|
|
|
|
|
|
|
ده
|
|
|
|
|
روى كره زمين چه خبر است؟
ارقام زير از گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۰۳ ميلادى استخراج شده اند؛ مقايسه پاره اى از اين ارقام باهم ما را به نتيجه اى بسياردردناك رهنمون مى سازد. جمعيت كره زمين به ۶/۸ ميلياردرسيده است كه ۴/۶ميلياردنفر آن در فقر زندگى مى كنند. جمع دارايى سه نفر از ثروتمندترين افرادجهان برابر است با كل درآمد ساليانه ۴۸ كشور فقيد. از ۴/۴ ميلياردنفرى كه دركشورهاى فقير زندگى مى كنند: سه پنجم فاقد امكانات اوليه بهزيستى اند. يك سوم فاقد آب آشاميدنى مناسب اند. يك چهارم فاقد سرپناه مناسب اند. يك پنجم از هرگونه امكانات بهداشتى محروم اند. يك پنجم كودكان دچار فقر غذايى هستند. براى آموزش كودكان دركشورهاى فقير نياز به ۶ميليارددلار در سال است. درصورتى كه تنها بودجه نظامى آمريكا به رقم ۴۰۰ميليارددلار مى رسد. دكتراحمد رهنماى چيت ساز
|
|
|
|
|
يك پيش گزارش از زلزله تهران!
|
|
|
محمداخوان تقديم به همه كسانى كه بعد از زلزله تهران وجود ندارند تا بدانند چه برسر شهرمان آمده ساعت دقيق ۵ و ۳۷دقيقه بامداد بود كه انتظار ساكنان شهر تهران برآمد و تا به خود آمدند ۶دقيقه بعد يعنى درست سرساعت ۵ و۴۳دقيقه قريب ۷۰درصد از ساختمانها تخريب شده بود. يك خلبان هواپيما كه براى فرود در باند مهرآباد روى آسمان شهر در پرواز بود غالب كوچه ها و خيابانهاى شهر را در شعله هاى آتش كه ناشى از انهدام لوله هاى گاز بود مشاهده و در قسمت هايى از محله ها به علت تخريب لوله هاى اصلى آب، فوران از لوله ها تا ارتفاع زيادى بالا و سپس روى خرابه هاى منازل فرود مى آمد. به رغم هشدارهاى مسؤولان ظرف هفته ها و ماههاى گذشته مبنى بر وقوع زمين لرزه در مقياس بالا و تمرينات برخى از سازمانها در مقابله با زلزله احتمالى اكثر قريب به اتفاق ساكنان شهر تهران نتوانستند در برابر زلزله ۷/۸ ريشترى و تكان برق آساى ساختمانها و ريزش آنها به مكانهاى امنى پناه ببرند و بعد از وقوع هم به سبب تخريب ساختمانها در مقياس وسيع و آتش سوزيهاى دامنه دار و انهدام لوله هاى آب، امدادرسانى تقريباً درحد صفر بود چرا كه تعدادى از مسؤولان امدادرسانى خود قربانى شده بودند و تجهيزات آنان نيز ديگر قابل استفاده نبود و معدودى از مسؤولان كه باقى مانده بودند در حالت بهت و گيجى قادر به كمك رسانى به حدود ۴ميليون مردمى كه زيرآوارهاى شهرمان مدفون گرديده بودند نشدند. ديگر تهران چهره خود را از دست داده بود و حدود ۳۰% از بناهايى كه باقى مانده بودند تقريباً خالى از سكنه و ساكنان آنان از ترس پس لرزه هاى بعدى كه چند مورد آن بين ۳/۲ تا ۵/۱ ريشتر بود در حاليكه مشاعر خود را از دست داده بودند در خيابانها و محيط هاى باز به سر مى بردند. تا غروب آن روز نيروهاى امدادرسانى كمى كه باقى مانده بودند توانستند در هر محله تنها چندين نفر كه تعداد آنان در بيشترين محل از ۲۲نفر تجاوز نمى كرد را از زيرآوارها بيرون بكشند و با فرارسيدن شب و تاريكى مطلق كه برفضاى شهر تهران حاكم شد كار امدادرسانى كند و كم كم توقف يافت. لكن سرو صدا، فريادها و همهمه تاريكى شب را تحت الشعاع قرارمى داد و گاهى ريزش ساختمانها، تركيدن كپسول يا لوله هاى گاز برصداهاى فوق مى افزود. وحشت عجيب و توصيف نشدنى شهرمخروبه تهران را به تصوير كشيده بود. وحشتى كه از چندى قبل فقط صحبت آن را مى كردند ولى آن را باور نداشتند. آمارى كه ۱۰روز بعد منتشر شد تعداد قربانيان را حدود ۳/۲۰۰/۰۰۰نفر و مجروحان را حدود ۸۰۰/۰۰۰نفر اعلام نمودند. امروز بعد از گذشت ۲ماه از وقوع زلزله اعلام داشتند در اين زمين لرزه در مجموع ۵/۶۰۰/۰۰۰نفركشته و مجروح شده اند و اكنون كه اين گزارش را مى نويسم دود غليظى آسمان قله دماوند را پوشانده و گاهى گدازه هاى آتش همراه خاكستر تا ارتفاع زيادى به آسمان و اطراف پرتاب مى شوند كه ناگهان يكى از گدازه ها به سرم اصابت كرد و وحشت زده از خواب پريدم و وحشتم به خوشحالى مبدل شد.
|
|
|
|
|
ده
ده رسم عجيب سال نو
|
|
|
امروز تصميم گرفتيم ده رسم عجيب مربوط به سال نو را دركشورهاى ديگر بياوريم. بعضى از آنها واقعاً عجيب هستند و بعضى ديگر جالب... ۱ در اسپانيا و مكزيك انتظار تحويل سال نو با دوازده حبه انگور همراه است. هركس با دوازده حبه انگور منتظر اعلام ساعت ۱۲ نيمه شب ۳۱دسامبر مى شود. رأس ساعت ۱۲ با نواختن هرضربه ساعت هركس يك حبه انگور دردهان مى گذارد و با پايان يافتن انگورها جشن سال نو آغازمى شود. ۲ در ايالت هاى جنوبى آمريكا لوبياى چشم بلبلى به همراه جوانه شلغم پخته و به عنوان تبرك سال نو خورده مى شود. مردم معتقدند اين غذا برايشان شانس به همراه خواهدآورد. هردانه لوبيا معادل يك دلار و هروعده جوانه شلغم معادل ۱۰۰۰دلار برايشان خواهدآورد. چه كسى مى گفت آمريكايى ها خرافاتى نيستند؟ ۳ درچين زمان تحويل سال نوى چينى روز دوازدهم فوريه است و جشن هاى سال نو حدود ۱۵روز طول مى كشد. چينى ها كاغذهاى رنگى را با شكل هاى متفاوت مى برند و بر در و پنجره خانه هايشان آويزان مى كنند. اين كاغذها درگذشته فقط به رنگ قرمز بود و دليل استفاده از آنها اين بود كه مردم معتقد بودند اين بريده هاى كاغذ شيطان و ارواح شيطانى را ترسانده و در سال نو از خانه هايشان دورنگه مى دارد. ۴ درشهرهاى ساحلى برزيل مردم در شب سال نو لباس سفيد مى پوشند و به ساحل مى روند. علاوه بر آتش بازى دركنار ساحل رسم است مردم گل در دريا مى ريزند و آرزومى كنند. برزيلى ها معتقدند دريا مى تواند آرزوهايشان را برآورده كند. ۵ دركلمبيا بسيارى ازخانواده ها پيش از رسيدن سال نو عروسك بزرگى درست مى كنند كه نماد سال كهنه است و با تحويل سال اين عروسك را آتش مى زنند. وسايل كهنه و به دردنخور خانه و اشيائى كه درسال گذشته بديمن بوده و يادآور خاطرات تلخ سال پيش بوده اند نيز درون اين عروسك بزرگ قرارداده مى شود تا سوزانده شوند. ۶ دركره همه مردم زمان حلول سال نو پاى تلويزيون هايشان هستند تا نواختن ۳۳ضربه ناقوس كليسا را تماشاكنند. ۳۳ضربه به ياد ۳۳جنگجوى دليرى است كه براى آزادى كره جنگيدند و جان خود را از دست دادند. روز سال نو همه به كنار دريا مى روند تا غروب خورشيد را تماشاكنند و آنچه را مى خواهند در سال نو اتفاق بيفتد آرزوكنند. ۷ درتايوان رسم عجيب و غريبى وجوددارد. قبل از جشن هاى سال نو رئيس بعضى ادارات و شركت ها جشنى ترتيب داده و تمام كارمندان را به شام دعوت مى كند و البته هديه اى براى هركس درنظرگرفته مى شود. اما عجيب اين است كه روى يك ميزگردان يك مرغ سرخ شده قرارداده مى شود و سپس ميز توسط رئيس چرخانده مى شود. زمانى كه ميز متوقف شود كسى كه سرمرغ روبروى او قرارداشته باشد سال بعد از شركت اخراج خواهدشد. ۸ درتايلند سال نو روز ۱۳آوريل جشن گرفته مى شود. آنچه دراين روز به وفور ديده مى شود اين است كه مردم به روى يكديگر آب مى پاشند و معتقدند آب در سال نو بركت و سلامت به همراه خواهدآورد. ۹ مردم ونزوئلا روز سال نو لباس زرد مى پوشند و معتقدند اين رنگ برايشان شانس خواهدآورد. ۱۰ و در ژاپن به هنگام تحويل سال نو همه كيك برنج مى خورند!
|
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمى كه هست
|
|
|
|
|
مرجان Marjan
تمام كسانى كه مرجان را مى شناسند، متفق القولند كه او فردى است زيرك و باهوش كه با حساسيت فوق العاده اش نسبت به مسائل جارى، هميشه درك ظريفى از حقايق زندگى دارد كه مى تواند بسيارموشكافانه تر و عميق تر از نگاه اطرافيانش به همان مسائل باشد.
اين نگاه عميق تر به زندگى، توانايى هاى درخشانى درزمينه نقاشى، موسيقى، سرودن شعر و بازيگرى به مرجان مى بخشد.
او درمجموع وقتى درمحيطى قرارداشته باشد كه اين جنبه هاى متعالى وجودبشر موردتوجه قرارگرفته باشند، بسيار ازموقعيتش لذت خواهدبرد.
براى مرجان، رسيدن به اين وجه از زندگى يكى ازاهدافى محسوب مى شود كه مى تواند آرامش فراوانى برايش به همراه داشته باشد.
شكى وجودندارد كه حساسيت مرجان درارتباطات اجتماعى اش نيز تأثيرگذار است. او به راحتى با ديگران ارتباط برقرارمى كند و بودن درمتن جامعه و آشناشدن با افراد تازه و شناختن ويژگى هاى منحصربه فرد هركس برايش جالب است.
به علاوه، در ارتباطات شخصى تر، مرجان بخوبى احساسات درونى اش را بيان مى كند و به همين دليل ديگران را كاملاً تحت تأثير قرارمى دهد.
او بسيارمهربان و ملايم و درعين حال بسيارمحتاط و باملاحظه است.
چون به هيچوجه دلش نمى خواهد كارهايى كه انجام مى دهد باعث ناراحتى و رنجش ديگران شود و آنها را بيازارد.
بنابراين در بسيارى موارد مرجان از خواست ها و نيازهاى خودش چشم پوشى مى كند تا آنچه ديگران مايلند انجام شود. اگرچه اين موضوع مى تواند دركوتاه مدت احساس خوبى دراو ايجادكند، اما بايد مواظب باشد كه اين چشم پوشى ها در درازمدت باعث سرخوردگى و افسردگى اش نشود.
چون ديگران به اندازه مرجان به او توجه نمى كنند و ممكن است پس از مدتى احساس كند كه نيازهايش برآورده نمى شوند. اين تنها تأثيرمنفى است كه ملاحظه كاربودن مرجان ممكن است برايش به همراه داشته باشد.
همانطوركه گفتيم، حساسيت بيش از اندازه مرجان باعث مى شود بيش ازاندازه نسبت به مسائل اطرافش آگاهى داشته باشد.
آنچه مرجان مى شنود به شدت ذهن و فكر او را به خود مشغول مى كند و دراين ميان مشكلات دوستان و اطرافيانش بطورخاص او را درگيرمى كند.
مرجان به آسانى تحت تأثير گفته هاى ديگران قرارمى گيرد و دراين شرايط متأسفانه كاملاً براساس احساساتش تصميم مى گيرد. وقتى احساسات مرجان برانگيخته شده باشد، او به سختى ممكن است بتواند براساس حساب هاى منطقى و دلايل عقلى صحيح درمورد شرايط و مسائل قضاوت كند و تصميم درستى بگيرد و اين درست زمانى است كه مرجان به كمك و همفكرى شما نيازدارد تا احساساتش درمسير درست هدايت شوند.
فراموش نكنيد زمانى كه احساس مى كنيد مرجان درچنين وضعيتى قراردارد. كمك كردن به او بايد اولين اولويت شماباشد.
و اما نكته آخر، طبيعى است كسانى كه احساسات عميق ترى دارند درزمينه مسائل عاطفى نيز پررنگ تر عمل مى كنند. درمورد مرجان نيز دريافت عشق و دلگرمى ازسوى اطرافيانش هيچوقت بدون پاسخ نمى ماند. علاوه بر آن طبيعت رمانتيك و رؤيايى مرجان باعث مى شود او هميشه درگيرى هاى عاطفى داشته باشد؛ اگرچه ظاهرا آرام او ممكن است هيچوقت خبر از آنچه در درونش مى گذرد، ندهد...
|
|
|
|
|
|