جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۷ ربيع الاول ۱۴۲۵
Fri, May 7, 2004
سينما
سال دهم - شماره ۲۷۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
حقوق
گفت و گو
ويژه ۱
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تصوير
گوناگون
ارتباطات
افق
آرشيو
درباره «الكساندر كبير» فيلم جديد اوليور استون
نگاهى به موفقيتهاى آثار كمدى در تاريخ سينماى ايران
گشتى دردنياى سينما
ماجراهاى اسكيت بورد
به زودى تهيه يك فيلم جديد سينمايى به نام «اربابان داگ تاون» شروع خواهد شد كه كترين هاردويك كارگردان آن و هيت لجر و اميلى هرش بازيگران اصلى فيلم هستند. اين فيلم، برداشت و نسخه اى كمدى و خيالى و در عين حال حقيقى از روى فيلم مستند «داگ تاون و پسران زى» ساخته استيسى پرالا است وسناريوى اوليه را خود پرالا نوشته و هاردويك آن را بازنويسى و كامل كرده است.فيلم هاردويك مثل كار پرالا، طريقه شكل گيرى و محبوب شدن ورزش و بازى اسكيت بورد را در آمريكا و غرب نشان مى دهد و به بيننده ها مى گويد چطور عده اى موج سوار در ايالت كاليفرنيا طى دهه ،۱۹۷۰ وقتى از دريا به سطح شهر مى آيند، براى اين كه ترك عادت نكنند، با اسكيت بورد (چوب هاى چرخدار و درحال حركت) چنين مى كنند و به همين ترتيب موجى را در ميان نسل جوان ايجاد مى كنند و استفاده از اين وسيله را به نسل هاى بعدى نيز بسط مى دهند.
بازگشت علاءالدين
والت ديسنى كه به رغم تمام جنگ هاى داخلى اخير در هيأت مديره اين استوديو و پيدا شدن رقبايى سرسخت برايش هنوز كارتون ساز اول دنيا به حساب مى آيد، از ۱۵ مهرماه امسال براى نخستين بار نسخه دى.وى.دى «علاءالدين» كارتون پرفروش سال ۹۲ خود را عرضه خواهد كرد.اين سومين فيلم انيميشن ديسنى (پس از «سفيد برفى و ۷ كوتوله» و «شيرشاه») است كه روى «دى.وى.دى» مى رود و ديسنى تبليغات شديدى را پيرامون آن برپا كرده است تا آمار فروش «سفيد برفى» (۷‎/۱ ميليون نسخه) و «شيرشاه» (۱۱‎/۱ ميليون نسخه) را تكرار كند و حتى از آن فراتر برود.
رويكرد هندى ها به فيلم هاى علمى ـ تخيلى
موفقيت دو فيلم «تريلر» (دلهره آور) و علمى ـ تخيلى در سينماى هند، باليوود را به توليد بيشتر اينگونه آثار تشويق كرده است. اولين فيلم از اين سبك سال پيش با نام «كسى پيدا شده است» اكران شد كه منتقدان آن را به درستى تركيبى مسخره از «اى.تى» و «فارست كامپ» توصيف كردند اما فروش زياد آن ساخت دومين فيلم را نيز به نام «رود راكش» موجب شده اين يكى هم در ۲ ماه اخير در هند خوب فروخته است.با اين حال «رودراكش» به جاى اين كه ماجرايى فضايى يا ماوراءالطبيعه داشته باشد، افسانه هاى قديم «هندو» را با لباس هاى نو و در فضايى آينده نگر و با اسپشيال افكت ارائه كرده و اصل قصه و آدم هاى آن قديمى و تكرارى اند. تهيه كننده آن نحاتين مان موهان است كه توليدكننده فيلم قبلى نيز بوده است و بازيگران اصلى آن سانجاى دات و سونيل شتى هستند.مان موهان مى گويد: «چاره اى به جز اين تغييرات و گزينش ها نبود. ما نمى توانستيم تا ابد به قصه هاى سنتى باليوود (ماجراهاى خانوادگى و عاطفى در دل اختلاف طبقاتى) اكتفا كنيم.»
