دوشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۳ ربيع الاول ۱۴۲۵
Mon, May 3, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۷۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
گفت وگو با عليرضا اقبالى، استاد دانشگاه
گفت وگو با دكتر كيانوش كيانى معاون اسناد ملى
گفت وگو با عليرضا اقبالى، استاد دانشگاه
نبود سرمايه؛ بحران فراروى اقتصاد ايران
162162.jpg
مهرداد ناظرى

عدم تشكيل سرمايه در كشورهاى در حال توسعه از معضلات اقتصادى اساسى عنوان شده است. در ايران نيز على رغم افزايش درآمدهاى نفتى در دهه ،۱۳۵۰ اين مسأله شكل نگرفته است. در اين خصوص دلايل متفاوتى مطرح است كه بخشى از آن ريشه در تاريخ فكرى، فرهنگى ايرانيان دارد.
عليرضا اقبالى محقق، پژوهشگر و استاددانشگاه در اين باره معتقد است: «اين قضيه از ابعاد مختلف قابل بررسى و تأمل است. اگر از بعد ملت به قضيه نگاه كنيم ريشه در نگرش جمع گرايانه نهضت هاى فكرى دارد. اگر از بعد حكومت و دولت مسأله را بشكافيم رابطه حكومت و ثروت در ايران برخلاف جوامع غربى كه از ثروت به حكومت بوده از حكومت به ثروت ديده مى شود. بر همين مبنا در ايران هيچ موقع بخش خصوصى توانايى رقابت با دولت را پيدا نكرده است. در نهايت اگر از بعد احزاب سياسى و روند تاريخى آنها مسأله را بررسى كنيم اكثر آنها مبتنى بر انديشه هاى چپ شكل گرفته، گفت وگو با اقبالى را بخوانيد.
\ همانطور كه مى دانيد يكى ازمعضلات ساختارى اقتصاد ايران عدم تشكيل سرمايه است. مطالعات كارشناسان نشان مى دهد كه اين معضل به طول تاريخ ايران قدمت دارد. حال اگر بخواهيم نگاه تاريخى داشته باشيم، بفرماييد قبل از شروع به كار نظام برنامه ريزى در ايران اين معضل به چه شكلى مطرح بود؟
> در ايران قبل از شروع به كار نظام برنامه ريزى از يك سو تشكيل سرمايه با اشكال روبرو بوده و از سوى ديگر هميشه مجموعه اقلام وارداتى بيشتر از صادرات بود.
به عبارت ديگر ما هميشه قبل از قرن اخير با كسرى بازرگانى، خروج طلا و نقره از كشور و تنزل دائم ارزش پول مواجه بوديم.
به طور كلى دو دليل عمده براى عدم تشكيل سرمايه در ايران وجود دارد اول آنكه در ايران هيچ موقع «امنيت» وجود نداشت و هميشه پس اندازها در معرض ضبط يك قدرت برتر قرارداشت، به خاطر همين مسأله مردم تلاش مى كردند مازادشان را چه به شكل كالا و چه به شكل ريالى در معرض ديد نگذارند. بر همين اساس عموماً در كشور گنج و دفينه زياد در گوشه و كنار يافت مى شد. اين عدم امنيت به قدرى مشهود بود كه در ايران قانون مالكيت برخلاف اروپا بسيار شكننده شكل گرفت. شاه تصميم مى گرفت اموال يك پولدار را ضبط كند و اين كار را عملى مى كرد. مالكيت هيچ موقع حق تلقى نمى شد و صرفاً امتياز محسوب مى شد. اين امتياز را شاه روزى مى بخشيد و روزى هم پس مى گرفت. در نظام كشاورزى ايران ارباب ها منطقه اى را به فردى خاص واگذار و در مقابل سالانه مبالغى پول دريافت مى كردند و عملاً با اين كار به مالكيت موقت مشروعيت مى بخشيدند.
مسأله دوم در اين زمينه به وضعيت معيشتى و ذات اقتصاد ايران برمى گردد كه به گونه اى بود كه سرانه توليد مرتباً با افزايش جمعيت كاهش پيدا مى كرد و چون زمين هاى كشاورزى محدود بود، با گذشت زمان اين مسأله تشديد شد.
\ عده اى معتقدند نقش عوامل خارجى و استعمار در عدم انباشت سرمايه در ايران مؤثر بود نظر شما در اين مورد چيست؟
> مواردى را كه من به آن اشاره كردم قبل از ورود خارجى ها به ايران بود. نفوذ انگليس در ايران مصادف با پيدايش نفت در ايران است. نقش خارجى ها به نظر من تشديد كننده بودند، اما عامل اصلى تلقى نمى شدند چراكه ايران به دليل موقعيت ژئوپليتيك همواره حايز اهميت بوده.
