پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۶ ربيع الاول ۱۴۲۵
Thu, May 6, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۷۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
پاى صحبت «جانى دپ» بازيگر مطرح هاليوود
پاى صحبت «جانى دپ» بازيگر مطرح هاليوود
بازيگرى يك
مبارزه جويى شيرين است
162582.jpg
هيچكس فكر نمى كرد كاراكتر يك ماجراجوى عادى به نام جك اسپرو در فيلم پرفروش اما سطحى «دزدهاى دريايى كارائيب» چيز خاصى باشد اما جانى دپ چنان آن را بازى كرد كه كانديداى جايزه اسكار امسال شد و البته آن را نبرد. بازى در نقش هاى بسيار متفاوت و متضاد و دشوار، تخصص دپ است كه حالا در ۴۱ سالگى نه جوان شاداب و تازه وارد سال ۱۹۸۸ و زمان بازى در اولين فيلم عمده اش («كراى بيبى» كار جان واترز) است و نه كسى كه بتوان لفظ پير را به وى اطلاق كرد. اما در اين حدفاصل با بازى در كارهاى غيرمتعارف و به روايتى فرازمينى تيم برتون همچون «ادوارد دست قيچى»، «ادوود» و «اسليپى هالو» و همچنين ايفاى نقش درفيلم هايى خاص مثل «مرد مرده» كار جيم جارموش و همچنين «از جهنم»، «روزى روزگارى در مكزيك» و «چه چيزى گيلبرت گريپ را مى خورد» به هنرپيشه اى بسيار مطرح، متفاوت و قابل حساب بدل شده است. ببينيم خودش چه مى گويد:

\ آقاى دپ، كارتان را براى ايفاى هر كاراكتر چطور شروع مى كنيد؟
> من عادت دارم كه موقع خواندن سناريو، اين كار را به دقت انجام بدهم و همان موقع تصاوير و ايده اى را كه به دست آورده ام، در ذهنم و مقابل خود ترسيم و چيزهايى را كه به فكرم رسيده، يادداشت كنم. مثل يك موج به ذهن من هجوم مى برند. من بايد حتماً چيزى را به نقش اضافه كنم و فقط مجرى آن نباشم. همين مسأله يك نوع مبارزه جويى براى من است. از نوع شيرين و مهيج است.
\ براى نقش جك اسپرو به طور خاص چه كرديد؟
> پيش خودم فكر كردم دزدهاى دريايى قرن هجدهم چطور آدم هايى مى توانستند باشند. شايد ابتدا پيش خود فكر كنيد كه آنها به دنبال پول و گنج هاى پنهان و ثروت بوده اند، اما من تصور مى كنم انجام هر عملى در كمال آزادى و راحتى و رها بودن، انگيزه و محرك اول براى آنها بوده است. آنها مى خواستند تا هرجاى ممكن پيش بروند و حد نهايى برايشان متصور نباشد. بنابراين پيش خود تجسم كردم كه آنها مثل ستاره هاى امروز موسيقى عامه پسند هستند! آنهايى كه مى خواهند حد و مرزها را بشكنند. يك نفر ديگر هم براى ايفاى نقتش مدنظر و موردتقليد من قرارگرفت.
\ چه كسى؟
> كاراكتر كارتونى پاپى لوپو، او آدمى است كه يقين كامل دارد كه محبوب همگان است و حال آنكه اين طور نيست. مثلاً ببينيد كه چقدر گربه اش را دوست دارد و اين درحالى است كه گربه دقيقاً از او بدش مى آيد! توجيهى كه پاپى در اين خصوص دارد، اين است كه گربه اش خجالتى و اصولاً اينطورى است و بازى درمى آورد. من از چنين كاراكترى خوشم مى آيد. او كار خودش را مى كند و به اين توجه ندارد كه اطرافش چه روى مى دهد. او فقط چيزهايى را مى بيند كه دوست دارد ببيند و اين هم مى توانست يك الگو براى من جهت ايفاى نقش جك اسپرو باشد.
\ مى گويند شما حتى تا دو ماه بعد از اتمام فيلمبردارى دندان طلايى نقش اسپرو را در دهان تان داشتيد.
> دليل دارد. در عالم فيلم و سينما رايج و عادى است كه حتى تا هفته ها بعد از اتمام كار تشخيص بدهند چند صحنه خاص و كوتاه يا بلند بايد دوباره گرفته شوند. بنابراين بهتر بود من آن دندان را حفظ مى كردم تا اگر چنين شود، زحمت اضافى اى براى من نداشته باشد. مدتى هم طول كشيد تا پزشكم را كه در لس آنجلس ساكن است، پيدا كنم و او آن را از دهانم خارج كند.
\ پس ما اين را نبايد بر حمل شيفتگى شما نسبت به اين نقش كنيم.
> شيفته آن بوده و هستم اما اين را نيز بايد بگويم كه فيلمبردارى و تهيه اين كار، طولانى و گاه عذاب آور بود. وقتى ساخت فيلم شروع شد توصيه هاى مختلفى به من در راه ايفاى بهتر نقش اسپرو ارائه شد و برخى از سوى مديران اجرايى پروژه بود كه نمى توانست دردسرساز نباشد. برخى حقيقتاً حمايت مى كردند اما بعضى هم بودند كه فضولى مى كردند و نگران بودند.
\ نگران چه؟
> نگران اينكه كل فيلم تحت الشعاع من قرارگيرد و يا اينكه من ريتم فيلم را كلاً تند كرده ام. نشستم و با آنها صحبت كردم. گفتم به موقعيت و پست شما احترام مى گذارم، اما بايدبه من اعتماد داشته باشيد. شما مرا استخدام كرديد تا اين كار را به نحو احسن انجام بدهم و معتقدم كه اين نقش و مقتضيات آن را خوب مى شناسم و مى توانم كارى كنم كه همه آن را بپسندند. آخر هم گفتم اگر به من اطمينان نداريد، كنارم بگذاريد.
\ و آنها چه گفتند؟
> مشخص است كه تسليم شدند و اگر خبر اين بود، من الآن اينجا و در حال انجام اين مصاحبه نبودم.
\ احساس حقيقى تان را نسبت به جك اسپرو و رل او بگوييد.
> واقعاً اين كاراكتر را دوست داشتم. به طورى كه در پايان فيلم و پس از اين كه كار تمام شد، يك جور خلأ را حس مى كردم و نوعى افسردگى بر من حاكم شد. اين اتفاق قبلاً و در چند مورد ديگر هم براى من رخ داده بود. موقعى كه نقشى را دوست داريد و به خود مى گوييد: من ،۶ ۷ ماه با اين آدم (نقش) زندگى كرده ام. حيف شد، چون ديگر نمى توانم چنين كنم. گاهى تبديل به آن كاراكتر مى شويد. در چنين شرايطى جدا شدن از آن و قطع كردن حيات آن در وجودتان به كار بسيار سختى بدل مى گردد. انگار بخواهيد شيئى خارجى را كه ۶ ماه در بدن تان جا افتاده و زيسته است، بيرون كنيد.
\ از همبازيان جوان تان در فيلم بگوييد.
> ابتدا بايد از كايرا نايت لى (هنرپيشه زن ۱۹ ساله بريتانيايى) بگويم. او فوق العاده و بازيگرى توانا است. حال آن كه در روزهاى نخست و وقتى كار تازه شروع شده بود، دايماً از خود مى پرسيدم آيا تاب و توانايى تحمل آن چه را كه در راه است، دارد يا خير. مدتى كه گذشت، جواب سؤالم را گرفتم و فهميدم او از هيچ چيز نمى ترسد و كارش را به پيش مى برد. فكر مى كنم اين تازه دومين فيلم بلند نايت لى بوده باشد. اورلاندو بلوم هم مرا تحت تأثير قرارداد و مثل نايت لى كاملاً بر كارش مسلط بود.
\ آيا اجازه مى دهيد بچه هاى خودتان اين فيلم را ببينند؟
> از چه نظر مى پرسيد؟
\ خب، فيلم درباره مشتى خلافكار و دزد دريايى است و كلى تيراندازى و قتل و جنايت دارد.
> مشكل خاصى نيست. پسر كوچكم جك ۱‎/۵ سال بيشتر ندارد و نه فقط اين يكى بلكه هيچ فيلم ديگرى را به طور كامل نمى بيند. دخترم (به نام «ليلى رز») مشكلى ندارد و باهم مى نشينيم و فيلم را مى بينيم. او وقتى دو سال بيشتر نداشت، هر روز فيلم «جادوگراز» را مى ديد. فكر نمى كنم خشونت اين فيلم از اكثر فيلم هاى روز بيشتر باشد، به علاوه شما از آغاز حس مى كنيد كه اين فانتزى است و نه حقيقت. چيزى كه در بسيارى از فيلم هاى ديگر آن را احساس نمى كنيد.
\ موفقيت فراوان تجارى «دزدهاى دريايى كارائيب» باعث شده است صحبت ساخت قسمت دوم آن مطرح شود. آيا حاضريد نقش تان را در آن تكرار كنيد؟
> چراكه نه؟ كافى است مثل فيلم اول تد اليوت و ترى روسيو سناريو را بنويسند و گوره وربينسكى دوباره كارگردانى كند. آن وقت عالى خواهد شد و دوباره يك دريانوردى عالى را خواهيم داشت. قبلاً هم گفتم كه جاى جك اسپرو را در زندگى ام خالى مى بينم و بسيار دوست دارم دوباره بدل به او شوم.
\ چرا نه در كشور زادگاه تان (آمريكا) و بلكه در اروپا (فرانسه) زندگى مى كنيد؟
> دليلش ساده است. همسرم فرانسوى است و باقى ماندن در اروپا را ترجيح مى دهد. البته ما دو خانه هم در آمريكا داريم و مقاطعى از سال را در آن جا مى  گذرانيم.
\ يعنى مسائل سياسى پايه گذار اين قضيه نيست؟
> خب من هم معتقدم كه دولت آمريكا شلوغ مى كند و دنيا را به هم ريخته و قضاياى عراق نشانه جديد آن است. اما من تصميم گرفته ام كه خودم را به كلى از برآوردهاى سياسى دور نگه دارم و براى خودم، همسر و بچه هايم يك زندگى آرام را جور كنم.
\ آيا از تجربه حضور در «روزى، روزگارى در مكزيك» و كار با رابرت رودريگوئز (كارگردان اين فيلم) راضى هستيد؟
> بله. هرچند در موردآن فيلم نيز به من اتهام زدند كه ساير اجزاى فيلم و هنرپيشه هاى آن را تحت الشعاع خود قرارداده ام. اما رودريگوئز كسى را مى خواست كه بتواند نقش مأمور «سيا»يى را كه در شهر ظاهر مى شود و به دنبال تبهكاروان و به طور غيرمستقيم با كاراكتر آنتونيو باندراس همسو است، ايفا كند و اين را به من سپردند. به واقع پيش از آنكه من در فيلم متمايز باشم، اين موضوع و سوژه فيلم است كه بارز مى نمايد.
\ كانديدا شدن شما براى جايزه اسكار امسال را كه به خاطر ايفاى نقش اسپرو در «دزدهاى دريايى كارائيب» بود، خيلى ها بسيار نامنصفانه و يك جوك توصيف كردند. واقعاً هم يك نقش سطحى در فيلمى معمولى و پرماجرا است. آيا شما هم اين طور فكر نمى كنيد؟
> چرا. نظر من نيز همين است و واقعاً نمى دانم چرا مرا نامزد كرده بودند، چون واقعاً كارى فراتر از معمول انجام نداده بودم. به هرحال از آنها متشكرم.
\ آيا شون پن را كه اين جايزه را برد، براى دريافت آن مستحق مى دانيد؟
> صددرصد. او از بهترين بازيگران فعلى دنيا است.
\ مى گويند فيلمساز محبوب شما «تيم برتون» است.
> همين طور است. او دنيا را يك جور ديگر مى بيند. دنيايى كه از جرم هايى كه فقط فيزيك دارند و نه روح، شكل گرفته است. آدمهاى او عروسك اند، عروسك هايى كه بايد به آنها خون زندگى تزريق شود و چون نمى شود همه سرگردان اند و درخت هاى او مثل سيم پيچ هاى الكترونيك هستند. اين برداشت او از زندگى مدرن و كنونى و اشاره و انتقاد او از آدم هاى بى هويت و «دستگاه مانند» پرشمار زمان است و متأسفانه راست هم مى گويد.
\ طرح بعدى تان چيست؟
> فعلاً استراحت و بودن در كنار خانواده ام و سپس تصميم گيرى خواهم كرد. در سالهاى اخير آنقدر پركار بوده ام كه چنين استراحتى توجيه شده به نظر آيد.
* برگرفته از: امپاير
تزلزل باورها نسبت به زلزله
162597.jpg
در گفت و گو با
رئيس پژوهشگاه زلزله شناسى(بخش دوم و پايانى)
يوسف ناصرى

اينكه چرا ايرانيان به رغم مواجهه با عواقب زلزله تاكنون چاره اى جدى نينديشيده اند، محور نخستين بخش از گفت وگو با رئيس پژوهشگاه زلزله شناسى بود. دكتر محسن غفورى آشتيانى با اشاره به اينكه بايد ايرانيان واقعيت زلزله را باور كنند تا بتوانند به درستى عمل كنند، از ۱۰ دستورالعمل سخن گفت كه در صورت به كارگيرى مى تواند تلفات مالى و جانى ناشى از زلزله را كاهش دهد. واپسين بخش اين گفت وگو كه در پى مى آيد، پيرامون ساير اقدامهاى پيشگيرانه اى است كه دولت و مردم مى توانند در برابر زلزله اتخاذ كنند.
\ تا وقتى اكثريت مردم ثروتمند نشوند، در زمينه ايمنى هزينه زيادى صرف نخواهندكرد دولت كه وظيفه اش افزايش رفاه و رضايت مردم است، به چه نحو مى تواند در كوتاه مدت با استفاده از درآمدهاى ملى مثل درآمد سرشار نفتى در جهت ايمنى ساختمانهاى كشور اقدام كند؟
> در كوتاه مدت مى توان براساس دستورالعملهاى موجود به مقاوم سازى ساختمانها پرداخت . اما اين نوع مقاوم سازى و بهسازى در حقيقت جراحى ساختمان است كه هزينه زيادى را در بردارد و براين اساس مردم عادى توان پرداخت چنين هزينه هايى را ندارند. ما از دولت چنين انتظارى داريم كه مكانيزمهاى تشويقى اين كار مثل اعطاى وام را ايجاد كند و يا مؤسسات بيمه را در اين زمينه دخيل كند. ما اگر حاضريم كه به فرد آسيب ديده از زلزله، كمك مالى كنيم كه خانه اش را از نو بسازد، چرا قبل از وقوع زلزله، كمك نكنيم كه او به تقويت و مقاوم سازى خانه اش اقدام كند. البته در كشورهاى ديگر دنيا هم اين كار، كاملاً عملى نبوده، چون هزينه هاى سنگينى را در برمى گيرد، اما دولت مى تواند حداقل ساختمانهاى مهم و زيربنايى و امدادى مثل بيمارستانها و شبكه هاى مخابرات و آب و برق را در برابر زلزله تقويت كند. خوشبختانه چنين اقدامى از ۳سال پيش در تهران شروع شده است. علاوه براين موارد، گفته مى شود كه ۲هزار واحدمسكونى در كشور ما ساخته مى شود. با اين حساب متوجه مى شويم كه ۸۰هزار واحدمسكونى در مدت چهل روزى كه از زمان وقوع زلزله بم گذشته، در سراسر كشور ساخته شده است. اگر ما برهمين ۸۰هزار واحد نظارت مى كرديم، مطمئن بوديم كه به اندازه دو برابر كل ساختمانهاى بم، ساختمان ايمن ساخته ايم. هر ساختمان خوب و ايمنى كه ساخته شود وابستگى ما را به زمان بحران كمتر مى كندو امدادرسانى راحت تر انجام خواهدشد.
\ شما بخشى از مسؤوليت در ايمنى سازى را متوجه مردم مى دانيد. مردم ما با كدام اقدامى عقلايى مى توانند ميزان آسيب هاى ناشى از وقوع زلزله را كاهش دهند؟
> اگر مردم بين دو تا پنج درصد از هزينه كل احداث ساختمان هاى مسكونى خودشان را صرف اجراى ضوابط ايمنى كنند، خانه هاى ايمنى هم خواهند داشت. اين ميزان هزينه حتى كمتر از هزينه اى است كه صرف تهيه مبلمان و فرش مى شود و اين ميزان هزينه كمتر از هزينه تزئينات يك ساختمان است. بحث ما اين است كه ما آهن و آجر و سيمان و بتون و گچ مصرف مى كنيم ولى حاضر نيستيم كه ۱۰ هزار تومان بابت جوشكارى بهتر ساختمان هزينه كنيم. ما ساليانه ۶۰ تا ۸۰ ميليون مترمربع ساختمان مى سازيم. اگر همين ميزان ساخت وساز هم طبق ضوابط ايمنى باشد، بدون ترديد در يك دوره ۱۰ يا ۲۰ ساله، ما به سطح قابل قبولى خواهيم رسيد. ما اگر پول كافى نداريم كه خانه بزرگتر و ايمنى بسازيم، در مقابل مى توانيم به جاى ساختن يك خانه ۱۰۰ مترى بياييم يك خانه ۹۸ مترى اما براساس ضوابط ايمنى بسازيم. البته اين بحثى نيست كه من براى اولين بار مطرح كرده باشم. من همه اين حرف ها را در زمان وقوع زلزله هاى منجيل، گلبافت، قائن، اردبيل و قزوين گفته و تكرار كرده ام و امروز هم مى گويم. اگر الآن هم ايمن سازى ساختمان ها را انجام ندهيم، فردا دير است. بگذاريد كه من گفته ام را اصلاح كنم. حقيقتاً ما هنوز به طور صددرصد واقعيت ها را نپذيرفته ايم. البته باور كرده ايم ولى باورمان متزلزل است. اگر به درازمدت فكر كنيم و دولت هم به مردم در ايمن سازى و مقاوم سازى كمك كند و افراد متخلف و سودجو مجازات شوند، مردم ما نيز خودبه خود نسبت به رعايت ضوابط ايمنى تمايل پيدا مى كنند.
\ چه دليلى مى توانيد ذكر كنيد كه زلزله بم تأثير بنيادى خود را در توجه به نكات ايمنى درپى داشته است؟
> چون الآن در سطح كلان كشور تصميماتى در حال اتخاذ است. بحث تهيه استراتژى كشور در مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح است و آقاى خاتمى و هاشمى رفسنجانى توجه خاصى به اين مسأله دارند و اميدواريم كه رهبرى اين تصميما ت را تنفيذ كنند.
\ طرح امداد و نجات كشور كه در سال ۷۷ توسط مجلس به تصويب رسيد و قرار شده بود كه دولت ضوابط اجرايى آن را در مدت شش ماه تهيه كند، چرا اين طرح حساس و حياتى به طور جدى مورد توجه واقع نشد؟
> اين طرح در اوايل سال جارى به تصويب دولت رسيد. البته قبل از اين هم ما طرح هايى داشته ايم و چنين نبوده كه ما تصور كنيم صرفاً منتظر تهيه اين طرح بوده باشيم. مثلاً بعد از زلزله منجيل، ستاد حوادث غيرمترقبه كشور تشكيل شده بود. اما نحوه فعاليت ها اينگونه بوده كه زلزله اتفاق بيفتد و بعداً كمك رسانى شود و وام هايى به آسيب ديدگان اعطا شود. ما مثل ژاپن و آمريكا نيامديم قبل از وقوع فاجعه، بحران را كنترل و مديريت كنيم. ما نيز بايد ديدگاه مان را عوض كنيم و تلاش  كنيم كه بحران را مديريت كنيم و نه اينكه مديريت بحران كنيم. اما بايستى توسعه كشور و شهرها را با زلزله سازگار كنيم. ما بايستى خانه هاى ايمن خريدارى كنيم و خانه نامقاوم بايد بى ارزش شود. متأسفانه ما، در دورزدن قانون متخصص هستيم. قانون به ما مى گويد كه اگر چراغ قرمز است به اين معنا مى باشد كه حركت نكنيم ولى ما تصور مى كنيم كه اگر حركت كنيم شجاع و زرنگ هستيم. ما فكر مى كنيم كه در صف نانوايى، حق ديگران را ضايع كنيم، زرنگ هستيم. قانون شكنى و عدم احترام به حقوق ديگران بايد به ضدارزش تبديل شود. متخلف نبايد موفق شود. متخلف بايد هزينه اش را پرداخت كند. اين كارها وقتى با موفقيت روبرو مى شود كه مردم هم بدانند كه زلزله با كسى شوخى ندارد و بدانند كه وقوع زلزله در شهرهاى ما بسيار جدى و آسيب پذيرى ما بسيار بالاست. اگر زلزله اى كه در بم اتفاق افتاد، در شهرهاى بزرگ ما اتفاق بيفتد، ده ها برابر خسارت جانى و انسانى و اقتصادى خواهيم داشت.
\ چگونه سازگار شدن توسعه با زلزله را در امور مديريت شهرى عملى مى شود؟
> دولت بايد زلزله را در اولويت قرار دهد. دولت بايد در برنامه ريزى توسعه به زلزله توجه كند و به اصلاح ساختار بيشترين توجه را داشته باشد. مديريت شهرى ما بايد منطبق با دانش و علم و فن باشد. طرح هاى كالبدى شهرى بايد سازگار با خطر زلزله باشد و اين طرح هاى كالبدى نبايد توسط مديريت شهرى تغيير پيدا كند. مديريت نبايد سليقه اى باشد و كاربرى ها نبايد به طور سليقه اى عوض شود. ما بايد نگاه ايمنى داشته باشيم و نه نگاه اقتصادى. چون نگاه ايمنى، اقتصاد را هم به همراه خواهد داشت. اما نگاه اقتصادى، ايمنى را به همراه نخواهد داشت. مردم بدانند كه ايمنى در برابر زلزله يعنى پول، يعنى ارزش اقتصادى ولى ارزش اقتصادى به معنى پول و ايمنى نيست.
توسعه ايمنى يعنى توسعه سازگار و يعنى توسعه پايداركشورمان. ما چقدر در بم خرابى داشتيم؟ اين نوع ساخت وساز، توسعه ناپايدار است. درتهران چقدر توسعه ناپايدار داريم؟ با يك زلزله بسيارى از ساختمانها فروخواهدريخت. ما در برابر زلزله آمادگى نداريم و راه نجاتى جز توجه به علم و تخصص وجودندارد.
\ آقاى دكتر شما بر «تخصص» به عنوان مبناى هرگونه عمل تأكيدزيادى داريد.
> بله، وقتى ما دچار دردقلبى مى شويم به كدام متخصص مراجعه مى كنيم. در ساختمان سازى هم اينگونه است. حفظ جان ما درگرو ايمنى ساختمان است. شما اگر به سراغ متخصص قلب مى روى، به هرحال قلب فقط يك عضو از بدن انسان است. اما موضوع ايمنى در ساختمان سازى مربوط به جان و بقاى ما مى شود. ما چرا بايد دنبال بسازبفروش هاى غيرمهندس كه اكثراً بازارى و غيرمتخصص هستند، برويم؟ اين افراد فقط نگاه اقتصادى به ساختمان دارند و نگاه ايمنى درآنها درحد صفر است.
\ اگر مردم سراغ غيرمتخصص درامر ساختمان مى روند، چون مى خواهند چيز ارزانترى خريدارى كنند وگرنه اگر پول كافى داشته باشند، خانه ايمن خريدارى مى كنند؟
> خريد ارزانتر به اين معناست كه آنها حاضرند جان خود و عزيزان شان را ازدست بدهند.
\ خب هدف مردم اين است كه اول يك چهارديوارى يا سرپناه داشته باشند كه قبل از هرچيز آنها را از سرما و گرما و آوارگى نجات دهد.
> اگر دودرصد كل هزينه ساختمان را صرف ايمنى كنيم، خانه ايمن مى شود. اما آن فردسودجو نمى خواهد آن دو درصد را هزينه كند. چون كنترل ساخت و ساز دردست افراد غيرمتخصص است. چنددرصد از شهرداران ما مهندس عمران و آشنا با مسائل زلزله هستند؟ الان جو معمارى در شهردارى هاى ما غالب است. الآن بدنه سازه اى تخصصى شهردارى هاى ما ضعيف است.
\ و فساد ادارى در ادارات ما هم به وفور ديده مى شود.
> ما بايد كاررا به دست  كاردان و متخصص بسپاريم. مديريت شهرى ما بايد در دست افراد مهندس و متخصص باشد و نه در دست افراد غيرمهندس.
\ گفته مى شود كه در زلزله احتمالى تهران، حدود ۱‎/۵ ميليون نفر در لحظه هاى اوليه كشته مى شوند. اين گفته تا چه حد صحت دارد؟
> البته برآوردهاى مختلفى ارائه شده اما آنچه كه مسلم است اين كه تلفات انسانى زيادى خواهدداشت.
\ زلزله بم به عنوان فاجعه اى ملى شناخته شد. اگر همين زلزله با اين شدت درتهران اتفاق بيفتد، چه فاجعه اى رخ خواهدداد؟
> متأسفانه در زلزله بم طبق آخرين آمار (۲۰بهمن) حدود ۴۳هزارنفر ازهموطنان ما كشته شدند. اگر زلزله اى درتهران اتفاق بيفتد، يكى از بزرگترين فاجعه هاى بشرى روى خواهدداد.
\ آقاى دكتر، چه فعاليتهايى به عنوان شاخصهاى مثبت انجام شده توسط پژوهشكده تحت مديريت شما قابل ذكرمى باشد؟
> پژوهشگاه درطى ده سالى كه اززمان تأسيس آن مى گذرد، سهم بسيارقابل توجهى را درتوليد دانش فنى كشور و تربيت نيروى انسانى متخصص داشته است. درحال حاضر، دوره هاى كارشناسى ارشد و دكتراى زلزله شناسى و مهندسى زلزله در پژوهشگاه برقرار هست. بيش ازهزارمقاله علمى و سيصد گزارش پژوهشى و كتابهاى مختلفى دراين زمينه توليد و چاپ شده است.
\ مهمترين مطالعاتى كه توسط پژوهشگاه انجام شده، بطورجزئى تر شامل چه مواردى مى شود؟
> مطالعات گسترده اى درزمينه شناسايى گسلهاى فعال صورت گرفته و نقشه اين گسلها تهيه شده است. همچنين تهيه نقشه پهنه خطر كشور، گسترش مطالعات گسترده روى لرزه خيزى و ساختار لرزه خيزى كشور انجام شده. تهيه دستورالعمل بهسازى و ايمن سازى لرزه اى، توليد دانش فنى لازم براى ساخت و ساز ايمن چه در بعد ساختمان و چه در بعد نيروگاهها و پالايشگاهها و سازه هايى مثل پلها و چه دربعد تدوين روشهاى نو براى ايمن سازى درزمينه افزايش آگاهى مردم از ديگر فعاليتهاى ما بوده است. افزايش آگاهى امروز مردم ما نسبت به مسائل مرتبط با زلزله ناشى از فعاليتهاى پژوهشگاه مى باشد. تهيه مطالب درسى براى درج دركتابهاى درسى و برگزارى مانورها و كلاسهاى آموزشى درمدارس را مى توان به عنوان كارهاى ديگر انجام شده توسط پژوهشگاه عنوان كرد و درمجموع ما دراين مدت زيرساختهاى لازم را براى شروع يك حركت درزمينه توجه به ايمن سازى فراهم كنيم.
\ بخش عمده اى ازجمعيت، كارخانه ها، صنايع و ثروت كشور درتهران قراردارد.باتوجه به بالابودن احتمال وقوع زلزله درتهران، شما وضعيت آينده را چطور مى بينيد؟ آيا جاى اميدوارى هست كه آن «فاجعه بشرى» اتفاق نيفتد؟
> من اميدوارم كه با جلوگيرى از هرگونه ساخت و ساز نامطلوب و ناسازگار و با جلوگيرى ازتداوم روند توسعه غلط شهرتهران و با توقف بى توجهى مديريت شهرى نسبت به مسائل ايمنى، آن فاجعه اتفاق نيفتد. علاوه بر اين اميدوارم كه در ۲۰ـ۱۰سال آينده هم زلزله شديدى به وقوع نپيوندد. دراين صورت اگر خوب عمل كنيم، وضع كنونى ما بهبود خواهديافت.
\ به عنوان نكته پايانى، توصيه كارشناسى شما به مردم و مسؤولان كشور ما چه خواهدبود؟
> وقوع زلزله تهران جدى است. اما لازم مى دانم كه به موضوع مهمى اشاره كنم. برخى افراد در رسانه هاى مختلف، بيهوده مردم را نگران مى كنند. حرف اين افراد به غير از اينكه تبعات اجتماعى و اقتصادى دارد، هيچ فايده اى دربرندارد.
اينك گفته مى شود كسانى كه خانه آنها مثلاً درنزديكى گسل عباس آباد نيست، ناراحت نباشند، اين فكر غلطى است.
واقعيت امر اين است كه تهران چندگسل مهم دارد كه اگر زمانى يكى از اين گسلها حركت كند، كل منطقه تهران، قزوين وقم و دماوند را تكان خواهدداد. بنابراين اگر كسى بگويد كه چون خانه من دركنار فلان گسل نيست، پس درامان هستم، حرف درستى نيست. بازتكرارمى كنم، تنها راه نجات ما ايمن سازى است. گسل چيز كشنده اى نيست، بلكه گسل يكى از عوامل است. شرايط خاك، بزرگى زلزله و نحوه امواج آن همه درميزان تلفات ناشى از زلزله مؤثر هستند. لذا خواهشمندم كه رسانه ها اين حرفهاى غيرعلمى و غيرمسؤولانه را عرضه و پخش نكنند. ما بايد به اظهارنظر جامعه متخصص خودمان گوش كنيم و علم و آگاهى خودمان را افزايش دهيم. مردم و مسؤولان هم بايستى به خاطر حفظ جان خودشان مقررات ايمنى را اجرا و رعايت كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |