|
بررسى هزينه وفايده دومرحله اى شدن كنكور
نمره ناپلئونى براى سازمان سنجش
|
|
|
• احمد جلالى فراهانى
تيك تاك، تيك تاك، تيك... تا چند ماه ديگر لحظه آغاز ماراتن نفس گير سرنوشت فراخواهدرسيد و بيش از يك ميليون و پانصدهزارنفر بايد تن به رقابتى بدهند كه هرسال سخت تر از سال پيش مى شود. رقابتى كه اضطراب ناشى از آن بسيارى ازداوطلبان را دچار مشكلات عديده روانى و روحى مى كند. كنكور هرسال وحشت انگيزترمى شود و با سياست هايى كه توسط سياستگذاران آموزش و پرورش و مسؤولين آموزش عالى دراين عرصه اتخاذمى شود، رقابت را بيش از پيش دشوارمى كند. شايد تدبير تازه رئيس سازمان سنجش آموزش كشور هم درهمين راستا باشد. او چندى پيش با اعلام تصويب لايحه جديد اصلاح آزمون سراسرى در هيأت دولت، گفت: كنكور با شيوه جديد دومرحله اى مى شود. دكترحسين رحيمى با تأكيد بر اينكه آزمون سراسرى سال ۱۳۸۳هيچ تغييرى نخواهدداشت، گفته است لايحه اصلاح كنكور درحال بررسى درمجلس شوراى اسلامى است و اميدواريم در فرصت باقى مانده فعاليت مجلس ششم و يا اوايل شروع به كارمجلس هفتم، تصويب شود. چرا كنكور بايد دومرحله اى شود؟ چرا پس از چندسال دوباره چنين تصميمى اتخاذ شده است؟ اين تصميم چه تأثيرى بر كارايى و عملكرد شركت كنندگان در آزمون هاى سراسرى خواهدداشت؟ و تبعات اقتصادى و اجتماعى آن چه خواهدبود؟ اين سؤالات و دهها سؤال ديگر ازاين قبيل دغدغه اى است كه شركت كنندگان در آزمون سراسرى را گرفتار خودساخته. «صالح قاضى» كارشناس امور آموزشى دراين باره مى گويد: بيشتر اوقات داوطلبان نمى دانند براى چه درس مى خوانند. آنها كنكور و قبولى در آن را هدف قرارداده اند درحالى كه عبور از كنكور راهى است براى رسيدن به هدف نه خود هدف. دانش آموزان ما متأسفانه بى هدف درس مى خوانند. درتمام طول تحصيل و براى كنكور هم. حق با اوست؟ درتمام ساليانى كه كنكور به عنوان فيلترى برسرراه جويندگان علم (بهتر است بنويسيم مدرك) قرارگرفته است آنچنان غول پيكر و ترسناك شده است كه تمام شركت كنندگان عبور از اين خان خانها را هدف اصلى خود مى دانند و نه ادامه راه را. درحال حاضر بيش از يك ميليون وپانصد هزارنفر در دانشگاه هاى سراسرى و آزاد به عنوان دانشجو مشغول به تحصيل هستند. با درنظرگرفتن جمعيت هفت ميليون نفرى در سنين معمول دانشجويى (۱۸ تا ۲۵سالگى) درحدود ۱۸درصد از جوانان دراين طيف سنى مشغول به تحصيل در دانشگاه هستند. ازطرف ديگر هرسال درحدود يك ميليون وپانصدهزارنفر ازفارغ التحصيلان دبيرستانها در آزمون ورودى دانشگاه ها شركت مى كنند. مطابق آمار فوق، يك ميليون و سيصدهزارنفر در سن ۱۸سالگى (سن پايان تحصيلات دبيرستان و ورود به دانشگاه) قراردارند. مقايسه اين ارقام و آمارنشان مى دهد تقريباً تمام جوانانى كه فرصت شركت در آزمون سراسرى دانشگاهها را دارند، به اين كار اقدام مى كنند. توجه به اين نكته درمقايسه با آمار فارغ التحصيلان دبيرستان، ظرفيت دانشگاهها و متقاضيان ورود به دانشگاه در كشور جوان ديگرى مثل پاكستان نشان دهنده بافت فرهنگى ـ اجتماعى تعداد بسيارزيادى از جوانان مى شود كه تنها به دليل موقعيت اجتماعى و شغلى فارغ التحصيلان دانشگاهها خواهان داشتن مدارك عالى هستند و اين يعنى عبور از سد كنكور را به مثابه ورود به خوشبختى ديدن و درنتيجه افزايش بيش از پيش ارزش عبور از كنكور و نه طى كردن مدارج بالاى علمى و داشتن مدارك عالى! همين عامل براى افزايش استرس و فشارهاى روانى و اقتصادى بر خانواده هايى كه «كنكورى» دارند كافى است. تاجايى كه يكى از شركت كنندگان كنكور دراين باره مى گويد: انگار از اول ابتدايى بايد خودت را براى كنكور آماده كنى! طرح جديد كنكور درطرح جديد كنكور كارنامه موفقيت آزمون دروس عمومى دوسال اعتبار داردو داوطلب مى تواند پس از گرفتن نتيجه قبولى اين دروس، تنها درآزمون دروس اختصاصى شركت كند. آزمون عمومى حداقل دوبار در سال برگزارخواهدشد. همچنين دانش آموزان مى توانند از سال سوم دبيرستان در آزمون سراسرى شركت كنند. دكتر رحيمى رئيس سازمان سنجش درباره اين طرح مى گويد: تلقى شدن امتحان آخرسال دبيرستان به عنوان بخشى از كنكور،در طرح جديد پيش بينى شده و درصورت تصويب لايحه جديد اين شيوه اعمال مى شود. او معتقداست تصويب لايحه جديد اصلاح كنكور به معناى اجراى طرح تفكيك دروس عمومى و اختصاصى است و اين مسأله دركاهش فشارروحى داوطلبان و افزايش دقت آزمون بسيارمؤثر است. طرفداران طرح جديد آزمون سراسرى مى گويند اين لايحه به سازمان سنجش امكان مى دهد روى سهميه هاى كنكور تغييرات قابل قبولى درجهت ورود افراد بااستعدادتر به دانشگاه اعمال كند. آنها معتقدند سهميه مناطق كنكور درحال حاضر همانند شرايط و مقتضيات ۲۰سال پيش است. درحالى كه بايد سهميه بومى مناطق به گونه اى ديگر تعريف شود. چرا كه آموزش عالى گسترش زيادى يافته وشرايط استانها و آموزش عالى در آنها تغييركرده است و درواقع كسانى كه درآن زمان محروم تلقى مى شدند امروزه از وضعيت مناسب آموزشى برخوردار شده اند. درحال حاضر سؤال اصلى اين است كه آيا باتوجه به اينكه ظرفيت آموزش عالى پنج برابر بيشتر از ۱۰سال گذشته شده است و درحالى كه تعداد داوطلبان كنكور نسبت به همين مدت دو و نيم برابرشده و نرخ رشد ظرفيت آموزش عالى كشور طى ۱۲سال اخير حدود دو برابر نرخ رشد داوطلبان آزمون سراسرى است، آيا شيوه هاى اتخاذشده براى جذب دانش آموزان با استعداد و خواهان ادامه تحصيل آن هم ازطريق سدغول پيكرى به نام كنكور صحيح است يا خير؟ و اينكه آيا دو مرحله اى شدن كنكور مضرات خاصى مثل افزايش هزينه هاى مربوط براى خانواده ها و يا بار روانى ناشى از اضطراب قبولى دركنكور را كاهش خواهدداد؟ دكتر حميد سپهر متخصص تعليم و تربيت در اين باره مى گويد: دومرحله اى شدن كنكور درصورتى كه به منظور اصلاح نظام كنكور و آموزش انجام شود مشكلى به وجود نخواهدآورد. درغير اين صورت اثرات نامطلوبى براى جوانان دارد و تنها منبع درآمدى براى مؤسسات كنكور خواهدبود. او معتقداست چنانچه هدف مسؤولين از تغييرات اتخاذشده در سيستم كنكور رفع مشكلات موجود درآن است بايد به جوانان و داوطلبان ورود به دانشگاه بگويند كه با اين تغييرات كنار بيايند و بدانند كه براى آنها مفيداست كه با اين شيوه وارددانشگاه شوند. درغير اين صورت اين شيوع باعث بروز لطمات زيادى مانند ازبين رفتن روحيه اعتمادبه نفس، پرداخت هزينه بالاى فكرى، روحى و روانى و... آنها خواهد شد. او مى گويد: باتوجه به اينكه درحال حاضر برگزارى كنكور به عنوان يك معضل جدى براى تمام نوجوانان و جوانان و همچنين مجموعه نظام آموزشى مطرح است و حتى عملكرد مدارس و كيفيت تدريس را نيز تحت الشعاع قرارداده بنابراين باعث واردشدن صدمات و خسارات زيادى به خانواده ها شده است. همچنين مخالفان دومرحله اى شدن كنكور معتقدند تغييرات ايجادشده دركنكورسراسرى مانند دومرحله اى شدن آن منبع درآمدى خواهدبود براى مؤسسات كنكورى كه بى رويه رشد كرده اند و خانواده ها حاضرند نيمى از درآمد خود را براى قبول شدن فرزندان دركنكور صرف نمايند. آنها معتقدند دلايل مختلف هر تغييرى بايد به اطلاع مردم و دانش آموزان برسد. درغيراينصورت مشكلاتى را فراهم مى كند و اثرات نامطلوبى را به دنبال خواهدداشت. ۱۱ميليون نفر درصف كنكور درحالى كه بنا به بررسى هاى انجام شده تا هفت سال آينده جمعيت متقاضيان ورود به دانشگاهها به ۱۱ميليون نفر خواهدرسيد سيستم پذيرش دانشجو در كشور ما سيستم رايج در دهه هاى ۴۰ و ۵۰ است. با اين تفاوت كه اگر مثلاً در سال تحصيلى ۵۸ـ۵۷ حدود ۱۵۰هزارنفر متقاضى ورود به دانشگاه داشتيم. حالا با جمعيتى بيش از يك و نيم ميليون نفر مواجه هستيم و اين يعنى ۱۰برابرشدن تقاضا براى ورود به دانشگاه. اين همه درحالى اتفاق مى افتد كه بنابرنتايج يك تحقيق ۵۸درصد اعضاى هيأت علمى دانشگاهها توانايى علمى لازم را در امورآموزشى ندارند و نمى توانند نيروهاى مناسب و متخصصى را روانه بازاركار كنند. همچنين نتايج يك پژوهش آمارى ازجمعيت دانشجويان كشور نشان مى دهد بيش از ۸۰درصد آنان تنها به دليل اخذمدرك تحصيلى وارد دانشگاهها مى شوند و اهداف ديگر در رتبه هاى پايين ترى براى آنان قراردارد و اين نشاندهنده تب كهنه مدرك گرايى ميان جوانان است كه به واسطه حضور غول بى شاخ و دمى به نام كنكور به تنها چيزى كه فكرنمى كنند كسب علم و طى كردن مدارج بالاى دانش است. اين همه دركشورى اتفاق مى افتد كه ازنظر فرارمغزها رتبه اول را دردنيا دارد. بازهم حافظه محورى ازطرفى «حيدر زنديه» معاون نظرى و مهارتى سازمان آموزش و پرورش تهران معتقداست: دومرحله اى شدن كنكور اضطراب و فشارهاى روحى و روانى دانش آموزان را در آزمون سراسرى كاهش مى دهد. او مى گويد: باتوجه به اينكه در طرح پيشنهادى وزارت علوم، آزمون دروس عمومى و اختصاصى به صورت مجزا برگزارمى شود و قبولى دانش آموزان در دروس عمومى دوسال اعتباردارد، اين امر اضطراب و فشارهاى روحى و روانى آنها را كاهش مى دهد و از آنجا كه دروس اختصاصى در دانشگاه از اهميت زيادى برخوردار است، لذا با اين طرح دانش آموزان فرصت زيادى براى مطالعه اين دروس خواهنديافت. به هرحال اين واقعيت تلخ را نمى توان كتمان كرد كه دومرحله اى شدن كنكور هيچ كمكى به رفع مشكلاتى نظير حافظه محورى و بى توجهى به ساير توانمنديهاى دانش آموزان، نمى كند. همچنان جوى كه كنكور در جامعه ايجادكرده، حفظ تئوريهاى بى فايده براى قبول شدن در آزمون سراسرى است. امرى كه حتى به مقاطع راهنمايى و ابتدايى هم كشيده شده و بخاطر آن مدارس نمى توانند به پرورش ساير ابعاد شخصيتى دانش آموزان بپردازند. به اين ترتيب مشكلاتى مثل بى توجهى به جايگاه واقعى مدرسه، اهميت ندادن به پرورش دانش آموزان براى زيستن درجامعه و... همچنان به قوت خود باقى است و ما با جامعه اى روبرو هستيم كه درآن مدرسه يعنى تربيت شدن دانش آموزان براى قبولى در كنكور.
|