\ با آغاز نظام برنامه ريزى بازهم بحث مسأله تشكيل سرمايه مطرح است ولى عملاً چنين اتفاقى نمى افتد، چرا؟
> قبل از هرچيز به ياد داشته باشيم كه نفت يك دفعه وارد سيستم اقتصاد ايران نشد و قطره قطره كشور را در برگرفت و در اقتصاد تأثيرگذار شد. در اواخر عصر پهلوى حجم صادرات نفتى به صورت درصد به كل صادرات، يك رقمى شد. صادرات نفتى كه از دهه پنجاه افزايش چشمگيرى را نشان مى داد به سطح ۹۰درصد رسيد و بتدريج بحث امنيت و مالكيت كمرنگ شد. در آن سالها به دليل افزايش درآمد دولت، يك هرج و مرج در نظام برنامه ريزى به وجود آمد بطورى كه دولت تعرفه هاى گمركى و مالياتى برروى كالاهاى خارجى را كمرنگ كرد. مشكل دوم اين بود كه بخشهايى هم كه در اثر تزريق پول دولت به گردش درآمده بود قابليت به وجود آوردن مازاد كه همان پس انداز است را در عمل نداشتند. به عبارت ديگر ما براى چرخش اقتصاد و رونق اقتصادى هميشه نيازمند تزريق منابع مالى بوديم. يك زمانى اين منابع مالى از طريق استقراض و بعدها از طريق درآمدهاى نفتى تأمين شد. قبل از آنكه درآمدهاى نفتى افزايش پيداكند غربى ها با جامعه اى روبرو بودند كه مرتب منابع مالى  اش را از طريق وام تأمين مى كرد. آنها ملاحظه مى كردند هرقدر وام به دولت ايران پرداخت مى شود بجاى مصرف در جهت پيشرفت كشور در نظام فاسد ادارى و تشريفات دربار هزينه مى شود. بخاطر همين موضوع بحث اصلاحات را پيش كشيدند و در اين راستا در دهه ۳۰دولت امينى را سركار آوردند. آنها مى گفتند اگر قرار است به ايران وام دهيم، اين وام را در اختيار دولت سالم قرار دهيم. بعدها كه درآمد نفتى افزايش پيداكرد شرايط به حالت قبلى بازگشت و فساد ادارى، ديوانسالارى گسترش يافت و مسأله پس انداز ملى در جامعه حل نشد.
\ كشورهاى غربى درخصوص تشكيل سرمايه چه راهكارها و روشى را پيشه خود كردند؟
> در كشورهاى غربى دولت مركزى در جامعه هزينه مى كند وقتى هزينه صورت گرفت، گردش مالى به وجود مى آيد و بخشهاى اقتصادى به حركت درمى آيد. بعد پولى را كه تزريق شده از طريق مالياتها جمع آورى مى كنند. يكى از شاخص هاى اقتصاد خوب اين است كه مخارج دولت و مالياتها به هم نزديك باشد به عبارت ديگر كسرى بودجه وجود نداشته باشد. اين نكته اى است كه در اقتصاد كشورهاى پيشرفته مورد توجه قرارمى گيرد و ما متأسفانه به دليل وجود نفت به درآمدهاى مالياتى توجه لازم و كافى را نداريم و هميشه دچار كسرى بودجه مى شويم.
\ شما در كتابتان اشاره داشتيد كه سرمايه گذارى تجارى در ايران قبل از كشورهاى غربى وجود داشته اما سرمايه گذارى صنعتى در كشور صورت نگرفته علت اين موضوع را توضيح دهيد.
> در مطالعه پديده هاى اجتماعى بايد به مجموعه عوامل نگاه كرد و نمى توان به يك يا عامل خاص تكيه كرد. به نظر من در اين مورد يك عامل فرهنگى، انسانى دخيل است در نظام فرهنگى ما ايرانيان، پس انداز عملى پسنديده و مثبت تلقى نمى شود هركس كه پس انداز كند، جامعه او را به عنوان يك فرد خسيس مى شناسد ما حتى به يك كارخانه دار كه براى افزايش توليد كارخانه اش تلاش مى كند، نمره منفى مى دهيم. بنابراين من فكر مى كنم اين مسأله به برداشت خاص ما از سرمايه و سرمايه دارى صنعتى برمى گردد. البته علاوه براين خصلت فرهنگى دو مسأله مهم و عمده وجود دارد: اول آنكه سرمايه گذارى بازرگانى و صنعتى تفاوت عمده اى با هم دارند. در سرمايه گذارى تجارى درجه نقدينگى بالاست و شما هر وقت اراده كنيد مى توانيد دارايى تان را به پول تبديل كرده و از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل كنيد. اما در سرمايه گذارى صنعتى كارخانه را نمى توان به راحتى حمل كرد. برهمين اساس در سرمايه گذارى صنعتى امنيت مالكيت مطرح مى شود كه متأسفانه در ايران به لحاظ تاريخى اين مسأله با مشكلات فراوانى روبرو بوده.
براى مثال شما اگر به طور مقايسه اى تاريخ ايران را با اروپا مورد مطالعه و بررسى قرار دهيد ملاحظه مى كنيد در اروپا چهره هاى سياسى، رئيس جمهور و يا حتى پادشاه را خلع مى كردند ولى اموالش را مصادره نمى كردند در صورتى كه در كشور ما در اولين برخورد با يك فرد، اموالش را توقيف مى كردند. اين مشكل مانع از تبديل سرمايه گذارى تجارى به صنعتى شده. نكته ديگر اينكه منابع مالى در ايران از طريق كانال هاى دولتى تقويت شده. جدا از رشوه و رانت خوارى كه در اقتصاد ايران معضلى اساسى عنوان مى شود سرمايه گذارى هاى دولتى در اقتصاد تخصيص بهينه نيست.
مثلاً گاه ديده شده در بخشى سرمايه گذارى توسط دولت صورت گرفته كه به دليل عدم كارايى با بحران بازده و بهره ورى روبرو شده. در اين باره غربى ها مى گويند جهان سوم مملو از ظرفيت هاى خالى است.
\ نقش سرمايه گذارى خارجى درخصوص جبران كمبود سرمايه را چطور ارزيابى مى كنيد؟
> سؤال بسيار خوب و كليدى مطرح كرديد. در اقتصاد امروز ما نياز به پديده هايى داريم كه اين پديده ها بسترى براى توسعه شوند.
يكى از اين پديده ها سرمايه گذارى است. ما اگر به سمت سرمايه گذارى خارجى تمايل پيدا كرده ايم. امرى طبيعى است چون ميان سرمايه گذارى موردنياز براى فرايند توسعه و پس انداز ملى يك شكاف عميق وجود دارد كه بايد با سرمايه گذارى خارجى پر شود. در توسعه عموماً يك اهدافى را تعريف مى كنيم. مثلاً در برنامه ۵ ساله هدف را روى رساندن نرخ بيكارى به يك رقمى و يا تورم يك رقمى تعريف مى كنيم. ما براى رسيدن به اين اهداف نياز به توليد داريم كه اين توليد هم كالا را در جامعه افزايش دهد و هم اشتغال ايجاد كند. در علم اقتصادسنجى با تكنيك هاى خاص براى رسيدن به اين اهداف مشخص مى كنند ما با چه نرخ رشد اقتصادى حركت كنيم. اين شرط اول سرمايه گذارى قلمداد مى شود. بنابراين ملاحظه مى شود كه ما در برنامه مشخص مى كنيم كه به چه سرمايه گذارى نياز داريم. اما وضعيت پس انداز ملى مان مشخص نيست. در اينجاست كه نياز به سرمايه گذارى خارجى خود را نشان مى دهد.
\ عده اى معتقدند وجود تفكر سوسياليستى در جامعه ايران مانع توجه به سرمايه گذارى و انباشت سرمايه شده است. نظر شما در اين مورد چيست؟
> تفكر سوسياليستى قبل از آنكه در نظريات پرودون و ماركس و ...مطرح شود، در ايران وجود داشته كه اين را دولت مدارى عنوان مى كنم نه سوسياليسم. البته بخشى از اين دولت محورى در ايران به وضعيت جغرافيايى فلات ايران برمى گردد. در اين منطقه عنصر كمياب آب بوده نه زمين.... بنابراين توزيع آب مثل توزيع ثروت تلقى مى شد. بسيارى از كشمكش ها در ايران ميان اقوام برسر منابع آبى متمركز شده است و از آنجايى كه هزينه هايى كه براى اين منبع طبيعى صورت مى گرفت مثل ايجاد قنوات و كانال هاى آبرسانى بسيار بالا بود و از عهده زارعى كه مرتباً سهمش در توليد سرانه كاهش پيدا مى كرد، خارج بود. يك نيروى برتر مركزى براى نظارت آن پديد آمد بر همين اساس انديشه هاى اجتماعى ما ايرانيان، بر مبناى اين بستر جغرافيايى جمع گرايانه و دولت مدارانه بوده.
\ البته بخشى از تفكر سوسياليستى ريشه در عنصر عدالتخواهانه بشر دارد.
> عدالت مفهوم گسترده اى دارد وفقط به مفهوم قرارگرفتن هرچيز درسر جاى خود نيست. بطوركلى ريشه نهضتهاى فكرى ما، جمع مدارانه بود كه خود را درعدالت متبلور مى كرد.
در دنيا وقتى احزاب شكل گرفتند، احزاب چپ و راست به موازات هم رشد كردند.
اما در ايران فقط انديشه چپ وجودداشت. شما از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامى به بينش احزاب نگاه كنيد. همه برمبناى تفكر چپ بناشدند.
خب در چنين فضايى كه نخبگان ايجاد كردند طبيعى است كه مردم هم از آنها تبعيت كنند و رفتار اقتصادى خود را با هيأت حاكمه هماهنگ كنند.
\ برهمين اساس است كه ادبيات انقلاب اسلامى هم به انديشه هاى چپ تمايل بيشترى پيدامى كند؟
> به نظرمن زمانى كه نظام حاكم در بلوك شرق به بحران رسيده بود انقلاب ما پيروز شد.
به عبارت ديگر ما زمانى به انديشه هاى اقتصادى سوسياليسمى رجوع كرديم كه آن نظريات دركاربرد عملى دچار مشكل و نقصان بود.
وقتى در سال ۱۹۸۵ طرح پرسترويكا و گلاس نوست توسط گورباچف عنوان شد، اكثرمردم و نخبگان فكركردند بحران چپ به تازگى آغازشده، درحالى كه چنين نبود و طرح اصلاحى گورباچف براى نجات سيستم درحال فروپاشى شوروى بود.
درايران انقلابيون بعد از پيروزى انقلاب چون در رأس مديريت جامعه نبودند و با مشكلات كاراجرايى دمخور نبودند طرح و برنامه اقتصادى خاصى هم درسر نداشتند.برهمين اساس گاه عدالتخواهانه اولويت بيشترى نسبت به الگوى بازار پيداكرد.
\ البته شروع جنگ تحميلى هم عاملى اساسى درنظام برنامه ريزى متمركزبود.
> تأثير نظام برنامه ريزى درجنگ با صلح بسيارمتفاوت است و طبيعى است كه عرصه اقتصادى نياز به دخالت مؤثر دولت دارد.چون به هرجهت درشرايط غيرعادى فشاراقتصادى برروى اقتصاد خانوار سنگينى مى كند.برهمين اساس در دوره جنگ ما شاهد نظام توزيع كالا بسيارگسترده هستيم. بايد بگويم كه ما بلافاصله بعد از پيروزى انقلاب با جنگ تحميلى مواجه شديم.
درچنين شرايطى بسيارى از كارخانه هايى كه قبلاً خصوصى بودند ناچاراً توسط دولت اداره شدند.
بنابراين بعد ازمدتى دولت درنظام توزيع كارخانجات هم وارد قضيه شد و دخالت كرد. مثلاً درآن سالها ديده مى شد كه دولت درتوزيع برنج، روغن، دستمال كاغذى و... دخالت همه جانبه اى دارد. بسيارى معتقدند الگوى مصرفى ما درآن دوران تغيير شديدى كرد.
\ اكنون در آستانه تدوين برنامه چهارم توسعه هستيم. به نظر شما دراين راستا چه راهكارها و روشهايى را بايد اتخاذكنيم تا حداقل در بلندمدت معضل انباشت سرمايه درايران حل شود؟
> ما ناچاريم به سمت خصوصى سازى حركت كنيم. حجم اقتصادى كه در قبض و بسط دولت است، زياد است. برخى از كارشناسان آن را بين ۷۰ درصد تا ۸۰ درصد مى دانند. اين دولت نمى تواند چنين اقتصادى را يدك بكشد.
مثلاً يكى از معضلات دولت در سيستم آموزش و پرورش رايگان است كه با دشواريهاى فراوانى روبرو است.
اگر دركشور يك دانشگاه توسط بخش خصوصى افتتاح گردد دولت فقط يك مشكل در ابتدا دارد و آن هم تأمين وام براى راه اندازى است و ديگر به دنبال گردش كار آن نيست.حجم دولت بايد متناسب با وضعيت كشور باشد.همانطور كه يك كشور يك حجم جمعيتى محدودى را مى تواند حمل كند. سايز دولت بايد با برنامه هاى توسعه همخوانى داشته باشد.البته خصوصى سازى هم ابزارى دارد كه درايران تاكنون رعايت نشده است.دولت در ايران كارخانجات ورشكسته را خصوصى كرد.
طبيعى است اين كارخانجات توسط كسانى خريدارى مى شود كه اهل توليد نيستند. اينها كسانى هستند كه به ارزش املاك و ماده اوليه موجود، قيمت تأسيسات داخلى توجه دارند و بعد از خريد كارخانه آن را به پول تبديل مى كنند. درحالى كه دردنيا فرايند خصوصى سازى به اين صورت است كه ابتدا كارخانجات را سودآورمى كنند و بعد آن را از طريق بورس و يا ابزارهاى ديگر واگذارمى كنند اين نظر حاصل تجربيات جهانى است.
به عنوان مثال آلمانيها حدود ۱۰۰۰ميليارددلار در صنايع آلمان شرقى هزينه كردند و بعد ازاين مرحله، فرايند خصوصى سازى را به جلو بردند.
پس لازم است در فرايند خصوصى سازى در برنامه چهارم بازبينى شود تا با اتخاذ روشهاى مؤثر و متداول در دنيا بتوانيم به توسعه همه جانبه دست يابيم.
گفت وگو با دكتر كيانوش كيانى معاون اسناد ملى
ثبت وقايع تاريخى در ۲۲۵ميليون برگ
162150.jpg
فريال طهماسبى

تمدن ديرينه ايران زمين و ارتباط با ساير دول و ملل، سبب ساز وقايع تاريخى و ملى بسيارى شده است كه شرح اغلب آنهادر اسناد دولتى منعكس است و بهره گيرى از آنها مى تواند وقايع مزبور را آن طور كه اتفاق افتاده و تاريخ اين ملت را رقم زده نشان دهد و هرگونه مطالب غير واقعى و وهم آلود را از نظر ها دور كند.
در كشور ما سندهاى بسيارى وجود دارد كه از ارتباط ايران با ديگر ملت ها در ادوار تاريخى گذشته خبر مى دهد و از تبادل فرهنگى كه ميان آنها صورت گرفته، حكايت مى كند. با زخوانى اين سندها، زاويه هاى جديدى بر روى چشم هموطنان مى گشايد و آنها را با اصل و ريشه ديرينه ملى خود هر چه بيشتر آشنا مى كند.
گفت وگويى با دكتر كيانوش كيانى معاون اسناد ملى در خصوص آشنايى با اسناد تاريخى و چگونگى وظايف و عملكرد هاى سازمان اسناد ملى صورت گرفت كه در پى مى آيد.
\  تاريخچه جمع آورى اسناد تاريخى و ملى به چه زمانى بر مى گردد؟
> خردمندان كشور ما در طول تاريخ به دنبال راز دانش بوده اند و آنچه را كه به دست مى آوردند، در كتيبه هايى نقش مى كردند تا در طول زمان، ماندگارى آنها را حفظ نمايند. در دوره هاى پيش از اسلام ما گنج نبشت داشتيم. به طور مثال در آتشكده ها، مثل آتشكده استخر در استان فارس، گنجينه اسناد دينى را نگه مى داشتند كه همين امر، امروز به كليساها منتقل شده است. بعد از آن، بتدريج رسم تاريخ نگارى و گردآورى اسناد ملى (دولتى) در كشور ما مرسوم شد. به گونه اى كه ما امروزه، يكى از قوى ترين كشورها در اين زمينه به حساب مى آييم. در دوره هاى هخامنشى و بعدها در دوره ساسانيان، انسجام بايگانى هاى دولتى بسيار محكم و قوى بوده است. چنانكه از دوره ساسانيان حكايت مى كنند كه يكى از مهمترين منصبها، منصب نگهدارى اسناد دولتى بوده است. بعدها در دوره غزنويان و سلجوقيان نيز، خزانه اسناد موجود بود، تا اينكه در دوران قاجاريه، از زمان فتحعلى شاه، جميع اسناد و مكاتبات جمع آورى ودر دفتر خانه اى به ثبت رسيد.
\ هدف از گردآورى اسناد ملى و تاريخى چيست و به چه منظور اسناد ياد شده منتشر مى شوند؟
> اولين هدف، نگهدارى سابقه ها است، تا دستگاههاى دولتى كه اطلاعاتى را توليد مى كنند، در آينده نيز براى اطلاع از روند اقدامات و تصميماتشان بتوانند به اين سوابق مراجعه كنند. هدف ديگر، هدف استنادى است. اسناد داراى ارزش استنادى هستند و در هر اقدامى مى توان به آنها تكيه واستناد كرد. از جمله به اسناد مرز ها و مناطق جغرافيايى، اسناد سياسى و اسناد تاريخى مى توان اشاره كرد. نكته ديگر، قابليت پاسخگويى اسناد دولتى است. اسناد دولتى، وسيله اى است تا دولت در صورت لزوم پاسخگوى اقدامات انجام شده باشد و در تصميم گيرى هاى مديريتى، اسناد را به عنوان پيشينه تاريخى ارائه دهد. اينكار سبب تصميم گيرى دقيق تر مديران و پرهيز از دوباره كارى ها مى شود و هدف ديگر جهت تاريخ نگارى مستند است. اسناد دولتى مهم ترين و قابل اعتماد ترين منابع براى «تاريخ نگارى مستند» محسوب مى شوند و براى پژوهش هاى پردامنه تاريخ در زمينه هاى گوناگون كاربرد دارند. از اين رو به دستگاههاى دولتى توصيه مى شود قبل از هر نوع تصميم گيرى ابتدا به پيشينه تاريخى موضوع آنها مراجعه كنند و با استفاده از آنها تصميمات مطمئن ترى اتخاذ كنند.
\  از چه زمانى اسناد كاغذى باقى مانده است؟
> قرن ها گذشت تا دولتها و ديوان ها، ارزشها، ويژگيها و مقتضيات متفاوت اسناد را دريافتند. هخامنشيان، آرشيو پارسه را در استخر فارس بنياد نهادند. اسناد ديوانى ساسانى، قرنها در دژ نبشت شهر «جى» (اصفهان قديم) پايدار ماند. تورات هم، از وجود خزانه پادشاهان ايران (داريوش و كوروش)، كه در آن، اسناد نگهدارى مى شده است، خبر داده است.
ولى امروزه، از آن همه اسناد پيش از اسلام و نيز از آن همه فرمان، حكم، مثال، منشور و نشان پادشاهان، حاكمان و وزيران دوره اسلامى، حتى يك برگ ـ كه مربوط به عصر غزنويان و سلجوقيان باشد در دست نداريم. اما از قديمى ترين مكتوبات كه به شكل كتاب است، يك سيره ابن اسحاق درباره زندگى پيامبرگرامى اسلامى مى تواند نام برد كه متعلق بر ۱۵۰ هجرى است و ديگر كهن ترين نسخه شاهنامه فردوسى است. مربوط به سال ۶۰۰ هجرى كه در موزه فلورانس نگهدارى مى شود.
\ قديمى ترين سند به دست آمده، مربوط به چه دوره  اى است؟
> كهن ترين سند موجود در گنجينه اسناد ملى ايران، مربوط به ربيع الاخر سال ۷۲۶ هجرى قمرى است كه متن آن به خط تعليق (رايج اسناد ديوانى دوره ايلخانى) و اندازه آن، ۶۹‎/۵ در ۲۲‎/۷ سانتى متر است. اين يرليغ (فرمان)، در منطقه اى به نام كوهك صادر شده است و مضمون آن، خارج دانستن يك روستاى فارس از املاك خالصه دولتى و اثبات ملكيت آن، براى كسى است.
\ در قديم، وقايع تاريخى و رويدادهاى ملى به چه صورت ذكر مى شده است؟
> مكتوباتى كه از گذشته و گذشتگان برجاى مانده، يا به صورت «منابع تاريخ نوشته» است يا به شكل «منابع تاريخى». منابع تاريخ نوشته به منابعى مى گويند كه به موضوع تاريخ يعنى تاريخهاى عمومى، سلسله اى و محلى پرداخته باشد، مانند شاهنامه فردوس و تاريخ بيهقى. اما منابع تاريخچه، مكتوبات است كه براى ثبت تاريخ نوشته نشده است ولى استفاده تاريخ از آنها مى شود. مانند ديوانهاى شاعران و ديگركتابهايى كه از آنها مى تواند استنباط تاريخى كرد. آنچه مسلم است، رخدادهاى تاريخى را، مورخ يا به چشم خود مى ديده يا از كسى مى شنيده و يا از روى كتاب ديگرى مى خوانده و سپس آن را به قلم خود، گزارش مى كرده است. سفر نامه ها را نيز بايد به اين مجموعه ها افزود.
\ علت استفاده از واژه هاى ثقيل عربى در زمان تقرير اسناد، چه بوده است؟
> از جمله علتهاى عمده اى كه پژوهشگران ادبى، در توجيه كاربرد واژه هاى ثقيل عربى و در متون گذشته بر شمرده اند، گرم بودن بازار فخر فروشى و تظاهر به عربى دانى در ميان منشيان و دبيران بوده است تا مقبول در بار خلفا و پادشاهان آن عصر قرار گيرد و اين خود، موجب پيدايش نثرهاى فنى و منشيانه گرديد و بازبان رايج مردم آن روزگار ، فاصله بسيار داشته است.
\ بيشترين اسناد تاريخ ما، مربوط به چه دوره اى است؟
> مربوط به دوران قاجاريه و پهلوى.
\ آيا آداب و رسوم طبقات گوناگون، در نوشتن اسناد تأثيرگذار بود؟
>قطعاً محتواى اسناد، چون بر امور روز مره افراد جامعه بر مى گردد و براى حفظ روابط مردم با مردم و جامعه با دستگاههاى ادارى تنظيم شده و مى شود، لاجرم جايگاه اجتماعى آنان به فراخور دخل و ارتباطى كه با موضوع سند دارند، خود به خود در شاكله اسناد، بازتاب پيدا مى كند. بسيارى از اسناد، آينه تمامى نمايش از شيوه زندگى، موقعيت و نوع نگرش طبقات مختلف جامعه است. يا به نوعى نمايانگر نقش و نفوذ افراد در پيدايش و قايع و تأثيرگذارى آنان در روند رويدادها است.
\ كاربرد عملى اسناد تاريخى و ملى براى مردم يك كشور چيست؟
> اسناد تاريخى و ملى به مثابه حافظه تاريخى ملت است و چنانچه بازخوانى و منتشر شوند، مى توانند به روشن كردن زواياى مختلف رويدادهاى سياسى و اجتماعى كشورمان كمك كنند. همچنين مى توان اين اسناد را بخشى از منابع پژوهشى و به عنوان سرچشمه هاى تحقيق برشمرد. از طريق باز خوانى اين اسناد مى توان به سير تطور و تكامل زبان فارسى، نوع مكاتبات مربوط به زمانهاى مختلف و درجه فشار يا آزادى ملتها پى برد و از لابه لاى اسناد نوع فعاليتهاى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى مردم در ازمنه مختلف را دريافت. گرچه به نظر مى رسد كه ما با يك موجود بى جان طرفيم، ولى در واقع با يك جريان زندگى روبه رو هستيم. بحثهاى تاريخى كه شامل پروتكل ها، تفاهم نامه ها وتعهد نامه هاى مى شود، همگى نشان از روند يك جريان زندگى دارند كه ما امروزه به صورت اسناد آنها را مطالعه مى كنيم و از كيفيت ارتباطات و مراسلات و نحوه برخورد مردم كشورمان با ديگر ملل آشنا مى شويم.
\ تحليل شما از جايگاه اسناد تاريخى در كتاب هاى درس و متون دانشگاهى چيست؟
> اسناد تاريخى بايد به كتاب هاى درسى راه يابد تا دانش آموزان و دانشجويان با سابقه تاريخى كشورشان بهتر و دقيق تر آشنا شوند. جاى افسوس است كه چرا از اين همه سندهاى مهم و معتبر تاريخى در تدوين كتابهاى درسى استفاده نمى شود و متن هاى اسناد تاريخى همراه با نمايش عكس ها و آثار تاريخى در كنار كتاب هاى درسى در اختيار دانش آموزان و دانشجويان قرار نمى گيرد.
آنچه امروز نوجوانان و جوانان ما از تاريخ مى آموزند، بيشتر در باره زمان و قايع و اسامى فرمانروايان است، بدون آن كه تحليل درستى از وقايع تاريخى ارائه شده باشد و تفكر تاريخ جوانان را تقويت كند. در بحث آموزش تاريخ بايد فرمايش امير المؤمنين حضرت على(ع) را نصب العين قرار دهيم كه فرموده اند: «چنان در اخبار گذشتگان انديشيده ام و در آثار آنان سير كرده ام، كه گويى يكى از آنان شدم.» در اين صورت تاريخ براى جوانان ما هم شيرين و هم عبرت آموز مى شود و آنان در مى يابند كه تاريخ، صرفاً جريان متعلق به ديروز نيست، بلكه متعلق به امروز هم است و با اتكا به آن، مى توان فردا را ساخت.
\ در حال حاضر، معاونت اسناد ملى به عنوان يك نهاد مهم فرهنگى داراى چه وظايف و عملكردهايى است؟
>معاونت اسناد ملى، سازمان اسناد و كتابخانه ملى از مديريت هاى تشكيل شده است كه به امورى مانند شناسايى، گردآورى، ارزشيابى، طبقه بندى و نمايه سازى، مرمت و آماده سازى، حفظ و نگهدارى و انتشار اسناد مى پردازند.
پس از گذشت بيش از ۴۰ سال مالك اسناد دولتى، معاونت اسناد ملى است. اين اسناد براثر گذشت سال ها، تأثير پذيرى از عوامل گوناگون طبيعى، شيميايى و بيولوژيكى، به آسيب زدايى، اصلاح و مرمت نياز دارند و براى افزايش طول عمر آنها، سندهاى مزبور در مديريت مربوطه مرمت و بازسازى مى شوند. علاوه بر مرمت و نگهدارى اسناد، در دسترس بودن و قابليت استفاده از آنها اهميت فراوان دارد كه براى اين منظور نيز سازمان اسناد و كتابخانه ملى ايران تدابير ويژه اى انديشيده و به اجرا گذاشته است. در حال حاضر، تصوير اسنادى با مراجعه به سازمان در اختيار پژوهشگران قرار مى گيرد كه اميدواريم در آينده با ايجاد شبكه هاى رايانه اى بتوانيم اين اطلاع رسانى را به شيوه هاى نوين نيز به اجرا در آوريم.
\ آيا معاونت اسناد ملى با مراكز اسنادى و آرشيوى دنيا ارتباط دارد؟
> بله. هم اكنون معاونت اسناد ملى با مراكز اسناد و آرشيوى دنيا ارتباط هاى مفيدى دارد و هم اينك عضو شوراى جهانى آرشيو ICA و رئيس آرشيوهاى جنوب و غرب آسيا هستيم. توان كارشناسى معاونت اسناد ملى طى چند سال گذشته مورد توجه مراكز آرشيوى جهان قرار گرفته است. اين معاونت كارشناسان برخى كشورها مانند قزاقستان و جمهورى آذربايجان را در زمينه مرمت اسناد آموزش داده است و تقاضاهايى هم از ديگر كشورها وجود دارد، كه مايلند از توان كارشناسى بالاى اين معاونت بهره مند شوند. همچنين با جمهورى آذربايجان و جمهورى فدراتيو روسيه در سالهاى اخير تفاهم نامه مبادله ميكروفيلم و تصوير اسناد تاريخى منعقد شده است. با توجه به ظرفيت سخت افزارى و نرم افزارى آمادگى تشكيل «اتحاديه آرشيو هاى ملى كشورهاى عضو كنفرانس اسلامى» و يا كشورهاى عضو «اكو» را نيز داريم و قادريم دبيرخانه دائمى اتحاديه هاى مزبور را در كشور مان داير و اداره كنيم.
\ وضعيت كنونى آرشيو و نگهدارى اسناد را در ايران، چگونه ارزيابى مى كنيد؟
> از سال ۱۲۲۱ كه وزير فتحعلى شاه قاجار ملقب به منشى الممالك وزير ديوان رسائل و مدير دارالانشاء شد و پس از آن با تأسيس تشكيلات كلان دولت در سال ۱۲۸۳ هـ.قمرى و بويژه از زمان استقرار مشروطه در ايران و تقسيم و واگذارى اداره امور كشور به وزارتخانه هاى مختلف نخستين گام در سامان بخشى اسناد و پرونده هاى دولتى برداشته شد. توليد انبوه سوابق ادارى به موازات گسترش تدريجى تشكيلات و رشد سازمانها ونهادهاى رسمى، رفته رفته مسؤولان ذيربط را به فكر چاره جويى انداخت و در اين راستا، كوششهاى بى دريغى به عمل آمد تا سرانجام در اين سير تكاملى، تصويب قانون تأسيس سازمان اسناد ملى ايران در هفدهم ارديبهشت ،۱۳۴۹ نقطه عطفى در شكل گيرى آرشيو ملى شد و از آن پس تاكنون، گامهاى بلند و ارزنده اى در جهت تنظيم وتنسيق امور اسناد دستگاههاى مختلف، با هماهنگى اين سازمان صورت گرفته است. همزمان با آن، اسناد بسيار ارزشمندى با حجم نسبتاً بالا، از خاندانهاى اصيل كه در گذشته مصدر امور و متصدى مناصب مختلف ادارى و ديوانى بوده اند، به انحاى مختلف دريافت شد و به مجموعه پر بار آرشيو ملى منتقل شده و بر معناى فرهنگى آن افزوده است. در حال حاصر، اگر چه اقدامات بايسته ديگرى، در دست اجراست و بايد صورت بگيرد، ولى آنچه مسلم است معاونت اسناد ملى، سازمان اسناد و كتابخانه ملى ايران با توجه بر حجم بسيار بالاى اسناد ارزشمندى كه در اختيار دارد و با عنايت به شيوه هاى صحيح ارزشيابى، طبقه بندى و ارائه خدمات آرشيوى ونيروى انسانى زبده و كارآمد در رديف آرشيو هاى پيشرفته جهان قرار دارد و در تلاش است تا بيش از پيش با معيارهاى جهانى، همگون و هماهنگ شود. هم اينك در معاونت اسناد ملى و مناطق مصوب، ۲۲۵ ميليون برگ سند وجود دارد و در حال حاضر نزديك به ۳۰ ميليون برگ سند به شيوه هاى دستى و رايانه اى به پژوهشگران ارائه مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |