پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۶ ربيع الاول ۱۴۲۵
Thu, May 6, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۷۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
معاون راهنمايى و رانندگى ناجا:
توسط قضات ديوانعالى كشور صورت گرفت
قتل مادر، روز تولد دختر ۶ ساله اش
گروه حوادث: روز تولددختر ۶ ساله بود وقتى زنگ مدرسه خورد. از مادر خبرى نبود چشمان كودكانه اش را به در دوخت، او نمى دانست مادرش قربانى سرقت مرگبارى شده است.
ساعت ۱۶ عصر سه شنبه ۱۵ ارديبهشت ماه همه نگران از اينكه «رقيه كيقبادى» سراغ دختر خردسالش به مدرسه نرفته است خود را به در خانه در خيابان ۱۵ مترى اول افسريه مى رسانند، هيچ كس در را به روى آنان باز نكرد.
همسر اين زن ۲۸ ساله به همراه خواهرش درحاليكه دختر بچه را از مدرسه باز گردانده بودند كليد يدك را در قفل در خانه چرخاندند و وارد شدند، همه جا ساكت بود، هرچه رقيه را صدا زدند صدايى نشنيدند تا اينكه در يكى از اتاق ها او را ديدند كه باصورت روى زمين افتاده است.
خود را به بالاى سرش رساندند و جسد را برگرداندند، رقيه ديگر زنده نبود. مرد آشفته در همه جاى خانه چرخيد، دزد آشنايى وقتى او سر كار بود و دختربچه اش در پيش دبستان بود به خانه اش آمده و باقتل همسرش به سرقت پول و جواهرات دست زده بود.
مركز پليس ،۱۱۰ گزارش اين جنايت را در اختيار مأموران كلانترى ۱۵۶ افسريه قرار داد و آنان با حضور در قتلگاه مادر جوان بازپرس عرفان را با خبر كردند.
همه قفل ها در خانه سالم بودند پس قاتل يك آشنا است. رقيه، پوشش مناسبى داشت اما روسرى اش بطور غيرعادى در گوشه اى روى فرش افتاده بود و حوله اى روى آن انداخته بودند. روى جسد هيچ اثرى از جراحت چاقو يا كبودى ناشى از ضرب وشتم وجود نداشت، طرز افتادن «رقيه» نشان مى داد او غافلگير شده است و آثار تدافعى نيز نداشته است. علت اصلى مرگ مادر جوان در صحنه جنايت مشخص نشد و بازپرس هنرمند دستور داد تا متخصصان پزشكى قانونى با انجام آزمايشات سم شناسى و معاينات آسيب شناسى آن را روشن كنند.
پليس دريافته است آخرين كسى كه «رقيه» را ديده است همسر وى و دختر خردسالش است. اين زن صبح وقتى دختربچه اش را به سر كلاس پيش دبستان برده است به خانه بازگشته است و در تنهايى به قتل رسيده است.
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، در اصلى ترين فرضيه پليس و بازپرس قاتلى تحت تعقيب است كه مى توانست با توجه به آشنايى اش درتنهايى «رقيه» اجازه ورود به خانه را پيدا كند و با نقشه سرقت تراول چك ها و طلاهاى خانه، قربانى را به قتل رسانده باشد.
پرونده روزنامه همبستگى با ۱۷ مورد شكايت
دادسراى كاركنان دولت پرونده جرايم مطبوعاتى مديرمسؤول روزنامه همبستگى را با ۱۷ مورد شكايت مدعى العموم جهت رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع داد.
به گزارش خبرنگارقضايى ما، شعبه چهارم بازپرسى دادسراى كاركنان دولت به رياست مؤمنى پرونده على صالح آبادى مديرمسؤول روزنامه همبستگى را با قرار مجرميت و صدور كيفرخواست جهت رسيدگى به شعبه ۷۶ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى محمدرضا صارمى ارجاع داد. اين گزارش حاكيست، معاون دادستان به تهران به عنوان نماينده مدعى العموم به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع، توهين به اركان رسمى نظام ، تحريض و تحريك به آشوب، تبليغ عليه نظام، نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومى تعقيب قانونى مديرمسؤول روزنامه همبستگى را خواستار شد.
معاون راهنمايى و رانندگى ناجا:
«كارت پارك» جايگزين «پاركومتر» مى شود
162714.jpg
معاون راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى از جايگزين شدن «كارت پارك» به جاى«پاركومتر» خبرداد. كارت پاركها درمحلهاى پارك خودرو فروخته مى شود و پاركبانان موظف به نظارت دقيق بر اين امر هستند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، سردار محسن انصارى روز گذشته در حاشيه ارتباط تلفنى مستقيم با مردم در دفتر نظارت همگانى نيروى انتظامى، در جمع خبرنگاران اعلام كرد: حداكثر زمان تحويل پلاك هاى جديد به كارخانجات خودروساز ۴ ساعت بوده و در آينده با انبار مكانيزه اى كه در كارخانجات ايجاد مى شود، پلاك هاى جديد را خود كارخانجات تحويل خواهند داد. سردار انصارى با اشاره به اين كه از ۱۳ ارديبهشت ماه جارى (زمان آغاز نقل و انتقال خودروهاى پلاك جديد) تاكنون مشكل خاصى پيش نيامده و كار بسيار روان صورت گرفته است، خاطرنشان كرد: ۵ واحد راهنمايى و رانندگى، ثبت احوال، بيمه، بانك و مركز صدور عدم خلافى (اجرائيات) در مراكز نقل و انتقال خودروهاى پلاك جديد مستقر بوده و تمام اين خدمات يكجا بطور مستمر به مراجعه كنندگان ارائه مى شود. وى با رد اين تصور كه نقل و انتقال خودروهاى پلاك جديد مستلزم متوقف شدن يك هفته اى خودروست، تأكيد كرد: مراجعه كنندگان به اين مراكز ظرف يك ساعت تمامى كارهاى لازم جهت نقل و انتقال خودرو خود را انجام مى دهند و نيازى به توقف خودرو نيست. سردار انصارى در مورد انتقاد مردم از نحوه برخورد افسران راهنمايى و رانندگى گفت: افسران راهنمايى و رانندگى آموزش ويژه ديده و نسبت به تخلفات، ميزان جرائم و آداب و معاشرت و نحوه برخورد با مردم توجيه شده اند.
وى در ادامه از مردم درخواست كرد تا در صورت برخورد نامناسب افسران راهنمايى و رانندگى با دفترنظارت همگانى از طريق تلفن ۱۹۷ مشكل خود را مطرح كنند. معاون راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى با اشاره به اينكه اجراى طرح برخورد با تخلفات شاخص از حدود ۲۰ روز پيش در تهران آغاز شده است، افزود: اين طرح از ۸ ارديبهشت ماه جارى در شهرستانهاى ديگر نيز اجرا شده وهدف از آن برقرارى نظم و انضباط و سهولت در رفت و آمد است.
به گفته معاون راهنمايى و رانندگى ناجا اكثر خودروهاى توليد داخل از نظر استاندارد لنگ هستند، اين درحاليست كه توليد خودرو روبه افزايش است.
نتايج پرونده «ايرانمهر»
تا سه روز ديگر اعلام مى شود
رئيس سازمان پزشكى قانونى كشور گفت: نتايج پرونده بيمارستان ايرانمهر طى روزهاى آتى اعلام مى شود. دكتر سيدشهاب الدين صدر، رئيس سازمان پزشكى قانونى كشور به خبرنگار ايسنا گفت: نتايج و اقدامات انجام شده اين سازمان درموردبيمارستان ايرانمهر ظرف ۲يا۳ روز آينده طى يك كنفرانس مطبوعاتى اعلام مى شود.
۸۰ زن و دختر
طعمه يك نقشه شوم
گروه حوادث: مادر و دختر هر دو با صدايى غمزده حرف مى زدند، دختر جوان بغض گلو را فرومى خورد، سرى تكان مى داد و از پسر جوانى مى گفت كه در نقش مأمور او را فريب داده است.
راننده خودرو، وقتى گريه هاى مادر و دختر را در آينه ديد جسته و گريخته حرف هايشان را شنيد ياد حرف هاى همكارش در آژانس افتاد كه از مسافرى مى گفت.
يك مأمور در تماس تلفنى با دفتر آژانس درخواست خودرو كرده بود، وقتى راننده آژانس به محل انتظار مأمور رسيده بود پسر جوانى با ظاهرى فريبنده به همراه دوستش سوار خودرو شده بودند و در ميانه مسير وقتى دوست او از خودرو پياده شده بود اين مسافر با نشان دادن كارت شناسايى خود و دستبند با اين عنوان كه مأمور است و مى خواهد در شهرك غرب گشتى بزند و امر به معروف كند از راننده خواست با رسيدن به اين منطقه در شمال غرب تهران بسيار آهسته حركت كند.
اين مأمور با به كار بردن جملات انقلابى بهانه آورد و گفت: «چون خودروهاى ارگان نشانه مشخصه دارند و زنان و دختران جوان با ديدن آن سعى دارند به صورت مقطعى پوشش اسلامى را رعايت كنند و يا پنهان شوند قرار است با خودروهاى شخصى به خصوص با استفاده از خودروهاى آژانس به كار گشتزنى بپردازند.»
مادر و دختر وقتى از زبان مرد راننده ماجراى اين مأمور را شنيدند با تأييد اينكه قربانى چنين شخصى شده اند به همراه راننده آژانس به محل كار وى رفتند تا همكار وى را از نزديك ببينند و مشخصات مسافر او را با مأمور قلابى مطابقت دهند. هرچه از خصوصيات ظاهرى و كلامى اين مأمور شنيدند بيشتر گريه كردند او همان مردى بود كه با ترساندن دختر جوان او را تحت اذيت و آزار قرار داده بود.
دختر جوان كه مى خواست مطمئن شود نشانه اى از مأمور قلابى در آژانس خودرو است گريه كنان گفت: «اين همان نامرد است، او وقتى من در شهرك غرب به سمت خانه ام مى رفتم و درحالى كه سوار خودروى شخصى بود با توقف خودرو نزديك من شد، صدايم كرد و با لحن فريبنده اى به نوع پوشش و حجاب من ايراد گرفت، كارت شناسايى و دستبندش را نشان داد و گفت جاى دخترهايى مثل من در زندان است و بايستى تربيت شوم.
به درخواست او سوار خودرو شدم و او از راننده خواست حركت كند و در ميانه راه من را نصيحت مى كرد و من به گونه اى التماس مى كردم رهايم كند به او مى گفتم خانواده ام چشم انتظار هستند و بايستى به خانه بروم تا اينكه با رسيدن خودرو به جلوى پاركى خلوت از راننده خواست توقف كند، بعد به عقب برگشت و گفت پياده شو و در گوشه خيابان منتظر بمان. او چند جمله اى آرام با راننده حرف زد و پياده شد و خواست به همراه او داخل پارك شوم من خواستم بپرسم داخل پارك براى چه؟! كه شنيدم مى خواهد در آنجا نصيحتم كند، احساس كردم دلش به حالم سوخته است، پارك خلوت بود و او من را به جايى برد كه محل رفت و آمد نبود در آنجا يك لحظه احساس كردم او چاقويى از زير لباسش بيرون آورده است ابتدا باور نكردم، چاقو را زير گلويم گذاشت و خواست بدون داد و فرياد و هرگونه دفاعى تسليم خواسته هاى شوم او شوم.
من مى خواستم دفاع كنم اما ترسيدم، مأمور قلابى تحت اذيت و آزارم قرار داد تا اينكه بى هوش شدم، وقتى به هوش آمدم ديدم از مأمور قلابى خبرى نيست.»
راننده آژانسى كه اين مأمور را يك بار سوار خودرواش كرده بود به دقت حرف هاى دختر جوان را گوش داد، روش او با حركات مسافر مأمورنما مطابقت داشت او درحالى كه تعجب كرده بود گفت: «دقيقاً با اين روش بود او وقتى دختر جوان ديگرى را از خودرو ام پياده كرد در چند جمله به من گفت مى خواهد او را نصيحت كند، تعهدنامه اى از اين دختر بگيرد و رهايش كند تا به سر زندگى اش برود.
حدود ۱۵ دقيقه اى در انتظار بازگشتش بودم او وقتى آمد خنده اى كرد و گفت دختر جوان ارشاد شده است و خواست او را در يكى از ميدان هاى اصلى پياده كنم، وقتى به آژانس برگشتم ماجراى اين مأمور را نزد همكارانم تعريف كردم و اصلاً نمى دانستم او چه نقشه اى براى دختران جوان كشيده است.
اين مادر و دختر زمانى اميدوار شدند كه از صاحب آژانس خودرو شنيدند به ياد دارد شماره تلفن همراهى از اين مأمور را در تقويم روميزى اش نوشته است.
درست بود، شماره تلفن همراهى از مأمور قلابى دراختيار پليس و دادگاه قرار گرفت، صاحب آژانس گفت: «آن جوان از اين تلفن همراه براى تماس با آژانس استفاده كرد و گفت در نزديكى ما به همراه دوستش ايستاده است، من براى مطمئن شدن اين شماره را يادداشت كردم و اصلاً نمى دانستم روزى خيلى مهم باشد.»
تلفن همراه متعلق به مردى بود كه خانه اش در جنوب شرق تهران بود، پليس با دستور بازپرس پرونده توانست اين مرد را دستگير كند، راننده آژانس با ديدن صاحب تلفن همراه تأييد كرد كه او همان دوست مأمور قلابى است كه به همراه او سوار خودرو شد و پس از مسافتى پياده شد. اين مرد نيز پذيرفت كه سوار خودروى راننده آژانس شده است و گفت با دوستش كه ساكن شهررى است، بوده، اما هيچ اطلاعى از كارهاى او ندارد و نمى داند پس از پياده شدن او، دوستش به كجا رفته است.
او راست مى گفت، همه مشخصات دوستش را به مأموران داد، مشخص بود كه مجرم اصلى در محل زندگى شان به خاطر ظاهر فريبنده اش توانسته خود را جوانى متدين معرفى كند و با اين موقعيت و سوءاستفاده از آن به شكار دختران و زنان جوان در شهرك غرب پرداخته است.
قبل از اينكه مأمور قلابى دستگير شود، پرونده هاى مشابه كه در آن دختران و زنان در محدوده شهرك غرب تحت اذيت و آزار قرار مى گرفتند جمع آورى شد به جز يكى از اين پرونده ها كه دخترى در بازگشت از كلاس هاى آموزشى سركوچه شان از اتوبوس پياده شده بود و در چند قدمى خانه شان دو پسر جوان از ميان شمشادهاى فضاى سبز به او حمله برده بودند و به داخل فضاى سبز كشانده و تحت اذيت و آزار قرار داده بودند، بقيه با روش مأمور قلابى مطابقت داشت.
مأموران پليس با اعزام به شهررى و شناسايى كامل پسر جوان آراسته اى  او را دستگير كردند. مسير رديابى جوان مأمورنما ايرادى نداشت، اين جوان در همان ابتدا اعتراف كرد و گفت كه به اقدامات مشابه و زنجيره اى در شهرك غرب و برخى مناطق شمالى و اعيان نشين دست زده است و حدود ۸۰ زن و دختر جوان را شكار كرده است.
اين پسر مأمورنما گفت: «ابتدا راننده هاى آژانس ها را اغفال مى كردم، آنان با ديدن كارت شناسايى قلابى من، دستبند فلزى و نوع پوشش و ظاهرم به راحتى ادعاهايم را مى پذيرفتند در مسير شهرك غرب ابتدا چند زن يا دختر جوان را كه پوشش مناسبى نداشتند، با حالتى جدى صدا مى زدم و به تندى تذكر مى دادم اما هيچ كدام را دستگير نمى كردم.
با اين روش اطمينان راننده بيشتر جلب مى شد تا اينكه يك دختر را نشان مى كردم و با قاطعيت از او مى خواستم سوار خودرو شود، در مسير او را نصيحت مى كردم بعد از راننده آژانس مى خواستم در مسير دلخواه من حركت كند چون از قبل برخى پارك هاى خلوت را شناسايى كرده بودم و از سويى در ساعات خلوت روز نقشه ام را اجرا مى كردم، با رسيدن به محله موردنظر مى خواستم خودرو توقف كند، بعد به بهانه گرفتن تعهد دختران جوان را به داخل پارك مى بردم با استفاده از چاقو آنان را تهديد مى كردم و ...»
اين اعترافات همه مسائل را روشن كرد. دختران و زنان جوان كه تا زمان دستگيرى جوان مأمورنما شناسايى شده بودند در مواجهه حضورى با اين متهم درحالى كه گريه مى كردند و دست و پايشان مى لرزيد تأييد كردند كه اين همان مأمور قلابى است. بازپرس پرونده براى اين كه جاى هيچگونه ابهامى نيز در شكايات مشابه وجود نداشته باشد دخترى را كه دو جوان در مسير خانه از ميان شمشادها به او حمله برده بودند را نيز با جوان مأمورنما مواجهه حضورى داد، اين دختر گفت: «تاكنون اين جوان را نديده ام، مزاحمان من دو جوان بودند و هيچ شباهتى به وى نداشتند.»
پرونده براى رسيدگى قضايى به دادسراى شهررى ارجاع داده شده است و پليس در پى شناسايى ۸۰ دختر و زن جوانى است كه در محدوده شهرك غرب از سوى جوان مأمورنما اغفال شده اند و تحت اذيت و آزار قرار گرفته اند. به نظر مى رسدتعدادى از قربانيان نقشه اين مأمور قلابى از ترس آبرو ماجراى تلخى را كه برايشان اتفاق افتاده است پنهان داشته اند و پليس و دادگاه مى خواهند با راهنمايى متهم اين تعداد را شناسايى كنند.
رمزگشايى
دفترچه خاطرات دختر دانشجو
162711.jpg
گروه حوادث: تحقيقات قضايى و پليسى روى پرونده قتل يك دختردانشجو در جيرفت با پيداشدن يك دفترچه خاطرات و تعدادى اسامى كه به صورت مرموزى نوشته شده بود وارد مرحله تازه اى شد.
دكتر يحيى كمالى پور ـ رئيس دادگسترى جيرفت ـ با اعلام اين مطلب در ارتباط با روند رسيدگى به پرونده قتل سيمين پورچنگيز گفت: باتوجه به اينكه هيچ گزارش و ياشكايتى مبنى بر ناپديدشدن اين دختر دانشجو به دادگسترى شهرستان جيرفت اعلام نشد اقدامات قضايى دراين ارتباط همزمان با كشف جسد وى درپشت خوابگاه دانشجويان آغازشد و پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى به آنها مأموريت داده شد تا با كاوشهاى علمى علت مرگ و نحوه آن را اعلام كنند.
وى افزود: درنخستين اقدامات قضايى تمام وسايل شخصى اين دختر در خوابگاه بازرسى شد كه دربين آنها دفترچه خاطرات وى كه مطالب آن به صورت رمز و باكد نوشته شده بود به دست آمد و با كمك گرفتن از دانشجويان و هم خوابگاهى هاى وى موفق شديم با رمزگشايى آنها سرنخهاى خوبى دراين زمينه به دست بياوريم.
رئيس دادگسترى جيرفت درادامه با اشاره به شناسايى ۱۰ مظنون دراين ارتباط گفت: بابه دست آمدن سرنخها درمدت ۴۸ساعت تعداد ۶نفر مظنونين بازداشت و تحقيق و بازجويى از آنها آغازشد.
وى افزود: هم اكنون بررسى هاى قضايى دردو محور سهل انگارى و تخلف احتمالى مسؤولان خوابگاه دانشگاه و همچنين قتل اين دختر دانشجو به صورت شبانه روزى ادامه دارد و اميدواريم تا چندروز آينده قاتل را شناسايى كنيم.
وى در پايان گفت: پس ازانتقال جسد اين دختر به پزشكى قانونى كرمان و بررسى هاى كارشناسى توسط آنها منتظر اعلام نتيجه و چگونگى به قتل رسيدن وى هستيم تا با جمع آورى سرنخ ها بتوانيم انگيزه و علت قتل را كشف كنيم.
دكتر جلال ايرانمنش رئيس دانشگاه آزاداسلامى جيرفت درگفت وگو با خبرنگار ما پيرامون اين حادثه گفت: صبح روز سه شنبه اين دختر در سركلاس دانشگاه حاضر بوده و پس از آن ناپديدشده است و ازآنجايى كه تا ساعت ۲۰و۳۰ دقيقه غروب دانشجويان مى توانند به خوابگاه بازگردند كسى از موضوع ناپديدشدن اين دخترمطلع نشده است و زمانى كه مسؤولان خوابگاه براى حضور و غياب به اتاق وى رفتند متوجه غيبت او شدند و صبح روز بعد به خانواده اين دختر ماجراى ناپديدشدنش اطلاع داده شد.
وى درمورد اينكه چرا به پليس درمورد ناپديدشدن اين دانشجو گزارش نشده است، گفت: ما بدون اجازه خانواده آنها نمى توانستيم اين كار را انجام بدهيم. به همين خاطر منتظر تماس آنها شديم ولى هيچ تماسى گرفته نشد تا اين كه صبح روز جمعه پدر وى به جيرفت آمد و اعلام كرد دخترش به خانه آنها نيامده است و ما نيز بلافاصله موضوع را به پليس اطلاع داديم.
ايرانمنش در ادامه با اشاره به اين كه درطول ۱۵سال گذشته هيچ حادثه اى براى دانشجويان اين دانشگاه اتفاق نيفتاده است، گفت: پس ازاين حادثه دانشجويان كه وحشتزده شده بودند با تجمع در دانشگاه خواستار امنيت بيشتر شدند كه دراين بين تعدادى نيز سعى كردند كه جو را متشنج كنند كه با حضور فرمانده نيروى انتظامى شهرستان و توضيحات وى دانشجويان قانع شده و به سركلاسهاى خود بازگشتند.
لازم به ذكر است جسد اين دختر دانشجو جمعه هفته گذشته پس از سه روز ناپديدشدن درحالى كه به طرز فجيعى به قتل رسيده بود درخانه اى متروكه كشف شد.
توسط قضات ديوانعالى كشور صورت گرفت
تأييد حكم اعدام و زندان ۴خواهر
162717.jpg
گروه حوادث: كرج ـ خبرنگار«ايران»: زن جوانى كه دريك نزاع جمعى مردهمسايه را ازپاى درآورده بود با تأييدحكم اعدام ازسوى قضات ديوان عالى كشور درچندقدمى دارمجازات قرارگرفت.
اين حكم درحالى ازسوى قضات شعبه ۳۹ ديوان عالى كشور تأييدشد كه سه خواهرمتهم كه دراين نزاع شركت داشتند هركدام به ۳۰ماه حبس محكوم شدند. بنا به اين گزارش، ۷تيرماه سال گذشته مأموران كلانترى ۱۲چمران با دريافت گزارشى از يك نزاع دسته جمعى در منطقه حصارك به محل حادثه رفتند. پس از حضور مأموران مشخص شد درنزاع مرگبارى كه بين دو همسايه به خاطر سروصداى پسربچه اى اتفاق افتاد چهارخواهر با حمله به مرد همسايه به نام على وى را به قتل رسانده اند.
پس از بازداشت اين چهار خواهر مشخص شد عامل اصلى جنايت خواهر بزرگتر آنها با ضربات كارد مردهمسايه را به قتل رسانده است. به گزارش خبرنگار ما، قاضى مصطفى برزگر گنجى رئيس شعبه ۱۱۶ جزايى كرج پس از محاكمه متهمان خواهربزرگتر را به اعدام و سه نفر ديگر را هركدام به ۳۰ ماه حبس محكوم كرد. بنابراين گزارش اين حكم پس از بررسى در شعبه ۳۹ ديوان عالى كشور تأييد و براى اجرا به دادگسترى كرج ارسال شد.
حادثه ها
نقشه عجيب فرزندان براى گرفتن حكم حجر پدرشان
گروه حوادث: پيرمرد ۸۰ ساله اى پس از حضور در دادگاه متوجه نقشه فرزندانش براى تصاحب اموالش شد. راز اين اقدام از سوى بچه هاى اين مرد سالخورده هنگامى فاش شد كه قاضى دادگاه قبل ازامضاى برگه دادگاه ماجراى نوشته شده روى برگه را برايش توضيح داد. اين مرد با پى بردن به اين نقشه درحالى كه عصبانى شده بود از امضاى صورتجلسه دادگاه خوددارى كرد. وى دراين باره به قاضى شعبه ۷ دادگاه عمومى شهررى گفت: چند روز قبل به طورناگهانى مقدارى از لوازم خانه ام به سرقت رفت. بچه هايم با فهميدن اين ماجرا از من خواستند تا براى طرح شكايت دراين باره به دادگاه بروم. حالا كه شما توضيح داديد متوجه شدم آنها با طراحى اين نقشه قصد داشتند پس از گرفتن حكم «حجر» براى من اموالم را بالا بكشندبه همين دليل حاضر به امضاى صورتجلسه نيستم زيرا با امضاى حكم آنها قانوناً مى توانند اختيار مرا روى اموالم و هرگونه خريدو فروش مالى از من بگيرند. بدين ترتيب پرونده اين ماجرا براى تعيين تكليف به اداره سرپرستى فرستاده شد.
مرگ نوجوان مجروح سه سال پس از درگيرى
گروه بين الملل: نوجوان ۱۸ ساله اى كه در ششم ماه آوريل ۲۰۰۱ در يكى از خيابانهاى شرقى ايالت آشين «در آمريكا» در اثر يك درگيرى و دعواى خيابانى مورد اصابت چاقو قرارگرفته بود، درگذشت. «مى» پس از مورد حمله قرارگرفتن توانسته بود خود را به پاركينگ يك هتل برساند و منتظر كمك پليس شود. پليس پس از رساندن وى به بيمارستان تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كرد. جراحات وى بسيار سنگين و وخيم بود و «مى»تمام مدت ۳ سال را در بيمارستان بسترى شد و تحت مراقبتهاى ويژه قرار داشت تا اينكه روز گذشته عليرغم تلاش پزشكان جان خود را از دست داد.
راننده عصبانى دوباره به پست خود بازگشت
گروه بين الملل: مقامات استراليايى روز گذشته اجازه دادند كه راننده عصبانى دوباره به سمت خود يعنى رانندگى اتوبوس مدرسه اى در «سيدنى» بازگردانيده شود. اين مرد ۵۶ ساله در سال ۲۰۰۲ دستگير شد و علت دستگيرى وى، نداشتن گواهينامه رانندگى بود. اما پس از تحقيقات مشخص شد وى در سال ۱۹۸۲ و ۱۹۹۸ دو مورد كودك آزارى داشته است و همچنين براى آرام كردن بچه ها از دشنام و كلمات توهين آميز استفاده مى كرده است. وى پس از گذراندن يك سال و نيم زندان، دوباره به پست خود بازگشت.
خروج ميمونها از كاميون جاده را مسدود كرد
گروه بين الملل: قفل در كاميون حامل ميمونهاى باغ وحش ميلواكى براثر تصادف با وانتى باز شد و تمام ميمونها از ماشين بيرون آمدند. وانت نيز حامل جلبكهاى بدبويى بود كه براى باغ وحش آورده شده بود. اين حادثه باعث بسته شدن دوتا از شلوغ ترين و پررفت و آمدترين جاده هاى اين شهر شد. پاكسازى اين جاده ها ۴ ساعت طول كشيد.
قتل سه كارگر با ضربات پتك
گروه حوادث، اراك ـ خبرنگار «ايران»: سه كارگر يك شركت فنرسازى در جريان انتقام گيرى خونين پسر جوانى از پاى درآمدند. به گزارش مركز اطلاع رسانى ناجا، مأموران كلانترى ۱۶ شهرك صنعتى ساوه در بررسى محل حادثه متوجه پسر جوانى شدند كه قصد داشت بگريزد، در نتيجه مأموران پس از تعقيب و گريز او را بازداشت كردند. مأموران در جست وجوى داخل شركت متوجه خون زيادى شدند كه تا در ورودى شركت امتداد يافته بود. بنابراين با استفاده از رد خون به قسمتى از شركت رسيدند كه پيكر خون آلود و نيمه جان ۴ كارگر روى زمين افتاده بود.
جيب برى در خواب از مرد شهرستانى
گروه حوادث: مرد شهرستانى وقتى صبح از خواب بيدار شد، با ديدن جيبهايش كه بريده شده بودند، متوجه شد كه پولهايش به سرقت رفته است. اين مرد نيمه شب به تهران رسيده بود و قصد داشت نخستين ساعات صبح براى ديدن پسرش به محل خدمت او برود. او كه از سفر طولانى خسته شده بود، روى نيمكت پارك دراز كشيد و به خواب رفت. در همين هنگام سارق ناشناسى با تيغ موكت برى جيب شلوار و كت او را بريده و پولهاى او را دزديده بود. با شكايت اين مرد، به دستور بازپرس شعبه دوم مجتمع قضايى بعثت، تحقيقات مأموران براى رديابى عامل سرقت آغاز شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |