سه شنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۴ ربيع الاول ۱۴۲۵
Tue, May 4, 2004
ضميمه ۱
سال دهم - شماره ۲۷۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
• « ايران ديپلماتيك» را در صفحات ضميمه بخوانيد.
يادداشت
نبرد بزرگ در «وادى شام»
• « ايران ديپلماتيك» را در صفحات ضميمه بخوانيد.
162294.jpg
انفجارهاى «دمشق» پس زلزله هاى زلزله بزرگتر در «بغداد» يعنى سقوط رژيم صدام حسين هستند. سقوط صدام و استقرار ۱۴۰ هزارنظامى آمريكايى درعراق، محاصره امنيتى سوريه را كامل كرده است.
اكنون نبرد سنتى سوريه و آمريكا وارد فاز جديدى شده است. آمريكايى ها، سورى ها را به كمك غيرمستقيم به چريك هاى مسلح سنى در غرب عراق از طريق اغماض نسبت به ورود و خروج هاى غيرمجاز از طريق مرزهاى خود با عراق متهم مى كنند و سوريها آمريكا را به حمايت از فشارهاى آريل شارون عليه دمشق، در واقع، سوريها و آمريكايى ها زبان همديگر را فهميده اند. كشاندن نبرد به زمين دشمن.
سرنگونى رژيم صدام حسين و استقرار نيروهاى نظامى آمريكا در مرزهاى مشترك عراق و سوريه و تحولات داخلى جديد عراق، باعث تغييرات اساسى و جدى محيط سياسى ـ امنيتى خاورميانه شده است و سوريه احساس مى كند كه محيط جديد، تهديدات جديد و جدى ترى را عليه امنيت ملى اين كشور، به وجود آورده است.
مهمترين تهديد، از نگاه هيأت حاكمه سوريه، تغيير نقش عراق در معادلات اعراب و اسرائيل است. از نگاه سوريه، عراق صدام حسين يك رژيم ضدآمريكا، و ضداسرائيل بود كه درا واخر دوره حيات خود به سوريه نزديك شده بود و رقابتهاى تاريخى ـ ايدئولوژيك بين دو شاخه حزب بعث به نفع همكاريهاى دفاعى ـ امنيتى دو كشور مسكوت گذاشته شده بود، اما اكنون آمريكايى ها پس از سقوط صدام و سرنگونى دولت بعث، درحال طراحى و راه اندازى يك حزب بعث جديد و همسو با واشنگتن در عراق جديد هستند، حزبى كه به نظر مى رسد براى بعثى هاى حاكم بر سوريه يك رقيب جدى و متفاوت با گذشته باشد.
اكنون سوريه احساس مى كند كه عراق جديد در معادلات اعراب ـ اسرائيل، نقش گذشته را ايفا نخواهد كرد و از سوى ديگر، به دليل فشارهاى آمريكا، نزديكى گذشته را به سوريه نخواهد داشت.
دمشق همچنين احساس مى كند كه پس از تغيير رژيم سياسى عراق، محاصره امنيتى سوريه توسط رژيم هاى دشمن، متحد دشمن يا غيردوست كامل شده است، زيرا اكنون سوريه با اسرائيل (دشمن) تركيه (متحد اسرائيل) ، اردن (تحت تأثير آمريكا و انگليس) و عراق جديد (تحت نفوذ آمريكا) همسايه است و اين درحالى است كه لبنان كه تحت نفوذ سوريه قرار دارد، وزن چندانى به سوريه در معادلات موجود اضافه نمى كند و فقط جنبش حزب الله در درون اين كشور يك كارت مهم براى دمشق به شمار مى رود و اين درشرايطى است كه آمريكا و اسرائيل در حال وارد ساختن فشار مشتركى به حزب الله نيز هستند.
درشرايط جديد، آمريكا نيز با استفاده از فضاى ذهنى و روانى تغيير صدام، در صدد فشار براى تغيير رفتار سوريه و در صورت حصول شرايط مقتضى تغيير حكومت بعث در دمشق است لذا ۷ مرحله فشار را بر سوريه تدوين و تنظيم كرده است:
۱ـ اتهام همكارى با رژيم بعث عراق و ارسال تجهيزات نظامى از جمله تجهيزات ديد در شب براى اين رژيم طى دوران جنگ با آمريكا
۲ـ اتهام پناه دادن به مقامهاى فرارى رژيم بعث
۳ـ اتهام انباركردن سلاح هاى كشتار جمعى عراق
۴ـ اتهام مخفى كردن دارايى هاى چندميليارددلارى صدام و سايرمقامات بعث
۵ـ اتهام توليد و انبار سلاح هاى كشتار جمعى
۶ـ اتهام حمايت از گروههاى نظير حزب الله، حماس و جهاد اسلامى كه از نظر آمريكا و اسرائيل تروريست هستند.
۷ـ اغماض نسبت به ورود تروريست هاى عرب و خارجى از مرزهاى سوريه به خاك عراق.
در اين چارچوب آمريكا حمله هوايى اسرائيل به سوريه را محكوم نكرد و مجازات هاى اقتصادى جديدى را نيز عليه سوريه اعمال كرد و هر روز به بهانه اى فرماندهان و مسؤولان آمريكايى در عراق، عليه دمشق ونقش منفى آن در ناآرامى هاى عراق سخن مى گويند.
از طرف ديگر سوريها كه با تركيه در يك موضوع يعنى ناخرسندى از تحولات داخلى عراق، اشتراك نظرد ارند و بخشى از اين اشتراك نظر، مربوط به ديدگاههاى دو كشور در مورد ضرورت جلوگيرى از طرح فدرالى شدن عراق است، درصدد يارى طلبيدن از تركها هستند، اما آنكارا درحال محاسبه ميزان انتقاد و يا رويارويى با آمريكا در مسأله كردهاى عراق است. اين درحالى است كه درگيرى هاى اخير اعراب و كردهاى سوريه در شهر «قاميشلى» (بزرگترين شهركردنشين سوريه) نگرانى هاى دمشق را افزايش داده است و آنكارا و دمشق درباره خطر روياروشدن با سيل فزاينده خواسته ها و تقاضاهاى كردهاى خود نگران تر شده اند.
از ديدگاه سوريه و تركيه جلوگيرى از تثبيت و اجراى طرح  فدرالى شدن كه كردهاى عراقى در پى آن هستند يك ضرورت فورى است، زيرا كردهاى ذى نفوذ درشوراى حكومتى عراق نظير «جلال طالبانى» و «مسعود بازرانى» در حال فشار به ساير اعضا براى تثبيت كردن اين موضوع هستند و دمشق و آنكارا اين امر را مقدمه تقويت هويت سياسى مستقل كردهاى عراق و در مرحله بعد تشكيل دولت مستقل كرد تلقى مى كنند. درواقع، تركيه و سوريه با دلايل متفاوت يا مشترك درصدد نزديك كردن مواضع خود در مورد بحران  عراق هستند. از سوى ديگر، درحالى كه پيش بينى مى شود دمشق و آنكارا درصدد ترغيب تهران به پيوستن به اين فرآيند وروند باشند. با توجه به نوع روابط و نزديكى جمهورى اسلامى ايران به اعضاى شوراى حكومتى عراق، ديپلماسى ايران با تركيه و سوريه در مواردى برپايه همكارى (نظير مخالفت با تشكيل دولت مستقل كرد) و در مواردى متفاوت است، زيرا اكثر اعضاى شوراى حكومتى عراق ازد وستان يا نزديكان جمهورى اسلامى ايران هستند و حمايت از شوراى حكومتى در كنار دو اصل ديگر ۱ـ مخالفت با ادامه حضور آمريكا در عراق ۲ـ مخالفت با احياى رژيم بعث سه اصل مهم ديپلماسى ايران در قبال محيط جديد عراق هستند.
آغاز نبرد قبل از حمله به عراق
جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا چندى قبل، تصميم مجالس سنا و نمايندگان در مورد اعمال مجازات هاى اقتصادى عليه سوريه را تصويب كرد؛ تصميمى كه طى آن مجلس سنا با ۸۹ رأى موافق و ۴ رأى مخالف و مجلس نمايندگان با ۳۹۴ رأى مثبت، به شديدترين مجازات هاى واشنگتن عليه دمشق در تاريخ روابط دو كشور رأى دادند.
«مايكل لدين» از مؤسسه «آمريكن اينترپرايز» دو روز پيش از ورود سريع نيروهاى آمريكايى به قلب بغداد در مطلبى باعنوان «سوريه بايد در نوبت قرار گيرد» نوشت: زمان آن رسيده است كه ديگر سردمداران ترور به زير كشيده شوند.
اولين اتهام از سوى واشنگتن عليه دمشق نيز در روزهاى اول حمله آمريكا به عراق و با طرح اتهام ارسال تجهيزات ديد در شب از سوى سوريها براى ارتش صدام شروع شد. «دونالد رامسفلد»  هشدار شديداللحنى به ايران و سوريه دادو آنها را از دخالت در بحران عراق برحذر داشت.
رامسفلد، سوريه را به ارسال تجهيزات نظامى از جمله تجهيزات ديد در شب براى عراق متهم كرد و گفت كه آمريكا ارسال تجهيزات براى رژيم عراق را يك «عمل خصمانه» از سوى دمشق تلقى مى كند.
اين اتهامات بعد از سقوط صدام نيز ادامه يافت. «وينس بوكس» معاون فرمانده عمليات اشغال عراق ۴روز پس از سقوط صدام اعلام كرد: نيروهاى آمريكايى در بخشهايى از مناطق مرزى عراق با سوريه مستقر شده و كنترل مسيرهاى رفت و آمد بين دو كشور را بر عهده گرفته اند و اين اقدام براى جلوگيرى از فرار مقامات حكومت قبلى بغدادبه سوريه و همچنين ورود داوطلبان جنگى عرب به داخل عراق اتخاذ شده است.
او گفت: سربازان آمريكايى براى مراقبت بهتر از مرزهاى عراق با سوريه حضور بيشترى در آن مناطق خواهند داشت. رامسفلد نيز در واشنگتن تأييدكرد: سربازان آمريكايى لوله نفتى عراق به سوريه را مسدود و صدور روزانه حدود ۲۰۰هزار بشكه نفت از اين طريق به سوريه رامتوقف كرده اند.
رامسفلد مدعى شد صدور نفت عراق به سوريه ، به منزله قاچاق و برخلاف قطعنامه هاى شوراى امنيت سازمان ملل متحد بوده است.
«كالين پاول»  وزير امور خارجه آمريكا نيز در همان زمان گفت: اميدواريم سوريه متوجه شود پايان يافتن عمر رژيم صدام حسين موجب حاكم شدن فضا و شرايط جديدى شده است كه سوريه بايد در آن فضا، سياستهاى چند سال اخير خود را مورد بازبينى قرار دهد. وى بار ديگر سوريه را به ساخت سلاح شيميايى متهم كرد و به شرح نظرات واشنگتن نسبت به خطرات ناشى از اشاعه اين نوع تسليحات پرداخت.
سرانجام اين ادعاها به جايى كشيد كه دو هفته قبل، نيروهاى آمريكايى در اين سوى مرزهاى مشترك عراق و سوريه، در حجم انبوهى مستقر شدند و يك سلسله درگيريهاى سنگين بين آنها و چريكهايى كه آمريكاييها مدعى هستند از آن سوى مرز واردخاك عراق مى شوند، رخ داد. سوريها به شدت حمايت از اين چريكها را رد كردند، اما نتيجه گيريها، استقرار حجم بيشترى از نيروهاى آمريكايى در مرزهاى سوريه بود.
بسيارى از كارشناسان چالش مذكور را فراتر از معادلات عراق مى دانند و معتقدند آمريكا مى خواهد با اعمال فشار بيشتر بر سوريه، هم منشأ نبردهاى عراق را حضور خارجيها معرفى كند و هم عملكرد دمشق در حمايت ازگروههاى فلسطينى مانند جهاد اسلامى، حماس و ساير گروههاى تندروى ضداسرائيل را محدود يا متوقف سازد.
«تام لانتوس» طراح و حامى اصلى طرح اعمال فشار بر سوريه از طريق مجازاتهاى اقتصادى چند هفته پس از سقوط صدام به دمشق رفت و بعد از ديدار با «بشار اسد» و «فاروق الشرع» ضمن تهديد شديد سوريه گفت: سوريه اگر بخواهد از فرصتهاى تغيير تاريخى در عراق استفاده كند، بايد گامهاى سازنده اى در قبال خواسته هاى آمريكا بردارد و هشدار داد كه در صورت انتخاب گزينه منفى از سوى دمشق، مجازاتهاى سنگين عليه سوريه از جمله طرح مجدد لايحه بازخواست سوريه در كنگره مورد توجه قرار خواهد گرفت.
وى گفت: «به اسد هشدار داده است كه دفاتر سازمانهاى تروريستى در دمشق راتعطيل كند و از حمايت از حزب الله لبنان و دراختيار قرار ندادن فرودگاه دمشق براى رساندن سلاح از ايران به اين حزب خوددارى كند.» اما سوريه نه تنها به تعطيلى اين دفاتر اقدام نكرده اند، بلكه دمشق پس از ترور شيخ «احمد ياسين»  و «عبدالعزيز رنتيسى»  دو مقام ارشد حماس ، به مقر اصلى فعاليت «خالد مشعل» مرد اول حماس تبديل شده است.
كميته روابط خارجى مجلس نمايندگان آمريكا و نيز گزارش سال۲۰۰۴ وزارت امورخارجه آمريكا، سوريه را در فهرست حاميان تروريسم قرار داده و معناى آنها از تروريسم نيز حمايت دمشق از حماس، حزب الله و جهاد اسلامى است. آمريكايى ها، دمشق را متهم كرده اند كه به حمايتها و ايجاد پناهگاه امن براى سازمانهايى كه دولت امريكا آنها را تروريستى محسوب مى كند، ادامه مى دهد.
به ادعاى يكى از اعضاى كميته روابط بين الملل مجلس نمايندگان آمريكا، دمشق زرادخانه حزب الله را با سلاحهاى انبار شده خود پر كرده است ترديدى نيست كه تشديد تشنج در مرزهاى شمالى اسرائيل بدون موافقت سوريه انجام شدنى نيست. سناتورها از وزارت خارجه آمريكا مى خواهند كه علاوه بر مجازاتهاى اقتصادى، سطح نمايندگى ديپلماتيك خود در دمشق را كاهش دهد، اما پاول به اين راهبرد معتقد نيست و اعمال مجازاتهاى اقتصادى عليه سوريه را مفيد، اما كاهش روابط را ناصحيح مى پندارد و به همين دليل، سفير جديد آمريكا چندماهى است كه راهى دمشق شده است. همانند چندماه قبل كه تصميم كميته روابط خارجى كنگره آمريكا در مورد اعمال تحريم عليه سوريه با حملات اسرائيل به داخل خاك سوريه همزمان شد و مقامهاى آمريكايى از محكوم كردن اين حمله خوددارى و بر حق اسرائيل از دفاع از خود تأكيد كردند، اكنون نيز كه شارون تهديد كرده كه در صورت ادامه حمايت سوريه از حماس، دمشق را بمباران خواهد كرد، آمريكا مانع تحريكات شارون نشده است و اسرائيلى ها درست همان روز كه شب قبل آن انفجارهاى دمشق رخ مى دهد، هواپيماهاى خود را بر فراز پايگاههاى سوريه در لبنان به پرواز درمى آورند تا پيام ارسالى به دمشق تكميل شود.
«ويليام برنز» معاون وزير امورخارجه آمريكا در امور خاورميانه در گزارشى كه پيش از اين به كميته روابط خارجى سنا ارائه كرده، به سناتورها گفته است كه مشكلات عمده و حل نشده اى بين دوكشور آمريكا و سوريه وجوددارد.
به اعتقاد برنز، مذاكره و گفت وگوهاى گسترده با مقامات ارشد سوريه نتايج محدودى به دنبال داشته و در كل نتوانسته است سياست حمايت دمشق از تروريسم را تغيير دهد.
درحالى كه آمريكايى ها همچنان مى گويند سوريه از «گروههاى تروريست» حمايت مالى مى كند، مناطقى از لبنان را اشغال كرده است و براى غيرقابل نفوذ كردن مرز خود با عراق اقدامى صورت نمى دهد و مقامهاى سورى به مقامات سابق رژيم صدام اجازه مى دهند كه از اين مرزها وارد كشورشان شوند و مبارزان ضدآمريكايى را تقويت كنند، سوريها مى دانند كه نبرد پنج جانبه آمريكايى، سورى، لبنانى، فلسطينى و اسرائيلى امروز بيش از گذشته در هم تنيده شده است و سرنوشت بحران عراق، مى تواند بخش عمده اى از چشم انداز چالش سوريه و اسرائيل بر سر جولان، حماس و حزب الله را روشن كند.
«وادى شام»، پاشنه آشيل آمريكايى ها
سوريها مى دانند كه پاشنه آشيل آمريكايى ها، اراضى غرب فرات است كه دروازه وادى شام و صحراهاى سوزان به شمار مى رود. اكنون حجم عمده اى از حملات ضدآمريكايى در عراق در منطقه اى بيابانى يا نيمه بيابانى صورت مى گيرد كه دوسوم از خاك عراق و بخشى از باديه الشام را تشكيل مى دهد.
اين منطقه كه شامل اراضى غرب رودخانه فرات است، به طور مشخص از جنوب به شمال از شهرهاى ناصريه، كربلا، نجف، درياچه رزازه( غرب كربلا)، بغداد، فلوجه، رمادى ادامه مى يابد و به سمت شمال و اراضى غرب دجله نظير سامرا، تكريت، بيجى و موصل منتهى مى شود و از غرب به سوى مرزهاى عربستان، اردن و سوريه گسترش مى يابد.
جغرافياى اين منطقه بيابانى براى حملات ضدآمريكايى، بسيار مساعد است: مناطقى بيابانى، كم جمعيت، فاقد راههاى عمده و بدون شهرهاى بزرگ موقعيت جغرافيايى مذكور به نيروهاى ضدآمريكايى فرصت مى دهد تا در اين مناطق پناه گيرند و مخفى شوند. اين در حالى است كه نيروهاى آمريكايى به دليل عدم آشنايى با مناطق صحرايى مذكور و نگرانى از گرفتار شدن در مشكلات جغرافيايى منطقه و يا كمين هاى چريكى، از ورود جدى به اين بيابانها خوددارى كرده اند.
بافت جمعيتى مناطق مذكور نيز عمدتاً از عشاير بيابانگرد سنى مذهب شكل گرفته است كه وضعيت و ماهيت زندگى عشايرى آنان، نوعى استتار طبيعى براى نيروهاى ضدآمريكايى ايجاد مى كند. اين در حالى است كه نيروهاى ضدآمريكايى حاضر در اين مناطق از نظر مذهبى با جمعيت عشايرى بومى منطقه سنخيت دارند كه نوعى پوشش براى نيروهاى مذكور و موانع جدى براى عمليات هاى تعقيب و گريز آمريكايى ها ايجاد مى كند.
از سوى ديگر، عشاير سنى مذكور حتى اگر احساس مثبتى نسبت به صدام و رژيم بعث نداشته باشند ـ كه عمدتاً اين گونه نيست ـ اين متغير را در نظر مى گيرند كه راهبردهاى آمريكا درعراق منجر به حذف حكومت هفت دهه اى سنى ها در عراق و برترى يافتن شيعيان و كردها در حكومت جديد شده است. لذا در نارضايتى از وضع موجود و تلاش براى تغيير آن با نيروهاى ضد آمريكايى همسو هستند، حتى اگر به اندازه اين نيروها، نارضايتى عشاير عملياتى نشده باشد.
علاوه بر اين، عشاير مذكور كه مهمترين آنها عشاير «ربيعه» ، «جبور» و «دليمى» هستند به گونه اى در منطقه استقرار يافته اند كه بخشى از آنان در خاك عراق و بخشى ديگر در خاك كشورمان همجوار مانند سوريه مستقرند و همين نكته، كنترل و مديريت تحركات و آمد و شدهاى مرزى آنان را دشوار مى كند. ضمن آنكه دولتمردان علوى سوريه، على رغم اختلاف مذهبى با اين مردم، امروز ترجيح مى دهند كه بامسكوت گذاشتن اين مسأله، به امور مهمترى توجه كنند.
منطقه بيابانى مذكور با سه كشور اردن، سوريه و عربستان نيز هم مرز است كه هر سه دولت به درجات متفاوتى از عملكرد آمريكا درعراق ناراضى و دچار رنجش هستند. در عربستان، دولت و مردم در اين مخالفت مشتركند. در سوريه نيز دولت و مردم از وضع موجود عراق ناراضى هستند و حتى سوريها احساس مى كنند براى مقابله بافشارهاى تشديد يافته آمريكا بايد مانع تراشى بر سر راه موفقيت آمريكا در عراق را تقويت و تشديد كنند تا هزينه اعمال فشار واشنگتن بر دمشق را بالا ببرند.
در اردن نيز اگرچه دولت ملك «عبدالله دوم» همسويى بيشترى با آمريكا و انگليس دارد، اما حتى «امان» نيز قادر به مخالفت كامل و آشكار با سياست هاى عمومى اعراب در باره عراق نيست. اين در حالى است كه مردم اردن به شدت مخالف راهبردها و عملكرد آمريكا در عراق هستند.
اكنون حتى سوريها حاضر هستند اختلافات عقيدتى خود را با برخى تندروهاى سنى در خاورميانه ناديده بگيرند. مشروط بر آنكه آنها به كاركرد ضد آمريكايى خود درمنطقه و بويژه اراضى غرب فرات ادامه دهند. به هر حال، آنها مى توانند جايگاهى مناسب در رهبردهاى سوريها پيدا كنند. تندروهاى جهان عرب با اتخاذ يك راهبرد جديد و با هدف احياى عمليات ضد آمريكايى و افزايش انگيزه هاى سازمانى در درون نيروهاى خود، در حال تبديل كردن عراق به ميدان جديد جهاد عليه آمريكا هستند و همجوارى عراق با عربستان، كويت، اردن، سوريه ونزديكى به ساير كشورهاى خليج فارس و يمن، يك فرصت استثنايى براى جذب نيروى جديد و ترميم ساختارها و هسته هاى عملياتى آسيب ديده آنها به شمار مى رود. اكنون شواهد و قراين نشان مى دهد پنهان كردن نبردى كه مخفيانه، اما از مدت ها قبل و حتى ماهها قبل از سقوط صدام بين سوريه و آمريكا شروع شده بود، ديگر چندان ممكن نباشد، زيرا امروز ديگر همه مى دانند كه سوريها مى خواهندآمريكا در عراق به ويژه در مناطق سنى نشين زمين گير شود تا قادر به اجراى برنامه هاى خود در مورد تغيير رفتار يا تغيير رژيم سوريه و مهمتر از آن تغييرات اساسى در معادلات سياسى امنيتى خاورميانه نباشد و از سوى ديگر، آمريكايى ها و اسرائيلى ها نيز مى خواهند با كمك به ناامن كردن محيط داخلى سوريه از طريق تشديد مجازات هاى اقتصادى و يا حتى راه اندازى و تجهيز گروههاى توريستى و ناامن نشان دادن دمشق و بى ثبات بودن كشور و كاهش اقتدار حكومت «بشار اسد» تيم سنتى حاكم بر دمشق را به زانو درآوردند. در اين راه،آمريكايى ها از چراغ سبز نشان دادن به تهديدات بيشتر شارون در مورد حملاتى هوايى مجدد به سوريه به بهانه سركوب پايگاههاى حماس ابايى ندارند و حتى گفته مى شود همواره با اسرائيل در حال سرمايه گذارى بر روى امكان حمايت از ناآرامى هاى كردها در شمال شرقى سوريه هستند.
يادداشت
آمريكا و بعثى ها در عراق
درافشانى

چنانچه پرهيز نيروهاى آمريكايى از درگيرى مستقيم نظامى درشهر «فلوجه» عراق و كمك گرفتن آنان از عوامل حزب بعث براى فرونشاندن اعتراضات و خشونتها در اين شهر شكل واقعيت به خودبگيرد، با توجه به اخبارى كه در گذشته در باره رفع ممنوعيت همكارى باعوامل حزب بعث انتشار يافته بود، مى توان در احاطه آمريكاييان بر امور جارى در عراق و مديريت بحران در اين كشور ترديدهاى جدى روا داشت. استمداد طلبيدن از عوامل حزب بعث (حزب فروپاشيده و منفور درعراق) در نگاه اول، يك عقب گرد و يا يك شكست براى آمريكا در عراق به شمار مى آيد. شكست از آن جهت كه ادعا مى كرد با ساقط شدن رژيم بعثى در عراق، آزادى و دموكراسى را براى عراقيها به ارمغان آورده است.
امااين رويكرد به حزب بعث مى تواند بيانگر يك واقعيت تلخ در عراق باشد، واقعيتى ناشى از سلطه اهريمنى حزب بعث در عراق و برهوتى از اقتدارگرايى ديوانه وار صدام و حزب بعث در اين كشور به وجود آمده است.
برخى آگاهان، اين برهوت را به شكلى با سابقه ديرينه خشونت و آنان كه با زبان تيغ و شمشير در اين سرزمين حكمرانى كرده و همواره سايه هاى ترس و مرگ را بر سر مردم گسترانيدند، بى ارتباط نمى دانند. با اين وصف، برخى گفته اند يكى از دلايل انصراف جورج بوش پدر از سرنگونى رژيم صدام در زمان آزادسازى كويت در جنگ اول خليج فارس در شرايطى كه همه چيز براى اين اتفاق فراهم بود،همان فقدان يك آلترناتيو مناسب براى جايگزينى رژيم صدام در عراق بود.
در سالهاى پس از جنگ خليج فارس در طول يك دهه گذشته، آمريكاييان تلاش بسيارى كردندتا با سازماندهى گروههاى معارض عراقى همسو با سياستهاى خود از آنان به عنوان نيرو وجريانى مقتدر براى جايگزينى و در قالب يك آلترناتيو قابل اعتنا در عراق استفاده كنند. لذا سرمايه گذارى بر روى كنگره ملى عراق را مى توان بخش مهمى از اين تلاشهاى آمريكا دانست، كه از همراهى و همكاريهاى انگليس نيز در اين باره بهره برد.
با اين حال، وضعيت عراق پس از حمله نظامى آمريكا و ساقط شدن رژيم بعثى صدام و اشغال اين كشور در حداقل يكسال گذشته اين نكته راكاملاً روشن كرده كه دولت آمريكا نتواسته است از سرمايه گذارى پيشين خود بر روى معارضان عراقى استفاده لازم را كسب كند. هرچند، آنچه در عمل اتفاق افتاد، با آنچه آمريكاييان تصورش را داشتند، تفاوتهاى اساسى و حتى ماهوى داشت.
تجربه اشغال عراق توسط نظاميان آمريكايى نشان مى دهد على رغم سپرى شدن بيش از يك سال از جنگ و پايان فاز نظامى، آمريكاييان همچنان درگير مسائل لاينحل امنيتى در عراق هستند.
جدا از مناطق كردنشين كه بامسائل خاص خود روبروست، مناطق سنى نشين و شيعه نشين عراق كانون ناآرامى هستند.
اين در شرايطى است كه جدا از مسائل تبليغاتى، نياز به آرامش در عراق، ضرورى ترين نياز آمريكايى ها در وضعيت فعلى است. روى آوردن آمريكاييان به عوامل حزب بعث به معنى آن است كه تدابير قبلى آمريكا در عراق كارساز نبوده است.
اين امر از طرف ديگر، واقعيتى را ترسيم مى كند كه حزب بعث با برخوردارى از يك سازماندهى قوى، همچنان تشكيلاتى قابل توجه است. اين امر محقق نشده است، جز در سايه اقتدارگرايى شديد حزبى و حذف فيزيكى نيروهاى مخالف.
آنچه را كه امروزه در عراق اشغال شده شاهد آن هستيم، به جرأت مى توان در ديگر كشورهايى كه اقتدارگرايى حزبى در قالبهاى جمهوريهاى وراثتى و يا خاندانى و سلطنتى حرف اول را مى زند، جست و جو كرد.
با اين حال، رويكرد آمريكا به بعثى ها مى تواند در عين حال، يك پيام براى مردم عراق و حتى يك تهديد باشد. تجربه حزب بعث در طول سه دهه در عراق، ترس و وحشت را براى عراقيها رقم زده است.
شايد آمريكاييان در صددند با اين شيوه روانى، اعتراضات عليه خود را كاهش دهند و در شرايطى كه به نظر مى رسد آمريكا در پروژه دولت سازى در عراق ناكام نشان مى دهد، شايد طبيعى ترين اقدام را همانا توسل به بقايا و بازماندگان رژيم بداند، اقدامى كه تنها يك عقب گرد شرم آور براى آن كشور به شمار مى رود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |