گروه سياسى ـ جواد دليرى :
• • آخرين تصميم هاى كنگره هفتم
اعضاى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران در هفتمين كنگره خود با اصلاح اساسنامه سازمان، اعضاى شوراى مركزى را از ۵ نفر به ۱۵ نفر افزايش دادند.محمد سلامتى، محسن آرمين، صادق نوروزى، فيض الله عرب سرخى، ابوالفضل قديانى، بهزاد نبوى، هاشم آقاجرى، بهنام شريفى، على محمد احمدى، محسن تركاشوند، محسن باستانى، بى غم، هدايتى (ازمسلمانان اهل سنت)، به عنوان اعضاى شوراى مركزى انتخاب شدند. همچنين چشم نور، سليمى وخانم سرافرازى به عنوان اعضاى على البدل برگزيده شده اند.همچنين براساس تغييرات ايجاد شده در اساسنامه، شوراى داورى نيز به ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران اضافه شده است.تاج زاده، تحققى و يزدان فر به عنوان اعضاى اين شورا تعيين شدند. براساس اساسنامه جديد، كنگره، شوراى مركزى، شوراى داورى، شوراى سياست ـ عقيدتى طى روزهاى آينده اعضايش مشخص مى شود، هيأت اجرايى، ارگان، كميته ، كميسيون، شاخه ، حوزه و واحد، اركان جديد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى خواهند بود. انتخاب دبيركل از ميان اعضاى شورا از جمله وظايف شوراى مركزى است. براساس مصوبات سازمان مجاهدين، از اين پس اين سازمان علاوه بر دبيركل، سخنگو نيز خواهد داشت. همچنين شوراى مركزى مكلف شد كه نشريه اى را به عنوان ارگان رسمى سازمان منتشر كند. مواضع اقتصادى در سه ماه آينده و بيانيه پايانى كنگره نيز بزودى منتشر مى شود.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران پس از گذشت ۲۵ سال از اعلام موجوديت خود، با برگزارى كنگره علنى، سبك سنتى و غير آشكار فعاليت خود را كنار نهاد. مجاهدين انقلاب اكنون در كسوتى تازه سومين مرحله از حيات سياسى خود؛ يعنى تبديل شدن به حزبى فراگير را آغاز كردند. پس از اعلام موجوديت و فروپاشى سازمان اوليه مجاهدين انقلاب اسلامى و پس از آن تجديد حيات آن در سال ،۱۳۷۰ اينك هفتمين كنگره مجاهدين انقلاب اسلامى به طور علنى برگزار شد تا نقشى تازه را براى «تأثيرگذارترين سياستمداران ايرانى» رقم بزند.
مجاهدين انقلاب از
تولد تا تجديد حيات
مرحله اول ـ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى نامى بود كه هفت گروه مسلح نه چندان نام آشناى پيش از انقلاب ـ امت واحده، توحيدى خلق، منصورون، فلاح، بدر، موحدين و صف ـ در فروردين ماه ۱۳۵۸ بر خود نهادند و اعلام وحدت كردند. اعتقاد به حكومت اسلامى، رهبرى امام خمينى، مبارزه مسلحانه و مخالفت با مجاهدين خلق وجوه اشتراك ۷ گروه مذكور بود كه با توصيه مرحوم امام خمينى و تأكيد شهيد مطهرى ذيل يك نام شكل گرفت. شانزدهم فروردين ماه ۱۳۵۸ اولين گردهمايى اين گروه متحد با سخنرانى ابوالحسن بنى صدر و هانى الحسن اولين سفير فلسطين در ايران برگزار شد. سازمان از سال ۵۸ تا ۶۱ (زمان انحلال) يك تشكيلات نيمه مخفى و نيمه علنى بود كه مشى سياسى ـ نظامى داشت. موضعگيريها و فعاليتهاى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى طى اين سالها، بروز برخى اختلافها ميان بخشى از كادرهاى مركزى سازمان و آيت الله راستى كاشانى ـ نماينده امام در سازمان ـ و طرفدارانشان، سه جناح مختلف را درون آن شكل داد. جناحى كه معتقد به تبعيت كامل از آيت الله راستى بود، با حضور چهره هايى چون محمدباقر ذوالقدر و محسن رضايى كه اكنون همين جناح به جناح راست سازمان مجاهدين انقلاب مشهور است. جناح دوم، خود را موظف به تبعيت از نظريات شخصى آيت الله راستى نمى دانستند و ايشان را مجرايى براى انتقال نظريات امام خمينى(ره) به سازمان محسوب مى كردند و نه بيشتر. بهزاد نبوى، محمد سلامتى، مصطفى تاج زاده از چهره هاى مشهور اين جناح بودند. جناح سوم خط ميانه اين دو جريان را دنبال مى كرد كه چهره شاخص اين جناح مرتضى الويرى بود. اختلافها درون سازمان آنقدر تشديد شد كه پس از آنكه امام(ره) در سال ۶۱ بر حضور آيت الله راستى و همفكران او بر سازمان تأكيد كردند، ۳۷ نفر از اعضاى سازمان استعفا كردند. با استعفاى اين افراد، فعاليتهاى سازمان در سالهاى ۶۱ تا ۶۵ بشدت افول كرد تا اينكه آيت الله راستى كاشانى در سال ۶۵ از نمايندگى در سازمان انصراف داد و بدين ترتيب سازمان چريكى مجاهدين انقلاب اسلامى منحل شد.
مرحله دوم ـ پس از ۵ سال وقفه، از سال ۱۳۷۰ تاكنون، دور جديدى از فعاليت سازمان شكل گرفت كه پايه گذارى و رهبرى آن برعهده جناح چپ ـ همان جناحى كه با نظرات شخصى آيت الله راستى مخالف بود ـ قرار داشت. بهزاد نبوى، سلامتى، آرمين، تاج زاده، آقاجرى، نوروزى و صادقى در سال ۱۳۷۰ (پس از خروج جناح چپ از حاكميت ـ به واسطه اقدامات شوراى نگهبان و رد صلاحيت داوطلبان شركت در انتخابات مجلس چهارم ـ اقدام به تجديد حيات سازمان نمودند و ۱۳۷۰/۷/۱۰ از وزارت كشور مجوز فعاليت گرفتند. اين بار به نام سازمان، پسوند «ايران» افزوده شده؛ «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران»دوران جديد فعاليت مجدد سازمان مجاهدين انقلاب را اعضاى آن، دوران شكوفايى مى خوانند.
مرحله سوم ـ اما بار ديگر اتفاقات دهه ۷۰ رخ داد. جناح چپ بازهم همچون انتخابات دور چهارم به واسطه رد صلاحيت هاى گسترده توسط شوراى نگهبان از حاكميت خارج شد و به اين ترتيب سومين مرحله از حيات سياسى سازمان مجاهدين انقلاب از اول اسفند ۸۱ آغاز شد كه با نفوذ ترين و شاخص ترين اعضايش پس از آنكه صلاحيتشان براى انتخابات مجلس رد شد، از حاكميت خارج شدند.
كنگره علنى، آغاز مرحله جديد
صبح پنجشنبه ، تالار شهيد مطهرى دانشگاه تربيت مدرس ميهمانان ويژه اى داشت. دو نام محل كنگره براى مجاهدين انقلاب يادآور دو چيز است. اول آنكه مطهرى از آموزگاران اصلى سازمان محسوب مى شود كه مجاهدين انقلاب با استناد به آرا و عقايد او انديشه هاى حزبى خود را پيش برده اند. دوم آنكه دانشگاه تربيت مدرس، دانشگاهى است كه هاشم آقاجرى عضو در حبس سازمان در آنجا تدريس مى كرد.خبرنگاران روز پنجشنبه در سالن شهيد مطهرى جنب و جوش خاصى را مى ديدند.حضور ميهمانان برجسته، فعاليت دو چندان بهزاد نبوى، محسن آرمين، محمد سلامتى و مصطفى تاج زاده و شركت جمع زيادى از شاخه هاى استانى سازمان، نشان از تمهيدات و آمادگى هاى قبلى سازمان مجاهدين براى حركت به سمت نقشهاى جديد داشت. محمدسلامتى دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى تنها سخنران كنگره هفتم مجاهدين انقلاب بود. محمدسلامتى در سخنانش به بيان تحليل سازمان پيرامون مسائل مهم كشور و انقلاب و وضع موجود و چشم انداز آينده پرداخت. او تمايل به پياده كردن الگوى اصلاحات چينى را در كشور، برنامه اى كه محافظه كاران بعد از انتخابات مجلس هفتم در صدد پياده كردن آن هستند، توصيف كرد. سلامتى گفت: پيش بينى سازمان در مورد آينده ضد اصلاحات، استقرار الگويى به كار رفته در چين، پس از حوادث ميدان «تيان آن من» است كه ويژگيهاى الگوى مزبور آزادى اجتماعى گسترده پس از محدوديت هاى شديد حتى در پوشاك افراد در عصر مائو، خارج كردن چين از انزواى جهانى و برقرارى رابطه با آمريكا، جلب سرمايه هاى خارجى و توسعه و رفاه اقتصادى و بالاخره محدوديت كامل حقوق و آزاديهاى سياسى در كنار سه گشايش قبلى است تا فقدان آن براى مردم قابل تحمل شود. وى گفت: ما بر اين باوريم كه گزينه پيروزى اقتدارگرايان در حاكم كردن الگوى چينى ولو به قيمت تحديد آزاديهاى سياسى و دموكراسى، گرچه در درازمدت به سود كشور و ملت نخواهد بود ولى نسبت به گزينه هاى محتمل ديگر، قابل قبول تر است.وى در بيان راهكارهاى مقتضاى فضاى سياسى امروز ، اظهار داشت: راهبرد پيشنهادى ما براى حل مشكلات كنونى كشور نه انقلاب است نه چشم دوختن به حمايت خارجى براى حل مشكلات داخلى، نه انفعال و بى تفاوتى و اتخاذ سياست صبر و انتظار، نه تسليم و كرنش در قبال مراكز قدرت ضد اصلاحات، ولو به بهانه حفظ جمهورى اسلامى و وحدت ملى در قبال خارجى و نه ايجاد جنگ داخلى در ميان اصلاح طلبان و متهم كردن اين يا آن گروه به ضعف، ناكارآمدى و يا سازش با ضد اصلاحات است، چرا كه شكست يا ناكارآمدى تمامى اين راهبردها مورد اجماع است.
سلامتى يادآور شد: راهبرد آينده ما كماكان استمرار حركت اصلاح طلبى قانونى و مسالمت آميز با اتكا به يارى خدا و رأى مردم، از طريق انتخابات آزاد، عادلانه، رقابتى و قانونى و اتحاد و همبستگى و سازماندهى كليه اصلاح طلبان براى پيروزى حركت اصلاحى و مقابله با هر اقدام و عمل غير قانونى، فراقانونى و حاكميت استبداد بر كشور و نظام جمهورى اسلامى است لذا تا جان در بدن داريم، ولو بارها در اين حركت ناكام شويم، به راه خود ادامه مى دهيم.
انسجام تشكيلاتى، استراتژى جديد
مجاهدين انقلاب در كنگره هفتم فارغ از هرگونه وابستگى به قدرت به مؤلفه جديدى به نام انسجام تشكيلاتى انديشيدند. بهزادنبوى پس از ۲۵سال حضور در سمت هاى دولتى و رسمى امروز ديگر در هيچ سمتى حضور ندارد. خود او روز پنجشنبه به يكى از روحانيون سرشناس اصلاحات مى گفت كه از روز شنبه ـ امروز ـ ديگر آزاد هستم و به هيچ جا وابسته نيستم. شايد مصاحبه امروز بهزاد نبوى اين نكته را مشخص كند. محسن آرمين با استعفا از مجلس اكنون در انديشه تحقيق و تدريس است و شايد هم در انديشه انتشار نشريه اى همچون عصر ما، مصطفى تاج زاده بعد از كناره گيرى از معاونت سياسى وزارت كشور بيش از سايرين فعاليت تشكيلاتى را طى سه سال گذشته تجربه كرده است. حضور او در شوراى مركزى جبهه مشاركت ـ نزديكترين تشكل به سازمان ـ سوابق خوبى از او به جا گذاشته است. محمدسلامتى، فيض الله عرب سرخى، صادقى و نوروزى نيز درموقعيت مشابه با ياران حزبى خود به سرمى برند. بنابراين نوسازى سازمان حزبى براى اعضاى سازمان پاسخى به شرايط سياسى است. ناظران معتقدند اگرچهره هاى شاخص مجاهدين انقلاب همچنان در حاكميت بودند و اتفاقات ماههاى پايانى سال گذشته رخ نمى داد، مجاهدين انقلاب شايد هيچگاه درصدد تغيير ساختار تشكيلاتى خويش برنمى آمدند. گويا اين نگاه در بين سطوح مختلف سازمان پذيرفته شده كه در شرايط فعلى بقاى سياسى در سايه پشتوانه معدودى رجال بانفوذ امكانپذير نيست. ازسوى ديگر رقابت با ساير احزاب جديدالتأسيس چون مشاركت، كارگزاران و حتى مجمع روحانيون مبارز ـ كه همزمان كنگره اى علنى برگزارمى كند و از غير روحانيون هم عضوگيرى مى نمايد ـ دليلى براى انسجام گسترده تر تشكيلاتى باشد. از اين روز از مقطع مجلس ششم تاكنون سازمان سياست «درهاى باز» رابتدريج به مرحله اجرا گذاشته و با تشكيل شاخه هاى استانى و فعال كردن كميته هاى چندگانه در مركز، فصل تازه اى را براى تجربه يك فعاليت حزبى شفاف آغاز كرد.پس از آغاز عضوگيرى كه به گفته مسؤولان اجرايى سازمان از سال ۱۳۷۸ شروع شده، شاخه هاى استانى و ارگانها و كميته هاى مربوطه هم تشكيل شده است. ارگان شهرستانهاى سازمان از اوايل سال ۱۳۷۹ به صورت كميته فعاليت خود را آغاز كرد و بتدريج، نشست مسؤولان شهرستانها، شوراى ارگان شهرستان و شاخه هاى استانى را با همكارى هيأت اجرايى و شوراى مركزى شكل داد.
يك عضو شوراى مركزى مجاهدين انقلاب در اين باره گفت: تاكنون بيش از ۱۴۰نفر در ۲۲استان ازسوى سازمان مجاهدين مشغول فعاليت هستند. اطلاعيه رسمى كنگره هفتم تصريح دارد: در حال حاضر ارگان عضو گيرى، ۸۴پرونده تقاضاى عضويت را در دست بررسى دارد كه از اين تعداد رسيدگى به ۳۹ پرونده به پايان رسيده است. در تهران نيز ۸۶ تقاضاى عضويت مورد بررسى قرارگرفته است. نشست هاى هفتگى سياسى و عقيدتى سازمان نيز به راه افتاده است.
ميهمانان ويژه كنگره هفتم
بهزاد نبوى عضو ارشد مجاهدين انقلاب كه مخالفان و موافقانش او را با نام «چريك پير» ياد مى كنند، روز پنجشنبه صبح از يك ساعت قبل از آغاز كنگره در مقابل در تالار شهيد مطهرى دانشگاه تربيت مدرس، شخصاً از تك تك ميهمانان خود استقبال مى كرد. تركيب مدعوين و ميهمانان درپايان اجلاس نشان داد كه مرزبندى سازمان با برخى گروهها هنوز باقى است چنانكه سران و رهبران گروههاى ۱۸گانه دوم خرداد به اجلاس دعوت شده بودند. (محمدرضا خاتمى دبيركل جبهه مشاركت، محمدعطريانفر عضو ارشدكارگزاران سازندگى، نجفقلى حبيبى رئيس انجمن اسلامى مدرسين دانشگاهها، كواكبيان از حزب همبستگى و مردم سالارى، موسوى تبريزى از مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم اما ميهمان غايب جلسه مجمع روحانيون مبارز بود.) اما محافظه كاران و اپوزيسيون ملى ـ مذهبى و نهضت آزادى كه هر دو در اجلاس هاى جبهه مشاركت نزديكترين تشكل به سازمان حضور داشتند در كنگره سازمان مجاهدين كارت دعوت نگرفته بودند. علاوه براينها حضور وزير كار و عضو حزب اسلامى كار و همچنين مرتضى مبلغ وعلى باقرى از مديران وزارت كشور در كنار چندتن از نمايندگان مجلس منجمله انصارى راد از نكات قابل توجه در تركيب مهمانان بود.
اما كنگره هفتم مجاهدين انقلاب ميهمان ويژه اى داشت. ميهمانى كه چندى است در هيچ صحنه سياسى حضور نداشته است. او كسى نبود جز «عبدالله نورى». او تنها يكبار براى شيرين عبادى برنده جايزه صلح نوبل پيام تبريك فرستاد. خود او مى گفت كه اين آقامصطفى [تاج زاده] ما را اينجا آورده است. تاج زاده هم مى گفت: انشاءالله آقاى نورى از اين پس فعال تر خواهدشد و حتماً در كنگره تيرماه جبهه مشاركت هم شركت مى كند. اما عبدالله نورى تا پايان كنگره كه با اتومبيل محمدعطريانفر، دانشگاه تربيت مدرس را ترك كرده حاضر نشد كه بگويد با چه تحليلى پس از چندسال دورى و سكوت سياسى در كنگره مجاهدين حاضرشد. خبرنگار يكى از روزنامه هاى جناح منتقد دولت هم به شوخى او را خطاب قرارداد كه «شايد مى خواهيد نامزد رياست جمهورى شويد» و عبدالله نورى بسيار جدى گفت: شوخى مى كنيد، اين شايعه را همين الآن از شما مى شنوم نكند تا مرا ديديد اين شايعه را هم ساختيد! اين حضور نشان داد كنگره هفتم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران هم سكوت و فعاليت سنتى مجاهدين انقلاب را پايان داد و هم به غيبت عبدالله نورى از صحنه سياست. ارتباط اين دو در آينده مشخص خواهدشد.