فروش مجسمه استالونه در پنسيلوانيا
يك نهاد ورزشى به نام انستيتوى بين المللى ورزش و تاريخ المپيك در مركز ايالت پنسيلوانيا آمريكا به قصد بهبود بخشيدن اوضاع نامساعد مالى اش يكى از ۳ مجسمه ساخته شده از روى كاراكتر خيالى راكى بالبوا را كه توماس شومبرگ آن را تراشيده و جلا داده، در معرض فروش نهاده و اعلام كرده، حاضر است آن را به اولين كسى كه ۳ ميليون دلار پيشنهاد بدهد، عرضه كند.راكى بالبوا همان بوكسور خيالى سرى فيلم هاى ۵ گانه «راكى» است كه سيلوستر استالونه معروف آن را نگاشت و نقش اش را هم بازى كرد و يك مشتزن ازجنوب فيلادلفيا است كه باتلاش و مبارزه جويى به پيروزى هاى بزرگى در صحنه اين ورزش مى رسد. يكى از مجسمه هاى ساخت شومبرگ را خود استالونه به شهر فيلادلفيا و شهردارى آن هديه داد اما از آن پس براى تصاحب آن مناقشاتى بين سازمان هاى مختلف اين شهر جريان داشته و تلاش نهاد ورزشى مذكور براى فروختن آن قطعاً از اين بحث ها نخواهد كاست. اين مجسمه بالبوا و بهتر بگوييم استالونه را درحالى كه دست هايش را به نشانه پيروزى بالا برده است، نشان مى دهد.
منبع: هاليوود ريپورتر
درباره «الكساندر كبير» فيلم جديد اوليور استون
جهانگشاى بزرگ از منظر فيلمساز سياسى
162831.jpg
وصال روحانى

در آبان ماه امسال «الكساندر كبير» فيلم جديد اوليور استون كارگردان افشاگر و معمولاً سياسى ساز آمريكا در سطح جهان اكران مى شود، مشخصه مهم و نخست اين است كه ۲۳۵ ميليون دلار صرف ساخت آن شده و اين، عنوان پرهزينه ترين فيلم تاريخ را نصيب آن مى كند و به همين منوال حد انتظار و توقع نسبت به آن بسيار زياد شده و حتى درآوردن اين مخارج و «ير به ير» كردن سخت خواهد بود، چه برسد به فراتر رفتن از آن و كسب سودى قابل توجه.
با اين حال، اوليور استون كه از نيمه دوم دهه ۱۹۹۰ به بعد فروغ و خبرسازى گذشته خود را به دلايلى از دست داده، فراتر از قضاياى خطر مالى به مسائلى ديگر توجه مى كند و مى گويد: «مراكش، مكانى كه الكساندر كبير را در آن گرفته ايم، بهترين جا و لوكيشن براى اين كار بوده است. اين كشور همه چيز دارد، اقيانوس، كوهستانهاى زيبا، مزارع دست نخورده و حاصلخيز و وسايل و امكانات و شايد فقط جنگل و فيل كم داشته باشد.»
توفان شن
استون براى داشتن دو جنس آخر، قسمتى از فيلمش و بخشهاى مربوط به جنگل آن را در تايلند فيلمبردارى كرده است، اما قسمت اعظم «الكساندر كبير» در «ايسا اورا» كه بر كرانه درياى مراكش واقع است، فيلمبردارى شده است. استون مى گويد: «حتى ارتش مراكش نيز در اين ارتباط به ما يارى زيادى رساند و شايد تنها مشكل ما هواى نا آرام مراكش بود كه بارها طى آن شاهد توفان شن بوديم.»
اما خالق فيلمهاى اسكارى «جوخه» (محصول ۱۹۸۶) و «متولد چهارم ژوئيه» (۱۹۸۹) و فيلمهاى خبرساز ديگرى مثل «سالوادور» (۸۶)، «وال استريت» (۸۷)، «دورز» (۹۱)، «جى. اف. كى» (۹۳)، «قاتلان بالفطره» (۹۴) و «نيكسون» (۹۵) معترف است كه روند ساخت «الكساندر كبير» از همه دشوارتر و كار آن بسيار پيچيده تر بوده است. يك مشكل اضافى استون و دستيارانش اين بوده كه يك فيلم جديد ديگر هم درباره الكساندر كبير همزمان با كار او ساخته شده كه اين يكى به كارگردانى بازلورمن استراليايى (خالق «مولن روژ») است و در آن لئوناردو دى كاپريو نقش اول را ايفا كرده و بديهى است كه در اين گونه موارد مردم و دست اندركاران به سرعت به قياس دو كار با يكديگر مى پردازند و هركدام كه زودتر اكران شوند، به نوعى اين را براى خود پيروزى تلقى مى كنند.
فيلمى كه مى ارزد
لورمن هم مى خواست فيلمش را در مراكش و در فضا و با امكانات ارزان آن بگيرد، اما بمب گذاريهاى بهار سال پيش در كازابلانكا كه جان حداقل ۴۵ نفر را گرفت، او را فرارى داد و وى فيلمش را در استراليا تهيه كرده است. شايد به همين خاطر باشد كه استون اين همه از موريتس بورمن تهيه كننده فيلم خود تعريف مى كند و مى گويد: «او تنها كسى بود كه پس از انفجارهاى كازابلانكا زود خودش را كنار نكشيد و در صحنه ماند.»و بورمن كه تهيه فيلمهايى چون «آمريكايى آرام» و «ترميناتور ۳» را هم در كارنامه اش دارد، مى گويد: «مسأله مخارج اين فيلم را عمده كرده اند، اما حقيقت آن است كه براى پروژه و سوژه اى به اين بزرگى هيچ رقم و مبلغى زياد محسوب نمى شود و ارزش اش را دارد.»
بزرگترين امپراتورى
ايفاگر نقش اصلى در فيلم استون، كالين فارل ايرلندى است كه در سالهاى اخير با بازى در فيلمهاى هاليوودى «باجه تلفن» و «گزارش اقليت» مشهور شده و به جز وى انجلينا جولى، آنتونى هاپكينز و ول كيلمر هم در آن بازى دارند و در تهيه آن اضافه بر آمريكا، فرانسه، بريتانيا و آلمان نيز دست داشته اند و بديهى است كه فيلم جهانگشايى هاى الكساندر را نشان مى دهد كه از ۳۲ سالگى شروع به شكل دادن بزرگترين امپراتورى كرد و اين روال تا زمان مرگ اسرارآميز او در بابيلون ادامه يافت. با اين حال، استون طى برداشتى متفاوت از كاراكتر الكساندر مى گويد: «وى مثل چنگيزخان و فقط در پى تصاحب زمين و حدود و ثغور ساير كشورها نبود، بلكه بينش و آگاهى سياسى داشت. هدف من از ساختن چنين فيلمى اين بوده است كه به نسل جديد نشان بدهيم داشتن هدف، ايده هاى بزرگ و اميدهاى منطقى در زندگى تا چه حد الزامى است. اين روزها به خاطر مسائل و كاستى و كوچك نگرى هاى موجود، خود را بيش از پيش افرادى كوچك و نازل مى يابيم و اين قضيه بايد رفع شود.»
تجليل در مراكش
نتيجه و حاصل نمايش «الكساندر كبير» هرچه باشد، نمى توان تأييد شدن پيشاپيش آن توسط مراكشى ها را ناديده گرفت. در همين راستا اواسط مهرماه سال پيش كه جشنواره بين المللى فيلم مراكش سومين دوره خود را مى گذراند،سران سينماى اين كشور از استون تجليل و يك نشان افتخار را در محل كاخ پادشاهى مراكش به وى اهدا كردند. در اين فستيوال دو فيلم مستند سياسى كه استون در سالهاى اخير درباره فيدل كاسترو رهبر كوبا و نا آرامى هاى خاورميانه ساخته و اولى «فرمان» نام دارد و دومى بر روى ياسر عرفات متمركز است، به نمايش درآمد و جايزه ستاره طلايى جشنواره نيز به وى تسليم شد. استون كه بعد از «هر يكشنبه ممكن» در سال ۲۰۰۰ ديگر يك فيلم بلند فيچر (داستانى) از او اكران نشده است، مى گويد: «براى اين كارهاى سياسى سعى كردم با تمام طرفين ماجراها صحبت و نظرات همگان را دخيل كنم و كارم عادلانه باشد. هيچ يك از فيلمهاى من يكسويه نيست.»
جلوه اى بى واسطه
با اين حال، استون هرگز از جنجال دور نبوده و آثارش كه بيشتر تم سياسى دارند، به خوبى جنايات و دغلكاريهاى آمريكا را به نمايش نهاده است و فجايعى كه اين كشور متجاوز در ويتنام، السالوادور و حتى در خاك خودش به بار آورده، در كارهاى استون جلوه بى واسطه اى دارد و با اين كه «الكساندر كبير» به گذشته دورتر مى پردازد، اما باز هم كارى است كه از سياست و تبعات آن بر مى خيزد. اگر جز اين مى بود، از جانب استون جاى تعجب مى داشت.
منبع: اسكرين اينترنشنال
نگاهى به موفقيتهاى آثار كمدى در تاريخ سينماى ايران
فروش هاى افسانه اى
162828.jpg
استقبال بى سابقه تماشاگران از فيلم «مارمولك» سينماهاى تهران و شهرستانها را رونق تازه اى بخشيده است.
رهگذرانى كه ازجلوى سينماهاى نمايش دهنده «مارمولك» مى گذرند، شاهد صف هاى طويلى از علاقه مندان تماشاى اين فيلم كمدى هستند اما دست اندركاران سينما هرروز جدول فروش سينماها را دنبال مى كنند تا ببينند منحنى فروش اين فيلم تا چه اندازه اى بالاتر خواهدرفت.
آخرين فيلم كمال تبريزى تا جمعه گذشته كه ۱۰روز از نمايش آن مى گذشت ۳۱۷ ميليون تومان فروش كرده بود كه اين رقم نشان مى دهد، هرروز به طورميانگين، ۳۱ميليون و ۷۰۰هزارتومان از سهم فروش سينماها عايد فيلم «مارمولك» شده است و البته اين رقم چه درروزهاى آغازين و چه در هفته اول ركورد تازه اى در سينماى ايران به شمارمى آيد.
دراين نوشته بنانيست درخصوص علل فروش و جذابيت اين فيلم «ويژه» سخن بگوييم بلكه تلاش كرده ايم سينماى كمدى را درتاريخ سينماى ايران بطورگذرا بررسى كنيم. درخصوص دلايل موفقيت فيلم «مارمولك» در هفته هاى آينده خواهيم نوشت.
| كمدى در سينماى ايران
آثاركمدى در سينماى ايران ـ همچون در سايرملل صاحب سينما ـ ازهمان آغاز موردتوجه سينماگران قرارگرفته است.
«آبى ورابى» كه درسال ۱۳۰۹ توسط آوانس اوگانيانس ساخته شده است به عنوان اولين فيلم سينماى ايران ماجراهاى خنده آور دومرد كوتاه و بلند را درموقعيت هاى مختلف نشان مى دهد.
درسالهاى بعد كارگردانان مختلف به مضامين كمدى مى پرداختند اما تعداد آثارى كه در ژانر كمدى بگنجد بسيارمحدودبود، درواقع سازندگان تلاش مى كردند از فرمول شوخى و خنده به عنوان يكى ازعناصر گيشه پسند در آثارخود استفاده كنند.
عنصرخنده در اين گونه آثار به حضور مردى چاق، مرد بسياركوتاه، زشت و... محدود و تلاش مى شد با استفاده از ديالوگ هاى خنده دار كه عمدتاً توسط دوبلورها برروى شخصيت هاى فيلم گذاشته مى شد، تماشاگر را به خنده واداركند.
دربرخى از آثار نيز به فراخور حضور چهره هاى كمدى نظير نصرت الله وحدت، ميرى، تقى ظهورى و... كه به عنوان شخصيت هاى اصلى داستان استفاده مى شدند فضايى كمدى فراهم مى آمد.
جداى از اين يك سرى فيلم توسط كارگردانهاى مختلف همچون امين امينى، پرويز نورى، جلال مقدم و... ساخته شد كه گرشارئوفى، منصور سپهرنيا و محمدمتوسلانى درآنها بازى مى كردند.دراين فيلمها عمدتاً به موضوعات مختلف باحضور اين سه شخصيت كمدى پرداخته مى شد.
پرويز صياد نيز به عنوان يك كمدين مطرح درسرى فيلمهاى «صمد» موفقيت هايى در جذب مخاطب به دست آورد و ساير آثاركمدى درسينماى پيش ازانقلاب اسلامى چندان درچارچوب ژانركمدى قرارنمى گيرند و آثارى نيز كه ذكر آنها رفت معمولاً به جاى خلق موقعيت هاى كمدى از كمدى كلام بهره مى بردند.
| سينماى كمدى در بعد ازانقلاب اسلامى
درسالهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى بواسطه فضاى انقلابى كه درجامعه موجودبود، اغلب آثار سينماگران موضوعاتى مذهبى، انقلابى و حماسى داشت و كمتر به سينماى كمدى پرداخته مى شد.
درسال ۱۳۵۷ عمده فيلمهاى به نمايش درآمده محصول سالهاى قبل ازانقلاب بود.
درسال ۱۳۵۸ نيز تنها فيلمى از فضاى طنز (ونه كمدى) بهره مى برد، «سرخپوستها» ساخته غلامحسين لطفى بود كه به گرفتاريهاى سياهى لشگرهاى سينما مى پرداخت.
دراين سال «اوكى مستر» نيز به نمايش درآمد كه ساخته پرويز كيمياوى است و درباره حضور يك مستشار خارجى دريك روستاست كه براى كسب امتياز استخراج نفت دست به هركارى مى زند.
سال ۱۳۵۹ با نمايش فيلم «ميراث من جنون» ساخته مهدى فخيم زاده همراه بود كه تنها در لحظاتى فضاى مفرح با خود همراه داشت و اثرى كمدى به شمارنمى آيد.
درسال بعد اولين فيلم كمدى سينما در فضاى جديد به نمايش درآمد.«خانه آقاى حقدوست» ساخته محمودسميعى بود كه اثرى بدون كلام بود و تلاش مى كرد با خلق فضايى شاد و موقعيت هاى كمدى وضعيت يك خانه به دوش را ترسيم كند كه درنهايت وقتى خانه دارمى شود، آن را به يك مستحق واگذارمى كند. اين فيلم محصول شبكه اول سيما بود.
درسال ۱۳۶۱ «حاجى واشنگتن» ساخته شد كه البته تاچندسال پيش در محاق توقيف بود.
اين فيلم ساخته على حاتمى و محصول شبكه اول سيما بود كه على رغم فضاى نوستالژيك فيلم درلحظاتى از عناصر كمدى بهره مى برد اما به هرحال اثرى كمدى نيست.
درسالهاى بعد آثاركمدى بدين شرح ساخته شده و به نمايش درآمدند: در سال ۶۲ «جايزه» ساخته عليرضا داوودنژاد» ، سال ۶۳ «مردى كه زيادمى دانست» از يدالله صمدى، سال ۶۴ «تشريفات» ساخته مهدى فخيم زاده (كمدى سياسى)، «شهر موشها» از محمدعلى طالبى و مرضيه برومند (در حوزه سينماى كودك و نوجوان)، «مدرك جرم» ساخته منوچهر حقانى پرست، «كفشهاى ميرزانوروز» ساخته محمد متوسلانى، «مردى كه موش شد» از احمد بخشى و «اتوبوس» ساخته يدا• صمدى.
در سال ،۱۳۶۵ «مأموريت» ساخته حسين زندباف و «اجاره نشينها» از داريوش مهرجويى، سال ۶۶ «تحفه ها» ساخته ابراهيم وحيدزاده و «خارج از محدوده» به كارگردانى رخشان بنى اعتماد، سال ۶۷ «ارثيه» از كاظم بلوچى، «جعفرخان از فرنگ برگشته» ساخته على حاتمى ‎/ محمد متوسلانى، «روز باشكوه» از كيانوش عيارى، «زرد قنارى» از رخشان بنى اعتماد، «گراندسينما» ساخته حسن هدايت و «هى جو» از منوچهر عسگرى نسب.
در سال ۶۸ «اى ايران» ساخته ناصر تقوايى، «پول خارجى» از رخشان بنى اعتماد، «خواستگارى» به كارگردانى مهدى فخيم زاده و «زير بامهاى شهر» از اصغر هاشمى، در سال ۶۹ «آپارتمان شماره ۱۳» و «على و غول جنگل» (در حوزه سينماى كودك)، در سال ۷۰ «جيب برها به بهشت نمى روند» از ابوالحسن داوودى، «دو نفر و نصفى» ساخته يدا• صمدى، «ديگه چه خبر» از تهمينه ميلانى و «سيرك بزرگ» ساخته احمد خواجويى، در سال ۷۱ «چهارشنبه عزيز» از حميد تمجيدى، «دلاوران كوچه دلگشا» ساخته حسن هدايت، «مأموريت آقاى شادى» به كارگردانى محمدرضا زهتابى، «مجسمه» ساخته ابراهيم وحيدزاده و «هنرپيشه» از محسن مخملباف، در سال ۷۲ «روز فرشته» از بهروز افخمى و «همسر» ساخته مهدى فخيم زاده، در سال ۷۳ «رؤياى نيمه شب تابستان» از داريوش مؤدبيان، «من زمين را دوست دارم» ساخته ابوالحسن داوودى و «كلاه قرمزى و پسرخاله» از ايرج طهماسب (در حوزه سينماى كودك)، در سال ۷۴ «پاكباخته» به كارگردانى غلامحسين لطفى و «ليلى با من است» از كمال تبريزى، در سال ۷۵ «آقاى شانس» ساخته رحمان رضايى، «تحفه هند» از محمدرضا زهتابى و «معجزه خنده» به كارگردانى يدا• صمدى، در سال ۷۶ «آدم برفى» از داود ميرباقرى، در سال ۷۷ «جنگجوى پيروز» از مجتبى راعى، «دنياى وارونه» از شهريار بحرانى و «مرد عوضى» ساخته محمدرضا هنرمند، در سال ۷۹ «عشق شيشه اى» از رضا حيدرنژاد، «عينك دودى» ساخته محمدحسين لطيفى و «موميايى ۳» ساخته محمدرضا هنرمند، در سال ۸۰ «خواب سفيد» از حميد جبلى، در سال ۸۱ «دختر شيرينى فروش» ساخته ايرج طهماسب، «سيندرلا» از مسعود رسام و بيژن بيرنگ، «عزيزم من كوك نيستم» ساخته محمدرضا هنرمند و در سال ۸۲ «توكيو بدون توقف» از سعيد عالم زاده ، «كلاه قرمزى و سروناز» از ايرج طهماسب در حوزه سينماى كودك، «عروس خوشقدم» از كاظم نيك رفتار و «عشق فيلم» از ابراهيم وحيدزاده.
| آثار كمدى در جدول پرفروشها
همانطور كه گفته شد، عمده آثار پرفروش در سالهاى پيش از انقلاب، از عناصر سينماى كمدى استفاده كرده اند، اما به عنوان يك اثر مستقل در ژانر كمدى به شمار نمى آيند. به هرحال برخى از فيلمها كه نزديكى بيشترى با سينماى كمدى داشتند، در جدول پرفروش ترين آثار سينماى ايران، اين اسامى قرار دارند: «آسمون جل» ساخته نصرت ا• وحدت در سال ۱۳۳۸ با حدود ۴۰۰ هزار تومان، «شوهر پاستوريزه» از نصرت ا• وحدت در سال ۱۳۵۰ با ۱‎/۵ ميليون تومان، «ممل آمريكايى» ساخته شاپور قريب با ۲ ميليون و ۱۵۰ هزار تومان در سال ۱۳۵۳ .
اما در سينماى بعد از انقلاب اولين فيلم پرفروش كمدى «اجاره نشينها» ساخته داريوش مهرجويى است كه در زمان خود در سال ۱۳۶۶ بيش از ۱۸ ميليون تومان فروش كرد كه بى سابقه بود، بعدها در سال ۱۳۷۱ فيلم «ديگه چه خبر» ساخته تهمينه ميلانى با ۳۰ ميليون تومان در سال ۱۳۷۱ گرچه ركورد فروش فيلمهاى كمدى را شكست، اما پيش از آن در سال ۷۰ فيلم «عروس» ساخته بهروز افخمى ۳۸ ميليون تومان فروش كرده بود. در سال ۱۳۷۲ فيلم «هنرپيشه» كه درخصوص زندگى يك كمدين ايرانى بود، با ۵۱ ميليون تومان فروش، ركورد همه فيملهاى تاريخ سينماى ايران را (به لحاظ ريالى) شكست. در سال ۱۳۷۶ نيز فيلم «آدم برفى» ساخته داود ميرباقرى كه بعد از چند سال توقيف به نمايش درمى آمد، با ۱۲۶ ميليون تومان ركورد تازه اى در سينماى كمدى از خود برجاى گذاشت. البته «خواهران غريب» و «كلاه قرمزى و سروناز» در حوزه سينماى كودك و نوجوان ـ كه البته دومى كمدى نيز هست ـ رقم بالاترى فروش كرده بودند. درسال ۱۳۷۷ «مرد عوضى» از محمدرضا هنرمند با ۴۳ ميليون تومان گرچه پرفروش ترين فيلم سال شد، اما اين رقم در مقابل فيلمهاى پرفروش سالهاى پيش بسيار ناچيز بود. در سال ۱۳۸۱ قسمت دوم كلاه قرمزى يعنى «كلاه قرمزى و سروناز» به روى پرده آمد و ۵۴۲ ميليون تومان فروخت كه البته پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماى ايران تا امروز (به لحاظ ريالى) به شمار مى آيد. سال گذشته نيز فيلم «توكيو بدون توقف» ساخته سعيد عالم زاده با ۴۱۶ ميليون تومان در صدر جدول قرار داشت و «عروس خوشقدم» نيز در رده دوم قرار داشت كه البته فيلمى كمدى است. فيلم كمدى ديگر سال يعنى «عشق فيلم» از ابراهيم وحيدزاده در رتبه ۲۸ از مجموع ۳۶ فيلم به نمايش درآمده سال ۸۲ قرار دارد.
| مارمولك در ماراتن فروش
فيلم «مارمولك» تا جمعه گذشته ۳۱۷ ميليون فروخته و تا امروز قطعاً از مرز ۵۰۰ ميليون تومان گذشته است، اگر اين سير به طور طبيعى پيش برود، اين فيلم شگفتى آفرين خواهد بود و رقمهاى افسانه اى را براى تهيه كنندگان و البته سينماى ايران به همراه خواهد داشت. منتظر مى مانيم تا ببينيم.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   بين الملل   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   حقوق   | 
|   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   تصوير   | 
|   گوناگون   |   ارتباطات   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |