سه شنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۴ ربيع الاول ۱۴۲۵
Tue, May 4, 2004
ضميمه ۴
سال دهم - شماره ۲۷۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
نادر كريمى جونى
شاهين خلج
«متاركه» راه به جايى نمى برد
نادر كريمى جونى
ديدار متحدان استراتژيك معمولاً توجه ديگران را برمى انگيزد، اما در خاورميانه، ديدار اسرائيل با متحد استراتژيكش، عمدتاً نگرانى اعراب را موجب مى شود؛ چنانكه ملاقات اخير «آريل شارون» با «جورج راك بوش» همين نگرانى ها را برانگيخته است و رهبران عرب در مقابل جانبدارى بوش در برابر افزون طلبى هاى اسرائيل، مواضع خشمگينانه اى اتخاذ كرده اند.
طرح شارون مبنى بر تخيله مناطق نوارغزه و تصاحب بخشهايى از اراضى واگذار شده به فلسطينيان در كرانه باخترى رود اردن طى هفته هاى اخير نگرانى زيادى در منطقه به وجود آورده است. اين طرح كه به روشنى توافق جامعه جهانى درباره خطوط مرزى۱۹۶۷ را زير پا مى گذارد و از اين بابت تمامى قطع نامه هاى شوراى امنيت را نقض مى كند، بعد از آن ارائه شد كه شارون ادعا كرد فعاليتهاى صلح طلبانه در سرزمين هاى اشغالى با كارشكنى گسترده فلسطينى مواجه شده است و اميدى به حصول نتيجه از طريق اين طرحها وجود ندارد. شارون در ادعاى خود بر اين نكته پاى فشرده است كه اسرائيل به طور يكجانبه تصميم به تعريف سرزمينهاى يهودى نشين كرده و به اين ترتيب، چه فلسطينى ها به طور يك جانبه تصميم به تعريف سرزمين هاى يهودى نشين كرده و به اين ترتيب، چه فلسطينى ها به طرح صلح گردن نهند و چه بى توجهى كنند، اسرائيل پس از اين طرح مستقيماً به سوى صلح حركت خواهند كرد و به مخالفت فلسطينى ها، وقعى نخواهد گذاشت.
در اين طرح، اگرچه مقامات اسرائيلى تخريب از شهركهاى يهودى نشين غزه و انتقال يهوديان ساكن اين شهركها را پيش بينى كرده اند، اما تل آويو در پوشش اين تخريب، بر آن است تا همچنان چندين شهرك پرجمعيت يهودى را در كرانه باخترى، مسكونى نگه دارد و بدين ترتيب، اين شهركها نقاطى غيررسمى از سرزمين اسرائيل در مناطق فلسطينى خواهد بود. افزون بر اين، همانگونه كه «بنيامين نتانياهو» از سرمايه گذارى دهها ميليون دلارى در شهركهاى جديد يهودى نشين وتوسعه عمليات ساختمانى اين شهركها خبر داده است، تل آويو همچنان عمليات ساختمانى ايجاد شهركهاى جديد در مناطق خود گردان را، بر خلاف توافق هاى اسلو و طرح صلح موسوم به «نقشه راه» ادامه مى دهد و بدين ترتيب، نه تنها بافت جمعيتى، بلكه جغرافياى برخى مناطق فلسطينى نشين، به سود اسرائيلى ها مصادره مى شود.
درباره چگونگى شكل گيرى اين طرح، اگرچه اختلاف نظرهايى وجوددارد، اما هيچ كس نمى تواند شكست دولت «ابومازن» و استعفاى او و افزون بر اين، ناكامى دولت ابوعلاء (احمد قريع) را در پديد آوردن موقعيتى را كه به ارائه اين طرح بينجامد، ناديده بگيرد؛ شكست دولت ابومازن كه مسؤوليت آن پيش از همه به «ياسرعرفات» نسبت داده شد، نه تنها موقعيتى براى تخريب هر چه بيشتر جايگاه ياسرعرفات و متزلزل نمودن وى و حكومت خود گردان، به وجود آورد؛ بلكه در همان زمان، شارون و بوش با استفاده از اين موقعيت بربى مخاطب بودن خود در جريان صلح خاورميانه تأكيد كردند و شارون در يك فرصت طلبى آشكار، طرح صلح يكجانبه را مطرح كرد.
در اين باره، برخى كارشناسان ابراز عقيده مى كنند كه اسرائيل طى ماههاى گذشته وشخصاً از آوريل ۲۰۰۳ كه ابومازن تلاش مى كرد با ايجاد اجماع عمومى گروههاى جهادى فلسطينى را بر سر ميز مذاكره بنشاند، به انهدام زيرساخت هاى امنيتى وادارى دولت خودگردان و فلسطينى ها پرداخت و در خلال اين مدت، مجموعه گروههاى فلسطينى را به نقطه انفعال رساند تا جايى كه در واشنگتن و حتى در برخى پايتخت هاى عربى، چنين ادعا شد كه در مقابل اراده صلح در اسرائيل، هيچ مخاطبى در ميان فلسطينى ها وجودندارد. اما اين تحليل صحيح به نظر نمى رسد. چه آنكه، اين اختلاف درونى فلسطينى ها بود كه عملاً آنها را از صحنه مذاكرات صلح خارج كرد. نگاهى به كارنامه دولت ابومازن كه عرفات مقصر اصلى در شكست تلاشهاى وى ناميده شد و نيز دولت ابوعلاء كه تا امروز انسجام لازم را نيافته است، نشان از صحت همين ادعا دارد. علاوه بر اين، اگر به فعاليتهاى فشرده ديپلماتيك مصر براى ايجاد همگرايى ميان گروههاى فلسطينى و ماراتن سياسى «عمر سليمان» رئيس سرويس اطلاعاتى مصر، توجه شود، آنگاه اين ادعا كه افتراق و پراكندگى درونى فلسطينى ها پيش از هر چيز به شخصيت و جايگاهشان در مذاكرات صلح لطمه زد، تأكيد مى شود.
شارون در طرح خود وعده داده است كه ديوار حايل امنيتى وجهه سياسى نيابد و كاركرد امنيتى آن، تنها براى حفظ جان شهروندان يهودى حفظ شود. ا ما اين ادعا با رفتار مقامات تل آويو منطبق نيست، چنانكه تجهيزات به كار گرفته شده در اين ديوار و سرمايه گذارى هنگفت تل آويو بر روى آن، ديوار مذكور را به مرز جغرافيايى دوفاكتور ميان اسرائيلى ها و فلسطينى ها تبديل كرده است. در اين باره، اگر به ديوار برلين كه با هدف جلوگيرى از فرار آلمانى ها ساكن شرق آلمان به آلمان غربى نباشد، توجه شود، مى توان دريافت همانطور كه آن ديوار هم بيش از وجهه امنيتى، به مرز ميان دوآلمان تبديل شد. اين ديوار حايل امنيتى كه در برخى نقاط به خاك فلسطينى ها تجاوز و حداقل ۱۵درصد از خاك فلسطينى ها را به خاك اسرائيل ضميمه مى نمايد، احتمالاً به مرز جغرافيايى تثبيت شده تبديل خواهد شد. در چنين صورتى و با توجه به تكنيك فرار به جلوى شارون واگر در مناطق حساس امنيتى، ديوار حائل نقش مرز جغرافيايى را بازى كند، اسرائيل به طور يكجانبه به تعيين مناطق تحت تملك خويش خواهد پرداخت و در اين صورت، آيا طرح صلح نقشه راه به سود ايده شارون موسوم به متاركه، مصادره نخواهد شد؟ بى ترديد، اين دلمشغولى بسيار بزرگ، جهان عرب، فلسطينى، سازمان ملل متحد و حتى روسيه و اروپاييان را به شدت نگران كرده است. فلسطينى ها در باره نگرانى خود به ويژه بر روى اين نكته روشن تأكيد مى كنند كه باقى ماندن شهرك هاى يهودى نشين در كرانه باخترى، انسجام جغرافيايى مناطق فلسطينى را نابود مى كند و بدين ترتيب، حتى در صورت تشكيل يك كشور مستقل فلسطينى و جود اين شهرك ها، بهانه اى قابل دفاع را به صهيونيست ها مى دهد تا در پرتو آن، هرازگاهى در خاك اين كشور حضور يابند و براى آنچه كه دفاع از شهروندان يهودى ناميده مى شود، استقلال كشور فلسطينى را نقض كنند.
اظهارات شارون در مراسم يادبود قربانيان هولوكاست بر اين نگرانى مهر تأييد مى زند او در اين مراسم ضمن تأييد عمليات ترورهاى هدفمند ارتش اسرائيل و به ويژه ترور «عبدالعزيز الرنتيسى» به واقعه ى هولوكاست اشاره كرد و گفت كه اين گونه وقايع، ديگر نبايد اتفاق بيفتد و هر كسى كه قصد آسيب رساندن به اسرائيل داشته باشد، بايد نابود شود. در اين صورت، باقى ماندن شهرك هاى يهودى نشين در سرزمين يك كشور مستقل فلسطينى، هميشه اين امكان را به ـ مقامات نظامى ـ امنيتى صهيونيست مى دهد تا به بهانه هايى نظير بدرفتارى با يهوديان و مانند آن به خاك فلسطين تجاوز و با نفى استقلال اين كشور عملاً هويت و موجوديت كشور مستقل فلسطينى را دچار مخاطره كنند.
در اين ميان، تجربه جورج بوش پدر پس از جنگ خليج فارس كه بعداز پشت كردن به اسرائيل، حمايت محافل صهيونيست آمريكا را از دست داد و به سختى از «بيل كلينتون» شكست خورد، درس گرانبهايى براى بوش پسر و جان كرى» در انتخابات آينده رياست جمهورى است و به همين دليل، هيچ يك از اين دو نامزد حتى حاضر به انتقاد از ترور ها و عمليات هاى نامشروع اسرائيل در مناطق اشغالى نيز نشده اند، هر دو نامزد در اظهارات خود سخنان شارون مبنى بر ضرورت تأمين امنيت شهروندان اسرائيلى به هر وسيله را با عبارت ها و ادبياتى مخصوص به خود تكرار كرده اند و لذا هر گونه چشم اندازى براى تغيير موضع دولت ايالات متحده به نفع طرح صلح نقشه راه عملات منتفى شده است. كارشناسان در اين باره توضيح مى دهند كه ماهيت موضع ايالات متحده در قبال اسرائيل تغيير چندانى نكرده است و چنانچه هنگام حمله اسرائيل به خاك سوريه مشاهده شد، واشنگتن دفاع مطلق از اسرائيل را در دستور كار خود قرار داده است. البته حمايت آمريكا از طرح شارون، براى شارون و دولتش از اهميت بسيار زيادى برخوردار باشد، ناظران امور اسرائيل در اين باره ابراز عقيده مى كنند كه مخالفان حزب ليكود در كنيست و حتى گروهها مخالف درون حزبى كه با توجه به شكنندگى اكثريت حامى دولت شارون در جهت فروپاشى آن عمل مى كنند با اين حمايت عقب نشينى كرده و به همين دليل امكان تصويب طرح شارون از سوى مجلس اسرائيل افزايش مى يابد.
در همين حال، ممكن است چنين به نظر آيد كه موافقت ايالات متحده با طرح «الاخضر ابراهيمى» براى حل مشكل عراق، كه لاجرم به افزايش توان و حضور سازمان ملل متحد مى انجامد، نه تنها با هدف رهايى از باتلاق عراق صورت مى گيرد، بلكه ممكن است نوعى امتياز دهى به اروپا و روسيه براى امتيازگيرى در ساير زمينه ها و از جمله موضوع مناقشه خاورميانه باشد، به ويژه آنكه هم روسيه و هم اتحاد اروپا، در باره عمليات هاى تروريستى اسرائيل تا كنون از حد محكوميت لفظى فراتر نرفته اند و سوابق قبلى، از جمله ناكامى سوريه در جلب همكارى فرانسه براى محكوميت اسرائيل در شوراى امنيت، چشم انداز دلگرم كننده اى براى اتكا به اين طرف ها باقى نمى گذارد. به علاوه، اسرائيل تا امروز با استفاده از حق انحصارى حاكميت بر سرزمين و شهروندان، تمام توصيه ها، قواعد بين المللى و مقررات حقوق بشرى را به بهانه ايجاد امنيت براى شهروندان اسرائيلى زير پا گذاشته و على رغم محكوميت هاى بين المللى، اراده رهبران تل آويو مطوف به تدام اين رويه است.
با اين همه، سرنوشت مناطقى همچون كشورهاى آسياى مركزى، قبرس، كشمير و ... نشان مى دهد كه تغييرات جغرافيايى و مرزبندى ها، مادامى كه از حمايت شهروندان برخوردار نباشد، شانسى براى بقا ندارد و اگر در تل آويو صهيونيست ها بر اين باورند كه مى توان با چشم بستن بر مخالفت فلسطينى ها، آنان را در قبال عمل انجام شده قرار دهند و فلسطينيان را به موافقت اجبارى وادار كنند، بايد به آنان يادآورى كرد كه آرزوهاى ملى و اراده يك ملت براى دستيابى به سرزمين و بازيابى هويت ملى، اهدافى نيست كه با ترور رهبران و يا سركوب و اعمال فشار فراموش شود.
نشانه هاى زوال حيات سياسى شارون
شاهين خلج
162288.jpg
مقدمه
روند رو به تزايد چالشها و بحرانهاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى در رژيم صهيونيستى موجب افول و زوال سياسى «آريل شارون» نخست وزير اين رژيم را در حوزه درون حزبى (ليكود) و جامعه اسرائيل، فراهم آورده است، شارون كه در فوريه سال ۲۰۰۱ عنوان نخست وزيرى برگزيده و مجدداً در ۲۸ ژانويه ۲۰۰۳ در اين سمت ابقا شد، همواره سعى كرده است كه مشكلات و معضلات جامعه اسرائيل را به قيام انتفاضه مرتبط بداند. از اين رو تاكتيك مبارزه همه جانبه براى اعاده امنيت را در دستور كار خود قرارداد. اما پس از گذشت دو سال ، شعارهاى شارون هنوز تحقق نيافته است و هر روز بر دامنه نارضايتى ها افزوده مى شود. در نوشتار حاضر، برآنيم ضمن آشنايى مختصر با فعاليتهاى سياسى شارون از ابتدا تاكنون نشانه هاى افول و زوال وى را در دو حوزه درون حزبى (ليكود) و برون حزبى (افكار عمومى) مورد بررسى قراردهيم و رسوايى سياسى شارون در رابطه با پرونده در حال جريان وى را بررسى كنيم.
بيوگرافى آريل شارون:
آريل شارون در سال ۱۹۲۸ ميلادى در منطقه «كفر طلال» فلسطين اشغالى متولد شد و تحصيلات دانشگاهى خود را در دانشكده حقوق بيت المقدس به اتمام رساند.
او در سال ۱۹۴۲ ميلادى به «هاگانا» (نيروى نظامى يهود) وارد شد. در جنگ «لاترون» در ۱۹۴۸م، به سختى مجروح شد، شارون در سال ۱۹۵۳ م، يگان ويژه تكاور ۱۰۱ را به منظور انجام آنچه كه عملياتهاى تلافى جويانه عليه فلسطينيان نامگذارى شد، تأسيس كرد. يك سال بعد، اين يگان با هنگ چتربازان ويژه تلفيق شد و شارون فرماندهى يگان جديد را برعهده گرفت.
حملات شديد و كشتارهاى خونين اين يگان در مورد فلسطينيان باعث معروفيت اين يگان شددر پى نبرد سنگين تنگه «ميتلا» (در شبه جزيره سيتا)، ۳۶ نفر از سربازان شارون كشته شدند و افسران ارشد رژيم صهيونيستى تا چند سال مانع ارتقاى وى در ارتش شدند، سرانجام «اسحاق رابين» رئيس ستاد مشترك ارتش رژيم صهيونيستى در آن زمان، موضوع را پايان داده و شارون را به عنوان فرمانده بخش شمالى و بعدها، فرمانده يكى از واحدها در جنگ ۶ روزه ۱۹۶۷ انتخاب كرد. در سال ،۱۹۷۱ شارون فرماندهى عمليات نظامى در نوار غزه را برعهده گرفت ودر اين ارتباط، اقدامات شديد و بسيار بحث برانگيز وى منجر به انتقال او به بخش مركزى ارتش شد. لازم به ذكر است كه شارون عامل اصلى كشتار صبرا و شتيلا در بيروت است.
فعاليتهاى سياسى شارون:
اهم فعاليتهاى سياسى شارون از سال ۱۹۷۳ م به بعد عبارتند از:
۱۹۷۳: شارون از ارتش رژيم صهيونيستى بازنشسته شد و حزب ليكود را متشكل از احزاب راستگرا، تأسيس كرد.
۱۹۷۴: وى براى اولين بار به عنوان نماينده حزب ليكود در پارلمان رژيم صهيونيستى (كنست) انتخاب شد.
۱۹۷۵: شارون به عنوان مشاور امنيتى اسحاق رابين نخست وزير وقت انتخاب شد.
۱۹۷۷: شارون يك حزب سياسى به نام «شلومزيون» كه دو كرسى را در كنست در اختيار داشت، تأسيس كرد.اما بلافاصله مجدداً به حزب ليكود پيوست.
مناصب شارون در دولت رژيم صهيونيستى:
۸۱ـ۱۹۷۷: وزيركشاورزى در اولين دولت به رياست «مناخيم بگين»
۸۲ـ۱۹۸۱: وزير دفاع در دومين دولت به رياست مناخيم بگين. شايان ذكر است كه شارون در اين حكم كميسيون تحقيقات «كاهان» مبنى بر عدم جلوگيرى از كشتار فلسطينيان به دست شبه نظاميان فالانژيست طرفدار تل آويو در صبرا و شتيلا مجبور به كناره گيرى از سمت خود شد.
۸۵ ـ۱۹۸۴: وزير صنعت و تجارت در دولت ائتلاف ملى به رياست شيمون پرز و اسحاق شامير
۹۶ـ۱۹۹۵: وزيرمسكن و شهرسازى در دولت راستگراى اسحاق شامير
۹۸ـ۱۹۹۶: وزير زيربناى ملى در دولت «بنيامين نتانياهو»
۹۹ـ۱۹۹۸: وزير امورخارجه در دولت نتانياهو
۱۹۹۹: رئيس حزب ليكود و پيروزى بر نيانياهو رقيب سرسخت حزبى خود.
۲۰۰۱: نخست وزير رژيم صهيونيستى
۲۰۰۲: پيروزى مجدد در انتخابات داخلى حزب ليكود و ابقا در سمت رئيس حزب ليكود
۲۰۰۳: پيروزى در انتخابات سراسرى (۲۸ ژانويه)
|||
حال، بعد از آشنايى مختصر با بيوگرافى، فعاليتهاى سياسى و مناصب سياسى شارون به نشانه هاى زوال و افول سياسى وى مى پردازيم.
حوزه درون حزبى (ليكود)
نشانه هاى نارضايتى از شارون براى اولين بار در درون حزب ليكود در اواسط سپتامبر ۲۰۰۳م آشكار شد؛ در جريان رأى گيرى دولت شارون درخصوص تصويب لايحه بودجه سال ۲۰۰۴م، سه نفر از وزيران عضو حزب ليكود به نامهاى «ايهود اولمرت» وزير صنعت و تجارت، «شائول موفاز» وزير دفاع و «ليمور ليفنات» وزير آموزش، فرهنگ و ورزش رژيم صهيونيستى، برخلاف نظر مثبت شارون به لايحه بودجه عمل كردند و با دادن رأى منفى به آن، اعتراض و نارضايتى خود را به صراحت اعلام كردند. افراد مذكور در كنار بنيامين نتانياهو و وزير دارايى كنونى رژيم صهيونيستى از رقباى جدى شارون در حزب ليكود به شمار مى روند و هريك از آنها بى صبرانه مشتاقند تا با افول سياسى شارون، تصدى رهبرى حزب و به تبع آن رهبرى احتمالى دولت ائتلافى آينده رژيم صهيونيستى را برعهده گيرند. مشخص است كه اقدام وزيران مذكور ازسويى، تشديد رقابت براى كسب قدرت در حزب ليكود است و ازسويى ديگر، بيانگر عدم اتحاد حزبى در حمايت از رهبر حزب و تشديد اختلافات درون حزبى كه حاصل عملكرد سياسى شارون است. دومين نشانه زوال سياسى شارون، بحث ميان او و اعضاى كادر رهبرى حزب ليكود و اختلاف نظر در خصوص تشكيل كشور فلسطين بود كه در همين زمينه، كميته مركزى حزب ليكود اقدام به برگزارى نشستى در اين خصوص كرد و بيش از ۶۰درصد از حاضران، مخالفت شديد خود را با تشكيل كشور فلسطين اعلام داشتند. بدين ترتيب، حزب ليكود به اين طرح، جواب منفى داد، زيرا آنها معتقد بودند در بين اسرائيلى ها هيچ كس وجود ندارد كه حاضر شود به فلسطينى ها، كشورى بدون محدوديت كنترل حريم هوايى و نداشتن سيطره برمنابع آبى را اعطا كند. در واقع، اعضاى حزب راست گراى افراطى ليكود، برپايى كشور فلسطين را به معناى عدم وجود كشور يهودى تصور مى كنند.
شايان ذكر است كه قبل از برگزارى نشست كميته مركزى حزب ليكود، حاميان شارون از جمله پسران وى (گيلادوعمرى) تلاشهاى زيادى را به منظور لغو چنين جلسه اى انجام دادند كه اين اقدامات بيانگر نگرانى شارون از تضعيف موقعيت و جايگاهش در حزب ليكود، تقويت رقيب وى، بنيامين نتانياهو ناكامى در اجراى برنامه هاى سياسى وى هستند.
شارون در عكس العمل به قطعنامه كميته مركزى حزب ليكود اعلام كرد كه نفى تشكيل كشور فلسطينى، سياستهاى وى را تغيير نداده است و او على رغم احترام به رأى كميته مركزى حزب، به راه خود ادامه خواهدداد. واقعيت امر آن است كه شارون نيز همانند جناح راست اعتقاد چندانى به تشكيل كشور فلسطين ندارد. واقعيات و نيز فشارهاى بين المللى موجب شد تا او بطور تلويحى با تشكيل چنين كشورى موافقت كند. اين اظهارات و همچنين طرح هفت ساله شارون براى تحقق چنين امرى، از جمله مانورهاى سياسى وى به حساب مى آيند.
شارون ازيك سو خاطرنشان مى كند كه آماده دادن امتيازهاى دردناك به فلسطينيان است و ازسوى ديگر، به ملى گرايان تندرو يادآورى مى كند كه هرگز از يك شهرك در مناطق اشغالى دست نكشند. اين گونه تضادها در سخنان شارون امرى طبيعى است و جزو تاكتيك  سياسى وى محسوب مى شود.
حوزه برون حزبى (افكارعمومى)
مشكلات و بحرانهاى اقتصادى در كنار عدم تحقق برنامه هاى سياسى شارون موجب انتقادات روبه افزايش احزاب چپ گرا، رسانه هاى گروهى و حتى افكار عمومى جامعه اسرائيل از او شده است. نظرسنجى هاى جديد نشان مى دهد كه فقط ۳۶درصد از اسرائيلى ها نظر مثبتى به عملكرد دولت شارون دارند و در مقابل، ۶۳درصد از آنها ارزيابى منفى اى نسبت به دولت شارون دارند. اكنون پس از گذشت دو سال از اعتماد كامل جامعه اسرائيل به شارون، اكثريت شهروندان اسرائيلى معتقدند كه نخست وزير قادر به مهار تروريسم و اعاده امنيت به جامعه نيست و وى نتوانسته است روش مناسبى را براى برقرارى صلح و امنيت كه درصدر مطالبات جامعه قراردارد، اتخاذ كند.
در كنار نظرسنجى فوق كه كاهش اعتماد مردم به نخست وزيرشان را مورد تأكيد قرارداده، عملكرد اقتصادى رژيم صهيونيستى نيز رشدى منفى داشته است. سطح تورم در سال ۲۰۰۰ از صفردرصد به ۱۱درصددر سال ۲۰۰۳ رسيده است. اعمال سياستهاى رياضت  طلبانه اقتصادى كه توسط نتانياهو وزير دارايى رژيم صهيونيستى تنظيم شده نيز نتوانسته است جامعه اسرائيل را از بحران فزاينده اقتصادى برهاند و اين امر موجبات تشديد اعتراضات طبقه آسيب پذير و اتحاديه كارگرى (هيستادورت) نيز شده است كه در قالب اعتصابات در فواصل كوتاه زمانى در چهارماهه اخير نمودعينى پيداكرده است. در حوزه امنيتى نيز عمليات روزانه فلسطينيان هزينه هاى سنگينى را برارتش و جامعه اسرائيل واردكردكه اين امر بيانگر اين است كه نه «ديوار حايل» و نه حضور نظامى در سرزمينهاى اشغالى و ترور رهبران جهادى، هيچ كدام، ضامن تأمين امنيت و صلح كامل براى اسرائيلى ها نبوده است. به مصداق عينى اين امر در انتقاد «اوفير پينى پاز» دبيركل حزب كارگر مشهوداست. وى تأكيدكرد كه آريل شارون درحوزه امنيتى و اقتصادى به هيچيك از وعده هاى خود به ملت اسرائيل عمل نكرده و هم اكنون نيز هيچ برنامه و طرحى واقعى براى برقرارى صلح ندارد.
رسوايى سياسى و مالى
آريل شارون علاوه بر مشكلات عديده درحوزه درون حزبى و برون حزبى ازجمله افكارعمومى و چالشهاى اقتصادى و امنيتى با مشكلات شخصى نيز مواجه است كه تأثير نامطلوبى در ميزان محبوبيت شارون داشته است.
اتهام اول شارون حمايتهاى مشكوك مالى است كه وى دراثناى مبارزات انتخاباتى درون حزبى (رياست حزب ليكود) از آن بهره مند شد.
طبق آن اتهام، شارون متهم شده است كه در دوران مذكور، كمك غيرقانونى را به مبلغ ۱‎/۷ميليون دلار از يكى از دوستان خود به نام «سيرل كرن» در آفريقاى جنوبى دريافت كرده است.
طبق قوانين رژيم صهيونيستى، پذيرفتن كمكهاى مالى خارجى براى فعاليتهاى سياسى ممنوع است.
در واكنش به اين اتهام، شارون متعهدشد كه كل مبلغ را بازگرداند و همچنين ماليات آن را نيز پرداخت نمايد.
اما پس از مدتى، مشكل جديدى آغازشد. بازرسان مالى متوجه شدند كه هيچ حواله اى از بانكهاى اتريش به حساب «سيرل كرن» واريز نشده است و پرونده فوق هنوز در جريان رسيدگى قراردارد.
رسوايى دوم به ماجراى «گريك آيلند» مئسوم است كه طبق آن، يك تاجر يهودى به نام «ديويد آبل» رشوه هاى هنگفتى را در زمانى كه شارون تصدى وزارت امورخارجه رژيم صهيونيستى را برعهده داشت، پرداخت كرده بود.
تحقيقات بخش مبارزه با كلاهبرداريهاى مالى رژيم صهيونيستى كاملاً مشخص كرد كه «ديويد آبل» اين رشوه ها را تحت عنوان خدمات مشاوره اى در راه يك پروژه سياحتى ساختگى در يونان به مشاور سياسى شارون: گيلادشاورن (پسرشارون) پرداخت كرده بود؛ پروژه اى كه به هيچ وجه وجودخارجى نداشته است.
اتهامات مذكور تا بدانجا پيش رفت كه پليس به دفعات، پسران شارون را به اتهام هم دستى در فسادمالى پدرشان موردبازجويى قرارداده است، اما آنها دربرابر سؤالات پليس سكوت اختياركرده اند.
درنهايت، پليس اسرائيل، آريل شارون را به مدت ۶ساعت در دفتركارش (دفترنخست وزيرى) موردبازجويى قرارداد.
گفتنى است كه وى تاكنون به روزنامه نگاران، دربرابر چنين اتهاماتى، پاسخ نداده است، درمجموع، اين رويدادها سبب كاهش محبوبيت سياسى شارون شده است كه اين امر از نشانه هاى زوال سياسى وى به شمارمى رود؛ امرى كه آينده سياسى شارون و دولتش را به مخاطره افكنده است.
نتيجه گيرى:
به نظرمى رسد دوران اعتماد افكارعمومى جامعه اسرائيل نسبت به سياستهاى شارون روبه پايان است، زيرا وى نتوانسته است به تحقق شعارهاى خود جامه عمل بپوشاند و سياست مؤثرى براى پاسخ به خواسته ها و مطالبات اصلى جامعه اسرائيلى مانند برقرارى امنيت و آرامش و حل بحران اقتصادى نداشته است.
بروز چنين مشكلاتى موجب افزايش نارضايتى عملكرد شارون درحوزه درون حزبى (ليكود) شده است و رقباى حزبى شارون بيش از پيش مصمم هستند كه شارون را از اريكه قدرت به زيرآورند، وجود رسوايى هاى سياسى و مالى شارون نيز حيثيت اخلاقى شارون را زيرسؤال برده است؛ امرى كه درنهايت، مى تواند جايگاه سياسى او و دولت ائتلافى اش را در ورطه سقوط اندازد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |