمينه راه هاى بهبود اين مشكل است. \ منظور تو تحقيق در زمينه همجوشى هسته اى و پيل سوختى و... > همجوشى هسته اى و پيل سوختى و زيست ـ توده. امكان هاى زيادى وجود دارد ولى تا وقتى كاركردشان به طور عملى ثابت نشده باشد هيچ ارزشى ندارند. بايد به عنوان الگوى نخستين روى آنها كار كرد؛ بايد نشان داد كه مى شود نتيجه گرفت، كه مى توان در مقياس گسترده آن را انجام داد. \ در كتاب نوشته اى كه با تمام شدن نفت بحران رخ نمى دهد؛ بحران هنگامى رخ مى دهد كه ما به مرحله اوج توليد برسيم، يعنى در اواسط كار. اين را توضيح بده. > ما قبلاً اوج توليد داشته ايم؛ سال ۱۹۷۳. توليد نفت در سال ۱۹۷۰ در آمريكاى شمالى به اوج خود رسيده بود و بعد رو به افول گذاشت. در آمريكاى شمالى ديگر ذخاير نفتى وجود نداشت و كشورهاى عربى هم صدور نفت را متوقف كرده بودند؛ لوله هاى نفت را بسته بودند. ما بلافاصله دچار وحشت شديم، در پمپ بنزين ها صف هاى طولانى بسته مى شد و همه ما بابت آينده زندگى مان نگران بوديم. البته آن نقطه اوج، مصنوعى و موقت بود. در واقع مقدمه اى بود بر اين كه وقتى به اوج توليد واقعى در سطح جهانى برسيم و ذخاير نفتى روبه اتمام بگذارند، چه اتفاقى رخ خواهد داد. \ خب چه اتفاقى رخ مى دهد؟ آيا به زغال سنگ رو مى آوريم؟ > امكانش هست كه به گاز طبيعى يا زغال سنگ يا هر دو اينها رو بياوريم. از پيامدهاى اين وضعيت، تغييرات فزاينده آب و هوا در سطح جهان خواهد بود. گاز طبيعى جايگزين خوبى است و مدتى هم نياز ما را تأمين خواهد كرد ولى زغال سنگ هم يكى دو دهه بعد از نفت دچار نقطه اوج خواهد شد، پس جايگزينى گاز طبيعى راه حل موقت است. اگر زغال سنگ را بخواهيم جايگزين كنيم كه بايد بگويم كه ما در حال حاضر از نفت دو برابر زغال سنگ انرژى حاصل مى كنيم. اگر هم بخواهيم زغال سنگ را به عنوان جايگزين نفت در حمل و نقل، به مايع تبديل كنيم (كه در واقع اين مهم ترين كاربرد زغال سنگ نيز هست) بايد معدن حفر كنيم كه سرعت اين كار چندين برابر سرعت توليد نفت است. ولى فرايند واگردانى بسيار بى فايده است. بنابراين بيش از آنچه الآن گفتم بايد معدن حفر كرد. اگر به اينها جمعيت روبه افزايش جهان را اضافه كنى و اين واقعيت را در نظر بگيرى كه باقى قسمت هاى دنيا مى خواهند سطح زندگى شان را بالا ببرند، آنگاه در مى يابى كسانى كه تخمين مى زنند تا صدها سال زير زمين زغال سنگ خواهيم داشت در اشتباهند. بنابراين تمام سوخت هاى فسيلى ما به پايان خواهند رسيد. زغال سنگ هم مثل هر سوخت فسيلى ديگر به نقطه اوج توليد خواهد رسيد. تا پايان قرن همه سوخت هاى فسيلى به نقطه اوج توليد خواهند رسيد. \ تو به حمل و نقل به عنوان يكى از بزرگترين كاربردهاى نفت اشاره كرده اى. آيا در اين زمينه تكنولوژى جايگزين نداريم؟ > نه، به آن معنا نداريم. مثلاً اتومبيل هاى برقى را امتحان كرديم كه جواب نداد و از بازار جمع شد. البته تقاضا براى اين اتومبيل ها زياد بود. ولى وقتى خودم چند سال پيش خواستم اتومبيل برقى بخرم به من گفتند كه تا ۵۰ يا ۱۰۰ مايل بيشتر نمى رود؛ البته اين ماشين ها به يك كامپيوتر مجهز بودند كه به راننده مى گفتند چقدر انرژى باقى مانده و ماشين آخرين بار كى شارژ شده. اين ماشين ها را فقط در كاليفرنيا و آريزونا مى فروختند چون به درد آب و هواى سرد نمى خوردند. بنابراين راه حل اين نيست. باترى هاى پيشرفته اى وجود دارند؛ باترى هايى كه ما در موبايل و كامپيوتر كيفى مان استفاده مى كنيم باترى هاى ليتيم هستند و چگالى انرژى شان پنج برابر باترى هاى سربى قديمى است. بنابراين اگر بتوانى اتومبيل برقى اى پيدا كنى كه دامنه انرژى اش پنج برابر اتومبيل هاى كنونى باشد مى شود به يك جاهايى رسيد. ولى هنوز هيچ كس ثابت نكرده كه مى توان از باترى هاى ليتيم براى به حركت درآوردن وسايط نقليه استفاده كرد. \ وجايگزين بعدى، انرژى هسته اى است. > انرژى هسته اى مى تواند جايگزين باشد. ولى يادت باشد كه قرارنيست اتومبيل هسته اى يا هواپيماى هسته اى داشته باشيم. انرژى هسته اى جايگزينى براى نفت نيست. صحبت درمورد به كارگيرى هيدروژن اين روزها خيلى مطرح مى شود و اين علتش پيشنهادهاى دولت است. فرماندار كاليفرنيا نيز براى اقدام دراين زمينه اعلام آمادگى كرده است. به نظر من اشتباه مردم در مورد انرژى اين است كه نمى دانند هيدروژن منبع انرژى نيست؛ هيدروژن فقط وسيله اى است براى ذخيره و انتقال انرژى. باتوجه به شرايط اقتصادى و تكنولوژى امروز، براى جايگزينى يك گالن بنزين با هيدروژن، معادل شش گالن بنزين نياز است. \ چگونه مى شود فهميد كه تمام ذخاير نفتى موجود كشف شده است؟ > ما نمى دانيم آيا تمام ذخاير نفتى كشف شده اند يا نه؛ اين موضوعى بحث انگيز است. ولى مى دانيم كه چنددهه پيش يك نقطه اوجى درتوليد نفت رخ داد.سرعت كشف نفت اكنون چنددهه است كه كاهش يافته. به همين دليل گفته مى شود كه نقطه اوج توليدنفت به زودى رخ خواهدداد. «مساحى زمين شناسى ايالات متحده» بين سال هاى ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ تحقيق گسترده اى انجام داد. نتايج تحقيق خود را درقالب آمار منتشركرد؛ آنها به اين نتيجه رسيده بودند كه نفت مورداستفاده ما درآغاز دست كم ۲تريليون بشكه بوده (دراين مورد مى توانيم تا ۹۵درصد مطمئن باشيم) ولى آنها گفتند كه تا ۵۰درصد احتمال دارد ۲/۷تريليون بشكه بوده باشد. تفاوت بين اين دو آمار ۷۰۰ بيليون بشكه است.و اين يعنى كل ذخاير نفتى خاورميانه.آنها پيش بينى كرده بودند كه مى توان به نفت خاورميانه اميدبست. ولى چنين چيزى پذيرفتنى نيست. ولى اگر واقعاً هم بتوان ۷۰۰ بيليون بشكه به ذخاير نفتى جهان اضافه كرد با اين كار رسيدن به نقطه اوج فقط براى يك دهه به تعويق مى افتد پس دراينجا موضوع صحبت ما چيزى نيست كه راه حل قاطعى براى مشكل ما باشد. \ ذخاير نفتى آلاسكا چطور؟ > آنكه اصلاً هيچ. ارزش صحبت هم ندارد. \ هيچ اميدى وجودندارد؟ > حقيقتش گمان نمى كنم. اگر نقطه اوج برسد و ما هم نتوانيم خودمان را به موقع جمع و جور كنيم. همه مردم جهان مى روند سراغ زغال سنگ، آن هم صرفاً براى گرم كردن فضاهاى بسته و صنعت ابتدايى و اگر چنين اتفاقى بيفتد معلوم نيست چه برسرآب و هوا مى آيد. \ انرژى خورشيدى چطور؟ > انرژى خورشيدى مى تواند راه حل قابل توجهى باشد. اگر بخواهيم باتوجه به مصرف سوخت فسيلى درحال حاضر و نيز تكنولوژى كنونى انرژى خورشيدى را جايگزين سوخت فسيلى كنيم به چيزى حدود ۲۲۰/۰۰۰كيلومترمربع پيل خورشيدى نياز داريم درحالى كه اين رقم ازتمام بام هاى سراسركشور بسياربيشتر است. براى اين منظور به حدود ۳۰۰مايل زمين نياز است كه البته خيلى بزرگ است ولى غيرممكن نيست. ولى ساختن اين مقدار پيل خورشيدى يك چالش جدى است چون تمام پيل هاى خورشيدى اى كه تاكنون ساخته شده اند احتمالاً بيش از ۱۰كيلومتر مربع را دربرنمى گيرند. اين كار البته غيرممكن نيست. فقط مشكل است. كارمشكلى است ولى اقدامى هم نمى كنيم. \ تو دررشته فيزيك تخصص دارى؟ > اين قضيه جزو تخصص من نيست. من درحوزه اى كاملاً متفاوت تحقيق مى كنم. فقط با خودم گفتم كه اين مسأله خيلى مهمى است و يك نفر بايد درباره آن كتاب بنويسد. من دراين زمينه تخصصى ندارم. چيزى دركتاب من نيست كه بخواهم در موردشان از ديگران بيشتر بدانم. اگر كسى در مورد مسائل فيزيك ازمن سؤال كند شايد از هر كس ديگرى درجهان بيشتر بدانم. دراين مورد فقط خواستم افكارم را به روى كاغذ بياورم. \ آيا مردم اسم تو را گذاشته اند «آدم اضطراب برانگيز» كسى كه هميشه نفوس بد مى زند؟ > مردم مى گويند: «به حرف هايش گوش كنيد. او آدم اضطراب برانگيز نيست.»
|