مجموعه نقطه چين درحال حاضر تنها مجموعه طنز شبانه تلويزيون است كه هر شب از شبكه ۳ سيما پخش مى شود. در فرصتى كه البته به سختى هم به دست آمد، سر صحنه نقطه چين رفتيم. در همان بدو ورود به لوكيشن محبوبه رياستى روابط عمومى سريال تذكرات آيين نامه اى داد كه گزارش پشت صحنه نمى گيريد، مهران مديرى، سحر ولدبيگى، سيامك انصارى و رضا شفيعى جم مصاحبه نمى كنيد و الى آخر. در همان نگاه اول آنچه به نظر مى رسيد، تلاش عوامل پشت صحنه بود. عواملى كه هيچ وقت ديده نمى شوند، اما بيشترين زحمات را براى توليد مجموعه مى كشند. به هرحال از مجموعه ۲ ساعت حضور در نقطه چين، مجموعه گفت و گوهايى انجام داديم كه مى خوانيد:
سحر جعفرى جوزانى
كسى باور نمى كرد كه سحر جعفرى جوزانى با توجه به نقشهاى جدى كه در سينما و تلويزيون بازى كرده بود، در يك مجموعه طنز بازى كند. البته هم توانسته در اجراى نقش منيژه موفق عمل كند.
\ با توجه به كارهاى قبلى شما در سينما و تلويزيون، چگونه بازى در يك سريال طنز را پذيرفتيد؟
> كارهاى مهران مديرى را دوست دارم. اول اينكه ايشان با حداقل امكانات، كار مردم پسند و خوب انجام مى دهند، دوم اينكه تا جايى كه به كار لطمه نزند، به بازيگران آزادى عمل مى دهند كه اين نگرش و طرز برخورد با بازيگر، ريشه در تئاترهاى سنتى ايران دارد. اين دو ويژگى به بازيگر كمك مى كند تا به تجربه هاى جديدى از توانايى هاى خود برسد. علت حضور من در نقطه چين بر اساس اين شناخت صورت گرفت.
\ در نگاه اول به نظر مى رسد نقش «منيژه» در اين سريال تا حدودى شبيه به نقشى است كه شما در سريال آژانس دوستى بازى كرديد؟
> شايد علاقه شديد به همسر و تلاش در ايجاد فضاى دلپسند خانوادگى در هر دو شخصيت يكسان باشد، اما از نظر طبقاتى اين دو با هم تفاوت بسيارى دارند كه به طور طبيعى گفتار و رفتارشان هم با يكديگر متفاوت است.
\ نقش منيژه را در كل چگونه ديديد؟
> منيژه آدم تحصيلكرده اى است كه خيلى خوش بين و رمانتيك است كه با طرح و توطئه ها نمى تواند ارتباط برقرار كند. هر وقت وارد روزمرگى ها و توطئه هاى آدمهاى پيرامونش مى شود، گيج و گول عمل مى كند و خنده دار مى شود. از هر فرصتى استفاده مى كند تا علاقه شديد خود را به همسرش ابراز كند و اين عمل او باعث مى شود نقشه هايى كه خواهرش مى كشد، لو رود.
\ با توجه به اينكه سريال روتين به گونه اى است كه يك بازيگر هر شب تكرار مى شود، چقدر فكر مى كنيد اين كار لطمه اى به بازيگرى شما نمى زند؟
> به نظر من كار روتين براى بازيگر يك خودآزمايى است. همين كه بازيگر مى تواند حاصل كار خود را بلافاصله در جامعه ببيند و با استفاده از نظر بينندگان خود را تصحيح كند، يك ارزش است. اين نوع كار در بيشتر تلويزيونهاى جهان بينندگان پر و پا قرصى دارد. درحال حاضر پربيننده ترين طنزهاى آمريكايى مجموعه «دوستان» است كه به علت موقعيت فراوان و حضور ستاره هاى بازيگرى كه به صورت افتخارى در آن بازى مى كنند، پربيننده است. كار روتين هيچ وقت به بازيگر لطمه نمى زند. اگر بازيگر به كارى كه انجام مى دهد، باور نداشته باشد، مردم هم او را باور نخواهند كرد. دوست دارم لبخندى بر روى لبهاى مردم ايجاد كنم. به محض اينكه احساس كنم تكرارى و بى ارزش شده ام، خودم خواهم رفت.
\ بعد از فيلم سينمايى چشمهايش به نظر مى رسد حضورتان در سينما و تلويزيون كمرنگ شده است؟
> اينطور نيست. من همانقدر كه وقتم اجازه مى داد، كار كرده ام. البته فيلمنامه هاى خوبى را هم به علت كمبود وقت رد كرده ام كه بعدها با ديدن فيلم آن متأسف شده ام. اما واقعيت اين است كه كارهاى دانشگاه و مطالعات بيش از اين برايم وقت نگذاشته است.
\ در كار جديد پدرتان «در خشم باد» نيز حضور داريد؟
> بله در «خشم باد» نقش متفاوت و پررنگى دارم. از آن نقشهايى كه هميشه آرزويش را داشتم. پر از پيچيدگى و آشفتگى هاى زندگى در عصرى نامتعادل و تاريخى. عصرى سرنوشت ساز براى كشور، دهه بيست، دهه شور و عشق و جنگى ناخواسته. آرزو مى كنم هرچه زودتر كار شروع شود.
ساعد هدايتى
از سال ۵۶ بازيگرى را شرورع مى كند، اما ۲۵ سال فرصت بازى پيدا نمى كند تا اينكه به مهران مديرى معرفى مى شود. آدم خجالتى و احساسى كه طنازى هاى خاص خودش را دارد.
\ به غير از مجموعه هاى طنز پيشنهاد ديگرى براى بازيگرى داشتيد؟
> در جريان اين كار چند پيشنهاد داشتم كه به علت فشردگى كار نتوانستم بپذيرم.
\ بيشتر تمايل داريد در كارهاى طنز حضور داشته باشيد؟
> من كار جدى را بيشتر از كار طنز دوست دارم، اما ظاهرم شوخ و طناز است و بيشتر براى اين كارها انتخاب مى شوم.
\ اولين حضور شما در تلويزيون در كدام سريال بود؟
سال ۵۶ در سريال تلاش بود و بعد از ۲۰ سال از طريق دوستانم به آقاى مديرى معرفى شدم.
\ چطور شد كه در طول اين ۲۰ سال كارى انجام نداديد؟
> كار و زندگى و تشكيل خانواده، فرصت بازى كردن را از من گرفت.
\ چطور شد كه وارد بازيگرى شديد؟
> از دوران نوجوانى و كودكى به بازيگرى علاقه داشتم. در مكتب وقتهاى بيكارى از من مى خواستند تا نقشهايى را اجرا كنم. در دوران دبيرستان هم زنگهاى تفريح، گروه تشكيل مى داديم و تئاتر بازى مى كرديم، آن زمان براى بازى كردن در فيلم به يكى از استوديوهاى بازى فيلم رفتيم. اولين كارى كه بازى كردم، در نقش سياه لشگر بودم. كارگردان آن آقاى منطقى بود. بعد در نقشهاى سوم و چهارم بازى كردم.
\ اولين بارى كه كارگردانى را مى ديديد، چه كار كرديد كه متقاعد شد بازيگر هستيد؟
> وقتى با آقاى منطقى صحبت كردم، اول گفت اين كار نبايد به درست لطمه بزند. بعد هم از من خوشش آمد و عكسى از من گرفت. فرم پر كردم و بعد تماس گرفتند.
\ بعد از اين ملاقات بازيگر شده اى؟
> حس مى كردم يك بازيگر حرفه اى شده ام. وقتى هم از جلوى دوربين رد شدم، مدعى حرفه اى بودن داشتم. وقتى كار پخش شد، بين بچه ها بروبيايى داشتيم.
\ چندبار اولين فيلمى را كه بازى كرديد، ديديد؟
> در آنونس فيلم خودم را ديدم. تا به خودم جنبيدم، فيلم از روى پرده برداشته شده بود. دوستانم كارم را ديده بودند، كلى عكس با من گرفتند.
\ در دبيرستان چه رشته اى خوانده ايد؟
> علوم طبيعى خواندم. مى گفتند اين رشته براى دخترهاست. ۲۶ سال است كه شغل من در زمينه پزشكى است و اين رشته خيلى كمكم كرد.
\ به چه درسهايى علاقه داشتيد؟
> در ورزش نمره ۲ يا ۳ مى آوردم، چون از اول چاق بودم. ديكته ام خوب بود. فارسى را هم خوب مى خواندم. بيشتر نمرات ۱۴ يا ۱۵ بود.
\ به ورزش علاقه نداشتيد؟
> فكر مى كردم اگر زمانى پيشنهاد خوبى در بازيگرى داشته باشم، خودم را لاغر مى كنم، اما هيچ وقت هم اين اتفاق نيفتاد. در زمان خدمتم هم بيشتر بچه ها مى دويدند و من لباسهاى آنها را نگه مى داشتم.
\ خيلى اضافه خدمت داشتيد؟
> بيشتر كارهاى دفترى به من مى دادند.
\ چند تا بچه داريد؟
> يك پسر و يك دختر دارم.
\ در مورد كارهاى شما چه مى گويند؟
> بيشتر كارهايم را نقد مى كنند. به خصوص پسرم كه در اين زمينه درس مى خواند.
\ به نظر مى رسد خيلى درونگرا و خجالتى هستيد. چگونه در زمينه طنز فعاليت مى كنيد؟
> خودم هم نمى دانم.
\ در محل كار چگونه با شما برخورد مى كنند؟
> همان ساعد هميشگى هستم.
\ حرف آخر؟
> دوست دارم همه دست اندركاران اين كار به سراغ افرادى بروند كه كارشان خوب است اما در انزوا هستند. فقط از چهره هاى معروف و محبوب و صاحب نام استفاده نكنند.
على كاظمى
همان «اسى» خلافكار است. به خاطر جثه بزرگش اين نقش را به او پيشنهاد مى كنند. از بچگى عاشق بازيگرى بوده و كارش را از پشت صحنه از دستيارى تداركات شروع كرده و الآن مدير تداكرات است.
\ مثل اينكه فقط در نقش هاى خشن بازى مى كنيد؟
> بله. به خاطر فيزيكم بيشتر براى اين نقش ها انتخاب مى شوند.
\ درباره نقش «اسى» توضيح دهيد. ايده چه كسى بود كه وارد داستان شديد؟
> «اسى» يك آدم قلدر و كلك است. مردم با اين نقش ارتباط برقرار كردند. خودم هم از اين شخصيت خوشم مى آيد نه به خاطر قلدريش بلكه به خاطر فيزيكى كه دارم بهتر بتوانم اين نقش را بازى كنم. پيشنهاد نويسنده و كارگردان بود كه «اسى» وارد داستان شد.
\ اين شخصيت براساس فيزيك شما الگوبردارى شد؟
> بله.
\ براى اولين بار در مجموعه هاى آقاى مديرى بازى كرديد؟
> خير قبلاً هم بازى كرده بودم. در حجربن عدى نقش نگهبان زندان را برعهده داشتم. در ملاصدرا نقش يك پهلوان را داشتم. در آژانس دوستى چند اپيزود بازى داشتم. سريال روزهاى آرزو هم بودم. در فيلم توكيو بدون توقف نقش يك بادى گارد را داشتم.
\ چگونه وارد اين كار شديد؟ با توجه به اينكه مديريت تداركات اين مجموعه را برعهده داريد؟
> مديريت تداركات كار مشكلى است به خاطر همين زياد نمى توانم جلوى دوربين باشم. پيشنهادهاى زيادى در زمينه بازى داشتم.
\ در كدام كار بيشتر معروف شدى؟
> در فيلم توكيو بدون توقف در بين مردم معرفى شدم.
\ از كى عاشق سينما شدى.
> در دوران بچگى فيلم ديدن را دوست داشتم. ۱۲ سال است كه در پشت صحنه در قسمت توليد و تداركات بودم و از دستيارى تداركات شروع كردم و ۳ سال است كه به صورت نيمه حرفه اى جلوى دوربين رفتم. دوست دارم در آينده بتوانم تهيه كننده شوم.
\ در بچگى چه فيلم هايى بيشتر دوست داشتى ببينى؟
> فيلم هاى اكشن. فيلم هاى تگزاسى را دوست داشتم. دوست داشتم شبيه ناصر ملك مطيعى شوم. از بازى بهروز وثوقى هم خوشم مى آمد. چون از بچگى از نظر بدنى يك سروگردن از بچه هاى ديگر بزرگتر بودم دوست داشتم مثل ملك مطيعى باشم.
\ الآن چند كيلو هستيد؟
> ۱۴۰ كيلو. يك مدت رزمى كار مى كردم. اما الآن كه وزنم زياد شده فقط شنا و سونا مى روم.
وحيد ميهن دوست
بيشتر به عنوان دستيار كارگردان شناخته شده است. البته بازى هم مى كند. در سريال نقطه چين نقش پنجشنبه را دارد يك آبدارچى فضول. سينما را با گريم شروع كرد و يك روز پيشنهاد دستيارى كارگردان را از آقاى چگينى شنيد و پذيرفت.
\ در نقطه چين هم پشت دوربين هستيد هم بازى مى كنيد؟
> رشته اصلى من كارگردانى است. بازيگرى را از رشته كارگردانى دوست دارم.
\ پيشنهاد نقش پنجشنبه، از آقاى مديرى بود؟
> پيشنهاد اين نقش و اسم آن فكر سليمان قاسم خانى بود كه يك آبدارچى بسيار پررو و فضول باشد كه فقط به ددى احترام مى گذارد. به خاطر همين اسمش را گذاشتند پنجشنبه.
\ چرا پنجشنبه؟
> فكر مى كنم مى خواستند اسمى را انتخاب كنند كه عام نباشد تا به نقش آبدارچى كمك كند.
\ با توجه به اينكه آقاى مديرى در مجموعه بازى مى كند؛ وظيفه شما چقدر سخت تر مى شود؟
> يك دستيار كارگردان بايد با ۵۰ نفر با اخلاق و رفتار خودشان برخورد كند. زمانى كه آقاى مديرى بازى مى كنند ما بايد بر گروه تمركز داشته باشيم و آنها را دراختيار داشته باشيم.
\ دستيار كارگردانى را با كارهاى آقاى مديرى شروع كرديد؟
> قبل از اين كار گريمور بودم. حدود ۳ سال گريم كار كردم و دستيار كارگردانى را با آقاى مديرى شروع كردم.
\ چگونه به عنوان دستيار كارگردان انتخاب شديد؟
> پيشنهاد آقاى چگينى بود. گفت روابط عمومى خوبى دارى و مى توانى دستيار كارگردان شوى. من هم به كارهايى كه بايد يك دستيار كارگردان انجام دهد آشنا بودم؛ قبول كردم. تحرك را دوست دارم.
جمال شمس (نورپرداز)
فارغ التحصيل رشته بازيگرى است كه فعاليت هنرى خود را با منوچهر شمسايى در زمينه نورپردازى شروع كرده است. به خاطر علاقه اى كه به عكاسى و فيلمبردارى داشتم، تصميم گرفتم نورپردازى را ياد بگيرم.
\ ويژگى نورپردازى مجموعه هاى روتين چه چيزى است؟
> شكل نورپردازى براساس نوع كار و سليقه كارگردان ها متفاوت است. برخى مى خواهند براساس فيلمنامه باشند و برخى تمايل دارند نورپردازى كارشان پرتره باشد.
\ نوع نورپردازى در اين مجموعه چگونه است؟
> كارهاى روتين به دليل سرعت بالايى كه در ضبط برنامه دارد. قدرت عمل را از نورپرداز مى گيرد. تقريباً سرعت در اين نوع كارها بر سليقه ارجحيت دارد. در نورپردازى كارگردان يكسرى پيشنهادهايى درباره نورپردازى دارد كه در كل كار رعايت مى شود. چون لوكيشن اين مجموعه سقف كوتاهى دارد و قبلاً نيز اينجا را نديده بوديم بيشتر از نورهاى تزئينى استفاده مى كنيم.
سعيد پيردوست
تكه كلام «آره قربونش برم» خيلى خوب گرفت. در نقش هاى جدى و اجتماعى نيز توانايى هايى دارد. كارش را با نقش هاى جدى شروع كرده اما در فيلم توكيو بدون توقف متوجه شد كه در زمينه طنز نيز مى تواند كار كند.
\ كار جديدى در سينما داريد؟
> در كار جديد سيروس الوند رستگارى در ساعت ۸ و ۲۰ دقيقه بود كه بازى كردم. در برگ برنده اين كارگردان و سربازان جمعه نيز حضور داشتم.
\ اكثر نقش هايى كه در سينما به شما پيشنهاد مى شود در چه زمينه هايى است؟
> در سربازان جمعه نقش پدر فروتن و مريلا زارعى را دارم. آدمى كه به خاطر مريضى زنش، زن ديگرى مى گيرد. در برگ برنده شخصيت خاصى دارد و طنز نيست. در رستگارى هم مدير يك آژانس هستم. اصولاً كارهايى كه در سينما به من پيشنهاد مى شود با تلويزيون متفاوت است. قبل از سريال پاورچين هم اينگونه بود.
\ از چه زمانى وارد كار طنز شديد؟
> از فيلم توكيو بدون توقف وارد كارهاى طنز شدم.
\ به نظر مى رسد بيشتر در رل هاى جدى و اجتماعى سينما آزادى عمل داريد؟
> بستگى به فرمى دارد كه كارگردان از بازيگر مى خواهد. آزادى عمل در آنجا فرق دارد. وقتى در يك كار شبانه بازى مى كنيم كه بايد زود به پخش برسد فرصتى نمى شود تا برروى شخصيت ها زياد فكر كنيم. تا قبل از پاورچين فكر نمى كردم كاراكتر طنزى را بپذيرم. اما ديدم در اين زمينه هم مى توانم بازى كنم.
\ باز هم تمايل داريد در اين زمينه فعاليت كنيد؟
> در كار سينمايى طنز و يا سريال هفتگى كه شخصيت بهتر شناخته شود و جاى كار داشته باشد بازى مى كنم.