حميد استيلى، سال ها پيش، وقتى در اوج دوران بازى اش بود، به بهانه كنارگذاشته شدن على پروين، تيم پرسپوليس را ترك كرد و گفت تا زمانى كه پروين از تيم بيرون باشد، او هم بر نخواهد گشت.
استيلى آن زمان يكى از بهترين بازيكنان فوتبال ايران بود و به راحتى مى توانست در هر تيمى كه دوست دارد بازى كند. او با آگاهى از اين موضوع، سر حرفش ماند و فقط روزى به پرسپوليس برگشت كه پروين دوباره سرمربى شده بود.
سال گذشته تاريخ تكرار شد واو بايد دوباره پرسپوليس بدون پروين را كنار مى گذاشت. اما اين بار شرايط خيلى فرق كرده بود. شايد نه پروين، آن مرد اسطوره اى گذشته بود و نه حميد استيلى، جوانى ناپخته كه براساس احساساتش تصميم بگيرد. به همين دليل، برخلاف انتظار، استيلى قبول كرد كه در پرسپوليس بدون پروين باقى بماند تا آخرين سالهاى دوران فوتبال اش را همين جا سپرى كند. ماه ها نيمكت نشينى، نتيجه محافظه كارى، جوان سركش ديروز بود. در طول اين مدت، برخلاف على دايى و افشين پيروانى، او هيچ گاه نتوانست جزو مردان معتمد، وينكوبگوويچ سرمربى پرسپوليس باشد و در نهايت، چهارشنبه شب گذشته در ليست هفت بازيكنى قرار گرفت كه سال ديگر جايى در تيم نخواهند داشت.
ديروز، روزنامه پيروزى، ارگان غير رسمى باشگاه پرسپوليس، نوشته بود كه استيلى بعد از شنيدن اين خبر گريه كرده است. اما وقتى ما با او تماس گرفتيم، آرام بود و تأكيد مى كرد كه عصر دوباره سر تمرين تيم مى رود تا ببيند چه اتفاقى افتاده كه مى خواهند او را بيرون كنند.
\ خبر عجيبى بود. همان شب ما با شما تماس گرفتيم، جواب نداديد. روزنامه ها نوشته بودند خيلى ناراحت شده ايد.
> به هر حال براى من خبر عجيبى بود. واقعاً نمى دانستم چه اتفاقى افتاده كه اين تصميم را گرفته اند. الآن هم نمى دانم.
\ عصر چهارشنبه شما در اعتراض به عقب افتادن حقوق ها، تمرين نكرده ايد. آيا ممكن است اين دليل اخراج تان باشد؟
> مگر فقط من يا اين هفت نفر تمرين نكرديم؟ نه فكر نمى كنم اين باشد.
\ سرتمرين چه اتفاقاتى افتاد؟
> ما رفتيم آنجا، قرار شد همه تمرين نكنند تا وضعيت پرداختى ها مشخص شود. همه با هم آمديم بيرون. مربى گفت من از همه تيم حمايت مى كنم بايد حقوق بچه ها پرداخت شود. بعدش ما رفتيم، يكى دو ساعت بعد گفتند هفت نفر اخراج شده اند. اصلاً من مانده بودم چه اتفاقى افتاده.
\ فكر مى كنيد به قضيه تمرين نكردن ربط داشته؟
> نبايد ربط داشته باشد. اگر اين جورى باشد، كل تيم بايد اخراج شود. واقعاً نمى دانم چه اتفاقى افتاده. امروز مى روم سرتمرين، ببينم چى شده.
\ حقوق شما چند وقت عقب افتاده بود كه اعتراض كرديد؟
> بيشتر بحث پيش قراردادها بود تا حقوق. بالاخره بازيكن هم مشكل مالى دارد بايد به اين موضوع توجه شود.
\ شما در طول فصل گذشته، زياد فرصت بازى پيدا نكرديد. شايد مشكلات ديگرى هم بوده غير از بحث اعتراض هاى چهارشنبه.
> اصلاً. اگر بود بالاخره خود من هم در جريان قرار مى گرفتم. بچه ها شاهدند كه من در طول اين يك فصل چه جورى تمرين مى كردم. به شهادت اكثر بچه ها، تمرينات من طورى بود، كه حق ام بود بازى كنم. ولى هيچ وقت اعتراض نكردم كه چرا ذخيره ام. مى گفتم حق طبيعى مربى است كه يازده بازيكن اش را انتخاب كند. واقعاً هيچ وقت من به اين موضوع اعتراض نكردم. چون تيم ام را دوست داشتم و نمى خواستم مشكلى پيش بيايد.
\ تصميم بگوويچ ، آدم را ياد على پروين مى اندازد، او هم دوسال پيش يك دفعه ۹ نفر را از پرسپوليس اخراج كرد.
> على آقا را با اين ها مقايسه نكنيد. اصلاً قابل قياس نيستند. اگر راست مى گفتند بايد رو در روى آدم حرف مى زدند، نه اينكه بروند پشت سر و پيش اين و آن چيزى بگويند. تنها چيزى كه در اين پرسپوليس نيست، صداقت است. اين ها اصلاً صادق نيستند و مى ترسند رو درروى خود آدم حرفشان رابزنند.
\ چه چيزى هست كه نمى خواهند رودررو به شما بگويند؟
> راستش نمى دانم. لابد چيزى هست كه نمى خواهند ما بدانيم.
\ طرفداران پرسپوليس هم از اين وضعيت ناراحت هستند. ظاهراً چهار شنبه با بازيكن ها هم درگير شده اند.
> حق دارند بيچاره ها. سرما و گرما آمده اند، تيم شان را تشويق كرده اند، حالا دوست ندارند اين جورى باشد. ولى بايد اين را هم بدانند كه بچه هاى تيم هم مشكل دارند. بازيكن هم مشكل دارد.
\ چهارشنبه فرصت نشد اين ها را براى شان توضيح بدهيد؟ اصلاً چى مى گفتند؟
> مى گفتند نبايد عنوان كنيد تيم مشكل مالى دارد. بچه ها هم گفتند ما كه شغل دوم نداريم كه بگوييم به اين حقوق احتياج نداريم. البته گفتم كه ، آنها حق دارند، دوست دارند تيم شان وضع خوبى داشته باشد، ولى اين مشكلات را نمى دانند.
\ بحث شما به نتيجه اى هم رسيد؟
> تا حدودى به ما حق دادند.
\ چيزى كه جالب است، تصميم گيرى بگوويچ در غياب غمخوار است. فكر مى كنيد او در جريان بوده؟
> من اصلاً نمى دانم آقاى غمخوار تهران هستند يا نه.
\ ظاهراً رفته دبى.
> بالاخره مدير بايد اين موضوع را به ما بگويد. مدير بايد عذر بازيكن را بخواهد. توضيح بدهد كه اين مشكلات هست و ما مجبوريم اين كار را بكنيم. اين وسط هيچى رعايت نشده. اين هفت نفرى كه اخراج شده اند، درست كسانى هستند كه هيچ مشكلى براى تيم درست نكرده اند. همان هايى هستند كه اصلاً حرف نمى زنند.
\ با اين وضع، شما چه تصميمى خواهيد گرفت.
> امروز (پنجشنبه) با بقيه بچه ها مى رويم سر تمرين. به هر حال من قرارداد دارم، تازمانى كه مشخص نشود چرا اين تصميم را گرفته اند، مى رويم سر تمرين.
\ تاكى قرار داد داريد؟
> امسال تمام مى شود. مشكلى از آن بابت نيست ولى بايد تكليف آدم روشن شود.
\ شخصاً تمايلى داريد كه سال بعد در پرسپوليس بمانيد؟
> سال بعد را بعداً تصميم مى گيريم. الآن بايد ببينيم اين مشكل چى مى شود. مى شود حل كرد يا نه.