دوشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۳ ربيع الاول ۱۴۲۵
Mon, May 3, 2004
ويژه ۴
سال دهم - شماره ۲۷۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
كتاب و كتابخوانى
آرشيو
كند و كاو ميزگرد گروه حوادث؛ درباره دختران و پسرانى
كه با لباس مبدل در جامعه گذر مى كنند
هويت گمشده
162135.jpg
دكتر فدايى ـ روانپزشك: به جز نقش هايى كه به كودكان سپرده مى شود و اشارات محيط و والدين، مسائل اجتماعى نيز در شكل گيرى هويت جنسى نقش دارد

دكتر اكبريان ـ جامعه شناس: بايد توجه كرد كه در تكوين شخصيت انسان، خانواده به عنوان مكان اوليه نقش بسيار مهمى را دارد.
نظام تربيتى غيرمتعارف در خانواده در ايجاد و بروز اين پديده ها دخالت دارد و بازتاب تربيت افراد در جامعه منعكس مى گردد

دكتر صابرى ـ روانپزشك: نبايد عادت كنيم تا مسأله اى حاد شود و بعد بخواهيم در مورد آن ميزگرد تشكيل داده و صحبت كنيم. بعضى چيزها خطرش
از قبل احساس مى شود

دكتر سراج زاده ـ جامعه شناس: در يك نظرسنجى تنها ۵ درصد از مردان دوست داشته اند كه زن باشند ولى نيمى از زنان خواسته اند كه مرد باشند
و از هويت جنسى خود راضى نبوده اند و اين مربوط به مسائل اجتماعى و تبعيض و محدوديتى است كه عليه زنان در جامعه وجود دارد

مقارعه عابد ـ رئيس كانون اصلاح و تربيت: اين بچه ها از نظر شخصيتى اختلال دارند. ضداجتماعى بودن، روان پريشى و رفتارى نژندانه دارند.
پرخاشگرى يكى از ويژگى هاى خاص اين نوجوانان است

فارسى برازجانى ـ قاضى دادگاه اطفال: دختران در سن ۱۲ تا ۱۶ سالگى يعنى دوران راهنمايى بيشتر به سمت اين مسأله كشيده مى شوند و اين به خاطر محدوديت و كنجكاوى است.
اين گونه دختران هيچ نيت بد و خلاف شرعى ندارند فقط مى خواهند مثل پسران آزادى در عمل داشته باشند

انصارى نژاد ـ روانشناس: مبدل پوشى و رفتار جنس مخالف را داشتن در تاريخ ما بوده است و هر جامعه اى نيز با توجه به مسائل فرهنگى و اجتماعى اش با آن كنار آمده است ولى در جامعه ما با حذف يكسرى از مسائل روبرو است

• بقيه از صفحه ويژه ۱

\ چگونه مى شود كه فردى اين حالت را پيدا مى كند؟
دكتر صابرى: يك بچه ۲‎/۵ ساله را وقتى ببينيد و از او بپرسيد كه تو پسر يا دختر هستى؟ خودش مى داند كه دختر است يا پسر. در همان سن او مفهوم پسر بودن يا دختر بودن را مى فهمد درحالى كه در آن سن او هنوز مفهوم خير و شر يا ضرر و نفع را متوجه نيست و حتى از خطر، مرگ و مفاهيم ديگر باخبر نيست. ولى جنسيت و مفهوم آن را متوجه مى شود. اين نشان مى دهد تعبير پسر يا دختر بودن فى ذاته فكر و ذهن خيلى ها را به اين سمت حركت داده است كه اين يك مسأله بيولوژيك است كه در درون انسان از ابتداى خلقت نهاده شده است.
فرضيه هاى زيادى وجود دارد مثل تأثير بعضى هورمون ها و مواد شيميايى در ماه هاى پنجم و ششم باردارى كه تغييراتى را در ساختمان هاى حياتى مغز ايجاد مى كند و در آنجا است كه بچه مى تواند چيزهايى را كه به آن رسيده است به لحاظ شناختى بيان كند كه اين پسر و دختر بودن جزو آن است. همه به ياد دارند كه در كودكى خود را دختر يا پسر معرفى كرده اند و در بازى ها به سمت بازى و لباس دخترانه يا پسرانه رفته اند. بنابراين به نظر مى آيد كه اين مسأله از كودكى شروع مى شود و ادامه مى يابد.
\ در بعضى موارد خانواده اى فرزند پسر يا دختر دوست داشته وقتى فرزندى با جنسيت متفاوت دارد با پوشاندن لباس دخترانه به پسر يا پسرانه به دخترش، آيا در شخصيت او و ايجاد زمينه در اين ميان نقش دارد؟ يا در بچه هايى كه با شيطنت لباس جنس مخالف را مى پوشند مؤثر است؟
دكتر صابرى: تمايل خانواده روى اين مسأله نقش ندارد. زمانى جزو علل عنوان مى شد ولى الآن اينگونه اعتقاد ندارند. يا شيطنت هاى بچگانه ارتباطى به اين مسأله ندارد. بچه هايى كه دوست دارند در قالب لباس جنس مخالف شيطنت كنند اين مسائل اگر اختلال نباشدگذرا است.
\ به لحاظ جامعه شناسى چگونه به اين مسأله مى شود نگاه كرد؟
دكتر سراج زاده: من با زاويه ديگرى بحث را دنبال مى كنم. عوامل مؤثر بر شكل گيرى اين وضعيت اختلال هويت جنسى يا تمايل به رفتار از سوى فردى كه تظاهرات رفتارى اش متفاوت با ظاهر بيولوژيك او است در رفتار او، در پوشش يا تمايلات و الگوهاى مطلوب رفتار جنسى اش؛ متفاوت رفتار مى كند.
بعضى از اين افراد دچار اختلال شخصيت هستند كه گاهى ناشى از خانواده توأم با آسيب، مادر با شخصيت اقتدارگونه يا پدر است، عوامل كرموزومى و هورمونى هم در بعضى موارد مدنظر است اما وقتى كه ابعاد و شمار اين رفتارها فراوان مى شود چه نمودهاى الگوهاى مطلوب رفتار جنسى و ... تئورى صرفاً روانى، بيولوژيك كافى نيست و به عوامل اجتماعى بايد اشاره شود.من بحث ام را با چند سؤال مطرح مى كنم و آن اين است كه در جامعه ايران اين موضوع چقدر به عنوان يك مسأله اجتماعى مهم و مطرح است؟ آمار نشان مى دهد اين روند به سوى افزايش يا كاهش است؟ اگر آمار روبه افزايش است بايد يك زمينه سازى ذهنى ايجاد شود.
162126.jpg
\ چه مسأله اى باعث مى شود كه اشخاص تمايل داشته باشند تا در قالب جنس مخالف خود قرار گيرند؟
دكتر سراج زاده: گرايش به داشتن هويت جنسى متفاوت با اعلام اينكه مى خواهم هويت جنسى متفاوت داشته باشم با بحران هويت جنسى فرق مى كند. اخيراً براساس نتايجى كه دفتر طرح ملى وزارت ارشاد و طرح پيمايش ملى منتشر كرده است سؤالى شده است كه اگر دوباره به دنيا مى آمديد دوست داشتيد مرد بوديد يا زن؟ ۵ درصد از مردان پاسخگو اعلام كرده اند كه دوست دارند زن باشند ولى در بين زنان نزديك به ۴۷ درصد يا نيمى از آنان خواسته اند كه مرد باشند و از هويت نسبى خود راضى نيستند.
اين عدم رضايت بااختلال هويت جنسى متفاوت است و مربوط به دلايل اجتماعى است. زنان به علت تبعيض عليه زنان در جامعه و محدوديت بيشتر به عنوان يك آرزو دوست دارند مرد باشند ولى مردان به علت داشتن مشكلات كمتر از جنسيت خود راضى هستند و تنها ۵ درصد از آنان خواستار جنسيت زن هستند و اين افراد شايد دچار اختلال باشند.گرايشى كه در ميان زنان به سوى مرد شدن است در نوجوانى نمود بيشترى دارد.دخترى كه تيپ پسرانه مى زند تا در جامعه راحت تر باشد و محدوديت كمترى داشته باشد. جامعه بايد اين مسأله را جدى بگيرد كه نيمى از زنان از زن بودن خود راضى نيستند و بايد در جامعه شرايط به گونه اى ديگر تغيير يابد.
دكتر صابرى: در پاسخ به سؤال شما و اينكه اين موضوع چقدر اهميت دارد و در چه سطحى مشكل ايجاد كرده است به نظر من بايد اصلاً عادت نكنيم تا مسأله اى حاد شود و بعد بخواهيم در مورد آن ميزگرد تشكيل دهيم.
مدتها قبل در دانشگاه كرمان در مورد ايدز و مشاهده اين بيمارى در استانهاى كشور در يك مصاحبه مطبوعاتى من در مورد علايم، عوارض و روش شناسايى و انتقال و… صحبت كردم كه با يك واكنش منفى روبرو شد كه چرا هنوز موضوعى كه مطرح نيست بايد در سطح رسانه ها و مطبوعات بيان شود.
بعضى چيزها خطرش از قبل احساس مى شود بخصوص در جوامع امروز كه اطلاع رسانى قوى و سريعتر شده است. اهميت و ضرورت حاد پيدا مى كند. راجع به اعتياد اين همه صحبت شده است ولى هنوز موفقيتى حاصل نشده است يا در مورد طلاق. در صورتى كه در بهداشت روان پيشگيرى اوليه، ثانويه و ثالثه مطرح است.
در پيشگيرى اوليه به محض اينكه احساس كرديم مشكلى در حال ايجادشدن است يا ممكن است ايجاد شود نبايد بگذاريم كه اين مشكل به وجود آيد.
حالا اگر مشكلى پيش آمد در پيشگيرى ثانويه بايد ببينيم كه چگونه مى شود آن را كنترل و درمان كرد در اين مرحله بايد فقط دنبال توانبخشى، نگهدارى و… برويم و در اين زمينه كار مهمى در جهت درمان آن مسأله نمى توانيم بكنيم.
اختلال هويت جنسى در كتب خارجى يك درصد هزار شيوع دارد يعنى حدود ۷۰۰نفر در كشور ما بايد با اين مشكل روبرو باشند ولى به لحاظ فرهنگ پايين و اجبارها… درصدى شناخته نمى شوند. مثل خيلى از خودكشى ها يا چندماه پس از يك ازدواج فردى كه ظاهراً زن است و احساسات مردانه داشته است و به لحاظ مسائل فرهنگى و مذهبى نتوانسته است اين احساسات را بروز دهد دچار مشكل شده است. اين افراد چون جامعه و فرهنگ مشكل آنان را نمى پذيرد دست به خودكشى زده اند.
بنابراين به نظرمى رسد آمار يك در ۲۰هزار نفر است بنابراين در كشور ما حدود ۴هزار نفر بايد باشد كه اين مشكل را دارند. ولى مسأله اين است كه اين شخص افراد زيادى را هم با خود درگير مى كند از خانواده گرفته تا همسايه و همكار و هم مدرسه اى و…
يك مورد دانشجويى بود كه در رشته دندانپزشكى تحصيل مى كرد و مبتلا به اين اختلال بود، تمام دانشكده را دچار مشكل كرده بود بنابراين در واقع درست است كه تعداداين افراد كم است ولى اين تعداد كم افراد زيادى را به لحاظ خانواده، اجتماع و قانون دچار مشكل مى كنند.
افراد خلافكار، سوءاستفاده گر و… در جامعه با ديدن اين افراد دنبال فرصت هستند و كم كم يك موضوع علمى و درمان تبديل به يك معضل مى شود كه جمع كردن آن مشكل است.
\ شما تاكنون چند مورد دوجنسى داشته ايد؟
دكتر صابرى: از سال ۷۶ تاكنون كه در پزشكى قانونى هستم حدود ۳۵۰مورد ديده ام. جالب اين است كه تعداد دخترانى كه تمايل به پسر شدن دارند، در آمار كتابها كمتر است و پسرى كه مايل است دختر شود، سه تا ۹ برابر بيشتر است، اما در مشاهدات ما تقريباً آمار نصف است. از اين ۳۵۰ نفر، دويست نفر پسر بودند كه تمايل به دختر شدن و ۱۵۰ مورد دختر علاقه مند به پسر شدن بود.
\ چرا؟
دكتر صابرى: دليلش اين است، پسرى كه دختر مى شود، با مقاومت شديد جامعه و خانواده روبرو مى شود و وقتى براى درمان، مشاوره مى كنيم، والدين مى گويند پسرى فاسد است و بايد طرد شود و از شناسنامه ما اسمش حذف شود و از ارث محروم گردد، ولى اگر دخترى رفتار پسرانه داشته باشد، خانواده او را حمايت مى كند تا جنسيتش عوض شود، زيرا به صورت ناخودآگاه مردم مايلند كه مرد باشند و خانواده ها پسر مى خواهند نه دختر، بنابراين آمارى كه در كتب خارجى آمده، درست است و مراجعين پسر ما به لحاظ مقاومت خانواده و جامعه كمتر هستند. نتيجه اين مقاومت انحراف و جرم است، چون اجازه داده نشده كه از لحاظ علمى چاره جويى شوند و به راههاى مجرمانه كشده مى شوند.
\ پيرامون دختران پسرنما و پسران دخترنما و اينكه سابقه اين موضوع به كى بر مى گردد، بفرماييد.
انصارى نژاد: اين مقوله مثل ساير پديده هاى اجتماعى، انسانى كه در دهه اخير مطرح شده است، مى باشد مانند فرار، ايدز، پرخاشگرى نوجوانان در مصرف الكل و... كه در كشور ما به تازگى مطرح شده است، فرار در دهه ۵۰ ميلادى بوده است. مبدل پوشى و رفتار جنس مخالف را داشتن در تاريخ ما بوده است و هر جامعه اى با توجه به مسائل فرهنگى ـ اجتماعى اش با آن كنار آمده است، ولى در جامعه با حذف يك سرى از مسائل روبرو است.
ما يك جامعه منحصر هستيم و با اين مسأله براى شخص و خانواده او تصميم گيرى و حمايت سخت است.
\ مواردى كه مشاهده كرده ايد، به لحاظ آمارى چگونه است؟
انصارى نژاد: به صورت اختلال در جامعه ما هست و ما در حد استانداردهاى بين المللى هستيم و دخترانى كه تيپ پسرانه مى زنند، ۲۰ برابر پسران هستند و اين با مسائل فرهنگى توجيه مى شود، دختران محدودتر هستند، فرصتهاى برابر كمترى دارند، مشكلاتشان بيشتر است، در مواردى تا وقتى كسى متوجه نشده كه شخصى دختر است، او توانسته به صورت سالم كار كند و زندگى نمايد، ولى اين دختر با تيپ پسرانه وقتى جنسيت واقعى اش فاش شده است، انحرافات او نيز شروع شده است.
\ با توجه به مسؤوليت و تجارب شما در كانون اصلاح و تربيت و اينكه يكى از مراكزى هستيد كه اين بچه ها پس از دستگيرى در آنجا وارد مى شوند، چه نگاهى در اين مورد داريد؟
مقارعه عابد: من در مورد بچه هايى صحبت مى كنم كه از طرف مرجع قضايى به ما معرفى مى شوند. طبق آمار، اين بچه ها از نظر هوشى بهره متوسط رو به بالايى دارند و گاهى رفتار هوشمندانه از آنان ديده مى شود.
دستگيرى اينها كه به صورت تنهايى يا به كمك اعضاى يك باند مرتكب بزه مى شوند، ديرتر صورت مى گيرد، زيرا اين بچه ها زيركى خاصى دارند. حتى بعضى از اين بچه ها در رده ممتاز هستند، بخصوص دختران.
\ از نظر شخصيتى چگونه اند؟
مقارعه عابد: از نظر شخصيتى اختلال دارند. ضد اجتماعى بودن، روان پريشى و رفتار نژندانه دارند. پرخاشگرى يكى از ويژگيهاى خاص اين نوجوانان است. شكستن شيشه، برخورد ضد اجتماعى، همرنگ نيافتن و با گروه همراه نشدن از ويژگى آنها است.
\ شروع انحرافات در آنها از چه سنى بيشتر است و خانواده ها از چه گروه سنى بايد بيشتر احساس خطر كنند؟
مقارعه عابد: شروع انحراف در آنها از ابتداى بلوغ و نوجوانى است كه با درگيرى و تعارض با اعضاى خانواده و فرار نوجوان از خانه آغاز مى شود. معمولاً راجع به نوجوانان ما اينگونه بررسى بوده كه قبل از فرار دوستانى داشته اند كه محرك آنها قلمداد شده اند، مكانهاى مناسبى براى اقامت شبانه روزى گروهى دونفره يا چندنفره داشته اند. در دختران اين مشكلات از هنگام بلوغ شروع مى شود، ولى در پسران قبل از زمان بلوغ است، بعد از بلوغ شرايط در پسران سلب مى شود و اين به خاطر تغيير نماى جنسيت است، ولى در دختران به لحاظ فيزيكى بعد از بلوغ به صورت پنهانى است كه مى تواند خود را پسر جلوه دهد. درشتى يا ريزى اندام مناسب براى پوشش پسرانه است.
\ چه خطراتى در اين افراد كه با جنس ديگرى اقدام به فرار مى كنند، وجود دارد؟
مقارعه عابد: اينها چون ابتداى فرار جنسيت خود را پنهان مى كنند، از آنان سوء استفاده نمى شود، ولى با رفتار پرخاشگرانه، مصرف الكل و حشيش در گروه لو مى روند و مورد سوء استفاده شديد و بيرحمانه قرار مى گيرند.
\ به نظر شما چرا دختران يا پسران خود را به صورت جنس ديگرى درآورده و در جامعه معرفى مى كنند؟
مقارعه عابد: محدوديت بر جنس مؤنث از مواردى است كه موجب نارضايتى از سوى دختران است. دختران در خوابگاه شبانه روزى محدوديت دارند، به اين علت ميل به اين كار در آنان بيشتر است. بعضى از اين بچه ها از بهزيستى فرار كرده اند. عدم صحبت با جنس مخالف موجب تشديد اين مسأله مى شود. براى مثال: دخترى به نام الناز، «الى» مى شود و بعد «على» نام مى گيرد كه سوار موتور مى شود.
يا موردى داشتيم كه اسماعيل، ليلا مى شود يا مونا مى شود رضا.
بچه هايى كه محدوديت بيشتر دارند و فشار جامعه به آنان بيشتر است، از نظر بروز توانمندى خودشان، نمى توانند خود را خوب معرفى كنند، به اين علت مسير انحراف را آرام آرام طى مى كنند و برخلاف طبيعت خود رفتار مى كنند.
\ خانواده چه بايد بكند؟
مقارعه عابد: خانواده به جاى يافتن حل تعارض معمولاً نوجوان را طرد مى كنند و ارتباط خانواده با نوجوان قطع مى شود و متأسفانه خانواده در اين مورد با نوجوان سختگيرى مى كند كه موجب تشديد مشكل است. برگرداندن اين بچه ها به سختى امكانپذير است و اين طرد شدن ها و فاصله ها باعث مى شود تا آنان راه ديگرى جز بزهكار بودن پيدا نكنند.
\ پسران كه مشكلات اجتماعى كمترى دارند، چرا در قالب يك دختر در مى آيند؟
مقارعه عابد: اين پسران به دليل مشكلات محيطى و تربيتى نمى توانند در جمع دختران بزرگتر يا زنان القاء رفتار شوند.
وقتى پسرى در جمع زنانه و دخترانه قرار مى گيرد و الگوى خود را مادر يا خواهر خود مى داند، در خانواده هاى گسسته يا ترحمى كه در مورد دختران در جامعه است، خود را به صورت دختر در مى آورد. براى مثال، پسرى كه مى بيند درآمد يك دختر گدا از يك پسر گدا بيشتر است يا از او آدامس بيشترى مى خرند، ترجيح مى دهد كه دختر باشد.
اين بچه هاى دخترنما پس از دستگيرى، با زيركى در برابر پليس برخورد مى كنند و حتى در جرايد به عنوان يك دختر شناخته مى شوند. مشكل اين است كه وقتى سطحى برخورد مى كنيم فرآيند آن علمى نخواهد بود و نگاههاى غلطى هم منتقل خواهد شد. از سوى ديگر، اين موضوع را در جامعه هم نمى شود مطرح كرد، به اين علت عده اى از اين بچه ها كه در اين گروه هستند، كشف نمى شوند.
در پسران دوران قبل از بلوغ آزادى بيشتر نسبت به گروه دختران است، بنابراين اگر به سمت ميل به تغيير جنسيت پيدا كنند، به راحتى مورد سوء استفاده جنسى قرار مى گيرند. به هرحال پاسخ به نيازهاى هر نوجوان اگر در زمان خودش نباشد، به شكل يك انحراف بروز مى كند كه يكى همين موضوع است.
دكتر صابرى: موضوع دختر پسرنما و پسر دخترنما با اختلال هويت جنسى متفاوت است. سالهاست كه ما روى اختلال هويت جنسى كار مى كنيم. مثلاً مهندس كامپيوتر داريم كه مجوز عمل جراحى به او داده ايم. اينها انجمنهاى خودشان را تشكيل داده اند. بايد مراكزى براى فهم اين افراد باشد.
پسرى كه شكل دختر مى شود و سوار موتور مى شود يا شيشه مى شكند يا پنجه بوكس دارد، تحت عنوان اختلال سلوك و شخصيت ضد اجتماعى يا مشكلات خلقى يا اختلال شخصيت مرزى تحت بررسى قرار مى گيرد.
\ افرادى كه اقدام به معرفى خود به عنوان جنس مخالف كرده و با پوشيدن لباس پسرانه يا دخترانه برخلاف جنس خود در جامعه ظاهر مى شوند، مرتكب جرم مى شوند يا نه؟
فارسى: به لحاظ قانونى شخص بيمار مجرم نيست. در اين مورد تحقيقى علمى نشده است، كانون اصلاح و تربيت آمارى ارائه داده است، ولى بايد روى آن كارشناسى شود.
از روى برخورد تجربى نكاتى را اشاره مى كنم. اول اينكه فرهنگ اجتماعى خودمان را نبايد با كشورهاى خارجى مقايسه كنيم، يك سرى از مسائل فرهنگى، مذهبى و اجتماعى ما با كشورهاى ديگر متفاوت است.
162054.jpg
\در دادگاه تعداد پسران دختر نما بيشترند يا دختران پسر نما ؟
فارسى: مراجعه كننده پسر كمتر است. در ۹۰ درصد دختران اين مسأله از ۱۲ تا ۱۶ سالگى است، زيرا اين سن و بالاى اين سن به ندرت دخترى را داريم كه تيپ پسرانه بزند. دختران در دوران مدرسه راهنمايى بيشتر به اين مسأله كشيده مى شوند. به نظر من، همه را نمى توان به تحولات جنسى ربط داد. براى مثال، دخترى بود كه در محله استخر تنها وارث يك خانه قديمى بود. وقتى در دادگاه از او پرسيدم: چرا تيپ پسرانه زدى؟ گفت: از ترس، نمى خواستم در محله دخترى تنها معرفى شوم و كسى مرا مورد آزار و اذيت قرار دهد. خب، اين معيار با جامعه غربى متفاوت است. يك مورد ديگر مربوط به دخترى بود كه لباس پسرانه پوشيده بود، مى گفت چون شرايط استخدام براى پسرانى كه تحت حمايت خانواده نيستند، راحت تر است، به اين علت با گذاشتن يك كلاه، شغل پسرانه براى خودم دست و پا كردم. بنابراين محدوديت نسبت به استخدام بخصوص براى بچه هايى كه از خانواده خود جدا شده و به شهرهاى بزرگ مى آيند، بيشتر است.
يك مورد ديگر مربوط به دخترى بود كه تيپ پسرانه زده بود، مى گفت: عاشق موتورسوارى هستم و من مى خواستم با آزادى موتورسوارى كنم و آزاد باشم.
من در بررسى هايم پى برده ام اين بچه ها نيت بدى و خلاف شرعى هم ندارند، فقط به خاطر آزادى عمل در پسران است كه دختران به سوى پسر شدن مى روند، ولى در كشورهاى خارج، اين محدوديت نيست.
فارسى: بله، كنجكاوى در نوجوانان هم هست. دو بچه بودند كه در مدرسه با هم تصميم مى گيرند تا پسر شوند و به خيابان بيايند و ببينند چگونه است. هر دو دختر سالم بودند، ولى كنجكاوى وادارشان به اين كار كرده بود. حتى موهاى دستشان را پررنگ و مشكى كرده بودند.
\ شما چه ديدگاهى نسبت به اين مسأله از نظر جامعه شناسى داريد؟
دكتر اكبريان: از ديدگاه روانشناسى و جامعه شناسى قطعاً به سبب وجود پاره اى از عوامل است كه فرد دچار تغيير جنسيت گشته و يا گرايش آن را پيدا مى كند. در واقع از جمله مهمترين عوامل به نقش محيط مى توان اشاره نمود. اگر بخواهيم در جريان شكل پذيرى شخصيت انسان به نقش دو عامل درونى (وراثت) يا بيرونى (محيط) اشاره نماييم، تا حدودى مى شود گفت تأثيرگذارى نقش عوامل بيرونى در اين مهم بيشتر است.
\ خانواده در به وجود آمدن اين نقشهاى كاذب چه نقشى دارد؟
دكتر اكبريان: همواره بايد توجه كرد كه در تكوين شخصيت انسان، خانواده به عنوان مكان اوليه نقش بسيار مهمى دارد. مى دانيم كه اكثريت ديدگاهها به آسيب پذيرى انسانها به صورت بالفطره معتقد نيستند و از نگاه آنان نگرشها و باورهاى عاميانه حاكم بر خانواده مى تواند زمينه هاى اين آسيب پذيرى را فراهم كند. بر فرض اگر در خانواده اى اين گفتار عاميانه مطرح گردد كه دخترمان يك مرد است يا شبيه به پسرها است يا كاش تو پسر بودى يا دختر بودى... متأسفانه اين تعابير و رواج آن مى تواند گرايش به موضوع مورد بحث را در دختران و پسران باعث گردد، پس مى توان نتيجه گرفت نظام تربيتى غير متعارف در خانواده در ايجاد و بروز اين پديده ها دخالت دارد و بازتاب تربيت افراد در جامعه منعكس مى گردد، در واقع بايد عنايت داشته باشيم هرگز نمى توان منش اجتماعى را از منش فردى جدا كرد. منش اجتماعى نشأت گرفته از منش فردى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |