گروه سياسى ـ هادى خانيكى، استاددانشگاه و عضو ارشدجبهه مشاركت، با تحليل نامه اخير رئيس جمهورى گفت: اين نامه فتح بابى براى پرداختن به كاستيهاى تاريخى، فرهنگى و سياسى جامعه ايران است.
عضو شوراى مركزى حزب مشاركت گفت: موضع رئيس جمهورى در نامه اخير به ملت ايران، موضع يك مدافع اجرايى نيست بلكه موضع كسى است كه صاحبنظر بوده و دغدغه اى داشته و همچون يك روشنفكر دينى نخواسته درتحولات جامعه عافيت جويى پيشه كند، درنتيجه مسؤوليتى را پذيرفته به ميانه ميدان آمده و دراين ميان ايده هاى خود را مواجه با موانعى مى بيند و آن را بيان مى كند.
خانيكى افزود: نامه خاتمى نگاه يك صاحب نظر به مجموعه ساز و كارهاى شكل گرفته در مقام يك رئيس جمهور است.
اميدوارم اين نامه دچار آفت گزينش گرى و دروازه بانى ارتباطى و خبرى نشود.
خانيكى با مثبت ارزيابى كردن شكل گيرى چنين گفت وگوهايى بين جامعه و اصحاب قدرت اظهارداشت: اگر پايه هاى گفت وگوى انتقادى درجامعه شكل گيرد، ما هم وارث گذشته خود مى شويم و هم از مطلق انگارى ها و قراردادن انديشه هاى افراد بين صفر و صد پرهيز مى كنيم.
خانيكى يكى از وجوه بارز نامه رئيس جمهورى را نگاه صريح وى به اين مواريث تاريخى و فرهنگى دانست و افزود: نقدى كه با صراحت و شجاعت صورت بگيرد، زمانى معنادارترمى شود كه به صورت يك گفت وگوى مستمر و درزمان مسؤوليت انجام شود.
خانيكى نامه رئيس جمهورى را يك روند و نه يك نقطه پايان كه درآن همه پرسش ها و مطالبات وجودداشته باشد دانست و ادامه داد: اين نامه يك اقدام مبتكرانه ناشى از رشدسياسى جامعه و صداقت و صراحت خاتمى است.
به گفته خانيكى نامه خاتمى اين پيش فرض را كه مسؤول اشتباه نمى كند را رد و تصريح مى كند كه اگر باب شنيدن گشوده شود و هركس و هرگروهى در ترازوى نقد قرارگيرد، فضاى انتقادى به وجودمى آيد و در نتيجه آن اميد به آينده و احساس تعلق و پيوند به گذشته ايجادمى شود؛ زيرا اگر ديدگاه نقادانه وجودنداشته باشدو هركس ديگرى را مقصر بداند، يا جامعه درپى تكرارالگوهاى گذشته خواهدرفت و يا به انزوا و حاشيه نشينى تن مى دهد.
وى با بيان اين مطلب كه درجامعه استبدادزده، استبداد درهمه نسوج آن جامعه نفوذ مى كند، گفت: ازجمله الزامات پيشبرد دموكراسى، برچنين جامعه اى دشواربودن و پرهزينه بودن اين راه است.خانيكى با بيان اين كه اين امر درنامه خاتمى تأكيدشده است راه تقويت آن را تقويت نهادهاى مدنى عنوان كرد و نقطه قوت اصلاحات را طرح و فراهم كردن زمينه هاى رشد همين موضوع (نهادهاى مدنى) دانست.
وى افزود: به همين دليل است كه نقطه اميد و پيش برنده اصلاحات در نسل جوان و درنوع رويكرد جوانان به اين مقوله قرارداده شده است.
خانيكى اين نامه را به دليل دعوت به انجام گفت وگوى انتقادى در فضاى فرهنگى، سياسى و اجتماعى كشور گامى به جلو ارزيابى كردو گفت: اين نامه فتح بابى است براى پرداختن به بسيارى از كاستى هاى تاريخى و فرهنگى و سياسى كه موجب شكل گيرى كليشه ها و پيش فرض هايى در برابر فهميدن و گفت وگو مى شود.
خانيكى درهمين راستا بر لزوم تلاش درجهت خارج شدن از چنبره استبدادزدگى، خودكامگى و هرج و مرج تأكيدكرده و افزود: يكى از نكات موردتوجه دراين نامه همين نكته است كه چگونه مى شود از اين كليشه ها وقالب هاى استبدادزده، خارج شد.
خانيكى معتقداست ازهمين رو در اين نامه تأكيدشده است كه اصلاحات را بايد جريانى عميق و فراگير و برگشت ناپذير دانست كه حتى به افراد هم وابسته نيست و درهمين راستا آقاى خاتمى با صراحت، تكيه بر قهرمانان را موردنقد قرارمى دهد و برسپردن جريان اصلاحات به نسل جوان تأكيددارد؛ زيرا آنها محرك اصلى درتحولات اجتماعى هستند و مى توانند خارج از پيش فرض ها و كليشه هاى كهنه بينديشند و اقدام كنند.
وى تأكيدكرد: اين امر واضح است كه هدف ازنوشتن نامه ازسوى رئيس جمهورى نه بيان همه گفتنى ها و ناگفتنى هاى شخصى رئيس جمهورى است و نه پاسخ دادن به همه پرسش ها و نقدهاى موجود بلكه بخشى از يك گفت وگوى انتقادى است.
شايد بتوان گفت كه بايد اين نامه فتح بابى باشد براى بازنگرى و نقد به عنوان يك جريان فراگير درهمه سطوح و لايه هاى اجتماعى و رسيدن به نقد و بازنگرى ملى.